فلسفه علم و تکنولوژی
315 subscribers
232 photos
4 videos
23 files
194 links
اخبار، رویدادها، و دیدگاه‌هایی در فلسفه، اخلاق، و تاریخ علم و تکنولوژی در ایران و جهان
Download Telegram
🔵 فراخوان همایش بین‌المللی «عقلانیت، خداباوری، خداناباوری»
در گفتگوی بین خداباوران و خداناباوران، مباحث معرفتی و متافیزیکی بسیاری درمی‌گیرد که این همایش از دریچه عقلانیت به این مسائل می‌پردازد. ریشه این گفتگوها به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد و در تفکر عقلی و فلسفی، هماره رابطه بین عقلانیت و باور به خدا در قالب یک مسأله مهم مطرح بوده است. مقالات حول مدعاهای سلبی و ایجابی خداناباوران و با رویکردی انتقادی است.
«هدف از همایش، بهره‌گیری از ظرفیت بالای تفکر عقلی اندیشمندان ایرانی و بین‌المللی در جهت تقویت بعد معرفتی خداباوری است و با توجه به رواج چنددهه فلسفه دین در ایران، اکنون نوبت آن است که پژوهشگران و صاحب‌نظران درباره این موضوع مهم، تبادل‌نظر و گفتگو کنند».
تاریخ‌های مهم:

مهلت ارسال چکیده مقالات: 1399/07/30

مهلت ارسال مقالات کامل: 1399/09/30

تاریخ برگزاری: 1399/12/11 و 1399/12/12

اطلاعات تماس:

تارنما: rta.irip.ac.ir

رایانامه: rta@irip.ac.ir- rta.conf2021@gmail.com

تلفن: 09126048893 (تماس یا پیام از طریق شبکه‌های اجتماعی)
ادامه مطلب : https://www.irip.ac.ir/fa/news/101
Forwarded from فرهیختگان
اشعار مقدس برای ویرانی؛ با معاون پژوهشی جدید وزارت علوم بیشتر آشنا شوید!

«در پژوهشگاه دانشهای بنیادی ... گفتم پژوهشگاه‌های ما حتی دانشهای بنیادی اگر صد هیأت علمی دارند حداکثر باید برای بیست نفر هزینه کنیم که علم برای علم باشد. من قبول دارم. دو سه نفر در ریاضیات، چند نفر در فیزیک و شیمی، و این استعدادها را باید باز بگذاریم؛ ذهن آن‌ها باید باز باشد فارغ از هر نوع نیاز. هشتاد درصد دیگر باید ببینند ما در ریاضی چه احتیاجی داریم، ... علوم شناختی دارند، فیزیک دارند، ... اگر نیاز نداریم آن هشتاد درصد اضافه است یعنی باید عذر آن‌ها را بخواهیم یا جابه‌جایشان کنیم. اگر قرار است فقط علم برای علم باشد، ما فقط همان بیست نفر را می‌خواهیم، به بیشتر از آن احتیاج نداریم.»

این جملات از زبان دشمن پژوهشگاه دانشهای بنیادی یا دشمن پژوهشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی کشور خارج نشده‌اند. بلکه این‌ها جملاتی هستند که اخیراً و در یک مراسم رسمی معاون پژوهشی وزیر علوم با قاطعیتی مثال زدنی به زبان آورده است. غلامحسین رحیمی شعرباف مقدس، متخصص در مهندسی مکانیک جامدات و شاغل در دانشگاه تربیت مدرس، در اول تیرماه امسال جانشین مسعود برومند در معاونت پژوهشی وزارت علوم شد. شنیده‌ها حاکی از این است که او که پیش از این سمت‌هایی مانند ریاست سازمان سنجش و ریاست سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی را بر عهده داشته است، فردی قانونمند و پاکدست بوده است. ایشان اخیراً مواضع خود را در مورد پژوهش در کشور به طور بی‌پروا و صریح در جلسه معارفه رئیس جدید مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بیان کرد؛ مواضعی که اهم آن‌ها از قرار زیر است (توصیه می‌شود اهالی پژوهش و دانشگاه با مراجعه به فیلم صحبت‌های معاون پژوهشی در این جلسه (آدرس در پی‌نوشت) دیدگاه‌های آقای معاون را از زبان خودشان بشنوند تا هم منصفانه بودن مطالبی را که در ادامه می‌آید بررسی کنند، و هم عمق فاجعه را بیشتر درک کنند):

- اولویت اصلی وزارت علوم، «تحقیقاتِ فناوری» است. (این به آن معناست که هر رشته یا حوزه‌ای که به طور مستقیم به تحقیقاتِ فناوری مربوط نشود، از نظر وزارت علوم بی‌اثر و بلاوجه است؛ به طور خاص، علوم پایه و علوم انسانی، و هر بخش از علوم مهندسی و پزشکی که به طور مستقیم به فناوری مربوط نشوند.)
- دانشگاه‌ها عمدتاً برای آموزش و تربیت دانشجو هستند، و پژوهشگاه‌ها برای انجام مأموریت‌های محوله از سوی وزارت علوم در مسیر تحقیقاتِ فناوری. این مأموریت‌ها باید به سرعت انجام شوند، از یک روز تا حداکثر دو ماه.
- هر پژوهشگاه یا مؤسسه‌ای که در این مسیر حرکت نکند و گوش به فرمان وزارت علوم نباشد، یا آن را با ادغام در مؤسسات دیگر تنزل درجه می‌دهیم، یا با ادغام در یک دانشگاه (احتمالاً به این دلیل که مجبور باشند گوش به فرمان «مدیران» دانشگاه باشند تا برایشان تکلیف مشخص کرده و از آنها کار بکشند).
- این جریمه (به تعبیر ما) در مورد برخی مؤسسات هم‌اکنون ضروری به نظر می‌رسد. بر اساس طرح آمایش وزارت علوم، هشت مؤسسه پژوهشی را باید به چهار مؤسسه تقلیل دهیم. چند مؤسسه هم باید تعلیق شوند. بود و نبود برخی از این مؤسسات برای وزارتخانه هیچ فرقی نمی‌کند.
- تعداد افراد هیأت علمی در پژوهشگاه‌ها باید به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یابند. در عوض، باید تعداد محدودی استاد برجسته حضور داشته باشند و گوش به فرمان مدیران وزارت علوم باشند تا برای آن‌ها مسأله تعریف کنند، و این اساتید برجسته در زمانی کوتاه (از یک روز تا حداکثر دو ماه) پاسخ این مسائل را بدهند.
- اساساً تعریف هیأت علمی در پژوهشگاه‌ها نادرست بوده است. در پژوهشگاه‌ها باید موقعیت افراد معادل‌سازی شود؛ مانند معادل‌سازی مدارک حوزه در دانشگاه. مؤسسات پژوهشی بیشتر مانند واحدهای تحقیق و توسعه‌ی مراکز صنعتی هستند.
- اساساً هشتاد درصد از اعضای هیأت علمی در پژوهشگاه‌ها باید مشغول به این کار (حل مسائل طرح شده توسط وزارت علوم در زمان کوتاه) باشند. بیست درصد را رها می‌کنیم که در مرزهای علم گردش کنند. (با توجه به صحبت‌های دیگر آقای معاون، کار این بیست درصد هم قاعدتاً فرعی و تزئینی است و کار اصلی توسط آن هشتاد درصد انجام می‌شود.)
- اساتید برجسته در این مؤسسات باید از محققان پسادکتری و پژوهشگران به عنوان دستیاران خود استفاده کرده و برای حل مسائل محول‌شده آن‌ها را به طور موقت به خدمت بگیرند و پس از اتمام پروژه، مرخص کنند. یک دلیل آن این است که اکنون در کشور نیروی کار فراوانی وجود دارد (احتمالاً منظور از «نیروی کار فراوان» فارغ‌التحصیلان دکتری و پژوهشگران بیکار فراوان است).
- نتیجه کار پژوهشگاه‌ها برای وزارت علوم باید در چیزی حدود پنج صفحه خلاصه شود، که البته پشتوانه علمی سیصد صفحه‌ای دارد.
- گرفتن دانشجو در پژوهشگاه‌ها یک انحراف بوده است، چون پژوهشگاه‌ها وظیفه‌ی تربیت نیروی متخصص را ندارند.

ادامه دارد 👇
Forwarded from فرهیختگان
اشعار مقدس برای ویرانی؛ با معاون پژوهشی جدید وزارت علوم بیشتر آشنا شوید! (ادامه)

معنی این دیدگاه‌ها و میزان خطیر بودن آنها بر اهالی دانشگاه و پژوهشگران پوشیده نیست. اما به این امید که شاید آقای معاون نیز این مطلب کوتاه را مطالعه کند، نکاتی را در نقد این دیدگاه‌ها برمی‌شمریم.

1) آقای معاون را می‌توان طبق صحبت‌های خودشان جزو برادران و خواهران «تکنوکرات» کشور برشمرد. نظر فرهیختگان این گروه درباره علم را می‌توان اینگونه خلاصه کرد که هر علمی یا پولساز است یا چرندیات بی‌ارزش. البته این دیدگاه به‌خودیِ خود اشکالی ندارد. امروزه کمتر جایی در جهان را می‌توان یافت که علم «برای علم» دنبال شود. اشکال اصلی آنجایی است که «پولساز» بودن توسط افرادی مانند آقای معاون بسیار کوته‌بینانه تفسیر می‌شود، و نتیجه معمولاً این است: علوم پایه و علوم انسانی در دسته دوم جای می‌گیرند و باید به تدریج کنار زده شوند. اینها فراموش کرده یا شاید اصلاً از آن بی‌خبرند که ظهور انواع فناوری‌های «پولساز» بدون سال‌ها پژوهش‌های علمی در سطح بنیادین میسر نبوده است. پژوهش‌های علمی پایه در طولانی مدت می‌توانند به دستاوردهای فناورانه در عرصه‌های نوینی بیانجامند که برای کشورهای دارنده آنها قدرت اقتصادی، سیاسی، و حتی نظامی مهم و راهبردی به ارمغان می‌آورد، و این درمورد فناوری‌های نوین کنونی هم صادق بوده است. شاید هم فکر می‌کنند باید همواره منتظر ظهور فناوری‌های نوین باشیم، و آنگاه انگل‌وار سعی کنیم به هر شیوه آن را از کشورهای صاحب فناوری اخذ کنیم.

2) آن پژوهش‌های علمی که «علم برای علم» به نظر می‌رسند، حتی اگر این تعبیر درست باشد، امروزه جنبه‌های متعدد فرعی دارند و مقاصد خاص دیگری از انجام آنها دنبال می‌شود که از میان آن، می‌توان به آثار موفقیت‌های علمی در دیپلماسی بین‌المللی اشاره کرد. اهل فن می‌دانند که افرادی مانند مرحوم مریم میرزاخانی چه پتانسیل سیاسی مهمی برای کشور در عرصه جهانی داشته‌اند. این در حالی است که پژوهش‌هایی که امثال خانم میرزاخانی انجام داده‌اند، به قول آقای معاون، «[هیچ] تأثیری بر روند کار وزارتخانه ندارد».

3) ماشینی نگاه کردن این گروه به همه پدیده‌ها موجب می‌شود که نتوانند عامل «فرهنگ» و نقش آن در اقتصاد و سیاست را به خوبی ببینند و درک کنند. از اینرو درک درستی از علوم انسانی و جایگاه آن در سرنوشت یک کشور نیز ندارند.

4) جالب است که این کوته‌بینی حتی در صنعت هم مطلوب نیست و در صنایع هم همه چیز راه‌حل‌های کوتاه‌مدت ندارد. معلوم نیست آقای معاون که مدتی متولی سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی بوده است چگونه با واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) صنایع آشنا شده‌اند که نمی‌دانند حتی در صنایع نیز تعریف پروژه‌های بلندمدت برای محصولات نوآورانه و کاملاً جدید امری رایج است؛ حتی در کشور ما.

5) تهدیدهای آقای معاون در مورد ادغام پژوهشگاه‌ها و یا قرار دادن آن‌ها ذیل دانشگاه‌ها یادآور اقدام وزارت بهداشت دولت دهم در ادغام یک شبه دانشگاه علوم پزشکی ایران در دانشگاه علوم پزشکی تهران است؛ وقتی فردای آن شب رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی تهران دفتر خود را به ساختمان دانشگاه ایران برد! میراث این کار تنها نارضایتی گسترده دانشجویان و اساتید، و صرف هزینه و اتلاف وقت برای تفکیک دوباره این دو دانشگاه در دولت بعدی بود.

6) نگاه «بالا به پایین» آقای معاون از دیگر گرایش‌های فکری ایشان در مدیریت پژوهش است. آیا باید معدود مدیرانی خودنابغه‌پندار از وزارت علوم با توانایی و تخصص محدود خود، برای همه‌ی اساتید و پژوهشگران کشور تعیین تکلیف کنند؟ یا این دانشمندان و محققین هستند که باید مسیرهای درست پژوهش علمی را با کار علمی خود (و البته در ارتباط با جامعه و صنعت کشور) مشخص کنند، و جهت‌گیری وزارت علوم تابع تفکرات آنها باشد؟

7) قدری عجیب است که لازم باشد برای کسی که سال‌ها استاد دانشگاه بوده است محقق پسادکتری را تعریف کنیم. اما ظاهراً این در مورد آقای معاون لازم به نظر می‌رسد. محقق پسادکتری کسی است که به تازگی از رساله دکتری خود دفاع کرده است، و پژوهش خود در رساله دکتری را در قالب طرحی جدید ادامه می‌دهد. قرار نیست کیفیت کار و توانایی انجام پژوهش محقق پسادکتری (حداقل در موضوع رساله‌اش) کمتر از اساتید باتجربه‌اش باشد. از آنجایی که از دانشجوی دکتری توقع می‌رود در موضوعی خاص غور کند، معمولاً باید چنین باشد که در آن موضوع سرآمد شود. اما برای آقای معاون ظاهراً فرق چندانی میان محقق پسادکتری و کارشناس پژوهش وجود ندارد.

ادامه دارد 👇
Forwarded from فرهیختگان
اشعار مقدس برای ویرانی؛ با معاون پژوهشی جدید وزارت علوم بیشتر آشنا شوید! (ادامه)

8) مطلب مشابهی در مورد دانشجویان دکتری وجود دارد. دانشجوی دکتری بودن در برخی از کشورها نوعی شغل محسوب می‌شود، زیرا فرد در رساله‌اش در مورد مسأله‌ای پژوهش می‌کند که برای حل آن به کار گرفته شده است. از اینرو اشتباه است اگر گمان شود جذب دانشجو در پژوهشگاه‌ها صرفاً برای «تربیت نیروی متخصص» بوده است. قرار است این دانشجویان در حل مسائل مربوط به پژوهشگاهی که در آن تحصیل می‌کنند فعالانه مشارکت کنند.

9) نگاه تنگ‌نظرانه آقای معاون در مورد نحوه همکاری پژوهشگران و محققان پسادکتری در پروژه‌های علمی نیز چیزی است که از یک تکنوکرات تمام‌وعیار انتظار می‌رود. این پژوهشگران و محققان پسادکتری که تعدادشان هم در کشور زیاد است، پس از پایان دوره یک ساله یا دو ساله خود باید چه کار کنند؟ در سطح جهانی معمولاً محققان پسادکتری پس از حدود دو یا سه سال به عضویت هیأت علمی دانشگاه یا پژوهشگاه درمی‌آیند. آیا در ایران باید تا ابد پژوهشگر پسادکتری بمانند؟ یا باید زمانی به عنوان هیآت علمی آغاز به کار کنند که البته قرار است تعداد آنها تا حد امکان کم شود؟ یا باید بروند سراغ اسنپ و امثال آن؟ اصلاً معاون محترم روشن کند که هدف وزارت علوم از جذب دانشجوی دکتری دقیقاً چیست؟ کارشناسان پژوهش نیز قاعدتاً نباید همه عمر خود را در استرس داشتن شغلی نسبتاً امن بگذارنند.

10) ابراز شجاعانه این دیدگاه‌ها نتیجه سال‌ها سیطره مهندسان و پزشکان تکنوکرات بر مناصب آموزش عالی پس از انقلاب است. مقایسه وزرای آموزش عالی قبل و بعد از انقلاب نشان می‌دهد که چگونه این سیطره رخ داده است و دست علوم انسانی و علوم پایه از مدیریت علم کشور کوتاه شده است. منصفانه نیست که کتمان کنیم زحمات بسیاری از بزرگان علم در دوران تصدی آنها بر وزارت آموزش عالی قبل از انقلاب چه دستاوردهایی را برای نهاد علمی کشور به ارمغان آورده است؛ وجود دانشگاه‌هایی مانند تهران، شریف، و شهید بهشتی، و تأسیس پژوهشگاه‌های معتبر متعدد تنها گوشه‌ای از این دستاوردها است.

در پایان، به آقای معاون یادآوری می‌کنیم که این صرفاً «فناوری‌ها» نیستند که قرار است، مثلاً، واکسن بیماری کووید 19 را فراهم کنند. بلکه این تلاش‌های نظام‌مند علمی دانشمندانی است که با به خدمت گرفتن فناوری‌های موجود امید می‌رود به واکسن این بیماری همه‌گیر دست یابند. شاید با دیدن این واقعیت‌ها رویکرد وزارت علوم نیز قدری تعدیل شود.

پ‌ن: آدرس اینترنتی فیلم صحبت‌های معاون پژوهشی وزیر علوم:
http://www.instagram.com/tv/CC7-OL4lC7I/?utm_source=ig_web_button_share_sheet


شریف حکیمی
یادداشت وارده


جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from فرهیختگان
کتاب‌سوزی در قم- نه در صدر اسلام که اکنون- و نوعی دیگر در مجلس
وقتی شهرداری قم نگذارد کتابخانه‌ای برای ۶۰۰ هزار جلد کتاب تاریخ و ادبیات به همّت خیرانی منزل داشته باشد یعنی نوع مدرن کتب‌سوزی در جمهوری اسلامی؛ آن هم به دست آقای دکتر سقاییان‌نژاد استاد دانشگاه صنعتی اصفهان که سال‌ها هم ریاست آن دانشگاه را به دست داشته است و حالا در سمت شهردار قم است؛ استادی انقلابی؟ دو سال پیش این کتابخانه تاریخ را از نزدیک دیدم. در کتابخانه‌ء مجلس هم نوع جدیدی کتاب‌سوزی شروع شده است؛ در مجلسی که مثلا انقلابی‌ترین در جمهوری اسلامی است. دبیرستانی هم که بودم بیشتر اوقاتِ ممکن در کتابخانه مجلس بودم؛ آن را از نزدیک می‌شناسم. در عصر کتاب‌سوزان و غلبهء جهل بر علم و دانش‌ایم؟ عصری که آن‌ را عصر آگاهی نامیده‌ام؟ بله عصر آگاهی مردم است نه الزاماً مسئولان!
مسئولانی که از عکس دختران روی جلد کتاب‌ها هم می‌هراسند؛ هراسی به نام انقلاب به کام جهل! نوشتهء زیر از آقای رسول جعفریان را بخوانید:

رضا منصوری


#فرهیختگان، ندای آگاهی
Forwarded from فرهیختگان
کتابخانه تاریخ 25 ساله شد و باقی ماجرا ....
درست بیست و پنج سال قبل، و با دقت، 18 مهر 1374 خورشیدی، کتابخانه تاریخ در قم با حمایت مستقیم جناب آقای شهرستانی نماینده آیت الله العظمی سیستانی، تأسیس شد. از آن زمان، کتابخانه تاریخ، چهار منزل عوض کرده و هر بار با هزار مشقت، نقل مکان به خانه جدیدی کرده است. طبعا به دلیل افزایش کتابها، توسعه یافت و با زحمت، دوباره به محل دیگر رفته است. حالا این کتابخانه، یک جوان بیست و پنج ساله یعنی ربع قرنی شده است. در کتابخانه تاریخ بیش از 218 هزار نسخه کتاب وجود دارد و آنان که عدد و رقم کتاب را می فهمند، می دانند چه می گوییم. این کتابخانه همراه با پنج خواهرانش که هر کدام دو سه سال بعد از آن فعالیت خود را آغاز کردند، یعنی کتابخانه تخصصی ادبیات با 92000 کتاب، کتابخانه های: فقه و حقوق، علوم قرآن، علوم حدیث، و فلسفه و عرفان، هر کدام با بیش از 50 تا 60 هزار کتاب تخصصی، جمعا نزدیک به ششصد هزار جلد کتاب دارند. تمام بار مالی این کتابخانه ها، نه بر دوش دولت، بلکه از منابع مذهبی بوده و هست. علاوه بر اینها، تنها دو کتابخانه تاریخ و ادبیات بیش از 35 هزار فایل الکترونیکی فهرست شده روی وبسایت خود دارند.
حوالی یک سال است که سرور ما، جناب حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی، تلاش کردند یک ساختمان متمرکزی برای این کتابخانه ها بسازند. کار با کمک آقای لاریجانی نماینده وقت قم، با گرفتن زمینی به سرانجام رسید، و با صرف مبالغ هنگفت، خاکبرداری شد و و اما حالا، .... بر حسب اطلاعات بنده، آن قدر این شهرداری قم در این کار سنگ اندازی کرده که بالاخره ایشان دست از این کار شست، و بعد از آن که هزینه های گزافی خرج آماده سازی زمین شده، عطایش را به لقایش بخشید. شاید هنوز کسانی وساطت می کنند تا مشکلات حل شود، اما نفس این برخورد زشت و ناجوانمردانه برای تأسیس یک کتابخانه متمرکز در این شهر با این همه کتاب روی زمین، و بهره وری عالی که از آنها می شود، باورکردنی نیست. مسلما این کتابخانه ها آماده با توجه به تأسیسات دیجیتالی که برایشان تدارک داده شده، در آینده می توانند به تمام ایران خدمت رسانی کند.
ما شنیده بودیم وقتی کسی در شهری از بلاد توسعه یافته، می خواهد یک موسسه فرهنگی تأسیس کند، دست او را می گیرند، و کمکش می کنند، اما امروز دیدیم که اینجا نه تنها کمک نمی کنند بلکه بسیج می شوند تا دست او را قطع کنند. باید به جناب سقائیان نژاد گفت، ما هکذا الظن بک که این طور در راه تأسیس یک کتابخانه که همین الان بیش از نیم میلیون کتاب روی زمین دارد و آنها در خانه های مختلف با زحمت و در شرایط خطر نگهداری می شود، این رفتار ناپسند را بکنید. این یادگار بدی است که از شما در این شهر می ماند. بد نیست ایشان از کسانی که دم دستشان هستند، بپرسند، آیا در بلاد فرنگ و ینگه دنیا هم همین طور است یا نه. نگاهی به چین بکنند که اخیرا عاشق آن شده اند، و این که هر از چندی دولت چین، یک کتابخانه معظم در شهری افتتاح می کند که چشم همه خیره می شود. آن وقت، اینجا کسی که بدون کمک مالی گرفتن از دولت و تنها با منابع مذهبی می خواهد کاری انجام دهد، این طور برابر او سنگ اندازی می کنند. این هنر نیست که زمین را بدهند و وقتی دست طرف را توی حنا گذاشتند، سخت گیری را شروع کنند.
همین حالا هم، کتابخانه های تخصصی قم، یکی از امیدهای اصلی پژوهشگران و دانشجویانی است که به کار تحقیق و نگارش رساله های دکتری و ارشد خود می پردازند. کافی است یادداشت چندی قبل دوست عزیز دکتر میلاد عظیمی را در باره کتابخانه ادبیات بخوانید که در این شماره بخارا هم منتشر شده است. روشن است که خطر در کمین این کتابخانه هاست، زیرا هیچ یک از این ساختمانها، آمادگی تحمل این همه کتاب را ندارد، به علاوه که بیشتر آنها امکانات اطفاء حریق هم ندارد. گاهی آدم [دلش می خواهد] فکر می کند: حقیرترین چیز در این کشور علم است.

رسول جعفریان

#فرهیختگان، ندای آگاهی
Forwarded from فرهیختگان
نامه سرگشاده خدمت شورایعالی انقلاب فرهنگی و وزیر آموزش عالی

با سلام و احترام

اینجانب بارها خدمت وزیر علوم درباره اوضاع نابسمان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تذکر داده بودم ولی تاکنون هیچ ترتیب اثری داده نشد. اکنون که ساختار علمی پژوهشگاه توسط "شورای گسترش" دستخوش تغییرات ضد کارشناسانه شده است سکوت را شایسته ندانستم و تصمیم گرفتم اعتراض خود را علاوه بر وزارت علوم به شورایعالی انقلاب فرهنگی اعلام دارم. اما چرا اعتراض؟ زیرا اگر در این ۵۰۰ سال اخیر نام یک فیلسوف ایرانی در جهان همراه نام دکارت بر آسمان اندیشه جهانی نور میافکند بخواهیم ذکر کنیم جز نام "صدر المتالهین ملاصدرا" و حکمت متعالیه او نامی دیگری را نتوانیم برشماریم. در دوران مدیریت پیشا-آیینه وند پژوهشکده حکمت معاصر تاسیس شد و دانشجویان بیشماری در این رشته پذیرفته شدند و مجله علمی حکمت معاصر نیز به راه افتاد و من حتی شاهد بودم که قرار بود بخش بین المللی این رشته نیز راه اندازی گردد تا دانشجویان خارجی نیز در این سنت صدرایی در جهان تربیت شوند ولی اکنون توسط هیئت رئیسه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که هیچکدام اشراف علمی ی در این حوزه ندارند کل پژوهشکده حکمت معاصر را حذف کرده اند. من در تعجبم که وزیر علوم و شورای گسترش بر چه مبنایی این بنیادی ترین دیسپلین سنت فلسفی ایرانی و اسلامی و شیعی را منهدم کرده است؟ اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی (که برخی از آنان دوستان محترم اینجانب هستند) شما می دانید که بنیانگذار جمهوری اسلامی (امام خمینی) و پایه گذاران جریان معنوی و حکمی انقلاب اسلامی (علامه طباطبایی و شهید مرتضی مطهری) از بزرگترین نو-صدرائیان معاصر ایران و جهان بودند و بسیار مایه تعجب است که پژوهشکده حکمت معاصر را که با خون و دل بنا نهاده ایم اینچنین نابود و مهندم کنند تا نامی از حکمت صدرایی در این کشور نباشد. واقعاً چرا؟ به نظرم هیئت رئیسه محترم پژوهشگاه (آقای دکتر قبادی و آقای دکتر علوی پور و خانم دکتر پارساپور و آقای دکتر ملایی) هیچ سررشته ای نه از "تقسیمبندی علوم" دارند و نه درکی از "حکمت متعالیه" و جایگاه آن در سنت فلسفی ایران و بهیچوجه سکوت وزارت علوم در این باب قابل قبول نیست و مسببان چنین آشوبی باید پاسخگوی این خلاف بیّن خویش باشند. من اگر قرار بود عافیت طلبی کنم باید سکوت می نمودم اما در چنین شرایطی سکوت شرعاً حرام است و بر شما عالیجنابان است که آب رفته را به جوی بازگردانید.

والسلام

سیدجوادمیری



#فرهیختگان، ندای آگاهی
#گزارش به وزارت علوم


"در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است" (آیت الله سید علی خامنه ای).

تخلفات در مجموعه های زیر نظر وزارت علوم را باید هیئت های نظارت مورد بررسی قرار دهند ولی در این ۸ سال هیچ تحرکی برای نظارت و اصلاح امور در بزرگترین پروهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیده نشده است. من به یکی از آنها اشاره می کنم که در باب "انتخابات" توسط نیروهای منتسب به "اصلاحات" رخ داده است. دکتر قبادی ریاست پژوهشگاه شیوه انتخاب روسای پژوهشکده ها را که مرحوم آیینه وند انتخابی نموده بود گام به گام بی اثر و ملغی کرده است. اما برای الغای نهاد انتخابات او شورای گسترش وزارت علوم را بهانه کرده است و ذیل چنین چتری ساختار علمی پژوهشگاه را منهدم کرده است و حتی عملاً برخی از پژوهشکده ها را حذف کرده است و سپس به بهانه اینکه شورای گسترش ساختار رسمی را مصوب نکرده است کل پژوهشکده ها را به تعلیق درآورده است تا پایان دور دولت و اعلام وضعیت قرمز ویروس کرونا پژوهشگاه را "معطل" نگاه داشته است. اما پرسش اینجاست که چرا باید پژوهشگاه و قوه عاقله در کشور به چنین وضعی دچار گردد؟ در دوره های انتخابات گذشته با هر دوز و کلکی چینشی را که دکتر قبادی می پسندید (و افرادی را که میخواست در شورای پژوهشی باشند) مهندسی می کردند ولی پس از ۸ سال این دفعه موفق نشدند و ترفندی که به کار برده است نابودی ساختار و احیای انتصابات به جای نهاد انتخابات است. توجه داشته باشید که ایشان به عنوان بقیه السیف اصلاحات و مدافع جامعه مدنی و حقوق شهروندان و و و نهاد انتخابات را ملغی کرده است. این نکته مهمی است که به نام انتخابات و جامعه مدنی حق انتخاب را سرکوب می کنند. امیدواریم که رخوتی که بر نهادهای نظارتی در وزارت علوم مستولی شده از میان برود و به تخلفات رسیدگی گردد. من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!

ترسم این است که با این بی نظمی ها و این بی کفایتی ها و این عدم تدبیرها و هدم تدبیرها آموزش عالی در کشور به حالت تعلیق درآید. کاش تدبیر جای تدلیس می نشست و راه برای احیای دانش و علم باز می شد و این خواب گران به پایان می رسید.


#وزیر علوم
#گزارش ۱



سیدجوادمیری



@seyedjavadmiri
#گزارش تحلیلی شماره ۲ به وزارت علوم

چگونه "تغییر ساختار علوم" را در آموزش عالی فهم پذیر کنیم؟

نقد من متوجه وزارت علوم است ولی برای صورتبندی این نقد "واحد تحلیل" خود را "پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی" قرار داده ام. اما برای اینکه این مهم را به سرانجام برسانم نیازمند یک "تعریف کاربردی" از مفهوم ساختار هستم تا از آن منظر آشفتگی بوجود آمده در سیستم را ترسیم کنم. ساختار چیست؟ ساختار از نظر من "ساختمان" نیست بل "فضای بینا-ذهنی" است. اگر این صورتبندی از ساختار به مثابه فضای بینا-ذهنی مورد قبول واقع گردد آنگاه پرسشی که پیش میآید این است که برای اداره ساختار در بستر آکادمیک چه رویکردی باید داشت؟ ما در زبان فارسی دو مفهوم "ریاست" و "مدیریت" را داریم که به درستی در نسبت با نظام دانایی تبیین نشده اند. ریاست در حوزه دانایی را بر ساختار نمیتوان اطلاق کرد بل ریاست بر "ساختمان دانشگاه" معطوف است تا رئیس بتواند تسهیلات لجستیک را برای دانشمندان و دانش پژوهان فراهم کند. اما مفهوم "مدیریت" در نسبت با "ساختار علوم" معنا پیدا می کند و منطق مدیریت ساختار علوم مشابه منطق ریاست ساختمان دانشگاه که مبتنی بر "فضای بینا-ذهنی" می باشد، نیست. به سخن دیگر، برای مدیریت پژوهشگاه و دانشگاه و مراکز دانش-محور باید منطبق بر "مدیریت علمی" صحبت کرد. اما پرسش اینجاست که برای کارآمدی مدیریت علمی و معیار سنجش آن ما نیازمند ساز و کار دیگری هستیم که در پارادایم ریاستی نمی گنجد. به سخن دیگر، برای تغییر ساختار علوم، ما نیازمند ارجاع به "منطق درونی دیسیپلین ها" هستیم و "ابزار" مدیریت علمی در بستر نظام دانایی "اقناع" و "اجماع درون-دیسیپلینی" می باشد.

این مقدمه را نوشتم تا به این نکته برسم آنچه در پژوهشگاه با هنوان "تغییر ساختار" رخ داده است خلاف منطق درونی علوم می باشد و یک حرکت تخریبی کاملاً خلاف مصلحت نهاد علم در ایران می باشد. زیرا پیگیری هایی که من از اعضای اصلی هیئت رئیسه داشته ام نشان می دهد که این دگرگونی کاملاً بر اساس سلایق غیر کارشناسی انجام گرفته است و کسانیکه در این حوزه ورود کرده اند با الفبای منطق درونی دیسیپلین های جامعه شناسی و فلسفه هیچ آشنایی نداشته اند و این منجر به نابودی ساختار علمی پژوهشگاه شده است. به عبارت دیگر، پژوهشگاه ساختمان نیست بل ساختمان پژوهشگاه روبنایِ یک زیربنایی است که ما از آن به عنوان ساختار یاد می کنیم و این ساختار منتج از سنت های فکری شرق و غرب است که با عنوان دیسیپلین صورتبندی شده اند و تدوام آنها صرفاً با تکیه بر "فضاهای بینا-ذهنی مشترک" امکانپذیر است. اما خطای استراتژیکی که دکتر قبادی مرتکب شده است این است که ساختار را تقلیل به ساختمان داده است و چارچوبی را که به نام شورای گسترش به پژوهشگاه "حقنه" کرده است موجبات فروپاشی این نهاد علمی را به همراه خواهد داشت و او چون خود عضو دانشگاه دیگری است پس از اتمام حکمش از اینجا خواهد رفت ولی ویرانه ای برای ما به جای خواهد گذاشت. من به وزارت علوم هشدار مشفقانه می دهم به این سخنان توجه کنند و کمیته حقیقت یاب بیطرفی را تعیین کنند تا در آن کمیته من ادله خود را ارائه دهم و پیش از آنکه دیر شود به اصلاح ساختار علوم در این پژوهشگاه مبادرت ورزیم.


با احترام


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
🎓 بدین‌وسیله از علاقه‌مندان به مباحث مطالعات علم دعوت به عمل می‌آید جهت شرکت در اولین مدرسۀ پاییزیِ مطالعات علم با عنوان «علم، اخلاق علم، سیاست علم» که به همت گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و با همکاری گروه اخلاق و حقوق علم و فناوری مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به مدت سه روز از 6 تا 8 آبان ماه 1399 و به صورت مجازی برگزار می‌شود، رزومۀ علمی (شامل سوابق تحصیلی، آموزشی و پژوهشی) و اطلاعات تماس (شامل رایانامه و شماره تلفن همراه) خود را تا تاریخ 20 مهر 1399 از طریق رایانامۀ گروه مطالعات علم به نشانی sts.irip@gmail.com ارسال کنند. پذیرش متقاضیان با اولویت ارتباط سوابق علمی آنها با موضوع این مدرسۀ پاییزی انجام خواهد شد، و اولویت پذیرش با دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. جلسات این دوره توسط اساتید و پژوهشگران مطالعات علم برگزار خواهد گردید و در پایان به شرکت‌کنندگان گواهی شرکت در دوره اعطا می‌گردد.

🆔: @STS_Iran
SEP_Announcement.pdf
526.4 KB
🎓 مدرسۀ پاییزیِ «علم، اخلاق علم، سیاست علم»

🆔: @STS_Iran
SEP_Program.pdf
401.6 KB
🎓 برنامه و سخنرانان مدرسۀ پاییزیِ «علم، اخلاق علم، سیاست علم»

🆔: @STS_Iran
دربارۀ مدرسۀ پاییزی «علم، اخلاق علم، سیاست علم»

مطالعات علم و فناوری (STS) نشان داده است که علم، نهادی بسیار پیچیده است و جنبۀ حقیقت‌جویانۀ آن را نمی‌توان از جنبه‌های اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، و سیاسی آن یکسره جدا و منفک دانست. با توجه به محدودیت‌های منابع و اولویت‌بندی نیازها، ضرورت سیاست‌گذاری علم نیز در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگر حس شده است، و دانش سیاست‌گذاری، در کنار فلسفه، اخلاق، تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، و اقتصاد، پازل مطالعات علم را کامل‌تر کرده است. اما قطعات این پازل صرفاً در کنار هم می‌توانند تصویری درست هرچند مبهم از هویتی را نشان دهند که آن را «علم» می‌خوانیم؛ آن‌چه بعضاً در تلقی برخی از نهادهای سیاست‌گذار عملاً مغفول واقع می‌شود. و البته این تصویر هنوز انبوهی از مسائل و پرسش‌های فلسفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، و سیاست‌گذارانه را پیش روی پژوهندگان مطالعات علم می‌گذارد تا با حل آن، به‌تدریج اجزای ریزبافت این تصویر را شکل دهند.

🆔: @STS_Iran
دربارۀ مدرسۀ پاییزی «علم، اخلاق علم، سیاست علم» (2)

در این مدرسهء پاییزی، مباحثی در مطالعات علم و با محوریت اخلاق و سیاست علم و فناوری ارائه می‌شود که هم جنبۀ آموزشی دارند و هم شامل بخشی از آخرین پژوهش‌های مدرسین این مدرسه هستند. این مدرسه برای همۀ دانشجویان، اساتید، و پژوهشگران علاقه‌مند به مطالعات علم مفید و قابل استفاده است. دانشجویان، اساتید، و پژوهشگران فلسفه علم، تاریخ علم، سیاست‌گذاری علم، فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، آینده‌پژوهی و سایر رشته‌های مرتبط، مخاطبان خاص این مدرسه هستند.

🆔: @STS_Iran
#نوبل۲۰۲۰
جایزه نوبل فیزیک امسال به
Roger Pernrose
برای پیشبینی تشکیل سیاهچاله با استفاده از نسبیت عام
و
Reinhard Genzel و Andrea Ghez

برای کشف جسم متراکم با جرم بسیار بالا در مرکز کهکشان راه شیری (همان سیاهچاله مرکز کهکشان)

اعطاء گردید.
کشفیات این دانشمندان منجر شد که سیاهچاله ها از داستانهای علمی تخیلی به واقعیتی علمی تبدیل شوند!

در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید

http://t.me/pubethicsmums/869
#نوبل۲۰۲۰
جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی امسال به

Charles M. Rice
 Michael Houghton 
 Harvey J. Alter

به خاطر کشف ویروس هپاتیت سی تعلق گرفت.

تا قبل از کشف ویروس هپاتیت سی، علت بسیاری از هپاتیت های مزمن عفونی شناخته شده نبود. کشف ویروس هپاتیت سی در نهایت منجر به تولید روشهای تشخیصی و درمانی متنوع شد که جان میلیونها انسان را نجات داد.

در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید

http://t.me/pubethicsmums/868
🎓 بدین‌وسیله از علاقه‌مندان به مباحث مطالعات علم دعوت به عمل می‌آید جهت شرکت در اولین مدرسۀ پاییزیِ مطالعات علم با عنوان «علم، اخلاق علم، سیاست علم» که به همت گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و با همکاری گروه اخلاق و حقوق علم و فناوری مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به مدت سه روز از 6 تا 8 آبان ماه 1399 و به صورت مجازی برگزار می‌شود، رزومۀ علمی (شامل سوابق تحصیلی، آموزشی و پژوهشی) و اطلاعات تماس (شامل رایانامه و شماره تلفن همراه) خود را تا تاریخ 20 مهر 1399 از طریق رایانامۀ گروه مطالعات علم به نشانی sts.irip@gmail.com ارسال کنند. پذیرش متقاضیان با اولویت ارتباط سوابق علمی آنها با موضوع این مدرسۀ پاییزی انجام خواهد شد، و اولویت پذیرش با دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. جلسات این دوره توسط اساتید و پژوهشگران مطالعات علم برگزار خواهد گردید و در پایان به شرکت‌کنندگان گواهی شرکت در دوره اعطا می‌گردد.

🆔: @STS_Iran
#نوبل۲۰۲۰

جایزه نوبل شیمی امسال به
Jennifer A. Doudna

Emmanuelle Charpentier

برای توسعه فرآیندهای ویرایش ژنها بر اساس
clustered regularly interspaced short palindromic repeats (CRISPR)

تعلق گرفت.

تلاشهای این دانشمندان منجر به باز شدن امکاناتی نامحدود برای تشخیص و درمان بیماریها از طریق ویرایش ژنها، گردیده است.

در کانال اخلاق نشر و منابع علمی در تلگرام عضو شوید

http://t.me/pubethicsmums/870
بدین‌وسیله به اطلاع می‌رساند برگزارکنندگان مدرسهء پاییزی «علم، اخلاق علم، سیاست علم» تصمیم گرفته‌اند از تعدادی از متقاضیان شرکت در این مدرسهء پاییزی بدون دریافت هزینه در این رویداد ثبت نام به عمل آورند. «دانشجویان» متقاضی شرکت در این مدرسهء پاییزی با داشتن یکی از شرایط زیر، با ارسال رزومه (به همراه سایر مدارک لازم) به طور خودکار در فرایند انتخاب قرار می‌گیرند:

🔸 دانشجویان رشته‌های مرتبط با موضوع مدرسهء پاییزی با معدل کارشناسی یا کارشناسی ارشد بالای 17 (ارسال تصویر کارنامه)

🔸 دانشجویانی که موضوع پژوهش آن‌ها با موضوع این مدرسهء پاییزی مرتبط است (ارسال نامه از یکی از اساتید یا ارسال تصویر گواهی تصویب پروپوزال)

🔸 داشتن یک مقالهء پژوهشی مرتبط با موضوع مدرسه (ارسال فایل مقاله)

سایر متقاضیان نیز می‌توانند جهت استفاده از این امتیاز تقاضای خود را همراه با دلایل توجیهی به همراه رزومهء خود ارسال کنند و تقاضای آن‌ها نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

🆔: @STS_Iran