نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
16 بهمن 1401

جمعه هفته گذشته بود که خیلی out of blue، امیرمسعود دوستم تلفنم کرد و به من گفت که نمی‌خواهی در مدرسه زمستانی اقتصاد توسعه شریف شرکت کنی؟ من پیش ثبت نام این مدرسه را انجام داده بودم و فقط مانده بود، پرداخت آخرش. راستش وقتی بالاخره کلنجار رفتن با خودم تمام شد و به این نتیجه رسیدم که در مدرسه زمستانی شرکت کنم، باور نمی‌کردم که قرار است یک برنامه شدیدا درجه یک را تجربه کنم. در مدرسه دوستان فوق العاده‌ای پیدا کردم که قبلا ندیده بودمشان و دوستی ام با برخی دیگر مستحکم شد.
معمولا وقتی به یک سفر می‌روم، هنگام بازگشت شدیدا خموده و ناراحتم. حالا هم که مدرسه اقتصاد توسعه تمام شده، همین حس را دارم. خسته و خموده ام. اما خب هیچ خوشی ای پایدار نیست.
@Rwriter
👍1
Forwarded from مملکته
#الو از کادر درمان قم هستم

متاسفانه چندین دانش‌آموز دیگه توانایی حرکت ندارن و پاهاشون حس نداره
خیلی از دانش‌آموزها هم با اینکه ترخیص میشن بازم هر دو یا سه روز میان مجدد بیمارستان و حالت حمله عصبی دارن و دارو میزنیم میرن
دانش‌آموزهایی هم داریم که طولانی مدت بستری هستن و متاسفانه اعلام نمیکنن.

یه سری از دانش‌آموزها سی‌سی‌یو بستری شدن و یه سری‌هاشون آی‌سی‌یو
یکی از دانش‌آموزها که از اقوام پرسنل درمان هم هست توانایی حرکت نداره و مرخصش کردن بردن خونه ولی هنوز هم نمیتونه روی پاهاش بایسته و خانواده‌اش فیزیوتراپ آوردن منزل و هر روشی رو دارن امتحان میکنن ولی دائم تحت فشار هستن که اطلاع رسانی نکنن و خودشون هم اصلا جوابگو این وضعیت دانش‌آموز نیستن.

در کل اصلا وضعیت خوبی نیست، خواهش میکنم پیام رو منتشر کنید و من عاجزانه از پدر و مادرها می‌خوام که اجازه ندن بچه‌هاشون حضوری برن مدرسه و مثل زمان کرونا کلاس‌ها آنلاین باشن. ممکن هست این گازها عوارض بلند مدت روی بچه‌هاشون بذاره که بعدها هم با مشکل‌های بزرگی برای سلامتی‌شون مواجه بشن.

@mamlekate
👌3
Hence the answer to the question “Does it require a crisis to galvanize a nation into adopting major selective change?” is similar to the answer for individuals. We as individuals act constantly to deal with current or anticipated problems. Occasionally, we foresee a big new problem coming at us, and we try to head it off before it hits us. But, for nations as for individuals, there are much inertia and resistance to overcome. Something big and bad suddenly happening motivates us more than do slowly developing problems, and also more than the prospect of something big and bad happening in the future. I’m reminded of Samuel Johnson’s saying: “Depend upon it, sir, when a man knows he is to be hanged in a fortnight, it concentrates his mind wonderfully.”

From "Upheaval" by Jared Diamond
👍1
Forwarded from Sharif Today
«دست از سر بچه‌های ما بردارید»

✴️ همه‌اش فکر می‌کنم به کدامین گناه نکرده، باید هر لحظه، این‌جور تاوان بدهم؟
چرا هر روز حراست، با هر کلام و هر عملی، فرزندم را آزار می‌دهد؟
چرا مأموران حراست در محیط دانشگاه مزاحم فرزند من می‌شوند؟
چرا با خانواده‌ها تماس می‌گیرند و تذکر می‌دهند و تهدید می‌کنند؟
چرا یک‌طرفه شمشیر می‌کشند؟ اجازه بدهند ما هم به عنوان پدر و مادرهای آسیب‌دیده، وارد میدان شویم و مطالبه‌گری کنیم.
آیا بستری برای مطالبه‌گری و پیگیری ما هم هست؟


🔹 دانشگاه در ماه‌های اخیر سخت‌گیری بیشتری را در بررسی پوشش و رفتار دانشجوها به خرج داده و تذکرها و تهدیدهای زیادی را هم چاشنی این بررسی کرده؛ از تذکر و حتی ممانعت از ورود در درهای ورودی تا احضار به نهاد رهبری و تهدید به ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و پیامک‌های تذکر پوشش و تماس با خانواده دانشجوها (چه دانشجوهای پسر و چه دانشجوهای دختر). تماس با خانواده و تذکر بابت پوشش و رفتار فرزند، موضوعی بوده که دانشگاه امسال سراغ آن رفته، شاید به این امید که خانواده دانشجوها در اثر ترس ناشی از تماس دانشگاه، پوشش و رفتار فرزندشان را مطابق میل مسئولان دانشگاه تغییر دهند. این رفتار نامتعارف و خارج از شأن حراست دانشگاه، صدای برخی خانواده‌ها را نیز بلند کرده و ارامش‌شان را سلب.

🔹 جملات بند اول این پست را والدین چند تن از دانشجوها برای ما فرستاداند و سفره دل‌شان را باز کرده و گله‌ها و شکوه‌هایشان از رفتار حراست دانشگاه در ماه‌های اخیر را پیش ما آورده‌اند. ما هم با اجازه خودشان بخشی از روایت‌شان را اینجا منتشر می‌کنیم. البته خانواده‌ها و دانشجوها، با توجه به تهدیدهای حراست و عواقب بعدی، خیلی تمایلی به انتشار مستقیم و صریح گفته‌ها و گلایه‌هایشان ندارند.

🔹 خانواده‌ها از رفتار دانشگاه در اتفاقات روز ده مهر گلایه زیادی دارند و آثار آن روز فاجعه‌بار را هنوز هم در زندگی فرزند دانشجویشان به چشم می‌بینند. خیلی از خانواده‌ها آن روز از طریق شبکه‌های اجتماعی از حمله نیروهای امنیتی به شریف باخبر شدند و به همین خاطر استرس و نگرانی بسیار زیادی را تحمل کردند. بعضی‌هایشان بارها با فرزندشان تماس گرفتند و پاسخی نشنیدند و تا آخر شب چشم به در مانده‌اند تا بالاخره فرزندشان به خانه برسد؛ آن هم فرزندی که فرار دانشجوها از دست نیروهای لباس‌شخصی و پرتاب گاز آشک‌آور و شلیک تیرهای ساچمه‌ای به سمت رفقایش و ضرب‌وشتم آنها را از نزدیک دیده و با حال‌وروزی بسیار بد به خانه رسیده است. همه اینها هم در حالی بوده که حراست دانشگاه آن روز به دانشجوها گفته که پارکینگ دانشگاه امن است و می‌توانند به آنجا بروند، اما رفتن به پارکینگ همان و حمله موتورهای لباس‌شخصی و ضرب‌وشتم و بازداشت دانشجوها همان.

🔹 بعد از آن هم که نوبت به احضار و بازداشت و ممنوع‌الورودی دانشجوها رسید و نتیجه‌اش اوضاع و احوال روحی نامطلوب دانشجوها و خانواده‌هایشان شد. مدتی که گذشت، رفتار خارج از شأن حراست با دانشجوها و به ویژه دانشجوهای دختر شروع شد. یکی از خانواده‌ها می‌گوید فرزند دخترش چندبار در سطح دانشگاه از سوی مأمورینی که حتی لباس فرم حراست نداشته‌اند، مورد آزار کلامی قرار گرفته است. یا در موارد دیگری دانشجوها به حراست فراخوانده شده و مأمورین حراست با لحن و ادبیاتی ناشایست، آنها را به ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و صادر شدن احکام انضباطی مثل تعلیق و اخراج تهدید کرده‌اند.

🔹 از نظر خانواده‌ها نوع و لحن تذکر مأموران حراست درباره پوشش فرزندشان شایسته محیط دانشگاه نیست و برخی از اوقات مصداق آزار کلامی به حساب می‌آید، آن هم در شرایطی که لباس فرزندشان مشکلی ندارد و مطابق عرف جامعه است. از طرفی تماس‌های مکرر حراست با خانواده دانشجوها (هم خانواده دانشجوهای پسر و هم خانواده دانشجوهای دختر) و تذکر درباره رفتار و پوشش فرزندشان، آرامش آنها را سلب کرده و با وجود آنکه هربار به مأموران حراست گفته‌اند که از نظر آنها رفتار و پوشش فرزندشان مشکلی ندارد، اما باز هم تماس‌ها و تذکرها و تهدیدها ادامه دارد.

🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چرایی توصیه به توقف هوش مصنوعی
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
چرایی توصیه به توقف هوش مصنوعی
چرایی توصیه به توقف هوش مصنوعی

چندی پیش، گروهی از فعالان حوزه هوش مصنوعی ذیل نامه‌ای را در موسسه آینده پژوهی Future of Humanity Institute در دانشگاه آکسفورد امضاء کردند که در آن توصیه شده بود تمامی آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی جهان (AI Lab)، 6 ماه، توسعه هرگونه هوش مصنوعی فراتر از Chat GPT 4 را متوقف کنند تا از پیامدهای مخرب احتمالی هوش مصنوعی جلوگیری شود. اما سوالی که پیش می‌آید این است: چرا 6 ماه؟ پاسخ را باید در مفهوم انفجار هوشمندی یا Intelligence explosion یافت.

تصویر بالا از کتاب ابرهوشمندی: مسیرها، خطرات و رویکردها نوشته نیک بُستورم، برداشته شده است. این تصویر به شکل مدل سازی فاصله بشریت را تا رسیدن به انفجار هوشمندی نشان می‌دهد. یعنی نقطه‌ای که در آن، یک ماشین هوشمند انقدر سرعت بهینه‌سازی خودش افزایش پیدا می‌کند که دیگر قابل کنترل نیست و پیامدها و حتی شناخت آن برای بشریت غیر ممکن خواهد بود. بنابراین فرصت ما تا رسیدن به یک ابرهوشمند در مقیاس ماه باشد.

البته انفجار هوشمندی‌ای که موسسه آینده پژوهی انسان دانشگاه آکسفورد را نگران کرده، بسیار رقیق‌‎تر از انفجار هوشمندی ذکر شده در کتاب بُستروم است. در واقع هوش مصنوعی Chat GPT بسیار رقیق‌تر از یک ماشین کاملا هوشمند است که جنس هوشمندی آن با بشریت فرق کند.

@Rwriter

https://t.me/Rwriter/690
Mistakes_Were_Made_but_Not_by_Me_Third_Edition_Why_We_Justify_Foolish.pdf
2.8 MB
کتاب «اشتباهی که شده» نوشته کارول تراویس، و الیوت آرانسون
به‌هم‌ریختگی شناختی در سران جمهوری اسلامی

در حالی که پروژه شکست خورده «حجاب اجباری» در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، اظهر من الشمس است. اما همچنان شاهد تصمیمات و سیاست‌گذاری‌های محکوم به شکست توسط حکمرانان نالایق این سیستم هستیم. چرا؟ بنظر می‌رسد، پاسخ به این سوال یکی از مهم‌ترین سوالات حال حاضر باشد. چرا که نه فقط در مسئله حجاب اجباری، بلکه در سایر مسائل نیز، جمهوری اسلامی یادگیری ندارد. من علت چنین پدیده‌ای را ایدئولوژی دینی جمهوری اسلامی و مفهوم به‌هم‌ریختگی شناختی (Cognitive dissoance) در حاکمان این نظام می‌دانم.
به هم ریختگی شناختی به زبان ساده وقتی روی می‌دهد که مرام و مسلک(Attitude) یک فرد یا یک گروه با رفتار (Behavior) آن در تضاد باشد. در اینجاست که فرد به جای دیدن این تضاد به توجیه آن می‌پردازد و این توجیه باعث می شود که در بلند مدت مرام و مسلک فرد نیز تغییر پیدا کند. وقتی مسئله حجاب و سایر مسائل در سیستم جمهوری اسلامی دچار تضاد با آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی شد، نظام به جای یادگیری دست به توجیه‌گری زد و مرام و مسلک آن هم تغییر پیدا کرد. نظامی که قرار بود آزادی، عدالت، رفاه اقتصادی و استقلال واقعی را برای جامعه ایرانی به ارمغان آورد، تبدیل شد به نظامی که دغدغه‌هایی ایدئولوژیک و دینی دارد. در اینجا خود مسئله دین نیز، مهم است. دین به خاطر ماهیت فرهنگی، بسیط و ریشه‌دارش در فرهنگ ایرانی به مثابه یک کاتالیزور عمل می‌کند و این مکانیزم توجیه‌گری را، که علیه دیدن واقعیت بیرونی و یادگیری است، تقویت می‌کند.

برای فهم دقیق‌تر مفهوم به‌هم‌ریختگی شناختی، توصیه می‌کنم، کتاب «اشتباهی که شده یا Mistakes were made» را مطالعه بفرمایید. خواندن مقدمه و دو فصل ابتدایی این کتاب، در صورت نداشتن وقت نیز راهگشاست.

@Rwriter

https://t.me/Rwriter/693
Forwarded from محمد قاسمی
امروز یه چیز شنیدم که واقعا دود از کله ام بلند شد. درگاه پرداخت اپلیکیشن کرفس که جزو استارتاپای موفق محسوب میشه رو بستن، علتش این بوده که سایت برنا یه مقاله نوشته که این اپلیکیشن کالری مواد غذایی غیر اسلامی رو هم میشمره!! و میخواد سبک زندگی غربی رو رواج بده!!!
البته این خبر رو بعد از این شنیدم که فهمیدم هر ۱۰ نفر تیم مدیریتشون دنبال استارتاپ ویزای هلند هستن و میخوان همین اپ رو بین المللی کنن، علت اصلی مهاجرتشون اما رشد کسب و کار نیست، خسته شدن و دلسرد شدن از فضای کشوره.
کاش کسی بود که میشد خفتش کرد و گفت این چه کارهاییه که میکنید، ولی واقعیت اینه که داریم با سایه ها میجنگیم.
#رويداد_علمی_پژوهشی

پژوهشكده سياست گذاری دانشگاه شريف برگزار مي كند.
هفتمين رويداد عملي – پژوهشي با موضوع:

📝 AI Policies: Pitfalls & Promises

📅 تاریخ برگزاری : سه شنبه 29 فروردين 1402

🕒 ساعت برگزاری : 15:30 الي 17:00 به وقت ايران

👥 اعضای پنل:

🔸 Ahmadreza Sazegarnejad
🔸 Isabela Parisio
🔸 Milad Pourrahmani
🔸 Jide Olugbade
🔸 Amir Shahraini

📍 لينك ثبت نام جهت حضور در رويداد: https://b2n.ir/d32625

▶️ لينك پخش زنده رويداد: https://vc.sharif.edu/ch/spri

☎️ جهت کسب اطلاعات بیشتر تماس با: 09916423822 (آقای شهرآيينی)

☑️ امكان صدور گواهي نامه حضور در رويداد نيز برای ثبت نام كنندگان فراهم می باشد.

🖇️ ساير جزئيات را در اينجا بخوانيد: https://spri.sharif.ir/events/spri-research-event-071

#پژوهشکده_سیاستگذاری_شریف

Website: https://spri.sharif.ir/
Bale: https://ble.ir/spri1401
Telegram: https://t.me/spri1
Instagram: https://www.instagram.com/sharif.policy
Linkedin: https://www.linkedin.com/company/sharif-policy/
Forwarded from Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند»

✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان که دستش را در برخورد انضباطی با دانشجوها بازتر می‌گذاشت؛ از تذکر در هنگام ورود و در سطح دانشگاه تا ارسال پیامک‌های اخطار و احضار به حراست و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و ممنوع‌الورودی و صدور احکام انضباطی به‌خاطر نوع پوشش.

📝 در این گزارش براساس روایت تعدادی از دانشجوها مروری کرده‌ایم بر اقدامات دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها. متن کامل این گزارش را در تلگراف می‌توانید بخوانید.

🔵 @SharifToday\
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Sharif Today
Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند» ✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی…
«انگار دزد گرفته‌اند»

📝 گزارشی از اقدامات دانشگاه در برخورد با پوشش دانشجوها

#بخش_اول

✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان که دستش را در برخورد انضباطی با دانشجوها بازتر می‌گذاشت؛ از تذکر در هنگام ورود و در سطح دانشگاه تا ارسال پیامک‌های اخطار و احضار به حراست و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی و ممنوع‌الورودی و صدور احکام انضباطی به‌خاطر نوع پوشش. در این گزارش براساس روایت تعدادی از دانشجوها مروری کرده‌ایم بر اقدامات دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها.

🔹 بررسی پوشش دانشجوها و رفتارهای آنها در سطح دانشگاه، از چند طریق صورت می‌گیرد:

▫️یکی از آنها دوربین پرتعدادی‌ست که از ابتدای سال تحصیلی و با اوج گرفتن اعتراضات پاییز در سطح دانشگاه نصب شد و هم برای شناسایی دانشجوهای حاضر در تجمعات به کار رفت و هم بعد از آن برای شناسایی دانشجوهایی که پوشش‌شان مطلوب مسئولان دانشگاه بود. این‌طور که دانشجوها و برخی مسئولان دانشگاه گفته‌اند، دوربین‌های اطراف شریف‌پلاس و جکوز در زمینه بررسی پوشش و رفتار دانشجوها بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

▫️روش دیگر مدتی در سلف دنا که برای صرف غذای دانشجوهای پسر و دختر در کنار هم در نظر گرفته شده بود، به کار رفت، به این ترتیب که پوشش دانشجوها موقع زدن کارت برای دریافت غذا بررسی و در صورت نیاز اسم آنها ثبت می‌شد. با توجه به اینکه برخی دانشجوها به جای دوستان‌شان و با کارت آنها غذا می‌گرفتند، این روش خطاهای عجیب‌وغریبی هم به دنبال داشت.

▫️بعد از آن دانشگاه بررسی پوشش دانشجوها را به درهای ورودی انتقال داد تا مأمورین حراست مستقر در اتاق‌های نگهبانی درهای ورودی، بنا به تشخیص خودشان، اسم دانشجوهایی را که پوشش مناسبی از نظر آنها ندارند، ثبت کنند. با توجه به نصب دستگاه‌های کارت‌خوان در درهای ورودی، اطلاع از اسم دانشجوها برای مأمورین حراست به آسانی ممکن است.

▫️در روزهای اخیر مأمورین حراست به کنترل پوشش دانشجوها در درهای ورودی اکتفا نکرده و به صورت پیاده یا سوار بر موتورسیکلت و خودرو در سطح دانشگاه گشت می‌زنند و ضمن بررسی پوشش دانشجوها، در صورت نیاز با تلفن همراه شخصی خودشان از آنها عکس می‌گیرند. البته از آنجا که این کار معمولا به حراستی‌های تازه‌وارد واگذار می‌شود، پاییدن و عکس گرفتن‌شان آن‌قدر توی چشم و ناشیانه است که خیلی از دانشجوها متوجه می‌شوند و مأمور حراست مجبور می‌شود خودش را به آن راه بزند تا از شدت نابلدی و دست‌پاچگی‌اش کم شود.

🔹 در زمینه کنترل پوشش دانشجوها و اقدام برای اعمال برخی بایدهای پوششی مدنظر مسئولان دانشگاه نیز روش‌های مختلفی امتحان شده است:

▫️تذکر هنگام ورود به دانشگاه یا در سطح دانشگاه یکی از این روش‌هاست. البته خیلی اوقات مأمورین حراست به تذکر خالی بسنده نمی‌کنند و مانع ورود دانشجو به دانشگاه یا تردد او در سطح دانشگاه و حتی رفتنش به کلاس می‌شوند، مگر آنکه دانشجو به تذکرها توجه کرده و نوع پوششش را تغییر دهد. این تذکرها البته چاشنی بی‌احترامی و تهدید و فریاد را معمولا به دنبال دارد. به قول یکی از دانشجوها «انگار دزد گرفته‌اند». در برخی موارد دنبال کردن دانشجوها تا دانشکده‌شان هم برای جلوگیری از رفتن او به کلاس مشاهده شده است.

▫️هم‌چنین خیلی اوقات پیش آمده که تذکر همراه با تلاش برای احراز هویت دانشجو بوده. در واقع اولین جمله‌ای که مأمور حراست در برخورد با دانشجوها ذکر می‌کند، این پرسش است که «دانشجوی اینجایی؟» و اصرار دارد که کارت دانشجویی دانشجو را ببینند و از هویت او مطمئن شود، در حالی که موقع ورود به دانشگاه و با توجه به نصب دستگاه‌های پرخرج کارت‌خوان، یک‌بار هویت دانشجو تأیید شده و هیچ دلیلی ندارد که به‌خاطر نوع پوشش، در وسط صحن دانشگاه یا بعد از عبور از گیت‌های ورودی، یک‌بار دیگر کارت دانشجویی از او خواسته شود. اصرار مأمورین حراست به نشان دادن کارت دانشجویی معمولا به عکس گرفتن از کارت یا ضبط آن منجر می‌شود. بعضا بهانه‌شان برای دیدن کارت دانشجویی و احراز هویت مجدد، ادعای عجیب‌وغریب تقلبی بودن کارت‌های دانشجویی‌ست، انگار نه انگار که آن‌قدر خرج و دستگاه نصب کرده‌اند و حالا از تشخیص کارت معتبر از غیرمعتبر عاجزند.

🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Sharif Today
Sharif Today
«انگار دزد گرفته‌اند» ✴️ دانشگاه بعد از آرام شدن اعتراضات پاییز سال گذشته، شروع کرد به دور جدیدی از سخت‌گیری در زمینه پوشش دانشجوها با تکیه بر آیین‌نامه الگوهای رفتاری دانشگاه که اوایل سال ۱۴۰۱ از آن رونمایی کرده بود و البته به پشتوانه تغییرات شیوه‌نامه اجرایی…
«انگار دزد گرفته‌اند»

📝 گزارشی از اقدامات دانشگاه در برخورد با پوشش دانشجوها

#بخش_دوم

▫️جالب آنجاست که خود این مأموران حراست بعضا لباس فرم به تن ندارند و وقتی ازشان خواسته می‌شود که کارتی نشان دهند که هویت‌شان را تأیید کند، یا طفره می‌روند، یا می‌گویند هنوز کارت‌شان صادر نشده، یا تهدید می‌کنند، یا می‌گویند به دفتر حراست بیایید تا کارت را نشان‌تان دهیم. حتی یکی از آنها به نشان دادن صرفا برگه مجوز تردد در دانشگاه اکتفا کرده است. اعتراض دانشجو به این رفتارهای مأمورین حراست هم گاهی احضار به حراست و دردسرهای بعدی را به همراه دارد.

▫️اقدام دیگر دانشگاه ارسال پیامک‌های اخطار و تهدید است؛ پیامک‌هایی که یا به نقض الگوهای رفتاری اشاره دارد و یا نقض ماده ۵۴ شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان (عدم رعایت موازین شرعی در ارتباط با نامحرم) و تهدید به ارجاع پرونده به کمیته انضباطی هم در دلش جا خوش کرده. این پیامک‌ها براساس گزارش مأمورین حراست در درهای ورودی یا عکس‌هایی که مأمورین حراست با دوربین‌های موبایل‌شان در سطح دانشگاه گرفته‌اند و یا تصاویر دوربین‌های مداربسته سطح دانشگاه ارسال می‌شود. گاهی حراست به صرف نشستن یک دختر و پسر در کنار هم از آنها عکس گرفته و یکی دو روز بعد، پیامک اخطار برای دانشجوها رفته است.

▫️بعد از چندین با ارسال پیامک، نوبت زنگ زدن به خانواده می‌رسد. بهانه هم این است که خود خانواده‌ها از دانشگاه خواسته‌اند که قبل از ارجاع پرونده فرزندان جوان و جاهل و خام‌شان، به آنها اطلاع داده شود تا با تذکرشان مسئله را حل‌وفصل کنند، هرچند برخورد خیلی از خانواده‌ها با این تماس‌ها، مخالفت‌شان با سیاست‌ها و رفتارهای دانشگاه در زمینه برخورد با پوشش دانشجوها را نشان می‌دهد. حراست به خانواده دانشجو این‌طور می‌گوید که خودتان تذکر بدهید، وگرنه پرونده فرزندتان به کمیته انضباطی می‌رود.

▫️مرحله بعدی احضار پیامکی یا تلفنی به دفتر حراست است و یک جلسه بعضا یک‌ساعته با دانشجو و آسمان و ریسمان بافتن و تذکر و تهدید تشکیل پرونده و صدور حکم انضباطی و تعلیق از تحصیل. آخر جلسه هم وقت تعهد گرفتن از دانشجوست و عجیب آنجاست که در تعهدی که دانشجو می‌دهد، گاهی این قید هم باید باشد که از این به بعد با مأمورین حراست برخورد مناسب و همراه با احترامی خواهد داشت.

▫️در این جلسات، اگر دانشجویی مدرک بخواهد، معمولا به او گفته می‌شود که حراست مدرکی نشان نمی‌دهد و در کمیته انضباطی مدارک مربوط به پرونده به دانشجوها نشان داده می‌شود، اما در صورت اصرار دانشجو، یکی از مسئولین حراست عکس‌ها و فیلم‌هایی را به دانشجو نشان می‌دهد و عجیب آنکه این عکس و فیلم در تلفن همراهی‌ست که در دست یکی از مسئولین حراست قرار دارد که بعید نیست حتی تلفن همراه شخصی او باشد!

▫️رفتن پرونده به کمیته انضباطی و صدور احکام خان آخر برخورد با دانشجوهاست. معمولا توبیخ شفاهی یا کتبی و درج در پرونده برای پرونده‌های مربوط به پوشش و ارتباط با نامحرم صادر می‌شود، اما تعلیق از تحصیل هم در برخی پرونده‌ها دیده شده است. البته حراست اخیرا ممنوع‌الورودی را هم به اقداماتی که برای برخورد با پوشش دانشجوها به آن متوسل می‌شود، اضافه کرده است.

🔹 حراست تا جای ممکن سعی دارد تذکر و اخطار به دانشجوها در سطح دانشگاه یا درهای ورودی را در شرایطی پیش ببرد که دیگر دانشجوها حضور ندارند و در جریان آن قرار نمی‌گیرند، چرا که اگر سایر دانشجوها به رفتار حراست اعتراضی نکنند، حراست می‌تواند برخوردهای شدیدتری داشته باشد. گاهی به دانشجویی که در حمایت از دوستش به رفتار حراست اعتراض کرده، گفته شده که حضورش در آن محل (که بخشی از دانشگاه است) و اعتراضش به رفتار ناشایست حراست غیرقانونی است!

🔹 بررسی محتواهای منتشرشده از سوی دانشجوها در شبکه‌های اجتماعی (به ویژه توییتر) نیز گویا اخیرا به دستور کار نیروهای حراست اضافه شده، آن هم محتواهایی که مربوط به زندگی شخصی و بیرون دانشگاه دانشجوها بوده، اما به‌خاطرشان دانشجوها به حراست احضار شده‌اند و تهدید شده‌اند که اگر با حراست همکاری نکنند، پرونده قضایی در بیرون دانشگاه برایشان تشکیل می‌شود و محرومیت از تحصیل در انتظارشان خواهد بود.

@SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
… Fiction is a certain packaging of the truth, or higher truths. Indeed I find that there is more truth in Proust, albeit it is officially fictional, than in the babbling analyses of the New York Times that give us the illusions of understanding what’s going on. Newspapers have officially the right facts, but their interpretations are imaginary – and their choice of facts are arbitrary. They lie with right facts; a novelist says the truth with wrong facts.

-Nassim Nicolas Talib
👌1
Without statistics and probability, social science is like trying to navigate a stormy sea without a compass. It's not only lame, but also downright dangerous. As a society, we must recognize the importance of these tools and ensure that our researchers are equipped with the knowledge and skills necessary to use them effectively.

@Rwriter
بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بی غرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند… من می‌روم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده‌است و به پاداش فداکاری‌های خادمین مملکت چه رفتاری شده‌است.

- احمد قوام السلطنه، نخست وزیر ایران

@Rwriter
"نهاد قدرت و روابط قدرت" یا انتگرال علوم انسانی

تقریبا هر وقت هر کسی، هر کجایی، ایرانی یا فرنگی در صحبت‌هایش در کتاب‌هایش در مقالاتش از دو واژه نهاد قدرت یا روابط قدرت استفاده می‌کند، خواندن آن مقاله و کتاب یا شنیدن آن صحبت را قطع می‌کنم. چرا؟ چون بزرگ‌ترین فیلسوفان تاریخ، از وبر گرفته تا فوکو، آنقدر با احتیاط از این واژه استفاده کرده‌اند و آنقدر راهنمای خوبی هستند که به راحتی می‌تواند بر بسیاری از تحلیل‌های مبتنی بر قدرت و روابط قدرت خط بطلان کشید. یکی از معلم‌های دوران دبیرستان مان، از یکی از معلم‌های ریاضی دوران تحصیلش که بسیار بی‌سواد بود خاطره‌ای تعریف می‌کرد. می‌گفت هرجا معلم نمی‌توانست به مسئله‌ای پاسخ دهد می‌گفت این مسئله با انتگرال حل می‌شود، حال آن که برای مثال آن مسئله،یک مسئله احتمالی ساده بوده است. این تحلیل‌های روابط قدرتی که امروزه می‌شنوم، عمدتا از جنس همان «با انتگرال حل می‌شود»های آن معلم بی‌سواد است. حال آن که تحلیل‌های از آن دست، نیز چیز چندانی به دست آدمی نمی‌دهد. بیشتر شبیه تریاکی است که برای چند لحظه شنونده یا خواننده بیچاره را نشئه می‌کند و بعدا باخود می‌گوید: عجب حرف چرتی بودا...

@Rwriter
👍1
«قصه بگو » شب هنگام است. انسان های نخستین، ترسان از ناشناخته های درون تاریکی، بر گرد آتش حلقه زده اند. آنان به جانب قصه گو سر پیش برده اند: «قصه بگو.» و قصه گوی نخستین احتمالا بدین گونه آغاز کرده است: «در فاصله سه ماه سفر تا آبها، شکارچی قدرتمندی زندگی می کرد. نام این شکارچی شین بود. شین بزرگ قبیله بود؛ چون ماموت را می شناخت. می توانست ماموت را دنبال کند و از پا در آورد. ماموت را از پا در آورد تا فرزندانش از پا درنیایند. یک روز که آفتاب آبها را سوزانده بود و آبها گرد و غبار شده بود؛ مردها خسته بودند و بچه ها گرسنه خوابیده بودند….. .» مردان قبیله غرق در وصف قدرتها و نیرنگ های شکارچی بزرگ، که با ماموت پشمالو در جدال است، همه چیز را به جز شین از یاد برده اند، آنان با قهرمان قصه یکی شده اند. در آن روز خشک آبی چه اتفاقی افتاد؟ شین چطور با نومیدی و گرسنگی جنگید؟ بعد چه اتفاقی افتاد؟… حلقه تاریک ترس از پیرامون آتش دور شده است. مالش گرسنگی در درون مردان قبیله فروکش کرده است. آنان خود شین شده اند. با ماموت در جدالند. منتظرند بشنوند که شین چگونه پیش رفت، چگونه در گیر شد و چگونه به پیروزی رسید.


- از کتاب «داستان و نقد داستان» ترجمه و تالیف احمد گلشیری
👌1
Forwarded from Sharif Today
«تعقیب‌وگریز در دانشگاه به‌خاطر حجاب»

✴️ عصر امروز دانشگاه صحنه تعقیب‌وگریز بوده؛ تعقیب یک دانشجوی دختر از سوی نیروهای حراست که انگار به‌خاطر پوشش آن دانشجو در سطح دانشگاه دنبالش دویده‌اند و دانشجوی دختر هم سعی داشته از دست حراست رها شده و به کلاسش برسد.

🔹 تعدادی از دانشجوهایی که شاهد این تعقیب‌وگریز بوده‌اند، در حمایت از دانشجوی دختر و برای سردرآوردن از دلیل این اتفاق، وارد بحث با نیروهای حراست شده‌اند، اما نیروهای حراست طبق معمول دنبال احراز هویت دانشجوهایی بوده‌اند که چند ساعت قبل از آن گیت‌های ورودی دانشگاه رد و هویت‌شان احراز شده است. رفتار نامتعارف و خارج از شأن نیروهای حراست به تعقیب‌وگریز و اصرار بی‌جهت برای احراز هویت دانشجوها ختم نشده و یکی از آنها با دوربین تلفن همراهش شروع کرده به عکس گرفتن از دانشجوهایی که دور او را گرفته و مشغول بحث شده بودند.

🔹 علاوه بر این دست اتفاقات در سطح دانشگاه، روند ممنوع‌الورود کردن عجیب و ازناکجاآمده دانشجوها به‌خاطر پوشش هم در روزهای اخیر ادامه داشته و برخی دانشجوها موقع ورود به دانشگاه، اجازه ورود پیدا نکرده‌اند. فعالیت دانشجوها در شبکه‌های اجتماعی که منطقا رفتاری خارج از محوطه دانشگاه است نیز اخیرا به حربه دیگری برای احضار به حراست و ممنوع‌الورودی و … تبدیل شده است.

🔹 کلمات زیادی که در این روزگار معنایشان را از دست داده‌اند، یکی‌شان هم حراست دانشگاه است که کارش شده آزار و اذیت دانشجوها و خانواده‌هایشان و ناامن کردن محیط دانشگاه برای افرادی که مسئولان دانشگاه آنها را فرزندان‌شان و دانشگاه را خانه آنها می‌نامند.

🔵 @SharifToday
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐2