نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
Photo
۱۹ قاب از شهر

این عکس‌ها در یک پیاده‌روی صبحگاهی در جمعه پاییزی گرفته شده اند. وقتی قدم می‌زنی و میخواهی وانمود کنی همه چیز عادی و آرام است. اما شهر این شکلی شده. همه چیز عوض شده. هیچ چیزی عادی نیست...هیچ چیزی...

@Rwriter
خداحافظ رویا...

@Rwriter
1
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
خداحافظ رویا... @Rwriter
من فوتبالی نیستم. از بحث فوتبالی هم خوشم نمی‌آید. ولی هر جام جهانی که می‌شود به یاد جام جهانی 2002 که هفت سالم بود و اولین بار مسحور فوتبال برزیل شدم، فوتبالی و برزیلی می‌شوم. حرص می‌خورم و تمام بازی‌های برزیل را دنبال می‌کنم. تک تک‌شان را . هر 4 سال انتظار می‌کشم تا این طلایی پوشان، جام را روی دستان خودشان بالا ببرند. اما امسال نیز باید برای 4 سال آینده صبر کنم. آن موقع می‌شوم 29 ساله. 4 سال قبل 21 ساله بودم. عمر همین گونه می‌گذرد. اصلا ببینم چند جام جهانی دیگر زنده هستم؟ هیچ به این فکر کرده ام؟

@Rwriter
من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات آمریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولّدم به درد کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها با منجّمین مشورت کرده‌ام، اما پیش‌بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگان است؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم. بعلاوه، خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.


شرح حال صادق هدایت به زبان خودش...

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
Julee Cruise – Mysteries Of Love
گاهی که باد می‌وزه
و من و تو
معلق
توی عشق غوطه می‌خوریم
و همدیگر رو می‌بوسیم
تا بی‌نهایت
توی تاریکی مطلق
و این معماهای عشق
کشف میشن
و می‌رقصیم
توی نور
توی تو
توی من
و نشون می‌دیم
که ما
عشقیم...

گاهی که باد می‌وزه
و معماهای عشق
کشف می‌شن

شعری از دیوید لینچ با صدای جولی کروز

@Rwriter
حال خونین دلان که گوید باز!

@Rwriter
🕊3
Who was watching over her when the demon kissed her heart?

هنگامی که شیطان قلبش را بوسید، چه کسی از او نگهبانی می‌کرد؟

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
Mohammadreza Shajarian – Payame Nasim (Saz Va Avaz, Pt. 2)
شعر از یک اعجوبه و خوانش از اعجوبه‌ای دیگر....


دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد

یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت

یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغِ دلِ بی‌قرارِ من

سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من

کاری که کرد دیدهٔ من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد

@Rwriter
https://gamaan.survey.fm/protests
نظرسنجی‌ای از گروه درست و حسابی گمان درباره‌ی اعتراضات و شرایط گذار
در تاریخ بارها پیش آمده است که اگر کسی جرئت میکرد و میگفت ،2+2=4مجازات میشد. مسئله این نیست که آیا این محاسبه پاداش دارد یا
مجازات؟ مسئله این است که آیا [مردم] می‌دانند که دو به اضافه دو، چهار می‌شود؟

از کتاب «طاعون» نوشته آلبر کامو
👍2
صبحی که همه صبح‌ها را شب کرد...

راستش را بگویم؟ آن روز که هواپیما را زدند، خوشحال بودم. البته نه از این که هواپیما سقوط کرده. از حمله ایران به پایگاه الاسد. راستش دوست داشتم یک گوشمالی به آمریکا و دار و دسته اش داده شود. اخبار را پیگیری می‌کردم و می‌دیدم شبکه‌های خارجی چه می‌گویند. ترم آخر بودم و پروژه ام را دفاع کرده بودم و مانده بود چند واحد که امتحان همه را داده بودم. فارغ از زمین و زمان و آینده کرونایی و خبرهای شوم روزهای آتی، حریصانه چون بیماری لویمیایی اخبار را می‌بلعیدم. سی ان ان، بی بی سی، ان بی سی، فاکس، کانال امید دانا، کانال اخبار سوریه، ایران اینترنشنال، این وری، آن وری، همه و همه را چون لقمه‌هایی لذیذ می‌خوردم. و لا به لای این خبرها آرام آرام تئوری زدن هواپیما با پدافند سپاه چون سایه‌ای سهمگین بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد؟! باز هم یک بازی رسانه‌ای خارجی! نه حتما دروغ است! نه مگر می‌شود! چقدر احمق بودم! و بعد که اسم‌ها آمد...دوستانی که می‌شناختمشان...با آن‌ها قهوه خورده بودم...گپ زده بودم...نه نمی‌شود!...اخیرا هواپیماهای بوئینگ به خاطر نقص فنی دوتا سقوط داشته اند...و آن شنبه...آن شنبه نحس که گفتند خودمان زدیم! آن شنبه که معلوم شد مشغول پنهان کاری بوده اند...و حالا این تئوری که نه تنها خودشان زدند که از قصد خودشان زدند!...لعنت به آن ها! لعنت!

@Rwriter
5
از این به بعد هر کسی دم از ماندن در ایران و کار کردن برای وطن و این اباطیل زد. خواهشا خبر انتصاب دبیر جدید شورای عالی فضای مجازی را همراه با مخلفات بکوبانید توی صورتش.

پ.ن: اول لینک خبر را گذاشته بودم. منتها قیافه منحوس رئیس جدید فضای کانال را مشمئز میکرد. برش داشتم.

@Rwriter
"...The way in which we see things can hardly be distinguished from the way in which we wish to see them..."

-From History of Economic Analysis By Joseph Schumpeter
8 بهمن

تک تک وجودم...بند بند وجودم...از جمهوری اسلامی و اسلام متنفر است...تمامی سلول‌هایم از این نظام و از این دین نفرت دارد.
@Rwriter
👌3
16 بهمن 1401

جمعه هفته گذشته بود که خیلی out of blue، امیرمسعود دوستم تلفنم کرد و به من گفت که نمی‌خواهی در مدرسه زمستانی اقتصاد توسعه شریف شرکت کنی؟ من پیش ثبت نام این مدرسه را انجام داده بودم و فقط مانده بود، پرداخت آخرش. راستش وقتی بالاخره کلنجار رفتن با خودم تمام شد و به این نتیجه رسیدم که در مدرسه زمستانی شرکت کنم، باور نمی‌کردم که قرار است یک برنامه شدیدا درجه یک را تجربه کنم. در مدرسه دوستان فوق العاده‌ای پیدا کردم که قبلا ندیده بودمشان و دوستی ام با برخی دیگر مستحکم شد.
معمولا وقتی به یک سفر می‌روم، هنگام بازگشت شدیدا خموده و ناراحتم. حالا هم که مدرسه اقتصاد توسعه تمام شده، همین حس را دارم. خسته و خموده ام. اما خب هیچ خوشی ای پایدار نیست.
@Rwriter
👍1
Forwarded from مملکته
#الو از کادر درمان قم هستم

متاسفانه چندین دانش‌آموز دیگه توانایی حرکت ندارن و پاهاشون حس نداره
خیلی از دانش‌آموزها هم با اینکه ترخیص میشن بازم هر دو یا سه روز میان مجدد بیمارستان و حالت حمله عصبی دارن و دارو میزنیم میرن
دانش‌آموزهایی هم داریم که طولانی مدت بستری هستن و متاسفانه اعلام نمیکنن.

یه سری از دانش‌آموزها سی‌سی‌یو بستری شدن و یه سری‌هاشون آی‌سی‌یو
یکی از دانش‌آموزها که از اقوام پرسنل درمان هم هست توانایی حرکت نداره و مرخصش کردن بردن خونه ولی هنوز هم نمیتونه روی پاهاش بایسته و خانواده‌اش فیزیوتراپ آوردن منزل و هر روشی رو دارن امتحان میکنن ولی دائم تحت فشار هستن که اطلاع رسانی نکنن و خودشون هم اصلا جوابگو این وضعیت دانش‌آموز نیستن.

در کل اصلا وضعیت خوبی نیست، خواهش میکنم پیام رو منتشر کنید و من عاجزانه از پدر و مادرها می‌خوام که اجازه ندن بچه‌هاشون حضوری برن مدرسه و مثل زمان کرونا کلاس‌ها آنلاین باشن. ممکن هست این گازها عوارض بلند مدت روی بچه‌هاشون بذاره که بعدها هم با مشکل‌های بزرگی برای سلامتی‌شون مواجه بشن.

@mamlekate
👌3