Stuff
به صبا گفتم چقدر تهموندهٔ دوستداشتنهام مونده ته دلم و غمم رو غّمّ میکنه.
کاش حال داشتم توضیح بدم یعنی چی
شما هم اینطوری اید که گاهی از خستگی هیچ کاری نمیتونید بکنید و به خودتون میگید باشه هیچ کاری نکن فقط این یه ذره کارو تموم کن و برو استراحت و پنج روز میگذره و شما اون یه ذره کارو نمیکنید و استراحت هم نمیکنید و همیشه خسته اید؟
خواستهٔ قلبی، مغزی، روحی، روانی، ریوی، کلیوی، کبدی و خونیم اینه که بتونم پنج ساعت، بدون صد بار پریدن و تپش قلب، بخوابم.
متمایلم اندکی شر به پا کنم، شاید که این نامردمان حیا کنند و بچههای خوبی باشند واسه فاکینگ دو دقیقه.