آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
1.03K subscribers
2.14K photos
137 videos
77 files
104 links
@SUT_Archives
«اینجا ۱۹۸۴ جرج اورول نیست که بشود گذشته را نیست و نابود کرد؛ گویی از اساس نبوده و وجود نداشته. اگر آدمی از حافظه ما پاک شود، پاک‌کن را نباید بازخواست کرد؛ آن چیزی که باید جواب پس بدهد جوهریست که انسانیت را این‌قدر رقیق نگاشته.»
نقطه‌سرخط ۲۵
Download Telegram
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
Photo
«بومی‌گزینی احمدی‌نژادی»

🔻 ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ است. دولت احمدی‌نژاد رسما آغاز به کار می‌کند. واژه «ستاره‌داری» به آرامی بر سر زبان‌ها می‌افتد. (+) تغییر روسای دانشگاه‌ها و «انقلابی‌تر» کردن دانشگاه‌ها در اولویت‌ها قرار می‌گیرند. به آرامی تشکل‌های دانشجویی تعطیل می‌شوند، حساسیت‌ها افزایش می‌یابد.

▪️ سال ۱۳۸۶ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی آیین‌نامه «تکریم استادان بازنشسته دانشگاه‌ها» را تصویب می‌کند. روند فشار بر استادان منتقد آغاز می‌شود. حکومت آن را «سامان‌دهی وضعیت هیئت علمی و بازنشستگی» می‌داند. (+)

▪️ ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ است. وزارت علوم پیشنهاد «گسترش بومی‌گزینی در آزمون سراسری» را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه می‌کند. (+)

▪️ ۱ مرداد ۱۳۸۷ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی، «ضوابط مربوط به گسترش بومی‌گزینی در آزمون سراسری دانشگاه‌ها» را تصویب می‌کند:
حداقل ۶۵٪ ظرفیت روزانه دانشگاه‌ها به شکل بومی استانی
دانشگاه آزاد: حداقل ۷۰٪ ظرفیت (+)

▪️ شهریور ۱۳۸۷ است. نتایج کنکور منتشر می‌شود. برخی داوطلبان با رتبه بهتر، پذیرفته نشدند. بومی‌گزینی اجرا شده‌است.

▪️ پاییز ۱۳۸۷ است. زمزمه‌هایی از «طرح بومی‌گزینی دختران» به‌گوش می‌رسد.

▪️ خرداد ۱۳۸۸ است. دانشگاه‌ها از اصلی‌ترین محورهای اعتراضاتند. اجرای بومی‌گزینی در فضایی انجام می‌شود که دانشگاه‌ها پس از اعتراضات انتخابات ریاست‌جمهوری وارد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود پس از انقلاب شده‌اند. در کنار برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی، محدود یا تعطیل شدن تشکل‌ها، بازداشت‌ها و فشار بر برخی استادان، سیاست‌های جدید آموزشی و مدیریتی دانشگاه‌ها نیز توسط منتقدان در چارچوب روند کلی «کنترل بیشتر بر فضای دانشگاه» تحلیل می‌شود.

▫️ انگیزه دیگری نیز برای بومی‌گزینی گسترده ایجاد می‌شود: کاهش حضور دانشجویان مناطق مختلف در کنار یکدیگر، کم شدن شبکه‌های سراسری دانشجویی و کاهش نقش دانشگاه‌های بزرگ به عنوان محل شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی و سیاسی. (با این حال، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بومی‌گزینی در ابتدا برای مقابله با جنبش سبز طراحی شده بود؛ زیرا مصوبه اصلی آن در مرداد ۱۳۸۷، یعنی پیش از انتخابات ۱۳۸۸، تصویب شده بود).

▪️ ۱۳۸۹ است. با اعلام نتایج کنکور، ستاره‌داری دانشجویان در سطح گسترده رخ می‌دهد.

▪️ ۱۳۹۱ است. بومی‌گزینی ادامه دارد.

▪️ ۱۳۹۲ است. دولت تغییر می‌کند. مجلس «قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور» را تصویب می‌کند. بومی‌گزینی همچنان باقی می‌ماند، اما شکل و ضوابط آن تغییر کرده و بازطراحی می‌شود.

▪️ قبل از این تغییر، مبنای بحث‌برانگیز همان مصوبه سال ۱۳۸۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی بود؛ یعنی در دوره‌های روزانه، حداقل ۶۵ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها باید به صورت بومی استانی پر می‌شد. داوطلبان یک استان برای دانشگاه‌های همان استان اولویت بیشتری داشتند و محل زندگی می‌توانست حتی با وجود رتبه بهتر یا بدتر، روی شانس قبولی اثر بگذارد.

🔺 بعد از قانون جدید، این مدل ۶۵ درصدی دیگر به همان شکل قبلی ادامه پیدا نکرد. نظام پذیرش دانشجو دوباره تنظیم شد و نقش سوابق تحصیلی، آزمون سراسری و سازوکارهای جدید سنجش بیشتر شد. اما اصل بومی‌گزینی حذف نشد، همچنان در پذیرش دانشگاه‌ها، سهمیه‌های بومی (استانی، ناحیه‌ای و قطبی) وجود داشت.

▫️بومی‌گزینی لغو نشد، صرفا مدل تغییر کرد و طرحی که در سال ۱۳۸۷ با هدف گسترش شدید اولویت‌های محلی اجرا شده بود، به چارچوب جدید پذیرش دانشجو منتقل شد.

▪️۱۳۹۵ است. بومی‌گزینی دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است.

🆔 @SUT_Archive_else
🤬14
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
Photo
«بومی‌گزینی رئیس‌جمهور وقت»

▪️ ۱۳۶۵ است. نخستین شکل بومی‌گزینی ج.ا اجرا می‌شود. کشور  -جز تهران- به ۸ ناحیه تقسیم می‌شود و برای برخی رشته‌ها، داوطلبان بومی همان ناحیه در پذیرش اولویت پیدا می‌کنند. استدلال اصلی، تخصیص خوابگاه، دوری از خانواده و افت تحصیلی دانشجویانی است که مجبور به تحصیل در مناطق دور از محل زندگی خود می‌شوند. این مدل تا ۱۳۶۸ ادامه پیدا می‌کند.

▪️ ۱۳۶۹ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی مدل بومی‌گزینی را بازطراحی می‌کند. رشته‌ها به چهار دسته استانی، ناحیه‌ای، قطبی و کشوری تقسیم می‌شوند و ملاک بومی‌بودن محل تحصیل سال‌های پایانی دبیرستان قرار می‌گیرد.

🔺 این بومی‌گزینی، همان ساختاری است که پایه بومی‌گزینی احمدی‌نژادی را تشکیل می‌دهد. البته که در دهه ۷۰ و ۸۰، این سازوکار به‌تدریج به یکی از اجزای ثابت پذیرش دانشجو و درواقع به نوعی سهمیه رشته‌ای تبدیل می‌شود. در برخی رشته‌ها و دوره‌ها، سهم بومی بسیار بالا تعیین می‌شود و در برخی رشته‌ها، گزینش به صورت کشوری انجام می‌گیرد.

منبع

🆔 @SUT_Archive_else
❤2
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
Photo
«بومی‌گزینی روحانی»

▪️ ۱۳۹۴ است. نسل جدیدی از دانشجویان عمدتا چپگرا وارد شوراهای صنفی دانشجویان دانشگاه‌های کشور می‌شوند.

🔘اشتباه نیست اگر بگوییم این سال‌ها تنها سال‌هایی بوده‌اند که شوراهای صنفی کشور، وظیفه «صنفی» خود را اجرا نمودند. انجام وظیفه‌ای که در نهایت موجب سرکوب گسترده شوراهای صنفی، بازداشت اعضای آن، تغییر آئین‌نامه و خواجه نمودن این شوراها شد.

▪️این شوراها که پس از سرکوب‌های گسترده در سال‌های قبل، به‌تدریج فعال‌تر شده‌اند، مسئله «کالایی‌شدن آموزش» را به یکی از محورهای اصلی فعالیت خود تبدیل می‌کنند.

🔻بومی‌گزینی نیز در کنار پولی‌سازی آموزش، خصوصی‌سازی مدارس و کنکور و تبعیض آموزشی وارد ادبیات اعتراضی این شوراها می‌شود. نقطه عطف این روند پس از ۱۶ آذر ۱۳۹۴ و در زمستان ۱۳۹۴ شکل گرفت. (+)

▪️ اسفند ۱۳۹۴ است. شوراهای صنفی بیش از ۳۰ دانشگاه کشور بیانیه‌ای مشترک درباره کالایی‌شدن آموزش منتشر می‌کنند. بومی‌گزینی یکی از محورهای بیانیه است. (++)

▪️ خرداد ۱۳۹۵ است. آیین‌نامه شوراهای صنفی دانشجویان پس از بازنگری وزارت علوم ابلاغ می‌شود. بسیاری از اختیارات این شوراها از آن‌ها گرفته شده و حتی اجازه ورود به هرگونه امور آموزشی از شوراهای صنفی سلب شده‌است.

▪️ بحث بومی‌گزینی دوباره در فضای عمومی آموزش عالی بالا می‌گیرد. در نظام پذیرش موجود، رشته‌ها به شکل استانی، ناحیه‌ای، قطبی و کشوری گزینش می‌شوند و برای بسیاری از رشته‌های روزانه، پس از کسر سهمیه ایثارگران، حدود ۶۰ درصد ظرفیت رشته‌های پرمتقاضی و حدود ۸۰ درصد ظرفیت سایر رشته‌ها به شکل بومی اختصاص می‌یابد و بقیه به صورت آزاد گزینش می‌شود. (+)

▪️ تابستان ۱۳۹۵ است. نتایج کنکور ۹۵ منتشر می‌شود و بحث تمرکز شدید رتبه‌های برتر در تهران بالا می‌گیرد.

▪️ ۱۳ تیر ۱۳۹۵ است. محمدعلی کامفیروزی، نماینده نشریات دانشجویی وزارت علوم در دیدار با سیدعلی خامنه‌ای، مستقیما از «سیاست‌های تبعیض‌آمیز بومی‌گزینی» می‌گوید و آنها را تعرض به حقوق شهروندان می‌خواند. (++)

▫️ ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ است. حدود ۱۱۰ کدرشته با عنوان «بورسیه سپاه پاسداران» در دفترچه رشته‌های تجربی دیده می‌شوند. (+)

▪️ ۱۶ آذر ۱۳۹۵ است. اعتراض‌ها گسترده‌تر می‌شوند. دانشجویان و شوراهای صنفی دانشگاه‌های مختلف در بیانیه‌ای مشترک که به عنوان «بیانیه فراگیر دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور» یاد می‌شود، تبعیض طبقاتی، جنسیتی و جغرافیایی در آموزش عالی، پولی‌شدن آموزش و فضای امنیتی دانشگاه را به هم مرتبط می‌کنند. این بیانیه به امضای حدود ۴۰۰۰ دانشجو، شوراهای صنفی بیش از ۳۰ دانشگاه و تعدادی انجمن علمی و فرهنگی می‌رسد. (++)

▪️۱۲ بهمن ۱۳۹۵ است. پدرام پذیره در یادداشتی می‌نویسد با ادامه بومی‌گزینی، ممکن است روزی «آنقدر بومی گزینند که دیگر نیازی به خوابگاه نباشد». (+)

▪️۲۴ اسفند ۱۳۹۵ است. شوراهای صنفی دانشجویان کشور در «بیانیه مشترک به مناسبت پایان سال»، از «تشدید بومی‌گزینی» در کنار افزایش صندلی‌های پولی، کاهش ظرفیت آموزش رایگان، حذف یا محدودسازی رشته‌ها و واگذاری فضاهای دانشگاهی به بخش خصوصی نام می‌برند و آن‌ها را روندی به سوی «انحلال دانشگاه در بازار» و محروم‌سازی اقشار فرودست و تبعیض علیه زنان می‌دانند و تاکید می‌کنند که این روند، وابسته به دولت یا انتخابات خاصی نیست و در هر دولتی ادامه خواهد داشت.

▪️ آذر ۱۳۹۶ است. در بیانیه مشترک ۳۲ شورای صنفی دانشگاه‌های کشور، بومی‌گزینی دوباره در کنار مطالبات اصلی دانشجویان قرار می‌گیرد. در همان بیانیه، بازگشت دانشجویان ستاره‌دار، حذف برخوردهای امنیتی و اصلاح آیین‌نامه شوراهای صنفی نیز مطالبه شده است. (+)

▪️ دی ۱۳۹۶ است. در پی اعتراضات، شمار زیادی از دانشجویان و فعالان صنفی، هرکدام به بهانه‌ای بازداشت می‌شوند و حتی چهار عضو شورای صنفی دانشگاه تهران پس از جلسه با رئیس دانشگاه بازداشت می‌شوند. محمد شریفی مقدم، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف که در پرونده بومی‌گزینی نیز فعالیت داشت نیز بازداشت شده و تا ۵ سال بعد در زندان می‌ماند.

🔺 ردصلاحیت‌های گزینشی و گسترده در انتخابات شوراهای صنفی به همراه بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی با ادوار، موجب قطع ارتباط نسل جدید شوراهای صنفی با ادوار شده و این مسئله در کنار محدودیت‌های فجیع آئین‌نامه، عملا جلوی هر اقدامی را از آن‌ها می‌گیرد.

▫️اشتباه نیست اگر بگوییم که بومی‌گزینی نه تنها لغو نشد، بلکه شبکه‌ای که نقابله با آن را به‌صورت سراسری پیگیری می‌کرد خواجه شد و دیگر همان ظرفیت سازمان‌یافته و سراسری شوراهای صنفی برای پیگیری مستمر مطالبات هم وجود نداشت.

🆔 @SUT_Archive_else
❤6👎1🤮1🤣1🖕1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
Photo
«بومی‌گزینی پزشکیان؟»

▪️ ۱۴ دی، در پی برگزاری تجمع، دانشگاه صنعتی شریف تعطیل شد.

🔴 در فضایی که تقریبا صدر تا ذیل دانشگاه از «در صورت بازگشایی دانشگاه، تجمعاتی رخ خواهد داد» و  «شروع جنگ نزدیک است» مطمئن بودند و در فضایی که عبارات
«اگر بازگشایی شود، اتفاقاتی خواهد افتاد»
«اگر بازگشایی شود، برخی دانشجویان یا بازداشت می‌شوند یا احکام سنگین می‌گیرند»
«هر اتفاقی که در دانشگاه بیفتد، بهانه خوبی خواهد بود تا وقایع پس از آن(جنگ) تقصیر آن اتفاقات بیفتد»
بدیهی به نظر می‌رسید، و به طور خلاصه در فضایی که مشخص بود «اگر بازگشایی شود، دانشگاه نمی‌تواند امنیت دانشجویان را تضمین کند»، هیئت رئیسه دانشگاه در اقدامی عجیب تصمیم به بازگشایی دانشگاه گرفت. عجیب‌تر آن‌که نهادهای امنیتی نیز به آن‌ها اجازه بازگشایی دادند.

▪️ نکته دیگر ماجرا آن است که این اجازه فقط به دانشگاه‌های تهران داده شد و باقی دانشگاه‌ها، بسته ماندند.

▪️دانشگاه در ۲ اسفند بازگشایی شد، اما تنها هشت روز بعد، در ۱۰ اسفند و پیرو وقوع جنگ بار دیگر تعطیل شد.

🔻 ۷ اسفند ۱۴۰۴ است. در همان چند روز محدودی که دانشگاه باز شده، مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه شریف در نامه‌ای خطاب به حسین سیمایی‌صراف، وزیر علوم عنوان می‌کند که: (+)
۱۰۰ درصد دانشجویان مقطع کارشناسی که هفته گذشته به دلیل خشونت و هتاکی ممنوع‌الورود شدند، از طریق سهمیه (منطقه ۳، منطقه ۲ و ایثارگران) برای ورود به دانشگاه صنعتی شریف استفاده کرده‌اند.
▪️ نکته عجیب اشاره به سهمیه مناطق است. عبارتی که عمدتا در زمان انتشار نامه توسط افراد جدی گرفته نشده و بر حساب ناآگاهی مسعود تجریشی از سهمیه‌ها گذاشته شد؛ چرا که با حذف سهمیه مناطق نیز، بسیاری از این افراد همچنان می‌توانستند دانشجوی همین دانشگاه شوند.

▪️ اما اشاره به این شکل، نه نشان از حذف سهمیه‌ها، بلکه نشان از درخواست نوعی سهمیه به نفع دانشجویان بومی دارد. دانشجوی بومی:
۱. خوابگاه نمی‌خواهد
۲. حتی اگر دانشگاه غدا ندهد نیز برایش اهمیت چندانی ندارد
۳. تحت کنترل بیشتری از سوی خانواده است
۴. ارتباطات گسترده‌ای که در خوابگاه‌ها شکل می‌گیرد را ندارد
پس در مجموع از نگاه دولت، بودجه کمتری مصرف می‌کند و احتمال برگزاری تجمع توسط او کمتر است.

🔺 ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ است. محمد روشن، مشاور وزیر علوم، مدعی می‌شود که: «بومی‌گزینی یکی از محورهای مهم در مدیریت جدید آموزش عالی است و آموزش عالی به سمت بومی‌گزینی حرکت می‌کند».

▪️ او در دفاع از این سیاست، اذعان دارد «جذب نیروهای بومی موجب ثبات شغلی، ماندگاری نخبگان در استان‌ها و ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و اداری می‌شود» و همچنین «بومی‌گزینی علاوه بر کاهش دغدغه‌های رفاهی و معیشتی خانواده‌ها، به حفظ تعادل فرهنگی و اجتماعی مناطق کمک می‌کند» (+)

▪️ ادامه دارد؟

🆔 @SUT_Archive_else
👍14🤬3❤2🍌1🖕1
«دانشگاه مردمی»

🔻شماره ۴۱ نشریه خبرنامه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵

یک آقای اهوازی‌ای به اسم هدایت سلیمانی از ۱۸ سالگی بدون این‌که شریف قبول شده باشه (و یا احتمالا دیپلم داشته باشه) از اهواز سوار اتوبوس تهران می‌شه، همین‌طوری با بچه‌ها وارد خوابگاه شریف می‌شه و با اهوازی‌ها هم اتاق می‌شه. روز اول موقع تخصیص خوابگاه، خیلی خر تو خره. خانواده‌ها هم توی خوابگاه‌ان. به هر کسی اجازه ورود می‌دن. محسن دهنوی مسئول تخصیص اتاق اون سال بود و توی نمازخونه قرعه می‌کشید. می‌گفت «خوزستانیا کیان؟ بیاین نزدیک هم‌دیگه بندازمتون». نهایتا به این شکل هدایت سلیمانی توی خوابگاه گفته بود ورودی ۱۳۸۳‌ام و از مهر اون سال با ما توی خوابگاه بود. تا ترم ۴ -یعنی دو سال- توی خوابگاه طرشت زندگی می‌کنه، صبح‌ها با بچه‌ها به دانشگاه می‌ره، تظاهر می‌کنه که سر کلاس می‌ره، شب امتحان‌ها هم تظاهر می‌کنه که درس می‌خونه.
سه تا اتاق بغل اتاق ما بود و هر روز باهاش سلام‌وعلیک می‌کردیم. به من می‌گفت «دارم نفت (یا همچین چیزی) می‌خونم». بعد اصلا شریف قبول نشده بود و ریاضی رو در حد محاسبه توان هم بلد نبود. هم‌اتاقیش مهدی منصوری، ورودی ۱۳۸۱ بود که اون هم یک بار رأی اول طرشت و مسئول ورزش شورا صنفی شد.
یک تیمی از بچه‌های انجمن کشف کردن که این دانشجو نیست و توی شماره ۴۱ خبرنامه، از طریق این آگهی یک کار روزنامه‌نگاری انجام دادن. چاپ که شد، حراست تازه فهمید که این آدم بدون این‌که دانشجوی شریف باشه دو ساله داره به خوابگاه می‌آد و اتاق اسکان گرفته. یک مقدار تیتر خبرنامه رو نامشخص زدیم چون اون‌موقع معلوم نبود که قضیه چیه یا که در چه ابعادی اوضاع خرابه. فقط می‌دونستیم که یک چیزی می‌لنگه. یک چیزی درست نیست. مثلا حدس می‌زدیم که شاید یک بخشی از مدارک هویتی مشکل داره. اینو بچه‌های ما توی خبرنامه نوشتن، خودش اصلا خبر نداشت و آگهی‌ای نفرستاده بود، نوشتیم که قضیه شفاف شه.
فردای انتشار این شماره از خبرنامه من رو دید. من اصلا اسمش رو نمی‌دونستم ولی زیاد باهاش سلام‌وعلیک می‌کردم. گفت «تو انجمن زیاد می‌ری نه؟» گفتم «آره» گفت «این چیه؟» و این‌ها. گفتم «چی‌چی؟». گفت «این رو نمی‌شه پاک کنی؟» گفتم «چطور مگه؟» گفت «منم دیگه» گفتم «آآآ. نه نمی‌شه» خیلی ماجرای عجیبی بود. از یک سری از بچه‌ها گواهی اشتغال به تحصیل و... هم گرفته بود. بعد یک‌هو همه بچه‌ها ترسیدن که «این دو ساله با ماست. اصلا هدفش از این قضیه چی بوده؟» از یک سری از بچه‌ها یک سری مدارک مثل کپی شناسنامه و این‌ها گرفته بود. گفته بود «براتون کلاس خصوصی جور می‌کنم» و این‌ها. بعد از این ماجرا هم همچنان به عنوان مهمان توی خوابگاه می‌اومد. دیگه با نصف خوابگاه رفیق شده بود و همه می‌شناختنش.

-فرهاد فرنود


🆔 @SUT_Archive_else
🤯5🖕1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«دانشگاه مردمی» 🔻شماره ۴۱ نشریه خبرنامه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ یک آقای اهوازی‌ای به اسم هدایت سلیمانی از ۱۸ سالگی بدون این‌که شریف قبول شده باشه (و یا احتمالا دیپلم داشته باشه) از اهواز سوار اتوبوس تهران می‌شه، همین‌طوری با بچه‌ها وارد خوابگاه شریف می‌شه و با…
«دانشگاه مردمی»

🔻از شماره ۷۳ نشریه شورا، ۱۰ دی ۱۴۰۴

ورودی جعلی مهندسی کامپیوتر ۹۷ - در اوایل دوران کرونا، دانشجویان ۹۷ ای با دانشجوی جدیدی در گروه‌های دوره و درس‌هایشان مواجه شدند که به گفته خودش به شریف انتقالی گرفته بود. این دانشجوی جدید فعالیت بسیار زیادی در گروه‌ها داشت و تلاش بسیار زیادی برای ایجاد ارتباط با همه دانشجویان انجام می‌داد. از درخواست تمدید برای تمرین‌ها گرفته تا حضور در رویدادهای انجمن علمی این دانشکده و فعالیت در آن‌ها. چندین بار که دانشجویان نسبت به بعضی ناهماهنگی‌ها در حرف‌های ایشان شک کرده بودند، این فرد حتی تصویری از کارت دانشجویی خود برای افراد ارسال کرده بود. با همه این‌ها، در تابستان ۱۴۰۱ بعد از این که به دلیل فعالیت دانشجویی زیاد انجمن علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر ایشان را به عنوان مسئول اصلی یکی از رویدادهایش انتخاب کرده بود و در پی استعلام‌هایی از سمت معاون دانشجویی دانشکده، مشخص شد که این فرد هیچ‌گاه دانشجوی شریف نبوده، کارت دانشجویی و حتی شماره دانشجویی اعلامی وی جعلی است و هیچ گاه در هیچ درسی به صورت رسمی ثبت‌نام نشده بوده و حتی دانشجوی مهمان هم نبوده. با این حال این شخص تا مدت‌ها در رزومه و لینکدین، خود را دانشجوی مهندسی کامپیوتر شریف معرفی می‌کرد و حتی تحت این عناوین توانست در چندین شرکت مطرح کامپیوتری استخدام شده و کار کند و حتی به یکسری از تیم‌های آزمایشگاهی دانشکده هم اضافه شده بود.
در مورد این که این فرد اکنون مشغول چه کاری است مطمئن نیستیم، اما مطمئن هستیم که دانشگاه برخورد قانونی و قضایی جدی‌ای با این فرد نکرد و حتی تا سه سال بعد از لو رفتن این فرد، ایشان همچنان از عنوان شریف در رزومه خود استفاده می‌کرد بدون این که حتی یک درس در دانشگاه شریف پاس کرده باشد.
فرد ناشناسی که چندین سال به دانشگاه تردد می‌کرد: در پاییز سال ۱۴۰۲، دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر با فردی با ظاهری عجیب رو به رو شده بودند که با لپ‌تاپی قدیمی و خالی، در تلاش برای تهیه دوره‌های آموزشی برنامه‌نویسی از دانشجویان بود. در عین حال هنگامی که دانشجویان در مورد هویت وی سوال می‌پرسیدند، با جواب‌های متناقضی نظیر دانشجوی ورودی ۰۲ یا ۹۶ دانشکده مهندسی کامپیوتر، مهندسی شیمی، یا فیزیک معرفی می‌شدند. بعد از این که ایشان چندین بار در زمان‌های خلوت در سالن مطالعه خواهران در حال وانمود کردن به مطالعه کتاب (آن هم کتاب شیمی کنکور کارشناسی!) و استفاده از لپ‌تاپ خالی خود مشاهده شد و دانشجویان به وی مشکوک شدند، با حراست دانشگاه تماس گرفتند. بعد از پیگیری دانشجویان و حراست، مشخص شد این فرد چندین سال، هر بار از طریق راضی کردن استاد یک دانشکده متفاوت به این که به عنوان دانشجوی مستمع آزاد برای ایشان درخواست مجوز بکند، به بهانه حضور در کلاس وارد دانشگاه می‌شده است. بعد از این که ایشان اقدام به تهدید تعدادی از دانشجویانی که پیگیری این مسئله را انجام دادند کرد، حراست اعلام کرد که همه مجوزهای ورود وی به دانشگاه لغو شده و پس از آن هم ایشان دیگر هرگز در دانشگاه مشاهده نشد.
علاوه بر موارد مربوط به افراد غیر شریفی، مواردی نیز دیده شده که دانشجویان پردیس کیش خود را دانشجوی پردیس اصلی معرفی کرده‌اند یا برخی دانشجویان هویت دانشکده دیگری را برای ارتباطات اجتماعی و کسب موقعیت‌های شغلی جعل کرده‌اند.


🆔 @SUT_Archive_else
🤬2🖕1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«دانشگاه مردمی» 🔻از شماره ۷۳ نشریه شورا، ۱۰ دی ۱۴۰۴ ورودی جعلی مهندسی کامپیوتر ۹۷ - در اوایل دوران کرونا، دانشجویان ۹۷ ای با دانشجوی جدیدی در گروه‌های دوره و درس‌هایشان مواجه شدند که به گفته خودش به شریف انتقالی گرفته بود. این دانشجوی جدید فعالیت بسیار زیادی…
«دانشگاه مردمی»

▪️ متن فوق در دی‌ماه ۱۴۰۴ نوشته شده.

🔻 حدود ۴ ماه بعد از این یادداشت، یعنی در اواخر فروردین امسال -۱۴۰۵- مشخص شد که یکی از افرادی که در دو سال اخیر خود را به نام «نیایش حسن‌زاده» و تحت عنوان دانشجوی برق معرفی می‌کرد، همانند چندین و چند مورد فوق، دانشجو نیست. حدود دو هفته بعد نیز شورای صنفی مطلبی در خصوص او منتشر کرد.

▪️نیایش حسن‌زاده، اطلاعات بسیاری از دانشجویان -از جمله کدملی، مشخصات گواهینامه، آدرس خانه و شماره دانشجویی آن‌ها- را به بهانه‌های مختلف در طول این دو سال جمع کرده بود و حتی در سورپرایز تولد اساتید نیز حضور داشت. (+)

▪️ از همان روزهای اولیه کشف این مسئله، موضوع با رئیس حراست و هیئت رئیسه درمیان گذاشته شد، اما دانشگاه پاسخی نداد.

▪️بعدها پیگیری‌های تعدادی از دانشجویان از رئیس حراست، برای چندین بار با پاسخ‌هایی با مضمون «شما احتمالا ریگی به کفش خودتون هست و نگران اطلاعاتی که از شما جمع کرده هستین و برای همین دارین پیگیری می‌کنین» مواجه شد.

▪️ همان موقع نیز زمزمه‌هایی به گوش می‌رسید که مسئله خرید مدرک در جریان بوده‌است. به این گونه که شاید نیایش حسن‌زاده چند میلیارد تومان پرداخت کرده و سعی داشته چند سال در دانشگاه تردد کند تا افراد دانشجو بودن او را شهادت دهند، سپس بعد از ۴ سال مدرکش را تحویل بگیرد.

▪️ اکنون پس از گذشت بیش از ۴ ماه، همچنان مشخص نیست که نیایش حسن‌زاده چه‌گونه با وجود گیت‌های صد میلیون تومانی به مدت دو سال وارد دانشگاه می‌شده، انگیزه او چه بوده و دانشگاه چه اقدامی در خصوص او انجام داده‌است؛ اما با توجه به گاردی که دانشگاه نسبت به پاسخ‌گویی به این مسئله دارد، بعید است موضوع ساده‌ای بوده باشد.

🆔 @SUT_Archive_else
🤬19🖕1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
امور دانشجویی چرخه‌ای از بازگشت صاحب پالان است
«همان پالان»

اکانت توییتر
وبلاگ شخصی

🔻امیر نورانی، ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ به عنوان معاون فرهنگی و دانشجویی دانشکده مکانیک منصوب شد. (+)

▪️ یکم آبان ۱۳۹۸ نیز به عنوان مدیر فرهنگی دانشگاه منصوب شد. (+)

▪️ یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ از مدیریت فرهنگی استعفا داد. (+)

▪️ ۶ مهر ۱۳۹۹، با حکم محمود فتوحی، «مدیر بودجه و توسعه منابع دانشگات در مرکز برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه منابع» شد.

▪️ ۲۰ دی ۱۴۰۱، با حکم رسول جلیلی، «مدیر توسعه و نگهداشت اعضای هیئت علمی» شد.

◻️ امروز، ۸ شهریور ۱۴۰۵، امیر نورانی جایگزین محمود بهمن آبادی در معاونت دانشجویی دانشگاه شد. (+)

▪️ یادداشت‌های وبلاگ او نشان می‌دهد که از لحاظ عقیدتی، به طرز شدیدی با جنبش سبز ۱۳۸۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ مشکل دارد. همچنین بیانیه ضدجنگ «در محکومیت فتنه» در ۲۰ دی ۱۴۰۴ را امضا کرده (+) و نام او در لیست بیعت‌کنندگان با مجتبی خامنه‌ای نیز به چشم می‌خورد. (+)

▪️ یادداشت‌های زیر از وبلاگ او، قابل توجه‌اند:
دیروز با شخص عزیزی در حال بحث و گفت‌وگو پیرامون مسائل اخیر بودم. به یکباره گفت اگر قرار است تغییری ایجاد شود، ای کاش ميرحسين موسوی و امثالهم بیایند و دست سلطنت‌طلبان و در رأس آنها رضا پهلوی از حکومت کوتاه شود. به یکباره برافروخته شدم و چندین بار به او گفتم رضا پهلوی شرف دارد به ميرحسين. همانطور که یزید و شمر را به معاویه ترجیح می‌دادم.
امروز فکر کردم که دلیل این واکنش فوری چه بود؟ چه چیزی در ناخودآگاه من وجود دارد که این‌چنین از نخست‌وزیر دوران جنگ هشت ساله جمهوری اسلامی نفرت دارم و این تنفر اینقدر ریشه‌دار شده. رفتم در فضای سال ۸۸ و آنچه آنها کردند؛ با لجاجت و نفهمی؛ با رفتار بی‌منطق و نانجیبانه؛ با بی‌فرهنگی و دروغ؛ و با ریا و فریبکاری.
حقيقتا الان آرام‌تر هستم. هم از دیروز هم از دوران جوانی. ولی همچنان از اتفاقات ۸۸ و کارهای آن دو نفر دلم آشوبناک است. احساسی که حتی نسبت به پسر شاه فراری ندارم. بلکه واقعا معتقدم آنچه الان از خشونت و ذبح انسانیت رخ می‌دهد، زیربنایش در همان سال ۸۸ و با همت آن دو‌ نفر ساخته شد.
و الآن می‌فهمم که چرا مشهور است که سنگ بنای سر بریده حسین (ع) در سقیفه بنی ساعده گذاشته شد.
-۱۲ بهمن ۱۴۰۴ (+)
کتاب الغارات بسیار مفید و مهم است. بدون مطالعه دقیق آن، فهم اتفاقات زمان امام حسن و امام حسین و حادثه عاشورا صقیل [کذا] است. کتاب در مورد نیمه دوم حکومت امیرالمؤمنین است که بعد از جنگهای سه گانه چه بر سر این حکومت آمد و چه شد که در اثر خدعه های معاویه، تضعیف حکومت مرکزی و‌ در نهایت شهادت امیرالمؤمنین حادث شد.به نظرم حکومت جمهوری اسلامی بعد از سال ۸۴ با همین رویه مواجه شد. هرچند بدگویی ها و بدبین کردن‌ها از قبل از آن شروع شده بود، از سال ۸۴ به بعد کمیت و‌ کیفیت تخریب رهبری پررنگ‌تر شد. در سال ۸۸ و پس از شکست سنگین غربگرایان، این خدعه ها متراکم تر و هدفمندتر شد تا غربگرایان در سال ۹۲ دولت را به دست گرفتند و در قالب مذاکره، به آغوش آمریکا پناه بردند.از سال ۹۸ دیگر همه چيز یک رنگ دیگر به خود گرفت و رسما غارتها به شکل علنی آغاز شد تا به ۱۴۰۱ و نقض گسترده حجاب - یکی از قوانین نمادین جمهوری اسلامی - رسید. بعد از آن یکی یکی، وفاداران و سرداران شهید شدند و بازوان منطقه ای و جهانی ایران قطع شدند.الغارات در حال تکرار است و سرنوشت محتوم چنین حکومتی - که فاقد اقتدار است - فروپاشی است. مثل تنه درختی که آرام آرام ترک بزرگی برداشته و با یکی دو فشار دیگر سرنگون می‌شود.اما ... اما چند تفاوت اساسی با زمان امیرالمؤمنین وجود دارد؛ معاویه خودش در ضعف است. وفاداران به اسلام و جان فداهای مخلص بی‌شمار هستند و امام زمان هنوز زنده است ...
-۱۳ دی ۱۴۰۴ (+)


🔺 احتمالا مرور باقی متون وبلاگ او نیز خالی از لطف نباشد. برای مثال آن‌جایی که اعتراضات دی‌ماه را «کودتای اسرائیلی» نامیده (+) یا آن‌جایی که همجنس‌گرایی را از نشانه‌های «فروپاشی تمدن غرب» دانسته و حقوق همجنس‌گرایان را به تمسخر گرفته (+) و موارد متعددی دیگر.

🆔 @SUT_Archive_else
❤75💩7👍5🖕3🤡2😱1🤬1👌1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«همان پالان» اکانت توییتر وبلاگ شخصی 🔻امیر نورانی، ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ به عنوان معاون فرهنگی و دانشجویی دانشکده مکانیک منصوب شد. (+) ▪️ یکم آبان ۱۳۹۸ نیز به عنوان مدیر فرهنگی دانشگاه منصوب شد. (+) ▪️ یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ از مدیریت فرهنگی استعفا داد. (+) ▪️ ۶ مهر…
«همان پالان»

🔻 پاسخ امیر نورانی، معاون جدید دانشجویی دانشگاه به یکی از کامنت‌ها در وبلاگ او:
حرف بی‌سند عادت شما شده. مثل ضرب و شتم مهسا، کشته شدن 40 هزار نفر، تقلب در انتخابات 88، تیر خلاص به مجروحین، شروع خشونت از طرف نیروهای حکومتی و ...


▪️ لینک

🆔 @SUT_Archive_else
🖕41🔥9
جلسه با فتوحی.pdf
527.8 KB
«کریم مظاهری»

🔻 گزارش جلسه شورای صنفی(پردیس صحرایی) با ریاست دانشگاه(محمود فتوحی) و حسین افشین در خصوص کریم مظاهری

📆 ۲۴ آبان ۱۳۹۶

منبع

🆔 @SUT_Archive_else
💔2
«بازگشت استاد متعرض به شریف»

با وجود اعتراف استاد خاطی در کمیته انضباطی به جرم خود، برخی از اساتید (کوچکزاده، بنازاده، فرشچی، پورتاکدوست) هم‌چنان از او حمایت کردند.
مرداد ۱۳۹۲ با وجود داشتن پرونده آزار جنسی، نماینده نهاد رهبری در دانشگاه [محمدنژاد]، این استاد را برای سخنرانی در برابر مقام معظم رهبری به نمایندگی از اساتید دانشگاه شریف برمی‌گزیند.
دکتر فتوحی در جلسه با اعضای شورای صنفی تایید کرده که این اولین پرونده آزار جنسی این استاد نبوده است.

روز یکشنبه ۵ آذر، نامه‌ای با امضای ۱۶۵ نفر از دانشجویان دانشکده هوافضا به وزیر علوم ارسال شد. دانشجویان در این نامه خواستار اخراج ک.م [کریم مظاهری] از دانشگاه شریف بودند.
دکتر فتوحی در این جلسه تاکید کرد که نتیجه نهایی مورد رضایت ایشان نیست و دانشگاه در تلاش است با پیگیری مسئله از وزارت علوم مانع بازگشت ک.م به دانشگاه شود. اما از نتیجه این پیگیری‌ها اعلام ناامیدی کرد.
در عمل بسیج دانشجویی با ارتباط دادن دست‌درازی و تعرض ک.م به حجاب دانشجویان دختر، فرد متعرض را تبرئه و اقدام به مجرم‌انگاری قربانی می‌کند.
🔴 شماره سوم نشریه فروغ

📆 آذر ۱۳۹۶

🆔 @SUT_Archive_else
🤬20💔5😐1
«زخم تازه: خلاصه ماجرا در ۱۳۹۶»

🔴 شماره پنجم نشریه فروغ

📆 آبان ۱۳۹۷

🆔 @SUT_Archive_else
💔6❤1🤬1
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
Photo
«زخم تازه: بخش اول»

✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی

🔻 ماجرای استاد خاطی و دختر دانشجو
بر اساس نامه ارسال شده توسط خانم دانشجو به دکتر فتوحی ریاست دانشگاه و ادعای او در آن نامه، در آبان ماه سال ۱۳۹۴ استاد خاطی با خانم دانشجو تماس گرفته است تا برای انجام یک سری فعالیت رایانه‌ای به دفتر ایشان مراجعه کند. به نقل از خانم دانشجو در نامه، وقتی ایشان به دفتر استاد مذکور مراجعه می‌کند و پشت سیستم می‌نشیند، با وقایعی روبرو می‌شود که به سرعت و با دستپاچگی از اتاق استاد خارج می‌شود. پس از این اتفاق نیز استاد با ارسال پیامک‌هایی همچون «امروز چقدر زیبا شده‌ای» و «لطفا بیا دفترم» مجدداً برای دانشجو ایجاد مزاحمت می‌کند؛ ایشان بارها نیز با ارسال پیامک، ایمیل و تلاش برای برقراری تماس با دانشجو در پی جلوگیری از شکایت دانشجو برمی‌آید.
کمیته‌ی انتظامی اساتید پس از پیگیری‌های دانشجو و شکایت وی از استاد خاطی، محکومیت دو سال انفصال از خدمت را برای استاد خاطی در نظر می‌گیرد که با اعتراض استاد مذکور همراه می‌شود. رأی صادر شده در بررسی مجدد توسط هیئت رئیسه دانشگاه به حکم اخراج و ممنوع‌الورود شدن ایشان به دانشگاه تغییر می‌کند. پس از اعلام رأی، ایشان با مراجعه به وزارت علوم دگربار به رأی صادر شده اعتراض می‌کند. کمیته‌ی تجدید نظر نهایی در دانشگاه علامه طباطبایی شکل می‌گیرد و حکم ایشان بدون مشورت با دانشگاه و به طرز عجیبی به یک سال انفصال از فعالیت در دانشگاه تقلیل می‌یابد. اینکه در جلسه بررسی دانشگاه علامه چه گذشته است را کسی نمی‌داند!

با توجه به حکم نهایی، مدت انفصال از خدمت این استاد در اسفند ماه ۹۵ به پایان می‌رسد ولی با مخالفت دکتر فتوحی بازگشت این استاد اندکی به تعویق می‌افتد؛ تا در نهایت با تذکر وزارت علوم در شهریور ماه ۹۶ حکم بازگشت وی امضا می‌شود.

🔴 شماره پنجم نشریه فروغ

📆 آبان ۱۳۹۷

🆔 @SUT_Archive_else
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«زخم تازه: بخش اول» ✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی 🔻 ماجرای استاد خاطی و دختر دانشجو بر اساس نامه ارسال شده توسط خانم دانشجو به دکتر فتوحی ریاست دانشگاه و ادعای او در آن نامه، در آبان ماه سال ۱۳۹۴ استاد خاطی با خانم دانشجو تماس گرفته است تا برای انجام یک سری…
«زخم تازه: بخش دوم و سوم»

✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی

🔻وقایع پس از بازگشت استاد خاطی به دانشکده
درست چند روز پس از آنکه استاد خاطی به دانشکده‌ی سابق خود باز می‌گردد و حضور ایشان توسط دانشجویان احساس می‌شود، مشکلات اساسی دانشجویان شروع می‌شود. دانشجویانی که با حضور وی در دانشگاه دچار ترس و اضطراب شده بودند و مخالف حضور وی بودند، یک‌باره با برگه‌ای پشت در دفتر استاد خاطی مواجه می‌شوند که بر روی آن نوشته شده بود: «ساعت مراجعه و رفع اشکال ۱۸ – ۱۹»؛ استادی که از فعالیت منع شده بود، درسی ارائه نداده بود و دانشجویی نداشت، انگار با این کار قصد رویارویی با دانشجویان را داشت.
با آغاز رفت و آمد های استاد مذکور به دانشگاه، جمعی از دانشجویان قدیمی دانشگاه که نسبت به امور مطلع‌تر و دغدغه‌مندتر بودند با مراجعه به مسئولین دانشگاه و اساتید دانشکده خواستار جلوگیری از حضور این استاد خاطی در دانشگاه شدند. درخواستی که تقریباً از جانب هیچ‌کدام از اساتید حمایت نشد و حتی بعضی از اساتید از جمله ریاست سابق و ریاست فعلی دانشکده این استاد از ایشان حمایت نکردند؛ اما سؤال اینجاست که اگر این اتفاق برای یکی از اعضای خانواده ی آقایان می افتاد، واکنش آن‌ها چه بود؟! آیا همچنان ساکت می‌نشستند و نسبت به این مسئله بی تفاوت بودند؟!

دانشجویان قدیمی و معترض دانشکده در پی راهی برای برخورد با استاد خاطی بودند؛ با این تفاوت که دیگر از مسئولین دانشگاه و دانشکده ناامید شدند و به دنبال راهی جدید می‌گشتند. راه دوم آنها مراجعه به مرجع بالاتر از دانشگاه یعنی وزارت علوم بود؛ نامه‌ای مبنی بر درخواست اخراج استاد خاطی به امضای ۱۶۵ نفر از دانشجویان دانشکده رسید، به وزرات‌خانه ارسال شد و رونوشتی از این نامه نیز به سه تن از نمایندگان سرشناس مجلس ابلاغ گشت. اما باز هم دست دانشجوی مظلوم به جایی نرسید و حق از حق‌دار دورتر شد. انگار که این زخم چرکی خیلی عمیق تر از آن شده بود که با ضماد درمان شود!
🔻راه آخر
حال بچه‌های معترض دانشکده آنقدر غریب نیست. شاید اگر لحظه‌ای این اتفاق را برای عزیزان خودمان تصور شویم، دیگر نتوانیم سر جایمان بنشینیم و نظاره‌گر باشیم. شاید ما نیز دغدغه‌مند شویم و هر کاری انجام دهیم تا این اتفاق دیگر رخ ندهد، حتی اگر چاره، اخراج یک استاد خاطی باشد؛ آن هم برای همیشه.
دیگر راهی برای پیگیری و مرجعی برای رسیدگی نمانده است؛ شاید فعالیتی خودجوش در راستای مخالفت با حضور استاد خاطی آخرین راهی باشد که برای دانشجویان باقی مانده بود.
اسفند ماه ۹۶، چند تن از دانشجویان وقتی رفت و آمدهای استاد خاطی را در دانشکده مشاهده کردند ، تصمیم گرفتند تابلوی اتاق وی را بردارند ، به جلسه‌ی شورای دانشکده در همان روز ورود کنند و آن را تحویل اساتید بدهند. در همان لحظه که تابلو برداشته می‌شود ، ریاست فعلی دانشکده[کوچکزاده] از اتاق جلسات بیرون می آید؛ دانشجویان جلو آمده و یکی از آنها به نام س.ر.ف [سید رضا فتاحی معصوم] تابلو را تحویل ایشان می دهد، اما ایشان تابلو را نمی پذیرد و این جمله را بیان می کند که:«این کار شما مسئولیت دارد.» و محل را ترک می کند. دانشجویان نیز تابلو را تحویل دفتر دکتر فتوحی می‌دهند .
🔴 شماره پنجم نشریه فروغ

📆 آبان ۱۳۹۷

🆔 @SUT_Archive_else
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«زخم تازه: بخش دوم و سوم» ✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی 🔻وقایع پس از بازگشت استاد خاطی به دانشکده درست چند روز پس از آنکه استاد خاطی به دانشکده‌ی سابق خود باز می‌گردد و حضور ایشان توسط دانشجویان احساس می‌شود، مشکلات اساسی دانشجویان شروع می‌شود. دانشجویانی که…
«زخم تازه: بخش چهارم»

✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی

🔻سرکوب دانشجویان مخالف
چند روز بعد ریاست دانشکده[کوچکزاده] گزارشی به دکتر فتوحی می نویسد که در آن نام س.ر.ف[سید رضا فتاحی معصوم] را به عنوان فردی که تابلو را برداشته است می‌آورد و مکالمه اتفاق افتاده را شرح می‌دهد. دکتر فتوحی نیز به کمیته انضباطی دانشجویان دستور می‌دهد تا پیگیر موضوع شوند. حکم س.ر.ف[سید رضا فتاحی معصوم] اعلام می شود؛ که در کمال ناباوری به یک ترم محرومیت از تحصیل و دو ترم محرومیت از خوابگاه محکوم می شود. این است عدالت! س.ر.ف[سید رضا فتاحی معصوم] با پیگیری از طریق وزرات علوم حکم خود را مشروط، تعلیق می کند اما این تازه بخشی از مشکلات ایجاد شده برای س.ر.ف[سید رضا فتاحی معصوم] و هم دانشکده‌ای‌های اوست که فقط هدفشان منع ترویج ظلم علیه دانشجویان بویژه دختران بوده است.
اوایل خرداد ماه ۹۷ جمعی هفت نفره از دانشجویان دانشگاه با ابلاغیه ای از سمت کلانتری ستارخان برای حضور در دادسرا جهت رسیدگی به شکایت استاد خاطی مواجه می شوند. دانشجویی که در همین نشریه (شماره ۳) مقالهای بدون غرض ورزی نوشت و وقایع اتفاقیه را شرح داد [مهتاب محمودی] به نشر اکاذیب و هتک حیثیت متهم می شود. سه دانشجوی دیگر دانشکده با نام های س.ر.ف[سید رضا فتاحی معصوم]، ف.ر و م.غ به درخواست از دکتر ف[فرشچی] (یکی از اساتید دانشکده) برای جلوگیری از حضور استاد خاطی در دانشگاه، تهدید ایشان و هتک حیثیت متهم می شوند؛ در صورتی که این سه نفر مشترکا هیچ گاه دیداری با این مضمون با دکتر ف[فرشچی] نداشتند؛ و به دلیل آنکه روند پرونده قطع شده بود، فرصتی برای رد این ادعا به سه دانشجو داده نشد. اتهام دیگر به این سه نفر به همراه دانشجویان ا.ب، ا.ح و ع.ز با عنوان ایجاد رعب و وحشت، بر هم زدن نظم و سلب آرامش بواسطه‌ی برداشتن تابلوی دفتر استاد خاطی و امضای نامه‌ی درخواست اخراج ایشان از ریاست دانشگاه بوده است .

و اما جمله‌ای بسیار عجیب در متن اتهام به هفت دانشجو وجود دارد که نشان می‌دهد استاد خاطی ظاهراً نیت این هفت نفر را حدس [!] زده بوده است:«افراد اصلی مدیریت این ماجرا، با قصد نسبت دادن این اتهام به جبهه‌ی انقلاب، دنبال اهداف شومی هستند!» طبق اتهام فوق استادی که خود را نماینده‌ی جبهه‌ی انقلاب می‌داند، خطایی را در سایه‌ی انقلاب مرتکب شده است که در مکتب انقلاب به سادگی بخشیده نمی‌شود.

در شکل گیری جریان این اتهام ها علاوه بر جمع‌آوری مستندات و نامه‌ها توسط استاد خاطی، شهادت‌نامه‌هایی کتبی نیز از جانب دکتر ک[کوچکزاده]، دکتر پ[پورتاکدوست]، دکتر ب[بنازاده] (اساتید دانشکده) علیه دانشجویان وجود دارد، که بازپرس شرح شهادت‌نامه‌های مذکور را برای دانشجویان بازگو کرده است. اساتیدی که همواره خود را حامی دانشجو معرفی می‌کردند، علیه دانشجویان شهادت دادند.

در نهایت ماجرای درگیری پنج استاد با هفت دانشجو با امضای توافق نامه ای میان دانشجویان و استاد شاکی به پایان می رسد؛ چراکه با توجه به این اتهام ها و عدم وجود مستندات کافی در اختیار دانشجویان، آنها راهی جزء توافق و سکوت نداشتند؛ استاد شاکی با داشتن این توافق نامه به خواسته‌ی خود یعنی سکوت در دانشگاه می‌رسد و حالا پس از گذشت چند ماه از این اتفاق، در نیم سال جاری بر خلاف تعهد دکتر ف[فرشچی](مدیر گروه مرتبط با درس) درسی در مقطع ارشد ارائه داده است؛ کسی دلیل این خلف وعده مدیر گروه را نمی‌داند اما آن چه که به وجود آمد چیزی جز سلب محبوبیت از ایشان و بی اعتمادی دانشجویان نسبت به وی نبود!

اگر ماجرا را یکبار دیگر مرور کنیم به نتایج جالبی خواهیم رسید، که این طراحی پیچیده‌تر از آن است که کار یک نفر باشد: مشورت با اساتید و درخواست برای شهادت علیه دانشجویان، مستندسازی حرکات اعتراضی و طرح شکایت از دانشجویان، بازگشت به دانشکده، ارائه درس و ... .
🔴 شماره پنجم نشریه فروغ

📆 آبان ۱۳۹۷

🆔 @SUT_Archive_else
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف
«زخم تازه: بخش دوم و سوم» ✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی 🔻وقایع پس از بازگشت استاد خاطی به دانشکده درست چند روز پس از آنکه استاد خاطی به دانشکده‌ی سابق خود باز می‌گردد و حضور ایشان توسط دانشجویان احساس می‌شود، مشکلات اساسی دانشجویان شروع می‌شود. دانشجویانی که…
«زخم تازه: حرف آخر»

✍🏻 امیرحسین حاجی علی بیگی

🔻ضعف قانون هیئت علمی دانشگاه‌ها
به اعتقاد اغلب دانشجویان معترض دانشگاه، احکامی که کمیته‌ی انتظامی در مورد استاد خاطی صادر کرده بود تناسبی با جرم استاد خاطی نداشت. عدم تناسب میان جرم و مجازات در چنین مواردی موجب می‌شود احکام کمیته انتظامی فاقد اثر بازدارندگی و پیشگیری از وقوع مجدد جرائم مشابه باشند. بنابر قوانین کمیته انتظامی اساتید مجازات دو ماه غیبت متوالی غیر موجه اعضای هیئت علمی، اخراج از دانشگاه است؛ حال آنکه مجازاتی که کمیته ی انتظامی برای این اتفاق در نظر گرفت، یک سال انفصال از خدمت بود.
بخشی از این مشکل از ضعف قانون هیئت علمی دانشگاه ها نشأت می گیرد، که صراحتاً در مورد مجازات ناشی از ارتکاب جرم مذکور صحبت نکرده است؛ زمانی که برای موردی یکسان، کمیته‌ی دانشگاه به اخراج و کمیته ای در دانشگاه علامه به انفصال یکساله رای می دهند، این بدان معنیست که بیان این قانون بسیار کلیست و تفسیر از آن تا این حد می تواند متفاوت باشد. در چنین مواردی عدم وجود قوانین قطعی و بازدارنده احساس امنیت را از دانشجویان سلب می کند و زمینه وقوع جرم برای اندک افراد سودجو فراهم می شود.


🔻حرف آخر
موضوع اصلی مد نظر ما تنویر افکار عمومی برای پیگیری رخداد های این چنینی در دانشگاه است؛ درست است در پیگیری این مشکل از جانب مسئولین کوتاهی وجود داشت ولی با صدور همان حکم حداقلی برای استاد خاطی، بستری فراهم شد تا دانشجویان از بیان این گونه مشکلات دیگر واهمه نداشته باشند و در صورت مواجهه با این اتفاقات پیگیر حقوق خود شوند تا ریشه چنین اعمالی در دانشگاه خشک شود.

و اما سخنی با مسئولین: بهتر است به جای برخورد با دانشجویان معترض استاد خاطی را مجازات کنیم، تا به بی عدالتی متهم نشویم.

وگرنه باید بترسیم از روزی که این کشتی دگربار سوراخ شود..

🔴 شماره پنجم نشریه فروغ

📆 آبان ۱۳۹۷

🆔 @SUT_Archive_else