‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝚳𝗈𝗌𝖼𝗈𝗐 •
62 subscribers
24 photos
7 videos
7 links
‌ ‌ 𝖳𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖿𝖾𝗅𝗍 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗎𝗌.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگر چشم های او چه داشت که حتی شیطان را وادار به نجات کرد؟!
از همان ابتدا, کارش وسوسه بود و پلیدی.
آمده بود تا آدم‌ ها را به گناه بکشاند, تا راهشان را به سمت تاریکی کج کند و چیزی از پاکیشان باقی نگذارد.

شیطان بود.
و مگر از شیطان جز گمراهی چه انتظاری میرفت؟

اما چه شد که وقتی نگاهش به آن پسر افتاد, تمام آنچه برایش ساخته بودند رنگ باخت؟

چرا دست‌ هایی که روزی برای کشاندن آدم‌ ها به تاریکی دراز می‌شد, حالا تنها میخواستند او را از تاریکی دور نگه دارند؟

چه شد که برای نخستین بار, وسوسه نکرد.
نجات داد؟

شاید عشق, تنها گناهی بود که شیطان نمیدانست چگونه مرتکبش شود.

او آمده بود تا فرشته‌ ها را به سقوط بکشاند,
اما در میان تمام آدم‌ هایی که میتوانست گمراه کند, یکی را پیدا کرد که دلش نمیخواست حتی یک قدم از نور دور شود.

پس برای او, شیطان بودن را کنار گذاشت.
نه برای اینکه پاک شده بود,
بلکه چون برای نخستین بار, چیزی داشت که حاضر بود به خاطرش خودش را به آتش بکشد.

و شاید عجیب‌ترین حقیقت درباره‌ی شیطان همین باشد.
گاهی شیطان عاشق می‌شود,
و عشق, او را بیشتر از هر گناهی به نابودی میکشاند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- من قلبم تاریکه, چرا منو دوست داری؟
+ تاریکی همیشه باصداقت تره, اوج تاریکی هم باشه میتونه نور شبشو بهت بتابه و بهت نور بده.. و هم میتونه.. نورشو ازت بگیره و بذاره یخ بزنی
- اگه این تاریکی نورِ خورشیدمو از بین ببره چی؟
+ مرگ خورشید بدست ماه؟ زیباترینه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- خیلی کم حرفی، مگه نه؟

+ صدای من فقط برای توئه.

'
I do talk but only for you'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- مـن هـیچوقت اشـتباه نـمیکنم
+ هـمه‌ی آدمـای مـغرور هـمینو مـیگن
+ تـو کـی هـستی؟
- هـمون کـسی که داشـتی دربـاره‌ش حـرف مـیزدی
- آگـوسـت دی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ᅠᅠM U S E(🆕)
𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 № 07 - 888
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌é𝗍𝗈𝗂𝗅𝖾𝗌 𝗉𝖾𝗋𝖽𝗎𝖾𝗌﹙ 𝖪𝖩 ? ﹚
Forwarded from ᅠᅠM U S E(🆕)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
? حٌــب صـآعِـــقـہ ‌؛ㅤㅤㅤ ㅤㅤ
ㅤㅤ# 𝟫𝟪𝟪ㅤ ‌@AkXSG 🪙 .ㅤ ؏ ㅤㅤ ㅤㅤ ㅤㅤㅤ
در روزهایی که مرگ، آرام‌تر از زندگی به نظر می‌رسید و تنهایی تنها پناهِ من بود، تو مثل تکه‌ای آفتابِ ناگهانی، روی دیوارهای سردِ اتاقم تابیدی. درست همان‌جایی که ناامیدی تا عمیق‌ترین گوشه‌های قلبم ریشه دوانده بود، تو آمدی.

روزها همان روزها بودند، خیابان‌ها همان خیابان‌ها، و آسمان همان رنگ همیشگی را داشت؛ اما از لحظه‌ای که تو وارد دنیایم شدی، انگار همه‌چیز آرام‌آرام دوباره رنگِ زندگی گرفت. لبخندی که مدت‌ها بود فراموشش کرده بودم، بی‌اجازه روی لب‌هایم نشست و قلبم، بعد از مدت‌ها، دوباره با امید تپید، نه با ترس.

نجات، همیشه در قامتِ ناجی‌ای سوار بر اسب سفید از راه نمی‌رسد؛ گاهی فقط صدایی‌ست در هندزفریِ خیس از اشک، که آرام در گوشَت زمزمه می‌کند:
«همه‌چیز درست خواهد شد.»

و من، از روزی که تو آمدی، دوباره نفس کشیدن را دوست دارم؛ دوباره زندگی، برایم ارزشِ ادامه دادن پیدا کرده است.