🔺خلاصه وضعيت #درياچه_اروميه در ۲۹ اردیبهشت ۹۷
❗️افت ۱۲ سانتی متری تراز دریاچه ارومیه به رغم بارش های اخیر
@SNIDC
❗️افت ۱۲ سانتی متری تراز دریاچه ارومیه به رغم بارش های اخیر
@SNIDC
نتانیاهو در گفتگو با فاکس نیوز: ایران با ما مناقشه دارد؛ با آمریکا و تقریبا با همه کشورهای عربی مناقشه دارد؛ باید تحت رهبری ترامپ متحد شویم و ایران را با
اردنگی از سوریه بیرون کنیم!
@SNIDC
اردنگی از سوریه بیرون کنیم!
@SNIDC
Forwarded from 🔥کانال جنبش شیران برانداز🔥
❌#توییت از روایت حکومت داعش
توضیح: در ماه رمضان در ایران، علاوه بر خوردن و آشامیدن در مکانهای عمومی، شنا کردن نیز ممنوع است.
@shiranbarandaz
توضیح: در ماه رمضان در ایران، علاوه بر خوردن و آشامیدن در مکانهای عمومی، شنا کردن نیز ممنوع است.
@shiranbarandaz
دستگاههای دولتی مجهز به فیلترشکن میشوند.
وزارت اطلاعات اعلام کرده از این پس نهادها، دستگاههای اجرایی و سفارتخانهها مجوز دسترسی به فیلترشکن «بدون اختلال» دریافت میکنند
@SNIDC
وزارت اطلاعات اعلام کرده از این پس نهادها، دستگاههای اجرایی و سفارتخانهها مجوز دسترسی به فیلترشکن «بدون اختلال» دریافت میکنند
@SNIDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥آغاز آتش سوزیهای زنجیره ای رژیم در پالایشگاهها برای پرت کردن حواس ها
امروز پس ازآتش سوزی درپتروشیمی آپادانا عسلویه،و مخازن الکل وتیتر شهرضا پالایشگاه جزیره خارک هم به آتش کشیدن
@SNIDC
امروز پس ازآتش سوزی درپتروشیمی آپادانا عسلویه،و مخازن الکل وتیتر شهرضا پالایشگاه جزیره خارک هم به آتش کشیدن
@SNIDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز، جمعی از مالباختگان موسسه افضل توس در مشهد، اقدام به برگزاری تجمع کردند.
@SNIDC
@SNIDC
⭕️ زندانهای مخفی سپاه پاسداران در جاهایی که کسی فکرش را هم نمیتواند بکند - ناگفته های مهرداد گریوانی
🔹 مهرداد گریوانی در یادداشتی تحت عنوان به حاکمیتی که خود بر پایه دزدی، فساد و خیانت به مردم استوار باشد، حق قضاوت نمیدهم! جزییاتی را از زمان بازداشت و بازداشتگاهها و روشهای غیر انسانی نگهداری خود افشا کرد:
🔹 من از ۷ بهمن ۹۵ تا ۱۱ مرداد ۹۶ به مدت ۱۹۰ روز در بازداشت موقت بودم که جمعاً ۱۶۰ روزش را در سلول انفرادی گذراندم. یکی از موضوعاتی که از همان ابتدای بازداشتم ذهنم را درگیر کرده بود، نحوه رسیدگی به یک پرونده امنیتی بود.
🔹 من در طول بازداشت به اصطلاح "موقت" فقط سه بار از محوطه زندان اوین خارج شدم. بار اول شامگاه هشتم بهمن ۹۶ بود که من را با چشم بند و دستبند برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۱۲ بردند. بار دوم فردای آن روز یعنی نهم بهمن ۹۶ بود که اینبار من را تحت تدابیر شدید حفاظتی به دادسرای فرهنگ و رسانه بردند. قاسم زاده با قطبی (دادستان فرهنگ و رسانه) بیرون از دادسرا رفته بودند و طبیعتاً میبایست منتظر می ماندیم.
🔹 مهرداد گریوانی از یک محل بازداشت موقت پرده برداشت و نوشت:برای آنکه احدی از بازداشت من مطلع نشود در پارکینگ دادسرا در یک خودروی شخصی محبوس بودم اما در نهایت هیچ خبری نشد! بیژن قاسم زاده خبر نداشت که من شب قبل تفهیم اتهام شده ام برای همین بدون هیچ صحبتی به انفرادی بازگردانده شدم. بار سومی که از زندان به دادسرا منتقل شدم یک هفته بعد اتفاق افتاد.
🔹 اولین و آخرین باری که من توسط بیژن قاسم زاده مورد بازجویی قرار گرفتم همان بار سوم بود و پس از آن هیچوقت قاسم زاده را ندیدم. اما این ندیدن به معنای آن نبود که قرار بازداشت را تمدید نکند! قرار بازداشتم هر ماه تمدید میشد و بدون آنکه کسی جواب اعتراضم را بدهد، در انفرادی بودم!
🔹 دیروز و بعد از گذشت ۲۸۷ روز از آزادیم به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم. در متن ابلاغیه آمده است که: "ظرف مدت ۵ روز جهت اخذ اخرین دفاع در این شعبه حاضر شوید."
🔹 آقای مهرداد گریوانی در پایان یاداشت خود حرفهایش را خلاصه کرد و نوشت: آن چیز که مسلم است اینست که من هیچوقت با پای خودم در بیدادگاه ها و بیدادسراهای جمهوری اسلامی حاضر نخواهم شد چرا که باور دارم حاکمیتی که خود بر پایه دزدی، فساد و خیانت به مردم استوار باشد، حق قضاوت ندارد!
🔹 میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه در ۴۰ سال گذشته اغنیاء را غنی تر و فقراء را فقیر تر کرده است. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه دستگاه قضاء در آن با سود نامشروع و حرام اداره میشود. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه میدانم اختلاسگران بدون همکاری و حمایت حاکمیت هیچگاه نمیتوانستند اختلاسگر شوند.
🔹 میگویم حاکمیت فاسد است برای آنکه مفسدی چون طوسی را میبوسد و بر تخم چشمش میگذارد اما افشاگرِ فساد را به خاک سیاه می نشاند آنم به بهانه جلوگیری از اشاعه و ترویج فحشا!
اما خیانت...
🔹 حاکمیت خائن به مردم است. مردمی که با آرمان استقلال و آزادی سلطنت را برانداختند تا عدالت و برابری را حاکم و ظلم و استبداد را معدوم کنند. عجبا که در این رویای پوچ، حاکمیت استقلال را فدای بقا و دوام خود میکند و آزادی را به بند میکشد تا مبادا انقلابی دیگر جوانه بزند اما غافل از وعده حق خدایم که فرمود: «سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ»؛ آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز میگردند. (شعراء، ۲۲۷)
مهرداد گریوانی - تهران
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - اول رمضان ۱۴۳۹
https://telegram.me/SNIDC
🔹 مهرداد گریوانی در یادداشتی تحت عنوان به حاکمیتی که خود بر پایه دزدی، فساد و خیانت به مردم استوار باشد، حق قضاوت نمیدهم! جزییاتی را از زمان بازداشت و بازداشتگاهها و روشهای غیر انسانی نگهداری خود افشا کرد:
🔹 من از ۷ بهمن ۹۵ تا ۱۱ مرداد ۹۶ به مدت ۱۹۰ روز در بازداشت موقت بودم که جمعاً ۱۶۰ روزش را در سلول انفرادی گذراندم. یکی از موضوعاتی که از همان ابتدای بازداشتم ذهنم را درگیر کرده بود، نحوه رسیدگی به یک پرونده امنیتی بود.
🔹 من در طول بازداشت به اصطلاح "موقت" فقط سه بار از محوطه زندان اوین خارج شدم. بار اول شامگاه هشتم بهمن ۹۶ بود که من را با چشم بند و دستبند برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۱۲ بردند. بار دوم فردای آن روز یعنی نهم بهمن ۹۶ بود که اینبار من را تحت تدابیر شدید حفاظتی به دادسرای فرهنگ و رسانه بردند. قاسم زاده با قطبی (دادستان فرهنگ و رسانه) بیرون از دادسرا رفته بودند و طبیعتاً میبایست منتظر می ماندیم.
🔹 مهرداد گریوانی از یک محل بازداشت موقت پرده برداشت و نوشت:برای آنکه احدی از بازداشت من مطلع نشود در پارکینگ دادسرا در یک خودروی شخصی محبوس بودم اما در نهایت هیچ خبری نشد! بیژن قاسم زاده خبر نداشت که من شب قبل تفهیم اتهام شده ام برای همین بدون هیچ صحبتی به انفرادی بازگردانده شدم. بار سومی که از زندان به دادسرا منتقل شدم یک هفته بعد اتفاق افتاد.
🔹 اولین و آخرین باری که من توسط بیژن قاسم زاده مورد بازجویی قرار گرفتم همان بار سوم بود و پس از آن هیچوقت قاسم زاده را ندیدم. اما این ندیدن به معنای آن نبود که قرار بازداشت را تمدید نکند! قرار بازداشتم هر ماه تمدید میشد و بدون آنکه کسی جواب اعتراضم را بدهد، در انفرادی بودم!
🔹 دیروز و بعد از گذشت ۲۸۷ روز از آزادیم به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم. در متن ابلاغیه آمده است که: "ظرف مدت ۵ روز جهت اخذ اخرین دفاع در این شعبه حاضر شوید."
🔹 آقای مهرداد گریوانی در پایان یاداشت خود حرفهایش را خلاصه کرد و نوشت: آن چیز که مسلم است اینست که من هیچوقت با پای خودم در بیدادگاه ها و بیدادسراهای جمهوری اسلامی حاضر نخواهم شد چرا که باور دارم حاکمیتی که خود بر پایه دزدی، فساد و خیانت به مردم استوار باشد، حق قضاوت ندارد!
🔹 میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه در ۴۰ سال گذشته اغنیاء را غنی تر و فقراء را فقیر تر کرده است. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه دستگاه قضاء در آن با سود نامشروع و حرام اداره میشود. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه میدانم اختلاسگران بدون همکاری و حمایت حاکمیت هیچگاه نمیتوانستند اختلاسگر شوند.
🔹 میگویم حاکمیت فاسد است برای آنکه مفسدی چون طوسی را میبوسد و بر تخم چشمش میگذارد اما افشاگرِ فساد را به خاک سیاه می نشاند آنم به بهانه جلوگیری از اشاعه و ترویج فحشا!
اما خیانت...
🔹 حاکمیت خائن به مردم است. مردمی که با آرمان استقلال و آزادی سلطنت را برانداختند تا عدالت و برابری را حاکم و ظلم و استبداد را معدوم کنند. عجبا که در این رویای پوچ، حاکمیت استقلال را فدای بقا و دوام خود میکند و آزادی را به بند میکشد تا مبادا انقلابی دیگر جوانه بزند اما غافل از وعده حق خدایم که فرمود: «سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ»؛ آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز میگردند. (شعراء، ۲۲۷)
مهرداد گریوانی - تهران
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - اول رمضان ۱۴۳۹
https://telegram.me/SNIDC
Telegram
🔷️👊نافرمانی مدنی ایرانیان👊🔷️
#توسعه_و_مدنیت_ایرانیان
تارنما:
www.nafarmani.net
یوتیوب:
https://www.youtube.com/snidc1
تلگرام:
@SNIDC
اینستاگرام:
https://instagram.com/snidc1و snidc2 و idacm1و idacm2
#نافرمانی_مدنی_ایرانیان
سخنگوی جنبش توسعه و مدنیت ایران :
@snidciranian
تارنما:
www.nafarmani.net
یوتیوب:
https://www.youtube.com/snidc1
تلگرام:
@SNIDC
اینستاگرام:
https://instagram.com/snidc1و snidc2 و idacm1و idacm2
#نافرمانی_مدنی_ایرانیان
سخنگوی جنبش توسعه و مدنیت ایران :
@snidciranian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾 آخوند پناهجو در غربت که گاهی با «عبا و عمامه» است و گاهی با «پودر و ریمل» به کلابهای در استانبول میرود
همه چیز برا خودشونه😳😳😳
@SNIDC
همه چیز برا خودشونه😳😳😳
@SNIDC
موسی عصایت را هدیه
کن به ایرانیان که مردمانی
بس کور دارد، دیگر با آبهای خشک و رودهای کویر شده نیازی به
شکافتن آبها نیست ،،،،
باید خوابها را شکافت
دیگر درکشور ایران نیازی به اژدهای
عصایت نیست ایران کشوری مملو از
اژدهاست ,,,,
کن به ایرانیان که مردمانی
بس کور دارد، دیگر با آبهای خشک و رودهای کویر شده نیازی به
شکافتن آبها نیست ،،،،
باید خوابها را شکافت
دیگر درکشور ایران نیازی به اژدهای
عصایت نیست ایران کشوری مملو از
اژدهاست ,,,,
رئیس اتحادیه کفاشان دستدوز: بیش از ۸۰درصد کارگاههای تولیدی کفش تعطیل هستند؛ چراکه با توجه به اوضاع اقتصادی کشور، مواد اولیه در اختیار تولیدکنندگان قرار نمیگیرد
@SNIDC
@SNIDC
🔷️👊نافرمانی مدنی ایرانیان👊🔷️
Photo
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ۱۳۴۰، ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ
ﺷﮑﺎﺭﯼ ﺩﺯﻓﻮﻝ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ، ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ
ﮐﺴﯽ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺳﻮﺍﺭ
ﺑﺮﯾﮏ ﺟﯿﭗ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺷﻮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭﭘﯿﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .....
ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺳﺎﮐﻦ
ﺷﻮﺵ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ
ﺣﺎﻝ ﺳﺎﺧﺖ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ:
" ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺯ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ
ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﭘﻼﮎ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ
ﺟﯿﭗ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯿﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻧﺪ. ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻥ.
ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻡ ﺩﺍﺩﻡ . ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭ
ﭘﯽ ﺳﺮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ.
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﯾﺪ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﭘﯽ ﭼﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ
ﭼﻬﺮﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻡ ﺁﺷﻨﺎ ﺁﻣﺪ ﻭﻟﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ
ﻧﺸﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﮐﯿﺴﺖ.
ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻠﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﻰ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﯾﻢ ﻭﻇﯿﻔﻪ
ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺖ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎﯼ 12 ﮔﺎﻧﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﺨﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ
ﺟﻠﻮﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺑﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﻫﺎ
ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺍﺧﻼﻟﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ
ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ . ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﮑﻤﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ
ﻣﻬﺮ ﻭ ﺷﮑﻞ ﺁﺭﻡ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﭘﻮﻝ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ، ﺁﻥ ﺩﻭ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﭼﺎﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺯﻏﺎﻝ ﺩﺭﺳﺖ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ
ﻧﺸﺴﺘﻦ.
ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﻘﺎﻡ
ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻭ
ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮐﯽ
ﺑﻨﺸﯿﻨﻨﺪ !!
ﺟﻮﺍﺏ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺟﯿﭗ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ﻣﻦ
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : " ﻣﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﻗﺪﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭﺩﺭ
ﮐﻨﺎﺭﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ
ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﻢ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﺁﺑﺎﺩﺳﺎﺯﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮ
ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺑﺎﺩﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩﺯﺣﻤﺖ
ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ"
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﺨﺺ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ
ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﭘﺮﻭﮊﻩ
ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﮕﻮ، ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻫﯿﭻ ﺍﺣﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ
ﺷﻤﺎ ﺯﻭﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﯽ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ ﮐﻨﺪ. ﺑﻨﺪﻩ
ﻫﻢ ﺍﺳﺎﻣﯽ 5 ﻧﻔﺮ ﺍﺯﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻡ
ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻭﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻧﻔﺮ
ﺩﺍﺩﻡ، ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺳﺆﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﺴﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺸﺎﻥ
ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺟﯿﺐ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ
ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺭﺍ
ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻧﻔﺮ ﻭﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﭼﺎﯼ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻗﺖ ﺭﺍﺯﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﻣﻮﺭﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺣﺘﯽ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻰ؟"
ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﺎﮎ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺸﮑﻞ
ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ . ﺍﮔﺮ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎ ﺭﺍ 30ﺩﺭﺻﺪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﻪ
ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ 3 ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﺑﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﯾﻢ
2 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻘﻮﻕ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ ﻭ
ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ
ﺩﺍﺷﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﮔﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ
ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ﻣﻦ ﺩﺭﺟﺮﯾﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺟﻮﯾﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﺪﻡ ﻭﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺳﺮﺷﺎﻧﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﻰ ﮔﻔﺖ:
" ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ
ﺧﺸﻢ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ﻭﻫﺮﮔﺰ ﻟﺐ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺑﺮﺩ "..
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ
ﺷﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ
ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﯿﭗ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ
ﮔﯿﺞ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!!
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ
ﺑﯿﺸﺘﺮﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ. ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻣﺪ ﯾﮏ
ﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﺣﺎﻭﯼ 2 ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ
ﮔﻔﺖ: " ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﭘﺎﺱ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﯾﯽ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ
ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮ" ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﮔﺮﻓﺘﻤﺶ ...
ﺯﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﻓﻈﯽ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﻣﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ
ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻡ ...
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺷﺨﺺ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ: " ﺍﯾﻦ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﺯ
ﺷﻤﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡ
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ".. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺧﺪﺍ
ﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ...
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ
ﻣﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻣﺪﻥ (ﺳﺎﻭﺍﮎ ) ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻮﺵ
ﺑﺮﺩﻥ! ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ
ﺭﻓﺘﻢ! ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﺁﯾﺎ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ
ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟؟
ﺩﺭ
ﺷﮑﺎﺭﯼ ﺩﺯﻓﻮﻝ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ، ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ
ﮐﺴﯽ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺳﻮﺍﺭ
ﺑﺮﯾﮏ ﺟﯿﭗ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺷﻮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭﭘﯿﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .....
ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺳﺎﮐﻦ
ﺷﻮﺵ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ
ﺣﺎﻝ ﺳﺎﺧﺖ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ:
" ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺯ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ
ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﭘﻼﮎ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ
ﺟﯿﭗ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯿﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻧﺪ. ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻥ.
ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻡ ﺩﺍﺩﻡ . ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭ
ﭘﯽ ﺳﺮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ.
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﯾﺪ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﭘﯽ ﭼﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ
ﭼﻬﺮﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻡ ﺁﺷﻨﺎ ﺁﻣﺪ ﻭﻟﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ
ﻧﺸﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﮐﯿﺴﺖ.
ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻠﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﻰ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﯾﻢ ﻭﻇﯿﻔﻪ
ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺖ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎﯼ 12 ﮔﺎﻧﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﺨﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ
ﺟﻠﻮﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺑﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﻫﺎ
ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺍﺧﻼﻟﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ
ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ . ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﮑﻤﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ
ﻣﻬﺮ ﻭ ﺷﮑﻞ ﺁﺭﻡ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﭘﻮﻝ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ، ﺁﻥ ﺩﻭ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﭼﺎﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺯﻏﺎﻝ ﺩﺭﺳﺖ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ
ﻧﺸﺴﺘﻦ.
ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﻘﺎﻡ
ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻭ
ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮐﯽ
ﺑﻨﺸﯿﻨﻨﺪ !!
ﺟﻮﺍﺏ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺟﯿﭗ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ﻣﻦ
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : " ﻣﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﻗﺪﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭﺩﺭ
ﮐﻨﺎﺭﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ
ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﻢ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﺁﺑﺎﺩﺳﺎﺯﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮ
ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺑﺎﺩﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩﺯﺣﻤﺖ
ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ"
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﺨﺺ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ
ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﭘﺮﻭﮊﻩ
ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﮕﻮ، ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻫﯿﭻ ﺍﺣﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ
ﺷﻤﺎ ﺯﻭﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﯽ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ ﮐﻨﺪ. ﺑﻨﺪﻩ
ﻫﻢ ﺍﺳﺎﻣﯽ 5 ﻧﻔﺮ ﺍﺯﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻡ
ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻭﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻧﻔﺮ
ﺩﺍﺩﻡ، ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺳﺆﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﺴﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺸﺎﻥ
ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺟﯿﺐ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ
ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺭﺍ
ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻧﻔﺮ ﻭﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﭼﺎﯼ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: " ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻗﺖ ﺭﺍﺯﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﻣﻮﺭﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺣﺘﯽ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻰ؟"
ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﺎﮎ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺸﮑﻞ
ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ . ﺍﮔﺮ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎ ﺭﺍ 30ﺩﺭﺻﺪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﻪ
ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ 3 ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﺑﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﯾﻢ
2 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻘﻮﻕ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ ﻭ
ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ
ﺩﺍﺷﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﮔﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ
ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ﻣﻦ ﺩﺭﺟﺮﯾﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺟﻮﯾﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﺪﻡ ﻭﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺳﺮﺷﺎﻧﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﻰ ﮔﻔﺖ:
" ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ
ﺧﺸﻢ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ﻭﻫﺮﮔﺰ ﻟﺐ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺑﺮﺩ "..
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ
ﺷﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ
ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﯿﭗ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ
ﮔﯿﺞ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!!
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ
ﺑﯿﺸﺘﺮﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ. ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻣﺪ ﯾﮏ
ﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﺣﺎﻭﯼ 2 ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ
ﮔﻔﺖ: " ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﭘﺎﺱ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﯾﯽ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ
ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮ" ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ
ﮔﺮﻓﺘﻤﺶ ...
ﺯﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﻓﻈﯽ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﻣﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ
ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻡ ...
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺷﺨﺺ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ: " ﺍﯾﻦ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﺯ
ﺷﻤﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡ
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ".. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺧﺪﺍ
ﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ...
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ
ﻣﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻣﺪﻥ (ﺳﺎﻭﺍﮎ ) ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻮﺵ
ﺑﺮﺩﻥ! ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ
ﺭﻓﺘﻢ! ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﺁﯾﺎ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﮐﺴﺎﻧﻰ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ
ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟؟
ﺩﺭ
🔷️👊نافرمانی مدنی ایرانیان👊🔷️
Photo
ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ، ﮔﻔﺘﻨﺪ: "ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ
ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﻦ" ﺑﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻡ ......
ﺍﻓﺴﺮ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺳﺨﻨﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ :
"ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ؟؟"
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ " ﻧﻪ، ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺸﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ !!
ﺍﻓﺴﺮ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﮔﻔﺖ : " ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻗﺖ
ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﯽ ! ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ، ﻣﺤﻤﺪ
ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﭘﻬﻠﻮﻯ، ﻭ ﺳﺮﻟﺸﮑﺮ ﺣﺴﻦ ﭘﺎﮐﺮﻭﺍﻥ ﺭﺋﯿﺲ
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ
ﻣﺨﻔﯽ ﻭﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺒﺪﻝ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ،
ﺑﻪ ﭘﺮﻭﮊﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﺍﻧﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ !!! ﺑﺮﻭ ﻭ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺑﻮﺩﯼ، ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ "!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺷﮏ
ﺑﺮﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ...
ﭼﻮﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ
ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺷﮑﺶ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻦ
ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﻯ ﻣﻦ ﮐﻪ ﯾﮏ
ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺮﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺖ ... ﻣﻦ ﺑﻪ
ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﺮ
ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭼﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ
ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ!
(ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﻣﺤﻤﺪﯼ)
**********************************
ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﻝ
ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ
ﺍﯾﺮﺍﻧﺶ ﺑﺰﺭﮒ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ
ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ
ﺍﺳﻨﺎﺩﺵ ﺩﺭﺧﻮﺩ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺣﺘﺎ
ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻮﺵ ﺳﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ،
ﺩﺭﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻧﮕﯿﻨﯽ
ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﯾﻢ ...
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﻪ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎﻥ ﻭ
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﺳﻨﻞ 3 ﺷﺮﮐﺖ ﺣﺮﯾﺮ ﭘﺎﺭﺱ، ﻧﯿﺸﮑﺮﻫﻔﺖ
ﺗﭙﻪ ﻭ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﻨﺪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﺮ ﻭ
ﮐﺎﻏﺬﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺎﻩ
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﻭ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮﮎ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ !!!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ، ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ
ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ 60 ﺳﺎﻝ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ
ﺗﭙﻪ ﺩﺭﺁﻧﻬﺎ ﺳﺎﮐﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ !!! ﺍﺯ ﺑﺮﮐﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺳﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ، ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻫﺎﯼ
ﺳﺮﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺭﻓﺎﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ شد
ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﻦ" ﺑﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻡ ......
ﺍﻓﺴﺮ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺳﺨﻨﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ :
"ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺁﻥ ﺩﻭﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ؟؟"
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ " ﻧﻪ، ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺸﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ !!
ﺍﻓﺴﺮ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﮔﻔﺖ : " ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻗﺖ
ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﯽ ! ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ، ﻣﺤﻤﺪ
ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﭘﻬﻠﻮﻯ، ﻭ ﺳﺮﻟﺸﮑﺮ ﺣﺴﻦ ﭘﺎﮐﺮﻭﺍﻥ ﺭﺋﯿﺲ
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ
ﻣﺨﻔﯽ ﻭﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺒﺪﻝ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ،
ﺑﻪ ﭘﺮﻭﮊﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﺍﻧﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ !!! ﺑﺮﻭ ﻭ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺑﻮﺩﯼ، ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ "!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺷﮏ
ﺑﺮﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ...
ﭼﻮﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ
ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺷﮑﺶ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻦ
ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﻯ ﻣﻦ ﮐﻪ ﯾﮏ
ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺮﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺖ ... ﻣﻦ ﺑﻪ
ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﺮ
ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭼﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ
ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ!
(ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﻣﺤﻤﺪﯼ)
**********************************
ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﻝ
ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ
ﺍﯾﺮﺍﻧﺶ ﺑﺰﺭﮒ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ
ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺳﺎﻭﺍﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ
ﺍﺳﻨﺎﺩﺵ ﺩﺭﺧﻮﺩ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺣﺘﺎ
ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻮﺵ ﺳﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ،
ﺩﺭﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻧﮕﯿﻨﯽ
ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﯾﻢ ...
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﻪ، ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎﻥ ﻭ
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﺳﻨﻞ 3 ﺷﺮﮐﺖ ﺣﺮﯾﺮ ﭘﺎﺭﺱ، ﻧﯿﺸﮑﺮﻫﻔﺖ
ﺗﭙﻪ ﻭ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﻨﺪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﺮ ﻭ
ﮐﺎﻏﺬﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺎﻩ
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﻭ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮﮎ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ !!!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ، ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ
ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ 60 ﺳﺎﻝ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ
ﺗﭙﻪ ﺩﺭﺁﻧﻬﺎ ﺳﺎﮐﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ !!! ﺍﺯ ﺑﺮﮐﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ
ﺁﺭﯾﺎﻣﻬﺮ ﺳﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ، ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻫﺎﯼ
ﺳﺮﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺭﻓﺎﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 تلاش اورژانس اجتماعی برای منصرف کردن کارگری که قصد خودکشی دارد بلوار پیروزی مشهد😐
کشور نيست قتل گاه
https://telegram.me/SNIDC
کشور نيست قتل گاه
https://telegram.me/SNIDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خودکشىِ جوان ايرانى در جایگاه سوخت بخاطر بیکاری و نداشتن پول بنزین!
اگه خامنه اى حقشو بهش بده حقشو ندزده اين هموطن گرامى هم خودکشى نميکنه
@SNIDC
اگه خامنه اى حقشو بهش بده حقشو ندزده اين هموطن گرامى هم خودکشى نميکنه
@SNIDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هویدا پیپ و ارکید و عصا برای کاریکاتوریستا مهمه
چی دادیم چی گرفتیم
جوانان امروز برای راه رفتن هم مجازات می شوند 😔
https://telegram.me/SNIDC
چی دادیم چی گرفتیم
جوانان امروز برای راه رفتن هم مجازات می شوند 😔
https://telegram.me/SNIDC
⭕️روزنامە صدای اصلاحات خبر آواتودی را تأیید کرد!
https://telegram.me/SNIDC
https://telegram.me/SNIDC
Forwarded from پیوند نگار
🔺 🔺 🔺 🔺 🔺 🔺 🔺
⭕️ پس از تکذیب فراوان رسانەهای نظام دربارە لیست حقوق نجومی دریافتی بازیگران سریال پایتخت ٥ کە توسط آواتودی منتشر شد، امروز بالاخرە روزنامە صدای اصلاحات خبر آواتودی را تأیید کرد.
https://telegram.me/SNIDC
⭕️ پس از تکذیب فراوان رسانەهای نظام دربارە لیست حقوق نجومی دریافتی بازیگران سریال پایتخت ٥ کە توسط آواتودی منتشر شد، امروز بالاخرە روزنامە صدای اصلاحات خبر آواتودی را تأیید کرد.
https://telegram.me/SNIDC
Telegram
attach📎
شبکه اطلاع رسانی بازار تهران طلا
ساعت 20:17
تاریخ 97/02/30
🔹اونس طلا
1291.96
🔹اونس نقره
16.45
🔹آبشده نقدی
795000
🔹مظنه تهران
795500
🔹آبشده کمتر از کیلو
795700
🔹مظنه بنک داری
796000
🔹طلای متفرقه 740
834500
🔹آبشده بر حسب سکه
870300
🔹طلای 24 / مثقال
1127500
🔹گرم 24 عیار
244700
🔹گرم 18 عیار
183500
🔹گرم 740
181100
🔹نفت
71.40
🔹نفت برنت
78.67
ساعت 20:17
تاریخ 97/02/30
🔹اونس طلا
1291.96
🔹اونس نقره
16.45
🔹آبشده نقدی
795000
🔹مظنه تهران
795500
🔹آبشده کمتر از کیلو
795700
🔹مظنه بنک داری
796000
🔹طلای متفرقه 740
834500
🔹آبشده بر حسب سکه
870300
🔹طلای 24 / مثقال
1127500
🔹گرم 24 عیار
244700
🔹گرم 18 عیار
183500
🔹گرم 740
181100
🔹نفت
71.40
🔹نفت برنت
78.67