Forwarded from Hidden Chat
ست نظرت راجع به پانسیون چیه
من خیلی سینوسی میخونم اینجوری شاید مجبور شم بخونم ولی میترسم
خیلی ها که میرن پانسیون نتیجه نمیگیرن اکثر برتر ها خونه میخونن
نظرت چیه
من خیلی سینوسی میخونم اینجوری شاید مجبور شم بخونم ولی میترسم
خیلی ها که میرن پانسیون نتیجه نمیگیرن اکثر برتر ها خونه میخونن
نظرت چیه
۱. اگه وقتی درس خوندن بقیه رو میبینین یه حسی میاد سراغتون که موتورتونو روشن میکنه که شما هم درس بخونین و شروع کنین به خوندن واقعا میتونه کمک کننده باشه. من مثلا یه نفرو پیدا کرده بودم که هرجا خسته میشدیم تایمر میذاشتیم و میگفتیم "فقط یک ساعت دیگه میخونیم" و خب جواب میداد چون هیچ کدوم نمیخواستیم کم بیاریم. دیگه اینکه نظم میده بهتون اگه سر یه ساعت مشخص شروع بشه و پارت بندی خودشو داشته باشه اونجا که بتونین باهاش پیش برین و تایم شروع و پایانتون رو نظم میده کم کم.
۲. اگه خونتون جو شلوغی داره و خواهر برادر کوچیکتر دارین و واقعا نمیتونین تمرکز داشته باشین یا اینکه نیاز دارین کسی باشه که نظارت کنه که دارین درس میخونین(که کمتر جایی واقعا نظارت و رسیدگی دارن🤡) میتونه کمک کننده باشه.
۳. اگه رفتین سعی کنین وارد فاز رفیق بازیش نشین و خیلییی ارتباطات صمیمی ایجاد نکنین. یهو میبینین اون دوستیه و وقت گذرونیه یه حواس پرتی جالبی شده(که واقعا جالب نیست ولی مغزتون هر چیزی رو ممکنه به درس ترجیح بده) و دیگه کنترل ندارین روش.
۴. سعی کنین روزی که اونجا درس خوندین بعدش که اومدین خونه فشار نیارین که بیشتر تو خونه هم بخونین! یعنی وقتی ۱۰ساعت با کیفیتت توی پانسیون پرشده لازم نیست فشار بیاری(این منو خسته کرد اون تایمی که پانسیون میرفتم)
۵. از حواشی ای که ممکنه صحبت بشه راجع بهش فرار کنین. واقعا فرار. یهو میبینین دسته ای جمع شدن و راجع به موضوعاتی حرف میزنن که واقعا تو حیطه کنکور نیست و تمرکزتون رو هم به هم میزنه. نمیخوام بگم همه مثل همن و همه کسایی که میرن پانسیون تهش نتیجه نمیگیرن، اصلا. صرفا بعضیا هستن که اونجا میان برای اینکه یه ویترین بسازن که "من دارم درس میخونم و اومدنم به پانسیون یعنی دارم درس میخونم" در حالی که گاها اینطور نیست و اون فرد داره فقط وقتشو اونجا میگذرونه الکی.
۶. هر روز رفتنش کمک میکنه ولی سعی کنین بعضی روزارو هم تو خونه درس بخونین که کاملا شرطی نشین به محیط پانسیون. من بعد از یه مدت وقتی برگشتم خونه نمیتونستم بشینم درس بخونم حس میکردم حتما باید محیط پانسیون باشه.
۷. واقعا واقعا سعی کنین با کیفیت بخونین تایمی که اونجا هستین و اگه دیدین تمرکز ندارین و دارین الکی فقط وقتتونو پر میکنین بزنین بیرون. به شخصه تایمایی رو داشتم که تمرکز نداشتم و فقط مینشستم پشت میز که تایمم پر شه. بعدا فهمیدم بهتر بود اون موقع ها فقط برم خونه یا یه جای دیگه.
۲. اگه خونتون جو شلوغی داره و خواهر برادر کوچیکتر دارین و واقعا نمیتونین تمرکز داشته باشین یا اینکه نیاز دارین کسی باشه که نظارت کنه که دارین درس میخونین(که کمتر جایی واقعا نظارت و رسیدگی دارن🤡) میتونه کمک کننده باشه.
۳. اگه رفتین سعی کنین وارد فاز رفیق بازیش نشین و خیلییی ارتباطات صمیمی ایجاد نکنین. یهو میبینین اون دوستیه و وقت گذرونیه یه حواس پرتی جالبی شده(که واقعا جالب نیست ولی مغزتون هر چیزی رو ممکنه به درس ترجیح بده) و دیگه کنترل ندارین روش.
۴. سعی کنین روزی که اونجا درس خوندین بعدش که اومدین خونه فشار نیارین که بیشتر تو خونه هم بخونین! یعنی وقتی ۱۰ساعت با کیفیتت توی پانسیون پرشده لازم نیست فشار بیاری(این منو خسته کرد اون تایمی که پانسیون میرفتم)
۵. از حواشی ای که ممکنه صحبت بشه راجع بهش فرار کنین. واقعا فرار. یهو میبینین دسته ای جمع شدن و راجع به موضوعاتی حرف میزنن که واقعا تو حیطه کنکور نیست و تمرکزتون رو هم به هم میزنه. نمیخوام بگم همه مثل همن و همه کسایی که میرن پانسیون تهش نتیجه نمیگیرن، اصلا. صرفا بعضیا هستن که اونجا میان برای اینکه یه ویترین بسازن که "من دارم درس میخونم و اومدنم به پانسیون یعنی دارم درس میخونم" در حالی که گاها اینطور نیست و اون فرد داره فقط وقتشو اونجا میگذرونه الکی.
۶. هر روز رفتنش کمک میکنه ولی سعی کنین بعضی روزارو هم تو خونه درس بخونین که کاملا شرطی نشین به محیط پانسیون. من بعد از یه مدت وقتی برگشتم خونه نمیتونستم بشینم درس بخونم حس میکردم حتما باید محیط پانسیون باشه.
۷. واقعا واقعا سعی کنین با کیفیت بخونین تایمی که اونجا هستین و اگه دیدین تمرکز ندارین و دارین الکی فقط وقتتونو پر میکنین بزنین بیرون. به شخصه تایمایی رو داشتم که تمرکز نداشتم و فقط مینشستم پشت میز که تایمم پر شه. بعدا فهمیدم بهتر بود اون موقع ها فقط برم خونه یا یه جای دیگه.
❤🔥5
سعی کنین اگه رفتین آدمایی رو پیدا کنین که همفاز باشن با درس خوندن.
نه اینایی که درگیر رابطهشون و نمیدونم تفریح کردنشون و... هستن اومدن اونجا وقتشونو پر کنن🤦🏻♀️
و سعی کنین تاثیر مثبت داشته باشین که بهتون برگرده🌷
نه اینایی که درگیر رابطهشون و نمیدونم تفریح کردنشون و... هستن اومدن اونجا وقتشونو پر کنن🤦🏻♀️
و سعی کنین تاثیر مثبت داشته باشین که بهتون برگرده🌷
❤🔥7
و حتمااا حتمااا یه بخشی از دفتر گزارشتون رو برای اتلافی هاتون کنار بذارین و بنویسینش. وقتی توی یه محیط اجتماعی هستین که اکثریت برای تایمی که ممکنه از دست بدن ارزش قائل نیستن (قطعا من و شما هم بعضی جاها اینطوری هستیم فقط سعی در کنترلش خیلی کمک کننده تره) باید سعی کنین مسیر خودتونو بین اونا جدا کنین. هر اتلاف اضافهای، صحبتی هرچی بود بنویسین تایمشو و سعی کنین کنترلش کنین.
❤🔥7
و اگه تجربهای راجع به پانسیون و کتابخونه دارین که میخواین اضافه کنین، بگین اینجا میذارم❤️🔥⚡️
❤🔥7
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/SETSOLstudy/5930
سلام بنظرم اتاق نگیرن و تو سالن بخونن.
اونایی که کلا شبم میمونن تو اتاق در طول روز ممکنه بیان بخوابن و یا جدا از تایم ناهار غذا بخورن که جالب نیست.
و اگه هرچیز اذیت کننده ای وجود داشت حتماااااا به مسئول اطلاع بدید که تذکر بده.
سلام بنظرم اتاق نگیرن و تو سالن بخونن.
اونایی که کلا شبم میمونن تو اتاق در طول روز ممکنه بیان بخوابن و یا جدا از تایم ناهار غذا بخورن که جالب نیست.
و اگه هرچیز اذیت کننده ای وجود داشت حتماااااا به مسئول اطلاع بدید که تذکر بده.
Telegram
Last shot
و اگه تجربهای راجع به پانسیون و کتابخونه دارین که میخواین اضافه کنین، بگین اینجا میذارم❤️🔥⚡️
❤🔥6
من از بعد خوندن زیست هرکتابی که میخونم حس میکنم باید دور قیداش خط بکشم. اصلا اول قیدهای یه جمله توجهم رو جلب میکنه🤡🤣
⚡17🌚3
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/SETSOLstudy/5930
این صرفا نظر شخصی منه و بر اساس تجربه امسالم بود و ممکنه از نظر بعضی ها ایراد داشته باشه.
به نظر من، اگر کتابخونه یا پانسیون های مطالعاتی میرید بهترین کاری که میتونید بکنید اینکه با کسی دوست نشید. یا حداقل در حد سلامعلیک معمولی، صمیمی نشید!! گول لذتی که از گفتن مسیرتون به دیگران میگیرید رو نخورین. با کسی درمورد وضعیت درسیتون و تراز و درصدتون و شرایطتون صحبت نکنید.
بعد از تموم شدن کنکور، هیچکدوم از اون دوست هات باهات نیستن، هیچکدوم بهت پیام نمیدن و زنگ نمیزنن، اگر هم بزنن فقط بخاطر کنجکاویشون بابت اینکه چی قبول شدی هست. نزار یک سال مهم زندگیت رو نابود کنن.
تو لاک خودتون باشید و نقش کمرنگی داشته باشید.
چون تایم های استراحت هاتون طولانی میشه و گرم صحبت میشید. چون گاها وسط مطالعه، یکی میاد رو میزت و باهات شروع به صحبت میکنه درحالی که اون لحظه تایم مطالعت بود. به مرور زمان بخاطر طولانی بودن استراحت هاتون عقب افتادگی هایی برای شما پیش میاد که آخرای سال رو دوشتون سنگینی میکنه. درگیر حاشیه میشین.
ممکنه شمارو از مسیرتون دور کنه.
ممکنه هدفشون به اندازه هدف شما بزرگ نباشه و احتیاجی به تلاش زیاد نداشته باشن، تلاشِ کمِ اونا، رو کم شدن تلاشِ زیادِ شما تاثیر میزاره.
مطمئن باش تنها چیزی که میتونه بهت انرژی بده منظم خوندن و تیک خوردن برنامه هاته، نه تایمی که با اونا میگذرونی.
خلاصه اینکه، ۱-با کسی دوست نشید، ۲-تو لاک خودتون باشید.
این صرفا نظر شخصی منه و بر اساس تجربه امسالم بود و ممکنه از نظر بعضی ها ایراد داشته باشه.
به نظر من، اگر کتابخونه یا پانسیون های مطالعاتی میرید بهترین کاری که میتونید بکنید اینکه با کسی دوست نشید. یا حداقل در حد سلامعلیک معمولی، صمیمی نشید!! گول لذتی که از گفتن مسیرتون به دیگران میگیرید رو نخورین. با کسی درمورد وضعیت درسیتون و تراز و درصدتون و شرایطتون صحبت نکنید.
بعد از تموم شدن کنکور، هیچکدوم از اون دوست هات باهات نیستن، هیچکدوم بهت پیام نمیدن و زنگ نمیزنن، اگر هم بزنن فقط بخاطر کنجکاویشون بابت اینکه چی قبول شدی هست. نزار یک سال مهم زندگیت رو نابود کنن.
تو لاک خودتون باشید و نقش کمرنگی داشته باشید.
چون تایم های استراحت هاتون طولانی میشه و گرم صحبت میشید. چون گاها وسط مطالعه، یکی میاد رو میزت و باهات شروع به صحبت میکنه درحالی که اون لحظه تایم مطالعت بود. به مرور زمان بخاطر طولانی بودن استراحت هاتون عقب افتادگی هایی برای شما پیش میاد که آخرای سال رو دوشتون سنگینی میکنه. درگیر حاشیه میشین.
ممکنه شمارو از مسیرتون دور کنه.
ممکنه هدفشون به اندازه هدف شما بزرگ نباشه و احتیاجی به تلاش زیاد نداشته باشن، تلاشِ کمِ اونا، رو کم شدن تلاشِ زیادِ شما تاثیر میزاره.
مطمئن باش تنها چیزی که میتونه بهت انرژی بده منظم خوندن و تیک خوردن برنامه هاته، نه تایمی که با اونا میگذرونی.
خلاصه اینکه، ۱-با کسی دوست نشید، ۲-تو لاک خودتون باشید.
Telegram
Last shot
و اگه تجربهای راجع به پانسیون و کتابخونه دارین که میخواین اضافه کنین، بگین اینجا میذارم❤️🔥⚡️
❤🔥10
Last shot
https://t.me/SETSOLstudy/5930 این صرفا نظر شخصی منه و بر اساس تجربه امسالم بود و ممکنه از نظر بعضی ها ایراد داشته باشه. به نظر من، اگر کتابخونه یا پانسیون های مطالعاتی میرید بهترین کاری که میتونید بکنید اینکه با کسی دوست نشید. یا حداقل در حد سلامعلیک معمولی،…
در کل سعی کنین کنترل کنین میزان صمیمیت رو. اینکه یادتون نره چرا اونجا دارین میرین خیلی مهمه. اونجایین که توی محیط بهتری بتونین تلاش کنین و اگه دیدین داره به این موضوع لطمه زده میشه عقب بکشین و وضعیت رو تغییر بدین. نذارین خیلی اونجا احساس راحتی کنین🌷
❤🔥5
Anka𔒝
نه بابا هنوز شروعش هم نکرده که بخواد تمومش کنه
تمومش هم میکنه…
تو هم درحالی که فکت زمین افتاده نگاش میکنی و گوشاتو میگیری که صدای موفق شدنشو نشنوی.
تو هم درحالی که فکت زمین افتاده نگاش میکنی و گوشاتو میگیری که صدای موفق شدنشو نشنوی.
❤🔥25🍾2
داشتم فکر میکردم اگه پسر بودم جای پشتموندنِ دوباره باید میرفتم سربازی.
🌚16🔥4
زایمان اینقدر دوران نقاهت نداره که کنکور ۴۰۵ داشت. من هنوز خستمه.
🍾33🏆6🌚4
اگه از ۱۷ سالگی هیچ فشاری برای کنکور نداشتی،
اولین کاری که واقعاً دلت میخواست شروع کنی و انجام بدی چی بود؟
نه چیزی که «باید» انجام میدادی؛ چیزی که قرار بود خودت انتخاب کنی.
اولین کاری که واقعاً دلت میخواست شروع کنی و انجام بدی چی بود؟
نه چیزی که «باید» انجام میدادی؛ چیزی که قرار بود خودت انتخاب کنی.
🌚21🍾3
https://t.me/RozmaregiWithMe/1792
والیبالیست ها یه چیز دیگن. به عنوان کسی که ۴سال حدودا کار کرده واقعا میدونم حس و حالش چطوریه. اصلا قابل توصیف نیست.
والیبالیست ها یه چیز دیگن. به عنوان کسی که ۴سال حدودا کار کرده واقعا میدونم حس و حالش چطوریه. اصلا قابل توصیف نیست.
❤🔥6
Forwarded from LearnVault!✨️
Last shot
اگه از ۱۷ سالگی هیچ فشاری برای کنکور نداشتی، اولین کاری که واقعاً دلت میخواست شروع کنی و انجام بدی چی بود؟ نه چیزی که «باید» انجام میدادی؛ چیزی که قرار بود خودت انتخاب کنی.
اگر از ۱۷ سالگی هیچ فشاری برای کنکور نبود،
شاید زندگیام را با چیزهایی شروع میکردم که صدا داشتند؛
با واژههایی از زبانهای مختلف، با لهجههایی که هنوز برایم غریبه بودند،
با چینی و اسپانیایی و انگلیسی و هر زبانی که میتوانستم پنجرهای تازه به دنیایش باز کنم...
شاید ساعتها مینشستم پای موسیقی،
آواز یاد میگرفتم، سازی را آرامآرام میآموختم
و به جای حفظ کردن فرمولها،
نتها را حفظ میکردم.
شاید نقاشی میکردم،
مینوشتم،
میساختم،
هنر را نه برای نمره و نه برای رزومه،
بلکه فقط برای اینکه چیزی از خودم روی این دنیا باقی بگذارم...
اگر از ۱۷ سالگی قرار نبود مدام بپرسم «بعدش چی؟»،
شاید بیشتر میپرسیدم:
الان دلم میخواهد چه چیزی را تجربه کنم؟
و شاید همین، چیزی بود که آن سالها بیشتر از هرچیز به آن احتیاج داشتم؛
فرصتی برای کشف کردنِ خودم، قبل از اینکه مجبور شوم خودم را انتخاب کنم.
شاید زندگیام را با چیزهایی شروع میکردم که صدا داشتند؛
با واژههایی از زبانهای مختلف، با لهجههایی که هنوز برایم غریبه بودند،
با چینی و اسپانیایی و انگلیسی و هر زبانی که میتوانستم پنجرهای تازه به دنیایش باز کنم...
شاید ساعتها مینشستم پای موسیقی،
آواز یاد میگرفتم، سازی را آرامآرام میآموختم
و به جای حفظ کردن فرمولها،
نتها را حفظ میکردم.
شاید نقاشی میکردم،
مینوشتم،
میساختم،
هنر را نه برای نمره و نه برای رزومه،
بلکه فقط برای اینکه چیزی از خودم روی این دنیا باقی بگذارم...
اگر از ۱۷ سالگی قرار نبود مدام بپرسم «بعدش چی؟»،
شاید بیشتر میپرسیدم:
الان دلم میخواهد چه چیزی را تجربه کنم؟
و شاید همین، چیزی بود که آن سالها بیشتر از هرچیز به آن احتیاج داشتم؛
فرصتی برای کشف کردنِ خودم، قبل از اینکه مجبور شوم خودم را انتخاب کنم.
❤🔥16