Forwarded from Radio Narmak
🔴 نگذارید صدای مبارزین بار دیگر خاموش شود.
🔵 آدرس پی پل برای کمک به مبارزان از سوی هم میهنان برونمرز 🔵
👇
Paypal.me/radionarmak
🔷 پخش مستقیم رادیو نارمک:
http://streaming.live365.com/a99375
🔴 ایمیل جهت ارسال مطلب و خبر:
tamas@radionarmak.com
🔷 ارتباط با ادمین جهت ارسال مطلب و خبر:
@contactradionarmak
@radio_narmak
🔵 آدرس پی پل برای کمک به مبارزان از سوی هم میهنان برونمرز 🔵
👇
Paypal.me/radionarmak
🔷 پخش مستقیم رادیو نارمک:
http://streaming.live365.com/a99375
🔴 ایمیل جهت ارسال مطلب و خبر:
tamas@radionarmak.com
🔷 ارتباط با ادمین جهت ارسال مطلب و خبر:
@contactradionarmak
@radio_narmak
Forwarded from پیوند نگار
🔴 رژیم آخوندی بر سر دوراهی: سرنگونی جنایتکارانه؟
یا سرنگونی کنترل شده؟
عوامل رژیم سالها بر سیاست "النصر بالرعب" تلاش کردند تا با قدرتنمایی و نمایش چهره ایی خشن و جنایتکار و آدمکش از خود، دهانها را بدوزد و زبانها را ببرد.
مردم تحت خفقان، با هر طریق ممکن مخالفتهای خود را با حاکمیت خوفناک ولایت فقیه نشان داده و بارها با اتحادهای تاکتیکی برای رژیم قدرت نمایی کرده و نشان دادند که:
"اگر صد بار بتوانی سرکوب کنی، یک بار ملت پیروز شود، همه شما را مجازات میشوید."
از اول انقلاب منحوس خمینی، گروههای مقاومت تلاش کرده و دست از کار نکشیدند و رژیم با ترور و کشتار و اعدام و حبس و زندان مقابله کرد و با فریب توده ها چند سالی آنها را گرفتار مخدر دین و خرافات کرد.
با پایان دوره رفسنجانی جان مردم برلب آمده و از اعمال حاکمیت به خشم آمده بود. افرادی که یادشان می آید در سالهای آخر دوره رفسنجانی جامعه بشدت رادیکال شده بود و مردم بشدت عصبانی بودند و در زیر پوست شهرها نحوای سرنگونی رژیم شنیده می شد که " اینها کی می خواهند بروند " و امامان جمعه پاسخ می دادند که ایران غنیمت جنگی ما هست و اگر به ناموستان دست درازی نمی کتیم خدا را شکر کنید و از نوبتی بودن حکومت می گفتند که فعلا نوبت ما هست و هنوز نوبتمان تمام نشده است.
اما حامیان گلوبالیسم جمهوری اسلامی در اندیشیده های مختلف با پول جورج سورس برای ماندگاری رژیم برنامه و طرح می ریختند تا دیکتاتوری آخوندی را تحت عتوان "مردم سالاری دینی" ادامه دهند. بهمین دلیل جریان جدیدی تحت عنوان "نواندیشان دینی" را شکل داده و عناصر مزدوری مانند سروش را وارد میدان کردند تا روایتی تازه برای گوشهای خسته مردم از شعارهای انقلابی بخوانند و آرام کنند.
خاتمی تجسم سیاسی این توطئه گلوبالیسم سلطه گران جهانی بود، برای استمرار جمهوری اسلامی که بازی موش و گربه اصلاح طلب و اصولگرا را راه انداخته و با گذاشتن آن پیش پای معترضان بگویند "یا از این راه بروید، یا بمیرید. شما محکوم جمهوری اسلامی هستید. یا ذوب در ولایت شوید، یا پرچم اصلاح بدست گرفته تابع ولی فقبه باشید و دستی در سفره انقلاب داشته باشید و ساکت شوید."
بهرحال تحت فشار خفقان و دیکتاتوری اماله اصلاحات را در جامعه فرو کردند تا درد اصلی را فراموش کنند.
گروهی فریب خوردند. گروهی فرصت را مناسب سهم طلبی دیدند، و بقیه که بخاطر تفرقه بین مردم در اقلیت ماندند مانند اسخوان در گلو مانده تلاش خود را ادامه دادند. اما دیکتانوری دینی همه منفدها را بست. تنها منفذ باقی مانده برای مخالفت با ولایت فقیه استفاده از بازی موش و گربه بود. مردم در این بازی به خاتمی رای دادند، چون خواهان اصلاحات در حکومت بود و اصلاحات به معنای پذیرفتن انحراف و خطا در حاکمیت بود و مردم به او رای سلبی دادند و نه رای ایجابی. یعنی به خاتمی رای دادند که خامنه ایی را رد کنند؛ نه اینکه خاتمی را می شناختند و باور داشتند که کاری می تواند بکند. همانطور که دانشجویان را سرکوب کردند و او هم از سرکوب دفاع کرد.
بعد از هشت سال مردم سیلی اول را به اصلاح طلبان زدند و احمدی نژاد بالا آمد.
در دور دوم مردم برای اینکه نشان دهند بالا آمدن احمدی نژاد نشان رضایت مردم نبود، پشت موسوی و کروبی رفتند و دوباره رهبر را مورد خطاب خشم خود قرار دادند و اولین بار پایه های.قیام مردمی علیه تمامیت رژیم گذاشته شد و مردم از اصلاحات گذشتند و با براندازان همراه شدند. اصلاحطلبان وحست زده عفب نشسته و خود را نوکر و پیرو ولایت فقبه اعلام کردند و بازی موش و گربه آنها عملا در 88 تمام و "جبهه براندازی ملی" شکل گرفت.
یکی از افراد رژیم خصوصی گفت آب زیر پی ساختار رژیم رفته و سنگ زیربنای رژیم تکان خورده است.
آری جنبش 88 جنبشی برانداز بود؛ نه اصلاح طلب و راه براندازی ادامه یافت و روباه بنفش انتخاب شد تا فاصله زمانی تا سقوط رژیم را پر کند. بهمین دلیل جز دورغ و دغل کاری از دستش ساخته نبود و نیست.
در دی ماه 96 با قیام مردم، رژیم بلحاظ مشروعیت عملا سقوط کرد، و جز پوسته ایی سخت و خشن از آن باقی نماند و دو سال اخیر را با ترس هر روزانه از سقوط ساختاری سپری کردند، تا آبان 98 تیر خلاص بر پیکر مرده رژیم فرود آمد.
رژیم از وحست سقوط دست به کشتار مردم زد و اکنون اشکار شده با دستور مستقیم خامنه ای خداقل 1500 تن کشته و هزاران تن در زندانها در حال شکنجه هستند و " 5 دی ماه " وعده ملت ایران برای قیام تا سرنگونی است.
اکنون رژیم بر سر دوراهی است
یا جنایت خود را تکرار و بار خود را سنگین کرده و سرنگون شود؛
یا تسلیم خواست مردم شده و فرآیند سقوط خود را مدیریت کند و به شکلی کنار رود که بتواند یک سری امور را کنترل و با وکیل ملت وارد مذاکره تسلیمی شود؟
بعد از چهل سال ظلم و جنایت، اکنون باید دید رژیم حداقلی از عقلانیت را دارد یا مانند همه دیکتاتورها قربانی حماقت خود خواهد شد؟
یا سرنگونی کنترل شده؟
عوامل رژیم سالها بر سیاست "النصر بالرعب" تلاش کردند تا با قدرتنمایی و نمایش چهره ایی خشن و جنایتکار و آدمکش از خود، دهانها را بدوزد و زبانها را ببرد.
مردم تحت خفقان، با هر طریق ممکن مخالفتهای خود را با حاکمیت خوفناک ولایت فقیه نشان داده و بارها با اتحادهای تاکتیکی برای رژیم قدرت نمایی کرده و نشان دادند که:
"اگر صد بار بتوانی سرکوب کنی، یک بار ملت پیروز شود، همه شما را مجازات میشوید."
از اول انقلاب منحوس خمینی، گروههای مقاومت تلاش کرده و دست از کار نکشیدند و رژیم با ترور و کشتار و اعدام و حبس و زندان مقابله کرد و با فریب توده ها چند سالی آنها را گرفتار مخدر دین و خرافات کرد.
با پایان دوره رفسنجانی جان مردم برلب آمده و از اعمال حاکمیت به خشم آمده بود. افرادی که یادشان می آید در سالهای آخر دوره رفسنجانی جامعه بشدت رادیکال شده بود و مردم بشدت عصبانی بودند و در زیر پوست شهرها نحوای سرنگونی رژیم شنیده می شد که " اینها کی می خواهند بروند " و امامان جمعه پاسخ می دادند که ایران غنیمت جنگی ما هست و اگر به ناموستان دست درازی نمی کتیم خدا را شکر کنید و از نوبتی بودن حکومت می گفتند که فعلا نوبت ما هست و هنوز نوبتمان تمام نشده است.
اما حامیان گلوبالیسم جمهوری اسلامی در اندیشیده های مختلف با پول جورج سورس برای ماندگاری رژیم برنامه و طرح می ریختند تا دیکتاتوری آخوندی را تحت عتوان "مردم سالاری دینی" ادامه دهند. بهمین دلیل جریان جدیدی تحت عنوان "نواندیشان دینی" را شکل داده و عناصر مزدوری مانند سروش را وارد میدان کردند تا روایتی تازه برای گوشهای خسته مردم از شعارهای انقلابی بخوانند و آرام کنند.
خاتمی تجسم سیاسی این توطئه گلوبالیسم سلطه گران جهانی بود، برای استمرار جمهوری اسلامی که بازی موش و گربه اصلاح طلب و اصولگرا را راه انداخته و با گذاشتن آن پیش پای معترضان بگویند "یا از این راه بروید، یا بمیرید. شما محکوم جمهوری اسلامی هستید. یا ذوب در ولایت شوید، یا پرچم اصلاح بدست گرفته تابع ولی فقبه باشید و دستی در سفره انقلاب داشته باشید و ساکت شوید."
بهرحال تحت فشار خفقان و دیکتاتوری اماله اصلاحات را در جامعه فرو کردند تا درد اصلی را فراموش کنند.
گروهی فریب خوردند. گروهی فرصت را مناسب سهم طلبی دیدند، و بقیه که بخاطر تفرقه بین مردم در اقلیت ماندند مانند اسخوان در گلو مانده تلاش خود را ادامه دادند. اما دیکتانوری دینی همه منفدها را بست. تنها منفذ باقی مانده برای مخالفت با ولایت فقیه استفاده از بازی موش و گربه بود. مردم در این بازی به خاتمی رای دادند، چون خواهان اصلاحات در حکومت بود و اصلاحات به معنای پذیرفتن انحراف و خطا در حاکمیت بود و مردم به او رای سلبی دادند و نه رای ایجابی. یعنی به خاتمی رای دادند که خامنه ایی را رد کنند؛ نه اینکه خاتمی را می شناختند و باور داشتند که کاری می تواند بکند. همانطور که دانشجویان را سرکوب کردند و او هم از سرکوب دفاع کرد.
بعد از هشت سال مردم سیلی اول را به اصلاح طلبان زدند و احمدی نژاد بالا آمد.
در دور دوم مردم برای اینکه نشان دهند بالا آمدن احمدی نژاد نشان رضایت مردم نبود، پشت موسوی و کروبی رفتند و دوباره رهبر را مورد خطاب خشم خود قرار دادند و اولین بار پایه های.قیام مردمی علیه تمامیت رژیم گذاشته شد و مردم از اصلاحات گذشتند و با براندازان همراه شدند. اصلاحطلبان وحست زده عفب نشسته و خود را نوکر و پیرو ولایت فقبه اعلام کردند و بازی موش و گربه آنها عملا در 88 تمام و "جبهه براندازی ملی" شکل گرفت.
یکی از افراد رژیم خصوصی گفت آب زیر پی ساختار رژیم رفته و سنگ زیربنای رژیم تکان خورده است.
آری جنبش 88 جنبشی برانداز بود؛ نه اصلاح طلب و راه براندازی ادامه یافت و روباه بنفش انتخاب شد تا فاصله زمانی تا سقوط رژیم را پر کند. بهمین دلیل جز دورغ و دغل کاری از دستش ساخته نبود و نیست.
در دی ماه 96 با قیام مردم، رژیم بلحاظ مشروعیت عملا سقوط کرد، و جز پوسته ایی سخت و خشن از آن باقی نماند و دو سال اخیر را با ترس هر روزانه از سقوط ساختاری سپری کردند، تا آبان 98 تیر خلاص بر پیکر مرده رژیم فرود آمد.
رژیم از وحست سقوط دست به کشتار مردم زد و اکنون اشکار شده با دستور مستقیم خامنه ای خداقل 1500 تن کشته و هزاران تن در زندانها در حال شکنجه هستند و " 5 دی ماه " وعده ملت ایران برای قیام تا سرنگونی است.
اکنون رژیم بر سر دوراهی است
یا جنایت خود را تکرار و بار خود را سنگین کرده و سرنگون شود؛
یا تسلیم خواست مردم شده و فرآیند سقوط خود را مدیریت کند و به شکلی کنار رود که بتواند یک سری امور را کنترل و با وکیل ملت وارد مذاکره تسلیمی شود؟
بعد از چهل سال ظلم و جنایت، اکنون باید دید رژیم حداقلی از عقلانیت را دارد یا مانند همه دیکتاتورها قربانی حماقت خود خواهد شد؟
Telegram
🖇 attach
Forwarded from پیوند نگار
🔴 آذربایجان بپاخیز.
هموطن ادربایجانی، آگاه باشیم فریب توطئه های رژیم فاسد و جنایتکار و اشغالگر آخوندی را نخوریم.
آخوندها از خشم و حق طلبی مردم آذربایجان وحشت دارند و برای فریب آنها سالها فتنه گری کرده و عوامل مزدورشان را بنام هویت طلب جا زده اند تا از احساسات فرهنگی و میهن دوستی مردم آذربایجان سوءاستفاده کرده و آنها را از ملت بزرگ ایران جدا کنند تا با همدستی و اتحاد ملی سرنگون نشوند.
آخوندها از همه عناصری که امکان تفرقه افکنی بین ملت ایران وحود داشته باشد استفاده کرده اند.
علم کردن فتنه مصدق با همدستی عده ایی از بازمانده های توده ایی، نمونه بارزی است.
رژیم، مصدق را در مقابل شاه محق نشان داده و برکناری قانونی او را کودتا اعلام میکند؛ به مقامات آمریکایی رشوه میدهد که ادعا کنند در کودتای موهوم دست داشتند، اما در عمل حتی به آبدارچی نهضت ملی هم اجازه نمیدهند سرکار باشد و رهبران آنها را که حاضر به همکاری با رژیم نباشند می کشند و باقی مانده ها را بعنوان ملعبه دست خود بعنوان اپوزسیون بکار میگیرند.
بهمان شکل، عوامل اطلاعاتی را بعنوان هویت طلب جا زده و از مزدوران شوروی کمونیستی با سرکردگی پیشه وری که برای سلطه روسیه کمونیستی بر آذربایجان و جدا کردن خاک آذرابادگان از ایران به نفع روسیه تلاش میکرد، حمایت می کنند، در حالی که همان خائن بعد از شکست خوردن از ارتش و ملت ایران، به شوروی پناهنده و در آنجا بعنوان مهره سوخته بدرک واصل می شود.
امروز آخوندها و عناصر مزدورشان جنایتهایی که فرقه کثیف و کمونیستی دمکرات در آذربایجان مرتکب شده را پنهان کرده و برای تفرقه افکنی اراجیف می بافند و ارتش ایران را متهم به جنابت می کنند.
آنها تلاش دارند با دادن روایتی مجعول از وقایع تاریخی و با فتنه گری، مردم آذربایجان را با عثمانی ها یکی کنند، چون هر دو از اقوام ترک هستند.
اما تاریخ ثابت کرده است، راه این دو قوم ترک از هم جداست. چنانچه عثمانی ها در دربار خلفای عباسی نوکری می کردند، اما بابک خرمدین سردار دلاور آذربایجانی بعنوان یک ایرانی استقلال طلب، در مقابل سلطه اسلامگرایان قیام کرده و سالها مقاومت کرد و آخر سر جانش را برای استقلال و آزادی آذربایجان و ایران فدا نمود تا بعدها سرداران و دلاورانی مانند ستارخان راه او را در نهضت مشروطه دامه دهند.
تاریخ نشان میدهد مردم آذربایجان بهمراه شاه اسماعیل با عثمانیها جنگیدند و وقتی.عثمانیها بعد از جنگ چالدران به تبریز رسیدند، بمدت دو دهه کشتار کرده و ویرانی نمودند و زمانی که شاه عباس تبریز را آزاد کرد، شهری ویران و مردمی ستم دیده برجای مانده بود.
هرگز عثمانی ها دوستانی برای مردم آذربایجان نبودند و از ابتدای تاریخ، آذرابادگان ایران بوده و تاریخ ایران ریشه در تمدن مانناها و مادها دارد.
ایران و آذربایجان یک معناست و هویت ایرانی و آذربایجانی یکی است. این واقعیتی آشکار در تاریخ است. اما آخوندها با سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" که از استعمار پیر یاد گرفته اند، تلاش میکنند بین مردمان ایرانی تفرقه انداخته و ترک و کرد و لر و لک و عرب و بلوچ و خراسانی و ترکمن و گیلکی و مازندرانی و تهرانی و اصفهانی و کرمانی و شیرازی و ... را دشمن هم کرده و حتی داخل خود اقوام و بین شهرهای آنها هم تفرقه ایجاد می کنند. چنانچه مدتهاست تفرقه بین اردبیل و میاندواب و تبریز را شعله ور میکنند. چنبن اختلافهایی بین شهرهای مختلف ایران ایجاد شده و ریشه آن به عملکردهای ظالمانه رژیم مربوط است، نه اختلاف واقعی بین مردمان شهرها.
رژیم هنگام کشتار مردم هیچ تفاوتی بین آنها نمی گذارد؛ همانطور که از همه مردم شهرهای ایران و خانواده های اقوام مختلف، قربانی جنایت رژیم شده اند. مگر نه این است که رژیم حوانان آذربایجانی که از خقوق قانونی خود مانند تحصیل رایگان و حق آموزش زبان مادری و بهره مندی متناسب از بودجه دفاع و از فساد مسئولان و حیف و میل اموال عمومی خرف زده و در پاسداشت جشنهای ملی و قهرمانان تاریخی و دهها فعالیت مدنی و امور فرهنگی کار می کنند را بازداشت و محازات می کند؟
مگر نه این است که همین رژیم موجب نابودی صنایع و ورشکستگی شرکتها و نابودی پیشه ها و از بین رفتن تجارت و اقتصاد و نظام بانکداری و همچنین تضعیف فرهنگ و هنر اعم از موسیقی و سینما و ادبیات و شعر و ... شده است؟
مگر نه این است که این رژیم با تمام نمادهای فرهنگی اعم از لباسها و آداب و رسوم و جشنهای محلی و ملی مخالفت کرده و همه آثار باستانی ملی و قومی را نابود کرده است؟
ارک علیشاه تبریز نمونه آشکاری است.
زمان ان رسیده برای آزادی ایران اشعالی بدست جنایتکاران اخوندی متحد شده قیام کنیم.
5دی، به یاد فدائیان ایران از همه اقوام میهن دوست، آغاز قیام آزادیخواهی و استقلال طلبانه ایرانی است .
#ایران_متحد
#ایران_را_پس_میگیریم
هموطن ادربایجانی، آگاه باشیم فریب توطئه های رژیم فاسد و جنایتکار و اشغالگر آخوندی را نخوریم.
آخوندها از خشم و حق طلبی مردم آذربایجان وحشت دارند و برای فریب آنها سالها فتنه گری کرده و عوامل مزدورشان را بنام هویت طلب جا زده اند تا از احساسات فرهنگی و میهن دوستی مردم آذربایجان سوءاستفاده کرده و آنها را از ملت بزرگ ایران جدا کنند تا با همدستی و اتحاد ملی سرنگون نشوند.
آخوندها از همه عناصری که امکان تفرقه افکنی بین ملت ایران وحود داشته باشد استفاده کرده اند.
علم کردن فتنه مصدق با همدستی عده ایی از بازمانده های توده ایی، نمونه بارزی است.
رژیم، مصدق را در مقابل شاه محق نشان داده و برکناری قانونی او را کودتا اعلام میکند؛ به مقامات آمریکایی رشوه میدهد که ادعا کنند در کودتای موهوم دست داشتند، اما در عمل حتی به آبدارچی نهضت ملی هم اجازه نمیدهند سرکار باشد و رهبران آنها را که حاضر به همکاری با رژیم نباشند می کشند و باقی مانده ها را بعنوان ملعبه دست خود بعنوان اپوزسیون بکار میگیرند.
بهمان شکل، عوامل اطلاعاتی را بعنوان هویت طلب جا زده و از مزدوران شوروی کمونیستی با سرکردگی پیشه وری که برای سلطه روسیه کمونیستی بر آذربایجان و جدا کردن خاک آذرابادگان از ایران به نفع روسیه تلاش میکرد، حمایت می کنند، در حالی که همان خائن بعد از شکست خوردن از ارتش و ملت ایران، به شوروی پناهنده و در آنجا بعنوان مهره سوخته بدرک واصل می شود.
امروز آخوندها و عناصر مزدورشان جنایتهایی که فرقه کثیف و کمونیستی دمکرات در آذربایجان مرتکب شده را پنهان کرده و برای تفرقه افکنی اراجیف می بافند و ارتش ایران را متهم به جنابت می کنند.
آنها تلاش دارند با دادن روایتی مجعول از وقایع تاریخی و با فتنه گری، مردم آذربایجان را با عثمانی ها یکی کنند، چون هر دو از اقوام ترک هستند.
اما تاریخ ثابت کرده است، راه این دو قوم ترک از هم جداست. چنانچه عثمانی ها در دربار خلفای عباسی نوکری می کردند، اما بابک خرمدین سردار دلاور آذربایجانی بعنوان یک ایرانی استقلال طلب، در مقابل سلطه اسلامگرایان قیام کرده و سالها مقاومت کرد و آخر سر جانش را برای استقلال و آزادی آذربایجان و ایران فدا نمود تا بعدها سرداران و دلاورانی مانند ستارخان راه او را در نهضت مشروطه دامه دهند.
تاریخ نشان میدهد مردم آذربایجان بهمراه شاه اسماعیل با عثمانیها جنگیدند و وقتی.عثمانیها بعد از جنگ چالدران به تبریز رسیدند، بمدت دو دهه کشتار کرده و ویرانی نمودند و زمانی که شاه عباس تبریز را آزاد کرد، شهری ویران و مردمی ستم دیده برجای مانده بود.
هرگز عثمانی ها دوستانی برای مردم آذربایجان نبودند و از ابتدای تاریخ، آذرابادگان ایران بوده و تاریخ ایران ریشه در تمدن مانناها و مادها دارد.
ایران و آذربایجان یک معناست و هویت ایرانی و آذربایجانی یکی است. این واقعیتی آشکار در تاریخ است. اما آخوندها با سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" که از استعمار پیر یاد گرفته اند، تلاش میکنند بین مردمان ایرانی تفرقه انداخته و ترک و کرد و لر و لک و عرب و بلوچ و خراسانی و ترکمن و گیلکی و مازندرانی و تهرانی و اصفهانی و کرمانی و شیرازی و ... را دشمن هم کرده و حتی داخل خود اقوام و بین شهرهای آنها هم تفرقه ایجاد می کنند. چنانچه مدتهاست تفرقه بین اردبیل و میاندواب و تبریز را شعله ور میکنند. چنبن اختلافهایی بین شهرهای مختلف ایران ایجاد شده و ریشه آن به عملکردهای ظالمانه رژیم مربوط است، نه اختلاف واقعی بین مردمان شهرها.
رژیم هنگام کشتار مردم هیچ تفاوتی بین آنها نمی گذارد؛ همانطور که از همه مردم شهرهای ایران و خانواده های اقوام مختلف، قربانی جنایت رژیم شده اند. مگر نه این است که رژیم حوانان آذربایجانی که از خقوق قانونی خود مانند تحصیل رایگان و حق آموزش زبان مادری و بهره مندی متناسب از بودجه دفاع و از فساد مسئولان و حیف و میل اموال عمومی خرف زده و در پاسداشت جشنهای ملی و قهرمانان تاریخی و دهها فعالیت مدنی و امور فرهنگی کار می کنند را بازداشت و محازات می کند؟
مگر نه این است که همین رژیم موجب نابودی صنایع و ورشکستگی شرکتها و نابودی پیشه ها و از بین رفتن تجارت و اقتصاد و نظام بانکداری و همچنین تضعیف فرهنگ و هنر اعم از موسیقی و سینما و ادبیات و شعر و ... شده است؟
مگر نه این است که این رژیم با تمام نمادهای فرهنگی اعم از لباسها و آداب و رسوم و جشنهای محلی و ملی مخالفت کرده و همه آثار باستانی ملی و قومی را نابود کرده است؟
ارک علیشاه تبریز نمونه آشکاری است.
زمان ان رسیده برای آزادی ایران اشعالی بدست جنایتکاران اخوندی متحد شده قیام کنیم.
5دی، به یاد فدائیان ایران از همه اقوام میهن دوست، آغاز قیام آزادیخواهی و استقلال طلبانه ایرانی است .
#ایران_متحد
#ایران_را_پس_میگیریم
Telegram
🖇 attach
Forwarded from اتچ بات
🔴 آیا مبارزه مسلحانه راهکار مناسبی برای برانداری رژیم هست؟
وقتی ملتی براندازی یک رژیم دیکتاتوری را برگزید، باید روشی موثر را با توجه به هدف انتخاب کند. فارغ از احساسات و هیجانات و امیدها و ترسها و سختی و آسانی روشها، صرفا با توجه به نتیجه حاصله، باید خردمندانه و با نگاهی مدیریتی در مورد آن اندیشه کرد.
روشهای متنوعی برای مبارزه وجود دارد. اینجا مبارزه مسلحانه و بعدا روشهای دیگر را بررسی میکنیم .
برای جنگ نظامی، اولین ملاحطه مهم مطالعه موازنه قدرت و برآورد توانایی حاکمیت و مبارزان در امکان ایجاد توازن و سپس برتری قدرت نظامی بر رژیم هست.
در جنگ مسلحانه، عوامل انسانی، تسلیحاتی، پشتیبانی و حمایت سیاسی نیروهای داخلی و خارجی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
براحتی میتوان متوجه شد رژیم از نیروی انسانی آموزش دیده و سازمان یافته و مجهز به تجهیزات کامل برای پیشبرد یک جنگ شهری برخوردار بوده و علاوه بر آن از نیروی اطلاعاتی و امنیتی زبده و مجهز به امکانات پیشرفته برای تعقیب و بازداشت مبارزان بهره میبرد؛ و با تسلط بر اقتصاد کشور و داشتن روابط بین المللی و متحدانی که با آنها همکاری میکند، امکان برخوردای از امکانات مالی وسیع را دارد و در امکان استفاده از مشاوره و تجربه های نظامی دیگران نیز دست بازتری دارد.
در مقابل نیروهای مردمی که شاید با در نظر گرفتن پتانسیل مشارکت عمومی، بلحاط نیروی انسانی بر آمار نیروی دولتی برتری پیدا کنند؛ ولی این جمعیت آموزش کافی و سازماندهی ندارند و بصورت پراکنده و در نهایت گروههای متفرق گسترده در سطح شهرها خواهند بود. همچنین بلحاظ تسلیحات و تجهیزات و لجستیک بشدت ضعیف بوده و بصورت خودتجهیری خواهد بود، و در بهترین حالت هرکس سلاحی در حد توان خود بدست خواهد آورد، که امکان تعیبن تاکتیک جنگی موثر متحد برای آنها بر اساس کیفیت تسلیحاتی وجود نخواهد داشت. در عین حال از توان مالی و حمایت اقتصادی موثری که در موقع ضرورت در اختیار باشد برخوردار نخواهد بود.
از طرفی از آنجا که این نیرو مردمی و غیر رسمی خواهد بود، پشتیبانی و حمایت سیاسی جهانی را نخواهد داشت، و حتی رژیم می تواند در مجامع بین المللی آن را به تروریسم محکوم کند.
اما ملاحظه دوم این است که مبارزه مسلحانه چه دست آوردهایی میتواند داشته باشد و آیا ارزش صرف هزینه را دارد؟
آنچه از مبارزه مسلحانه بعنوان دست آورد میتوان براورو کرد اینکه:
☆ احتمال سقوط رژیم با مبارزه مسلحانه در خوشبینانه ترین حالت را 50% میتوان در نظر گرفت.
☆ در صورت رسیدن به پیروزی نظامی و سقوط نظامی رژیم، از آنجا که پیش فضای پیروزی، نظامی خواهد بود، و طبعا یک عده از گروههای مسلح سازماندهی قویتری نسبت به بقیه خواهد داشت، لذا بعد از پیروزی به قاعده سلطه نظامی بر کشور حاکمیت پیدا خواهد کرد. در این صورت احتمال تشکیل دولتی دمکراتیک زیر 50% خواهد بود.
☆ در این شرایط، گروههای متنوع مسلح شکل خواهد گرفت، که هرکدام اهداف متفرقه ایی خواهند داشت، و این امر موجب گسترش منازعات بین این گروه ها و بروز جنگهای فرقه ایی و قومی و مذهبی ... خواهد شد، که مشخص نیست به کجا بیانجامد.
☆ در چنین فضایی احتمال امکان تشکیل دولت ملی مرکزی مقتدر بسیار اندک خواهد بود، و در فضای هرج و مرج و خلاء قدرت مرکزی ملی، امکان چندپاره شدن کشور و شکل گیری گروه های نظامی سلطه جوی منطقه ایی با حمایتهای همه جانبه صاحبان قدرت و ثروت جهانگرایان که مترصد تجزیه کشور هستند وجود دارد.
☆ جنگ نظامی ممکن است با شلیک یک اسلحه کمری شروع شود، اما مشخص نمیشود سطح درگیری تا کجا پیش میرود و چه نیروهایی وارد منازعه می شوند. لذا امکان ویرانی بیشتر کشور وجود داشته و شهرها و زیرساختهای موجود و نظم و قانون از بین رفته و هرج و مرج و ناامنی افزایش یافته و موجب مهاجرتهای اجباری هرچه ببشتر هموطنان و توسعه فقر و فلاکت برای باقی مانده ها و کشتار بیشتر مردم خواهد شد.
☆ در نهایت اگر دولتی هم تشکیل شده و شرایط را مهار کند، یک حاکمیت متکی بر قدرت نظامی برتر بوده، و دست به سرکوب خشونت آمیز زده و همه گروه ها را منکوب میکند تا حاکمیت و نظم را برقرار کند، و امکان تشکیل یک حکومت نظامی بالا میرود که احتمالا افرادی از ارتش و سپاه پاسداران امروز با ماهیت و شکلی دیگرگون بوده و یا یک گروه نظامی جدید ظهور و بر کشور غالب می شود.
☆ لذا باتوجه به اینکه هدف اصلی قیام، سرنگونی رژیم و مقابله و حدف اثرات توطئه گلوبالیسم که نابودی زیرساختهای ایران و بی ثباتی خاورمیانه با گسترش جنگ و برقراری.سکولار دمکراسی میباشد، عملی نشده و برعکس ناخواسته هیزم به آتش آنها ریخته و توطئه آنها را با گسترش جنگهای متعدد در اشکال مختلف عملی میکنیم، که در واقع به شکستی راهبردی منجر شده و با دست خود دشمن را پیروز می کنیم.
وقتی ملتی براندازی یک رژیم دیکتاتوری را برگزید، باید روشی موثر را با توجه به هدف انتخاب کند. فارغ از احساسات و هیجانات و امیدها و ترسها و سختی و آسانی روشها، صرفا با توجه به نتیجه حاصله، باید خردمندانه و با نگاهی مدیریتی در مورد آن اندیشه کرد.
روشهای متنوعی برای مبارزه وجود دارد. اینجا مبارزه مسلحانه و بعدا روشهای دیگر را بررسی میکنیم .
برای جنگ نظامی، اولین ملاحطه مهم مطالعه موازنه قدرت و برآورد توانایی حاکمیت و مبارزان در امکان ایجاد توازن و سپس برتری قدرت نظامی بر رژیم هست.
در جنگ مسلحانه، عوامل انسانی، تسلیحاتی، پشتیبانی و حمایت سیاسی نیروهای داخلی و خارجی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
براحتی میتوان متوجه شد رژیم از نیروی انسانی آموزش دیده و سازمان یافته و مجهز به تجهیزات کامل برای پیشبرد یک جنگ شهری برخوردار بوده و علاوه بر آن از نیروی اطلاعاتی و امنیتی زبده و مجهز به امکانات پیشرفته برای تعقیب و بازداشت مبارزان بهره میبرد؛ و با تسلط بر اقتصاد کشور و داشتن روابط بین المللی و متحدانی که با آنها همکاری میکند، امکان برخوردای از امکانات مالی وسیع را دارد و در امکان استفاده از مشاوره و تجربه های نظامی دیگران نیز دست بازتری دارد.
در مقابل نیروهای مردمی که شاید با در نظر گرفتن پتانسیل مشارکت عمومی، بلحاط نیروی انسانی بر آمار نیروی دولتی برتری پیدا کنند؛ ولی این جمعیت آموزش کافی و سازماندهی ندارند و بصورت پراکنده و در نهایت گروههای متفرق گسترده در سطح شهرها خواهند بود. همچنین بلحاظ تسلیحات و تجهیزات و لجستیک بشدت ضعیف بوده و بصورت خودتجهیری خواهد بود، و در بهترین حالت هرکس سلاحی در حد توان خود بدست خواهد آورد، که امکان تعیبن تاکتیک جنگی موثر متحد برای آنها بر اساس کیفیت تسلیحاتی وجود نخواهد داشت. در عین حال از توان مالی و حمایت اقتصادی موثری که در موقع ضرورت در اختیار باشد برخوردار نخواهد بود.
از طرفی از آنجا که این نیرو مردمی و غیر رسمی خواهد بود، پشتیبانی و حمایت سیاسی جهانی را نخواهد داشت، و حتی رژیم می تواند در مجامع بین المللی آن را به تروریسم محکوم کند.
اما ملاحظه دوم این است که مبارزه مسلحانه چه دست آوردهایی میتواند داشته باشد و آیا ارزش صرف هزینه را دارد؟
آنچه از مبارزه مسلحانه بعنوان دست آورد میتوان براورو کرد اینکه:
☆ احتمال سقوط رژیم با مبارزه مسلحانه در خوشبینانه ترین حالت را 50% میتوان در نظر گرفت.
☆ در صورت رسیدن به پیروزی نظامی و سقوط نظامی رژیم، از آنجا که پیش فضای پیروزی، نظامی خواهد بود، و طبعا یک عده از گروههای مسلح سازماندهی قویتری نسبت به بقیه خواهد داشت، لذا بعد از پیروزی به قاعده سلطه نظامی بر کشور حاکمیت پیدا خواهد کرد. در این صورت احتمال تشکیل دولتی دمکراتیک زیر 50% خواهد بود.
☆ در این شرایط، گروههای متنوع مسلح شکل خواهد گرفت، که هرکدام اهداف متفرقه ایی خواهند داشت، و این امر موجب گسترش منازعات بین این گروه ها و بروز جنگهای فرقه ایی و قومی و مذهبی ... خواهد شد، که مشخص نیست به کجا بیانجامد.
☆ در چنین فضایی احتمال امکان تشکیل دولت ملی مرکزی مقتدر بسیار اندک خواهد بود، و در فضای هرج و مرج و خلاء قدرت مرکزی ملی، امکان چندپاره شدن کشور و شکل گیری گروه های نظامی سلطه جوی منطقه ایی با حمایتهای همه جانبه صاحبان قدرت و ثروت جهانگرایان که مترصد تجزیه کشور هستند وجود دارد.
☆ جنگ نظامی ممکن است با شلیک یک اسلحه کمری شروع شود، اما مشخص نمیشود سطح درگیری تا کجا پیش میرود و چه نیروهایی وارد منازعه می شوند. لذا امکان ویرانی بیشتر کشور وجود داشته و شهرها و زیرساختهای موجود و نظم و قانون از بین رفته و هرج و مرج و ناامنی افزایش یافته و موجب مهاجرتهای اجباری هرچه ببشتر هموطنان و توسعه فقر و فلاکت برای باقی مانده ها و کشتار بیشتر مردم خواهد شد.
☆ در نهایت اگر دولتی هم تشکیل شده و شرایط را مهار کند، یک حاکمیت متکی بر قدرت نظامی برتر بوده، و دست به سرکوب خشونت آمیز زده و همه گروه ها را منکوب میکند تا حاکمیت و نظم را برقرار کند، و امکان تشکیل یک حکومت نظامی بالا میرود که احتمالا افرادی از ارتش و سپاه پاسداران امروز با ماهیت و شکلی دیگرگون بوده و یا یک گروه نظامی جدید ظهور و بر کشور غالب می شود.
☆ لذا باتوجه به اینکه هدف اصلی قیام، سرنگونی رژیم و مقابله و حدف اثرات توطئه گلوبالیسم که نابودی زیرساختهای ایران و بی ثباتی خاورمیانه با گسترش جنگ و برقراری.سکولار دمکراسی میباشد، عملی نشده و برعکس ناخواسته هیزم به آتش آنها ریخته و توطئه آنها را با گسترش جنگهای متعدد در اشکال مختلف عملی میکنیم، که در واقع به شکستی راهبردی منجر شده و با دست خود دشمن را پیروز می کنیم.
Telegram
attach 📎
Forwarded from پیوند نگار
🔴 آیا "نافرمانی مدنی با عدم خشونت" راهکار مفیدی برای براندازی دیکتاتوری ایران است ؟
نافرمانی شگرد مبارزاتی است که امکان عملی حاکمیت را از حاکم سلب میکند. چرا که حاکم زمانی میتواند حکومت کند که حکمش پدیرفته و اجرایی شود و زمانی که مردم بصورت متحد حکم او را بی اثر کنند عملا حاکم از جایگاهش ساقط میشود و مشروعیتش از بین رفته موجب سقوط اک می شود. همه تکنیکهای نافرمانی در این راستاست که هرچه حاکم میخواهد عملی شود، انجام نشود، و هرچه حاکم نمیخواهد، انجام گیرد. همکاری در عرصه های مختلف با حاکم قطع، و سازمانهای حکومتی تحریم و کلیت حکومت مورد بایکوت ملی قرار گیرد. باورمندان این شیوه به رفتار مدنی تاکید و از اقدام به خشونت منع میکنند.
فلسفه عدم خشونت در باورهای دین باستانی هندوان ریشه دارد و بعنوان "اهیمسا" شناخته می شود . براین اساس هندوان از هرگونه آزاری به نبات و حیوان و انسان خودداری میکنند و برخی از روحانیون آنها هنگام راه رفتن با جارویی زیر پای خود را میروبند، مبادا حشره ایی زیر پایشان ناخواسته آزار ببیند. این فلسفه دینی و ارزش اخلاقی هندوان، توسط مهاتماگاندی در جریان جنبش استقلال طلبی هند، بعنوان ابزار سیاسی مطرح شد. البته بگوئیم زمانی که افسر انگلیسی در میدان معروف، مردم هند را مورد کشتار قرار داد، گاندی اعلام کرد اگر اینگلیس به کشتار ملت هند ادامه دهد، ملت برای دفاع از خود اقدام خواهد کرد، چرا که حق دفاع از خود برای هر کسی مسلم است. با این حال رفتار استعمار اینگلیس طوری نشد که گاندی از روش عدم خشونت دست بردارد و با همان روش و متحد کردن توده ها و انجام اعتصابات و اعتراضات و نجمعات و عدم همکاری با استعمارگران، استقلال هند را عملی کرد و بعدها شیوه مبارزه او برای ساقط کردن دیکتاتورها بکار رفت .
حال آیا این روش در ایران به همان شکل سنتی پاسخگوی نیاز برانداری هست؟
این روش نیاز به اتحاد فعال و مشارکت همه اقشار ملت دارد.
می دانیم در ایران اولا حاکمیت حداقل 10تا 15% طرفدار دارد که بخشی از آن از طبقه حاکمه هستند. و از طرفی بخش بزرگی از جامعه در وضعیت انفعال بوده و بخاطر مشکلات متعددی که دارند، کمتر به مسائل مبارزاتی توجه دارند. ما این گروه را "اکثریت خاموش" می نامیم که شاید تقریبا 50%جامعه باشند. این گروه با اینکه مخالف حاکمیت هست، اما فعلا اراده ایی برای اقدام علیه حکومت ندارند.
در نتیجه باقیمانده جمعیت که 35تا 40% جامعه است بشکل فعال در مقابل رژیم قرار گرفته اند و البته بلحاظ فکری بین این گروه نیز تفاوتهایی وجود دارد، بهمین دلیل بندرت بتوانند بشکلی موثر بصورت استراتژیکی متحد شوند و این پاشنه آشیل حاکمیت اقلیت بر اکثریت است.
از طرفی، در وقایعی که اتفاق می افتد و مردم معترض دست به اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی میزنند، حکومت بشدت سرکوب و مجازات می کند، و با بیرحمی و قساوت هرچه تمامتر دست به کشتار و حبس و شکنجه مردم میزند. اصولا روش اساسی حکومت "النصربالرعب" است و برای حفظ رعب تنها به تبلیغات دروغین برای گنده کردن توان نظامی و امنیتی خود تکیه نمیکند، بلکه واقعا دست به جنایت میزند و آخرین مورد آن را در آبان 98 دیدیم که در سه روز بیش از 1000تن را کشته و هزاران تن را بازداشت و شکنجه و در زندانها کشته و میکشد و این جنایت همچنان ادامه دارد و هواداران رژیم با حجامت خواندن آن، ضمن تحقیر خون جاویدنامان، بر آن مهر تایید زده و تازه کشتار 1000تن را درخد نیشتر حجامت تلقی کرده و پیام میدهد که می توانیم حتی جراحی و قتل عام گسترده بکنیم.
با این بررسی ساده به این نتیجه میرسیم که ضمن اینکه نافرمانی مدنی بشدت رژیم را تحت تاثیر قرار داده و وادار به واکنش می کند، و مشخصا روند وقایع به سمت پیشگامان مبارزه هست و هر روز از جمعیت هواداران رژیم کاهش، و از اکثریت خاموش به جمعیت پیشگامان فعال مبارزه اضافه میشود و بزودی جمعیت مخالفان فعال در میدان از مرز 50% خواهد گذشت که برای سرنگونی رژیم با کمتر از 10% پشتوانه اجتماعی کافی است؛ اما روش "عدم خشونت" نمیتواند در مقابل حکومتی جنایتکار که ابایی از نسل کشی ندارد، نمی تواند موثر واقع شود، و باید در این زمینه شیوه هوشمندانه و موثری را مورد توجه قرار داد که تحت عنوان روش " خشونت پرهیز" هست.
قبلا نشان دادیم مبارزه مسلحانه راهکار مفیدی نیست و عدم خشونت نیز نمی تواند کاری از پیش ببرد، لذا در پستی دیگر روش "نافرمانی مدنی خشونت پرهیز" را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهیم .
نافرمانی شگرد مبارزاتی است که امکان عملی حاکمیت را از حاکم سلب میکند. چرا که حاکم زمانی میتواند حکومت کند که حکمش پدیرفته و اجرایی شود و زمانی که مردم بصورت متحد حکم او را بی اثر کنند عملا حاکم از جایگاهش ساقط میشود و مشروعیتش از بین رفته موجب سقوط اک می شود. همه تکنیکهای نافرمانی در این راستاست که هرچه حاکم میخواهد عملی شود، انجام نشود، و هرچه حاکم نمیخواهد، انجام گیرد. همکاری در عرصه های مختلف با حاکم قطع، و سازمانهای حکومتی تحریم و کلیت حکومت مورد بایکوت ملی قرار گیرد. باورمندان این شیوه به رفتار مدنی تاکید و از اقدام به خشونت منع میکنند.
فلسفه عدم خشونت در باورهای دین باستانی هندوان ریشه دارد و بعنوان "اهیمسا" شناخته می شود . براین اساس هندوان از هرگونه آزاری به نبات و حیوان و انسان خودداری میکنند و برخی از روحانیون آنها هنگام راه رفتن با جارویی زیر پای خود را میروبند، مبادا حشره ایی زیر پایشان ناخواسته آزار ببیند. این فلسفه دینی و ارزش اخلاقی هندوان، توسط مهاتماگاندی در جریان جنبش استقلال طلبی هند، بعنوان ابزار سیاسی مطرح شد. البته بگوئیم زمانی که افسر انگلیسی در میدان معروف، مردم هند را مورد کشتار قرار داد، گاندی اعلام کرد اگر اینگلیس به کشتار ملت هند ادامه دهد، ملت برای دفاع از خود اقدام خواهد کرد، چرا که حق دفاع از خود برای هر کسی مسلم است. با این حال رفتار استعمار اینگلیس طوری نشد که گاندی از روش عدم خشونت دست بردارد و با همان روش و متحد کردن توده ها و انجام اعتصابات و اعتراضات و نجمعات و عدم همکاری با استعمارگران، استقلال هند را عملی کرد و بعدها شیوه مبارزه او برای ساقط کردن دیکتاتورها بکار رفت .
حال آیا این روش در ایران به همان شکل سنتی پاسخگوی نیاز برانداری هست؟
این روش نیاز به اتحاد فعال و مشارکت همه اقشار ملت دارد.
می دانیم در ایران اولا حاکمیت حداقل 10تا 15% طرفدار دارد که بخشی از آن از طبقه حاکمه هستند. و از طرفی بخش بزرگی از جامعه در وضعیت انفعال بوده و بخاطر مشکلات متعددی که دارند، کمتر به مسائل مبارزاتی توجه دارند. ما این گروه را "اکثریت خاموش" می نامیم که شاید تقریبا 50%جامعه باشند. این گروه با اینکه مخالف حاکمیت هست، اما فعلا اراده ایی برای اقدام علیه حکومت ندارند.
در نتیجه باقیمانده جمعیت که 35تا 40% جامعه است بشکل فعال در مقابل رژیم قرار گرفته اند و البته بلحاظ فکری بین این گروه نیز تفاوتهایی وجود دارد، بهمین دلیل بندرت بتوانند بشکلی موثر بصورت استراتژیکی متحد شوند و این پاشنه آشیل حاکمیت اقلیت بر اکثریت است.
از طرفی، در وقایعی که اتفاق می افتد و مردم معترض دست به اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی میزنند، حکومت بشدت سرکوب و مجازات می کند، و با بیرحمی و قساوت هرچه تمامتر دست به کشتار و حبس و شکنجه مردم میزند. اصولا روش اساسی حکومت "النصربالرعب" است و برای حفظ رعب تنها به تبلیغات دروغین برای گنده کردن توان نظامی و امنیتی خود تکیه نمیکند، بلکه واقعا دست به جنایت میزند و آخرین مورد آن را در آبان 98 دیدیم که در سه روز بیش از 1000تن را کشته و هزاران تن را بازداشت و شکنجه و در زندانها کشته و میکشد و این جنایت همچنان ادامه دارد و هواداران رژیم با حجامت خواندن آن، ضمن تحقیر خون جاویدنامان، بر آن مهر تایید زده و تازه کشتار 1000تن را درخد نیشتر حجامت تلقی کرده و پیام میدهد که می توانیم حتی جراحی و قتل عام گسترده بکنیم.
با این بررسی ساده به این نتیجه میرسیم که ضمن اینکه نافرمانی مدنی بشدت رژیم را تحت تاثیر قرار داده و وادار به واکنش می کند، و مشخصا روند وقایع به سمت پیشگامان مبارزه هست و هر روز از جمعیت هواداران رژیم کاهش، و از اکثریت خاموش به جمعیت پیشگامان فعال مبارزه اضافه میشود و بزودی جمعیت مخالفان فعال در میدان از مرز 50% خواهد گذشت که برای سرنگونی رژیم با کمتر از 10% پشتوانه اجتماعی کافی است؛ اما روش "عدم خشونت" نمیتواند در مقابل حکومتی جنایتکار که ابایی از نسل کشی ندارد، نمی تواند موثر واقع شود، و باید در این زمینه شیوه هوشمندانه و موثری را مورد توجه قرار داد که تحت عنوان روش " خشونت پرهیز" هست.
قبلا نشان دادیم مبارزه مسلحانه راهکار مفیدی نیست و عدم خشونت نیز نمی تواند کاری از پیش ببرد، لذا در پستی دیگر روش "نافرمانی مدنی خشونت پرهیز" را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهیم .
Telegram
🖇 attach
Forwarded from پیوند نگار
🔴 استراتژی مفید برای مبارزه براندازانه با جمهوری اسلامی
⭕️ نافرمانی مدنی خشونت پرهیز .
هر مبارزه براندازانه ایی بلحاظ عملکردی یکی از دو روش را می تواند برگزیند.
یکی مبارزه قهرآمیز خشونت بار مسلحانه است و دیگری مبارزه مسالمت آمیز نافرمانی مدنی عدم خشونت .
در دو مطلبی که قبلا ارائه دادیم، طی واکاوی شرایط موجود و اهداف قیام، نشان دادیم نه مبارزه قهرآلود مسلحانه می تواند مبارزه ملت ایران را به ثمر برساند، و نه روش مطلقا مسالمت آمیز نافرمانی مدنی بدون خشونت قادر است در مقابل رژیمی ستمگر و خونخوار که از کشتار مردم ابایی ندارد، و جوانان شستشوی مغزی شده ی آن بعد از کشتار هم سن و سالان معترض خود در کف خیابان، در فضای مجازی به عمل خود افتخار می کند و مدعی می شود با کشتن مردم نظام مورد نظرش را تثبیت کرده است و بقیه را هم تکه تکه می کند. وزیر کشور آن در مقابل این سوال که چرا مستقیم به مغز جوانان شلیک شده، می گوید قبلا به پای عده ایی دیگر شلیک شده بود؛ و رییس قوه قضاییه آن با شنیدن این اظهارات می گوید افراد مشکوک مردم را کشته اند و در حال شناسایی هستیم و سخنگوی آن می گوید دشمنان کشته سازی می کنند؛ و نیروهای امنیتی آن که کشتار را سازماندهی کرده اند، آن را به دوش توطئه های خارجی و آمریکا می گذارد و رهبرش معترضان را به شرارت متهم می کند و رئیس جمهورش به معترضان اغتشاشگر لقب می دهد آنها را تهدید می کند .
لذا باید راه کاری پیدا کرد که بتوان در مقابل چنین رژیمی جنایت پیشه، کار مبارزه را پیش برده و به پیروزی رسید .
در مورد اقدامات نافرماتی مدنی گفتیم که موثر می باشد و تا آنجا می تواند مشروعیت و موجودیت رژیم را به خطر بیاندازد که به وحشت افتاده و دست به قتل و جنایت میزند، تا مانع گسترش اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم باشد.
لذا روشن است جنایتهای رژیم با این هدف انجام می شود که اکثریت جامعه را به وحشت انداخته و مانع پیوستن آنها به معترضان شود . پس در اینکه قسمت اصلی استراتژی مبارزه و پایه اصلی آن نافرمانی است شکی نبست . اما در بخش دوم آن یعنی عدم خشونت، مشاهده می شود که رژیم از قماشی نیست که به عدم خشونت اهمیتی بدهد، و تابع هیچ ارزش انسانی نیست. لذا نمی شود از مردم انتظار داشت دست بسته به مقابل جوخه اعدام چنین رژیم خونخواری بروند. بهمین دلیل حق دفاع متناسب برای آنها هم بلحاظ عقلی و هم بلحاظ حقوقی و هم بلحاظ ماهیت مبارزات نافرمانی مدنی امری پذیرفته هست و مردم از طرفی حق دارند با اعتراضات مسالمت آمیز نقش خود را در تعیین سرنوشت خود اعمال کنند، و هر گروه و سیستم و حکومتی را که شایسته ندانند کنار زده و هر سیستم و حکومتی را که صلاح میدانند با روشی مدنی و دمکراتیک تعیبن کنند؛ و هم حق دارند در این روند هر گروه و جریانی که مردم را مورد هجمه و حمله قرار دادند با او رفتار مقابله به مثل کرده و دفاع مشروع بکنند.
این آن روش موثر و ممکن است که به آن "نافرنانی مدنی خشونت پرهیز " می گوییم . به این معنا که روش مبارزه با الویت اقدامات نافرمانی مدنی است و هرگز ابتدا به ساکن دست به خشونت نمی زند و اگر احیانا افرادی این اقدام را انحام دهند خارج از چارچوب استراتژی قیام بوده و اقدام حمله خشونت بار برای قیام پذیرفته نیست. اما در مقابل هر تهاجمی از خود دفاع متناسب و دادگرانه می کند.
طبیعی است بخشی از دفاع در کف خیابان انجام می شود . بخشی خارج از کف خیابان که قسمتی بعد از اقدامات تهاجمی و صدمه زدن عناصر رژیم به مردم که در این بخش تا حد مورد نیاز برای تاثیر در کاهش سطح خشونت، مهاجمان باید مجازات شوند و قسمت دیگر نیز قبل از شروع اعتراضات و بعنوان اقدامات آماده سازی و پیشگیرانه از بروز خشونت بیشتر انجام می شود .
در هر حال هیچ عملی که سطح خشونت را افزایش دهد نباید انجام گیرد و همه اقدامات در این زمینه با این هدف انجام می شود که سطح خشونت و هزینه تغییر را کاهش و فضای امنی برای حضور مردم برای مشارکت در اعتراضات و اعلام نظرش را فراهم کند . تنها با عمل منطقی است که میشود رژیم را متقاعد کرد باید برای کاهش خشونت و هرینه فضا را آرام کرده و دست از خشونت بکشد و به مدار رفتار منطقی برگشته و رویه خود را در رابطه با معترضان تغییر دهد .
در مطلب بعدی روشها و ساختارهای مورد نیاز اجرای استراتژی خشونت پرهیز یا دفاع متناسب را بیان می کنیم .
⭕️ نافرمانی مدنی خشونت پرهیز .
هر مبارزه براندازانه ایی بلحاظ عملکردی یکی از دو روش را می تواند برگزیند.
یکی مبارزه قهرآمیز خشونت بار مسلحانه است و دیگری مبارزه مسالمت آمیز نافرمانی مدنی عدم خشونت .
در دو مطلبی که قبلا ارائه دادیم، طی واکاوی شرایط موجود و اهداف قیام، نشان دادیم نه مبارزه قهرآلود مسلحانه می تواند مبارزه ملت ایران را به ثمر برساند، و نه روش مطلقا مسالمت آمیز نافرمانی مدنی بدون خشونت قادر است در مقابل رژیمی ستمگر و خونخوار که از کشتار مردم ابایی ندارد، و جوانان شستشوی مغزی شده ی آن بعد از کشتار هم سن و سالان معترض خود در کف خیابان، در فضای مجازی به عمل خود افتخار می کند و مدعی می شود با کشتن مردم نظام مورد نظرش را تثبیت کرده است و بقیه را هم تکه تکه می کند. وزیر کشور آن در مقابل این سوال که چرا مستقیم به مغز جوانان شلیک شده، می گوید قبلا به پای عده ایی دیگر شلیک شده بود؛ و رییس قوه قضاییه آن با شنیدن این اظهارات می گوید افراد مشکوک مردم را کشته اند و در حال شناسایی هستیم و سخنگوی آن می گوید دشمنان کشته سازی می کنند؛ و نیروهای امنیتی آن که کشتار را سازماندهی کرده اند، آن را به دوش توطئه های خارجی و آمریکا می گذارد و رهبرش معترضان را به شرارت متهم می کند و رئیس جمهورش به معترضان اغتشاشگر لقب می دهد آنها را تهدید می کند .
لذا باید راه کاری پیدا کرد که بتوان در مقابل چنین رژیمی جنایت پیشه، کار مبارزه را پیش برده و به پیروزی رسید .
در مورد اقدامات نافرماتی مدنی گفتیم که موثر می باشد و تا آنجا می تواند مشروعیت و موجودیت رژیم را به خطر بیاندازد که به وحشت افتاده و دست به قتل و جنایت میزند، تا مانع گسترش اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم باشد.
لذا روشن است جنایتهای رژیم با این هدف انجام می شود که اکثریت جامعه را به وحشت انداخته و مانع پیوستن آنها به معترضان شود . پس در اینکه قسمت اصلی استراتژی مبارزه و پایه اصلی آن نافرمانی است شکی نبست . اما در بخش دوم آن یعنی عدم خشونت، مشاهده می شود که رژیم از قماشی نیست که به عدم خشونت اهمیتی بدهد، و تابع هیچ ارزش انسانی نیست. لذا نمی شود از مردم انتظار داشت دست بسته به مقابل جوخه اعدام چنین رژیم خونخواری بروند. بهمین دلیل حق دفاع متناسب برای آنها هم بلحاظ عقلی و هم بلحاظ حقوقی و هم بلحاظ ماهیت مبارزات نافرمانی مدنی امری پذیرفته هست و مردم از طرفی حق دارند با اعتراضات مسالمت آمیز نقش خود را در تعیین سرنوشت خود اعمال کنند، و هر گروه و سیستم و حکومتی را که شایسته ندانند کنار زده و هر سیستم و حکومتی را که صلاح میدانند با روشی مدنی و دمکراتیک تعیبن کنند؛ و هم حق دارند در این روند هر گروه و جریانی که مردم را مورد هجمه و حمله قرار دادند با او رفتار مقابله به مثل کرده و دفاع مشروع بکنند.
این آن روش موثر و ممکن است که به آن "نافرنانی مدنی خشونت پرهیز " می گوییم . به این معنا که روش مبارزه با الویت اقدامات نافرمانی مدنی است و هرگز ابتدا به ساکن دست به خشونت نمی زند و اگر احیانا افرادی این اقدام را انحام دهند خارج از چارچوب استراتژی قیام بوده و اقدام حمله خشونت بار برای قیام پذیرفته نیست. اما در مقابل هر تهاجمی از خود دفاع متناسب و دادگرانه می کند.
طبیعی است بخشی از دفاع در کف خیابان انجام می شود . بخشی خارج از کف خیابان که قسمتی بعد از اقدامات تهاجمی و صدمه زدن عناصر رژیم به مردم که در این بخش تا حد مورد نیاز برای تاثیر در کاهش سطح خشونت، مهاجمان باید مجازات شوند و قسمت دیگر نیز قبل از شروع اعتراضات و بعنوان اقدامات آماده سازی و پیشگیرانه از بروز خشونت بیشتر انجام می شود .
در هر حال هیچ عملی که سطح خشونت را افزایش دهد نباید انجام گیرد و همه اقدامات در این زمینه با این هدف انجام می شود که سطح خشونت و هزینه تغییر را کاهش و فضای امنی برای حضور مردم برای مشارکت در اعتراضات و اعلام نظرش را فراهم کند . تنها با عمل منطقی است که میشود رژیم را متقاعد کرد باید برای کاهش خشونت و هرینه فضا را آرام کرده و دست از خشونت بکشد و به مدار رفتار منطقی برگشته و رویه خود را در رابطه با معترضان تغییر دهد .
در مطلب بعدی روشها و ساختارهای مورد نیاز اجرای استراتژی خشونت پرهیز یا دفاع متناسب را بیان می کنیم .
Telegram
🖇 attach
Forwarded from پیوند نگار
🔴 مبارزه نافرمانی مدنی خشونت پرهیز، فقط با هدف پیروزی .
■ اصول دفاع در کف خیابان
1⃣ قسمت اول
امروز در شرایطی هستیم که با دوره قبل از دی ماه 96 متفاوت است. بزرگترین تفاوتی که وجود دارد این است که هزاران تن برای تغییری که سالها برای آن تلاش شده، جانشان را از دست داده و بسیاری شکنجه شده و هزاران تن در زندانها در حال تحمل شکنحه هستند. زندانی ها با قدرت در حال مقاومت هستند، افرادی هستند که بخاطر شکنجه های شدید زندگیشان از دستشان رفته، و بازمانده گان جاویدنامان شبها در دل تاریکی شب سوز ناله داغشان را به سینه تیرگی و سکوت می کشند. پدرانی که سینه به خاک سرد قبرستان می سایند و سر بر سنگ گور فرزند، به خواب روزهای باهم بودن فرزندشان میروند، و برادران و خواهرانی که بجای گونه برادر یا خواهر قربانیشان، بر سنگ سرد قبرستان بوسه می زنند و کودکانی که بجای پدر و مادر عکس آنها را می بوسند.
تفاوت بزرگی با قبل از دی 96 ایجاد شده و رژیم بخاطر آزادی خواهی و مطالبه حقوق اساسی و انسانی ملت ایران، هزینه سنگینی بر خانواده های ایرانی تحمیل و دست به کشتار وسیع هموطنانمان زده است.
نتیجه آین تغییر این است که مبارزه برای باقی مانده ها هم دیگر متفاوت شده است. دیگر مبارزه بخشی از زندگی آنها نیست؛ بلکه همه زندگی آنهاست، همه کسب و کار و برنامه ساعات شبانه روزی آنهاست . هرکدام از مردم توانایی خاصی دارند، و در آن مورد همه زندگی خود را وقف مبارزه کرده اند و تنها یک هدف دارند و آن پیروزی بر فرقه تبهکار جنایتکار است .
بین مردم و آخوندهای جانی، خون جاری است و مردم آنها را در این خون غرق خواهند کرد، تا روزهای آینده میهنمان یادمان خون جاویدنامان شجاع وطن باشد، و در تاریخمان بنویسم که چه فرزندانی برای آزادسازی کشورمان از آشغال حاکمیتی ایرانستیز و انیرانی فدایی داده ایم.
آری . آنها هم هر کدام پسر کسی بودند . و ما بوسه بر دست و پای بازماندگان عاشقان ایران میزنیم و برای به ثمر نشستن هدف جانباختگان تلاش می کنیم و تنها یک هدف داریم . پیروزی .
اما این پیروزی نه با خشم و عصبانیت خالص عملی است و نه با صرفا فکر انتقام جویی؛ بلکه آنچه لازم است هوشمندی و خردمندی است. اندوه را در دل نگهمیداریم و با عقلانیت مبارزه می کنیم و مطمئنیم پیروزیم؛ چون حق با ماست.
در این قسمت به بحث خشونت پرهیز مبارزه می پردازیم .
گفتیم قیام ما دنبال خشونت نیست و هدف آن انتقال قدرت از راه مسالمت آمیز است و برای انجام آن همه گونه تلاش می کنیم.
تلاش می کنیم در این تغییر نه صدمه ایی به مخالفان ما بخورد و نه هموطنان موافق ما صدمه ببینند و اگر کسی مرتکب جرمی شده است، نه با خشم انقلابی، یا خوی انتقام جویی، بلکه با دادخواهی مدنی در دادگاهی درستکار و قانونگرا، که در آن متهم از تمام حقوق خود بهره مند باشد، و اتهامات با اسناد و مدارک قانون پذیر بررسی و مجازاتی هم ارز برای برقراری داد انجام گیرد و هیچ ستمی بر کسی نرود.
این هدف و خواسته ما هست و برای آن مبارزه و تلاش می کنیم و دوست داریم همگان در این راه در کنار ما باشند. چون در دادکری سود همگان بدست می آید.
اما اگر کسانی بخواهند ستمگری کنند و در مقابل دادخواهی ملت بیاستند و به زبان خشونت و نفرت و کشتار سخن گویند، قطعا ملت دست بسته نخواهد بود و دلیرانه و شجاعانه خواهد جنگید؛ زیرا فرهنگ ایرانی می گوید باید برای آینده نیکو خردمندانه بجنگید و با پلیدی ستیزه کنید، تا نیکی غالب شود. پس پلیدان و جنایتکاران مورد خشم خردمندانه ملت ایران خواهند بود.
پیشتر گفتیم مقابله با خشونت رژیم در سه مرحله باید انجام گیرد :
☆ تهیه طرح و برنامه کاهش اثر و سطح خشونت قبل از آمدن به خیابان.
☆ مقابله با خشو نت رژیم با هدف کنترل و مهار و کاهش سطح خشونت در کف خیابان.
☆ انجام اقداماتی بعد از اقدامات خشونت آمیز سرکوبگران.
■ ابتدا به مبارزه رویاروی در کف خیابان توجه کنیم .
اعتراضات خیابانی مسالمت آمیز، از آنجا که رژیم دیکتاتور مانع آن هست، بعنوان یک نافرمانی مدنی گسترده اجتماعی موثر تلقی می شود.
هدف اساسی در این رویداد اجتماعی این است که جمعیت هرچه بیشتری وارد خیابان شده و جمعیت منسجم و متمرکز و بزرگتری را تشکیل دهند.
پس هدف را هرگز نباید فراموش کرد و هر اقدامی را در این جهت انجام داد.
" ایجاد فرصت مشارکت هرچه بیشتر همه شهروندان در اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی ."
هدف نیروی سرکوب در این جریان تنها یک موضوع هست :
ممانعت از شکل گیری جمعیت گسترده و منسجم و متمرکزی که فرصت پیدا کرده و در آرامش و مسالمت و با اختیار و آزادی، صدای خود را به گوش جهان رسانیده و خواسته خود را بیان کنند.
اینجا یک مبارزه بین نیروی پیشگام و نیروی سرکوبگر ایجاد می شود که قطعا جوانان میهن باید برای آن امادکی پیدا کنند.
ادامه در قسمت دوم.🔰
■ اصول دفاع در کف خیابان
1⃣ قسمت اول
امروز در شرایطی هستیم که با دوره قبل از دی ماه 96 متفاوت است. بزرگترین تفاوتی که وجود دارد این است که هزاران تن برای تغییری که سالها برای آن تلاش شده، جانشان را از دست داده و بسیاری شکنجه شده و هزاران تن در زندانها در حال تحمل شکنحه هستند. زندانی ها با قدرت در حال مقاومت هستند، افرادی هستند که بخاطر شکنجه های شدید زندگیشان از دستشان رفته، و بازمانده گان جاویدنامان شبها در دل تاریکی شب سوز ناله داغشان را به سینه تیرگی و سکوت می کشند. پدرانی که سینه به خاک سرد قبرستان می سایند و سر بر سنگ گور فرزند، به خواب روزهای باهم بودن فرزندشان میروند، و برادران و خواهرانی که بجای گونه برادر یا خواهر قربانیشان، بر سنگ سرد قبرستان بوسه می زنند و کودکانی که بجای پدر و مادر عکس آنها را می بوسند.
تفاوت بزرگی با قبل از دی 96 ایجاد شده و رژیم بخاطر آزادی خواهی و مطالبه حقوق اساسی و انسانی ملت ایران، هزینه سنگینی بر خانواده های ایرانی تحمیل و دست به کشتار وسیع هموطنانمان زده است.
نتیجه آین تغییر این است که مبارزه برای باقی مانده ها هم دیگر متفاوت شده است. دیگر مبارزه بخشی از زندگی آنها نیست؛ بلکه همه زندگی آنهاست، همه کسب و کار و برنامه ساعات شبانه روزی آنهاست . هرکدام از مردم توانایی خاصی دارند، و در آن مورد همه زندگی خود را وقف مبارزه کرده اند و تنها یک هدف دارند و آن پیروزی بر فرقه تبهکار جنایتکار است .
بین مردم و آخوندهای جانی، خون جاری است و مردم آنها را در این خون غرق خواهند کرد، تا روزهای آینده میهنمان یادمان خون جاویدنامان شجاع وطن باشد، و در تاریخمان بنویسم که چه فرزندانی برای آزادسازی کشورمان از آشغال حاکمیتی ایرانستیز و انیرانی فدایی داده ایم.
آری . آنها هم هر کدام پسر کسی بودند . و ما بوسه بر دست و پای بازماندگان عاشقان ایران میزنیم و برای به ثمر نشستن هدف جانباختگان تلاش می کنیم و تنها یک هدف داریم . پیروزی .
اما این پیروزی نه با خشم و عصبانیت خالص عملی است و نه با صرفا فکر انتقام جویی؛ بلکه آنچه لازم است هوشمندی و خردمندی است. اندوه را در دل نگهمیداریم و با عقلانیت مبارزه می کنیم و مطمئنیم پیروزیم؛ چون حق با ماست.
در این قسمت به بحث خشونت پرهیز مبارزه می پردازیم .
گفتیم قیام ما دنبال خشونت نیست و هدف آن انتقال قدرت از راه مسالمت آمیز است و برای انجام آن همه گونه تلاش می کنیم.
تلاش می کنیم در این تغییر نه صدمه ایی به مخالفان ما بخورد و نه هموطنان موافق ما صدمه ببینند و اگر کسی مرتکب جرمی شده است، نه با خشم انقلابی، یا خوی انتقام جویی، بلکه با دادخواهی مدنی در دادگاهی درستکار و قانونگرا، که در آن متهم از تمام حقوق خود بهره مند باشد، و اتهامات با اسناد و مدارک قانون پذیر بررسی و مجازاتی هم ارز برای برقراری داد انجام گیرد و هیچ ستمی بر کسی نرود.
این هدف و خواسته ما هست و برای آن مبارزه و تلاش می کنیم و دوست داریم همگان در این راه در کنار ما باشند. چون در دادکری سود همگان بدست می آید.
اما اگر کسانی بخواهند ستمگری کنند و در مقابل دادخواهی ملت بیاستند و به زبان خشونت و نفرت و کشتار سخن گویند، قطعا ملت دست بسته نخواهد بود و دلیرانه و شجاعانه خواهد جنگید؛ زیرا فرهنگ ایرانی می گوید باید برای آینده نیکو خردمندانه بجنگید و با پلیدی ستیزه کنید، تا نیکی غالب شود. پس پلیدان و جنایتکاران مورد خشم خردمندانه ملت ایران خواهند بود.
پیشتر گفتیم مقابله با خشونت رژیم در سه مرحله باید انجام گیرد :
☆ تهیه طرح و برنامه کاهش اثر و سطح خشونت قبل از آمدن به خیابان.
☆ مقابله با خشو نت رژیم با هدف کنترل و مهار و کاهش سطح خشونت در کف خیابان.
☆ انجام اقداماتی بعد از اقدامات خشونت آمیز سرکوبگران.
■ ابتدا به مبارزه رویاروی در کف خیابان توجه کنیم .
اعتراضات خیابانی مسالمت آمیز، از آنجا که رژیم دیکتاتور مانع آن هست، بعنوان یک نافرمانی مدنی گسترده اجتماعی موثر تلقی می شود.
هدف اساسی در این رویداد اجتماعی این است که جمعیت هرچه بیشتری وارد خیابان شده و جمعیت منسجم و متمرکز و بزرگتری را تشکیل دهند.
پس هدف را هرگز نباید فراموش کرد و هر اقدامی را در این جهت انجام داد.
" ایجاد فرصت مشارکت هرچه بیشتر همه شهروندان در اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی ."
هدف نیروی سرکوب در این جریان تنها یک موضوع هست :
ممانعت از شکل گیری جمعیت گسترده و منسجم و متمرکزی که فرصت پیدا کرده و در آرامش و مسالمت و با اختیار و آزادی، صدای خود را به گوش جهان رسانیده و خواسته خود را بیان کنند.
اینجا یک مبارزه بین نیروی پیشگام و نیروی سرکوبگر ایجاد می شود که قطعا جوانان میهن باید برای آن امادکی پیدا کنند.
ادامه در قسمت دوم.🔰
Forwarded from پیوند نگار
🔴 مبارزه نافرمانی مدنی خشونت پرهیز، فقط با هدف پیروزی .
■ اصول دفاع در کف خیابان
1⃣ قسمت دوم :
برای روشن شدن تصویر کلی از دفاع خیابانی به اصولی از این نبرد توجه می کنیم.
موضوع مهم در اعتراضات خیابانی شیوه عمل سرکوبگران هست، که باید متناسب با آن روشهای دفاعی متناسب با میدان عمل و جغرافیای محیط را طراحی کرد.
اصول کار نیروی سرکوب چنین است که با مشاهده شکل گیری تجمع، در فاصله ایی مشخص از آنها صف آرایی کرده و با تهدید و ایجاد وحشت به آنها نزدیک و هشدار میدهد که متفرق شوند.
در واقع هدف عملیاتی نیروی سرکوب اینست که تجمع شکل گرفته متفرق شود. سرکوبگران به یک اجتماع بعنوان یک موجود مشخص نگاه میکنند که باید آن موحود را از بین ببرند، و به شخصیت و تفاوتهای فردی و فکریشان توجهی ندارند.
لذا در اولین اقدام با ایجاد وحشت در جمعیت تلاش میکنند تعدادی از تجمع جدا شوند و امار کمتر شود.
این مرحله را تا آنجا که برایشان مقدور باشد طول می دهند تا تعداد بیشتری از تجمع فاصله بگیرند و هسته های اصلی تر باقی بمانند.
وقتی جمعیت کم انگیزه و ترسو از تجمع خارج شدند و جمعیت علائم پراکندگی را نشان داد، نبروی سرکوب فشار را تشدید میکند و همراه با دستور به متفرق شدن، جلوتر آمده سعی میکند تجمع متحد مردم را ببشتر پراکنده و بین جمعیت فاصله ایجاد کرده و فضا برای ورود خود به داخل آن تامین کند.
وقتی موفق شدند و فضا بین تجمع ایجاد گردید، سرکوبگران تلاش میکنند از موضعی که ضعف شدیدتر و فضا باز وسیع تر هست، وارد تجمع شده و گروه کوچک و اصلی را محاصره و دستگیر و بقیه را پراکنده نمایند، و بدین نحو تجمع متلاشی شود.
اگر در همان گام اول، جمعیت بجای نشان دادن ضعف و ترس متحدتر و تجمع را فشرده تر و منسجمتر کند و گروههای کوچکتر و پراکنده از مبارزان جوان در اطراف تجمع اصلی در حرکت باشند، نیروی سرکوب از پیشروی خودداری کرده و تلاش میکند با ارزیابی شرایط فضای لازم را بدست اورد و با درگیری های محدود اقدام به تهدید و فشار را افزایش میدهد و شاید به گروه های پراکنده جوانان در اطراف تجمع حمله کنند تا ضمن پس زدن آنها -که خطری برای خود می بینند که ممکن است توسط آنها محاصره شوند- سعی می کنند درگیری و اغتشاش و هیاهو ایجاد کرده و جمعیت منسجم را پریشان و پراکنده نمایند.
در این مرحله اگر گروههای پیرامونی اقدام به زد و خورد پارتیزانی با نیروی سرکوب کرده و سعی کنند با عقب نشینی و پیشروی نوسانی و مستمر، میدان درگیری را به منطقه ایی دورتر از تجمع اصلی بکشانند؛ در این صورت تجمع اصلی فرصت تقویت و گسترش پیدا می کند.
گروه های پیرامونی جوانان در حین مبارزه می توانند سرکوبگران را ضمن پراکنده کردن با کشیدن دنبال خود، به گروه های کوچکتر تقسیم و اقدام به حمله به نیروهای تک افتاده کرده و یکی دو تن از آنها را خلع سلاح و مجازات موثر و البته در صورت امکان تخلیه اطلاعات و فیلم.گرفتن از او کنند. این امر باعث وحشت و عقب نشینی سرکوبگران و کاهش خشونت می شود.
در چنین شرایطی احتمال دارد حکومت سطح خشونت را بالا برده و دست به رفتارهای خشونتبار بیشتری بزند، که در این صورت احتمالا تجمع بخاطر اشوب شدید متفرق شود .
در این صورت مبارزه وارد فاز درگیری های خیابانی می شود و مبارزان باید توانمندی و روش جنگ و شیوه عمل سرکوبگران را مشاهده و با سازماندهی نیروی خود اقدام به مقابله کنند.
در چنین شرایطی نکته مهم قابل توجه این است که جنگ فرسایشی به نفع مردم و به ضرر سرکوبگران هست.
لذا باید سعی شود بصورت گسترده و پراکنده در سطح شهر و در همه محلات تجمعات پراکنده و پارتیراتی را شکل داد.
حرکت تجمعات در محلات مختلف شهر توان رژیم در کشتار وحشت آفرین توسط تک تیراندازان را، که باید در محلی خاص سنگر گرفته و استتار کنند، کاهش دهد.
جایی که نیروی سرکوب کافی حضور ندارد، تجمع را تشکیل و اعلام حضور کرد؛ زمان حضور آنها با درگیری محدود از محل پراکنده و در محلی دیگر با فاصله از محل اول تجمعی جدید را شکل داد.
به این شکل کل سطح شهر با همه مردمش درگیر مبارزه میشوند و قطعا حکومت با بکار گرفتن همه نیروهایش حتی بسیجی های محلاتی، باز نیروی کافی برای مقابله نداشته و بمرور فرسوده شده و فضا برای معترضان بازتر میشود و خیابانها و میادین بتدریج به تصرف مبارزان درآمده و امکان تشکیل تجمعات با مشارکت جمعیت هزاران تنی فراهم می شود که هدف اصلی از مباززه خیابانی است .
■ اصول دفاع در کف خیابان
1⃣ قسمت دوم :
برای روشن شدن تصویر کلی از دفاع خیابانی به اصولی از این نبرد توجه می کنیم.
موضوع مهم در اعتراضات خیابانی شیوه عمل سرکوبگران هست، که باید متناسب با آن روشهای دفاعی متناسب با میدان عمل و جغرافیای محیط را طراحی کرد.
اصول کار نیروی سرکوب چنین است که با مشاهده شکل گیری تجمع، در فاصله ایی مشخص از آنها صف آرایی کرده و با تهدید و ایجاد وحشت به آنها نزدیک و هشدار میدهد که متفرق شوند.
در واقع هدف عملیاتی نیروی سرکوب اینست که تجمع شکل گرفته متفرق شود. سرکوبگران به یک اجتماع بعنوان یک موجود مشخص نگاه میکنند که باید آن موحود را از بین ببرند، و به شخصیت و تفاوتهای فردی و فکریشان توجهی ندارند.
لذا در اولین اقدام با ایجاد وحشت در جمعیت تلاش میکنند تعدادی از تجمع جدا شوند و امار کمتر شود.
این مرحله را تا آنجا که برایشان مقدور باشد طول می دهند تا تعداد بیشتری از تجمع فاصله بگیرند و هسته های اصلی تر باقی بمانند.
وقتی جمعیت کم انگیزه و ترسو از تجمع خارج شدند و جمعیت علائم پراکندگی را نشان داد، نبروی سرکوب فشار را تشدید میکند و همراه با دستور به متفرق شدن، جلوتر آمده سعی میکند تجمع متحد مردم را ببشتر پراکنده و بین جمعیت فاصله ایجاد کرده و فضا برای ورود خود به داخل آن تامین کند.
وقتی موفق شدند و فضا بین تجمع ایجاد گردید، سرکوبگران تلاش میکنند از موضعی که ضعف شدیدتر و فضا باز وسیع تر هست، وارد تجمع شده و گروه کوچک و اصلی را محاصره و دستگیر و بقیه را پراکنده نمایند، و بدین نحو تجمع متلاشی شود.
اگر در همان گام اول، جمعیت بجای نشان دادن ضعف و ترس متحدتر و تجمع را فشرده تر و منسجمتر کند و گروههای کوچکتر و پراکنده از مبارزان جوان در اطراف تجمع اصلی در حرکت باشند، نیروی سرکوب از پیشروی خودداری کرده و تلاش میکند با ارزیابی شرایط فضای لازم را بدست اورد و با درگیری های محدود اقدام به تهدید و فشار را افزایش میدهد و شاید به گروه های پراکنده جوانان در اطراف تجمع حمله کنند تا ضمن پس زدن آنها -که خطری برای خود می بینند که ممکن است توسط آنها محاصره شوند- سعی می کنند درگیری و اغتشاش و هیاهو ایجاد کرده و جمعیت منسجم را پریشان و پراکنده نمایند.
در این مرحله اگر گروههای پیرامونی اقدام به زد و خورد پارتیزانی با نیروی سرکوب کرده و سعی کنند با عقب نشینی و پیشروی نوسانی و مستمر، میدان درگیری را به منطقه ایی دورتر از تجمع اصلی بکشانند؛ در این صورت تجمع اصلی فرصت تقویت و گسترش پیدا می کند.
گروه های پیرامونی جوانان در حین مبارزه می توانند سرکوبگران را ضمن پراکنده کردن با کشیدن دنبال خود، به گروه های کوچکتر تقسیم و اقدام به حمله به نیروهای تک افتاده کرده و یکی دو تن از آنها را خلع سلاح و مجازات موثر و البته در صورت امکان تخلیه اطلاعات و فیلم.گرفتن از او کنند. این امر باعث وحشت و عقب نشینی سرکوبگران و کاهش خشونت می شود.
در چنین شرایطی احتمال دارد حکومت سطح خشونت را بالا برده و دست به رفتارهای خشونتبار بیشتری بزند، که در این صورت احتمالا تجمع بخاطر اشوب شدید متفرق شود .
در این صورت مبارزه وارد فاز درگیری های خیابانی می شود و مبارزان باید توانمندی و روش جنگ و شیوه عمل سرکوبگران را مشاهده و با سازماندهی نیروی خود اقدام به مقابله کنند.
در چنین شرایطی نکته مهم قابل توجه این است که جنگ فرسایشی به نفع مردم و به ضرر سرکوبگران هست.
لذا باید سعی شود بصورت گسترده و پراکنده در سطح شهر و در همه محلات تجمعات پراکنده و پارتیراتی را شکل داد.
حرکت تجمعات در محلات مختلف شهر توان رژیم در کشتار وحشت آفرین توسط تک تیراندازان را، که باید در محلی خاص سنگر گرفته و استتار کنند، کاهش دهد.
جایی که نیروی سرکوب کافی حضور ندارد، تجمع را تشکیل و اعلام حضور کرد؛ زمان حضور آنها با درگیری محدود از محل پراکنده و در محلی دیگر با فاصله از محل اول تجمعی جدید را شکل داد.
به این شکل کل سطح شهر با همه مردمش درگیر مبارزه میشوند و قطعا حکومت با بکار گرفتن همه نیروهایش حتی بسیجی های محلاتی، باز نیروی کافی برای مقابله نداشته و بمرور فرسوده شده و فضا برای معترضان بازتر میشود و خیابانها و میادین بتدریج به تصرف مبارزان درآمده و امکان تشکیل تجمعات با مشارکت جمعیت هزاران تنی فراهم می شود که هدف اصلی از مباززه خیابانی است .
Forwarded from پیوند نگار
🔴 مبارزه نافرمانی مدنی خشونت پرهیز.
اقدامات دفاعی قبل از شروع تجمعات با هدف کاهش خشونت
همانطور که قبلا گفتیم اقدامات دفاعی در مبارزه نافرمانی به سه مقطع زمانی تقسیم میشود.
☆ عملیات دفاعی قبل از شروع تجمعات
☆ عملیات دفاعی در خیابان و هنگام تجنعات
☆ عملیات دفاعی بعد از تجمعات.
قبلا اشاراتی به اصول تجمعات اعتراضی و روشهای مبارزه با سرکوبگران کردیم که تعمیم و گسترش آن با خلاقیت و ابتکار مبارزان در حین مبارزه قابل گسترش هست.
اما بخشی از دفاع مربوط به قبل از شروع تجمعات است .
در این مرحله باید اقدامات پیشگیرانه لازم و مقابله با سرکوبگران را باهدف کاهش خشونت و ایجاد فرصت برای مشارکت حداکثری مردم در تجمعات انجام میشود.
برای اجرای همه این اقدامات قبل از هرچیز نیاز به سازماندهی نیروهای میدانی هست. هر چندنفر از افراد محلات باید یک انجمن مقاومت مدنی تشکیل داده و آموزش و برنامه ریزی را اصول کار خود بکنند. هر شخصی در یک زمینه مسئول جمع آوری اطلاعات لازم شده و در جلساتی که برگزار میکنند با هم به مشارکت بگذارند تا بتوانند تصمیم لازم را بگیرند. بهتر است تعداد آمار انجمن فرد باشد که اگر نیاز به رای گیری شد تصمیم با اکثریت لازم سریع انجام شود.
این انجمنهای محلات باید بتدریج همدیگر را پیدا کرده و از طریق مسئول روابط عمومی با هم تبادل افکار و برنامه کرده و برای منطقه خود برنامه ریزی کنند. در یک تصویر کلان همه انجمنهای شهری از این طریق به هم پیوسته و می توانند یک شهر را تحت پوشش طرح و برنامه خود قرار دهند. پیدا کردن اعضای انجمنهای حدید در تجمعات ممکنتر خواهد بود. لذا یکی از مهمترین مسائل در حین تجمعات پیدا کردن رابطه بین مبارزان هست که همدیگر را تقویت کنند.
از جمله فعالیتهایی که قبل از تجمعات برای دفاع در مقابل سرکوبگران میشود انجام داد عبارتند از:
☆شناسایی محیط محلی که قرار است تجمعات در آن شکل بگیرد، تا بتوان از عوارض و محلات و کوچه ها و خیابانها و پلها و زیرگذرها و .. بهترین استفاده دا در مقابل سرکوبگران نمود.
☆ بررسی و شناسایی محل استقرار نیروی سرکوب و طراحی برنامه برای مقابله با آنها.
☆ بررسی و شناسایی محل پاسگاه کلانتری و پایگاه بسیج و موقعیتهایی که نیروهای تک تیرانداز پلیس می توانند در آن مستقر شوند. از جمله پشت بام ساختمانهای مرتفع اداری و مجتمعهای عمومی و پاساژها، همچنین پارکها و فضای سبزهایی که امکان استتار به آنها را میدهد تا از طرق ممکن تحت کنترل قرار گیرد و حداقل بتوان عکس و فیلم از آنها تهیه کرد و در صورت امکان اقدام به خلع سلاح و دستگیری سرکوبگران کرد.
☆ شناسایی عناصر سرکوبگر عضو بسیج و پاسگاهها و ساکن در محلات و دادن هشدار بصورت ناشناس به آنها در رابطه با مشارکت در سرکوب معترضان.
☆ شناسایی تیمها و پاتوق انها و سردسته سرکوبگران؛ از جمله برخی از اراذل و اوباش که در قهوه خانه ها یا اماکن مشابه پاتوق دارند و برای خود دسته های اوباش راه انداختن و با سرکوبگران همکاری میکنند؛ یا مداحان و نوحه خوانها که در خیایانها جوانان را جدب میکنند یا برخی از مربیان ورزشی در باشگاهها و برخی از لیدرهای تبلیغاتی تیمها که جوانان را فریب داده و وارد بسبج میکنند.
☆ شناسایی و معرفی عاملان و آمران خشونت در جریانات اعتراضات در فضای مجازی و جمع آوری اسناد و مدارک مثبت حقوقی و قضائی جهت دادگاهی کردن آنها.
☆ آموزش روشهای مبارزاتی و برخورد با سرکوبگران در حین تجمعات برای اعضای انجمن خود که در حین اعتراضات بصورت هماهنگ عمل کرده و از مردم و تجمع دفاع کنند.
☆ آموزش روشهای استتار خود جهت مقابله با روشهای شناسایی رژیم مانند نقاب و پوشش و استفاده از تاریکی شب برای عملیات مبارزاتی
☆ آموزش عملیات تخریب در رابطه با تجهیزات سرکوب که قبل از شروع تجمع و در حین آن بتوانند تجهیزات و امکانات سرکوبکران را زمینگیر کنند.
☆ تلاش برای جذب عناصری از داخل سیستم سرکوب برای کسب اطلاعات و انجام عملیات لازم برای آگاهی از طرح و برنامه های سرکوبگران و خنثی کردن آنها.
☆ عملیات ضد اطلاعاتی و انتشار اخبار ایذایی و ناصحیح با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمات سرکوبگران و ایجاد فرصت عمل برای مبارزان.
☆ آموزش روشهای عملکرد عناصر نفوذی رژیم در داخل تجمعات و منحرف کردن آن که چنین عناصری را شناسایی کرده مطمئن شد و بنحو مطلوب از صحنه تجمعات حذف کرد.
☆ اعلام هشدار به عناصر سرکوبگر، مخصوصا فرماندهان ارشد و میدانی و لباس شخصی، بشکلی ناشناس که بدانند تحت نظر هستند و اقدامشان مستند می شود و مجازات خواهند شد.
تشکیل انجمنهای جوانان مدافع مردم و ساماندهی نیروها و آموزش آنها برای محافظت از مردم در برابر خشونت سرکوبگران
اقدامات دفاعی قبل از شروع تجمعات با هدف کاهش خشونت
همانطور که قبلا گفتیم اقدامات دفاعی در مبارزه نافرمانی به سه مقطع زمانی تقسیم میشود.
☆ عملیات دفاعی قبل از شروع تجمعات
☆ عملیات دفاعی در خیابان و هنگام تجنعات
☆ عملیات دفاعی بعد از تجمعات.
قبلا اشاراتی به اصول تجمعات اعتراضی و روشهای مبارزه با سرکوبگران کردیم که تعمیم و گسترش آن با خلاقیت و ابتکار مبارزان در حین مبارزه قابل گسترش هست.
اما بخشی از دفاع مربوط به قبل از شروع تجمعات است .
در این مرحله باید اقدامات پیشگیرانه لازم و مقابله با سرکوبگران را باهدف کاهش خشونت و ایجاد فرصت برای مشارکت حداکثری مردم در تجمعات انجام میشود.
برای اجرای همه این اقدامات قبل از هرچیز نیاز به سازماندهی نیروهای میدانی هست. هر چندنفر از افراد محلات باید یک انجمن مقاومت مدنی تشکیل داده و آموزش و برنامه ریزی را اصول کار خود بکنند. هر شخصی در یک زمینه مسئول جمع آوری اطلاعات لازم شده و در جلساتی که برگزار میکنند با هم به مشارکت بگذارند تا بتوانند تصمیم لازم را بگیرند. بهتر است تعداد آمار انجمن فرد باشد که اگر نیاز به رای گیری شد تصمیم با اکثریت لازم سریع انجام شود.
این انجمنهای محلات باید بتدریج همدیگر را پیدا کرده و از طریق مسئول روابط عمومی با هم تبادل افکار و برنامه کرده و برای منطقه خود برنامه ریزی کنند. در یک تصویر کلان همه انجمنهای شهری از این طریق به هم پیوسته و می توانند یک شهر را تحت پوشش طرح و برنامه خود قرار دهند. پیدا کردن اعضای انجمنهای حدید در تجمعات ممکنتر خواهد بود. لذا یکی از مهمترین مسائل در حین تجمعات پیدا کردن رابطه بین مبارزان هست که همدیگر را تقویت کنند.
از جمله فعالیتهایی که قبل از تجمعات برای دفاع در مقابل سرکوبگران میشود انجام داد عبارتند از:
☆شناسایی محیط محلی که قرار است تجمعات در آن شکل بگیرد، تا بتوان از عوارض و محلات و کوچه ها و خیابانها و پلها و زیرگذرها و .. بهترین استفاده دا در مقابل سرکوبگران نمود.
☆ بررسی و شناسایی محل استقرار نیروی سرکوب و طراحی برنامه برای مقابله با آنها.
☆ بررسی و شناسایی محل پاسگاه کلانتری و پایگاه بسیج و موقعیتهایی که نیروهای تک تیرانداز پلیس می توانند در آن مستقر شوند. از جمله پشت بام ساختمانهای مرتفع اداری و مجتمعهای عمومی و پاساژها، همچنین پارکها و فضای سبزهایی که امکان استتار به آنها را میدهد تا از طرق ممکن تحت کنترل قرار گیرد و حداقل بتوان عکس و فیلم از آنها تهیه کرد و در صورت امکان اقدام به خلع سلاح و دستگیری سرکوبگران کرد.
☆ شناسایی عناصر سرکوبگر عضو بسیج و پاسگاهها و ساکن در محلات و دادن هشدار بصورت ناشناس به آنها در رابطه با مشارکت در سرکوب معترضان.
☆ شناسایی تیمها و پاتوق انها و سردسته سرکوبگران؛ از جمله برخی از اراذل و اوباش که در قهوه خانه ها یا اماکن مشابه پاتوق دارند و برای خود دسته های اوباش راه انداختن و با سرکوبگران همکاری میکنند؛ یا مداحان و نوحه خوانها که در خیایانها جوانان را جدب میکنند یا برخی از مربیان ورزشی در باشگاهها و برخی از لیدرهای تبلیغاتی تیمها که جوانان را فریب داده و وارد بسبج میکنند.
☆ شناسایی و معرفی عاملان و آمران خشونت در جریانات اعتراضات در فضای مجازی و جمع آوری اسناد و مدارک مثبت حقوقی و قضائی جهت دادگاهی کردن آنها.
☆ آموزش روشهای مبارزاتی و برخورد با سرکوبگران در حین تجمعات برای اعضای انجمن خود که در حین اعتراضات بصورت هماهنگ عمل کرده و از مردم و تجمع دفاع کنند.
☆ آموزش روشهای استتار خود جهت مقابله با روشهای شناسایی رژیم مانند نقاب و پوشش و استفاده از تاریکی شب برای عملیات مبارزاتی
☆ آموزش عملیات تخریب در رابطه با تجهیزات سرکوب که قبل از شروع تجمع و در حین آن بتوانند تجهیزات و امکانات سرکوبکران را زمینگیر کنند.
☆ تلاش برای جذب عناصری از داخل سیستم سرکوب برای کسب اطلاعات و انجام عملیات لازم برای آگاهی از طرح و برنامه های سرکوبگران و خنثی کردن آنها.
☆ عملیات ضد اطلاعاتی و انتشار اخبار ایذایی و ناصحیح با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمات سرکوبگران و ایجاد فرصت عمل برای مبارزان.
☆ آموزش روشهای عملکرد عناصر نفوذی رژیم در داخل تجمعات و منحرف کردن آن که چنین عناصری را شناسایی کرده مطمئن شد و بنحو مطلوب از صحنه تجمعات حذف کرد.
☆ اعلام هشدار به عناصر سرکوبگر، مخصوصا فرماندهان ارشد و میدانی و لباس شخصی، بشکلی ناشناس که بدانند تحت نظر هستند و اقدامشان مستند می شود و مجازات خواهند شد.
تشکیل انجمنهای جوانان مدافع مردم و ساماندهی نیروها و آموزش آنها برای محافظت از مردم در برابر خشونت سرکوبگران
Telegram
🖇 attach
Forwarded from پیوند نگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌بختیاری ها برای فتح تهران راهی پایتخت هستند
مردم اگر در شهرهای کوچک امکان تظاهرات ندارند، به تهران بیایند
#وعده_ما_پنجم_دی
#پنجم_همه_میآییم
مردم اگر در شهرهای کوچک امکان تظاهرات ندارند، به تهران بیایند
#وعده_ما_پنجم_دی
#پنجم_همه_میآییم
Forwarded from پیوند نگار
🔴خبر فوری
به گزارش خبرگزاری مهر اعضای خانواده جاوید نام پویا بختیاری بازداشت شدند و بنا به گفته حکومتی ها در راه ضد انقلاب گام برداشتند
📌اتفاقا باید به این ابلهان حکومتی گفت انان در راه انقلاب و آزادی گام برداشتند و هم میهنان درسی به شما خواهند داد که در تاریخ بنویسند
#وعده_ما_پنجم_دی
#پنجم_همه_میآییم
به گزارش خبرگزاری مهر اعضای خانواده جاوید نام پویا بختیاری بازداشت شدند و بنا به گفته حکومتی ها در راه ضد انقلاب گام برداشتند
📌اتفاقا باید به این ابلهان حکومتی گفت انان در راه انقلاب و آزادی گام برداشتند و هم میهنان درسی به شما خواهند داد که در تاریخ بنویسند
#وعده_ما_پنجم_دی
#پنجم_همه_میآییم
Telegram
🖇 attach
🔴 رژیم وحشت زده از قیام ملت ایران دست به اقدامات جنون آمیز میزند.
همانطور که قبلا پیش بینی کرده بودیم، خبر بازداشت خانواده پویا بختیاری را شنیدیم
امنیتی های رژیم واقعا احمق شده اند و تصور میکنند قیام 5 دی منوط به جناب منوچهر بختیاری یا خانواده جانباختگان هست که اگر دستگیر کنند خاموش می شود .
آنقدر نمی فهمند که پویا بختیاری و بقیه چند هزار جانباخته در میان انبوه هزلران معترض آزادیخواه بودند که مورد صدمه واقع شده اند .
آن جمعیت انبوه صاحبان خون جاویدنامان هستند و قطعا چه با خانواده و چه بدون خانواده آنها، نخواهند گذاشت خون آنها پایمال شود و راه آزادی ایران را ادامه خواهند داد .
دست از حماقت و سفاهت بردارید و بیهوده بار جرائم خود را سنگین نکنید .
#دیگه_تمومه_ماجرا
#5دیماه
#یادمان_پرواز_جاویدنامان
#قیام_ملی_ایران
#قیام_سراسری
#قیام_آزادی
#جمهوری_اسلامی_باید_برود
#ایران_را_پس_میگیریم
همانطور که قبلا پیش بینی کرده بودیم، خبر بازداشت خانواده پویا بختیاری را شنیدیم
امنیتی های رژیم واقعا احمق شده اند و تصور میکنند قیام 5 دی منوط به جناب منوچهر بختیاری یا خانواده جانباختگان هست که اگر دستگیر کنند خاموش می شود .
آنقدر نمی فهمند که پویا بختیاری و بقیه چند هزار جانباخته در میان انبوه هزلران معترض آزادیخواه بودند که مورد صدمه واقع شده اند .
آن جمعیت انبوه صاحبان خون جاویدنامان هستند و قطعا چه با خانواده و چه بدون خانواده آنها، نخواهند گذاشت خون آنها پایمال شود و راه آزادی ایران را ادامه خواهند داد .
دست از حماقت و سفاهت بردارید و بیهوده بار جرائم خود را سنگین نکنید .
#دیگه_تمومه_ماجرا
#5دیماه
#یادمان_پرواز_جاویدنامان
#قیام_ملی_ایران
#قیام_سراسری
#قیام_آزادی
#جمهوری_اسلامی_باید_برود
#ایران_را_پس_میگیریم
Forwarded from Radio Narmak
🔴 نگذارید صدای مبارزین بار دیگر خاموش شود.
🔵 آدرس پی پل برای کمک به مبارزان از سوی هم میهنان برونمرز 🔵
👇
Paypal.me/radionarmak
🔷 پخش مستقیم رادیو نارمک:
http://streaming.live365.com/a99375
🔴 ایمیل جهت ارسال مطلب و خبر:
tamas@radionarmak.com
🔷 ارتباط با ادمین جهت ارسال مطلب و خبر:
@contactradionarmak
@radio_narmak
🔵 آدرس پی پل برای کمک به مبارزان از سوی هم میهنان برونمرز 🔵
👇
Paypal.me/radionarmak
🔷 پخش مستقیم رادیو نارمک:
http://streaming.live365.com/a99375
🔴 ایمیل جهت ارسال مطلب و خبر:
tamas@radionarmak.com
🔷 ارتباط با ادمین جهت ارسال مطلب و خبر:
@contactradionarmak
@radio_narmak
Forwarded from درج زیرنویس
سال ۸۸ عکس خمینی و خامنه ای را آتش کشیدیم.
آبان ۹۸ مجسمه و انگشتر خمینی و خامنه ای.
و اما دی ۹۸:
بیت با اهلش را آتش خواهیم کشید.
راه گریزی ندارید
به نام میهن حکم میکنیم.
آبان ۹۸ مجسمه و انگشتر خمینی و خامنه ای.
و اما دی ۹۸:
بیت با اهلش را آتش خواهیم کشید.
راه گریزی ندارید
به نام میهن حکم میکنیم.
Forwarded from درج زیرنویس
اتوبان ازادگان نصب بنر
شاهزاده رضا پهلوی وکیل ماست توسط دلاوران ایرانزمین
ایران را پس میگیریم
سکوت نخواهیم کرد
شاهزاده رضا پهلوی وکیل ماست توسط دلاوران ایرانزمین
ایران را پس میگیریم
سکوت نخواهیم کرد
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام یک هم میهن دعوت سراسری موج دوم خیزش دی ماه از مشهد
وعده ما 5 دی
وعده ما 5 دی