《آذربایجان در شریف》
636 subscribers
251 photos
60 videos
5 files
112 links
🗻 در این کانال، تلاش دانشجویان ترک " دانشگاه صنعتی شریف" را برای اعتلای هویت، فرهنگ، علم و صنعت سرزمینمان پیگیر باشید.

♦️پادکست "شریف دورناسی" را از همین راه بشنوید.

آیدی پشتیبان: https://t.me/sut_turkADMIN
اینستاگرام: https://instagram.com/sut_turk
Download Telegram
#ماهنی

🎻🎻گئجه لر (gecələr )🎻🎻

🎤ترانه سرا (bəstəkar): ضابط سلطان او (Zabit Soltanov)
🎼شاعر (şair): بختیار وهاب زاده (BƏXTİYAR VAHABZADƏ)

📌 معرفی شاعر:
"بختیار وهاب زاده"، در سال 1925 در شهر شکی (şəki) چشم به چهان گشود. هم اکنون نیز، پرتره این شاعر نامدار، در میدان مرکزی این شهر دیده می شود. همراه خانواده اش در سال 1934 به باکو نقل مکان می کند. تحصیلات خود را در رشته "زبان شناسی تاریخی" در دانشگاه ملی آذربایجان شروع می کند و پس از اتمام تحصیل، تا سال 1990 به عنوان استاد این دانشگاه در زمینه "ادبیات آذربایجان" فعالیت می کند.
اما او به همراه همسر و سه فرزندش وضعیت مالی نابسامانی را در این میان می گذراند تا جایی که محبور به فروش جواهرات همسرش می شود.
اشعارش، تمام موضوعات متنوع وطن(آذربایجان)، طبیعت، خانواده، آنا دیلی، آزادی و عشق را در می گیرد. او آثار دیگری در مرزهای آزادی و سیاست جهان به نگارش در آورده است.
او شعر "Gulustan" را در سال 1959 به رشته تحریر در می آورد. موضوع این شعر ، جدایی مردم آذربایجان از همدیگر به واسطه "عهدنامه گلستان" بوده است.به واسطه این شعر، دو سال از استادی دانشگاه اخراج می شود.
در نهایت پس از به جا گذاشتن آثاری زیبا در ادبیات آذربایجان، در 13 فوریه سال 2009 در سن 83 سالگی، در باکو حیات خود را تغییر می دهد.

📚کتاب "نوشته ها و اشعار برگزیده" این شاعر بزرگ را در کانال "آذربایجان در شریف" برای عزیزان تقدیم می کنیم.

▶️ از خوانندگان این ماهنی مشهور می توان این اسامی را عنوان کرد:
بهار لطیف قیزی -رحیم شهریاری - کونول خاسیوا - نیامددین موسی اف - الناره عابدوللا اوا

🔷آنچه را که به اشتراک می گذاریم، "گئجه لر" با صدای مادرانه "کونول خاسیوا (Könül Xasıyeva)" حواهد بود.

🌷Her zeman hoş olun 💐xeyrli gece arzulerux sızlere

🆔@sut_azarbayjan
حضور ناشران آذربایجان
در سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

#اختر_راهرو_29
#ساوالان_ایگیدلری_راهرو_20
#دنیزچین_ (ساوالان ایگیدلری)
#موغام_ (ساوالان ایگیدلری)
#یاشماق_ (ساوالان ایگیدلری)
#اندیشه_نو_راهرو_27
#یاران_راهرو_2
#نباتی_راهرو_5
#آذرتوران_راهرو_31
#آذربایجان_راهرو_31
#بوتا_راهرو_27
#پارلاق_قلم_راهرو_26
#ییلاق_قلم_راهرو_2
#دنیای_نو_راهرو_22

مکان: تهران، مصلی امام خمینی، سالن شماره 8، «شبستان»ناشران عمومی
زمان: 4 الی 14 اردیبهشت، ساعت بازدید 10صبح الی 8 شب

📚آذربایجان دا آنا دیلیمزی، تاریخیمیزی، موسیقی میزی، ناغیل لار و ایگیت لریمیزین دوغرو سوزلرینی تورکجه کیتاب اوخوماقلا قوریاق و پایلاشاق.🌹

🆔@sut_azarbayjan
Audio
Mənim Azərbaycanım Oxuyur: Əlibaba Məmmədov

Musiqi: Əlibaba Məmmədov Söz: Ə. Dadaşov.


Musiqi / music : Əlibаbа Мəммədоv Söz / lirics : Ə.Dadaşov....

🆔 @sut_azarbayjan
🔥Türk Dil Bayramı
🌟عید زبان ترکی

742 سال پیش بنا به فرمان "محمد بنی قارامان اوغلو" ، زبان ترکی به عنوان زبان رسمی دولت "قارامان" اعلام شد. متن این فرمان که در تصویر نیز مشخص است، چنین بود:
📜«بو گوندن سونرا دیواندا، درگاهدا ،‌ بارگاهدا، مجلیسده و میداندا، تورکجه دن باشقا دیل کوللانیلمایاجاقدیر.»
یعنی: «از این پس در دیوان، درگاه ، بارگاه، میدان و مجلس غیر از زبان ترکی زبان دیگری به کار برده نخواهد شد»

✍🏻بدین ترتیب بود که زبان ترکی در طول دو قرن و نیم، زبان رسمی قارامان گردید. قارامانیان شاخه ای از ایل افشار بودند که در آذربایجان زندگی می کردند. بعد ها شاخه ای از آن ها به قونیه (مرکز حکومت سلجوقیان) مهاجرت کردند و با استقرار در مرزهای غربی، کمک فراوانی در محافظت از تمامیت ارضی و هویت در مقابل امپراطوری بیزانس نمودند.

پس از دو قرن و نیم، عثمانی ها، قره قویونلو ها، آق قویونلو هاو صفوی ها این راه را ادامه داده و همچنان با رسمی دانستن این زبان در دربار، پشتیبان زبان خود بودند.

🗓بر این اساس، 13 امین روز ماه می که این فرمان تاریخی ثبت شد، همه ساله با عنوان "دیل بایرامی" جشن گرفته می شود.
🌷🌺🌷

🆔@sut_azarbayjan
📌دکتر حسینی معاونت محترم فرهنگی دانشگاه شریف در بستر بیماری

📍در نامه ای کوتاه، آرزوی سلامتی برای ایشان را به حضورشان تقدیم نمودیم. به قطع همواره مدیون لطف و عنایت ایشان در برگزاری مراسم های مختلف اقوام و به ویژه آذربایجان هستیم.

🆔@sut_azarbayjan
《آذربایجان در شریف》
📌دکتر حسینی معاونت محترم فرهنگی دانشگاه شریف در بستر بیماری 📍در نامه ای کوتاه، آرزوی سلامتی برای ایشان را به حضورشان تقدیم نمودیم. به قطع همواره مدیون لطف و عنایت ایشان در برگزاری مراسم های مختلف اقوام و به ویژه آذربایجان هستیم. 🆔@sut_azarbayjan
📌دکتر حسینی معاونت محترم فرهنگی دانشگاه شریف در بستر بیماری

📍در نامه ای کوتاه، آرزوی سلامتی برای ایشان را به حضورشان تقدیم نمودیم. به قطع همواره مدیون لطف و عنایت ایشان در برگزاری مراسم های مختلف اقوام و به ویژه آذربایجان هستیم.

🆔@sut_azarbayjan
📌پاسخ پر مهر دکتر سید حسن حسینی معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف از سی سی یو بیمارستان دی به نامه دانشجویان ترک صنعتی شریف

سلام عزیزان و فرزندانم. عصرگاهی بود، همه کانون های فرهنگی برای اولین بار عیدانه مشترک برگزار کردند، من هم که پایه جمع های دانشجویی، رفتم و نشستم و صحبتی هم کردم، دور همی خیلی خوبی بود در امفی تیاتر دانشگاهمان، شریف. تا اواخر جلسه بودم، اما خیلی شوق شرکت در عیدانه بچه های با صفای آذری مان را هم داشتم، در میان امفی تیاتر و سالن جابر که مسیر همیشگی من است در این دو سه سال با خود گفتم که این جوان ها که همه اینجا بودن، امفی تیاتر، آنجا احتمالا قدری خلوت تر باشد، نرسیده به سالن جابر فهمیدم که ماشاالله بچه های آذری مون. نشستم و گرچه زبان آذری بلد نیستم از ثانیه ثانیه اش لذت بردم، سرتون رو درد نیارم،
برنامه ای محترم، با شخصیت، با نشاط، تمیز، شاد، با طراوت و مودب.
اینا یک طرف، نکته مهمترش: نه به کسی کاری داشتن، نه میگفتن فقط ما، نه میکفتن سهم ما کو، نه میگفتن بقیه نه.
یاشاسین بچه های شریف و عزیزان آذری ام.
مخلصم.
سید حسن حسینی.

🆔@sut_azarbayjan
پاسخ دکتر فتوحی ریاست محترم دانشگاه شریف به نامه منتشر شده دانشجویان ترک زبان دانشگاه درباره کسالت معاون فرهنگی "دکتر حسینی" و قدردانی ترک زبانان دانشگاه از گستره خدمات و زحمات ایشان👇🏻
《آذربایجان در شریف》
پاسخ دکتر فتوحی ریاست محترم دانشگاه شریف به نامه منتشر شده دانشجویان ترک زبان دانشگاه درباره کسالت معاون فرهنگی "دکتر حسینی" و قدردانی ترک زبانان دانشگاه از گستره خدمات و زحمات ایشان👇🏻
سلام همه دانشجویان عزیز آذری زبان

نامه شما عزیزان را چند بار خواندم. خدا را شاکرم از اینکه رضایت از برنامه های دانشگاه در حوزه فرهنگی دارید. به عنوان یک دانشجوی سابق این دانشگاه و به عنوان یک عضو هیات علمی فعلی دانشگاه و به عنوان کسی که در طول هجده سال کارم در این دانشگاه شانزده سال آن کار اجرایی داشته ام باید حرف شما را تایید کنم که با وجود همه گرفتاریهایی که وجود دارد شاید در هیچ زمانی اینقدر تنوع فعالیتهای فرهنگی در دانشگاه نبوده که تقریبا تمامی اقشار مختلف دانشجویی با دیدگاههای مختلف را در بر گیرد. از اینکه قدردان زحمات سکان دار این فعالیتها و یکی از زحمت کشان دانشگاه هستید بسیار ممنونم و برای شما عزیزان آرزوی موفقیت هر چه بیشتر را دارم و امیدوارم جناب آقای دکتر حسینی هر چه زودتر لباس عافیت بپوشند و دانشگاه بتواند همچنان از وجود این عزیز بهرهمند شود. اگرچه آذری بلد نیستم تا به زبان زیبایتان با شما صحبت کنم ولی دوستان آذری زبان بسیار خوبی دارم، دانشجویان آذری زبان خوبی داشتم که الان اعضای هیات علمی بسیار موفق در ایران و یا خارج از کشور هستند و به وجود انها افتخار می کنم.

ارادتمند همه شما
فتوحی

Mahmoud Fotuhi-Firuzabad, Fellow IEEE
President
Sharif University of Technology
Department of Electrical Engineering
Azadi Ave., P.O.Box 11155-4363
Tehran, Iran
Tel : +98 21 66164040
Tel : +98 21 66005210
Fax : +98 21 66005310
Web page : http://ee.sharif.edu/~fotuhi
Email : fotuhi@sharif.edu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜کلمه "فطر"، در معنای سرآغاز و افتتاح است. در سخنان خداوند نیز، کلمه فطر به زمان " خلق آسمان ها " اطلاق شده است.

📌این روز فرخنده با عناوینی دیگر نظیر "رمضان بایرامی(Ramazan bayramı)" یا "صدقه بایرامی (Sadaka Bayramı)" نیز تبریک گفته می شود.

🔶 رسوم آیینی ترکمن ها در این روز ستودنی است. ترکمن ھا دو روز قبل از پایان ماه مبارک رمضان را، روز «کر» میدانند. در این روز زنان خانواده با کمک دختران و زنان ھمسایه و دوست و آشنا به نظافت خانه، ھمت گمارده و بدین گونه از عید فطر استقبال میکنند. زنان ترکمن یک روز قبل از عید فطر را روز «قوقن» مینامند و در آن روز نانھای روغنی خاصی به نام محلی «چافاتی» پخته و بین ھمسایگان تقسیم میکنند. ترکمنھا در روز عید فطر و پس از برگزاری نماز عید نیز به دید و بازدید اقوام و خویشاوندان و دوستان رفته و عید را تبریک میگویند. خانواده ھای ترکمن معمولاً در این روز سفره ھای رنگینی پھن می کنند و اکثر خانواده ھا مراسم صدقه دارند و جماعت مسجد محل و ھمسایگان و سایر میھمانان را جھت پذیرایی و صرف ناھار دعوت می کنند.
*منبع: «آیین عید فطر به روایت ترکمنی»، روزنامه ایران، 15 تیر 1396.

🆔@sut_azarbayjan
🔷🔸sevgı heyatı🔸🔷
💟مفاهیم "عشق و پرستش" در هر بازه ای از تاریخ، عناصر جدایی ناپذیر اشعار و داستان هایمان در ادبیات آذربایجان بوده است. نقطه به نقطه اشعار شاعرانی نظیر نظامی، نسیمی و یا فضولی که جزو آثار کلاسیک محسوب می شوند، آغشته به کلام عاشقانه اند. حتی در کتاب "دده قورقود" که نماینده آیین ها و حماسه های مردمان ترک اوغوز است و به عنوان کهن ترین کتاب ترکی در یونسکو ثبت شده، این دو مفهوم هیچگاه از قلم نیفتاده اند. در ادبیات معاصر نیز، تعابیر زیبای "عشق" و تقدس آن را در شاهکارهای بزرگانی چون علی آقا واحد، شهریار، نادر الهی، زلیم خان و سایر شعرا و نویسندگان، دیده ایم و خوانده ایم.

📌در ادبیات شفاهی آدربایجان نیز، می توان توصیف عشق وسختی رسیدن به معشوق را از اصلی ترین محتوا ها محسوب نمود. "کوراوغولو" از بزرگترین این آثار است. نمونه ای از داستان های "کوراوغلو"، داستان مبارزی با لقب "دمیرچی اوغلو (پسر آهنگر)" و دختر وزیری به نام جعفر پاشا است که در ارزروم زندگی می کند و با اسم "تئللی خانم" در داستان های عاشق ها مطرح می شود. گفتاری کوتاه از این روایت حماسی و عاشقانه آورده می شود:👇🏻

🆔@sut_azarbayjan
《آذربایجان در شریف》
🔷🔸sevgı heyatı🔸🔷 💟مفاهیم "عشق و پرستش" در هر بازه ای از تاریخ، عناصر جدایی ناپذیر اشعار و داستان هایمان در ادبیات آذربایجان بوده است. نقطه به نقطه اشعار شاعرانی نظیر نظامی، نسیمی و یا فضولی که جزو آثار کلاسیک محسوب می شوند، آغشته به کلام عاشقانه اند. حتی در…
📜روایتی از سری داستان های "کوراوغلو":
روایت "دمیرچی اوغلو" و "تئللی خانم"

📍"عاشیق جنون" یکی ازعاشیق های کوراوغلو، در داستان های این اسطوره است (عاشیق ها، بداهه خوان ها و روایت کننده داستان های شفاهی آذربایحان هستند). روزی عاشیق جنون به ارزروم سفر می کند و در مقابل عمارت جعفرپاشا که میدانی برای مبارزه پهلوان ها بوده، شروع به خواندن و تعریف روایت ها و حماسه های کوراوغلو می کند. "تئللی خانم"، دختر جعفر پاشا، این داستان ها را شنیده و به سمت عاشیق روانه می شود. به عاشیق جنون می گوید: «من گفته های بسیاری از پهلوانی های کوراوغلو در میدان های نبرد و منش بزرگ او شنیده ام. من نامه ای برای کوراوغلو می نویسم تا برای پرآوازه تر کردن پهلوانی خود به همگان، به ارزروم بیاید و در این جلونگاه، قدرت خود را به نمایش بگذارد و در انتها من همراه او به "چئنلی بل (محل زندگی کوراوغلو)" خواهم رفت. تو می توانی این نامه را به او برسانی؟»
عاشیق جنون، نامه را گرفته و اطاعت امر می کند. فوراً راهی چئنلی بل می شود. زمانی که به آنجا می رسد، کوراوغلو جلسه ای را میان مبازان تشکیل داده بود. میان این جلسه، نامه را به کوراوغلو می دهد. کوراوغلو نامه را خوانده و به عاشیق جنون می گوید: «تئللی خانم باید در چئنلی بل باشد.»
اما کوراوغلو نمی توانسته تا مبارزان را تنها گذاشته و به سوی ارزروم حرکت کند. در همان جمع حاضر، از مبارزان خود درخواست می کند: «چه کسی از میان شما می تواند به ارزروم رفته و تئللی خانم را بیاورد؟» هیچ کس پاسخگو نمی شود. بار دوم هم این سوال را می پرسد. دوباره از هیچ کس، صدایی بلند نمی شود. برای بار سوم سوال می پرسد و "دمیرچی اوغلو"، اعلام آمادگی می نماید. اما دمیرچی اوغلو، هیچ تجربه جدالی نداشته و پخته نیست. با این حال آماده سفر می شود؛ اسب عرب را آماده می کند؛ شمشیر و گرز را برداشته و پیمایش مسیر را آغاز می نماید. چندی بعد که راه را پیموده بود، به سمت کوراوغلو برمی گردد. کوراوغلو حس می کند که او ترسیده است. دمیرچی اوغلو اینگونه سوال می پرسد: «ارزروم شهر بزرگی است. اگر من نتوانم تئللی خانم را پیدا کنم و یا اگر پیدا کردم و از فرط مبارزان و نگهبانان، نتوانستم او را بیاورم، چه راهکاری پیشنهاد می کنی؟»
کوراوغلو، به هر نحوی به آوردن تئللی خانم، به دمیرچی اوغلو فرمان می دهد. دمیرچی اوغلو راهی می شود. به ارزروم می رسد. شب را در خانه پیرزنی سپری می کند. از او چگونگی یافتن تئللی خانم را جویا می شود. پیر زن در جوابش می گوید: «آن دختر، بسیار عاشیق ها را دوست دارد. فردا لباس عاشیق به تن کن و سازت را بردار و در جولانگاه مقابل عمارت وزیر بخوان. تئللی خانم حتما فرا می رسد. می بینی.»
فردای آن روز، او همین کار را می کند. در آن جولانگاه، جعفر پاشا به همراه پهلوانانش نشسته بود. جعفر پاشا رو به دمیرچی اوغلو کرده و می گوید: «ساز خود رابردار و شروع به خواندن کن تا حال ما هم خوب شود.» بعد از بداهه سرایی های دمیرچی اوغلو و تعریف حماسه های کوراوغلو، تئللی خانم یکی از ندیمه هایش را به سوی او می فرستد تا خبر دهد که در هنگامی که تئللی خانم در سیر باغ گلشن خود است، دمیرچی اوغلو به آنجا بیاید.
هنگام قرار می شود. دمیرچی اوغلو به تئللی خانم نوید رساندنش را چئنلی بل می دهد. او را برداشته سوار اسب خود می کند و به سوی چئنلی بل می تازد. در میانه راه، لشکر جعفرپاشا دیده می شود. تئللی خانم به دمیرچی اوغلو می گوید:
بیرجه ایگیت، مین قوشونا نئیلسین
قاچ گئت، عجم اوغلو قالما بو یئرده
👇🏻
.
.
.
🆔@sut_azarbayjan
《آذربایجان در شریف》
📜روایتی از سری داستان های "کوراوغلو": روایت "دمیرچی اوغلو" و "تئللی خانم" 📍"عاشیق جنون" یکی ازعاشیق های کوراوغلو، در داستان های این اسطوره است (عاشیق ها، بداهه خوان ها و روایت کننده داستان های شفاهی آذربایحان هستند). روزی عاشیق جنون به ارزروم سفر می کند…
اما، او این فکر را می کند که اگر به کوراوغلو بگوید، تئللی خانم را دزدیده، او ناراحت می شود. تصمیم به مبارزه با هزاران سرباز ارزروم می گیرد:
یوزمین تولکو بیر آسلانا نئیلسین
اولر عجم اوغلو گئتمز بو یئردن
تئللی خانم را در جایی امن گذاشته و به سوی حریفان می تازد. سه روز و سه شب مبارزه می کند و سر سربازان بسیاری را از تنشان جدا می کند. سرانجام مبارزان ارزروم اقدام به کمنداندازی می کنند. دمیرچی اوغلو و اسبش را گرفتار کرده و سوی ارزروم و جعفرپاشا برمی گردانند. تئللی خانم را نیز به خانه پدری اش برمی گردانند.
دربار جعفر پاشا، او را بسیار شکنجه می کند. پوست پایش را کنده و به جای آن کاه پر می کنند. تا آستانه مرگ پیش می برند اما نمی کشند. خبر به کوراوغلو می رسد. کوراوغلو مبارزان خود را جمع کرده و به سمت ارزروم روانه می شود. همه مبازان را در کوه اسکان می دهد. لباس عاشیق را پوشیده و خودش به تنهایی به سمت جولانگاه مقابل عمارت جعفرپاشا حرکت می کند. زمانی که به آنجا می رسد، دمیرچی اوغلو با وضعیت نابسامانش را می بیند. جعفر پاشا به او می گوید: «من شنیده ام کوراوغلو نعره ای می تواند بکشد که از صدایش تمام پهلوانان عالم از خواب بیدار شوند و همگان از ترس، آرامششان را ببازند.»
سراییدن را شروع می نماید. پس از تمام کردن، نعره ای بلند می کشد. تمام مبارزانی که در کوه بودند، با این صدا به سوی شهر می تازند. نبردی بزرگ شکل می گیرد و همه پهلوانان ارزروم یا کشته می شوند و یا فرار می کنند. در نهایت، کوراوغلو، جعفرپاشا را به زمین می اندازد و شمشیر را روی گردنش می نهد. قصد جانش را می کند. تئللی خانم خودش را روی پدر انداخته و تقاضای بخشیدن پدرش را می نماید. کوراوغلو رو به جعفرپاشا می گوید: «تو را به دخترت بخشیدم.»
مبارزان کوراوغلو به همراه دمیرچی اوغلو و تئللی خانم راهی چئنلی بل می شوند. در راه، کوراوغلو از وضعیت خراب دمیرچی اوغلو باخبر می شود. یکی از مبارزان به کوراوغلو می گوید: «دمیرچی اوغلو هیچگاه زنده به چئنلی بل باز نمی گردد. او را همین جا رها کن.»
کور اوغلو در جواب به او می گوید: «اگر من هر بار، مبارزان خود را رها می کردم، الآن تنها بودم. اگر زنده به چئنلی بل برسد، برایش طبیب می آورم و درمانش می کنم و در نهایت تئللی خانم را همسر او می نمایم. اما اگر بمیرد، تن بی جانش را در چئنلی بل دفن می نمایم.»
همگی سالم به مقصد می رسند و طبیبی برای دمیرچی اوغلو حاضر می شود. کوراوغلو طبیب را تهدید به مرگ می کند. طبیب می داند که حرف کوراوغلو یکی است و عوض نمی شود. با تلاش زیاد، دمیرچی اوغلو را درمان می کند.
عروسی مفصلی برای دمیرچی اوغلو و تئللی خانم در چئنلی بل برگزار می شود.

🔵 ترجمان : دانشجوی ترک شریف
🌷🌺🌷

🆔@sut_azarbayjan
📚در راستای مفهوم مقدس "عشق"، کتاب "آذربایجان سئوگی شعیرلری (Azebaican sevgı poeziaysı)" تالیف "هاملت عیسی خانلی" به زبان لاتین و همچنین به صورت ترجمه شده به قلم "محمد عبادی قاراخانلو"، در کانال آذربایجان در شریف در اختیار گذاشته می شود.👇🏻
https://t.me/SUT_Azarbayjan/122
https://t.me/SUT_Azarbayjan/123

🆔@sut_azarbayjan
Azerbaycan_Sevgi_Poeziyasi_.pdf
3.2 MB
📚 "آذربایجان سئوگی شعیرلری (Azebaican sevgı poeziaysı)"

🆔@sut_azarbayjan
Azerbaycan_Sevgi_Shiirleri_Yighan.pdf
3.1 MB
📚 "آذربایجان سئوگی شعیرلری (Azebaican sevgı poeziaysı)"

🆔@sut_azarbayjan
#musiqimiz
#روز_جهانی_موسیقی

🗓 اجرا کردن موسیقی برای عموم در یک مکان عمومی توسط هر نوازنده ای هر چند غیر ماهر، دلیل نامگذاری روز 21 ام ماه ژوئن با عنوان "روز جهانی موسیقی" است. سرمنشا مطرح کردن موسیقی در این روز، به سال 1982 در پاریس بر می گردد.

🎹 با این بهانه، چه ستودنی است که اگر ارزش موسیقی محترم، اصیل، لذت بخش و پرمحتوای آذربایجان را به عنوان گوشه ای مطلق از هویتمان، برای خودمان یادآور شویم.

🔹انواع متنوع موسیقی های ایفا شده، بازگو کننده ماجرا های زندگی واقعی و فولکلور آذربایجان هستند. موغام، عاشیق، میخانا و اویناماق(رقص) ماهنی لاری، دسته های موسیقی هستند که از دورانی که در سرزمینمان ،آذربایجان، چشم به دنیا گشوده ایم، در هر زمان شنیده ایم و ستون هایی از افکارمان را بر پایه ای از آن ها بنا کرده ایم. لالایی های مادرانمان که همان ایفای تمام عیار دستگاه سه گاه است؛ یا هواهای موسیقی عاشیق ها که در طبیعت، به آوای چوپانان کوهستان نظم بخشیده اند؛ و یا افغان بالابان و قارمان و کمانچه و تار ، همه و همه بخش هایی بزرگ از زندگی مان را به خاطر می آورند.
👉🏻 https://t.me/SUT_Azarbayjan/125

🆔@sut_azarbayjan
Audio
◀️ الیمی پیچاق کسیب دیر، دسته پیچاق کسیبدیر

🎤 اوخویور : عالم قاسم او - احتیرام حسین او - ائل دنیز ممد او
🌹🌹🌹
قویما اغیار ائیلسین کویونده جولان ای پری
اهریمن لر مالیک مولک سولیمان اولماسین

🆔@sut_azarbayjan
Audio
◀️ قارمان _ قارا گوز

🌸🌸🌸
صدای موسیقی خوش دیر منیم له یار اولان یئرده
خصوصاً ذوق آلار عاریف، موغامات وار اولان یئرده
یارانمیش دیر موغاماتیم عجبدیر شوخ غزللردن
غزللر ایختیلاط ائیلر قارا گوزلو گوزللردن
گرک دیر خلق آراسیندا، موغاماتیم صدالنسین
موغاماتین صفاسیندن، سئون دیللر صفالنسین
غمون اولماز سنون حاجی، قمر غمخوار اولان یئرده
خصوصاً ذوق آلار عاریف، موغامات وار اولان یئرده
—————————————————————

🆔@sut_azarbayjan