Forwarded from ⓀoD85
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعلام كردن بياييد واكسن براي همه شرايط سني واكسن بزنيد بعد از دوسه ساعت كه. صف درست كردن و فيلمبرداری كردن گفتن فقط براي ٧٥ ساله ها واكسن دارن
فيلم برای انتخابات درست كردند
یعنی هم دروغ گفتن هم جون مردم رو به خطر انداختن بخاطر تجمع و هم میخوان برای انتخابات فریبکاری کنن
@kod85
فيلم برای انتخابات درست كردند
یعنی هم دروغ گفتن هم جون مردم رو به خطر انداختن بخاطر تجمع و هم میخوان برای انتخابات فریبکاری کنن
@kod85
خیلی از اسمها هستن که معادل خارجیش هم هست، مثلا داوود و دیوید، یونس و یوهانس یا بلال حبشی و ذرت مکزیکی.
خوده خدا مارو محتاج به غذا خوردن آفرید تا با برآورده کردن این نیاز...از تشکر بندگانش نیاز حس رضایت از خود را بر طرف کند
پاییز زمستانی است که تب کرده و تابستانی که لرز کرده و بهاری که قهر کرده و بغضی است که رسوب کرده پاییز عروس تمام فصل های من است.
✍sooma
@sooma_1999
✍sooma
@sooma_1999
دعا کردن شما بیشتر بهخاطر “شک” شما نسبت به خداست، تا "ایمان" شما!
چرا كه اگر به مشیت خدا ايمان داشتيد، براى تغییرش دعا نمیکردید.
@Haji_aqha
چرا كه اگر به مشیت خدا ايمان داشتيد، براى تغییرش دعا نمیکردید.
@Haji_aqha
لنگ میزنم در زمین
در این خفقان سراسر مین
در این زندان دچار سکون
میان گرگ های تشنه به خون
لنگ میزند این استخوان ها بر روی هم
زیگ زاگ فریاد ها و طناب دارهای پشت هم
چنگ میزنم بر تنم بر وطنم
ونگمیزند در سرم کودکی
این انسان از پروانه مبدل به رویین تن
شده زخمیه این سرزمین تا همیشه نا امن
لا ینقطع نوشتن هم بیشتر ارامم میکند هم دستش روانم بوده انگار روزها مینشینم و از بند بند تلخی های وجودم عصاره ای بیرون میکشم و همان عصاره را به کلمات و جملات و پاراگراف ها تبدیل میکنم اما در شبی که از تب و لرز به جوش امدم این کلمات هدایتم کردند و شاید بی عظمتی شان به همین خاطر است .باری ساحت و صحن ادبیات انقدر وسیع و پر جلال است که سیاه نامه ها و خطوط چرکین من توان هیچ ندارند .
sooma
6jun
@sooma_1999
در این خفقان سراسر مین
در این زندان دچار سکون
میان گرگ های تشنه به خون
لنگ میزند این استخوان ها بر روی هم
زیگ زاگ فریاد ها و طناب دارهای پشت هم
چنگ میزنم بر تنم بر وطنم
ونگمیزند در سرم کودکی
این انسان از پروانه مبدل به رویین تن
شده زخمیه این سرزمین تا همیشه نا امن
لا ینقطع نوشتن هم بیشتر ارامم میکند هم دستش روانم بوده انگار روزها مینشینم و از بند بند تلخی های وجودم عصاره ای بیرون میکشم و همان عصاره را به کلمات و جملات و پاراگراف ها تبدیل میکنم اما در شبی که از تب و لرز به جوش امدم این کلمات هدایتم کردند و شاید بی عظمتی شان به همین خاطر است .باری ساحت و صحن ادبیات انقدر وسیع و پر جلال است که سیاه نامه ها و خطوط چرکین من توان هیچ ندارند .
sooma
6jun
@sooma_1999
از منظر خویشتن محتملا قبری ابتیاع کنم در گورستان کوچک این شهر ان گورستان سرد و نچسپ که سراسر کودکی ام را لبریز از واهمه کرد گوری محقر که فقط به اندازه جنینی خفتن ومچاله شدن را مستجاب کند
قدیم الایام از انتهای گورستان بیزار بودم و از گورهای انتهایی تک افتاده دلزده تر
گمانم بود مردگان اگر در مابین دو جسد بخوابند در امانند فراموشم شد هیچ کس در هیچ کدای این جهانش امنیت به مذاقش نرسیده گوری اجاره کنم و دفن شوم زمین ظرفیت و گنجایش این وسعت از اندوه و تلخی و غم و غرورلند های مرا ندارد .
هنر شاد زیستن برای تو ،تظاهر به شادی از ما دور است ما در گودال های زیبای اندوهمان راحتیم.
فی مابین جنگیدن و پرخاش و خرده گیری ویلانم
sooma
6 jun
@sooma_1999
قدیم الایام از انتهای گورستان بیزار بودم و از گورهای انتهایی تک افتاده دلزده تر
گمانم بود مردگان اگر در مابین دو جسد بخوابند در امانند فراموشم شد هیچ کس در هیچ کدای این جهانش امنیت به مذاقش نرسیده گوری اجاره کنم و دفن شوم زمین ظرفیت و گنجایش این وسعت از اندوه و تلخی و غم و غرورلند های مرا ندارد .
هنر شاد زیستن برای تو ،تظاهر به شادی از ما دور است ما در گودال های زیبای اندوهمان راحتیم.
فی مابین جنگیدن و پرخاش و خرده گیری ویلانم
sooma
6 jun
@sooma_1999
حضرت خضر بچه طرفو کشته بعد گفته میترسیدم بابا مامانشو بی دین کنه
اینم شد بهونه؟ لااقل میگفتی دستم خورد
اینم شد بهونه؟ لااقل میگفتی دستم خورد