STONY ®
116 subscribers
705 photos
225 videos
4 files
115 links
Download Telegram
این بغض لنتی داره خفم میکنه
اقیانوسم مرد...کشتی کجایی
Forwarded from Sooma
تاریخ، با آن وجنات و کمالاتش،
سیگار بدست نشسته است زیر خورشید،
جهان را می نگرد.
منش خاص خودش را دارد،
حتی مورفی نیز به پای ژست سیگارش نمیرسد.
سیگاری نبود،
به تازگی آلوده شده،
می گوید تقصیر زمین است،
آلوده اش کرده اند،
دیگر نتوانسته ترک کند و
تمایلی نیز به ترک ندارد.
تاریخ، خاکستری پوش است،
نیمچه لبخندی می زند و با صدای خسته اش می گوید:
پر کار است،
باید دائم رشد کند،
در بین متون آدمیان دست به دست شود
و پیکرش،
دست مالی خبط و خطاهای امروزیان می شود.
می گوید البته! تا بوده همین بوده است،
یادش می آید چگونه دست به دست شده است،
گویی بدش هم نمی آید،
می گوید هر دست،
اثری می شود در فضای درونش.
می گوید میدانی؟
روایتگر من، هنر بانوست،
نگاهش کن! چگونه درونم جای خوش کرده است،
چون نوزادی که نه ماهش گذشته و قصد بیرون آمدن ندارد.
تاریخ، دست روی سر هنر می کشد و عاشقانه نگاهش می کند،
به تاریخ، از این نگاه های عاشقانه نمی آید.
تاریخ، آدم روزهای سخت است،
سالیان دراز جنگ، قحطی و نادانی و حماقت.
نگاهش میکنم،
غیرقابل اعتماد است.
می داند هر لحظه که جلوتر برویم،
صدها برگ به جانش افزوده شده است،
چون بائوباب، رشد می کند،
ریشه میدهد و رضایت دارد.
تاریخ، به ریش حماقت هامان می خندد،
می داند در گذشته و آینده برایمان حلوا خیرات نمی کنند،
تاریخ می نشیند،
سیگارش را می کشد
و به ریش حماقت هامان می خندد که چگونه، امروز را، فدای دیروز و فردا می کنیم.
@sooma_1999
آرایش را پدر ها این روزها بیشتر از مادرها میدانند، آنجا که مشکلات لبخندی نمادین بر روی صورتشان میکشد...
یکی از خصوصیاتِ بزرگ شدن اینه که یاد میگیری قرار نیست آدما همون قدری که تو دوستشون داری، دوستت داشته باشن...
و خدایی ک بشدت خوابید...
الاغی دعا کرد ؛
صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه خود خلاصی یابد ....
صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت :
ای خر !!
با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود ،
برای رهایی خویش ، دعا کن که از خریت خود ، بیرون شوی .....


📚مثنوی معنوی مولوی
‏ما حتی دیگر دنبال شادی نیستیم، دنبال کمتر درد کشیدنیم.
دوستم هنوز گواهینامه نگرفته و رانندگی بلد نیست رفته پرادو خریده
بابا خود سلیمانم اول با پادری پرواز میکرد دستش که راه افتاد رفت قالیچه گرفت
اگه قراره اون دنیا مشروب بدن باید از الان تمرین کنیم کم کم
به هر حال زشته جلو بلال حبشی تگری بزنیم...
‏اسماعیل: چاقو داری؟
ابراهیم : اره دارم مشکلیه؟
جبرئیل : ابراهیم نکن شر میشه
Forwarded from 尺口丂⼶闩力闩
بیاید به هم قول بدیم به اینترنت ملی عادت نکنیم، باهاش کنار نیایم، نگردیم دنبال راه‌های دور زدنش و سر کردن با اون وضعیت کثافت. قول بدیم یه بارم که شده یه اتحاد درست حسابی داشته باشیم و خشتکشونو بکشیم رو سرشون اگه همچین کاری کردن.
فاجعه این نبود که میخواستن اینترنت رو ملی کنند فاجعه این بود که اینترنت تمام چیزی بود که برامون باقی مانده بود:)
‏سگ از زمانی نجس شد که پاچه دزد گرفت
‏فضای مجازی از زمانی بد شد که دست دزد رو رو کرد!!!
۱- ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ...

۲- ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ...

۳- ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﺮ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ...

۴- ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮏ ﻣﺮﻭﺍﻥ...

و ﺗﻮﺿﯿﺢ اینکه:
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ، ﻧﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ نه القاعده ﻭ ﻧﻪ ﺩﺍﻋﺶ "فقط اسلام بود و قلمرو مسلمانان"

کلا این سر بریدن رسم بوده فرقی هم نمی کرده مظلوم باشی یا ظالم، اگر شکست می خوردی سرت بالای نیزه بود...

داعش امروز هم برعکس نظر بعضی ریشه از فرهنگ آن زمان دارد نه آمریکا و اسرائیل؛ ممکنه آنها از حماقت اینها استفاده کنند ولی مشکل از فرهنگ بدوی آدم های این مناطق است...

این داستان عاشورا از دو جهت برای من جالب است:
اول اعراب صدر اسلام وقتی با نوه پیامبر و پسر عموی خودشان اینگونه رفتار می کردند، ببین با ایرانیان بیچاره مغلوب در جنگ چه کرده اند. اجداد بی گناه من و تو که به جرم مسلمان نبودن و یا نهایتا دفاع از وطن و ناموسشان، بی رحمانه تر از کشتگان کربلا شهید شدند...

اگر اسرای کربلا پس از مدتی، محترمانه آزاد شدند و به قوم و قبیله خود برگشتند، زنان و دختران و طفلان بی گناه سرزمینم مظلومانه تر از اسرای کربلا در بازارهای مکه و مدینه گمنام فروخته شدند و فریادرس و تاریخ نگاری از آنان دفاع نکرد و حتی هم هموطنان و فرزندانشان هم آنها را از یاد برده و تاریخ عرب را جایگزین سند پرافتخار کشور خود کردند...

دوم اینکه کاش فقط یک روز در سال و فقط یک شمع بخاطر همه هموطنان دلیرمان که بخاطر دفاع از کیان ایرانی به شکلی وحشیانه توسط اعراب تکه تکه و شهید شدند مانند بابک خرمدین، مازیار، افشین، طاهر، یعقوب لیث و... روشن می کردیم...
فقط یک روز و فقط یک شمع...
نه میلیون ها پرس غذا... نه یک دهه... و نه هیئت و کتل وعلامت ...
‏خدا خودش خوبه، این آخوندا و دور و وریاش نمیزارن کار کنه
بهشت چرا اینجوریه؟ فقط گرمی‌جات میدن. انگور و انجیر و خرما، بعد اینارو خوردی گرمت شد باید بری تو شیر و عسل شنا کنی. من تو بهشت بعد 48ساعت قطعا کونم جوش میزنه

‌‎