نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
به‌هم‌ریختگی شناختی در سران جمهوری اسلامی

در حالی که پروژه شکست خورده «حجاب اجباری» در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، اظهر من الشمس است. اما همچنان شاهد تصمیمات و سیاست‌گذاری‌های محکوم به شکست توسط حکمرانان نالایق این سیستم هستیم. چرا؟ بنظر می‌رسد، پاسخ به این سوال یکی از مهم‌ترین سوالات حال حاضر باشد. چرا که نه فقط در مسئله حجاب اجباری، بلکه در سایر مسائل نیز، جمهوری اسلامی یادگیری ندارد. من علت چنین پدیده‌ای را ایدئولوژی دینی جمهوری اسلامی و مفهوم به‌هم‌ریختگی شناختی (Cognitive dissoance) در حاکمان این نظام می‌دانم.
به هم ریختگی شناختی به زبان ساده وقتی روی می‌دهد که مرام و مسلک(Attitude) یک فرد یا یک گروه با رفتار (Behavior) آن در تضاد باشد. در اینجاست که فرد به جای دیدن این تضاد به توجیه آن می‌پردازد و این توجیه باعث می شود که در بلند مدت مرام و مسلک فرد نیز تغییر پیدا کند. وقتی مسئله حجاب و سایر مسائل در سیستم جمهوری اسلامی دچار تضاد با آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی شد، نظام به جای یادگیری دست به توجیه‌گری زد و مرام و مسلک آن هم تغییر پیدا کرد. نظامی که قرار بود آزادی، عدالت، رفاه اقتصادی و استقلال واقعی را برای جامعه ایرانی به ارمغان آورد، تبدیل شد به نظامی که دغدغه‌هایی ایدئولوژیک و دینی دارد. در اینجا خود مسئله دین نیز، مهم است. دین به خاطر ماهیت فرهنگی، بسیط و ریشه‌دارش در فرهنگ ایرانی به مثابه یک کاتالیزور عمل می‌کند و این مکانیزم توجیه‌گری را، که علیه دیدن واقعیت بیرونی و یادگیری است، تقویت می‌کند.

برای فهم دقیق‌تر مفهوم به‌هم‌ریختگی شناختی، توصیه می‌کنم، کتاب «اشتباهی که شده یا Mistakes were made» را مطالعه بفرمایید. خواندن مقدمه و دو فصل ابتدایی این کتاب، در صورت نداشتن وقت نیز راهگشاست.

@Rwriter

https://t.me/Rwriter/693
Forwarded from محمد قاسمی
امروز یه چیز شنیدم که واقعا دود از کله ام بلند شد. درگاه پرداخت اپلیکیشن کرفس که جزو استارتاپای موفق محسوب میشه رو بستن، علتش این بوده که سایت برنا یه مقاله نوشته که این اپلیکیشن کالری مواد غذایی غیر اسلامی رو هم میشمره!! و میخواد سبک زندگی غربی رو رواج بده!!!
البته این خبر رو بعد از این شنیدم که فهمیدم هر ۱۰ نفر تیم مدیریتشون دنبال استارتاپ ویزای هلند هستن و میخوان همین اپ رو بین المللی کنن، علت اصلی مهاجرتشون اما رشد کسب و کار نیست، خسته شدن و دلسرد شدن از فضای کشوره.
کاش کسی بود که میشد خفتش کرد و گفت این چه کارهاییه که میکنید، ولی واقعیت اینه که داریم با سایه ها میجنگیم.
#رويداد_علمی_پژوهشی

پژوهشكده سياست گذاری دانشگاه شريف برگزار مي كند.
هفتمين رويداد عملي – پژوهشي با موضوع:

📝 AI Policies: Pitfalls & Promises

📅 تاریخ برگزاری : سه شنبه 29 فروردين 1402

🕒 ساعت برگزاری : 15:30 الي 17:00 به وقت ايران

👥 اعضای پنل:

🔸 Ahmadreza Sazegarnejad
🔸 Isabela Parisio
🔸 Milad Pourrahmani
🔸 Jide Olugbade
🔸 Amir Shahraini

📍 لينك ثبت نام جهت حضور در رويداد: https://b2n.ir/d32625

▶️ لينك پخش زنده رويداد: https://vc.sharif.edu/ch/spri

☎️ جهت کسب اطلاعات بیشتر تماس با: 09916423822 (آقای شهرآيينی)

☑️ امكان صدور گواهي نامه حضور در رويداد نيز برای ثبت نام كنندگان فراهم می باشد.

🖇️ ساير جزئيات را در اينجا بخوانيد: https://spri.sharif.ir/events/spri-research-event-071

#پژوهشکده_سیاستگذاری_شریف

Website: https://spri.sharif.ir/
Bale: https://ble.ir/spri1401
Telegram: https://t.me/spri1
Instagram: https://www.instagram.com/sharif.policy
Linkedin: https://www.linkedin.com/company/sharif-policy/
Forwarded from Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند»

✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان که دستش را در برخورد انضباطی با دانشجوها بازتر می‌گذاشت؛ از تذکر در هنگام ورود و در سطح دانشگاه تا ارسال پیامک‌های اخطار و احضار به حراست و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و ممنوع‌الورودی و صدور احکام انضباطی به‌خاطر نوع پوشش.

📝 در این گزارش براساس روایت تعدادی از دانشجوها مروری کرده‌ایم بر اقدامات دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها. متن کامل این گزارش را در تلگراف می‌توانید بخوانید.

🔵 @SharifToday\
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Sharif Today
Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند» ✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی…
«انگار دزد گرفته‌اند»

📝 گزارشی از اقدامات دانشگاه در برخورد با پوشش دانشجوها

#بخش_اول

✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان که دستش را در برخورد انضباطی با دانشجوها بازتر می‌گذاشت؛ از تذکر در هنگام ورود و در سطح دانشگاه تا ارسال پیامک‌های اخطار و احضار به حراست و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و ممنوع‌الورودی و صدور احکام انضباطی به‌خاطر نوع پوشش. در این گزارش براساس روایت تعدادی از دانشجوها مروری کرده‌ایم بر اقدامات دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها.

🔹 بررسی پوشش دانشجوها و رفتارهای آنها در سطح دانشگاه، از چند طریق صورت می‌گیرد:

▫️یکی از آنها دوربین پرتعدادی‌ست که از ابتدای سال تحصیلی و با اوج گرفتن اعتراضات پاییز در سطح دانشگاه نصب شد و هم برای شناسایی دانشجوهای حاضر در تجمعات به کار رفت و هم بعد از آن برای شناسایی دانشجوهایی که پوشش‌شان مطلوب مسئولان دانشگاه بود. این‌طور که دانشجوها و برخی مسئولان دانشگاه گفته‌اند، دوربین‌های اطراف شریف‌پلاس و جکوز در زمینه بررسی پوشش و رفتار دانشجوها بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

▫️روش دیگر مدتی در سلف دنا که برای صرف غذای دانشجوهای پسر و دختر در کنار هم در نظر گرفته شده بود، به کار رفت، به این ترتیب که پوشش دانشجوها موقع زدن کارت برای دریافت غذا بررسی و در صورت نیاز اسم آنها ثبت می‌شد. با توجه به اینکه برخی دانشجوها به جای دوستان‌شان و با کارت آنها غذا می‌گرفتند، این روش خطاهای عجیب‌وغریبی هم به دنبال داشت.

▫️بعد از آن دانشگاه بررسی پوشش دانشجوها را به درهای ورودی انتقال داد تا مأمورین حراست مستقر در اتاق‌های نگهبانی درهای ورودی، بنا به تشخیص خودشان، اسم دانشجوهایی را که پوشش مناسبی از نظر آنها ندارند، ثبت کنند. با توجه به نصب دستگاه‌های کارت‌خوان در درهای ورودی، اطلاع از اسم دانشجوها برای مأمورین حراست به آسانی ممکن است.

▫️در روزهای اخیر مأمورین حراست به کنترل پوشش دانشجوها در درهای ورودی اکتفا نکرده و به صورت پیاده یا سوار بر موتورسیکلت و خودرو در سطح دانشگاه گشت می‌زنند و ضمن بررسی پوشش دانشجوها، در صورت نیاز با تلفن همراه شخصی خودشان از آنها عکس می‌گیرند. البته از آنجا که این کار معمولا به حراستی‌های تازه‌وارد واگذار می‌شود، پاییدن و عکس گرفتن‌شان آن‌قدر توی چشم و ناشیانه است که خیلی از دانشجوها متوجه می‌شوند و مأمور حراست مجبور می‌شود خودش را به آن راه بزند تا از شدت نابلدی و دست‌پاچگی‌اش کم شود.

🔹 در زمینه کنترل پوشش دانشجوها و اقدام برای اعمال برخی بایدهای پوششی مدنظر مسئولان دانشگاه نیز روش‌های مختلفی امتحان شده است:

▫️تذکر هنگام ورود به دانشگاه یا در سطح دانشگاه یکی از این روش‌هاست. البته خیلی اوقات مأمورین حراست به تذکر خالی بسنده نمی‌کنند و مانع ورود دانشجو به دانشگاه یا تردد او در سطح دانشگاه و حتی رفتنش به کلاس می‌شوند، مگر آنکه دانشجو به تذکرها توجه کرده و نوع پوششش را تغییر دهد. این تذکرها البته چاشنی بی‌احترامی و تهدید و فریاد را معمولا به دنبال دارد. به قول یکی از دانشجوها «انگار دزد گرفته‌اند». در برخی موارد دنبال کردن دانشجوها تا دانشکده‌شان هم برای جلوگیری از رفتن او به کلاس مشاهده شده است.

▫️هم‌چنین خیلی اوقات پیش آمده که تذکر همراه با تلاش برای احراز هویت دانشجو بوده. در واقع اولین جمله‌ای که مأمور حراست در برخورد با دانشجوها ذکر می‌کند، این پرسش است که «دانشجوی اینجایی؟» و اصرار دارد که کارت دانشجویی دانشجو را ببینند و از هویت او مطمئن شود، در حالی که موقع ورود به دانشگاه و با توجه به نصب دستگاه‌های پرخرج کارت‌خوان، یک‌بار هویت دانشجو تأیید شده و هیچ دلیلی ندارد که به‌خاطر نوع پوشش، در وسط صحن دانشگاه یا بعد از عبور از گیت‌های ورودی، یک‌بار دیگر کارت دانشجویی از او خواسته شود. اصرار مأمورین حراست به نشان دادن کارت دانشجویی معمولا به عکس گرفتن از کارت یا ضبط آن منجر می‌شود. بعضا بهانه‌شان برای دیدن کارت دانشجویی و احراز هویت مجدد، ادعای عجیب‌وغریب تقلبی بودن کارت‌های دانشجویی‌ست، انگار نه انگار که آن‌قدر خرج و دستگاه نصب کرده‌اند و حالا از تشخیص کارت معتبر از غیرمعتبر عاجزند.

🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Sharif Today
Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند» ✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی…
«انگار دزد گرفته‌اند»

📝 گزارشی از اقدامات دانشگاه در برخورد با پوشش دانشجوها

#بخش_دوم

▫️جالب آنجاست که خود این مأموران حراست بعضا لباس فرم به تن ندارند و وقتی ازشان خواسته می‌شود که کارتی نشان دهند که هویت‌شان را تأیید کند، یا طفره می‌روند، یا می‌گویند هنوز کارت‌شان صادر نشده، یا تهدید می‌کنند، یا می‌گویند به دفتر حراست بیایید تا کارت را نشان‌تان دهیم. حتی یکی از آنها به نشان دادن صرفا برگه مجوز تردد در دانشگاه اکتفا کرده است. اعتراض دانشجو به این رفتارهای مأمورین حراست هم گاهی احضار به حراست و دردسرهای بعدی را به همراه دارد.

▫️اقدام دیگر دانشگاه ارسال پیامک‌های اخطار و تهدید است؛ پیامک‌هایی که یا به نقض الگوهای رفتاری اشاره دارد و یا نقض ماده ۵۴ شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان (عدم رعایت موازین شرعی در ارتباط با نامحرم) و تهدید به ارجاع پرونده به کمیته انضباطی هم در دلش جا خوش کرده. این پیامک‌ها براساس گزارش مأمورین حراست در درهای ورودی یا عکس‌هایی که مأمورین حراست با دوربین‌های موبایل‌شان در سطح دانشگاه گرفته‌اند و یا تصاویر دوربین‌های مداربسته سطح دانشگاه ارسال می‌شود. گاهی حراست به صرف نشستن یک دختر و پسر در کنار هم از آنها عکس گرفته و یکی دو روز بعد، پیامک اخطار برای دانشجوها رفته است.

▫️بعد از چندین با ارسال پیامک، نوبت زنگ زدن به خانواده می‌رسد. بهانه هم این است که خود خانواده‌ها از دانشگاه خواسته‌اند که قبل از ارجاع پرونده فرزندان جوان و جاهل و خام‌شان، به آنها اطلاع داده شود تا با تذکرشان مسئله را حل‌وفصل کنند، هرچند برخورد خیلی از خانواده‌ها با این تماس‌ها، مخالفت‌شان با سیاست‌ها و رفتارهای دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها را نشان می‌دهد. حراست به خانواده دانشجو این‌طور می‌گوید که خودتان تذکر بدهید، وگرنه پرونده فرزندتان به کمیته انضباطی می‌رود.

▫️مرحله بعدی احضار پیامکی یا تلفنی به دفتر حراست است و یک جلسه بعضا یک‌ساعته با دانشجو و آسمان و ریسمان بافتن و تذکر و تهدید تشکیل پرونده و صدور حکم انضباطی و تعلیق از تحصیل. آخر جلسه هم وقت تعهد گرفتن از دانشجوست و عجیب آنجاست که در تعهدی که دانشجو می‌دهد، گاهی این قید هم باید باشد که از این به بعد با مأمورین حراست برخورد مناسب و همراه با احترامی خواهد داشت.

▫️در این جلسات، اگر دانشجویی مدرک بخواهد، معمولا به او گفته می‌شود که حراست مدرکی نشان نمی‌دهد و در کمیته انضباطی مدارک مربوط به پرونده به دانشجوها نشان داده می‌شود، اما در صورت اصرار دانشجو، یکی از مسئولین حراست عکس‌ها و فیلم‌هایی را به دانشجو نشان می‌دهد و عجیب آنکه این عکس و فیلم در تلفن همراهی‌ست که در دست یکی از مسئولین حراست قرار دارد که بعید نیست حتی تلفن همراه شخصی او باشد!

▫️رفتن پرونده به کمیته انضباطی و صدور احکام خان آخر برخورد با دانشجوهاست. معمولا توبیخ شفاهی یا کتبی و درج در پرونده برای پرونده‌های مربوط به پوشش و ارتباط با نامحرم صادر می‌شود، اما تعلیق از تحصیل هم در برخی پرونده‌ها دیده شده است. البته حراست اخیرا ممنوع‌الورودی را هم به اقداماتی که برای برخورد با پوشش دانشجوها به آن متوسل می‌شود، اضافه کرده است.

🔹 حراست تا جای ممکن سعی دارد تذکر و اخطار به دانشجوها در سطح دانشگاه یا درهای ورودی را در شرایطی پیش ببرد که دیگر دانشجوها حضور ندارند و در جریان آن قرار نمی‌گیرند، چرا که اگر سایر دانشجوها به رفتار حراست اعتراضی نکنند، حراست می‌تواند برخوردهای شدیدتری داشته باشد. گاهی به دانشجویی که در حمایت از دوستش به رفتار حراست اعتراض کرده، گفته شده که حضورش در آن محل (که بخشی از دانشگاه است) و اعتراضش به رفتار ناشایست حراست غیرقانونی است!

🔹 بررسی محتواهای منتشرشده از سوی دانشجوها در شبکه‌های اجتماعی (به ویژه توییتر) نیز گویا اخیرا به دستور کار نیروهای حراست اضافه شده، آن هم محتواهایی که مربوط به زندگی شخصی و بیرون دانشگاه دانشجوها بوده، اما به‌خاطرشان دانشجوها به حراست احضار شده‌اند و تهدید شده‌اند که اگر با حراست همکاری نکنند، پرونده قضایی در بیرون دانشگاه برایشان تشکیل می‌شود و محرومیت از تحصیل در انتظارشان خواهد بود.

@SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
… Fiction is a certain packaging of the truth, or higher truths. Indeed I find that there is more truth in Proust, albeit it is officially fictional, than in the babbling analyses of the New York Times that give us the illusions of understanding what’s going on. Newspapers have officially the right facts, but their interpretations are imaginary – and their choice of facts are arbitrary. They lie with right facts; a novelist says the truth with wrong facts.

-Nassim Nicolas Talib
👌1
Without statistics and probability, social science is like trying to navigate a stormy sea without a compass. It's not only lame, but also downright dangerous. As a society, we must recognize the importance of these tools and ensure that our researchers are equipped with the knowledge and skills necessary to use them effectively.

@Rwriter
بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بی غرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند… من می‌روم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده‌است و به پاداش فداکاری‌های خادمین مملکت چه رفتاری شده‌است.

- احمد قوام السلطنه، نخست وزیر ایران

@Rwriter
"نهاد قدرت و روابط قدرت" یا انتگرال علوم انسانی

تقریبا هر وقت هر کسی، هر کجایی، ایرانی یا فرنگی در صحبت‌هایش در کتاب‌هایش در مقالاتش از دو واژه نهاد قدرت یا روابط قدرت استفاده می‌کند، خواندن آن مقاله و کتاب یا شنیدن آن صحبت را قطع می‌کنم. چرا؟ چون بزرگ‌ترین فیلسوفان تاریخ، از وبر گرفته تا فوکو، آنقدر با احتیاط از این واژه استفاده کرده‌اند و آنقدر راهنمای خوبی هستند که به راحتی می‌تواند بر بسیاری از تحلیل‌های مبتنی بر قدرت و روابط قدرت خط بطلان کشید. یکی از معلم‌های دوران دبیرستان مان، از یکی از معلم‌های ریاضی دوران تحصیلش که بسیار بی‌سواد بود خاطره‌ای تعریف می‌کرد. می‌گفت هرجا معلم نمی‌توانست به مسئله‌ای پاسخ دهد می‌گفت این مسئله با انتگرال حل می‌شود، حال آن که برای مثال آن مسئله،یک مسئله احتمالی ساده بوده است. این تحلیل‌های روابط قدرتی که امروزه می‌شنوم، عمدتا از جنس همان «با انتگرال حل می‌شود»های آن معلم بی‌سواد است. حال آن که تحلیل‌های از آن دست، نیز چیز چندانی به دست آدمی نمی‌دهد. بیشتر شبیه تریاکی است که برای چند لحظه شنونده یا خواننده بیچاره را نشئه می‌کند و بعدا باخود می‌گوید: عجب حرف چرتی بودا...

@Rwriter
👍1
«قصه بگو » شب هنگام است. انسان های نخستین، ترسان از ناشناخته های درون تاریکی، بر گرد آتش حلقه زده اند. آنان به جانب قصه گو سر پیش برده اند: «قصه بگو.» و قصه گوی نخستین احتمالا بدین گونه آغاز کرده است: «در فاصله سه ماه سفر تا آبها، شکارچی قدرتمندی زندگی می کرد. نام این شکارچی شین بود. شین بزرگ قبیله بود؛ چون ماموت را می شناخت. می توانست ماموت را دنبال کند و از پا در آورد. ماموت را از پا در آورد تا فرزندانش از پا درنیایند. یک روز که آفتاب آبها را سوزانده بود و آبها گرد و غبار شده بود؛ مردها خسته بودند و بچه ها گرسنه خوابیده بودند….. .» مردان قبیله غرق در وصف قدرتها و نیرنگ های شکارچی بزرگ، که با ماموت پشمالو در جدال است، همه چیز را به جز شین از یاد برده اند، آنان با قهرمان قصه یکی شده اند. در آن روز خشک آبی چه اتفاقی افتاد؟ شین چطور با نومیدی و گرسنگی جنگید؟ بعد چه اتفاقی افتاد؟… حلقه تاریک ترس از پیرامون آتش دور شده است. مالش گرسنگی در درون مردان قبیله فروکش کرده است. آنان خود شین شده اند. با ماموت در جدالند. منتظرند بشنوند که شین چگونه پیش رفت، چگونه در گیر شد و چگونه به پیروزی رسید.


- از کتاب «داستان و نقد داستان» ترجمه و تالیف احمد گلشیری
👌1
Forwarded from Sharif Today
«تعقیب‌وگریز در دانشگاه به‌خاطر حجاب»

✴️ عصر امروز دانشگاه صحنه تعقیب‌وگریز بوده؛ تعقیب یک دانشجوی دختر از سوی نیروهای حراست که انگار به‌خاطر پوشش آن دانشجو در سطح دانشگاه دنبالش دویده‌اند و دانشجوی دختر هم سعی داشته از دست حراست رها شده و به کلاسش برسد.

🔹 تعدادی از دانشجوهایی که شاهد این تعقیب‌وگریز بوده‌اند، در حمایت از دانشجوی دختر و برای سردرآوردن از دلیل این اتفاق، وارد بحث با نیروهای حراست شده‌اند، اما نیروهای حراست طبق معمول دنبال احراز هویت دانشجوهایی بوده‌اند که چند ساعت قبل از آن گیت‌های ورودی دانشگاه رد و هویت‌شان احراز شده است. رفتار نامتعارف و خارج از شأن نیروهای حراست به تعقیب‌وگریز و اصرار بی‌جهت برای احراز هویت دانشجوها ختم نشده و یکی از آنها با دوربین تلفن همراهش شروع کرده به عکس گرفتن از دانشجوهایی که دور او را گرفته و مشغول بحث شده بودند.

🔹 علاوه بر این دست اتفاقات در سطح دانشگاه، روند ممنوع‌الورود کردن عجیب و ازناکجاآمده دانشجوها به‌خاطر پوشش هم در روزهای اخیر ادامه داشته و برخی دانشجوها موقع ورود به دانشگاه، اجازه ورود پیدا نکرده‌اند. فعالیت دانشجوها در شبکه‌های اجتماعی که منطقا رفتاری خارج از محوطه دانشگاه است نیز اخیرا به حربه دیگری برای احضار به حراست و ممنوع‌الورودی و … تبدیل شده است.

🔹 کلمات زیادی که در این روزگار معنایشان را از دست داده‌اند، یکی‌شان هم حراست دانشگاه است که کارش شده آزار و اذیت دانشجوها و خانواده‌هایشان و ناامن کردن محیط دانشگاه برای افرادی که مسئولان دانشگاه آنها را فرزندان‌شان و دانشگاه را خانه آنها می‌نامند.

🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐2
درباب کلاس‌ها، کارگاه‌ها، نشست‌ها، بحث‌ها، گروه‌ها، دورهمی‌ها و جُنگ‌های داستان نویسی و نویسندگی

@Rwriter
درباب کلاس‌ها، کارگاه‌ها، نشست‌ها، بحث‌ها، گروه‌ها، دورهمی‌ها و جُنگ‌های داستان نویسی و نویسندگی

درباره آن چه که می‌خواهم نگارش کنم، شاید تخصصی اندک داشته باشم، اما تجربه‌ای شگرف دارم. تقریبا از 10 سالگی به کلاس‌های داستان نویسی کانون پرورش فکری می‌رفتم. در دوران دبیرستان هم نیاز روانی ام به کلاس‌های داستان نویسی در کلاس‌های دوتا از بزرگ‌ترین اساتید ادبیات تهران، محمدمیرزاخانی و امیرحسین هاشمی ارضا شد. اما این کافی نبود. همیشه شنیده بودم، محمد حسن شهسواری ته قضیه کلاس‌های داستان نویسی است. در فراخوان چهارمین مدرسه رمان شرکت کردم و در دومرحله از بین حدود 300 مخاطب جز 4 نفری بودم که محمدحسن شهسواری مرا پذیرفت. با این که از همه این اساتید، قدردانم، منتها مطالبی که از این کلاس‌ها آموختم، در برابر آنچه که خودم یاد گرفتم. در برابر آن لحظاتی که با تمرکز کتاب‌های نویسندگان محبوبم را بازخوانی کردم و عمیقا به زبان داستان، ساختار داستان، چرایی داستان و همه این‌ها اندیشیدم، هیچ بوده است. بارها قواعد خودساخته پولساز اساتید ادبیات و داستان نویسی را دیدم که چگونه مذبوحانه در آثار قدما و معاصران شکسته می‌شوند و چگونه قواعد اصلی کمتر مورد اندیشه قرار می‌گیرند. اما آنچه که همیشه مرا به خنده وا میدارد، رابطه عجیب کلاس‌های داستان نویسی با جشنواره‌های استانی، محله‌ای، کشوری، بعضا کوچه‌ای، مناسبتی و فلان و بهمانی داستان نویسی با برندگان این جشنواره هاست. با این که خودم دو سه باری توفیق خوبی در این جشنواره‌ها داشته ام (داستان تهران، داستان اصفهان و شازده کوچولو باغ ارم شیراز)، عمیقا باور دارم خروجی این جشنواره‌ها چیزی جز مراسم‌های خودآفرینی به آثاری دون مایه نیست که تقریبا مخاطبی به اندازه انگشت‌های یک دست هم ندارند. البته نقد دیگر به این کلاس‌ها، می‌تواند شباهت عجیب آثار تولیدی در این کلاس‌ها باشد. که بسیار شبیه هم اند. آنقدر که تقریبا خواندن داستان فارسی، خصوصا داستان کوتاه فارسی برایم ناممکن شده است. البته این به معنای زیرسوال بردن ادبیات داستانی معاصر فارسی نیست. بالاخره من نابغه‌ای نیستم که تنها به این آسیب عجیب پی برده باشد، امروز آثار ادبی فارسی خوبی (خصوصا در سطح رمان و بعضا مجموعه داستان‌های منسجم فارسی) منتشر می‌شوند که ارزش خواندن دارند.
ماجرای کلاس‌های داستان نویسی، مرا به یاد ماکس برود، یار غار فرانتس کافکا می‌اندازد. کسی که اگر کمی اخلاقی بود، به وصیت کافکا عمل می‌کرد و تمام آثار کافکا را می‌سوزاند. آن وقت ما محاکمه، قصر و آمریکایی نداشتیم که یک داستان نویس ناکام بیاید و در کلاس‌های ادبی‌اش، درباره عناصر تعلیق در این آثار صحبت کند. آثار کسی که خود حتی یک بار هم در کلاس‌های داستان نویسی شرکت نکرده بود. کافکا نمونه بارز، گونه ادبی ای است که ما کم دارید. انسان خود ساخته، صادق، تجربه‌گرا و خود آموخته‌ای که آثارش چونان اصیل اند که همه را به وجد می‌آورد. من باور دارم کلاس‌های داستان نویسی، نه تنها نمی‌توانند کافکا، پروست، کورمک مکارتی، فاستار والاس و مارکز بیرون دهند که بلکه می‌توانند آن استعداد مارکزها و کافکاهای احتمالی، جوان و معصوم شرکت کننده در خودشان را به نابودی بکشانند.

عکس: ماکس برود

@Rwriter

https://t.me/Rwriter/708
...ما با زندگی قهریم به زندگی تبسم نمی کنیم از روی ملالت و تکلف وارد زندگی می شویم وقتی تو حرف می زدی من یاد یکی از خاطرات زمان کودکی ام افتادم . شاید چهار یا پنج ساله بودم یک روز پدرم یک جفت گیوه نو برایم خرید و گفت فردا می خواهد مرا با خودش به یکی از دهات مجاور شهر به مهمانی ببرد. من بقدری حالت شعف پیدا کردم که تا صبح با وجود اینکه خواب بچگی سنگین است چند بار بیدار شدم و بیرون را نگاه کردم تا ببینم صبح شده است یا نه این یعنی به استقبال روز و زندگی رفتن و حالا همان طور که تو در یکی از کتاب هایت نوشته ای شب که می شود با کوله باری از ملامت یعنی با کوله بار شخصیت که پر است از هزار ترس نفرت حقارت طلبکاری بدهکاری رنج و دلهره می خوابیم. با نگرانی می خوابیم نیمه شب از فرط نگرانی بیدار می شویم نه از فرط شوق و صبح همین که چشممان راباز می کنیم احساسمان این است که خدایا باز هم روز آمد و من تا غروب مجبورم این کوله بار ادبار را بر گرده ذهنم بکشم...

از کتاب رابطه، نوشته محمدجعفر مصفا

@Rwriter
1
سربازی و بی‌عدالتی اجتماعی

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
سربازی و بی‌عدالتی اجتماعی @Rwriter
سربازی اجباری و بی‌عدالتی

حرف زدن از بی‌عدالتی آسان است. مثلا همین قضیه حجاب. می‌توان روضه‎ها خواند. از تبعیض ساختاری سازمان یافته که سال‌هاست بر زنان این سرزمین جاری است. می‌توان از کودکان کار نوشت. می‌توان از همه چیز گفت. اما راستش بنظرم روایت و گفتن از آن بخش از بی‌عدالتی که شخصی است، اصیل‌تر است. آن بخش است که آدم با پوست و گوشت و استخوان احساس کرده و حالا می‌تواند فریاد بزند که آهای! دارد ظلمی می‌شود! سربازی اجباری یکی از آن وجوه بی‌عدالتی است که یک پسر ایرانی آن را حس می‌کند.

سربازی دو ساله (24) ماهه در ایران، اگر از کیس‌های خاصی مثل کره شمالی بگذریم، یکی از طولانی‌ترین و نابهینه‌ترین شیوه‌های سربازی است که در موردش بارها نوشته اند و کلیپ ساخته اند. اگر شانس و بخت با شما یار نباشد، شما ممکن است. در دورترین مرزهای این مملکت اسیر و گرفتار شوید. در پادگان‌ها دوسال در سخت‌ترین شرایط زندگی کنید. توهین بشنوید. تحقیر بشوید. از شما کولی بگیرند. یا اگر مثل من کمی شانس داشته باشید. دست کم دو سال از زندگی‌تان را باید با حداقل حقوق صرف کاری بکنید که لزوما به آن علاقه‌مند نیستید. چند روز پیش، برای کار های مربوط به سربازی ام اقدام کردم. این بنیاد مثلا حمایت از نخبگان ایران، طرحی دارد که بر سر جوان مملکت منت می‌گذارد که اگر فلان امتیازها را داشته باشی به جای سربازی میتوانی بیایی و پروژه انجام بدهی! در این دوسال هم نه می‌توانی جایی به شکل درست و درمان کار کنی. نه برای تحصیل به خارج از کشور بروی. تقریبا من با چشمانم در همین دانشگاه شریف خودمان دیده‌ام که یکی از موانع اصلی ادامه تحصیل و یا علت ادامه تحصیل مخرب دانشجویان ایرانی، سربازی است. مسئله‌ای که باعث می‌شود، نرخ ادامه تحصیل مستقیم دختران بعد از مقطع دانشگاه شریف چندبرابر پسرها باشد.

قبل از ماجرای سربازان وظیفه سراوان کمی گله کردم. ولی ماجرای این‌ جوانان را که دیدم، با خودم گفتم حجم سختی‌ای که آن‌ها کشیدند بسیار فراتر از حجم سختی احتمالی ای است که من قرار است بکشم. اما فقط این‌ها نیستند. بسیار جوانانی هستند که در پادگان‌ها مشقت‌ها تحمل می‌کنند و مرارت‌ها می‌کشند. آنقدر برخی‌شان به مرز افسردگی، خودکشی و یا سایر مشکلات می‎کشاند. برخی از مطالعات محدود جامعه شناختی انجام گرفته پیرامون مسئله خودکشی سربازان وظیفه ایرانی از وضعیت بد سلامت روانی این افراد حکایت دارد.

مسئله سربازی اجباری یکی از مسائل کهنه جامعه ایران است. یک راه غلط که امیدی به اصلاحش نیست. هر از گاهی، وزیری، وکیلی، نماینده مجلسی طرح یا لایحه‌ای را مطرح میکند و سپس این قضیه مسکوت می‌ماند تا نوبت بعدی. یک دورباطل که معلوم نیست قرار است کی فکری به حالش شود. در این باره اگر عمری بود بیشتر خواهم نوشت.

https://t.me/Rwriter/711
@Rwriter
👍2👏1
محتوای این ویس:

👈🏻رشته سیاست گذاری چیه؟
👈🏻تجربه من بعد از خواندن رشته سیاست گذاری علم و فناوری در مقطع ارشد، در دانشگاه صنعتی شریف
👈🏻بازار کار این رشته
👈🏻مزایا و معایب رشته و بازار کار این رشته
👈🏻چه ویژگی‌هایی داشته باشیم (شخصی، مهارتی و غیره) برای این که موفق بشیم توی این رشته؟
👈🏻اپلای این رشته چطوره؟

بفرستید برای افرادی که می‌خوان درباره رشته سیاست گذاری و رشته سیاست گذاری علم و فناوری در ایران و در دانشگاه شریف بدونن

@Rwriter
👍3👌1
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
Voice message
به واسطه انتخاب رشته ارشد، این ویس رو دوباره فوروارد کردم
#موقت