Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
📣 موسسه حامی علوم انسانی و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکنند:
🔺 علوم انسانی و علوم اجتماعی محاسباتی در عصر دیجیتال و داده: مفاهیم، زیرساختها و کاربردها
🗣 سخنرانان:
☑️ جواد درویش، مدیرعامل مؤسسه حامی
رویکردهای حمایتی حامی از پژوهشهای میانرشتهای
☑️ مهدی نادی، دکتری روانشناسی کمی، دانشگاه کالیفرنیا
از نظریه تا الگوریتم:تحولی در فهم جامعه با علوم اجتماعی محاسباتی
☑️ یاسر باقری، هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
افقهای نو برای پژوهشگران اجتماعی
☑️ مهنام نجفی، دکتری معماری دانشگاه یزد، نوروزگان
نوروزگان: علوم انسانی دیجیتال و پیوندهای فرهنگی
☑️ محمد قندهاری، پژوهشگر، همبنیانگذار «انعکاس»
ابزارهای دیجیتالِ تشابهیابی متون و مطالعه سیر تاریخی تکامل علوم
☑️ کوثر کریمیپور، دکتری جامعهشناسی، دانشگاه مکمستر
علوم اجتماعی محاسباتی از تحلیل داده تا تصمیمسازی نهادی
☑️ علیرضا نیکبخت، پژوهشگر مدیریت دانش دیجیتال
علوم انسانی دیجیتال: دسترسپذیری در پیوند با جامعه
🗓 دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ | ساعت ۱۵–۱۸
📍 دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی، سالن گفتوگو
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبتنام
🔺 علوم انسانی و علوم اجتماعی محاسباتی در عصر دیجیتال و داده: مفاهیم، زیرساختها و کاربردها
🗣 سخنرانان:
☑️ جواد درویش، مدیرعامل مؤسسه حامی
رویکردهای حمایتی حامی از پژوهشهای میانرشتهای
☑️ مهدی نادی، دکتری روانشناسی کمی، دانشگاه کالیفرنیا
از نظریه تا الگوریتم:تحولی در فهم جامعه با علوم اجتماعی محاسباتی
☑️ یاسر باقری، هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
افقهای نو برای پژوهشگران اجتماعی
☑️ مهنام نجفی، دکتری معماری دانشگاه یزد، نوروزگان
نوروزگان: علوم انسانی دیجیتال و پیوندهای فرهنگی
☑️ محمد قندهاری، پژوهشگر، همبنیانگذار «انعکاس»
ابزارهای دیجیتالِ تشابهیابی متون و مطالعه سیر تاریخی تکامل علوم
☑️ کوثر کریمیپور، دکتری جامعهشناسی، دانشگاه مکمستر
علوم اجتماعی محاسباتی از تحلیل داده تا تصمیمسازی نهادی
☑️ علیرضا نیکبخت، پژوهشگر مدیریت دانش دیجیتال
علوم انسانی دیجیتال: دسترسپذیری در پیوند با جامعه
🗓 دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ | ساعت ۱۵–۱۸
📍 دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی، سالن گفتوگو
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبتنام
❤2
Forwarded from انجمن های علمی دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
📣اطلاعیه شماره ۲ ستاد برگزاری انتخابات انجمنهای علمی دانشجویی
بدینوسیله لیست اولیه تأیید صلاحیتشدگان انتخابات انجمنهای علمی دانشجویی اعلام میگردد.
🔸 انجمنهایی که به حد نصاب اعضا نرسیدهاند، از روز شنبه ۱۰ خرداد تا دوشنبه ۱۲ خرداد فرصت دارند نسبت به ثبتنام اعضای جدید در سایت زیر اقدام نمایند:
https://farhangi.sbu.ac.ir/anjomanelmi/
۱. انجمن علمی باستانشناسی
۲. انجمن علمی ریاضی
۳. انجمن علمی مکاترونیک
۴. انجمن علمی مهندسی برق (ولنجک)
۵. انجمن علمی زبانشناسی
۶. انجمن علمی شیمی
🔹 در صورت وجود هرگونه ابهام، داوطلبان میتوانند در روزهای ۱۰ و ۱۱ خرداد، از ساعت ۹ الی ۱۳ بهصورت حضوری به معاونت فرهنگی (اداره انجمنهای علمی دانشجویی) مراجعه نمایند یا با شماره ۰۲۱۲۹۹۰۲۶۶۲ تماس حاصل فرمایند
📥راه های ارتباطی با اداره ی انجمن های علمی:
🔵اینستاگرام 🔵کانال تلگرام
بدینوسیله لیست اولیه تأیید صلاحیتشدگان انتخابات انجمنهای علمی دانشجویی اعلام میگردد.
🔸 انجمنهایی که به حد نصاب اعضا نرسیدهاند، از روز شنبه ۱۰ خرداد تا دوشنبه ۱۲ خرداد فرصت دارند نسبت به ثبتنام اعضای جدید در سایت زیر اقدام نمایند:
https://farhangi.sbu.ac.ir/anjomanelmi/
۱. انجمن علمی باستانشناسی
۲. انجمن علمی ریاضی
۳. انجمن علمی مکاترونیک
۴. انجمن علمی مهندسی برق (ولنجک)
۵. انجمن علمی زبانشناسی
۶. انجمن علمی شیمی
🔹 در صورت وجود هرگونه ابهام، داوطلبان میتوانند در روزهای ۱۰ و ۱۱ خرداد، از ساعت ۹ الی ۱۳ بهصورت حضوری به معاونت فرهنگی (اداره انجمنهای علمی دانشجویی) مراجعه نمایند یا با شماره ۰۲۱۲۹۹۰۲۶۶۲ تماس حاصل فرمایند
📥راه های ارتباطی با اداره ی انجمن های علمی:
🔵اینستاگرام 🔵کانال تلگرام
👍2
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران
⭕️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند: ✅ #طرح_توانمند_سازی: مرحله دوم 🔴((کارگاه اصول و فنون مذاکره ))🔴 🔻🔻 جلسه دوم : دکتر محسن شریعتی نیا ( استادیار روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی) …
#گزارش_تصویری
⭕️گزارش تصویری " جلسه دوم کارگاه اصول و فنون مذاکره"
با حضور:
🎖دکتر محسن شریعتی نیا( استادیار روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی)
📆 زمان برگزاری:
روز شنبه ، ۳ خرداد ماه ماه ۱۴۰۴
✅ @SBUpolitics
⭕️گزارش تصویری " جلسه دوم کارگاه اصول و فنون مذاکره"
با حضور:
🎖دکتر محسن شریعتی نیا( استادیار روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی)
📆 زمان برگزاری:
روز شنبه ، ۳ خرداد ماه ماه ۱۴۰۴
✅ @SBUpolitics
👍7❤1
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 آیا لیبرالیسم تهدیدی برای ایرانشهری است؟
▫️لیبرالیسم به چه معناست و آیا با اندیشه ایرانشهری در تضاد است؟
▫️به گزارش اکوایران، موسی غنینژاد، اقتصاددان، به تحلیل این موضوع پرداخته است.
▫️غنینژاد توضیح میدهد که لیبرالیسم به معنای احترام به حاکمیت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای فردی است.
▫️او بیان می کند که اگر به بررسی مفاهیم جدید و قدیم ایرانشهر بپردازیم، درمییابیم که هر دو مفهوم آزادی و حاکمیت قانون در این چارچوب وجود دارد.
▫️در عین حال، برخی افراد در ایران که به عنوان "طرفداران مکتب اتریش" شناخته میشوند، نسبت به مفهوم ایران حساسیت زیادی دارند و تصور میکنند که این موارد ارتباطی با اندیشه اتریشی ندارند و در تضاد با آن هستند.
▫️غنینژاد بر این نکته تاکید میکند که این برداشت کاملاً نادرست است.
نسخه کامل در تلگرام
نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
▫️لیبرالیسم به چه معناست و آیا با اندیشه ایرانشهری در تضاد است؟
▫️به گزارش اکوایران، موسی غنینژاد، اقتصاددان، به تحلیل این موضوع پرداخته است.
▫️غنینژاد توضیح میدهد که لیبرالیسم به معنای احترام به حاکمیت قانون، حقوق مالکیت و آزادیهای فردی است.
▫️او بیان می کند که اگر به بررسی مفاهیم جدید و قدیم ایرانشهر بپردازیم، درمییابیم که هر دو مفهوم آزادی و حاکمیت قانون در این چارچوب وجود دارد.
▫️در عین حال، برخی افراد در ایران که به عنوان "طرفداران مکتب اتریش" شناخته میشوند، نسبت به مفهوم ایران حساسیت زیادی دارند و تصور میکنند که این موارد ارتباطی با اندیشه اتریشی ندارند و در تضاد با آن هستند.
▫️غنینژاد بر این نکته تاکید میکند که این برداشت کاملاً نادرست است.
نسخه کامل در تلگرام
نسخه کامل در سایت
📺 @ecoiran_webtv
👎8👍6
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
در سالگرد درگذشت دکتر قوام چند عکس و نوشتهای به یاد او را مجددا بازنشر میکنیم:
❤2
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
ارغوانِ تنها
یادداشت دکتر قدیر نصری استاد علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی و رییس مرکز مطالعات خاورمیانه درباره شادروان دکتر قوام که به شکل #اختصاصی توسط ندای سیاست به همراه سه عکس از آخرین سخنرانی دکتر قوام منتشر میگردد. روح این استاد بزرگ و شریف شاد.
@Nedaye_siyasat
یادداشت دکتر قدیر نصری استاد علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی و رییس مرکز مطالعات خاورمیانه درباره شادروان دکتر قوام که به شکل #اختصاصی توسط ندای سیاست به همراه سه عکس از آخرین سخنرانی دکتر قوام منتشر میگردد. روح این استاد بزرگ و شریف شاد.
@Nedaye_siyasat
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
📚✏️ندای سیاست
Photo
ارغوانِ تنها
«...آن سو ، درخت تشنه لبی
برگهایش را ،
از تشنگی فشرده به هم کرده گوش ها،
تا بشنود ترانه جویی که خشک شد
اما دریغ زمرمه ای نیست.
وان سوی تر ، فتاده شیارافزار
با تخته پاره های شکسته... »
شفیعی کدکنی /1344
نوشتن در سوگ قوام بسان تصور یک «فقدان مبهم» است یا تصویر یک آرزوی منجمد ، همچو تنها ماندن است در میان کویری تار و پیر! گفته ها و نوشته های دوستداران قوام طی ماههای اخیر را که مرور می کنم از انبوه اندوه کم نمی شود که هیچ ، بر بار ملال اضافه هم می شود. نمی دانم چه سری هست و این درد را به چه سان می توان درک و درمان نمود؟! قوام ، شجریان ، طباطبایی ، فیرحی ، گل محمدی و بسیاران دیگر را مگر می توان جانشینی یافت. طی این سالیان گویی باز هم باد بی نیازی خداوند وزیدن گرفته ، سامان سُرور و سخن نمانده است. اما هنوز و همچنان می توان از زیر ضرب شلاق زمان ، کمر راست کرد و به یاد و بهانه قوام ، روایتی رها و صادقانه از قوام و کلاس های او کرد. کلاسهایی که این روزها بدل به بتخانه و میدانی خالی از رزم و شکوه گشته اند ! میدان مناسک دروغین ، نقش های بی نمود ، اسم های بی مسما ، خنده های تلخ و مخاطبانی صورتک زده! دیگر از آن شور و نور و توش و تلاش خبری نیست ، ثانیه های ساعت ، به زحمت خود را به جلو می کشانند و آن که می خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است. اما و هزار اما ، نباید فراموش کرد که موسسان تاریخ ، هماره افراد کامران نبوده اند ، انسانهای زخمی از رنج های پرشمار ، درست همچون پلنگی زخمی به دوردست ها نظر دوخته ، دست بر زخم های کاری فشرده اند و امید دارند با گذشتن از تنگی و تاری ، نگهبان لاله ها در باد باشند. قوام تا واپسین لحظه چنین بود : دست بر زخم ، با غروری بی مثال و بانگی پرطنین.
در سطور پیش ِ رو ، می کوشم با کنار زدن حجاب حس و عاطفه و نیز دوری از شخصی سازی امور تکنیکی حرفه ای ، تک جمله هایی تازه روایت کنم تا هم اندکی ادای دین به قوام نجیب کرده باشم و هم کوشش حامد زارع را ارج بگذارم که شبانه روز برای پاسداشت فرهنگ ایران زمین جهد جدی می کند. در همین مقدمه بگویم که می کوشم قوام را معرفی کنم. آفت اندوهباری که این روزها ما را در بر گرفته است استفاده بی حد و اندازه از ضمیر اول شخص ( من ) حتی در معرفی یک متوفی است. این من من گویی و مصادره همه مناسبت ها و سوانح به من ، البته ریشه روانی و حتی سیاسی دارد. افرادی که گمان می برند مجالی برای ابراز و بیان خود نیافته اند و لازم است همیشه در همه جا باشند ابتدا یادی از متوفی می کنند و سپس به گونه ای متن می نویسند که بیشتر کارنامه یا برنامه نویسنده متن است تا توضیح فضایل و خصایص فردی که نوشته از برای آن است. در این جا و مجال و به فراخور حال مخاطب ، چهار نکته زیر در معرفی تکنیکی استاد قوام شایان توجه و دقت اند :
1.تهدیدات سرعتپایه
قوام در واپسین سخنرانی عمومی اش در مرکز مطالعات خاورمیانه و در جمع پژوهشگران مهمان که در اوج بیماری کرونا برگزار شده بود از مفهوم موثر و توضیح دهنده ای یاد کرد که در ایران غریب می نمود : تهدیدها و ناامنی های ناشی از سرعت تحولات. طبق این گزاره ، ساختارهای رسوب یافته و جایگیرشده درایران و بسیاری ممالک دنیا، مهیای مدارا با تغییرات عمیق و گسترده نیستند. نکته تازه این است که حتی بسیاری از لایه ها و طبقات روزآمد و مدعی جامعه هم نمی توانند خود را با سرعت تغییرات وفق بدهند. مثلاً چند درصد از خانواده های ایرانی حاضرند استقلال فرزند 18 ساله شان را بپذیرند و ضمن تخصیص سهم الارث او برایش خانه ای جداگانه تدارک ببینند؟ یا چند درصد از ما برنامه داریم به جای وصف تحولات نوپدید ، زبان فن آوریهای نو را یاد گرفته و با آنها کار کنیم؟ در نگاه قوام ، تعلل در برابر اوج و موج تغییرات ، جهان سوم را به ستوه آورده است برای این که جامعه و مخصوصاً حکومت های زمان پریش به جای درک منطق مواجهه با تغییراتی که نخستین خصلت آنها سرعت و فراگیرندگی است ، می کوشند وصف تغییر کنند و یا با هزینه های گزاف غول تغییر را به دام انداخته ، آن را رام و خودی بکنند.
2. لحظه تکرار ناپذیر توسعه
به باور قوام همیشه نمی توان تصمیم به توسعه گرفت! زمان برای اتخاذ تصمیم به تغییر ، بسیار اندک و محدود و تکرارنشدنی است. نخبگان با فراست آنهایی هستند که نبض زمان را به دست دارند ، صدای سیل تحولات را می شنوند ، جهت جریان را می بینند ، منطق حرکت و روح زمانه را تشخیص می دهند و با تصمیمات بهنگام و توسعه آفرین ، عمر آدم ها را پربار و دنیا را زیستنی می کنند ، طبیعت را جان می بخشند و مملکت را دوام. به زعم قوام ، کشورهایی که الان توسعه یافته هستند نخبگانی داشته اند که سر قرارشان با تاریخ کشورشان حاضر شده ، به عهد خود با ملک و ملت وفا کرده اند.
«...آن سو ، درخت تشنه لبی
برگهایش را ،
از تشنگی فشرده به هم کرده گوش ها،
تا بشنود ترانه جویی که خشک شد
اما دریغ زمرمه ای نیست.
وان سوی تر ، فتاده شیارافزار
با تخته پاره های شکسته... »
شفیعی کدکنی /1344
نوشتن در سوگ قوام بسان تصور یک «فقدان مبهم» است یا تصویر یک آرزوی منجمد ، همچو تنها ماندن است در میان کویری تار و پیر! گفته ها و نوشته های دوستداران قوام طی ماههای اخیر را که مرور می کنم از انبوه اندوه کم نمی شود که هیچ ، بر بار ملال اضافه هم می شود. نمی دانم چه سری هست و این درد را به چه سان می توان درک و درمان نمود؟! قوام ، شجریان ، طباطبایی ، فیرحی ، گل محمدی و بسیاران دیگر را مگر می توان جانشینی یافت. طی این سالیان گویی باز هم باد بی نیازی خداوند وزیدن گرفته ، سامان سُرور و سخن نمانده است. اما هنوز و همچنان می توان از زیر ضرب شلاق زمان ، کمر راست کرد و به یاد و بهانه قوام ، روایتی رها و صادقانه از قوام و کلاس های او کرد. کلاسهایی که این روزها بدل به بتخانه و میدانی خالی از رزم و شکوه گشته اند ! میدان مناسک دروغین ، نقش های بی نمود ، اسم های بی مسما ، خنده های تلخ و مخاطبانی صورتک زده! دیگر از آن شور و نور و توش و تلاش خبری نیست ، ثانیه های ساعت ، به زحمت خود را به جلو می کشانند و آن که می خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است. اما و هزار اما ، نباید فراموش کرد که موسسان تاریخ ، هماره افراد کامران نبوده اند ، انسانهای زخمی از رنج های پرشمار ، درست همچون پلنگی زخمی به دوردست ها نظر دوخته ، دست بر زخم های کاری فشرده اند و امید دارند با گذشتن از تنگی و تاری ، نگهبان لاله ها در باد باشند. قوام تا واپسین لحظه چنین بود : دست بر زخم ، با غروری بی مثال و بانگی پرطنین.
در سطور پیش ِ رو ، می کوشم با کنار زدن حجاب حس و عاطفه و نیز دوری از شخصی سازی امور تکنیکی حرفه ای ، تک جمله هایی تازه روایت کنم تا هم اندکی ادای دین به قوام نجیب کرده باشم و هم کوشش حامد زارع را ارج بگذارم که شبانه روز برای پاسداشت فرهنگ ایران زمین جهد جدی می کند. در همین مقدمه بگویم که می کوشم قوام را معرفی کنم. آفت اندوهباری که این روزها ما را در بر گرفته است استفاده بی حد و اندازه از ضمیر اول شخص ( من ) حتی در معرفی یک متوفی است. این من من گویی و مصادره همه مناسبت ها و سوانح به من ، البته ریشه روانی و حتی سیاسی دارد. افرادی که گمان می برند مجالی برای ابراز و بیان خود نیافته اند و لازم است همیشه در همه جا باشند ابتدا یادی از متوفی می کنند و سپس به گونه ای متن می نویسند که بیشتر کارنامه یا برنامه نویسنده متن است تا توضیح فضایل و خصایص فردی که نوشته از برای آن است. در این جا و مجال و به فراخور حال مخاطب ، چهار نکته زیر در معرفی تکنیکی استاد قوام شایان توجه و دقت اند :
1.تهدیدات سرعتپایه
قوام در واپسین سخنرانی عمومی اش در مرکز مطالعات خاورمیانه و در جمع پژوهشگران مهمان که در اوج بیماری کرونا برگزار شده بود از مفهوم موثر و توضیح دهنده ای یاد کرد که در ایران غریب می نمود : تهدیدها و ناامنی های ناشی از سرعت تحولات. طبق این گزاره ، ساختارهای رسوب یافته و جایگیرشده درایران و بسیاری ممالک دنیا، مهیای مدارا با تغییرات عمیق و گسترده نیستند. نکته تازه این است که حتی بسیاری از لایه ها و طبقات روزآمد و مدعی جامعه هم نمی توانند خود را با سرعت تغییرات وفق بدهند. مثلاً چند درصد از خانواده های ایرانی حاضرند استقلال فرزند 18 ساله شان را بپذیرند و ضمن تخصیص سهم الارث او برایش خانه ای جداگانه تدارک ببینند؟ یا چند درصد از ما برنامه داریم به جای وصف تحولات نوپدید ، زبان فن آوریهای نو را یاد گرفته و با آنها کار کنیم؟ در نگاه قوام ، تعلل در برابر اوج و موج تغییرات ، جهان سوم را به ستوه آورده است برای این که جامعه و مخصوصاً حکومت های زمان پریش به جای درک منطق مواجهه با تغییراتی که نخستین خصلت آنها سرعت و فراگیرندگی است ، می کوشند وصف تغییر کنند و یا با هزینه های گزاف غول تغییر را به دام انداخته ، آن را رام و خودی بکنند.
2. لحظه تکرار ناپذیر توسعه
به باور قوام همیشه نمی توان تصمیم به توسعه گرفت! زمان برای اتخاذ تصمیم به تغییر ، بسیار اندک و محدود و تکرارنشدنی است. نخبگان با فراست آنهایی هستند که نبض زمان را به دست دارند ، صدای سیل تحولات را می شنوند ، جهت جریان را می بینند ، منطق حرکت و روح زمانه را تشخیص می دهند و با تصمیمات بهنگام و توسعه آفرین ، عمر آدم ها را پربار و دنیا را زیستنی می کنند ، طبیعت را جان می بخشند و مملکت را دوام. به زعم قوام ، کشورهایی که الان توسعه یافته هستند نخبگانی داشته اند که سر قرارشان با تاریخ کشورشان حاضر شده ، به عهد خود با ملک و ملت وفا کرده اند.
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
📚✏️ندای سیاست
Photo
او تاریخ را به تلاش برای توسعه یا ناکامی در رهایی از رنج هایی چون بیماری ، بیسوادی و بیکاری ترجمه می کرد. این نحوه نگاه به علوم سیاسی ، تحلیل قوام را جذاب می کرد. موضوعی که بعدها در کتاب افرادی چون رابینسون و عجم اوغلو ( چرا انقلاب ها / ملت ها شکست می خورند؟ ) تکرار گشت. بر اساس استدلال قوام ، انتخاباتِ درست ، به دلیل تغییر کارگزاران ، اهمیت زیادی دارد انتصاب مدیری ماهر نیز همین طور. در این نگرش ، افراد ، ساختارسازند و نه بر عکس. انسانها می توانند در سطح فردی ، خانوادگی و ملی موقعیت خود را تغییر دهند به شرط این که بدانند در چه هنگامه ای این تصمیم را اتخاذ کنند. لذا افراد ، گروهها و ملل عقب مانده آنهایی هستند که در موقع نامناسبی تصمیم به تغییرگرفته و یا در موعد مناسب تصمیم نادرستی اتخاذ کرده اند. اصالت دادن به تصمیم Agent و به کارگیری بافتار اجتماعی و ساختار سازمانی برای اجرای آن از ممیزات اندیشه قوام است. چنین نگاهی پیامدهای ارزشمندی دارد که مهمترین آن عبارت است از اعتباریابی علوم سیاسی و همه گرایش هایی که به پویایی باور دارند تا سکون و جمود.
3. اداره و سازمان به مثابه موتور محرک توسعه
دکتر قوام بیش از آن که استاد نظریه های روابط بین الملل باشد استاد و نظریه پرداز ساز و کارهای سازمانی و اداری توسعه بود. او در زمانی به ترجمه و تألیف نظریه سیاست خارجی و سیاست بین الملل همت گماشت که هیچ کتابی برای تدریس این دروس وجود نداشت. در سال 1372 یعنی درست سی سال پیش که بنده دانشجوی ایشان بودم دقیقاً یادم هست که جز معدود مواردی ، کتابی برای خواندن دروس و پاس کردن واحدها وجود نداشت. اکثر قریب به اتفاق استادان جزوه می گفتند و دانشجوها می نوشتند. به خاطر ماهیت کلاس ( از حیث مدت زمان کلاس و نحوه تدریس و بیان استاد )، اغلب کلاس ترم را می شد در یک جزوه بیست یا سی صفحه ای خلاصه کرد. قوام در چنین شرایطی کتاب اصول سیاست خارجی را نوشت و در انتشارات سمت به چاپ سپرد و یا کتاب های تازه و البته مغلقی در مورد توسعه سیاسی و اداری ترجمه و منتشر نمود ( انتشارات قومس ). در اوان دهه 1370 شمسی که بحث از ضرورت توسعه داغ بود دکتر بشیریه کتاب جامعه شناسی سیاسی ( نشر نی سال 1371 ) را منتشر کرد و در آن از از ارکان و پیشران های اجتماعی ( طبقاتی ) توسعه و شناخت تحولات سخن گفت. بلافاصله دکتر احمد نقیب زاده از ضرورت نگاه از بالا و اهمیت دولت و حاکمیت در تدارک توسعه بحث کرد و کتابش مقدمه ای بر جامعه شناسی سیاسی را نوشت. در همان دوران دکتر محمود سریع لقلم از مقدمات تربیتی ، شخصیتی و نیز یادگیری از دنیای پیشرفته را برجسته می ساخت و از نسبت عقلانیت و توسعه یافتگی بحث می کرد. این سه را گفتم تا به قوام برسم. قوام هیچ یک از این سه استاد نبود و نگاه متمایزی داشت. در نگاه قوام ، سازمان پیشرو و تکنوکرات های کاربلد بودند که می توانستند توسعه خواهی را از دام دموکراتهای پوپولیست و یا الیگارشی سودسالار نجات دهند.
لذا قوام با روندهای انتخاباتی جاری در دهه 1370 میانه خوبی نداشت. در سالهای دهه 1370 دموکراسی خواهی غالباً ایده ای متعلق به چپ ها بود که آنها هم برای به زیر کشیدن جناح راست از آن بهره گرفتند و گرنه دموکراسی در جامعه از جنگ رسته دهه 1370 ، پدیده ای مطرود و ناشناخته بود. در پی مرارت های ناشی از جنگ در دهه 1360 و بازسازی خرابیهای آن در دهه های بعد ، نخبگان سیاسی ( مانند مرحوم رفسنجانی ) و علمی ( مانند دکتر قوام و دکتر سریع القلم ) جامعه ایرانی را آماده برای شرکت در انتخاباتی آگاهانه و آزادانه نمی دیدند. در اواخر سال 1375 و بخصوص در سال 1376 که دوم خردادی ها قدرت را به دست گرفتند و به رفسنجانی بی اعتنایی و حمله کردند خیلی از استادان قدیمی ( مانند قوام ) نظاره گر بودند. آنها در باب دموکراسی و توسعه سیاسی متن های مهمی نوشته و ترجمه کرده بودند اما آن مضمون آن متون را متفاوت با میدان دوم خردادی ها می دیدند ، دقیقاً و به خوبی یادم هست که مثلاً دکتر علی معنوی ( یکی از استادان قدیمی شهید بهشتی ) و برخی دیگر از استادان ، افراد سرشناس دوم خردادی ( مانند محسن میردامادی و ... ) را به سخره می گرفتند. حتی یادم هست که باری در ابتدای پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ( 1376) آقای سعید حجاریان از دکتر محمود سریع القلم دعوت به همراهی و همکاری کرده ، سخنی بدین مضمون گفته بود که فلانی ما فردی به نام سید محمد خاتمی را در عرض فقط شش ماه از گوشه کتابخانه ملی آوردیم و رییس جمهور کردیم و بنابراین توان ویژه ای داریم . اما دکتر سریع القلم همان موقع هم گفت که دموکراسی طبقه هفتم عمارت توسعه است یعنی چندین اولویت قبل از دموکراسی هم وجود دارد که بدون آنها نمی توان به توسعه رسید.
3. اداره و سازمان به مثابه موتور محرک توسعه
دکتر قوام بیش از آن که استاد نظریه های روابط بین الملل باشد استاد و نظریه پرداز ساز و کارهای سازمانی و اداری توسعه بود. او در زمانی به ترجمه و تألیف نظریه سیاست خارجی و سیاست بین الملل همت گماشت که هیچ کتابی برای تدریس این دروس وجود نداشت. در سال 1372 یعنی درست سی سال پیش که بنده دانشجوی ایشان بودم دقیقاً یادم هست که جز معدود مواردی ، کتابی برای خواندن دروس و پاس کردن واحدها وجود نداشت. اکثر قریب به اتفاق استادان جزوه می گفتند و دانشجوها می نوشتند. به خاطر ماهیت کلاس ( از حیث مدت زمان کلاس و نحوه تدریس و بیان استاد )، اغلب کلاس ترم را می شد در یک جزوه بیست یا سی صفحه ای خلاصه کرد. قوام در چنین شرایطی کتاب اصول سیاست خارجی را نوشت و در انتشارات سمت به چاپ سپرد و یا کتاب های تازه و البته مغلقی در مورد توسعه سیاسی و اداری ترجمه و منتشر نمود ( انتشارات قومس ). در اوان دهه 1370 شمسی که بحث از ضرورت توسعه داغ بود دکتر بشیریه کتاب جامعه شناسی سیاسی ( نشر نی سال 1371 ) را منتشر کرد و در آن از از ارکان و پیشران های اجتماعی ( طبقاتی ) توسعه و شناخت تحولات سخن گفت. بلافاصله دکتر احمد نقیب زاده از ضرورت نگاه از بالا و اهمیت دولت و حاکمیت در تدارک توسعه بحث کرد و کتابش مقدمه ای بر جامعه شناسی سیاسی را نوشت. در همان دوران دکتر محمود سریع لقلم از مقدمات تربیتی ، شخصیتی و نیز یادگیری از دنیای پیشرفته را برجسته می ساخت و از نسبت عقلانیت و توسعه یافتگی بحث می کرد. این سه را گفتم تا به قوام برسم. قوام هیچ یک از این سه استاد نبود و نگاه متمایزی داشت. در نگاه قوام ، سازمان پیشرو و تکنوکرات های کاربلد بودند که می توانستند توسعه خواهی را از دام دموکراتهای پوپولیست و یا الیگارشی سودسالار نجات دهند.
لذا قوام با روندهای انتخاباتی جاری در دهه 1370 میانه خوبی نداشت. در سالهای دهه 1370 دموکراسی خواهی غالباً ایده ای متعلق به چپ ها بود که آنها هم برای به زیر کشیدن جناح راست از آن بهره گرفتند و گرنه دموکراسی در جامعه از جنگ رسته دهه 1370 ، پدیده ای مطرود و ناشناخته بود. در پی مرارت های ناشی از جنگ در دهه 1360 و بازسازی خرابیهای آن در دهه های بعد ، نخبگان سیاسی ( مانند مرحوم رفسنجانی ) و علمی ( مانند دکتر قوام و دکتر سریع القلم ) جامعه ایرانی را آماده برای شرکت در انتخاباتی آگاهانه و آزادانه نمی دیدند. در اواخر سال 1375 و بخصوص در سال 1376 که دوم خردادی ها قدرت را به دست گرفتند و به رفسنجانی بی اعتنایی و حمله کردند خیلی از استادان قدیمی ( مانند قوام ) نظاره گر بودند. آنها در باب دموکراسی و توسعه سیاسی متن های مهمی نوشته و ترجمه کرده بودند اما آن مضمون آن متون را متفاوت با میدان دوم خردادی ها می دیدند ، دقیقاً و به خوبی یادم هست که مثلاً دکتر علی معنوی ( یکی از استادان قدیمی شهید بهشتی ) و برخی دیگر از استادان ، افراد سرشناس دوم خردادی ( مانند محسن میردامادی و ... ) را به سخره می گرفتند. حتی یادم هست که باری در ابتدای پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ( 1376) آقای سعید حجاریان از دکتر محمود سریع القلم دعوت به همراهی و همکاری کرده ، سخنی بدین مضمون گفته بود که فلانی ما فردی به نام سید محمد خاتمی را در عرض فقط شش ماه از گوشه کتابخانه ملی آوردیم و رییس جمهور کردیم و بنابراین توان ویژه ای داریم . اما دکتر سریع القلم همان موقع هم گفت که دموکراسی طبقه هفتم عمارت توسعه است یعنی چندین اولویت قبل از دموکراسی هم وجود دارد که بدون آنها نمی توان به توسعه رسید.
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
📚✏️ندای سیاست
Photo
حجاریان آن دوران مانند امروز به ضرورت و تقدم توسعه سیاسی باور داشت و خاتمیِ برآمده از رأی اکثریت را پیامبر توسعه اقتصادی می شمرد. همان گونه که سریع القلم توسعه اقتصادی را ضامن و مقدمه توسعه پایدار و متضمن دموکراسی می دانست. اما در این میان قوام قرار داشت که به قابلیت سازمانی توسعه باور داشت و معتقد بود در غیاب نهادهای قدرتمند نمی توان به بقای دموکراسی امید بست. او از توسعه اداری و تأسیس نهادهای بوروکراتیک توسعه گرا سخن می گفت که می توانند قدرت را از گزند توده مردم و نیز از سیاه چاله کیش شخصیت ، نگاهبانی کرده و در خدمت توسعه ملی به کار بگیرند.
این تقدم بخشی به سازمان یا توسعه اقتصادی ، معلول ماهیت دانشگاه شهید بهشتی ( دانشگاه ملی سابق ) و بخصوص دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی هم بود. این دانشکده به سبک امریکایی تآسیس شده ، سبکی که سیاست را همنشین اقتصاد و توان بهره وری می شمارد بر خلاف سبک فرانسوی ( جاری در دانشکده حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه تهران ) تقدم را به توان اقتصادی و بهره وری تجاری می داد. قوام در میانه این دو قرار داشت و علوم سیاسی را مأمور به تدارک سازمان های اداری توزیع قدرت و ارایه خدمات می شمرد. این علاقه قوام البته حاصل رشته تحصیلی اش در انگلستان بود که بیشتر ضبغه مدیریت کشوری داشت تا مدیریت شرکتی و یا سازماندهی حزبی.
4. فضیلت فنی قوام : تمرکز حرفه ای بر درس و اجتناب از خیابان
کلاس درس قوام مختص درس بود و لاغیر. آن جا نه از طنز و لطیفه خبری بود و نه روایت و مرثیه سرایی برای مصائب زمانه و معضلات روز که معمولاً در ابتدا یا لابه لای کلاس ها رایج است. قوام با پوششی شیک و سرعت و اقتداری بی بدیل وارد کلاس که می شد در فاصله ای کمتر از یک دقیقه درس را شروع می کرد. احدی حق حاشیه پردازی و ترحم خواهی نداشت. ثلث کلاس را به کنفرانس های دانشجویی اختصاص می داد و خودش سراپا گوش می شد و دو سوم کلاس را خودش با جدیت تمام درس می داد. همواره آراسته بود ، بعید می دانم کسی ایشان را با صورتی اصلاح نکرده رویت کرده باشد. در دفاعیه ها ساکت و دقیق می نشست و از اطناب کلام شدیداً اجتناب می کرد. او استادی حرفه ای بود. حرفه ای به این معنا که معیار دانشگاه با معیار بازار و خانواده و بانک متفاوت است. کارل اشمیت می گفت قاعده میدان اقتصاد یا امر اقتصادی ، سود و زیان است و قاعده امر اخلاقی ، خوب و بد و قاعده امر سیاسی دوستی و دشمنی. سخن اشمیت کاربرد دقیقی برای دانشگاه دارد : قاعده شخص و امر دانشگاهی هم ، داشتن سواد و بیسوادی است نه مهربانی و شفقت و جناح بازی و همشهری گرایی. دانشگاه یا university از ریشه لاتین universus دلالت به امر کلی یا universal به معنای امر کلان و همگانی دارد و آن عبارت است از یادگیری راه علمی برای درک و درمان مسأله عمومی. بر اساس این تعریف ، دانشگاه و دانشجو باید حرفه ای بودن را نخستین و مهمترین شرط استادی بداند نه صفاتی که ذاتی استادی نیستند مانند مهربانی ، هم جناحی ، صمیمیت و حتی امداد پدرانه.
هدف از گفتن این موارد تمهیدی برای بیان این نکته بود که بگویم قوام به سازمان کلاس نیز ایمان داشت. سازمان کلاس او بی انعطاف بود و همه موطف به ایفای نقش بود نه ابراز شخصیت و مرام و خاطرات شخصی شان. او در فضای عمومی دانشگاه از امر شخصی سخن نمی گفت چون این امور اهمیت موثر و اعتبار قابل آزمونی ندارند.
با همه این خصایص فاضلانه و متمایز ، استاد قوام در سالیان آخر عمرش منورش با تلخکامی از دانشگاه بهشتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی : واحد علوم و تحقیقات جدا شد. وقتی موعد بازنشستگی اش فرا رسید و از سوی سازمانِ سرد و جامد دانشگاه شهید بهشتی ، نامه دعوت به پایان خدمت دریافت کرد ، بسیار ناراحت شد. در سوی دیگر هم ، دانشگاه آزاد تصمیم گرفته بود گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل را به میانسالان همسو بسپارد تا سالخورده هایی که همچنان ساز ناکوک می زدند. برخی استادان جوان هر دو دانشگاه که دیگر به میانسالی رسیده بودند گمان می کردند که به رغم زحمت و لیاقت شان همچنان زیر سایه قوام و ساعی و دیگر پیش کسوتها باقی مانده اند و نمی توانند خود را ابراز کنند. دکتر قوام اعتقاد به بازنشستگی مخصوصاً از نوه آمرانه و تلخ نداشت و معتقد بود که «دانشگاه مگر ثبت احوال است که سر سی سال استاد را مرخص کنند!! » البته که او درست می گفت. نقش عنصر سن در علوم انسانی فوق العاده است. در سن پختگی ، آدم از جوش و خروش به دور است و چون دریایی عمیق ، خموش و بی خروش است. کاش نظام دانشگاهی ما این فراست را می یافت که استاد را به سیاقی محترمانه بازنشسته می کرد. استادان جوان نیز به جای خامی و شوراندن دانشجویان علیه استادان قدیمی ، رسم آموزگاری را می آموختند.
این تقدم بخشی به سازمان یا توسعه اقتصادی ، معلول ماهیت دانشگاه شهید بهشتی ( دانشگاه ملی سابق ) و بخصوص دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی هم بود. این دانشکده به سبک امریکایی تآسیس شده ، سبکی که سیاست را همنشین اقتصاد و توان بهره وری می شمارد بر خلاف سبک فرانسوی ( جاری در دانشکده حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه تهران ) تقدم را به توان اقتصادی و بهره وری تجاری می داد. قوام در میانه این دو قرار داشت و علوم سیاسی را مأمور به تدارک سازمان های اداری توزیع قدرت و ارایه خدمات می شمرد. این علاقه قوام البته حاصل رشته تحصیلی اش در انگلستان بود که بیشتر ضبغه مدیریت کشوری داشت تا مدیریت شرکتی و یا سازماندهی حزبی.
4. فضیلت فنی قوام : تمرکز حرفه ای بر درس و اجتناب از خیابان
کلاس درس قوام مختص درس بود و لاغیر. آن جا نه از طنز و لطیفه خبری بود و نه روایت و مرثیه سرایی برای مصائب زمانه و معضلات روز که معمولاً در ابتدا یا لابه لای کلاس ها رایج است. قوام با پوششی شیک و سرعت و اقتداری بی بدیل وارد کلاس که می شد در فاصله ای کمتر از یک دقیقه درس را شروع می کرد. احدی حق حاشیه پردازی و ترحم خواهی نداشت. ثلث کلاس را به کنفرانس های دانشجویی اختصاص می داد و خودش سراپا گوش می شد و دو سوم کلاس را خودش با جدیت تمام درس می داد. همواره آراسته بود ، بعید می دانم کسی ایشان را با صورتی اصلاح نکرده رویت کرده باشد. در دفاعیه ها ساکت و دقیق می نشست و از اطناب کلام شدیداً اجتناب می کرد. او استادی حرفه ای بود. حرفه ای به این معنا که معیار دانشگاه با معیار بازار و خانواده و بانک متفاوت است. کارل اشمیت می گفت قاعده میدان اقتصاد یا امر اقتصادی ، سود و زیان است و قاعده امر اخلاقی ، خوب و بد و قاعده امر سیاسی دوستی و دشمنی. سخن اشمیت کاربرد دقیقی برای دانشگاه دارد : قاعده شخص و امر دانشگاهی هم ، داشتن سواد و بیسوادی است نه مهربانی و شفقت و جناح بازی و همشهری گرایی. دانشگاه یا university از ریشه لاتین universus دلالت به امر کلی یا universal به معنای امر کلان و همگانی دارد و آن عبارت است از یادگیری راه علمی برای درک و درمان مسأله عمومی. بر اساس این تعریف ، دانشگاه و دانشجو باید حرفه ای بودن را نخستین و مهمترین شرط استادی بداند نه صفاتی که ذاتی استادی نیستند مانند مهربانی ، هم جناحی ، صمیمیت و حتی امداد پدرانه.
هدف از گفتن این موارد تمهیدی برای بیان این نکته بود که بگویم قوام به سازمان کلاس نیز ایمان داشت. سازمان کلاس او بی انعطاف بود و همه موطف به ایفای نقش بود نه ابراز شخصیت و مرام و خاطرات شخصی شان. او در فضای عمومی دانشگاه از امر شخصی سخن نمی گفت چون این امور اهمیت موثر و اعتبار قابل آزمونی ندارند.
با همه این خصایص فاضلانه و متمایز ، استاد قوام در سالیان آخر عمرش منورش با تلخکامی از دانشگاه بهشتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی : واحد علوم و تحقیقات جدا شد. وقتی موعد بازنشستگی اش فرا رسید و از سوی سازمانِ سرد و جامد دانشگاه شهید بهشتی ، نامه دعوت به پایان خدمت دریافت کرد ، بسیار ناراحت شد. در سوی دیگر هم ، دانشگاه آزاد تصمیم گرفته بود گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل را به میانسالان همسو بسپارد تا سالخورده هایی که همچنان ساز ناکوک می زدند. برخی استادان جوان هر دو دانشگاه که دیگر به میانسالی رسیده بودند گمان می کردند که به رغم زحمت و لیاقت شان همچنان زیر سایه قوام و ساعی و دیگر پیش کسوتها باقی مانده اند و نمی توانند خود را ابراز کنند. دکتر قوام اعتقاد به بازنشستگی مخصوصاً از نوه آمرانه و تلخ نداشت و معتقد بود که «دانشگاه مگر ثبت احوال است که سر سی سال استاد را مرخص کنند!! » البته که او درست می گفت. نقش عنصر سن در علوم انسانی فوق العاده است. در سن پختگی ، آدم از جوش و خروش به دور است و چون دریایی عمیق ، خموش و بی خروش است. کاش نظام دانشگاهی ما این فراست را می یافت که استاد را به سیاقی محترمانه بازنشسته می کرد. استادان جوان نیز به جای خامی و شوراندن دانشجویان علیه استادان قدیمی ، رسم آموزگاری را می آموختند.
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
📚✏️ندای سیاست
Photo
در مورد دکتر قوام این مهم صورت نگرفت و او بعد از سخنرانی اش در مرکز مطالعا خاورمیانه در آبان 1400 به من گفت : دانشگاه خانه من است ، این که دور خانه ات سیم خاردار بکشند و بدتر از آن این که ساکنان جدید خانه را علیه تو تحریک کنند خیلی تلخه!
او ارغوانی تنها در سرزمین ایران بود که عطش توسعه داشت.
@Nedaye_siyasat
او ارغوانی تنها در سرزمین ایران بود که عطش توسعه داشت.
@Nedaye_siyasat
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
#طرح_امروز :
از چپ به راست؛
دکتر ملک یحیی صلاحی ، دکتر عبدالعلی قوام ، دکتر علی اصغر کاظمی ، دکتر فردانش
@Nedaye_siyasat
از چپ به راست؛
دکتر ملک یحیی صلاحی ، دکتر عبدالعلی قوام ، دکتر علی اصغر کاظمی ، دکتر فردانش
@Nedaye_siyasat
❤1
Forwarded from خانه اندیشمندان علوم انسانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📔 بازنشر گزیدهای از آیین نکوداشت اندیشمند فرزانه زندهیاد دکتر سید عبدالعلی قوام
🗓 بهمن ۱۳۹۷
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
🗓 بهمن ۱۳۹۷
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
Forwarded from خانه اندیشمندان علوم انسانی
کلیپ نکوداشت استاد قوام.wmv
9.1 MB
Forwarded from خانه اندیشمندان علوم انسانی
📸گزارش تصویری اهدای هدیه به استاد قوام در آیین نکوداشت
🗓 دوشنبه 29 بهمن
🏡 سالن فردوسی
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
https://t.me/Nekoudasht_Asatid
🗓 دوشنبه 29 بهمن
🏡 سالن فردوسی
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
https://t.me/Nekoudasht_Asatid
❤1