Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نهاد مردمی
مارچ ۱۴.3gp
42.9 MB
برنامه تلویزیونی نهاد مردمی – ۲۳ اسفند
زاد روز رضا شاه بزرگ، نافرمانیهای مدنی
بهروز فرشادفر، جواد رسولی
https://t.me/joinchat/AAAAAEOS50NRyFp1FNWIRQ
زاد روز رضا شاه بزرگ، نافرمانیهای مدنی
بهروز فرشادفر، جواد رسولی
https://t.me/joinchat/AAAAAEOS50NRyFp1FNWIRQ
🎈🎈 بیست و چهارم ۲۴ اسفند زادروز رضا شاه بزرگ 🎈 🎈
رضا شاه بزرگ در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشيدي در روستاي كوچكي به نام آلاشت از توابع سوادكوه مازندران به دنيا آمد. جد بزرگ وي «مرادخان» معروف به «باوندي» بود و با درجة سرگردي در فوج سوادكوه خدمت ميكرد و يكي از فرماندهان شجاع شركت كننده در جنگ تاريخي هرات بود كه در يكي از نبردهاي همان جنگ نيز كشته ميشود.
پدر رضا شاه «سرگرد عباسعلي خان باوندي» بود كه او نيز مانند پدرش يك نظامي شجاع و وطنپرست بود كه به درجة سرگردي رسيده بود و فرمانده فوج اول سوادكوه شد. وي در روز ۵ آذر ۱۲۵۷ خورشيدي (حدود ۸ ماه پس از تولد رضاشاه) به درود حيات گفت و سرپرستي و تربيت رضاي كوچك به برادرش «نصرالله خان» سپرده گرديد. به توصية نصرالله خان، رضا كه عشق نظاميگري داشت در سال ۱۲۷۶ وارد فوج سوادكوه گرديد.
از تحصيلات رضا شاه در كودكي آگاهي و یا سند دقيقي در دست نيست اما وي قادر بود متن و نوشته بخواند و وقتي براي گشايش مكاني شركت ميكرد به راحتي متن مورد نظر را ميخواند. رضا شاه پس از ورود به فوج سوادكوه رفتهرفته به دليل لياقت، شجاعت و كارداني، پلههاي ترقي پيمود و در تيراندازي با مسلسلهاي آن روز ارتش كه به شصتتير نيز معروف بودند، بيمانند بود و رقيب نداشت.
هنگامى كه در دوران احمد شاه قاجار، رضا خان به مقام وزارت جنگ رسيد آمار نفرات ارتش ايران از بيست و دو هزار و هشتصد نفر تجاوز نمى كرد، ولى در نخستين روز شهريور ۱۳۲۰، تعداد افسران و درجه داران و افراد ارتش ايران بالغ بر يكصد و هفتاد و سه هزار و هشتصد و شصت و سه نفر بود. ارتشى كه در مدت صد سال، پس از جنگهاى ايران و روسيه، ده برابر كوچک شده و از نظر كيفیت، كوچکترين ارزشى نداشت، در مدت پانزده سال از هشت برابر هم تجاوز كرد. در طول اين پانزده سال، ۳۵۸۲۱۹ نفر تحت عنوان افسر و سرباز وظيفه، خدمت زير پرچم را طى كردند.
ایرانی که رضا شاه بزرگ در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی سکاندار آن شد، ایرانی ویران بود که به همه چیز شباهت داشت به جز یک کشور به معنای واقعی آن. در آن شرایط وانفسا جز با اقتدار و تمرکز حاکمیت چاره ای برای اداره مملکت نبود. آنچه در دوران رضا شاه چه در مقام وزارت و سردار سپه ای او و چه در دوران نخست وزیری وی و چه دوران کوتاه پادشاهی اش انجام گرفت، همگی حاصل اقتدار او و حکومت مرکزی وی و به ویژه ایراندوستی و زحمات شبانه روزی این پادشاه برای ساماندهی اوضاع آشفته کشور بود.
آنانی که بر او ایراد می گیرند که رضا شاه دیکتاتور بود و جلوی آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی مردم را گرفته بود. نمی گویند که در آن دوران در کدام یک از کشورهای دنیا آزادی به معنی امروزه وجود داشت؟
تازه، آزادی برای چه کسانی؟
آزادی برای شازده های قاجار؟
آزادی برای ملایانی که تحت عنوان حاکمان شرع بر جان و مال و شرف مردم ایران حکم می راندند؟
آزادی برای کسانی که هر یک سر در آخور یکی از سفارتخانه های خارجی مانند انگلیس و روسیه و غیره داشتند؟
بخشي از خدمات او :
دستور به سر گذاشتن کلاه پهلوی به جای دستار و عمامه به همهی مردم در سال ۱۳۰۳خورشیدی (در پست نخست وزیری) تغییر پوشش رسمی مردانه از قبا به کت و شلوار
کشف حجاب (تغییر لباس زنان از پیچه و روبند به لباس و کلاه فرنگی و باز کردن صورت)
ایجاد دادگستری در بهمن ۱۳۰۵
تاسیس قشون متحدالشکل و ارتش در سال ۱۳۰۰
تدوین اولین قانون مدنی ایران در سه جلد (جلد اول در اموال ۱۳۰۷، جلد دوم در اشخاص ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴، جلد سوم در ادله اثبات ادعا)
سامان بخشی به ثبت اسناد و املاک به صورت فعلی در سال ۱۳۱۱
بنیانگذاری ثبت احوال و اجباری کردن برگزیدن نام خانوادگی و صدور شناسنامه در سال ۱۳۰۴
لغو کاپیتولاسیون برای همة اتباع خارجی ، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۰۷
اسکان عشایر
براندازی خانسالاری (ملوک الطوایفی)
بنیانگذاری بانک سپه (نخستین بانک ایرانی) اول اردیبهشت ۱۳۰۴
ساخت راهآهن سراسری ایران (از خلیج فارس تا دریای خزر) آغاز ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶، اتمام ۳ شهریور ۱۳۱۷ . ساخت راه آهن قم - یزد - زرند آغاز سال ۱۳۱۷
بنیانگذاری بانک ملی ایران در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶
بنیانگذاری بیمه ایران در ۱۵ آبان ۱۳۱۴
جادهسازی، پلسازی و تونل سازی در کشور
بنیانگذاری بانک فلاحتی (بانک کشاورزی) در سال ۱۳۱۲
بنیانگذاری رادیو ایران (نخستین ایستگاه رادیویی ایرانی) در ۱۳۱۸ ، افتتاح در ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹
بنیانگذاری خبرگزاری پارس(نخستین خبرگزاری ایرانی) در سال ۱۳۱۳
بنیانگذاری دانشگاه تهران (نخستین دانشگاه ایرانی در ایران) در سال ۱۳۱۴ آغاز بهره برداری ۱۳۱۶
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی
اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به فرانسه، آلمان و انگلستان (۶۰ تن در سال ۱۳۰۱) (در حالی که خودش تنها یک مسافرت خارج رفت و
رضا شاه بزرگ در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشيدي در روستاي كوچكي به نام آلاشت از توابع سوادكوه مازندران به دنيا آمد. جد بزرگ وي «مرادخان» معروف به «باوندي» بود و با درجة سرگردي در فوج سوادكوه خدمت ميكرد و يكي از فرماندهان شجاع شركت كننده در جنگ تاريخي هرات بود كه در يكي از نبردهاي همان جنگ نيز كشته ميشود.
پدر رضا شاه «سرگرد عباسعلي خان باوندي» بود كه او نيز مانند پدرش يك نظامي شجاع و وطنپرست بود كه به درجة سرگردي رسيده بود و فرمانده فوج اول سوادكوه شد. وي در روز ۵ آذر ۱۲۵۷ خورشيدي (حدود ۸ ماه پس از تولد رضاشاه) به درود حيات گفت و سرپرستي و تربيت رضاي كوچك به برادرش «نصرالله خان» سپرده گرديد. به توصية نصرالله خان، رضا كه عشق نظاميگري داشت در سال ۱۲۷۶ وارد فوج سوادكوه گرديد.
از تحصيلات رضا شاه در كودكي آگاهي و یا سند دقيقي در دست نيست اما وي قادر بود متن و نوشته بخواند و وقتي براي گشايش مكاني شركت ميكرد به راحتي متن مورد نظر را ميخواند. رضا شاه پس از ورود به فوج سوادكوه رفتهرفته به دليل لياقت، شجاعت و كارداني، پلههاي ترقي پيمود و در تيراندازي با مسلسلهاي آن روز ارتش كه به شصتتير نيز معروف بودند، بيمانند بود و رقيب نداشت.
هنگامى كه در دوران احمد شاه قاجار، رضا خان به مقام وزارت جنگ رسيد آمار نفرات ارتش ايران از بيست و دو هزار و هشتصد نفر تجاوز نمى كرد، ولى در نخستين روز شهريور ۱۳۲۰، تعداد افسران و درجه داران و افراد ارتش ايران بالغ بر يكصد و هفتاد و سه هزار و هشتصد و شصت و سه نفر بود. ارتشى كه در مدت صد سال، پس از جنگهاى ايران و روسيه، ده برابر كوچک شده و از نظر كيفیت، كوچکترين ارزشى نداشت، در مدت پانزده سال از هشت برابر هم تجاوز كرد. در طول اين پانزده سال، ۳۵۸۲۱۹ نفر تحت عنوان افسر و سرباز وظيفه، خدمت زير پرچم را طى كردند.
ایرانی که رضا شاه بزرگ در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی سکاندار آن شد، ایرانی ویران بود که به همه چیز شباهت داشت به جز یک کشور به معنای واقعی آن. در آن شرایط وانفسا جز با اقتدار و تمرکز حاکمیت چاره ای برای اداره مملکت نبود. آنچه در دوران رضا شاه چه در مقام وزارت و سردار سپه ای او و چه در دوران نخست وزیری وی و چه دوران کوتاه پادشاهی اش انجام گرفت، همگی حاصل اقتدار او و حکومت مرکزی وی و به ویژه ایراندوستی و زحمات شبانه روزی این پادشاه برای ساماندهی اوضاع آشفته کشور بود.
آنانی که بر او ایراد می گیرند که رضا شاه دیکتاتور بود و جلوی آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی مردم را گرفته بود. نمی گویند که در آن دوران در کدام یک از کشورهای دنیا آزادی به معنی امروزه وجود داشت؟
تازه، آزادی برای چه کسانی؟
آزادی برای شازده های قاجار؟
آزادی برای ملایانی که تحت عنوان حاکمان شرع بر جان و مال و شرف مردم ایران حکم می راندند؟
آزادی برای کسانی که هر یک سر در آخور یکی از سفارتخانه های خارجی مانند انگلیس و روسیه و غیره داشتند؟
بخشي از خدمات او :
دستور به سر گذاشتن کلاه پهلوی به جای دستار و عمامه به همهی مردم در سال ۱۳۰۳خورشیدی (در پست نخست وزیری) تغییر پوشش رسمی مردانه از قبا به کت و شلوار
کشف حجاب (تغییر لباس زنان از پیچه و روبند به لباس و کلاه فرنگی و باز کردن صورت)
ایجاد دادگستری در بهمن ۱۳۰۵
تاسیس قشون متحدالشکل و ارتش در سال ۱۳۰۰
تدوین اولین قانون مدنی ایران در سه جلد (جلد اول در اموال ۱۳۰۷، جلد دوم در اشخاص ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴، جلد سوم در ادله اثبات ادعا)
سامان بخشی به ثبت اسناد و املاک به صورت فعلی در سال ۱۳۱۱
بنیانگذاری ثبت احوال و اجباری کردن برگزیدن نام خانوادگی و صدور شناسنامه در سال ۱۳۰۴
لغو کاپیتولاسیون برای همة اتباع خارجی ، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۰۷
اسکان عشایر
براندازی خانسالاری (ملوک الطوایفی)
بنیانگذاری بانک سپه (نخستین بانک ایرانی) اول اردیبهشت ۱۳۰۴
ساخت راهآهن سراسری ایران (از خلیج فارس تا دریای خزر) آغاز ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶، اتمام ۳ شهریور ۱۳۱۷ . ساخت راه آهن قم - یزد - زرند آغاز سال ۱۳۱۷
بنیانگذاری بانک ملی ایران در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶
بنیانگذاری بیمه ایران در ۱۵ آبان ۱۳۱۴
جادهسازی، پلسازی و تونل سازی در کشور
بنیانگذاری بانک فلاحتی (بانک کشاورزی) در سال ۱۳۱۲
بنیانگذاری رادیو ایران (نخستین ایستگاه رادیویی ایرانی) در ۱۳۱۸ ، افتتاح در ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹
بنیانگذاری خبرگزاری پارس(نخستین خبرگزاری ایرانی) در سال ۱۳۱۳
بنیانگذاری دانشگاه تهران (نخستین دانشگاه ایرانی در ایران) در سال ۱۳۱۴ آغاز بهره برداری ۱۳۱۶
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی
اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به فرانسه، آلمان و انگلستان (۶۰ تن در سال ۱۳۰۱) (در حالی که خودش تنها یک مسافرت خارج رفت و