چیزی که باید نتیجه بده، بالاخره نتیجه میده.
حالا یا سه ماه بعد، یا سه سال بعد. برای نتیجه عجله نکن. به موقعش مشخص میشه.
حالا یا سه ماه بعد، یا سه سال بعد. برای نتیجه عجله نکن. به موقعش مشخص میشه.
Forwarded from آرشیو بیگانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎭 #DanielSloss - Jigsaw (2018)
«لازم نیست وارد رابطه شید تا زندگیتون کامل شه!»
این بیت از هزار تا فیلم و سخنرانی و داستان درمورد چیزای عاشقانه و رومانتیک بهتره. تک تک ثانیه هاش با خودتون میگید دقیقا همینه!
.
«یه کسایی که هیچ وقت یاد نگرفتن از تنهاییشون لذت ببرن بقیه رو استخدام میکنن که عاشقشون باشن»
پ.ن: من هیچ وقت نمیگم این پست رو بفرستید واسه بقیه، ولی این یکیو میگم، اونم فقط چون رو خودم خیلی تاثیر گذاشت وقتی دیدمش و حرفاش درسته!
پ.ن۲: آخر این اسپیشال دنیل اسلاس میگه که اگه به خاطر این اجرا من رابطه تونو میخواید تموم کنید تو توییتر بگید بهم. چند ماه پیش تو یه مصاحبه گفت این بیت باعث شده تا حالا بیشتر از ۹۰ هزار تا رابطه تموم شه و حدود ۱۵۰ تا ازدواج هم به طلاق ختم شه :))
«لازم نیست وارد رابطه شید تا زندگیتون کامل شه!»
این بیت از هزار تا فیلم و سخنرانی و داستان درمورد چیزای عاشقانه و رومانتیک بهتره. تک تک ثانیه هاش با خودتون میگید دقیقا همینه!
.
«یه کسایی که هیچ وقت یاد نگرفتن از تنهاییشون لذت ببرن بقیه رو استخدام میکنن که عاشقشون باشن»
پ.ن: من هیچ وقت نمیگم این پست رو بفرستید واسه بقیه، ولی این یکیو میگم، اونم فقط چون رو خودم خیلی تاثیر گذاشت وقتی دیدمش و حرفاش درسته!
پ.ن۲: آخر این اسپیشال دنیل اسلاس میگه که اگه به خاطر این اجرا من رابطه تونو میخواید تموم کنید تو توییتر بگید بهم. چند ماه پیش تو یه مصاحبه گفت این بیت باعث شده تا حالا بیشتر از ۹۰ هزار تا رابطه تموم شه و حدود ۱۵۰ تا ازدواج هم به طلاق ختم شه :))
جدیدا خیلی مادربزرگگونه پیام مینویسم.
شبیه کساییم که به عزیزانشون که مهاجرت کردن پیام میدن.
مثلا میرم پیوی فلانی و مینویسم :
"سلام
مدتی هست باهم صحبت نکردیم، دلم واست تنگ شده بود.
این عکس رو ازت دیدم خوشحال شدم.
مراقب خودت باش"
نمیدونم چرا اما با این سبک حال و احوال کردن راحتتر شدم. نه بحث رو میپیچونی، نه دنبال اینی که یه موضوع پیدا کنی و خودت رو به در و دیوار بزنی تا سر بحث باز شه، نه هی بنویسی سلام، چند ساعت بعد بگی خوبی، دوباره بری بعد بنویسی هیچی خبری نیست تو چه خبر.
ساده و بیسیک چیزی که میخوای رو میگی، از صفحه چت میای بیرون و میری دنبال زندگیت.
شاید مادربزرگها هم وقتی پیر میشن برای اینکه انرژی زیاد نسوزونن و هی بحث رو کِش ندن اینجوری مینویسن و حوصلهشون نمیکشه.
شاید من زود پیر شدم یا من راه بهینه رو پیدا کردم. بهرحال هرچی که هست من باهاش راحتم.
شبیه کساییم که به عزیزانشون که مهاجرت کردن پیام میدن.
مثلا میرم پیوی فلانی و مینویسم :
"سلام
مدتی هست باهم صحبت نکردیم، دلم واست تنگ شده بود.
این عکس رو ازت دیدم خوشحال شدم.
مراقب خودت باش"
نمیدونم چرا اما با این سبک حال و احوال کردن راحتتر شدم. نه بحث رو میپیچونی، نه دنبال اینی که یه موضوع پیدا کنی و خودت رو به در و دیوار بزنی تا سر بحث باز شه، نه هی بنویسی سلام، چند ساعت بعد بگی خوبی، دوباره بری بعد بنویسی هیچی خبری نیست تو چه خبر.
ساده و بیسیک چیزی که میخوای رو میگی، از صفحه چت میای بیرون و میری دنبال زندگیت.
شاید مادربزرگها هم وقتی پیر میشن برای اینکه انرژی زیاد نسوزونن و هی بحث رو کِش ندن اینجوری مینویسن و حوصلهشون نمیکشه.
شاید من زود پیر شدم یا من راه بهینه رو پیدا کردم. بهرحال هرچی که هست من باهاش راحتم.
یه جایی از زندگی هست که باید یاد بگیری
"آدمها تموم میشن." نه تمومی که خدافظی کنی و دو هفته بعد حرف بزنید، نه اونی که بری و دو سال دیگه بیای، نه یه بحث. تموم به معنای تموم شدن واقعی. به معنی دیگه صحبت نکردن، دیگه ندیدن همدیگه، تحریف صداها، قاطی کردن تاریخ تولد، فراموش کردن شوخیها، دور شدن، بستهبندی خاطرات، رفتن، گذر کردن، تموم شدن.
تموم شدن مثل وقتی که با دوست کلاس اولت خدافظی کردی. با اینکه خاطرههای خوشگل داشتید و خوشحال بودید، اما خدافظی کردید و دیگه همدیگه رو ندیدید. هالهای از لحظاتتون کف ذهنت مونده اما اون ادم دیگه نیست.
شده هم که با دوست دبستانت هنوز دوست باشی. جفتش اتفاق افتاده. اما کدوم بیشتر رخ داده؟
همون رفتنی که بیشتر اتفاق افتاده، بِیس زندگیه و قراره تا ابد بیشتر از اون یکی نقش ایفا کنه.
"آدمها تموم میشن." نه تمومی که خدافظی کنی و دو هفته بعد حرف بزنید، نه اونی که بری و دو سال دیگه بیای، نه یه بحث. تموم به معنای تموم شدن واقعی. به معنی دیگه صحبت نکردن، دیگه ندیدن همدیگه، تحریف صداها، قاطی کردن تاریخ تولد، فراموش کردن شوخیها، دور شدن، بستهبندی خاطرات، رفتن، گذر کردن، تموم شدن.
تموم شدن مثل وقتی که با دوست کلاس اولت خدافظی کردی. با اینکه خاطرههای خوشگل داشتید و خوشحال بودید، اما خدافظی کردید و دیگه همدیگه رو ندیدید. هالهای از لحظاتتون کف ذهنت مونده اما اون ادم دیگه نیست.
شده هم که با دوست دبستانت هنوز دوست باشی. جفتش اتفاق افتاده. اما کدوم بیشتر رخ داده؟
همون رفتنی که بیشتر اتفاق افتاده، بِیس زندگیه و قراره تا ابد بیشتر از اون یکی نقش ایفا کنه.
Forwarded from 𝙽𝚎𝚔𝚘𝙾𝚓𝚒𝚌𝚑𝚊𝚗 (-𝚜𝚊𝚗𝚊)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی این خیلی تکوندهنده بود برام..
احتمالا وقتی -Likely when
او و دوستانش - he and his friends
من میفهمم چه حالی داری.
میذارم خودت از پسش بربیای اما کنارت میمونم. تو تنها نیستی.
من بغلت میکنم.
میذارم خودت از پسش بربیای اما کنارت میمونم. تو تنها نیستی.
من بغلت میکنم.
Forwarded from زوربای صورتی🎀 (Saber)
کار دیگهای که نباید در تلگرام انجام بدید شوخی مکرر با خودکشیه. این عقیده که با هرچیزی میشه شوخی کرد یا نه یه بحث مفصل و جداگانهست که الان کاری بهش ندارم. شوخی زیاد با خودکشی باعث عادیسازی این مسئله شده. نوجوان ۱۵ ساله الان هر اتفاقی میفته میگه باید خودمو بکشم. میگه امتحان دارم خودمو بکشم کار دارم خودمو بکشم سیگار میخوام خودمو بکشم حوصلهم سررفته خودم رو بکشم و همه این چیزهارو میخونن و به دلیل وفور و عادی شدن اینگونه پیامها از کنارش رد میشن. این وسط افرادی که با صحبت کردن از خودکشی دارن ناخودآگاه کمک میخوان گم میشن. هیچکدوم ما نمیفهمیم کسی که روزانه صحبت از خودکشی میکرده کمک میخواسته چون فکر میکردیم شوخی میکنه. به همین سادگی. اون آدم خودش رو میکشه و ما نمیتونیم کمکش کنیم چون فکر میکردیم شوخی میکرده. اون میمیره و ما نابود میشیم. ما میمونیم و احساس گناهی که تا آخر عمرمون با خودمون حمل میکنیم. صحبت و بحث پیرامون هر مسئلهای قابل پذیرشه چون سوشال مدیا برای همینه، اما صحبتهایی که موجب عادیسازی یک مسئله میشن قابل پذیرش نیستن.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میتونی به هرچی میخوای اعتقاد داشته باشی. روح، زندگی پس از مرگ، بهشت و جهنم.
"ولی وقتی صحبت از این دنیاست،
احمق نباش."
"ولی وقتی صحبت از این دنیاست،
احمق نباش."
همهچیز خیلی سادهتر از اونی بود که من تصور میکردم. این من بودم که یک غول ساختم و از استرسش قدم از قدم جلو نبردم.
Forwarded from طنطن (tt)
گوش ثمین رو گرفتم و بردمش دبیرستانمون.
هنوز هم همون شکلی بود.
اینکه دیگه با مقنعه و بعنوان دانش آموز نرفتم توش حس جالبی بود.
به قول ثمین آقای "خ" رو دیدیم و اینقدر ذوق دارم از دیدنش که هنوزم دارم عین خر میخندم.
بازم شیطونی کردیم.
سعی کردم ترسش رو بریزم، سعی کردم فضا رو آروم و لطیف کنم، سعی کردم شوخی کنم تا بخنده و اون هزار تا کوفت و زهرماری که از مدرسه تو ذهنشه بره.
هنوز هم همون شکلی بود.
اینکه دیگه با مقنعه و بعنوان دانش آموز نرفتم توش حس جالبی بود.
به قول ثمین آقای "خ" رو دیدیم و اینقدر ذوق دارم از دیدنش که هنوزم دارم عین خر میخندم.
بازم شیطونی کردیم.
سعی کردم ترسش رو بریزم، سعی کردم فضا رو آروم و لطیف کنم، سعی کردم شوخی کنم تا بخنده و اون هزار تا کوفت و زهرماری که از مدرسه تو ذهنشه بره.
یک تقلب برای وقتی که میخواید مطلبی رو توضیح بدید :
اگر در ابتدای بحث یه چالش مثل طرح مسئله راه بندازید و جوابش رو به صورت لقمه آماده ندید و در حین توضیحاتتون کاری کنید به جواب برسن، ادمها با دقت و اشتیاق بیشتری به شما گوش میدن و احتمال اینکه باهاتون همراه شن بالاتر میره.
چون تشنهی فهمیدن جواب مسئله میشن و کنجکاو میشن تا بفهمن جواب سوال چی میشد؟
یه جورایی معامله برد-برده هم شما از انتقال مفهوم لذت میبرید و هم اونها دلشون میخواد بفهمن.
سعی کنید بحث رو با یک مسئله و چالش شروع کنید و ذهنشون رو درگیر کنید تا بهتر بفهمن.
اگر در ابتدای بحث یه چالش مثل طرح مسئله راه بندازید و جوابش رو به صورت لقمه آماده ندید و در حین توضیحاتتون کاری کنید به جواب برسن، ادمها با دقت و اشتیاق بیشتری به شما گوش میدن و احتمال اینکه باهاتون همراه شن بالاتر میره.
چون تشنهی فهمیدن جواب مسئله میشن و کنجکاو میشن تا بفهمن جواب سوال چی میشد؟
یه جورایی معامله برد-برده هم شما از انتقال مفهوم لذت میبرید و هم اونها دلشون میخواد بفهمن.
سعی کنید بحث رو با یک مسئله و چالش شروع کنید و ذهنشون رو درگیر کنید تا بهتر بفهمن.
پسرداییم ترم یک کامپیوتره. گفت یه خانمی تو کلاسمون هست که وکیله.
احتمالا این آیندهی منه اگر مدرکها به کارم بیان. از نو شروع کردن و دوباره و دوباره خوندن رشتههای مختلفی که دوست دارم.
احتمالا این آیندهی منه اگر مدرکها به کارم بیان. از نو شروع کردن و دوباره و دوباره خوندن رشتههای مختلفی که دوست دارم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیشد همه نیاز به ایجاد انگیزه پیدا کردند؟