نوشتههای یک نویسنده کوچک
Photo
۱۹ قاب از شهر
این عکسها در یک پیادهروی صبحگاهی در جمعه پاییزی گرفته شده اند. وقتی قدم میزنی و میخواهی وانمود کنی همه چیز عادی و آرام است. اما شهر این شکلی شده. همه چیز عوض شده. هیچ چیزی عادی نیست...هیچ چیزی...
@Rwriter
این عکسها در یک پیادهروی صبحگاهی در جمعه پاییزی گرفته شده اند. وقتی قدم میزنی و میخواهی وانمود کنی همه چیز عادی و آرام است. اما شهر این شکلی شده. همه چیز عوض شده. هیچ چیزی عادی نیست...هیچ چیزی...
@Rwriter
نوشتههای یک نویسنده کوچک
خداحافظ رویا... @Rwriter
من فوتبالی نیستم. از بحث فوتبالی هم خوشم نمیآید. ولی هر جام جهانی که میشود به یاد جام جهانی 2002 که هفت سالم بود و اولین بار مسحور فوتبال برزیل شدم، فوتبالی و برزیلی میشوم. حرص میخورم و تمام بازیهای برزیل را دنبال میکنم. تک تکشان را . هر 4 سال انتظار میکشم تا این طلایی پوشان، جام را روی دستان خودشان بالا ببرند. اما امسال نیز باید برای 4 سال آینده صبر کنم. آن موقع میشوم 29 ساله. 4 سال قبل 21 ساله بودم. عمر همین گونه میگذرد. اصلا ببینم چند جام جهانی دیگر زنده هستم؟ هیچ به این فکر کرده ام؟
@Rwriter
@Rwriter