Forwarded from •Tahca•
لذا شخصن این پذیرش رو دارم که ارزشِ زندگیِ من به دلیل مهارتهایی که دارم از ارزشِ زندگیِ بعضی آدمهای دیگه بیشتره (به طور خاص به دلیل پزشکی، چون که یه دونه از من میتونه دهها نفر رو نجات بده، که یعنی در کل سود بیشتری برای گروه دارم، و جایگاه اجتماعی طبیبها از قدیم هم از همین میاد بنظرم)، اما این رو هم میپذیرم که زندگیِ افراد دیگری هم هست که از زندگیِ من، "برای بقای جمعی و زندگی گروهی"، با ارزشتره.
من هم دوست ندارم برای کس دیگری بمیرم، مطلقن. انقدر حریص زندگیام که حد نداره، اما اگر بین من و آدمی که از من مفیدتر و غیرقابل جایگزینیه (برای یک هدف جمعی) اون انتخاب بشه، در چشمم منطقی و پذیرفتنیه. فقط میتونم از کار دنیا شاکی بشم که چرا اینجور، اما برام قابل درکه. میدونی چی میگم؟
من هم دوست ندارم برای کس دیگری بمیرم، مطلقن. انقدر حریص زندگیام که حد نداره، اما اگر بین من و آدمی که از من مفیدتر و غیرقابل جایگزینیه (برای یک هدف جمعی) اون انتخاب بشه، در چشمم منطقی و پذیرفتنیه. فقط میتونم از کار دنیا شاکی بشم که چرا اینجور، اما برام قابل درکه. میدونی چی میگم؟
❤2👎2
این متن دو لغزش منطقی مهم و خطرناک داره:
بین «اجبار به انتخاب در شرایط بحرانی» و «داوری ارزش زندگی انسانها» هیچ مرزی قائل نشده. بله! در بحران ناچاریم به بعضی انتخابها و این یک واقعیت تلخه؛ اما از این اجبار نمیشه حکم کلی استخراج کرد که: "ارزش ذاتی انسانها نابرابره."
این انتخاب در بحران، نشونهی محدودیت منابع، زمان و توان ماست، نه ارزش ذاتی آدمها.
از طرف دیگه، گره زدن ارزش زندگی انسان به "سودمندی" پیامدهای خطرناکی داره. انسان رو در عصری که صحبت از کارآمدی و توانمندی هوش مصنوعیـه، تا سطح یک ابزار قابل جایگزین پایین میاره و نتیجهـش میتونه حذف اقلیتها به اسمِ "عدم کارکرد برای سیستم" باشه! کارکرد و سودمندی افراد هیچوقت ذاتی نبوده و نیست. بلکه مفهومی سیالـه که بسته به ایدئولوژی، زمان و ساختار قدرت تغییر میکنه.
بین «اجبار به انتخاب در شرایط بحرانی» و «داوری ارزش زندگی انسانها» هیچ مرزی قائل نشده. بله! در بحران ناچاریم به بعضی انتخابها و این یک واقعیت تلخه؛ اما از این اجبار نمیشه حکم کلی استخراج کرد که: "ارزش ذاتی انسانها نابرابره."
این انتخاب در بحران، نشونهی محدودیت منابع، زمان و توان ماست، نه ارزش ذاتی آدمها.
از طرف دیگه، گره زدن ارزش زندگی انسان به "سودمندی" پیامدهای خطرناکی داره. انسان رو در عصری که صحبت از کارآمدی و توانمندی هوش مصنوعیـه، تا سطح یک ابزار قابل جایگزین پایین میاره و نتیجهـش میتونه حذف اقلیتها به اسمِ "عدم کارکرد برای سیستم" باشه! کارکرد و سودمندی افراد هیچوقت ذاتی نبوده و نیست. بلکه مفهومی سیالـه که بسته به ایدئولوژی، زمان و ساختار قدرت تغییر میکنه.
👍29🤝3❤2
«درود به مردم شریف ایران»
«به نام خدا من ژینا امینی هستم»
«بچهها نخندینا»
«بارون اومد و یادم داد تو زورت بیشتره»
«ندا نترس ندا بمون»
«یه دل میگه برم برم»
«بچههای منو کشتن گفتن خطای انسانی بوده»
«سلام، من مهرشاد هستم»
«من هم فرزند کسی هستم»
«توی همین موازات بودیم دستمون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»
«دارن این همه آدم رو می کشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»
«سلام به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»
«حیدر حیدر کنان به بچه ی من شلیک کردن»
«دوست دارم الان که دارم میرم تظاهرات، چند وقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»
«سپهر من کجایی بابا؟»
«مانی بابا تو برو من ميام»
«توی برگه نوشتن متهم اظهار يشيمونی نکرد»
«دادا برای چی نرم؟»
«بعدا اینو استوری میکنید میگید برای رفتنت زود بود»
«خب یه ۲۰۷ مشکی»
«پروانهی بنفشی دیدی منم»
«اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاجآقا»
«دارم میسوزم بابا»
«سورهی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»
«بابا حكم من اعدامه به مامان چیزی نگو»
«حاج آقا اینا برای ورزش هستن»
«جون منو ازم گرفتن خانم جون من توی اون هواپیما سوخت»
«بچه ی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمیده؟»
«دیگه نمیترسیم میجنگیم»
«بچهها کمک»
«بچهی من حتی نمیتونست تا سر کوچه تنها بره»
«به نام خداوند رنگینکمان»
«من خوبم بابا خوبم چشمام فقط میسوزه زنده میمونم قول میدم»
«بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره می رقصه، بلند شو»
«بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»
«کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را می خواهم»
«ما تماشاگر نمیخواهیم به ما ملحق شوید»
«من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»
«پاشو برات نون خامهای گرفتم مامان، پاشو هر چند تا دوست داری بخور»
«من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم تو قبر نگاش کنم؟»
«این رضای پرپر شدهی من تقدیم به میهن»
«بابا خیالت راحت، دوستت دارم»
«واسه خواهرزادهی من، گوش کن، واسه خواهرزادهی من دست بزنید»
«کاش انقدر با غیرت تربیتش نمیکردم که این طوری بشه»
«پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمیخونید»
«آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»
«چه بارون بیاد، چه برف بیاد چه بوران، مانی صفر پور به آرزوهاش میرسه»
«یک لحظه وصل شدم و میخوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»
«پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه میزد، اگر اینا نمی کشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده می موند»
«آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده نفس نمیکشه»
«ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچه های ما رو بکشید؟»
«توی فاتحهی من قرآن نذارن، مردم برقصن»
«به امید روزهای قشنگ کنار تو»
«اندازهی دنیا برنامه داشتی مامانی»
«آرزو میکنم سال دیگه این موقع، هیچ کدوممون اینجوری نباشیم»
«اگه منافق زده چرا بچه ی من قطعهی شهدا نیست؟»
«بچهها سرپرستشون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگه شون داره؟»
«مبين من روت پتو میکشیدم، نمیذاشتم اینطوری یخ بزنی»
«اگر آزاد شد، خوشحالی کن به جای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»
«دارم میرم نه به خاطر خودم به خاطر پسرامون»
«جون مادرت نزن»
«خدایا ظلم تا کی؟»
«بچه ها تیر خوردم نمیرم فقط»
«خدا، مست، داره تماشا میکنه هیبت پدر منو که داره میره پیشش»
«اگه دیگه آنلاین نشدم منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»
«تورو خدا نذارید بمیرم هفتهی دیگه عروسیمه»
«نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»
«عه باباییه، باباییه»
«پاشو مادر آهنگ مورد علاقهتو گذاشتن»
«بهنام! بهنام!»
«توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»
«سهم بچهی من توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»
«من یه رضا از دست دادم ولی هزار تا پسر گیرم اومد»
«اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»
«خب میشه بگید محاربه چيه لطفا؟ من نمی دونم قربان»
«حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»
«شنیده بودم سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره ولی دروغه»
«دخترم دکتر بود، دکتر بود»
«میبینی؟ میبینی اونجا رو؟ مامان اون زیر خوابیدهها»
«سكوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».
«به نام خدا من ژینا امینی هستم»
«بچهها نخندینا»
«بارون اومد و یادم داد تو زورت بیشتره»
«ندا نترس ندا بمون»
«یه دل میگه برم برم»
«بچههای منو کشتن گفتن خطای انسانی بوده»
«سلام، من مهرشاد هستم»
«من هم فرزند کسی هستم»
«توی همین موازات بودیم دستمون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»
«دارن این همه آدم رو می کشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»
«سلام به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»
«حیدر حیدر کنان به بچه ی من شلیک کردن»
«دوست دارم الان که دارم میرم تظاهرات، چند وقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»
«سپهر من کجایی بابا؟»
«مانی بابا تو برو من ميام»
«توی برگه نوشتن متهم اظهار يشيمونی نکرد»
«دادا برای چی نرم؟»
«بعدا اینو استوری میکنید میگید برای رفتنت زود بود»
«خب یه ۲۰۷ مشکی»
«پروانهی بنفشی دیدی منم»
«اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاجآقا»
«دارم میسوزم بابا»
«سورهی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»
«بابا حكم من اعدامه به مامان چیزی نگو»
«حاج آقا اینا برای ورزش هستن»
«جون منو ازم گرفتن خانم جون من توی اون هواپیما سوخت»
«بچه ی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمیده؟»
«دیگه نمیترسیم میجنگیم»
«بچهها کمک»
«بچهی من حتی نمیتونست تا سر کوچه تنها بره»
«به نام خداوند رنگینکمان»
«من خوبم بابا خوبم چشمام فقط میسوزه زنده میمونم قول میدم»
«بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره می رقصه، بلند شو»
«بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»
«کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را می خواهم»
«ما تماشاگر نمیخواهیم به ما ملحق شوید»
«من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»
«پاشو برات نون خامهای گرفتم مامان، پاشو هر چند تا دوست داری بخور»
«من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم تو قبر نگاش کنم؟»
«این رضای پرپر شدهی من تقدیم به میهن»
«بابا خیالت راحت، دوستت دارم»
«واسه خواهرزادهی من، گوش کن، واسه خواهرزادهی من دست بزنید»
«کاش انقدر با غیرت تربیتش نمیکردم که این طوری بشه»
«پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمیخونید»
«آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»
«چه بارون بیاد، چه برف بیاد چه بوران، مانی صفر پور به آرزوهاش میرسه»
«یک لحظه وصل شدم و میخوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»
«پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه میزد، اگر اینا نمی کشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده می موند»
«آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده نفس نمیکشه»
«ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچه های ما رو بکشید؟»
«توی فاتحهی من قرآن نذارن، مردم برقصن»
«به امید روزهای قشنگ کنار تو»
«اندازهی دنیا برنامه داشتی مامانی»
«آرزو میکنم سال دیگه این موقع، هیچ کدوممون اینجوری نباشیم»
«اگه منافق زده چرا بچه ی من قطعهی شهدا نیست؟»
«بچهها سرپرستشون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگه شون داره؟»
«مبين من روت پتو میکشیدم، نمیذاشتم اینطوری یخ بزنی»
«اگر آزاد شد، خوشحالی کن به جای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»
«دارم میرم نه به خاطر خودم به خاطر پسرامون»
«جون مادرت نزن»
«خدایا ظلم تا کی؟»
«بچه ها تیر خوردم نمیرم فقط»
«خدا، مست، داره تماشا میکنه هیبت پدر منو که داره میره پیشش»
«اگه دیگه آنلاین نشدم منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»
«تورو خدا نذارید بمیرم هفتهی دیگه عروسیمه»
«نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»
«عه باباییه، باباییه»
«پاشو مادر آهنگ مورد علاقهتو گذاشتن»
«بهنام! بهنام!»
«توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»
«سهم بچهی من توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»
«من یه رضا از دست دادم ولی هزار تا پسر گیرم اومد»
«اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»
«خب میشه بگید محاربه چيه لطفا؟ من نمی دونم قربان»
«حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»
«شنیده بودم سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره ولی دروغه»
«دخترم دکتر بود، دکتر بود»
«میبینی؟ میبینی اونجا رو؟ مامان اون زیر خوابیدهها»
«سكوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».
💔32❤5
تا حالا هیچوقت تو زندگیم تا این حد دچار شک، تردید و بلاتکلیفی نبودم...
❤4🕊2💔2🤝1
دارم غر زدن آدمای قویای که فکر نمیکردم هیچوقت غر زدنشونو ببینم رو میبینم
💔5❤1