Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
نخستین جلسه نوروزی مهستان
در پارلمان ایران در عهد اشکانیان.
**************************
پارلمان ايران در عهد اشكانيان نخستين جلسه خودرا در نوروز سال 173 پيش از ميلاد با حضور مِهرداد يكم ـ شاه وقت ـ برگزار كرد و اولين مصوبه آن انتخابي كردن مقام رياست كشور (شاه) بود. عزل شاه نيز در اختيار همين مجلس قرار گرفت، البته طي شرايطي از جمله خيانت به كشور، ابراز ضعف و نيز جنون، بيماري سخت و از كار افتادگي. ايران در آن زمان داراي دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان كه جلسه مشترك آنها را «مِهستان» مي خواندند.
در سال ۵۲ میلادی، مِهستان که از نحوست ۱۳ فروردین میترسید، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز ۱۵ فروردین «بلاش» را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچکتر بود و استدلال کرد که «مصلحت» انتخاب بلاش را ایجاب میکرد. شاه قبلی در ایام نوروز درگذشته بود. برخی نویسندگان خارجی این مجلس را مُغستان مینامند ولی حسن پیرنیا نویسندهٔ کتاب ایران باستان آورده که: به نظر مؤلف مُغستان تصحیفی است که نویسندگان خارجه کردهاند، مُغستان مِهستان بوده و این کلمه از مِه آمده، که به معنی بزرگ است، پس مُغستان به معنی مجلس مُغها نیست، چنانکه بعضی تصور کردهاند، بل به معنی مجلس بزرگان است. بهترین دلیل آن که این مجلس فقط از مُغها تشکیل نمییافت، بر عکس اعضای غیرروحانی بیشتر بودند . . . .
پاینده ایران
رنسانس ایرانی
در پارلمان ایران در عهد اشکانیان.
**************************
پارلمان ايران در عهد اشكانيان نخستين جلسه خودرا در نوروز سال 173 پيش از ميلاد با حضور مِهرداد يكم ـ شاه وقت ـ برگزار كرد و اولين مصوبه آن انتخابي كردن مقام رياست كشور (شاه) بود. عزل شاه نيز در اختيار همين مجلس قرار گرفت، البته طي شرايطي از جمله خيانت به كشور، ابراز ضعف و نيز جنون، بيماري سخت و از كار افتادگي. ايران در آن زمان داراي دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان كه جلسه مشترك آنها را «مِهستان» مي خواندند.
در سال ۵۲ میلادی، مِهستان که از نحوست ۱۳ فروردین میترسید، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز ۱۵ فروردین «بلاش» را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچکتر بود و استدلال کرد که «مصلحت» انتخاب بلاش را ایجاب میکرد. شاه قبلی در ایام نوروز درگذشته بود. برخی نویسندگان خارجی این مجلس را مُغستان مینامند ولی حسن پیرنیا نویسندهٔ کتاب ایران باستان آورده که: به نظر مؤلف مُغستان تصحیفی است که نویسندگان خارجه کردهاند، مُغستان مِهستان بوده و این کلمه از مِه آمده، که به معنی بزرگ است، پس مُغستان به معنی مجلس مُغها نیست، چنانکه بعضی تصور کردهاند، بل به معنی مجلس بزرگان است. بهترین دلیل آن که این مجلس فقط از مُغها تشکیل نمییافت، بر عکس اعضای غیرروحانی بیشتر بودند . . . .
پاینده ایران
رنسانس ایرانی
#مریوان، 2 فروردین - تمام شهرها همرهای کنید با پرچم شيروخورشيد. #انقلاب1397
https://t.me/joinchat/AAAAAEPbJGlUgkFDvh_Oug
https://telegram.me/SNIDC
#کارزار_ملی_نافرمانیهای_مدنی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPbJGlUgkFDvh_Oug
https://telegram.me/SNIDC
#کارزار_ملی_نافرمانیهای_مدنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرود ملی ای ایران در آرامگاه فردوسی مشهد
https://t.me/joinchat/AAAAAEPbJGlUgkFDvh_Oug
https://telegram.me/SNIDC
#کارزار_ملی_نافرمانیهای_مدنی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPbJGlUgkFDvh_Oug
https://telegram.me/SNIDC
#کارزار_ملی_نافرمانیهای_مدنی
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
پاکی آب در فرهنگ كهن ایران (تاثیر آب در زندگی مردم ایران زمین)
سرزمین ایران از نظر جغرافیایی و آب و هوایی از مناطق خشك و همیشه با مشكل كم آبی و خشكسالی روبه رو بوده است، و جود سدهای قدیمی و آثار باقی مانده شبكه های آبیاری و قنات ها، همه نمونه هایی از نبرد مردم كشور ما با دیو خشكی و بی آبی است. همین كمبود آب و وجود بیابان های خشك بود كه حرمت نهادن ویژه به آب را در میان مردم ایران در گاه باستان به وجود آورد. در فرهنگ ملی ما، آب را مظهر روشنایی دانسته اند و آن را نماد پاكی می دانند. درگذشته ای نه چندان دور، هیچ خانه ای نبود كه حوضی در آن نباشد، حوض های زیبا و كوچك و بزرگ با كاشی های آبی فیروزه ای نماد مشخص زندگی در هر خانه ای بود. حوض و استخر در باغ های ایرانی و حتی در خانه های ایران اهمیت زیادی داشته و دارد، آب این حوض ها ذخیره ای برای آب پاشی گل و حیاط و ایوان هاست. ایرانیان همچنین “در حوض ها و استخرها از فواره نیز كه از ملل خارجی آموخته اند استفاده نموده اند. ، باغ بزرگ هزار جریبی در اصفهان كه در زمان صفویه ساخته شد، دارای ۵۰۰ فواره بوده است، در برخی از مواقع یك سیب سرخ را در میان آبی كه از فواره بیرون می جهید قرار می دادند و این سیب همچنان در دهانه فواره بالا و پائین می رفت در مواردی دیگری آب از دهان یك شیر بیرون می جست و به استخری كه به آن متصل بود سرازیر می شد، همچنین در زیر زمین های منازل نیز مردم با ایجاد حوض های كوچك به شكل های مختلف حوضخانه می ساختند و بیشتر در تابستانهای گرم، در هوای خنك و مطبوع آن به استراحت و گفت و شنود می پرداختند. از دیگر كارهای سنتی كه ایرانیان در زمینه استفاده از آب انجام می دادند، “ساخت آب انبار بود، كه برخی از آنها از دید معماری نیز اثری شایان توجه بود.اون گارسیادوسیلوا نیگوئروا(( سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا)) راجع به آب انباری در لار كه بسیار توجه او را جلب كرده، در سفر نامه خود مطالبی به رشته تحریر در آورده است.در جاده های كویر و دشت پهناور میانه ایران كه كمتر به آب دسترس بود و اگر هم باریكه ای آب بود، چنان پر نمك و شور بود كه نمی شد از آن استفاده كرد، حوض، بركه، پایاب و چاه درست می كردند. هنوز هم در راه های میان یزد و خراسان و راه تهران - كاشان - اردستان، از این چاه خانه ها بر جا مانده و مورد استفاده قرار می گیرد. فرم و ساختمان گرمابه ها و محل آنها نیز، بخش ارزنده ای از فرهنگ ملی ما و چگونگی استفاده از آب در این مكان، جایگاه ارزنده آب را در نظافت و پاكیزگی مردم كشور ایران نشان می دهد، كه ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پیش قدمت دارد. گرمابه ساختمانی گرم با ظرفی بزرگ به نام(آبزن) بوده است. و برای آنكه آب را مقدس می شمردند و نمی خواستند آن را آلوده كنند، آب استفاده شده را بعد از استحمام روی زمین و یا به آسمان می پاشیدند و به هیچ عنوان آن را وارد آب پاك نمی كردند.كاریز یا قنات نیز یكی از ابداعات و اختراعات ایرانیان است. گناباد است كه طول آن ۷۰ كیلومتر و “مادر چاه” آن در حدود ۳۵۰ متر عمق دارد. وضع آبدهی قنات های ایران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ متر مكعب در ثانیه تخمین زده می شود . تعداد قنات های ایران را حدود ۵۰ هزار رشته دانسته اند. پس از زلزله بم با ستانشناسان قدیمی ترین شبكه قنات جهان را با قدمتی بیش از دو هزار سال در آن منطقه كشف كرده اند. شاردن جهانگرد فرانسوی كه در قرن هفدهم میلادی از ایران بازدید كرده است اشاره می كند كه در نزدیكی اصفهان در قصبه نجف آباد زرتشتیان زندگی می كنند كه كار آنهاكشاورزی است و در سراسر قرن نوزدهم، زرتشتیان به عنوان باغبانان و مقنیان ماهر برای ایجاد “قنات” شهرت داشتند. ایرانیان همچنین در ساخت سد نیز از مهارت برخوردار بودند و ضمن استفاد از شرایط طبیعی محیط برای ساختن سد، توجه ویژه نیز به حفظ محیط زیست داشتند، از جمله معروف ترین این سدها سد “مرو” بر روی رود مرغاب بود، این سد در ۶ فرسخی شهر مرو قرار داشت و ۱۰ هزار نفر از آن حفاظت می كردند. آسیاب های آبی نیز در سراسر خاك ایران به وفور وجود داشته و ایرانیان بر رودخانه ها آسیابهای آبی تعبیه می كردند و در برخی از شهرها همچون سرخس، آسیابی بزرگ(خراس) داشتند كه با چهارپایان می گردید در تاریخ از آسیاب های معروف شوشتر در خوزستان نیز سخن رفته است.
پاینده ایران.
رنسانس ایرانی
سرزمین ایران از نظر جغرافیایی و آب و هوایی از مناطق خشك و همیشه با مشكل كم آبی و خشكسالی روبه رو بوده است، و جود سدهای قدیمی و آثار باقی مانده شبكه های آبیاری و قنات ها، همه نمونه هایی از نبرد مردم كشور ما با دیو خشكی و بی آبی است. همین كمبود آب و وجود بیابان های خشك بود كه حرمت نهادن ویژه به آب را در میان مردم ایران در گاه باستان به وجود آورد. در فرهنگ ملی ما، آب را مظهر روشنایی دانسته اند و آن را نماد پاكی می دانند. درگذشته ای نه چندان دور، هیچ خانه ای نبود كه حوضی در آن نباشد، حوض های زیبا و كوچك و بزرگ با كاشی های آبی فیروزه ای نماد مشخص زندگی در هر خانه ای بود. حوض و استخر در باغ های ایرانی و حتی در خانه های ایران اهمیت زیادی داشته و دارد، آب این حوض ها ذخیره ای برای آب پاشی گل و حیاط و ایوان هاست. ایرانیان همچنین “در حوض ها و استخرها از فواره نیز كه از ملل خارجی آموخته اند استفاده نموده اند. ، باغ بزرگ هزار جریبی در اصفهان كه در زمان صفویه ساخته شد، دارای ۵۰۰ فواره بوده است، در برخی از مواقع یك سیب سرخ را در میان آبی كه از فواره بیرون می جهید قرار می دادند و این سیب همچنان در دهانه فواره بالا و پائین می رفت در مواردی دیگری آب از دهان یك شیر بیرون می جست و به استخری كه به آن متصل بود سرازیر می شد، همچنین در زیر زمین های منازل نیز مردم با ایجاد حوض های كوچك به شكل های مختلف حوضخانه می ساختند و بیشتر در تابستانهای گرم، در هوای خنك و مطبوع آن به استراحت و گفت و شنود می پرداختند. از دیگر كارهای سنتی كه ایرانیان در زمینه استفاده از آب انجام می دادند، “ساخت آب انبار بود، كه برخی از آنها از دید معماری نیز اثری شایان توجه بود.اون گارسیادوسیلوا نیگوئروا(( سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا)) راجع به آب انباری در لار كه بسیار توجه او را جلب كرده، در سفر نامه خود مطالبی به رشته تحریر در آورده است.در جاده های كویر و دشت پهناور میانه ایران كه كمتر به آب دسترس بود و اگر هم باریكه ای آب بود، چنان پر نمك و شور بود كه نمی شد از آن استفاده كرد، حوض، بركه، پایاب و چاه درست می كردند. هنوز هم در راه های میان یزد و خراسان و راه تهران - كاشان - اردستان، از این چاه خانه ها بر جا مانده و مورد استفاده قرار می گیرد. فرم و ساختمان گرمابه ها و محل آنها نیز، بخش ارزنده ای از فرهنگ ملی ما و چگونگی استفاده از آب در این مكان، جایگاه ارزنده آب را در نظافت و پاكیزگی مردم كشور ایران نشان می دهد، كه ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پیش قدمت دارد. گرمابه ساختمانی گرم با ظرفی بزرگ به نام(آبزن) بوده است. و برای آنكه آب را مقدس می شمردند و نمی خواستند آن را آلوده كنند، آب استفاده شده را بعد از استحمام روی زمین و یا به آسمان می پاشیدند و به هیچ عنوان آن را وارد آب پاك نمی كردند.كاریز یا قنات نیز یكی از ابداعات و اختراعات ایرانیان است. گناباد است كه طول آن ۷۰ كیلومتر و “مادر چاه” آن در حدود ۳۵۰ متر عمق دارد. وضع آبدهی قنات های ایران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ متر مكعب در ثانیه تخمین زده می شود . تعداد قنات های ایران را حدود ۵۰ هزار رشته دانسته اند. پس از زلزله بم با ستانشناسان قدیمی ترین شبكه قنات جهان را با قدمتی بیش از دو هزار سال در آن منطقه كشف كرده اند. شاردن جهانگرد فرانسوی كه در قرن هفدهم میلادی از ایران بازدید كرده است اشاره می كند كه در نزدیكی اصفهان در قصبه نجف آباد زرتشتیان زندگی می كنند كه كار آنهاكشاورزی است و در سراسر قرن نوزدهم، زرتشتیان به عنوان باغبانان و مقنیان ماهر برای ایجاد “قنات” شهرت داشتند. ایرانیان همچنین در ساخت سد نیز از مهارت برخوردار بودند و ضمن استفاد از شرایط طبیعی محیط برای ساختن سد، توجه ویژه نیز به حفظ محیط زیست داشتند، از جمله معروف ترین این سدها سد “مرو” بر روی رود مرغاب بود، این سد در ۶ فرسخی شهر مرو قرار داشت و ۱۰ هزار نفر از آن حفاظت می كردند. آسیاب های آبی نیز در سراسر خاك ایران به وفور وجود داشته و ایرانیان بر رودخانه ها آسیابهای آبی تعبیه می كردند و در برخی از شهرها همچون سرخس، آسیابی بزرگ(خراس) داشتند كه با چهارپایان می گردید در تاریخ از آسیاب های معروف شوشتر در خوزستان نیز سخن رفته است.
پاینده ایران.
رنسانس ایرانی
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
بدون گیاهان ما هیچ اکسیژنی برای تنفس نخواهیم داشت.
===============================
ما انسانها جزیی از چرخه ی زندگی هستیم. برای زنده بودن باید در هر دقیقه ده ها بار هوا را وارد شش هایمان بکنیم و اکسیژن آن را جذب و دی اکسید کربن تولید شده در بدن خود را دفع کنیم.
اکسیژن از نظر شیمیایی گازی بسیار ناپایدار است که در حضور یک سوخت و حرارت کافی در شعله ای زبانه می کشد و به گازهای دیگر تبدیل می شود. حتی بدون حضور سوخت هم اکسیژن مرتبا در حال ترکیب با بسیاری از مواد است. از یک سیب تازه قاچ شده که رنگش به قهوه ای می گراید گرفته تا در و پنجره رنگ نشده و حتی سطح سنگهای ترک خورده کوهستان همه در حال واکنیش با اکسیژن هستند. این گاز نه تنها با این جور واکنش خود به خود از دست می رود بلکه توسط همه جانداران نیز به وفور مصرف میشود. تنها جانداری که اکسیژن را تولید می کند گیاه سبز است. بنابراین، تنفس ما انسانها بستگی به حضور گیاهان دارد. به همین علت است که وقتی پا به طبیعت یا حتی فضای پردرخت یک پارک داخل شهر می گذاریم از تنفس هوای سرشار از اکسیژن آن شاداب می شویم.
پاینده ایران.
رنسانس ایرانی
===============================
ما انسانها جزیی از چرخه ی زندگی هستیم. برای زنده بودن باید در هر دقیقه ده ها بار هوا را وارد شش هایمان بکنیم و اکسیژن آن را جذب و دی اکسید کربن تولید شده در بدن خود را دفع کنیم.
اکسیژن از نظر شیمیایی گازی بسیار ناپایدار است که در حضور یک سوخت و حرارت کافی در شعله ای زبانه می کشد و به گازهای دیگر تبدیل می شود. حتی بدون حضور سوخت هم اکسیژن مرتبا در حال ترکیب با بسیاری از مواد است. از یک سیب تازه قاچ شده که رنگش به قهوه ای می گراید گرفته تا در و پنجره رنگ نشده و حتی سطح سنگهای ترک خورده کوهستان همه در حال واکنیش با اکسیژن هستند. این گاز نه تنها با این جور واکنش خود به خود از دست می رود بلکه توسط همه جانداران نیز به وفور مصرف میشود. تنها جانداری که اکسیژن را تولید می کند گیاه سبز است. بنابراین، تنفس ما انسانها بستگی به حضور گیاهان دارد. به همین علت است که وقتی پا به طبیعت یا حتی فضای پردرخت یک پارک داخل شهر می گذاریم از تنفس هوای سرشار از اکسیژن آن شاداب می شویم.
پاینده ایران.
رنسانس ایرانی