مضطرب هستم؛ از آن مدل هایی که اسپاسم عضلانی پشتش میآید.
و ای کاش این اضطراب همان موجی باشد که چندی بعد به ساحل میرسد و آرام خواهد گرفت.
و گاه میگویم که کاش این دیوارها نزدیکتر بودند بلکه آغوشی در این روزها برایم ساخته شود.
کم کم دارم از طعم کافئین و قهوه زده میشوم و انگار این دو قرار است یادآور روزهای سخت و طاقتفرسا بمانند.
تابستان گیاهکی برای نگهداری به سرپرستی گرفتم! آن زمان ۵۰سانت بود این پتوس دورنگ، و الان؟ فکر میکنم بلندترین ساقه آن ۱۴۰سانتی شده باشد. آن روز به این دورنگ چشمنواز که تنها دورنگْصفتی است که میتواند مورد علاقهام باشد گفتم: “من و تو باهم رشد میکنیم، تو زیباتر و پریشانتر میشوی بلکه پریشانی من را بگیری، و من حواسم به برگهایت خواهد بود. این روزهای سخت در حافظه آوندهایت میمانند و روزِ خوبم را هم خواهی دید.”
و ای کاش این اضطراب همان موجی باشد که چندی بعد به ساحل میرسد و آرام خواهد گرفت.
و گاه میگویم که کاش این دیوارها نزدیکتر بودند بلکه آغوشی در این روزها برایم ساخته شود.
کم کم دارم از طعم کافئین و قهوه زده میشوم و انگار این دو قرار است یادآور روزهای سخت و طاقتفرسا بمانند.
تابستان گیاهکی برای نگهداری به سرپرستی گرفتم! آن زمان ۵۰سانت بود این پتوس دورنگ، و الان؟ فکر میکنم بلندترین ساقه آن ۱۴۰سانتی شده باشد. آن روز به این دورنگ چشمنواز که تنها دورنگْصفتی است که میتواند مورد علاقهام باشد گفتم: “من و تو باهم رشد میکنیم، تو زیباتر و پریشانتر میشوی بلکه پریشانی من را بگیری، و من حواسم به برگهایت خواهد بود. این روزهای سخت در حافظه آوندهایت میمانند و روزِ خوبم را هم خواهی دید.”
🕊7