نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
مسئله دارو و معضل قوانین زائد و قدیمی

نوشته: صالح رستمی - پژوهشگر سیاست‌گذاری عمومی
#روزنامه_شرق

سه ماه نمی‌‎شود که از حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی می‌گذرد و تبعات منفی آن بر سفره مردم روزبه‌روز بیشتر حس می‌شود. با آنکه دولت اعلام کرده فعلا نمی‌خواهد ارز ترجیحی را برای اقلام دارویی و پزشکی حذف کند، اما با توجه به کسری بودجه دولت و زمزمه‌هایی که از اصناف داروساز و واردکننده دارو به گوش می‌رسد، ادامه وضع موجود امکان‌پذیر نبوده و احتمالا در آینده نزدیک شاهد حذف ارز ترجیحی دارو نیز خواهیم بود. حذف ارز دارو مساوی با فشار بیشتر بر مردم، آن هم در چنین برهه‌ای است. با این حال، سؤال اساسی و مهم این است که اگر فرض کنیم دولت بتواند ارز ترجیحی دارو را تا پایان دولت سیزدهم تخصیص دهد، آیا شاهد سامان‌یافتن وضعیت توزیع و تأمین دارو در کشور خواهیم بود؟ ادامه‌یافتن تخصیص ارز ترجیحی، تنها منجر به ادامه‌یافتن وضع موجود خواهد شد و با توجه به وجود بازارهای سیاه متعدد دارویی در کشور و وضعیت تخصیص نابسامان دارو، می‌توان با اطمینان گفت حتی اگر دولت بتواند ارز دارو را تأمین کند، نتیجه تنها ادامه‌یافتن وضع نامطلوب کنونی است و تا معضلات اساسی و ریشه‌ای صنعت داروی کشور مانند نبود متولی واحد در زنجیره ارزش دارویی، تعارض منافع و نبود نظارت و ارزیابی کافی بر داروها حل نشوند، حذف ارز ترجیحی وضعیت امروز دارو در کشور را بغرنج‌تر و ادامه‌یافتن آن تنها امتداد وضعیت نامطلوب کنونی است. یکی از معضلات اساسی در تولید، تأمین و توزیع دارو در کشور، مسئله قوانین و خلأها و تزاحم‌های پیرامون آن است. در ادامه یادداشت به این معضل مهم می‌پردازیم.

برای خواندن ادامه یادداشت من در روزنامه #شرق به لینک زیر مراجعه کنید:

https://b2n.ir/z79230

@Rwriter
«پزشکانِ نویسنده»

نویسندگی از آن دست مشاغلی است که کمتر فردی می‌تواند خود را تماما وقف آن کند. نویسندگان عمدتا در طول زندگی‌شان یا استاد ادبیات یا استاد فلسفه یا فیلسوف و یا در مشاغل متفرقه مانند سی‌دی فروشی (مثل هوراکی موراکامی!) مشغول بوده اند. در این میان تعدد نویسندگان مطرحی که به طبابت و پزشکی مشغول بودند، جالب است. شاید علت آن باشد که پزشک به خاطر نزدیکی با دردهای انسانی می‌تواند بهتر انسان را بشناسد و درباره او بنویسد. نویسندگان زیر از جمله نویسندگان مطرحی هستند که پزشک نیز بوده اند.

1. آنتوان چخوف، داستان کوتاه نویس قهار روس که نمایشنامه باغ آلبالو اثر اوست...

2. میخائیل بولگاکف که در آثارش همواره نقش پزشک بودنش نمایان است

3. سر آرتور کانل دویل خالق کاراگاه شرلوک

4. روبین کوک که خود پزشک قانونی بود و چندین تریلر پزشکی (Medical Trailer) از جمله کما، تَب و همه‌گیری نوشته است. او همچنان در قید حیاط است.

5. سر وندل هولمز که شاعر و نویسنده معروفی بود و سال‌ها استاد دانشگاه هاروارد بود.

6. مایکل کاریچتون که پارک ژوراسیک را وقتی در هاروارد درس می‌خواند نوشت!

7. ویلیام کارلوس ویلیامز، برنده جایزه پولیتزر که به عنوان پزشک اطفال در نیوجرسی فعالیت می‌کرد.

8. خالد حسینی، نویسنده افغانی-آمریکاییِ کتاب معروف بادبادک باز که تا پرفروش شدن کتابش به عنوان پزشک داخلی مشغول بود.

9. آرتور شنیسلر، نویسنده کتاب رویا و بازی در سپیده دم. استنلی کوبریگ بر اساس کتاب او «چشمان کاملا بسته» را ساخت.

10. فردریش شیلر، نمایشنامه نویس و شاعر آلمانی که سال‌ها به عنوان پزشک و جراح ارتش آلمان فعالیت می‌کرد.

روز پزشک گرامی باد

@Rwriter
An hour of judgement in which each of us, every one, must decide who we shall be...Are our hearts become as the statues that surround our isle? Or do they yet beat with the blood of the heroes that carved them? Is our valor confined to the graves of our slumbering fathers? Or is it here, amongst us...even now...waiting to burst forth as the rising sun?

در روزی که که باید تصمیم بگیریم چه می‌خواهیم باشیم...آیا قلب‌هایمان مانند مجسمه‌های اطرافمان است؟ یا هنوز با خون گذشتگان شجاعی که آنان را تراشیده اند می‌تپد؟ آیا شجاعت در قبر گذشتگان خفته است؟ یا هنوز اینجاست در کنار ما...حتی اکنون...در انتظار تجلی به مانند خورشید در حال طلوع؟

#مهسا_امینی

@Rwriter
استادان و دانشجویان گرامی
با سلام و احترام،

▪️همان‌گونه که در جریان اتفاقات اخیر هستید، تجمع دیروز دانشجویان در دانشگاه به دستگیری عده‌ای از هم‌کلاسی‌هایمان پس از خروج از دانشگاه ختم شد. هم‌زمان با این اتفاق تلخ، آموزش دانشگاه اعلام می‌کند که برای محافظت از دانشجویان و کاهش نگرانی‌ها، کلاس‌های درسی تا پایان هفته به صورت مجازی برگزار می‌شوند. این خبر در صورتی اعلام می‌شود که هفتۀ گذشته دانشجویان به علت کمبود امکانات ناوگان حمل‌و‌نقل بین‌شهری هم‌زمان با مراسم اربعین، خواستار مجازی‌شدن کلاس‌ها بودند و دانشگاه نبود زیرساخت‌های کافی‌ را بهانه‌ای برای مخالفت با درخواست دانشجویان قرار داد.

▪️از همین‌رو انجمن‌های علمی دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و سیاست‌گذاری دانشگاه شریف مجازی‌کردن کلاس‌ها را در شرایطی که هم‌کلاسی‌هایمان دستگیر شده‌اند و وضعیت اینترنت در سطح کشور نابه‌سامان است، محکوم کرده و از دانشجویان و اساتید محترم درخواست می‌کند که در کلاس‌های درسی شرکت نکنند. امید است که با پیگیری‌های مستمر دانشکده و همراهی دانشجویان، هرچه زودتر شاهد آزادی هم‌کلاسی‌هایمان باشیم.

▪️جهت پیگیری این مسئله، فردا جلسه‌ای با هیئت رئیسه‌ی‌ دانشکده برگزار شده و نتایج آن از طریق انجمن‌ها اطلاع‌رسانی خواهد شد.


انجمن‌های علمی دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و سیاست‌گذاری دانشگاه شریف

@SharifEconAA
@sasomanagement
@SharifPolicy
در جستجوی «امید»

دوستی دیروز تلفن کرد و گفت «حالت چطوره؟» چون می‌دانست عمیقا دو سه ماهی است غمگینم. می‌خواست بپرسد وضعیت اخیر مملکت نکند وضع مرا خراب‌تر کرده باشد. بچه که بودم دوستی خیالی داشتم به نام امید. گاهی برادرم بود. گاهی دوستم. گاهی می‌شد بچه همسایه. البته هیچ وقت ندیدمش. به قولی، صادق باشم اسکیزوفرنی نداشتم! منتها وجودش را حس می‌کردم. مانند خیلی از بچه‌ها که دوستانی خیالی دارند. گاه با او حرف می‌زدم و گاه حتی با او بازی می‌کردم. امید حالا خیلی وقت است که رفته. واقعا هم اسمش امید بود. نمی‌گویم «امید» تا استعاره‌ای بسازم و با آن شما را بازی دهم.
نیل گیمان مجموعه درسی در شرکت Master Class دارد درباره قصه‌گویی که شدیدا به علاقه‌مندان به داستان‌نویسی، رمان‌نویسی‌، فیلم‌نامه‌نویسی و غیره توصیه‌اش می‌کنم. می‌دانید گیمان در اولین درس این دوره درباره چی صحبت می‌کند؟ شخصیت پردازی؟ پیرنگ؟ فصل بندی؟ نه! هیچ کدام...او درباره صداقت حرف می‌زند. صداقت نویسنده. اینکه نویسنده باید با مخاطبانش و مهم‌تر با خودش صادق باشد. و من می‌خواهم صادق باشم. صادق باشم و بگویم که خسته ام. درمانده‌ام. ناامیدم. در این کانال کمتر از حال خودم نوشتم. ولی اکنون می‌خواهم فریاد بزنم که من درمانده‌ترین و ناامیدترین صالحِ خودم هستم. و دلم امید را می‌خواهد که برگردد. نه به خاطر اسمش. به خاطر شانه‌های خیالی‌اش. تا سرم را رویش بگذارم و گریه کنم.

@Rwriter
⭕️ بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف در محکومیت حمله مامورین امنیتی به دانشگاه شریف


⚫️  إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
ما فاتحه‌ی این دانشگاه را خواندیم، ما فاتحه این وزارت علوم را خواندیم، ما فاتحه این دولت را خواندیم.

و اما بعد.

🔹یک‌شنبه دهم مهرماه روز خونین دانشگاه بود، روزی که به حقیقت در کنار 18 تیر 78 و 25 خرداد 88 لکه ننگین دیگری بر کارنامه حاکمیت در برخورد با دانشجویان معترض خواهدبود. دانشجویانی که در پی خلف وعده رئیس دانشگاه مبنی بر آزادی تمام دانشجویان زندانی شریف که در هفته گذشته بازداشت شده بودند، برای دومین روز متوالی تحصن کرده بودند و از حق خود برای اعتراض استفاده کردند، به ناگاه با شبیخون مامورین امنیتی و چماقداران لباس شخصی مواجه شدند، مامورینی که در اقدامی شگرف، دست به محاصره دانشگاه زده و با انواع سلاح‌ها به دانشجویان و اساتید دانشگاه حمله‌ور شدند. این محاصره و حملات برای ساعت‌ها ادامه داشت، تعداد زیادی از دوستان ما به ناحق زخمی و بازداشت شدند. بنا بر گزارشاتی که به دست انجمن رسیده شمار بازداشتی‌های امشب بیش از سی نفر بوده‌است. بسیاری از جراحت‌های این حاثه قابل جبران نخواهدبود و برای همیشه با دانشجویان این سرزمین باقی خواهد ماند.

🔸گرچه دل هر انسان آزاده‌ای با دیدن آن‌چه بر دانشجویان این سرزمین رفت، خون و چشمان هر انسان بینایی، تر خواهدشد اما در پس این خشونت عریان، به نظر می‌رسد سناریویی از پیش طراحی شده برای خفه‌کردن صدای دانشجویان معترض وجود داشته و دانشگاه شریف قرار بوده است محل عبرت بقیه دانشگاه‌های کشور و البته عقده‌گشایی‌های اقلیتی تندرو شود. بر اساس فیلم‌ها و مستندات رسیده به انجمن اسلامی، ماموران لباس شخصی، در شب شنبه ۹ مهرماه، تقریبا ۱۲ ساعت قبل از آغاز تجمع دانشجویان اقدام به نصب دوربین و تجهیزات رادیویی، درست در مقابل درب اصلی دانشگاه واقع در خیابان آزادی می‌کنند، محلی که فضای تمامی تجمعات اعتراضی شریف بوده است. آیا ممکن است که نصب تجهیزات یاد شده که به وضوح در فیلم مشخص است توسط همان کسانی انجام می‌شود که روز بعد به ساحت دانشگاه حمله کرده‌اند، اتفاقی بوده باشد؟ در اقدامی تامل برانگیز دیگر، دکتر زلفی‌گل، وزیرعلوم، که ظاهرا به هدف کمک به دانشجویان تنها ساعتی پس از شروع درگیری خود را با سرعت به دانشگاه رسانده، جز حمله به یکی از اساتید شناخته‌شده و خوش‌نام دانشگاه و انداختن مسئولیت همه خشونت‌های رخ‌داده بر گردن دانشجویان بی‌دفاع شریف کاری از پیش نمی‌برد. به نظر می‌رسد همه این رخدادها زمینه‌ای بوده تا مقدمات لازم را برای اتفاقات تلخی که در ادامه رخ می‌دهد محیا کند و سرکوب و حمله نیروهای امنیتی به دانشجویان آخرین قطعه این پازل شوم بوده‌است.

🔹اساتید محترم و دانشجویان گرامی دانشگاه شریف، حمله دیروز چماقداران به ساحت دانشگاه اقدامی کم‌نظیر در طول تاریخ دانشگاه شریف از قبل از انقلاب تا به امروز است. این حمله به خوبی مشخص می‌کند مسئولین و در راس آن‌ها رئیس دانشگاه و وزیرعلوم، ناتوان‌تر از آن هستند که بتوانند امنیت دانشجویان را حتی در داخل دانشگاه تامین نمایند. حضور در دانشگاهی که مسئولانش توان برقراری امنیت دانشجویانش را ندارند اقدامی غیرعاقلانه است. از این رو ما از همه شما اساتید و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف می‌خواهیم، تا آزادی همه دانشجویان بازداشتی، عذرخواهی رسمی مسئولان دولتی و حکومتی و جبران خسارت‌های پیش‌آمده برای دانشجویان، تضمین مکتوب مبنی بر وجود امنیت برای دانشجویان در دانشگاه و محیط اطراف آن وعدم تکرار این حادثه در آینده و در آخر بسته‌شدن پرونده‌های تشکیل‌شده برای تمامی دانشجویان شریف در این مدت که به خاطر نادیده گرفتن حق بدیهی اعتراضشان بوده، از هرگونه حضور در کلاس‌های درسی چه به صورت حضوری و چه مجازی خودداری کنید. یقین بدانید که اگر تا زمان رسیدن به همه خواسته‌های فوق بر سر کلاس‌های درس حاضر شوید، این قبیل اقدامات در آینده تداوم خواهد‌یافت و دیگر هیچ کسی قادر نخواهدبود در دانشگاه دهان خود را برای اعتراض باز کند.

🔸انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف بر خود واجب می‌داند در این برهه حساس همگان را دعوت به اتحاد کند و از تمامی دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های سراسر کشور می‌خواهیم به نشانه همبستگی با اساتید و دانشجویان دانشگاه شریف، کلاس های خود را تعطیل کنند. لازم به ذکر است که انجمن اسلامی در مسیر بازیابی شان از دست رفته دانشگاه از دادن هیچ هزینه‌ای ابا نخواهد داشت.

🆔 @AnjomanSUT
بیانیه جامعه اسلامی شریف در پی جنایات یکشنبه ۱۰ مهرماه
«دیگر چطور می‌شد آشکارتر از این به حیثیت دانشجویی تجاوز کرد؟»


یکشنبه ۱۰ مهر برای تمام خانواده شریف با بغض، ترس، نگرانی و البته خشم سپری شد. دیگر چه چیز هولناک‌تر از این که نیروهای امنیتی که باید امنیت کشور را حفظ کنند، حراست دانشگاه را زیر مشت و لگد گیرند؟ دختران و پسران هدف تیرها و باتوم‌هایشان شوند، و بعضا تا سرحد مرگ کتک بخورند، و به ناحق در ون‌های منحوسشان جاگیر شوند.

عجیب‌تر اینکه نهایت عجز و ناکفایتی ریاست دانشگاه در دفاع از دانشجویان را شاهد بودیم. حتی وزیر هم در تماس با فرمانده امینتی‌ها در تلاش بود تا «قولی مردانه» بگیرد که دانشجویان سالم به خانه‌هایشان برسند؛ بگذریم که نتیجه‌ی این قول‌گیری مردانه هم ماندگار شدن تعداد زیادی از دانشجویان در دانشگاه و بیدار ماندن خوابگاهی‌ها تا صبح بود.

اما جامعه اسلامی دانشجویان شریف لازم می‌داند موارد زیر را اعلام دارد:

در پی هتک حرمتی که دیشب به دانشجو و نهاد علم گذشت، باید مسئولین دولتی اعم از وزیر علوم و اطلاعات و هم‌چنین فرماندگان نیرو‌های امنیتی، از دانشجویان مراتب عذرخواهی را به جای آورده، دلجویی کرده و جبران مافات کنند. واضحا دیگر دستگیری هم‌کلاسی‌هایمان را برنمی‌تابیم و به دنبال اعاده‌ی حیثیتی درخور از نخبگان این مرز و بوم هستیم. گوش‌مان از حرف‌های آقای رئیس هم پر است، چه راست چه دروغ. در این روزها ریاست دانشگاه نشان داد چقدر در مدیریت دانشگاه در شرایط بحران ناتوان است.

همچنین از تمام رسانه‌های داخل این کشور گله‌مندیم. این رسانه‌ها ایجاد شده اند تا اخبار و حقایق را به گوش مردم برسانند. مردمی که هزینه سنگین فعالیت این رسانه‌ها از جیب آن ها تقبل می‌گردد. دیشب اما شاهد بودیم هیچ رسانه داخلی‌ای به پوشش اخبار شریف نپرداخت و تنها برخی از آن ها، اخباری را منتشر کردند که با توجه به مشاهدات ما در دانشگاه به هیچ عنوان درست به نظر نمی‌رسند. 

در این میان، به بسیج دانشجویی پیشنهاد می‌کنیم راه سکوت را در پیش گیرد. چرا که دانشگاه شریف در این سال‌ها هم استدلال های شما را شنیده و با شما گفت‌و‌گو کرده است و هم خشونتتان را دیده است. امروز شما هر چه بکنید تنها نمکی است بر زخم‌های دانشگاه و کشوری که بسیار آسیب دیده است.

همانطور که وزیر هم تصریح کرد، این‌ها می‌خواهند دانشجو مشغول درس و کتابش باشد، آهسته برود و آهسته‌تر بیاید، در دانشگاه حضوری یا مجازی سر کلاسش حاضر شود و در یک کلام بگوید چشم. این‌ها اما نمی‌دانند که دانشجو از مردم است. دانشجو صدای مردمش را انعکاس می‌دهد. اگر این‌ها پیوند خود با مردم را بریده‌اند، دانشجو پایبند به این مردم و دردشان باقی می‌ماند.

از همین رو از همه‌ی دانشجویان خواستاریم تا این امور مطالبه‌شده محقق نشده‌اند و البته تا زمانی که همه‌ی هم‌کلاسی‌هایمان به آغوش خانواده‌هایشان بازنگشته‌اند از شرکت در هرگونه کلاسی خودداری کنند. چشم امیدمان به استادان‌ دلسوز این دانشگاه نیز هست که با درک این بی‌حرمتی، در کنار دانشجویان باشند.

@sharif_islamic_society
Forwarded from Sharif Today
«اینجا هم قدم‌تان روی چشم»

❇️ تیم تحریریه قبلی روزنامه شریف، بعد از تغییر و تحولی که بنا به تصمیم ریاست دانشگاه در روزنامه رخ داد، تصمیم گرفت خودش را در قالبی جدید جمع‌وجور کند و در فضایی کمی متفاوت به فعالیتش ادامه دهد. احتمالا در این فضای جدید از خبر کمتر سراغ بگیریم، چرا که هم روزنامه هست و هم کانال‌های روابط عمومی و آموزش و معاونت فرهنگی و معاونت دانشجویی و شورای صنفی و ...، اما تحلیل و یادداشت و گزارش و پرونده و گفت‌وگو و دیگر هم‌زادهایشان هم‌چنان روی میز تیم سابق روزنامه خواهد بود، با محوریت دانشگاه و ناخنکی به بیرون از آن.

🔸 فعلا آرشیوی از پست‌های قبلی روزنامه را در کانال جدید بارگذاری کردیم تا از صفر صفر شروع نکنیم. در روزهای آینده هم با توجه به شرایط پیش‌آمده، پیگیری اخبار بازداشتی‌های دانشگاه و دیگر مسائل مرتبط با وقایع روزهای اخیر را سعی می‌کنیم مثل اینجا پوشش دهیم. اما بعدتر و با کمک و راهنمایی و مشورت شما، سروشکل جدیدی به کارمان خواهیم داد.

🔸 اگر لایق دانستید، قدم روی چشم‌مان بگذارید و در کانال جدید هم دنبال‌مان کنید. اگر هم به دوست و رفیق و آشنا معرفی‌مان کنید که تصدق مرام و معرفت‌تان.

@shariftoday
یادداشتی به بهانه چاپِ کتاب «رقابت نوآوری دیجیتال»

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
یادداشتی به بهانه چاپِ کتاب «رقابت نوآوری دیجیتال» @Rwriter
یادداشتی به بهانه چاپِ کتاب «رقابت نوآوری دیجیتال»

هنگامی که ترجمه این کتاب را کلید زدیم، حال بهتری داشتم. دنیا برای من کمتر زشت بود. امید بیشتری داشتم و روزها زیباتر بود. اکنون چونان فسرده و غمگینم که جایی برای شادی وجود ندارد. میوه زحماتمان را حالا بعد از 6 ماه ترجمه همراه با وسواس دارم می‌بینم ولی نمی‌توانم از آن لذت ببرم. این روزها که وضع جامعه ایران، غم‌زده است، جایی برای شادی نمی‌ماند. این کتاب را من نه تنهایی نوشتم و نه تنهایی ترجمه‌اش کردم. کتاب بالا بدون زحمات استاد گرانقدر دکتر سید ایمان میرعمادی و رفیق عزیزم احمدرضا هرگز چاپ نمی‌شد. با این حال اگر قرار باشد این کتاب را به کسی تقدیم کنم، این کتاب را به آزادی‌خواهان تقدیم میکنم.

https://t.me/Rwriter/630
@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
یادداشتی به بهانه چاپِ کتاب «رقابت نوآوری دیجیتال» @Rwriter
کتاب رقابت نوآوری دیجیتال با اجازه از ناشر و نویسندگان آن به ترجمه و چاپ رسیده است. نویسندگان این کتاب با نوشتن یک مقدمه اختصاصی برای مخاطبان ایرانی، سعی نموده‌اند تا این کتاب را به مخاطبان فارسی زبان معرفی کنند. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم:


«هوش مصنوعی (یا AI) فناوری جدیدی نیست. ردپای اولین کاربردهای آن به جنگ جهانی دوم بر می‌گردد. این حقیقت که هوش مصنوعی می‌تواند قدرت ماشین را جایگزین هوش انسانی کند همیشه تخیل دانشمندان علوم اجتماعی را قلقلک داده تا در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم سناریوهای مبالغه‌آمیز خوش‌بینانه و یا بدبینانه‌ای را مطرح کنند که چگونه هوش مصنوعی به شکلی بنیادی جهان را دگرگون خواهد کرد. در این کتاب ما بحث می‌‎کنیم که «این بار ماجرا فرق می‌کند».

@Rwriter
قسمتی از مقدمه کتاب «خیلی کم...تقریبا هیچ»
Forwarded from Sharif Today
«من هم مسلمانم، ولی بدون مجوز»

✴️ #جامعه_اسلامی چند روز پیش، از پویشی رونمایی کرد که با هشتگ #من_هم_مسلمانم معرفی شده بود؛ پویشی که پیکان نقدش را به سوی استفاده ابزاری از دین برای مقابله با اعتراضات مردمی و دانشجویی و نیز به دست گرفتن قدرت در دانشگاه نشانه رفته و اعتقاد داشت عده‌ای که در دانشگاه و جامعه اسم مذهب را یدک می‌کشند، پایبند به ارزش‌های مذهبی نیستند و صرفا در راستای منافع و اهداف‌شان، این ارزش‌ها را به مصرف می‌رسانند.

🔹 این پویش در توییتر همراهی تعداد قابل توجهی از دانشجوهای شریف را با خودش دید و البته بعد از مدتی واکنش‌های تندی هم روانه‌اش شد؛ از جمله توییت محمدمهدی فاطمی صدر، روحانی رادیکال و تندروی ساکن توییتر که گفته بود: «چه خوب است که این پویش #من_هم_مسلمانم امر وحی را اطاعت کرده است و خود را مؤمن نخوانده است. قل: لم تؤمنوا، و لکن قولوا أسلمنا؛ و لما یدخل الایمان في قلوبکم...»

🔹 فاطمی صدر در توییتی دیگر هم دوباره این پویش را نواخته بود: «فائده‌ی این پویش #من_هم_مسلمانم چه است؟ انضمامی کردن اسلام متوسط و تشیع یواش و انقلاب منهای فقاهت...». علیرضا اکبری نیز همراهان این پویش را منافق نامیده بود: «از پویش « #من_هم_مسلمانم » منافقان نترسید. کفّارِ غیر منافق نمی‌گذارند این منافقان وسط بایستند... خدا شرّ این‌ها را با آن‌ها کم می‌کند...»

🔹 جامعه اسلامی شریف قصد داشت تجمعی هم در راستای شعار محوری این پویش در دانشگاه ترتیب دهد، اما فشارهای درونی و بیرونی آن‌قدر بوده که چهارمین درخواست این تشکل برای برگزاری تجمع در یک ماه اخیر نیز با مخالفت مسئولین دانشگاه مواجه شود، مثل درخواست مجوز برای برگزاری تجمع اعتراضی در روز ۲۸ شهریور از سوی انجمن اسلامی که آن هم روی موافقت مسئولین را به خودش ندید.

🔹 بهانه‌ای که برای مجوز ندادن به این تجمع‌ها از سوی مسئولین دانشگاه اعلام می‌شود، فضای ملتهب و امنیتی دانشگاه است، اما عجیب و تبعیض‌آمیز بودن رفتار مسئولین دانشگاه آنجا مشخص می‌شود که در هفته گذشته که فضای دانشگاه کمتر از هفته‌های قبل و بعدش التهاب و تنش نداشته، #بسیج_دانشجویی توانسته مجوز برگزاری تجمع خودش را بگیرد و بعد از آن تجمع هم ماجرای سلف پیش آید.

@SharifToday
‏+ چرا به دانشگاه ممنوع الورود شدی؟
- به من گفتن تریبون آزاده بیا آزادانه صحبت کن کسی باهات کاری نداره، تو چرا ممنوع الورودی؟
+ سفره یکبار مصرف تو کیفم بود



-حشمت کرایست-

@uttweet
قایقی ساخت و انداخت به آب...

@Rwriter
Forwarded from سایت پانویس

بحران‌ها خیلی خوب پتهٔ افراد و پدیده‌های پوچ و دروغین را روی آب می‌اندازد. طی سالهای گذشته بارها و بارها از مخدر بودن، پوچ و خودمشغولیتی پدیده‌هایی مانند المپیک و جام جهانی و امثال آن گفته بودیم. اکنون بحرانهای این ایام دارد بخوبی دست این پدیده‌ها را رو می‌کند.

یکی از معانی «نجات در صداقت است» روبرو شدن با رنج است. فوتبال و المپیک و مانند آن، انسان را از روبرو شدن با رنج، حتی از روبرو شدن با رنج بیرونی و مشکلات بیرونی، از روبرو شدن با واقعیت دور می‌ کند. اکنون این جامعه دیگر، لااقل بطور مقطعی، به این درک رسیده که نمی‌خواهد با تخدیرهای اینچنینی رنجهایش را انکار کند. این است که از مواد مخدری همچون فوتبال حال اشمئزاز برش می دارد.

نوشتهٔ این دوست، منهای چند خطی که دربارهٔ میهن و وطن است، هم حاوی چنین موضوعی‌ست و خوب بیانش کرده است. اینجـا بخوانیدش.

@Panevisdotcom
ژنرال فرانکو [دیکتاتور اسپانیا] حامی رئال مادرید بود و ترکیب رئال مادرید را از بر می‌گفت. نمی‌شد در خیابان‌ها فریاد زد «فرانکوی جنایتکار» بنابراین مردم در عوض این را خطاب به بازیکنان رئال مادرید فریاد می‌زدند. این یک پدیدۀ روانشناختی است: وقتی نمی‌توانید سر پدرتان فریاد بزنید، سر کس دیگری فریاد می‌زنید.


از کتاب فوتبال علیه دشمن، نوشته سایمون کوپر، ترجمه عادل فردوسی‌پور

@Rwriter