مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان
17.9K subscribers
4.91K photos
139 videos
122 files
3.55K links
🔻 مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران

instagram.com/ssrc_news اینستاگرام مرکز 📸

🌐 وب‌سایت مرکز: ETDC.TUMS.ac.ir

aparat.com/SSRC_NEWS :آپارات مرکز 📽

📩ارتباط مستقیم با دبیرکل مرکز👇
Omid.Gheisavandi@gmail.com
Download Telegram
زمستان ناتمام کوی؛ به یاد عرفان و فرهاد

خبر کوتاه بود، اما به وسعت یک نسل، سنگین و خردکننده. دیشب در کوی دانشگاه، دو ستاره‌ روشن، دو جان شیفته، به تقویم‌های خود پایان دادند. اما بگذارید صادقانه مرثیه بخوانیم؛ آنچه دیشب در راهروهای سرد خوابگاه رخ داد، نه یک انتخاب ناگهانی، که سقوط آخرین سنگرهای مقاومت در برابر هجوم بی‌امان یأس بود.

ناامیدی این نسل، قصه‌ امروز و دیروز نیست. سال‌هاست که جوانان نخبه ما با تردید به فردا نگریسته‌اند؛ اما آنچه امروز شاهدش هستیم، رسیدن این یأس کهنه به نقطه‌ جوش است. وقتی چشمان باهوش و حساس این جوانان، به‌جای افق‌های روشن، با تصاویر تلخ خیابان و فجایع ماه‌های اخیر گره خورد، وقتی دیدند که حیات و کرامت انسانی چقدر ارزان معامله می‌شود، آن معنای لرزانی که آن‌ها را به زندگی وصل کرده بود، گسست.

باید صریح و بی‌پرده پرسید: کدام ساختار، کدام نگاه و کدام دست‌های آلوده به بی‌تدبیری، فضا را چنان از بوی مرگ و سرکوب انباشته که نخبگان ما، ماندن در این خاک را نه یک فرصت، که یک احتضار طولانی می‌بینند؟ این یک قتل سیستماتیک امید است. وقتی پاسخ پرسشگری، خشونت است و سهم وجدان‌های بیدار، تماشای بی‌پناهی و کشتار هم‌نسلان، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟ این فاجعه، کیفرخواستی است علیه تمام کسانی که با سیاست‌های خود، دانشگاه را از مهد تغییر به بن‌بست نهایی بدل کرده‌اند و تماشاگر ذوب شدن سرمایه‌هایی هستند که سال‌ها زمان می‌برد تا جای خالی‌شان در اندیشه‌ این مرز و بوم پر شود.

عرفان و فرهاد، نمادی از یک نسل بی‌پناه شدند که در اوج توانمندی، زیر آوار سنگین وقایع اخیر، راهی جز خروج از این بازی ناعادلانه نیافتند. آن‌ها نرفتند چون درس سخت بود؛ آن‌ها رفتند چون در دنیایی که جان انسان‌ها در آن به شماره افتاده، دیگر دلیلی برای مداوای دردی نمی‌دیدند.

این سوگ عظیم را به خانواده‌های داغدارشان، به جامعه‌ بیدار دانشجویی و به تمام کسانی که هنوز قلبشان برای ایران و فرزندانش می‌تپد، تسلیت می‌گوییم. ما نه فقط دو پزشک آینده، که دو شاهد صادق بر مظلومیت یک نسل را از دست دادیم.

روحتان شاد🖤

جمعی از رفقایتان در دانشگاه علوم پزشکی تهران
در ستایش جان‌هایی که نبض بیدار این سرزمین بودند🥀🌑

یک ماه از روزهای تلخ و پرالتهاب گذشت، اما زمان نتوانسته است غبار فراموشی بر چهره‌های معصومی بنشاند که حالا تنها عکس‌هایشان برای ما باقی مانده است. آنچه که در دانشگاه و در بالین بیماران، آموخته‌ایم این است که برای هر تپش قلب و برای هر دم و بازدم انسان‌ها بجنگیم، اما این سی روز، شاهد بهت‌زده‌ صحنه‌هایی بودیم که با تمام آموخته‌های اخلاقی و انسانی ما در تضاد بود.

چگونه می‌توان از حیات و زندگی سخن گفت و در عین حال در برابر گرفتن ناعادلانه‌ جان‌هایی که هنوز در آستانه‌ رشد و در اوج صلابت بودند، سکوت کرد؟
واقعیت تلخ و غم‌بار این است که میان آنچه ما به عنوان محافظان سلامت جامعه می‌خوانیم و آنچه در خیابان‌ها بر سر این مردم آمد، شکافی عمیق و دردناک وجود دارد.

دردآور است که می‌بینیم در پاسخ به ابتدایی‌ترین فریادها برای حق زندگی آرام، به جای شنیدن و مرهم نهادن، زبانی جز خشونت و داغ‌دار کردن خانواده‌ها به کار گرفته نشد. نمی‌توانیم چشمانمان را بر این حقیقت ببندیم که زخم‌های وارد شده بر پیکر این ملت، تنها جراحت‌هایی فیزیکی نیستند؛ این‌ها جراحت‌هایی بر روح و روان یک نسل است که به جای داشتن فرصتی برای ساختن آینده، ناچار شد شجاعتش را در میانه‌ خون و اشک به اثبات برساند.

شاید در میانه‌ این حجم از اندوه، کلمات کوچک و بی‌اثر به نظر برسند و زمزمه‌هایی به گوش برسد که نوشتن و گفتن چه سودی دارد؟. اما حقیقت اینجاست که در دنیای سکوت‌های تحمیلی، ثبت این درد، خود نوعی ایستادگی است. کلمات، پناه آخر ما برای حراست از حقیقتی هستند که مصلحت‌سنجی‌ها می‌خواهند آن را به مسلخ فراموشی ببرند. ما می‌نویسیم تا یادمان بماند که چه بر سر رویاهایمان آمد، می‌نویسیم تا تاریخ گواهی دهد که ما تماشاگر محض نبودیم و کلام ما، پیوند ناگسستنی دانشجو با خیابان و فریادهای برحق مردم است.

ستایش ما نثار نسلی است که ترجیح داد بایستد و هزینه‌ سنگین آگاهی را بپردازد، اما تسلیم سکوت تحمیلی نشود. ضمن سوگواری برای تک‌تک آن جان‌های گران‌بها، اعلام می‌کنیم که رسالت ما تنها در میان جلسات علمی و مطالعه خلاصه نمی‌شود؛ رسالت واقعی ما ایستادن در کنار مردمی است که برای ابتدایی‌ترین حق زندگی، چنین بهای گزافی پرداخته‌اند.
پیش از آنکه دانشجو یا پژوهشگر باشیم، جزئی از پیکره‌ این جامعه هستیم و وقتی این پیکره غرق در خون و لبریز از فریاد است، تماشاچی بودن، سردترین نوع خیانت به سوگندهایی است که یاد کرده‌ایم.

یاد عزیزانمان همواره چون چراغی در مسیر تاریک این روزها باقی خواهد ماند و ما عهد می‌بندیم که هیچ‌گاه اجازه ندهیم حقیقت این شجاعت زیر سایه‌ پرده‌پوشی، رنگ ببازد.

اعضای دانشجویی مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران
▪️اطلاعیه رسمی مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در باب فعالیت برخی مجموعه‌های غیررسمی و شبه‌آکادمیک در فضای دانشگاهی و بی‌اعتباری دوره‌ها و گواهی‌های منتسب به آن‌ها در چارچوب رسمی دانشگاه و مراکز معتبر.

▪️اطلاع از آخرین اخبار و رویدادهای مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان در بسترهای اطلاع‌رسانی:

📱| سایت | اینستاگرام | تلگرام
اینجا شنبه‌های بیمارستان سیناست...

جایی که میعادگاه چشم‌هایی لبریز از تمنای بهبودی است.

در راهروهای پر از بیم و امید، حدود ۱۵۰ قصه‌ متفاوت از سراسر این خاک کنار هم نشسته‌اند.

برای ما در این تیم جراحی، فرقی نمی‌کند آن‌که مقابل‌مان ایستاده با چه زبانی دردش را روایت می‌کند یا از کدام نژاد و ریشه است. ما آموخته‌ایم که درد، نژاد و عقیده نمی‌شناسد و درمان زبان نمی‌فهمد.

کنار مردمی که زندگی‌شان غصه است و غم، اما ما را دارند و رویای بهتر شدن، تمام توان و تخصص‌مان را از نگاه دقیق اساتید تا تکاپوی دستیاران و دانشجویان به کار می‌گیریم تا حرمت انسان حفظ شود.

ایستاده‌ایم پای این تعهد، تا شاید مرهمی باشد بر زخم‌های عمیق روزگار حزن‌افشان ما.

درمانگاه جراحی کولورکتال بیمارستان سینا-شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴

به یاد آیدا، عرفان و فرهاد که روزی می‌توانستند امیدِ انسانی دیگر باشند...🖤🥀
📣 فراخوان سالانه‌ مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان جهت جذب تیم اجرایی و دبیرکل (سال ۱۴۰۵-۱۴۰۴)

🔶 مرکز پژوهش‌های علمی و‌فناوری دانشجویان، یک نهاد کاملا دانشجویی‌ می‌باشد که توسط دانشجویان اداره می‌شود. شورای اجرایی، به عنوان هسته مرکزی، از دبیرکل و معاونین منتخب وی تشکیل می‌شود.

🏛 در راستای انتخاب شورای مرکزی دوره آتی مرکز، از تمامی دانشجویان فعالی که علاقه‌مند به شرکت در کاندیداتوری "دبیر کل" مرکز پژوهش‌ها می‌باشند، دعوت می‌شود تا با پر کردن فرم ثبت‌نام به این فراخوان بپیوندند‌.

🔰 به علاوه از تمامی دانشجویان فعالی که مایل به فعالیت در زمینه‌های متفاوت آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ... هستند، دعوت می‌شود که جهت فعالیت در معاونت‌های مختلف مرکز در این فراخوان ثبت‌نام کنند.

📌 تمامی دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی تهران که بر اساس اساسنامه مرکز واجد شرایط کاندیداتوری هستند با تکمیل این فرم می‌توانند ثبت‌نام کنند.

🗓 آخرین مهلت ثبت‌نام: روز جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴
https://registeretdc.ir/form/vqixucvbczoq

🔺اطلاع از آخرین اخبار و رویدادهای مرکز در بسترهای اطلاع‌رسانی:

📱| سایت | اینستاگرام | تلگرام
همکاران ارجمند و دوستان گرانقدر در همه مجموعه‌های علمی دانشجویی سراسر ایران

سلام و احترام🖤

چهل روز از فقدان جمعی از جوانان این سرزمین گذشته است؛ عددی که در تقویم شاید تنها یک فاصله‌ زمانی باشد، اما در تجربه‌ ما، عبور از بهت به مرحله‌ای است که غیبت، آرام‌آرام صورت واقعیت به خود می‌گیرد. دانشگاه در این روزها بیش از همیشه شبیه حافظه‌ای زنده است؛ حافظه‌ای که صداها، قدم‌ها، خنده‌ها و آرزوهایی را در خود نگه داشته که دیگر در آن تکرار نمی‌شوند، اما از میان نرفته‌اند.

برای خانواده‌هایی که با این داغ زندگی می‌کنند، برای دوستانی که جای خالی را هر روز لمس می‌کنند و برای همه‌ ما که خود را جزئی از این پیکره می‌دانیم، کلمات همیشه اندکی ناتمام‌اند؛ با این حال، همدلی شاید تنها چیزی باشد که می‌تواند فاصله‌ میان تجربه‌های فردی ما را کمتر کند.

این روزها ناخواسته ما را با پرسش‌هایی روبه‌رو کرده است؛ پرسش از اینکه علم در نهایت برای چه و برای که است، دانشگاه چه نسبتی با رنج و امید جامعه دارد، و نخبگی وقتی از چارچوب‌های رسمی بیرون می‌آید چه معنایی پیدا می‌کند.

ادامه دادن مسیر علمی در چنین فضایی، بیش از آنکه یک برنامه یا وظیفه باشد، شبیه حفظ کردن چراغی است که اگر خاموش شود، تنها یک فعالیت متوقف نشده، بلکه بخشی از امکان و احتمال آینده خوب کم‌رنگ شده است. اما در کنار این تداوم، تجربه‌ این روزها حقیقتی را نیز با صراحت بیشتری پیش روی ما گذاشته است و اینکه تکرار فعالیت‌هایی که بارها با همان صورت و همان اثر اندک برگزار شده‌اند و می‌شوند، دیگر نه توان برانگیختن ذهنی را دارند و نه مجالی برای همدلی می‌سازند. واقعیت این است که بسیاری از ما دیگر توان و ضرورتی برای حضور در این چرخه‌های کم‌اثر احساس نمی‌کنیم که از سر بی‌میلی به کار جمعی نیست، بلکه از سر نیاز به معنا، عمق و تغییری واقعی است.

تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که خاموش شدن اندیشه‌ها همیشه با صدا همراه نیست؛ گاهی در عادت کردن به تکرار رخ می‌دهد. و در مقابل، زنده ماندن یک جامعه به زنده ماندن ذهن‌هایی وابسته است که بتوانند در لحظه‌های دشوار، هم بفهمند و هم بایستند.

در چنین دیدگاهی، فعالیت دانشجویی صرفا مجموعه‌ای از برنامه‌ها نیست؛ هر جمع شدن می‌تواند مجالی باشد برای عمیق‌تر شدن، برای دقیق‌تر دیدن و برای نزدیک‌تر شدن به آن چیزی که نامش مسئولیت است. اگر سخن از تغییر در شیوه‌ها به میان می‌آید، برای توقف و درماندگی نیست؛ نشانه نوعی بلوغ است که حاصل تجربه زیسته است.

شاید ادای احترام به آن عزیزانی که دیگر در کنار ما نیستند، بیش از هر چیز در همین نقطه معنا پیدا کند؛ در اینکه دانشگاه جایی باشد که انسان، آگاهی و وجدان در آن از یکدیگر جدا نشوند. جایی که خروجی آن تنها مدرک و رزومه نباشد بلکه توان ایستادن در کنار زندگی واقعی انسان‌ها باشد.

مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران این نوشته را دعوتی برای یک تصمیم و تأمل جمعی می‌داند؛ تصمیمی برای فاصله گرفتن از کمیت‌گرایی، برای عبور از تکرار قالب‌های کم‌اثر و برای حرکت به سوی فعالیت‌هایی که شایسته نام و شایسته تجربه زیسته این روزهای ما باشد.

با سپاس از همراهی، درک و احساس مسئولیت شما و با امید به روزهایی که ثمره این انتخاب آگاهانه را ببینیم.

اعضای دانشجویی مرکز پژوهش‌های علمی و فناوری دانشجویان
«بازسازی و ارتقای تاب‌آوری نظام آموزش علوم پزشکی در شرایط اضطراری و بحران‌های حاد»

تدوین شده بر اساس:
📚AMEE Guide No. 182 (Building Resilient HPE in Fragile Contexts, 2026)

1⃣ مقدمه و ضرورت (Contextual Analysis)

آموزش علوم پزشکی در شرایط جنگ و بحران با مفهومی به نام «شکنندگی» (Fragility) روبرو می‌شود. بر اساس استانداردهای بین‌المللی AMEE، شکنندگی تنها به معنای تخریب فیزیکی نیست، بلکه اختلال در اکوسیستم آموزشی است که شامل گسست در حاکمیت، زیرساخت‌های فناوری، رفاه روانی و فرآیندهای یادگیری-یاددهی می‌شود. در شرایط کنونی ایران، ضرورت دارد از مدل‌های سنتی و متمرکز به سمت مدل‌های توزیع‌شده و انعطاف‌پذیر حرکت کرد تا از فروپاشی کیفیت درمان در آینده (به دلیل نقص در آموزش امروز) جلوگیری شود.

2⃣ حاکمیت و رهبری در شرایط بحران (Governance & Leadership)

در شرایط اضطرار، سیستم‌های بوروکراتیک و متمرکز کارایی خود را از دست می‌دهند. راهکارهای عملیاتی در این حوزه عبارتند از:

۱. تمرکززدایی اداری و تفویض اختیار (Decentralization): تشکیل شورای عالی مدیریت بحران در وزارت بهداشت یا دانشگاه با هدف پذیرش موقت و مدیریت آموزشی دانشجویان.

۲. مدیریت پویای منابع انسانی: شناسایی و ثبت‌نام اساتید داوطلب (اعم از شاغل، بازنشسته یا ایرانیان خارج از کشور) برای تشکیل یک بانک مدرسین رزرو جهت ارائه دروس تئوری به صورت مجازی و جبران کمبود کادر آموزشی در مناطق بحرانی.

۳. تسهیل مقررات آموزشی (Regulatory Flexibility): تعلیق موقت قوانین سفت و سخت میهمانی و انتقال و امکان اجازه به دانشجو که در هر نقطه از کشور که امنیت برقرار است، واحدهای درسی خود را بگذراند و سوابق به صورت خودکار تجمیع گردد.

3⃣ بازمهندسی برنامه درسی (Curriculum Adaptation)

برنامه درسی در زمان جنگ نباید دقیقا همان برنامه زمان صلح باشد. طبق راهنمای AMEE، رویکرد باید بر آموزش مبتنی بر نیازهای اضطراری متمرکز شود:

۱. مدل هسته و اختیارات (Core & Options): تمرکز بر آموزش مفاهیم حیاتی (Must-know) و حذف یا تعویق مباحث غیرضروری (Nice-to-know) تا زمان برقراری ثبات.

۲. ادغام آموزش در خدمت (Service-Learning): تبدیل تهدید به فرصت از طریق حضور ساختاریافته دانشجویان در مراکز درمانی بحران. فعالیت دانشجویان در بخش‌های تروما، اورژانس و مدیریت بحران باید به عنوان بخشی از دوره کارآموزی یا کارورزی (با نظارت مستقیم) محاسبه شود.

۳. آموزش پاسخگو به بحران (Crisis-Responsive Education): اضافه کردن سریع کوریکولوم‌های کوتاه در زمینه‌های: مدیریت تروما و جراحی‌های جنگی، طب محیطی و بیماری‌های شایع در شرایط عدم رعایت بهداشت
، اخلاق پزشکی در شرایط محدودیت منابع (Triage Ethics) و کمک‌های اولیه روان‌شناختی برای کادر درمان و بیماران.

4⃣ فناوری‌های نوین و راهکارهای کم‌تکنولوژی (Educational Technology)

در شرایطی که زیرساخت‌های اینترنت ممکن است ناپایدار باشد، باید از استراتژی آموزش توزیع‌شده استفاده کرد:

۱. توسعه مخازن آموزشی آفلاین (Offline Learning Kits): تهیه پکیج‌های آموزشی جامع (شامل ویدئوها، اسلایدها و خودآزمایی‌ها) روی سامانه‌های مدیریت یادگیری موجود.

۲. بهره‌گیری از پلتفرم‌های کم‌پهنای باند: استفاده از پیام‌رسان‌های موبایلی برای تشکیل گروه‌های یادگیری همتا (Peer Learning) و مباحثه روی کیس‌های بالینی.

۳. شبیه‌سازی‌های کم‌هزینه (Low-Fidelity Simulation): استفاده از مدل‌های ساده و بومی برای تمرین مهارت‌های عملی در محیط‌های غیربیمارستانی، به جای وابستگی به مراکز مهارت‌های بالینی پیشرفته که ممکن است از دسترس خارج باشند.

5⃣ ارزشیابی و پایش کیفیت (Assessment & QA)

ارزشیابی بزرگترین چالش در زمان بحران است. راهکارهای پیشنهادی بر اساس متدولوژی‌های نوین به شرح زیر است:

۱. ارزشیابی مبتنی بر محیط کار (Workplace-Based Assessment - WBA): به جای آزمون‌های کتبی متمرکز، تمرکز بر ارزیابی عملکرد واقعی دانشجو در فیلد درمانی از طریق Mini-CEX یا DOPS توسط پزشکان ارشد.

۲. آزمون‌های منعطف و غیرمتمرکز: برگزاری آزمون‌های آنلاین یا شفاهی به صورت ویدیوکنفرانس برای دروسی که امکان حضور فیزیکی وجود ندارد.

۳. پورتفولیو دیجیتال: دانشجویان مکلف شوند تجربیات یادگیری خود در دوران بحران را مستند کنند تا پس از بازگشت به شرایط عادی، این تجربیات به عنوان بخشی از صلاحیت بالینی آن‌ها مورد تایید قرار گیرد.

ادامه⬇️⬇️
6⃣ تاب‌آوری روانی و حمایت از سرمایه انسانی (Well-being & Support)

مطابق با مدل SAR (Systematic Assessment for Resilience)، پایداری سیستم به پایداری افراد وابسته است:

۱. مقابله با آسیب‌های اخلاقی (Moral Injury): ایجاد خطوط مشاوره تخصصی برای دانشجویان و اساتیدی که در محیط‌های بالینی با صحنه‌های دلخراش یا تصمیمات سخت اخلاقی روبرو می‌شوند.

۲. حمایت‌های معیشتی و لجستیک: تامین اسکان امن و تغذیه کافی و مناسب برای دانشجویان جابجا شده و اساتیدی که در مناطق پرخطر مانده‌اند.

۳. به رسمیت شناختن حضور اساتید و دانشجویان: اعطای امتیازات مالی و علمی به اساتید و دانشجویانی که در شرایط سخت به تداوم چرخه آموزش و درمان کمک کرده‌اند.

7⃣ پیشنهادات عملیاتی به تفکیک رده‌های دانشجویی

با لحاظ کردن این نکته که بیمارستان‌ها در شرایط فعلی نقاط حیاتی هستند، برنامه‌ریزی برای سه گروه اصلی دانشجویان پزشکی به شرح زیر پیشنهاد می‌شود:

۱. دستیاران تخصصی (Residents):
دستیاران در این شرایط بیشترین بار درمانی را به دوش می‌کشند. آموزش آن‌ها باید کاملا با خدمت ادغام شود.

عملیاتی کردن WBA: حذف آزمون‌های کتبی میان‌دوره و جایگزینی آن با «ارزشیابی در فیلد». هر عمل جراحی یا مدیریت کیس در اورژانس، با استفاده از چک‌لیست‌های سریع (Mini-CEX)، به عنوان نمره آموزشی ثبت شود.

کمیته‌های مشورتی آفلاین: ایجاد گروه‌های مشورتی تخصصی در بستر پیام‌رسان‌های داخلی که با حداقل اینترنت کار می‌کنند، برای اشتراک‌گذاری سریع تجربیات بین دستیاران و اساتید جهت تسریع عملکرد.

۲. کارورزان (Interns):
اینترن‌ها به دلیل حضور مستقیم در بخش‌ها و خط مقدم درمان، در معرض بیشترین فشار روانی هستند.

مدل شیفت‌بندی منعطف (Flexible Rotation): برای جلوگیری از ازدحام در بیمارستان در زمان‌های پرخطر، شیفت‌های اینترنی به صورت تیم‌های کوچک و چرخشی (Cohort-based) تنظیم شود تا در صورت بروز حادثه برای یک تیم، تیم پشتیبان در دسترس باشد.

آموزش مهارت‌های حیاتی: تمرکز ۱۰۰ درصدی بر مهارت‌های نجات‌بخش (Life-saving skills). هر اینترن باید آموزش ببیند تا در صورت بروز حملات، بتواند اورژانس را مدیریت کند.

۳. کارآموزان (Externs):
با توجه به اینکه حضور اکسترن‌ها در خط اول درمان حیاتی نیست، اولویت با حفظ ایمنی و آموزش غیرمتمرکز است.

جایگزینی حضور فیزیکی با یادگیری کیس‌متد (Case-based Learning): اساتید موظف شوند روزانه ۲ کیس بالینی واقعی از بخش را به صورت متنی یا صوتی (با حجم کم) برای گروه‌های اکسترنی ارسال کنند. دانشجویان باید در محیط امن (منزل یا خوابگاه) تحلیل خود را ارائه دهند.

حضور داوطلبانه در بخش‌های غیربحرانی: حضور در بخش‌های بالینی برای اکسترن‌ها در شهرهای پرخطر، اختیاری شده و با فعالیت‌های پژوهشی یا تحلیل کیس جایگزین شود تا از ترددهای غیرضروری در سطح شهر کاسته شود.

8⃣ سلامت روان و تاب‌آوری سیستمیک

مطابق با مدل SAR در مقاله AMEE ۱۸۲، «اضطراب ناشی از انتظار» (Anticipatory Anxiety) در جنگ‌های هوایی، عملکرد شناختی را به شدت کاهش می‌دهد.

پروتکل توقف آموزشی: در زمان‌های اوج تنش، به جای اصرار بر ادامه کلاس، جلسات «تخلیه روانی» و «Debriefing» به صورت حضوری (در محیط‌های استاندارد بیمارستانی) یا مجازی برگزار شود.

حمایت لجستیک: دانشگاه‌ها موظف به تامین اقلام ضروری و اسکان امن و مناسب برای دانشجویانی هستند که به دلیل اختلال در حمل‌ونقل امکان بازگشت به خانواده را ندارند.

9⃣ پیشنهادات نهایی

برای گذار موفق از این دوران، پیشنهاد می‌شود وزارت بهداشت «پروتکل ملی آموزش در شرایط اضطرار» را تدوین و ابلاغ نماید. این پروتکل باید بر سه اصل انعطاف (Flexibility)، تمرکززدایی (Decentralization) و نوآوری در بستر محدودیت (Resourceful Innovation) استوار باشد. آموزش پزشکی در زمان جنگ نباید متوقف شود، بلکه باید به بخشی از «راهکار» برای مقابله با پیامدهای جنگ تبدیل گردد. حفظ پویایی دانشگاه‌ها، حتی به صورت مجازی، ضامن بقای نظام سلامت در سال‌های پس از بحران خواهد بود.
🔘 با کدام طرف در جنگیم؟

در شرایطی که کشور با یک بحران جنگی واقعی و پرتنش مواجه است و بسیاری از شهرها به طور مستقیم در معرض حملات قرار دارند، انتظار طبیعی از نهادهای مدیریتی به‌ویژه در حوزه آموزش و سلامت این است که تصمیمات خود را با درک دقیق از واقعیت‌های میدانی، حفظ امنیت افراد و توجه به شرایط انسانی دانشجویان اتخاذ کنند. با این حال، برخی تصمیمات اخیر در حوزه آموزش پزشکی نه تنها چنین درکی را نشان نمی‌دهد، بلکه پرسش‌های جدی و نگرانی‌های عمیقی را در میان دانشجویان ایجاد کرده است که ما واقعا با کدام طرف در جنگ هستیم؟!

اعلام لزوم حضور کامل دانشجویان در بیمارستان‌ها با درنظر گرفتن صوری شرایط مهمانی، انتقالی و کلمات زیبای نامه‌ای در شرایطی که نه نشانه‌ای از کاهش تنش‌های جنگی دیده می‌شود و نه هیچ تضمین روشنی برای امنیت و رفاه دانشجویان ارائه شده، تصمیمی است که به دشواری می‌توان آن را با منطق مدیریت بحران سازگار دانست. واقعیت این است که در بسیاری از مناطق، وضعیت نه تنها عادی نشده بلکه نشانه‌هایی از تشدید ناامنی نیز دیده می‌شود. در چنین فضایی، اصرار بر بازگرداندن روند آموزش به شکل کاملا عادی، بیش از آنکه نشانه‌ای از مدیریت مسئولانه باشد، شبیه نادیده گرفتن آشکار شرایط واقعی جامعه و زندگی دانشجویان است.

از سوی دیگر، مسئله امکانات رفاهی و زیرساخت‌های لازم برای حضور دانشجویان در بیمارستان‌ها همچنان مبهم و در بسیاری موارد ناکافی است. دانشجویانی که قرار است در چنین شرایط پرتنشی در محیط‌های درمانی حضور داشته باشند، حق دارند حداقل از امکانات اقامتی مناسب، شرایط ایمنی قابل قبول و برنامه‌ریزی روشن برخوردار باشند. با این حال، در عمل نه تنها این زیرساخت‌ها به‌طور جدی فراهم نشده، بلکه توضیح شفافی نیز درباره آن ارائه نشده است.

نکته مهم‌تر این است که حتی در ماه اسفند، زمانی که کارورزان با حداقل تعداد نفرات در بیمارستان‌ها حضور داشتند، بخش قابل توجهی از امور درمانی بدون مشکل جدی پیش رفت. این تجربه عملی نشان می‌دهد که امکان مدیریت فعالیت‌ها با حضور محدودتر نیروها وجود داشته است. بنابراین اصرار ناگهانی بر حضور گسترده دانشجویان، آن هم در اوج بحران امنیتی، تصمیمی است که نیازمند توضیحی بسیار قانع‌کننده‌تر از آن چیزی است که تاکنون به بهانه ساده و فریبنده گردش چرخ آموزش ارائه شده است.

از سوی دیگر، اگر قرار است از دانشجویان انتظار ایستادگی و حضور در شرایط دشوار وجود داشته باشد، بدیهی است که حداقل الزامات حمایتی نیز باید فراهم شده باشد. نمی‌توان از دانشجویان انتظار داشت «فاز مقاومت» بگیرند و همه چیز را عادی تلقی کنند، در حالی که بسیاری از ابتدایی‌ترین حمایت‌ها حتی در شرایط عادی نیز به‌درستی انجام نشده است. هنوز مطالبات مالی بسیاری از دانشجویان پرداخت نشده، کارانه شیفت‌ها با تأخیر یا ابهام مواجه است، و حتی در مناسبت‌های ساده‌ای مانند عید نیز حداقل توجه و حمایت نمادین از دانشجویان دیده نشده است. در چنین شرایطی، دعوت به تحمل و مقاومت بدون فراهم کردن حداقل پشتوانه‌های مادی و رفاهی، بیشتر شبیه مطالبه یک‌طرفه است تا مدیریت مسئولانه.

آنچه بیش از همه باعث نگرانی و نارضایتی دانشجویان شده، رویکردی است که تلاش می‌کند شرایط را به شکلی غیرواقعی عادی جلوه دهد. گویی با وجود تهدیدهای امنیتی، مشکلات رفت‌وآمد، فشارهای روانی و کمبود امکانات، تنها راه‌حل این است که همه چیز بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کند. چنین رویکردی نه تنها با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد، بلکه این احساس را تقویت می‌کند که صدای دانشجویان و دغدغه‌های آنان در فرآیند تصمیم‌گیری نه‌ تنها جدی گرفته نمی‌شود بلکه به عنوان ابزاری برای احیای چرخ مالی بیمارستان‌ها استفاده می‌شوند.

دانشجویان پزشکی همواره نشان داده‌اند که در شرایط سخت کنار نظام سلامت کشور می‌ایستند و مسئولیت حرفه‌ای خود را جدی می‌گیرند. اما مسئولیت‌پذیری نمی‌تواند یک‌طرفه باشد. انتظار حداقلی این است که مدیران و تصمیم‌گیران نیز با همان میزان مسئولیت، شجاعت، عقلانیت و شرافت نسبت به امنیت، رفاه و شرایط انسانی دانشجویان حساس باشند.

مدیریت در شرایط بحران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند واقع‌بینی، صداقت و شنیدن صدای کسانی است که بار اصلی این تصمیمات را بر دوش می‌کشند.

در یک کلام، آموزش در شرایط بحران در برابر جان هیچ اهمیتی ندارد، اگر به عقلانیت رجوع نمیکنید به وجدانتان رجوع کنید.

امید قیسوندی، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران