Forwarded from Mindcraft
من با فرآیندهای بد مشکل دارم! 😂
هر جا وارد یک مجموعه میشم، حتی اگر قرار نباشه کارم Process Improvement باشه، ناخودآگاه شروع میکنم به کشف فرآیندها:
این کار چرا اینطوری انجام میشه؟
چند نفر درگیرشن؟
کجا دوبارهکاری داریم؟
کجا منتظر آدمها هستیم؟
و مهمتر از همه:
چرا برای کاری که میشه سیستم انجام بده، هنوز داریم از نیروی انسانی استفاده میکنیم؟! 😄
حتی در حوزه Database و Data هم فقط خود دیتابیس برام مهم نیست.
مدل Data Model، گزارشگیری، ارتباط با ذینفع، تعامل تیم فنی و حتی نحوه گزارش دادن به مدیران رو به چشم یک فرآیند میبینم.
چند روزه وارد یک کسبوکار جدید شدم و دارم فرآیندهاش رو کشف میکنم.
بخش زیادی هنوز دستی انجام میشه.
فعلاً دارم As-Is رو درمیارم تا ببینم کجا میشه:
زمان رو کم کرد،
هزینه رو کم کرد،
خطا رو کم کرد،
و رضایت آدمها رو بیشتر کرد.
توی همین چند روز هم دو سه تا ایده با کارفرما مطرح کردم که خوشش اومد. 😎
برای من این دقیقاً جاییه که Service Design، Data و Business به هم میرسن.
گاهی یک فرآیند فقط نیاز به اصلاح داره...
گاهی هم باید کلاً از
«بذار فلانی انجامش بده»
برسه به
«سیستم خودش انجامش میده.» 🚀
شما وقتی وارد یک کسبوکار جدید میشید، اولین چیزی که سعی میکنید بفهمید چیه؟
— حمیدرضا صادقیان
در مسیر بهتر فکر کردن، بهتر ساختن.
@Minddcraft
هر جا وارد یک مجموعه میشم، حتی اگر قرار نباشه کارم Process Improvement باشه، ناخودآگاه شروع میکنم به کشف فرآیندها:
این کار چرا اینطوری انجام میشه؟
چند نفر درگیرشن؟
کجا دوبارهکاری داریم؟
کجا منتظر آدمها هستیم؟
و مهمتر از همه:
چرا برای کاری که میشه سیستم انجام بده، هنوز داریم از نیروی انسانی استفاده میکنیم؟! 😄
حتی در حوزه Database و Data هم فقط خود دیتابیس برام مهم نیست.
مدل Data Model، گزارشگیری، ارتباط با ذینفع، تعامل تیم فنی و حتی نحوه گزارش دادن به مدیران رو به چشم یک فرآیند میبینم.
چند روزه وارد یک کسبوکار جدید شدم و دارم فرآیندهاش رو کشف میکنم.
بخش زیادی هنوز دستی انجام میشه.
فعلاً دارم As-Is رو درمیارم تا ببینم کجا میشه:
زمان رو کم کرد،
هزینه رو کم کرد،
خطا رو کم کرد،
و رضایت آدمها رو بیشتر کرد.
توی همین چند روز هم دو سه تا ایده با کارفرما مطرح کردم که خوشش اومد. 😎
برای من این دقیقاً جاییه که Service Design، Data و Business به هم میرسن.
گاهی یک فرآیند فقط نیاز به اصلاح داره...
گاهی هم باید کلاً از
«بذار فلانی انجامش بده»
برسه به
«سیستم خودش انجامش میده.» 🚀
شما وقتی وارد یک کسبوکار جدید میشید، اولین چیزی که سعی میکنید بفهمید چیه؟
— حمیدرضا صادقیان
در مسیر بهتر فکر کردن، بهتر ساختن.
@Minddcraft
👍6❤3🔥1
Forwarded from Mindcraft
بعضیها با تغییر مشکل ندارن؛
با این مشکل دارن که تغییر، جایگاهشون رو تغییر بده!
تا حالا شده وارد یه مجموعه بشی و بخوای یه کاری رو درست کنی، ولی چند نفر عجیب جلوی کارت وایسن؟
نه مستقیم میگن «نکن»...
شروع میکنن به راهکار دادن! 😄
ترس از دست دادن شغل
ترس از اینکه یکی ازشون بالاتر بره
ترس از نورچشمی شدن یک نفر دیگه
ترس از افزایش حقوق اون
ترس از اینکه مدیر بفهمه خیلی از کارهایی که انجام میدادن، شاید اصلاً لازم نبوده!
من توی یکی از پروژهها دقیقاً اینو دیدم.
هر بار یک راهکار عجیب میدادن.
منم بحث نمیکردم.
میذاشتم اجرا بشه.
مشکل دوباره اتفاق میافتاد...
راهکار رد میشد...
تا بالاخره مسئله از ریشه حل شد.
و بعدش؟
سکوت! 😄
گاهی چیزی که ما اسمش رو میذاریم «مقاومت در برابر تغییر»،
در واقع ترس از دست دادن جایگاهه.
شما با این مدل آدمها چطور برخورد میکنید؟
من از این جنس تجربهها و نگاهها درباره آدمها، تیمها و سازمانها اینجا مینویسم:
— حمیدرضا صادقیان
در مسیر بهتر فکر کردن، بهتر ساختن.
Telegram channel : @Minddcraft
با این مشکل دارن که تغییر، جایگاهشون رو تغییر بده!
تا حالا شده وارد یه مجموعه بشی و بخوای یه کاری رو درست کنی، ولی چند نفر عجیب جلوی کارت وایسن؟
نه مستقیم میگن «نکن»...
شروع میکنن به راهکار دادن! 😄
ترس از دست دادن شغل
ترس از اینکه یکی ازشون بالاتر بره
ترس از نورچشمی شدن یک نفر دیگه
ترس از افزایش حقوق اون
ترس از اینکه مدیر بفهمه خیلی از کارهایی که انجام میدادن، شاید اصلاً لازم نبوده!
من توی یکی از پروژهها دقیقاً اینو دیدم.
هر بار یک راهکار عجیب میدادن.
منم بحث نمیکردم.
میذاشتم اجرا بشه.
مشکل دوباره اتفاق میافتاد...
راهکار رد میشد...
تا بالاخره مسئله از ریشه حل شد.
و بعدش؟
سکوت! 😄
گاهی چیزی که ما اسمش رو میذاریم «مقاومت در برابر تغییر»،
در واقع ترس از دست دادن جایگاهه.
شما با این مدل آدمها چطور برخورد میکنید؟
من از این جنس تجربهها و نگاهها درباره آدمها، تیمها و سازمانها اینجا مینویسم:
— حمیدرضا صادقیان
در مسیر بهتر فکر کردن، بهتر ساختن.
Telegram channel : @Minddcraft
❤6💯2🤝2👍1
Forwarded from Mindcraft
۳ دقیقه دیر اومدن = کتککاری؟! 🤦🏻♂️
امروز اداره پست بودم.
۸:۰۳ یکی از کارمندها اومد.
رئیسش گفت: «این چه وضع اومدنه؟ من از ۷ سر کارم!»
کارمند گفت: «ساعت کاری ۸ شروع میشه، فقط ۳ دقیقه دیر کردم.»
بحث بالا گرفت،
بعد رسید به «لوازمتو جمع کن گورتو گم کن»
و نهایتاً هم کار به درگیری و کتککاری کشید! 😐
با خودم گفتم:
خب داداش… فرض کن دیر اومده.
بشین باهاش حرف بزن.
مشکلت چیه؟
چرا دیر میای؟
چطور میتونیم کمک کنیم حلش کنیم؟
اگر هم حل نشد، محترمانه بگو:
«با این شرایط نمیتونیم ادامه بدیم.»
چرا برای حل یک مشکل ۳ دقیقهای،
باید یک بحران درست کنیم؟!
به نظرتون مشکل اینجا «دیر اومدن» بود یا مدیریت بلد نبودن؟
امروز اداره پست بودم.
۸:۰۳ یکی از کارمندها اومد.
رئیسش گفت: «این چه وضع اومدنه؟ من از ۷ سر کارم!»
کارمند گفت: «ساعت کاری ۸ شروع میشه، فقط ۳ دقیقه دیر کردم.»
بحث بالا گرفت،
بعد رسید به «لوازمتو جمع کن گورتو گم کن»
و نهایتاً هم کار به درگیری و کتککاری کشید! 😐
با خودم گفتم:
خب داداش… فرض کن دیر اومده.
بشین باهاش حرف بزن.
مشکلت چیه؟
چرا دیر میای؟
چطور میتونیم کمک کنیم حلش کنیم؟
اگر هم حل نشد، محترمانه بگو:
«با این شرایط نمیتونیم ادامه بدیم.»
چرا برای حل یک مشکل ۳ دقیقهای،
باید یک بحران درست کنیم؟!
به نظرتون مشکل اینجا «دیر اومدن» بود یا مدیریت بلد نبودن؟
👍12❤1
Forwarded from Mindcraft
«ماشینم خورد به درخت!»
این جمله رو که میشنوم، همیشه با خودم میگم:
خب... ماشینت خودش رفت خورد؟! 😂
خیلی وقتها حتی برای اتفاقهایی که خودمون باعثش بودیم، یک فاعل بیگناه پیدا میکنیم!
«دستکشم گم شد.»
«سیستم خراب شد.»
«بکاپ Failed شد.»
«این Job اجرا نشد.»
همه مقصرن...
جز من! 😐
مثلاً بکاپها یک ماهه Failed شدن و من چک نکردم.
یک Disaster اتفاق میفته و اطلاعات از بین میره.
حالا میگم:
«بکاپها مشکل داشتن!»
خب قبول...
ولی تو کجا بودی؟!
به نظرم یکی از مهمترین چیزهایی که باید توی تیمها بسازیم، همین Ownership هست.
اینکه آدم بتونه خیلی ساده بگه:
«اشتباه کردم.»
«یادم رفت.»
«من باید چک میکردم.»
نه اینکه برای هر اتفاقی یک مقصر بیرونی پیدا کنیم.
حالا یک سؤال جدی:
توی تیم شما مسئولیتپذیری واقعاً وجود داره، یا همه فقط دنبال مقصرن؟
و مهمتر:
خودمون چقدر اجازه میدیم آدمها مسئولیت اشتباهاتشون رو بپذیرن؟
این جمله رو که میشنوم، همیشه با خودم میگم:
خب... ماشینت خودش رفت خورد؟! 😂
خیلی وقتها حتی برای اتفاقهایی که خودمون باعثش بودیم، یک فاعل بیگناه پیدا میکنیم!
«دستکشم گم شد.»
«سیستم خراب شد.»
«بکاپ Failed شد.»
«این Job اجرا نشد.»
همه مقصرن...
جز من! 😐
مثلاً بکاپها یک ماهه Failed شدن و من چک نکردم.
یک Disaster اتفاق میفته و اطلاعات از بین میره.
حالا میگم:
«بکاپها مشکل داشتن!»
خب قبول...
ولی تو کجا بودی؟!
به نظرم یکی از مهمترین چیزهایی که باید توی تیمها بسازیم، همین Ownership هست.
اینکه آدم بتونه خیلی ساده بگه:
«اشتباه کردم.»
«یادم رفت.»
«من باید چک میکردم.»
نه اینکه برای هر اتفاقی یک مقصر بیرونی پیدا کنیم.
حالا یک سؤال جدی:
توی تیم شما مسئولیتپذیری واقعاً وجود داره، یا همه فقط دنبال مقصرن؟
و مهمتر:
خودمون چقدر اجازه میدیم آدمها مسئولیت اشتباهاتشون رو بپذیرن؟
❤9👏3👍1
سلام عزیزان
امیدوارم عالی باشین
ما برای یک پروژه توی بانک مسکن نیاز به یک نیروی مقیم در اونجا داریم.
دفتر بانک توی فردوسی هست( ساختمان اصلی بانک مسکن- فاصله اش با متروی امام خمینی 6-7 دقیقه پیاده است)
کاری که باید انجام بشه شامل ETL و تبدیل اطلاعات تمام شعب بانک مسکن در دفتر مرکزی ، بروزرسانی نرم افزارهای اتوماسیون( که تیم سامانه اونجا حضور دارند) و بروز رسانی دیتابیس ها و ارشیو اطلاعات.
تمام اینها مستقیم زیر نظر بنده انجام میشه
اشخاصی که رزومه میفرستن حتما به ETL مسلط باشن
حتما با کدنویسی T-SQL آشنایی خوبی داشته باشن.
دانش متوسطی نسبت به مسائل ادمینی داشته باشن.
در صورت تمایل ، رزومه هاتون رو برای من بفرستید.
ارادتمند
حمیدرضا صادقیان
@Hamidreza_Sadeghian
امیدوارم عالی باشین
ما برای یک پروژه توی بانک مسکن نیاز به یک نیروی مقیم در اونجا داریم.
دفتر بانک توی فردوسی هست( ساختمان اصلی بانک مسکن- فاصله اش با متروی امام خمینی 6-7 دقیقه پیاده است)
کاری که باید انجام بشه شامل ETL و تبدیل اطلاعات تمام شعب بانک مسکن در دفتر مرکزی ، بروزرسانی نرم افزارهای اتوماسیون( که تیم سامانه اونجا حضور دارند) و بروز رسانی دیتابیس ها و ارشیو اطلاعات.
تمام اینها مستقیم زیر نظر بنده انجام میشه
اشخاصی که رزومه میفرستن حتما به ETL مسلط باشن
حتما با کدنویسی T-SQL آشنایی خوبی داشته باشن.
دانش متوسطی نسبت به مسائل ادمینی داشته باشن.
در صورت تمایل ، رزومه هاتون رو برای من بفرستید.
ارادتمند
حمیدرضا صادقیان
@Hamidreza_Sadeghian