انجمن‌ علمی علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران
2.6K subscribers
1.72K photos
36 videos
234 files
587 links
The Official Channel of Shahid Beheshti University Political Science Scientific Student Association

🧠 دانش‌ سیاسی = سلاح روشن اندیشی 🧠

راه ارتباطی:
@Politics_SBU

کانال نشریه‌ انجمن‌:
@jedal_pub

شبکه های اجتماعی:
@SBUpolitics
Download Telegram
@SBUpolitics
دکتر محمدعلی حسینی زاده
آناتومی علوم سیاسی در ایران: علوم سیاسی به چه کار می آید؟
دوشنبه 30 بهمن 96
دانشگاه شهید بهشتی
دانشکده اقتصاد و علوم س
@SBUpolitics
انجمن علمی دانشجویی علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، وظیفۀ خود می داند از تمام کسانی که صمیمانه در برنامه ریزی و اجرای این برنامه شرکت داشته اند، کمال سپاس را داشته باشد. گروه محترم علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی، انجمن علوم سیاسی ایران، و تمامیِ اساتید، دانشجویان و در مجموع دلسوزان و دغدغه مندانی که تلاش می کنند در حد توان برای ارتقای کیفیتِ فضای دانشگاه، بهبود شرایط علمی و اجتماعیِ رشتۀ علوم سیاسی در ایران و در نهایت رفع مشکلات و مسائل موجود در جامعه در ابعاد مختلف سهمی و نقشی داشته باشند.
قدرمسلم این پرسش که «علومِ سیاسی به چه کار می آید؟: بیش و پیش از هر چیز کوششی نقادانه و سخت کوشانه برای آن است که دریابیم اهالی دانشِ سیاست در معنای اعم در کجای حیات فکری و اجتماعی این کشور قرار دارند. امیدواریم این برنامه و محتوای آن مقدمه ای خوب بوده باشد برای همایش انجمن علوم سیاسی ایران که قرار است دهم اسفندماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار گردد.
چنین باد
@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید_
با درود،
از آنجا که برگزاری همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران، نمودار کوشش جمعی اساتید، دانشجویان و دست اندرکاران این حوزه خواهد بود، انجمن علمی علوم سیاسی و روابط بین الملل شهید بهشتی، طی مدت باقیمانده تا موعد برگزاری همایش اصلی، تلاش می کند نظرات، یادداشت ها و نوشته جات مرتبط را با موضوع «وضعیت علوم سیاسی در ایران» منتشر کند. از علاقه مندان تقاضا داریم مطالب مرتبط را با ذکر منبع آنها به اطلاع ما برسانند.
با سپاس
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید_؟
آن دانش سیاسی و اجتماعی که به «کار» امروز و این‌جا و اکنون ایران نیاید، نه دانش است، نه سیاست، نه حرفه؛ در محترمانه‌ترین حالت، شارلاتانیسم است.

این روزها، بسیاری از مکث‌های روشن‌فکرمآبانه و فراغت‌طلبی‌های تنزه‌آمیز و جریده‌روی‌‌های علم‌فروشانه و تغافل‌های مصلحت‌جویانه، در واقع، صورت‌ها و توجیهاتی برای زندگی‌گریزی و عمل‌ستیزی و سیاست‌پرهیزی است؛ این دم‌سردی‌ها دمیدن در کوره‌ی خودویران‌گری ایران است، آن هم در روزگاری که بقای ایران در گرو مسؤولیت‌پذیری خلاقانه و فعالانه و اصلاح‌باورانه و صلح‌طلبانه و حل‌مسأله‌ای دانایان است.

«سیاست در عصر عسرت» رو به سوی انجماد قطبی و «شام» ویرانی می‌گذارد اگر چراغ «سیاست به‌مثابه‌ی پیشه» به شعله‌ی «دانش به‌مثابه‌ی پیشه» احیا نشود.

تیرگی سنگین این «شام یخبندان بلند قطبی» همان مغاکی است که ماکس وبر پس از شکست آلمان در آیینه‌ی شکسته‌ی اروپا پس از نخستین جنگ جهان‌گیر دید و در یکی دو سال پایانی عمر کوتاهش از جان مایه گذاشت و کوشید اروپا و جهان را از فرولغزیدن در سراشیب هاویه‌ی نومیدی و بی‌عملی که به خشم و خشونت فراگیر راه می‌دهد، باز دارد و بیاموزد که رخداد‌ می‌تواند از آن‌چه در آیینه‌ی عبرت دیده می‌شود، مهیب‌تر و نزدیک‌تر باشد. نشنیدند و دیدند و می‌دانیم چه بر سر چند ده میلیون امید بنی‌آدم رفت.
@SBUpolitics
دکتر محمدمهدی مجاهدی
🔗 منبع: @mmojahedi
برنامه یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با موضوع "وضعیت رشته علوم سیاسی؛ اکنون و آینده" / پنج شنبه 10 اسفند 1396 از ساعت 8/30 در خانه اندیشمندان علوم انسانی1
برنامه یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با موضوع "وضعیت رشته علوم سیاسی؛ اکنون و آینده" / پنج شنبه 10 اسفند 1396 از ساعت 8/30 در خانه اندیشمندان علوم انسانی2
برنامه یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با موضوع "وضعیت رشته علوم سیاسی؛ اکنون و آینده" / پنج شنبه 10 اسفند 1396 از ساعت 8/30 در خانه اندیشمندان علوم انسانی3
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید

🖊عارف مسعودی؛ دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی
امروزه عموم متفكران و فعالان حوزۀ سياست اين فرض را پذيرفته اند كه مهمترين هدف سياست در رداي يك علم همانا توضیح و تبیین سازوکارهای توليد و توزیع قدرت دراجتماع سیاسی مي باشد. اما در فقدان آگاهي به مبادی و مباني چنين فرضي دستيابي به آن هدف اگر نگوييم امري محال اما «ازدرتنگ آمدن» است. البته آگاهي از آن مبادی و مباني، يا به تعبير علماي تاريخ انديشه سياسي جديد «بنيان هاي انديشه»، نياز به تفطني درباب گسست هايي در عالم فكر دارد كه همزمان با كشف دنياي جديد درعالم واقع، خبر از پديدار شدن خشكي هايي در وعاء ذهن مي دادند كه بعد از آن انديشه وعمل سياسي دنياي جديد روي آنها ايستادند . از منظر تاریخِ تحولِ مفاهیم، آگاهی یافتن به چنین گسست های از منظری کلان موجبات آگاهی درباب تحولات رخ داده در مضمون مفاهیم سیاسی و به طور اخص مفهوم قدرت را فراهم می آورد. در نهایت نیز زمانی که بپذیریم چنین مفاهیمی همچون «سیمانی به پای دیوارهای بی بتون تحولات سیاسی و اجتماعی ریخته می شوند» تا سقوط آن را مانع شوند، آن گاه اهمیت درک تحولات مفهومی ناشی ازاین گسست ها برای ما دوچندان خواهد بود.
تا پیش ازدوران جدید و در سراسر دوران میانه همچنان این نظر ارسطو که هر اجتماعی غایتی دارد و هدف اجتماع سیاسی رسیدن به سعادت از مجرای عمل به فضیلت است، اندیشۀ مسلط برمنطق حکومت مداری و سیاست ورزی بود. اما مشخصا در طی سده های میانۀ متاخر و با عبور اندیشه سیاسی از مبانی ناتورالیستی در سیاست وحکومت به آموزه های جوهرستیزانه، مقدمات جدیدی برای توضیح منطق تحولات و مناسبات سیاسی و اجتماعی فراهم آمد. اگر تا پیش از آن اهداف هر اجتماع سیاسی و حکومتی در ذیل دستیابی به کمال و غایات بشری تعریف می شد، از آن پس هدف نهایی آن ها، به عنوان پیکرهایی مصنوع، همانا برآوردن و به حداکثر رساندن رفاه بشری بود. به واقع این گذار، در حال ایجاد بازنگری اساسی درنقش اجتماع سیاسی و مهمترازآن حکومت ها به عنوان متولیان اجرای سیاست بود. در این میان گسست هایی که در بنیان های اندیشه سیاسی حاکم برسده های میانه رخ دادند، مسیر سیاست وحکومت دردوران جدید را در جهتی بازگشت ناپذیر دگرگون ساختند که به تبع آن کارویژه های علم سیاست، به عنوان ابزار معرفتی شناخت چنین تحولاتی نیز دستخوش تغییراتی ماهوی شد.
دو نمونه از مهمترين آن گسست ها دراوایل دوران مدرن و به ویژه درنظام فکری مهمترین متفکرآن یعنی ماكياولي ، خود را نمايان ساخت كه به تعبيرلئواشتراوس اولين موج از امواج سه گانه ي سهمگين تجدد را بر پيكر كشتي سنت فرود آورد.
متن کامل را در فایل زیر مطالعه فرمایید 👇👇
@SBUpolitics
یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران/پنج شنبه10 اسفند 1396ساعت 8/30 خانه اندیشمندان علوم انسانی
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید
*علوم سیاسی به چه کار می آید؟*
این پرسشی است که امروز ذهن بسیاری از ما دانشجویان و اساتید علوم سیاسی را به خود مشغول کرده است. بی شک هر یک از ما پاسخ یا پاسخ هایی را برای این پرسش مهم خواهیم داشت. انجمن علمی علوم سیاسی شهید بهشتی تلاش می کند نظرات مختلف را جمع آوری کرده و در فواصل زمانی و در قالب های مختلف به آگاهی سایرین برساند. لذا از شما دعوت می شود با پاسخ به این پرسش که : «به نظر شما استاد، فارغ التحصیل و یا دانشجوی علوم سیاسی، اصلی ترین مشکل و مسئلۀ این رشته دانشگاهی چیست?» در این تلاش سهیم باشید. لطفا پاسخ خود را از طریق آی.دی @MEHAN1993 ارسال کنید.
* ذکر مشخصات شخصی ضروری و الزامی نیست.
@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید؟

در پی پاسخ به این پرسش، صرفنظر از نکات ساختاری پیرامون شکل کلی علوم انسانی، در خصوص علوم سیاسی و البته روابط بین الملل، ایجاد تصور انتزاعی از این رشته ها توسط ما دانشجویان و اساتید، باعث جداانگاری از عرصه سیاست عینی و عملی است که منجر به حاشیه ای شدن اکثر دانش پژوهان این رشته میشود. لذا یکی از مشکلات این رشته ها شاید به اساتید برگردد که با تاسی از نظام نمره و جزوه محور، ابتدا قدرت خلاقیت و تفکر انتقادی را از دانشجو سلب کرده و سپس در مقاطع تحصیلات تکمیلی با تاکید افراطی بر موضوعات نظری و انتزاعی (که البته همگی هم ترجمه و اغلب دست چندم است)، دانشجو را در چرخه انتزاع صرف گرفتار میکنند. حال انکه در نظام های اموزشی پیشرفته تر، یکی از وظایف دانشجویان و دانش اموختگان این رشته مشورت دادن به تصمیم گیران و ارائه پالیسی پیپرهاست لیکن در ایران ما اندر خم نمره و معدل و نظریات مانده ایم. نکته دیگر به نظر، عدم مشارکت های بین المللی محققان ایرانی است که اغلب ناشی از عدم تسلط به زبانهای خارجی رایج در این حوزه است که نتیجه آن انحصار در مرزهای داخل بوده و از انتشار اندیشه ها و ایده های ایرانی در عرصه تفکر و سیاست بین الملل جلوگیری می کند. لذا راهکار پیشنهادی، به مثابه اولین گام، تلاش برای اصلاح ساختار نظام اموزشی نمره محور خواهد بود. در گام بعد الزامی نمودن تسلط بر یک زبان خارجی برای کلیه دانشجویان این رشته هاست تا رفته رفته با اتکا به این دو راهکار، به سمت خلق ایده های جدید و عینی تر و طرح انها در محافل علمی و سیاستگزاری بین المللی حرکت کنیم.
🖊مهدخت ذاکری، دانش آموختۀ مقطع دکتری روابط بین الملل، دانشگاه بهشتی
@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید ؟

پرسش فوق قبل از چیز دو پنجره به روی مخاطب می گشاید ؛ پنجره ای که چرایی علوم سیاسی را در فلسفه این علم و از زاویه هستی شناسانه به پرسش می گیرد و پنجره ای که از زاویه اکنونی و اینجایی بودن ما ماهیت علوم سیاسی را مورد واکاوی قرار می دهد و در صدد است که نقش آن را در «تاریخِ اکنون» ما بررسی نماید. به عبارت دیگر پاسخ پرسش فوق را می توان در دوساحت فلسفه علوم سیاسی از یک سو و کارکردهای عینی علوم سیاسی در حیات واقعی ما از سوی دیگر جست. به نظر می رسد بدون این تمایز بخشی نتوان به پرسش از چیستی و چرایی علومی پرداخت که علی رغم تاریخی بودن محتوای آن، در درون خود درصدد پاسخ به پرسش های فراتاریخی در نسبت میان انسان و جهان اجتماعی او می باشد.
مسلماً در جوامعی که دیرزمانی است منطق و عقلانیت سیاسی بر مناسبات اجتماعی آن حاکم می باشد، پرسش از چرایی علم سیاست در قامت فلسفی آن و در میان جامعه چندان مطرح نباشد، اگر چه مجادلات فلسفی در مورد سیاست در محافل علمی آن پر جنب و جوش باشد. در چنین جوامعی چه بسا بیش از آنکه پرسش های بیرونی در نسبت با سیاست و فلسفه آن مطرح باشد، پرسش ها بیشتر ناظر بر محتوا و مناسبات میان مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری، حق، فضیلت و .... باشد. آنجا سیاست به عنوان علم اداره عقلانی و منطقی امور عمومی در جریان است و چنین اداره ای بیرون از مناسبات علوم سیاسی تعریف نمی شود. تا جایی که به زاویه دوم بحث، یعنی نقش و کارکرد سیاست در مناسبات عینی جامعه نیر مربوط می باشد، چه بسا پرسش فوق چندان مطرح نباشد؛ زیرا در چنین جوامعی علوم سیاسی به معنی واقعی کلمه نقش آفرینی می کنند و پرسش ها بیش از آنکه معطوف به انتزاعی یا ملموس بودن این علوم باشد، معطوف به پیامدها و آثاری است که تولید نموده است. لذا در جمع بندی این جوامع می توان گفت در چنین جوامعی تا آنجا که به اداره امور عمومی مربوط می شود، نیاز به سیاست نیازی خدشه ناپذیر است.
اما در جوامعی چون جامعه ایرانی، پرسش از چرایی علوم سیاسی بیش از آنکه معطوف به چرایی این علوم در قامت هستی شناسانه آن باشد، معطوف به فایده و کارکرد این علوم در مناسبات عینی حیات فردی و اجتماعی ماست. در چنین جوامعی علم سیاست به معنای اخص آن، یعنی علم اداره امور عمومی وجود ندارد و خودِ سیاست نیز بیش از آن که از علم و عقلانیت تغذیه نماید، از ایدئولوژی و در بهترین حالت آن از تکانه های لحظه ای تکنوکرات های تغذیه می نماید که در میدان عمل تجربه های اندوخته اند. طبیعی است که علم سیاست نه قابل تقلیل به ایدئولوژی است و نه تماماً قابل تقلیل به سیاست به معنای عملِ سیاسی. در چنین جوامعی که استقلال امر اجتماعی و حکمرانی از مناسبات ایدئولوژیک به رسمیت شناخته نمی شود، طبیعی است که پرسش از چرایی علوم سیاسی نه در منطق فلسفی آن و نه در منطق کارآمدی به پاسخی اقناع کننده دست نیابد. در چنین جوامعی علوم سیاسی مسیر انتزاع را خواهد پیمود و در بهترین حالت پاسخ به پرسش های خود را در مجادلات روشنفکری خواهد یافت.
🖊صادق میرویسی نیک؛ دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید

علوم سیاسی و روابط بین الملل در کشور ما با چند چالش جدی روبرو است
اولین نکته اینکه در کشور ما سیاستمدارانی وجود دارند که علوم سیاسی نخوانده اند و کار مرتبط با علوم سیاسی انجام میدهند و در مقابل افرادی هستند که علوم سیاسی خوانده اند ولی شغل مرتبط یا اساسا شغل ندارند. در حالت سوم هم نه علوم سیاسی خواندند و نه کار سیاسی انجام میدهند ولی ادعا میکنند که سیاست را می‌شناسند.
در کشور ما " علوم سیاسی" در تخصص یک عده خاص تحصیل کرده علوم سیاسی خوانده نیست، بلکه همه مردم به تحلیل های آبکی ،بی محتوا خودشان و انتقال خبر علوم سیاسی میگویند و خود را متخصص این فن میدانند.
در کشور من کسانی که علوم سیاسی میخواندند دقیقا لحظه ای که فارغ التحصیل میشوند میفهمند خروجی کارش شان تنها پایان نامه ای خواهد شد که بعدها خاک میخورد و منبع کپی-پِیست...نفر بعدی می شود تازه اگر در این‌حالت خودش رساله اش را بنویسد.
در کشور ما علوم سیاسی خواندن فقط معطوف به پژوهش و مقاله و آموزش است عملا کار دیگری نمی توان کرد مدیران ارشد و سران حکومتی همگی "علوم سیاسی خوانده" متولد میشوند .
کشور من جایی است که علوم سیاسی به ما می فهماند که خواندن علوم سیاسی فقط معطوف به دانشگاه است تازه آنها اگر خوش شانس باشند کار سیاسی نمیکنند.
در کشور ما علوم سیاسی-خوانده ها آنقدر معادلات جور وا جور دارن که حتی تحلیل هایشان اندکی محتاطانه و توام با ترس است در کشور ما علوم سیاسی خوانده ها فقط حرف میزنن ولی عملا از همه جدا و سرشار از غرور کاذب هستند ...

🖊افسانه خسروی ؛ دانشجوی مقطع دکتری روابط بین الملل

@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید


نزدیک دوازده سال از بهترین سال‌های رشد عقلی و آمادگی کودکان و نوجوانان برای تبدیل شدن به شهروندان مسوول و منتقد در مدارس آموزش و پرورش سپری می‌شود. در این دوازده سال می‌توان شهروندانی فنی، پژوهشگرانی عمیق، انسان‌هایی با خرد انتقادی و گفت‌وگویی، کنشگرانی جمعی و وطن‌دوست و در یک کلام آینده ایران را ساخت. اما اکنون با غلبه جریان‌های تستی، ساختارهای پولی، توزیع نامتناسب امکانات و از همه مهم‌تر ضعف تربیت نیروی انسانی یعنی معلمانی که در دانشگاه فرهنگیان اغلب بی‌انگیزه و در ساختارهایی بی‌امکانات پرورش پیدا می‌کنند، در اغلب زمینه‌ها به خصوص موضوعات کاربردی، فرهنگ جمعی و علوم انسانی با ضعف بنیادین مواجهیم.
می‌توان تا حد ممکن معلم از دانش‌آموختگان برتر دانشگاه‌های مهم کشور جذب کرد؛ چراکه دانشگاه فرهنگیان در سراسر کشور نیروی انسانی متخصص و تجهیزات پژوهشی و آموزشی کمی دارد. راه تحول آموزش و پرورش استخدام دانش‌آموختگان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه‌های برتر کشور است که یک سال نیز می‌توان برای آنها دوره شیوه‌های تدریس گذاشت. دانشگاه فرهنگیان تنها به مکانیزم‌ها و فنون تدریس بپردازد، اما محتوا و دروس را باید از دانشگاه‌های مهم کشور جذب کرد. یک میلیون از استخدامی‌های دولت را معلمان تشکیل می‌دهند و اثرگذارترین صنف به لحاظ فرهنگ‌سازی آنها هستند. دوازده سال می‌توان انسان‌هایی با خرد گفت‌وگویی، انتقادی، تکلیف محور، با ادب و شهروندانی آشنا به کار جمعی و خلاق پرورش داد و می‌توان کاری کرد که انسان‌هایی استرسی، منزوی، رادیکال، فردگرا، تستی، حافظه محور، کم اطلاع نسبت به زبان مادری و سایر زبان‌های مهم بین‌الملل و بیگانه به کشور، دولت و ایران ساخت. یکی از عواملی که باعث شده آموزش و پرورش در شرایط بحرانی به سر ببرد، سیاست‌زدایی از این نهاد و گسترش بی‌ضابطه علومی است که سیاست‌گذاری کلان را نادیده گرفته‌اند. گمان کرده‌اند که با شیمی، تاریخ، علوم تربیتی، روان‌شناسی و الهیات می‌توان دانش‌آموزان را به آینده‌سازان کشور تبدیل کرد. اطلاعیه‌های آزمون استخدامی در دوره‌های قبل و دوره جدید را مرور می‌کردم، فراخوان رشته‌های زیر را داده‌اند: زیست‌شناسی، ادبیات عرب، ارتباط تصویری، الهیات و معارف اسلامی، آموزش ابتدایی، آموزش کودکان استثنایی، آموزگار تربیت بدنی، بازیگری، پویانمایی، تاریخ، تربیت کودک، جغرافیا، حسابداری، ریاضی، زبان انگلیسی، زبان و ادبیات فارسی، زمین شناسی، شیمی، صنایع دستی-فرش، صنایع دستی-چوب، طراحی دوخت، عکاسی، علوم اجتماعی، علوم تجربی، فیزیک، کاروفناوری، گرافیک، ماشین ابزار، مدیریت خانواده، مهندسی الکترونیک، مهندسی باغبانی، مهندسی برق، مهندسی تاسیسات، مهندسی چاپ، مهندسی سرامیک، مهندسی صنایع شیمیایی، مهندسی صنایع چوب، مهندسی صنایع فلز، مهندسی عمران، مهندسی کامپیوتر، مهندسی معدن، مهندسی مکانیک خودرو و مهندسی نقشه‌کشی معماری.

همان‌طور که مشاهده می‌کنید به همه رشته‌ها نیاز دارند اما علوم سیاسی هیچ جایگاهی در فراخوان‌های قبلی و کنونی آموزش و پرورش ندارد. یا فهمی نسبت به علوم سیاسی ندارند، یا نمی‌دانند علوم سیاسی و روابط بین‌الملل و ده‌ها زیرشاخه تخصصی آن در دنیا کارهای پژوهشی، آموزشی و سیاست‌گذاری آموزشی و تربیتی را انجام می‌دهند یا اینکه قصد سیاست‌زدایی از مدارس را دارند.
آن‌که می‌گوید سیاسی نیستم راه را برای نفوذ همه اندیشه‌های برانداز فراهم ساخته است. سیاست علم است و اغلب کشورهایی که مبنای توسعه جمعی، ارتباطی، گفت‌وگویی، خلاق و شهروند محور را پیشه ساخته‌اند از علوم سیاسی کمک گرفته‌اند. ورود ایران به دوره جدید و خلق مشروطه و ایجاد ایران مدرن با تاسیس مدرسه علوم سیاسی شکل گرفت. شاگردان مدرسه علوم سیاسی گرانیگاه ورود علوم انسانی به کشور و خالقان استقلال و توسعه ایران معاصر بوده‌اند. اکنون ما با دانش‌آموزانی بی‌تفاوت به بسیاری از ارزش‌های سیاسی و ملی و قانون و تست‌زن‌هایی سیاست‌زدایی شده مواجهیم که تندباد فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی آنها را به هر گردابی خواهد کشاند. ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و درصد بالای دستگیر شده‌های دانش‌آموز و جنبش تروریستی ری‌استارت را بنگرید که چگونه دانش‌آموزان رها شده کشور به دام فضاهای آنارشی و فرهنگ سیاسی رادیکال گرفتار آمده‌اند. کشور با نسلی رها شده در انبوهی از اطلاعات و جهتگیری‌های سیاسی روبه‌رو است که مدارس باید با معلمانی که تخصص علوم سیاسی دارند و مدیرانی که سیاست‌گذاری و روابط بین‌الملل می‌دانند آینده ایران را تضمین کنند. در علوم سیاسی موضوعاتی چون قانون اساسی، نهادهای سیاسی کشور، منافع ملی، امنیت ملی، حقوق شهروندی، انتخابات، تفکیک قوا، سازمان‌های بین‌المللی، فرهنگ سیاسی مدنی، مشارکت سیاسی، مالیه عمومی و بودجه، دیپلماسی، آداب مذاکره، تشریفات، رسانه و... آموزش داده می‌شود. دانش‌آموزان ما حتی آنان که در رشته‌های علوم سیاسی قبول می‌شوند فهمی از مفاهیم بالا ندارند و طبیعی است که منافع ملی دولت و کشور و بسیاری از بدیهیات را ندانند.

آموزش و پرورش اکنون بی‌سر است یعنی مجموعه‌ای از تخصص‌ها را گرد هم آورده است که چشم، گوش، زبان، دست و همه اعضا را دارد اما مغز یعنی مرکز سیاست‌گذاری، دادن محتواها و جهت‌دهی‌های سیاسی در آن مغفول مانده است. در سطح مدیران، کارکنان و کارشناسان، معلمان و دروس، نیاز به علوم سیاسی در آموزش و پرورش کاملا مشهود است. مگر می‌توان سیاست داخله و خارجه آموزش و پرورش را تنظیم کرد اما نیازی به علوم سیاسی و روابط بین‌الملل نداشت. پرسش‌های سیاسی دانش‌آموزان را چه کسانی با چه تخصصی پاسخ می‌گویند؟ آیا آموزش و پرورش به آداب دیپلماسی، مذاکره، فنون سیاست‌گذاری، روش‌های جامعه‌پذیری سیاسی، آموزش و ترویج شیوه‌های مشارکت سیاسی نیاز ندارد؟ راه توسعه کشورها در علوم سیاسی است و بدون توجه به تخصص و موضوعات مهمی که در این رشته مطرح می‌شود حاصل، سرگردانی و جزیره‌ای عمل کردن خواهد بود. بحران‌های اخیر لزوم وارد شدن تخصص علوم سیاسی و روابط بین‌الملل به ساختار مدیریتی، کارشناسی، کارمندی، معلمی و سرفصلی آموزش و پرورش را بدیهی و الزامی ساخته است. به فکر نسل‌های نوجوان و جوان باشید و آنها را از ورطه ضدیت با کشور و دولت بیرون آورید.

🖊دکتر روح‌اله اسلامی عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

🔗 منبع: روزنامه دنیای اقتصاد 96/12/5 شماره خبر: ۳۳۵۷۹۶۲

@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید?
بحث من متوجه رفتار دانشجویان علوم سیاسی است طبق تجربه ای که خود داشته ام.
از همان ترم های ابتدایی برای من سؤال بود چرا در دانشکده ی اقتصاد و علوم سیاسی، دانشجویان علوم سیاسی که می بایست فعال تر باشند منزوی اند. هیچ گونه هماهنگی و تشکلی میان آنان وجود ندارد. و برعکس دانشجویان اقتصاد وضعیت بهتری دارند، برای مثال گروهی درس می خوانند و گروه های دوستانه ای دارند. این مسئله به وضوح در سطح دانشکده نمایان است.
چه می شود که دانشجویان علوم سیاسی آنقدر پرمدعا رشد می کنند که فضای کلاس و درس بماند، فضای دوستانه را هم متشنج می کنند .
کمتر می توان شاهد اعتماد و فضای رقابتی سالم میان آنان بود.
به نظرم تا زمانی که خودمان در چنین وضعیتی به سر می بریم روا نیست بر وضعیت جامعه مان خرده بگیریم.
چاره ای نیست جز اینکه اخلاق مداری و آموزه های علوم سیاسی را از خودمان و کلاسمان شروع کنیم (ما مدعیان)، تا به سهم خود در شکوفایی و آرامش جامعه مؤثر باشیم و نیز تصویر مناسبی از دانشجوی علوم سیاسی ارائه دهیم.
🖊فاطمه جوادی، دانشجوی مقطع کارشناسی علوم سیاسی، دانشگاه بهشتی
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید ؟

هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من (مولانا)
«به نامش و به یاریش»
هر سئوالی، در بیان چیستی و چگونگی مطلبی و برای روشن نمودن ابهامی مطرح می شود. در پاسخ به سئوال فوق، به دلیل گرایش به فلسفۀ قاره ای و نه تحلیلی، مایلم حوزۀ زمانی و مکانی پاسخ را روشن نمایم و سپس به فهم و تبیین پاسخ خود بپردازم: علوم سیاسی در جامعۀ ایرانی و در زمان حال، چه کاربردی دارد؟
همانطور که لاکلائو و موفه مشخص کردند، جامعه به معنای کلیتی تام و تمام وجود ندارد، آنچه که به نام جامعه و بر مبنای مخیلۀ اجتماعی رژی دبره در ذهن هر فرد و عضوی از جامعه وجود دارد؛ مجموعه ای از گفتمانها و پادگفتمانهای گوناگونِ تاریخی است که بر مبنای اخراج، نفی و انکار اصول دیگر گفتمانها و پادگفتمانها و یا مسکوت گذاشتن پاره ای از دیگر اصول و بر مبنای نظامهای قدرت/دانش خود شکل میگیرد و متولد می شود و در نهایت سوژۀ سیاسی خود را می سازد. همانطور که فوکو اذعان داشته است، گفتمان خشونتی است که ما در حق چیزها روا می داریم، از این رو جامعه محل تقابل و صف آرایی گفتمانها و پادگفتمانهای مختلف می باشد، گفتمانهایی که هر کدام تلاش دارند جامعه را بر مبنای مبانی نظری و اصولی خود به تصویر بکشند؛ اما آیا بر مبنای رویکرد مدرنیستی، گفتمانی تام و تمام وجود دارد؟ گفتمانی که به شکل کلان روایتی خاص پاسخگوی تمامی نیازها و ابهامات انسان امروز باشد؟ امروزه و در عصر پست مدرنیسم و با توجه به مرگ کلان روایتها از دیدگاه لیوتار، دیگر نمی توان تنها به یک پاسخ خاص و جهانشمول بسنده کرد. از این رو برای هر گفتمان می -توان سه جنبه در نظر گرفت،1. سویه ای خلاق و ایجابی، 2.سویه ای سرکوبگر و سلبی و در نهایت 3.سویۀ تاریکی دارد که مسکوت گذاشته شده است، سویه ای که آگاهانه یا ناآگاهانه تلاش میشود در دایرۀ شمول گفتمانی قرار نگیرد، که در نگاه لکانی به سویۀ رئال تعبیر می شود. همان سویه ای که از معناپردازی می گریزد و در نهایت خود را در هیبت یک سمپتوم نشان می دهد. از این رو گفتمان علوم سیاسی نیز از این قاعده هرگزمستثنی نخواهد بود. گفتمان علوم سیاسی؛ خصوصا در جامعۀ ایرانی همواره سویه های گوناگونی دارد که در هر دوره تلاش دارد با توجه به تحولات داخلی جامعۀ ایرانی و خارجی جامعۀ جهانی و در یک بستر دیالکتیک؛ همچون ناخدای یک کشتی؛ جامعۀ ایرانی را به سرمنزل مقصود برساند. از این رو، پرسش از خود این گفتمان در مقام یک مطلع؛ و بازاندیشی پیرامون دقایق مفصل بندی شدۀ آن در عصر حاضر؛ نمایانگر جنبه ای مثبت و مولد از ظهور و زایش افق روشن انتقادی است. اما مسئله در اینجا، به نوع نگاه سوژۀ ایرانی باز میگردد.
🖊مه سیما سهرابی، دانشجوی مقطع دکتری علوم سیاسی، دانشگاه بهشتی
... متن کامل در فایل زیر 👇👇

@SBUpolitics
#علوم_سیاسی_به_چه_کار_می_آید؟

به نظر مي رسد علوم سياسي در ايران از چندين بُعد محل مناقشه قرار دارد:
١. در ساحت انديشه با وجود اينكه قريب به يك سده است كه علم سياست در ايران ظهور يافته اما همچنان تعريف روشني از سياست وجود ندارد. سياست همواره در سايه علوم ديگري چون الهيات قرار مي گرفت و يا حتي در سايه سنگين امري نه چندان علمي همچون ايدئولوژي! به نظر مي رسد تا زمانيكه نتوان تعريف روشني از ماهيت، روش، دامنه علم سياست بدست داد، ما همچنان اسير گمانه زني ها و تشتت آراء در باب سياست خواهيم بود. اگرچه اجماع و اتفاق نظر در علوم انساني و فلسفه امري بعيد به نظر مي رسد اما حداقل بايد بر سر اصالت دادن به علم سياست به مثابه اداره امور نوعيه و تدبيرمنزل جهدي قابل توجه صورت پذيرد.
٢. در كنار مورد اول، امروز متأسفانه با روندي دوگانه روبروييم كه بيش از پيش حوزه علم سياست را تنگ مي كند. از سويي با تنگ نظري هاي سياستگذارانه و تهي نمودن هرچه بيشتر ماهيت علم سياست روبروييم و از سوي ديگر با اسارت حوزه انديشه و تأملات دقيق انديشه ورزانه توسط نگاههاي ژورناليستي مواجهيم. اگرچه ممكن است بسياري بر اين عقيده باشند كه ما را ياراي مقابله با تنگ نظري هاي سياستگذارانه نيست اما مي توان قدري از بنيان مباحثات آكادميك درمقابل لفّاظي هاي از سر تفنّن برخي از ديدگاههاي ژورناليستي صيانت كرد؛ و اين مهم در درجه اول بر دوش اساتيد گرانقدر انديشه سياسي سنگيني مي كند.

٣. مغشوش بودن ذهنيت و بي انگيزگي
امروز در ميان بدنه انديشه ورزان، اساتيد و دانشجويان يأس بيش از پيش ريشه دوانده است. و اين يأس و هراس از آينده موهوم علوم سياسي پژوهندگان علم سياست را چندساحتي كرده كه لزوماً سنخيتي با يكديگر ندارند. امروز حوزه روشنفكرعمومي، بوروكرات و آكادميسين در ميان اساتيد علم سياست چندان شفاف و متمايز نيست. طبيعي است ريشه هاي اين پديده را بايد در جاي ديگر جستجو كرد اما نمي توان ناديده گرفت كه اين موضوع بسيار رمق علم سياست را گرفته است. بالطبع بي انگيزگي، كسالت و عدم تمركز بر حوزه دقيق مطالعاتي بر دانشجويان نيز سرايت خواهد كرد.

🖊رضا حسینی، دانشجوی مقطع دکتری اندیشه های سیاسی، دانشگاه بهشتی

@SBUpolitics
@SBUpolitics
احیای علوم سیاسی؛ گفتاری در پیشۀ سیاستگری
حسین بشیریه
نشر نی