Stuff
1.16K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
من شدیدا شدیدا امیدوارم که فردا آخرین روزی باشه که استاد فیزیولوژی رو می‌بینم. خدایا می‌تونی منو بکشی، می‌تونی هم پاسم بکنی. انتخاب با خودت!
-Where did I go wrong?
-When you were making your decisions.
#conversations
الان می‌فهمم چرا وقتی به فیبی گفتن weird، ازشون تشکر کرد.
-خانم باید پاتون قطع بشه.
-یعنی چی؟ چرا؟
-خانم محترم وقتی باید قطع بشه، باید قطع بشه دیگه! من نمی‌فهمم چه اصراری دارین قطع نشه!

[سناریوی آداب-وقتی کوثر خیلی توی نقشش فرو رفت.]
۱۴ ماه طول کشید تا بره ته لیست، یه روزه دوباره اومد اول لیست.
نمایشی از این حقیقت که بعضی تلاش‌های ما به هیچ جای یونیورس نیست.
دیروز استاد گفت: توی این دانشگاه خیلی اتفاق میفته که شما تلاش زیادی می‌کنید اما به نتیجه‌ای نمی‌رسید؛ ما با این کار می‌خوایم شما و دوستانتون متناسب با تلاشی که می‌کنید نتیجه بگیرید.
روشن شدم. روشنم هنوز از این حرفش.
-Let’s ignore the fact
-What fact?
-I don’t know which one to pick. Let’s just ignore them all.
کنکوری‌های عزیزم
تمام انرژی‌ها و دعاهای این دو روزو برای شما می‌فرستم. امیدوارم که شرایطو بگیرید توی دستتون و با آینده مبادله‌ش کنید. موفق باشید همگی.
(هشدار: پست حاوی مقادیر زیادی کولی بازی است.)
هیچوقت به این اندازه دلم نمی‌خواست نباشم. کلا نباشم! دانشجوی فلان نباشم، به دانشگاه فلان نروم، همکلاسی فلان نباشم. دلم می‌خواهد یک هفته تمام ارتباطاتم را با هر که و هر چه که به دانشگاه و این رشته‌ی لعنتی وصل می‌شود را قطع کنم. دلم می‌خواند یک هفته یادم برود که هرچه کنم، هرجا بروم، هر حرفی بزنم، باز هم دانشجوی رشته‌ی فلان دانشگاه فلانم.
ولم کنید. دست از سرم بردارید. همراه اول عزیز! بیا خط من را بسوزان، خودم را هم بسوزان، مغزم را اول از همه.
(بعد از ظهر جمعه‌ی خود را به بدترین شکل ممکن می‌گذرانیم.)
در دنیا چیزهایی هست که آدم رویش نمی‌شود بگوید می‌خواهدشان. خودشان باید بفهمند. خودشان هم که نفهم اند.
If the world ended today, would it be so bad?
در ستایش تنهایی
عباس کیارستمی

درخت در تنهایی درخت‌تر است،
آدم در تنهایی آدم‌تر...
Stuff
عباس کیارستمی – در ستایش تنهایی
امروز هر نیم ساعت میومدم توی اتاقم، درو قفل می‌کردم، گوشامو می‌بستم به صدای در و بیا بیاهاشون، می‌نشستم کار می‌کردم، می‌خوندم، حتا استوری نگاه می‌کردم، هرکاری که جدام کنه از جمع.
چرا انقدر جمع برام سخته؟

پ.ن: به جاش به ددلاین‌ها می‌رسم، استوریام تموم شده و نخونده‌هام هم.
پ.ن دوم: فائزه مرسی که امروز به دنیا اومدی.
پ.ن سوم: چرا این کارو می‌کردم؟ چون امتحانا تموم شده و نمی‌تونستم بگم درس دارم ولم کنید.
دیروز باید از نماینده‌های تمام ورودی‌ها یک درخواست می‌کردم؛ از ۹۷ تا ۹۲، پزشکی، دندون، دارو.
نحوه‌ی جواب دادنشون برام خیلی عجیب بود؛ نماینده‌ی بهمن ۹۷(ترم یک) جوابمو با slm.ok داد، نماینده‌ی مهر ۹۲ (که الان دیگه دکتر حساب میشه.) با امرتونو بفرمایید و متشکرم و خواهش می‌کنم. هر دو من رو نمی‌شناختن و ترم و رشته‌مو نمی‌دونستن.
هرچه بالاتر، افتاده‌تر.
#IRAP
کاش دستگاه حباب‌ساز داشتیم. کی می‌تونه وقتی فضا پر از حبابه غصه داشته باشه؟
دلم راه و جاده نمی‌خواد. فقط دریا. شکر خدا توی شهری واقع شدیم که برای رسیدن به هر دریا یا دریاچه‌ای باید راه طولانی بپیماییم.🙄
وقت نشناسی قلبم رو می‌شکنه؛ امروز قلبم هزار تکه شد.
#IRAP
امروز رو در جمله‌ی “این وحشی بازیا چیه دختر؟!” خلاصه می‌کنم.
خدایا توحش منو کم کن.
#IRAP
#conversations
چرا هیچی دیگه حال نمیده؟