نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
مونتسکیو سوالی را پیش کشید: چرا این مردان، نیروی خود را صرف آن نمی‌کنند که سرزمین‌های سبز اطراف دریای خزر را فتح کنند و در آن‌جا کشوری برپا دارند؟

امینه در آن زمان نتوانست به نویسنده روح القوانین بگوید که در تفکرات خود نقش دین را ندیده گرفته است و فقط نژادها و قومیت‌ها را در نظر آورده، در حالی که در آسیا، قدرت بر اساس قواعدی حرکت می‌کند که بیشتر متاثر از دین و مذهب‌اند تا قومیت.

از کتاب #امینه نوشته مسعود بهنود

@Rwriter
گفتگوی من با محمدجوانمرد، کسی که مهندسی در دانشگاه مک مستر کانادا را رها کرد تا در ایران ادبیات فارسی بخواند.

این گفتگوی شنیدنی را در لینک زیر دنبال کنید

https://www.instagram.com/tv/CDPAUJXg8Sd/?igshid=f7ifwuwjb5en
مرشدزاده و گَنجی که یافتم

#نوشتن_برای_مردگان
#کرونا
#استفراغ_بدبختی
#استفراغات

این روزها که کسی فوت می‌کند(حتی نه بر اثر کرونا)، همه شروع می‌کنند به نوشتن‌ در توییتر و اینستاگرام و فضاهای دیگر. من به بیشتر این نوشتن‌ها می‌گویم #استفراغات. غمی سطحی که روست و بعد زود فراموش می‌شود. غمی که تویش نفرت است. غمی که می‌خواهد جار بزند: ببینید چقدر بدبختیم. ببینید مرگ با ماست. شاید بخشی‌ از این رفتار درست باشد. بخشی‌اش پر کردن فضای رسانه‌ای لازم باشد برای اینکه هشدار دهیم: کرونا جدی است. اما آدمی پیشاکرونایی با آدمی پساکرونایی فرقی ندارد. حالا کرونا این ویژگی را بیشتر زنده کرده: ما آدمیان تشنه جار زدن مرگ و عزا و سوگواری هستیم. فراموشکار در زیستن و مضطرب از مرگ. گویی این اضطراب نجاتمان می‌دهد برای همین هر کسی که می‌میرد، مدام برای دیگران استفراغ غم و بدبختی بالا می‌آوریم.

با خودم فکر می‌کردم آیا می‌شود از مرگ، از یک فرد رفته، حرف زد، اما زیبا هم نوشت؟ می‌شود مستحکم نوشت؟ و می‌توان با خواندن از مرگ کسی زنده‌تر از همیشه شد؟ این کاری است که نفیسه مرشد زاده در یادداشت اینستاگرامی‌اش انجام داده. یادداشتی به نامِ "هر عشیره و فامیلی یک ماهی سیاه کوچک دارد." بخوانیم و یاد بگیریم.


👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻


https://www.instagram.com/p/CDSvtoJAY4w8yNgxeUQEgY5P6GMpscMOoC39_00/?igshid=j6nnt6vxpbz4
ماجرایِ فروغ

برای هر نویسنده، هنرمند، اندیشمند و اساسا برای هر آزاده‌ای تیغ سانسور همیشه وجود داشته است. سانسور می‌برد و می‌برد. گاه انقدر می‌برد که می‌بینی گردنی قطع شد. دستی بریده شد. پایی کنده شد. چشمی کور. گوشی کر و زبانی گس و تلخ گشت.

گفتگویی داشتم با «سوگند شایان فرد» سردبیر نشریه فروغ. نشریه‌ای که قربانی تیغ سانسور و رفتارهای بدوی گشت. نشریه فروغ نشریه دانشجویی‌ای بود که توسط معاونت فرهنگی دانشگاه توقیف تعلیق شد. در این گفتگو سعی کردم تا روایت تحریریه این نشریه دانشجویی را به سمع و نظر مخاطبان برسانم، باشد که مورد توجه قرار گیرد.

https://www.instagram.com/tv/CDzCqc8AKNy/?igshid=3vg3mxq72m4t
انقلاب بی‌سوادان و برش‌های ابلهانه/یادداشتی از اینستاگرام محمدحسن شهسواری


می‌دانم با این مطلب، عشاق پهلوی و مخلصان جمهوری اسلامی را خواهم آزرد اما به گمانم ارزشش را دارد. تامل کنید.

ایران در سال‌های منتهی به انقلاب یکی از بدترین نسبت‌ها را در خصوص کادر درمان و بیمارستان، میزان مرگ و میر کودکان، تحصیل‌کردگان دانشگاهی در خاور میانه داشته.
دقت کنید!! در خاورمیانه و نه جهان.

وگرنه بنابه گزارش سازمان بین‌المللی کار در همان زمان ایران در مورد نسبت درآمد فقیر و غنی، یکی از نابرابرین جوامع جهان بوده.

همین طور بد نیست بدانید در همان سال‌ها ۴۳ درصد از خانوارهای شهری فقط و فقط در یک اتاق زندگی می‌کردند.

ضمنا ۶۸ درصد از بزرگسالان کشور مطلقا بی‌سواد بودند. یک بار دیگر عدد را بنگرید!!!!! ۶۸ درصد. و بی‌سواد مطلق.

خب گمانم این آمارها بتواند اندکی تصاویر شیک شبکه‌ی «من و تو» و نیز پیج‌های جورواجور اینستاگرامی و تلگرامی که با برش‌هایی از مجلات «زن روز» و «تماشا» و دیگران می‌خواهند ما را رنگ کنند که تهران آن سال عینهو پاریس و نیویورک بوده، در ذهنمان تصحیح کند.

اما این آمارها یک نتیجه‌ی وحشتناک هم دارد. اگر انقلاب را نتیجه‌ی چنین شرایطی بدانیم آیا به نظر شما حرکت ملتی با چنین عقده‌های طبقاتی می‌تواند بی‌نقص و یا شکوهمند باشد؟ آیا تصمیم ملتی که ۶۸ درصدشان بی‌سواد مطلق هستند، قابل نقد نیست؟ اصلا قابل اعتناست؟
ملتی که حتی نسبت به معیارهای سطح پایین خاورمیانه هم جایگاه نازلی داشتند.

ممکن است این شواهد شما را ناامید کند. منتها من گمان می‌کنم تصحیح گذشته در ذهنمان، هرچند تلخ، ما را راهنمایی می‌کند برای آینده برنامه‌های بهتری بریزیم.
این گذشته شامل چهل سال اخیر هم می‌شود که چه فرصت‌ها از کف رفت.

پ.ن ۱: آمارها از صفحات ۴۰۹ تا ۴۱۱ کتاب «ایران بین دو انقلاب» یرواند آبراهامیان انتشارات مرکز است.

پ.ن ۲: لطفاً برای لحظاتی ذهن دوگانه تان را کنار بگذارید. این مطلب فارغ از پهلوی و جمهوری اسلامی، به ملت ایران به عنوان یک کل می‌نگرد. این مطلب نه قصد (دفاع از یا حمله به) پهلوی را دارد و نه جمهوری اسلامی. نه قاجار. نه زندیه. نه افشاریه. نه هخامنشیان حتی.
شجریان، هنرمندی کامل

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
شجریان، هنرمندی کامل @Rwriter
محمدرضا شجریان الگوی هنرمند کامل

درباب اهمیت محمدرضا شجریان بسیار گفته اند. اما شجریان نمونه یک هنرمند کامل است. از جهاتِ بسیار. نخست آن که شجریان هم دوستان زیادی دارد و هم دشمنان زیادی. آهنگ‌هایی خوانده است که همه با آن‌‌ها خاطره دارند و آهنگ‌هایی دارد که مخصوص گوش‌های خاص شنوست. شجریان در طول دوران هنری‌اش هم نقاشی می‌کرد و هم خطاطی. هم نجاری می‌کرد و هم به ساختن ساز مشغول بود. شجریان به خوبی می‌دانست برای رسیدن به هنرکامل باید خود را در انواع آثار هنری غرق کرد. شبیه چنین الگویی را در هنرمندان بزرگ در قید حیات و درگذشته دیگری نیز می‌توانیم بیابیم. مثلا کیارستمی نیز هنرمند به شدت کاملی بود. او نیز مانند شجریان به انواع هنرهای دیگر علاوه بر هنر اصلی‌اش، سینما، مشغولیت داشت. کیارستمی عکاسی، نجاری، نقاشی و شعرگویی را دنبال می‌کرد. در میان هنرمندان خارجی نیز غیر از متقدمانی چون داوینچی و میکل آنژ، نام‌هایی مانند دیوید لینچ، امبرتواکو، اینگماربرگمن و لئوناردکوهن نیز از ویژگی هنرمند کامل بهره می‌بردند.
در ابتدای این یادداشت کوتاه افعال را مضارع بکار بردم. چون شجریان همان آثارش است. به قول رادیویی‌ها تنهاست صداست که می‌ماند و شجریان نیز خواهد ماند. سخن کوتاه و یادش گرامی.

#محمدرضا_شجریان
#شجریان

https://t.me/Rwriter/551
⚫️لطفا این متن را بخوانید و در بازنشر آن یاری برسانید.

هدف از نوشتن این متن در ارتباط با موضوع مهمی است و آن مراسم تشییع و یادبود استاد محمد‌رضا شجریان در وضعیت وجود ویروس کرونا می‌باشد.

استاد محمد‌‌رضا شجریان روز پنج‌شنبه ۱۷ مهر‌ماه سال ۱۳۹۹ در سن ۸۰ سالگی چهره در نقاب خاک کشیدند. تصور نبودشان سخت است. مگر می‌شود ایشان را از یاد برد؟! استاد شجریان هنرشان را به بازار و قدرت نفروختند؛ پر کشیدند و جاودانه شدند...
یاد استاد در اشعار فارسی، خاطرات، دوران تلخ و شیرین، شکست‌ و پیروزی جریان دارد و به راستی جای جای زندگیمان را احاطه کرده است!

از وضعیت نگران کننده ویروس کرونا در کشورمان اطلاع دارید. در این ایام روزانه بیش از ۴۰۰۰ نفر مبتلا می‌شوند و بیش از ۲۰۰ نفر از هم‌وطنانمان جان خود را از دست می‌دهند.
همه‌ی ما از محبوبیت و جایگاه استاد در میان مردم آگاهیم. بیایید برای هدر نرفتن زحمات کادر درمان عزیز کشور، حفظ جان خود و خانواده‌مان و بسیاری از هم‌وطنانمان سعی کنیم که با حضور پیدا نکردن در مراسم تشییع این بزرگوار و هم‌چنین مراسم متعددی که در جای جای کشور برگزار می‌گردد از وخیم‌تر شدن این وضعیت جلوگیری کنیم.
#همگی_عزاداریم
لطفا به بازنشر این متن کمک کنید.
سپاس از وقتی که برای مطالعه گذاشتید🙏🏻
👈🏻 فردا ساعت 9 به وقت ایران، با فرشاد توماج فعال دانشجویی و سیاسی پیرامون انتخابات آمریکا لایو خواهم داشت.

برای دیدن این لایو ساعت 9 فردا به اینستاگرام روزنامه شریف بیایید: @sharifdaily

@Rwriter
یاد نباد روزگاران را...

@Rwriter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظامی‌گری و سیاست‌ورزی

در دانشگاه شریف، درسی داشتیم به نام کارگاه اتومکانیک که هدفش آشناکردن دانشجویان با خودرو، نحوه‌کار و تعمیراتش بود.

استاد درس، آقای مهندس نصیری که ایشالا همیشه سلامت باشند، خاطره جالبی را تعریف می‌کرد. می‌گفت سر یک پروژه ساخت گیربوکس بومی قرار بود چندنفر از سرداران سپاه مشارکت کنند. جلسه‌ای برگزار می‌شود و استاد درس ما می‌گوید برای ساختن گیربوکس نیاز به تجهیزات، آزمایشگاه و این مقدار هزینه داریم. همانجا یکی از سرداران می‌گوید: اوه چه خبره ما با یک دهم این هزینه موشک ساخته‌ایم. استاد درس ما هم استدلال جالبی داشت: موشکی که قدرت تخریبی اش شعاع ۱۰۰ متر است، اگر ۱۰ متر هم خطا کند، اتفاقی نمی‌افتد اما برای گیربکسی که قرار است سال‌ها در داخل یک خودرو نصب شود، خطایی در مقیاسی این چنینی مساوی است با مرگ چند سر نشین.

رضا امیرخانی هم در ویدیو بالا، حرف جالبی میزند که ریشه‌اش در قصه بالاست. تفکر نظامی واجب است. مهم است و حیاتی. ولی این تفکر اگر وارد صنعت شود. اگر وارد حیطه قضا شود، فاجعه ببار می‌آورد. اگر عمری بود در این باب بیشتر قلم میزنم.

#سپاه #رضا_امیرخانی

@Rwriter
فیلترینگ اینترنت؛ این یک «داستان ترسناک» نیست!
@Rwriter
فیلترینگ اینترنت؛ این یک داستان ترسناک نیست!

پیشگفتار: تصمیم گرفتم به واسطه رشته تحصیلی، آموخته‌های شخصی و مطالعاتم یادداشت‌هایی را در حوزه سیاست گذاری بنویسم. امیدوارم که مخاطبان این یادداشت‌ها حتما از گذاشتن نظر برای من دریغ نفرمایند.

🔹یکی دو هفته است که اخبار تکان دهنده‌ای درباره فضای مجازی و اینترنت به گوش ما می‌رسد، از ماجرای خودکشی یک پسر به شکل لایو تا ماجرای تماس زنده اینستاگرامی یکی از اینفلوئنسرها با پسری 14 ساله و بیان کلماتی که به تعبیر عموم مثبت 18 تلقی می‌شوند. این دوماجرا به همراه ماجراها و مسائلی مانند فیلم‌های مستهجن از طرف برخی سیاست‌مداران، مراجع تقلید، روحانیان و سایر قشرهای اجتماعی-سیاسی به عنوان استدلال یا بهانه‌ای برای محدود سازی اینترنت و فضای مجازی استفاده می‌شود.

🔹اما، احتمالا خیلی از من و شما، از اینترنت استفاده می‌کنیم و نه چشممان به فیلم‌های مستهجن می‌خورد و نه گوشمان تیز است تا صدای شلیک گلوله پسری 14 ساله را بشنویم. ما از اینستاگرام برای تفریح، خرید و یا برای خندیدن استفاده می‌کنیم. ما از تلگرام برای جا به جایی فایل‌ها، گپ و گفت و مسائلی از این دست استفاده می‌کنیم. پس چرا ما به فضای مجازی بی‌بندوباری که برخی از مسئولین برایش فریاد می‌زنند بر نمی‌خوریم؟

🔹پاسخ در "داستان ترسناک" است! قصه‌گویی یا story telling اگر مهم‌ترین ابزار معرفتی در همه علوم و معارف نباشد، بی‌شک یکی از مهم‌ترین ابزارهاست. دنیای سیاست هم از این ماجرا مستثنی نیست. سیاستمدار از قصه‌ها استفاده می‌کند تا یک مسئله را برای مخاطب عامه جا بیندازد. این لزوما چیز بدی نیست. مثل چاقو می‌ماند و کاربرد میوه‌‌پوست‌کنی و جراحی دارد، و یا کاربرد آدم کشی. اما در ماجرای محدود سازی شبکه‌های اجتماعی، موافقان فیلترینگ شبکه‌های مجازی خواسته یا ناخواسته از کاربرد ناصحیح آن استفاده می‌کنند.

🔹تکنیکی وجود دارد به نام «مجاز جز به کل» که در آن سیاست مدار، با بزرگ جلوه دادن یک بخش کوچک از یک قضیه، سعی می‌کند یک مسئله را بزرگ و جدی جلوه دهد. صورت منفی این تکنیک داستان ترسناک است. سیاست‌مدار، نماینده مجلس یا فلان مرجع تقلید به شما می‌گوید که ببینید فضای مجازی دارد چه بلایی سر بچه‌های مردم می‌آورد، ببینید فلانی خودکشی می‌کند و فلانی بهمان کار را می‌کند. این برای مخاطبی که دقیق نباشد همان داستان ترسناک است. داستان ترسناکی که واقعی است اما بخش کوچکی از ماجرای گسترده فضای مجازی است.

🔹بسیاری از طرفداران بستن فضای مجازی، به دنبال سودجویی و افزایش گردش مالی VPNها و همچنین افزایش شرکت‌های اپراتور اینترنت هستند. که در مورد آخری افراد با وصل شدن به VPN از اینترنت جهانی و گران‌تر استفاده می‌کنند و قیمت بیشتری می‌پردازند. برخی دیگر از دغدغه‌مندان واقعی فضای مجازی هم که نگران مسائل و نرم‌های اجتماعی هستند، بدون کلان دیدن ماجرا و از روی کم‌سوادی هزار و یک عنصری را که منجر به ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود، نادیده گرفته و می‌پردازند به این داستان ترسناک.

🔹در گام دوم، باید این را درنظر بگیریم که خود مسئله فیلترینگ جدای از هزینه‌هایی که برای دولت دارد، باعث می‌شود ناخودآگاه مردم به اینترنتی بدون محدودیت عاقلانه دست یابند. برای مثال با یک مطالعه ساده می‌توان نشان داد که دسترسی یک کودک ایرانی به سایت‌های مستهجن (Porn Websites) به مراتب راحت‌تر از یک کودک انگلیسی یا آمریکایی است؛ چرا که کودک ایرانی به راحتی با وصل شدن به VPN می‌تواند به اینترنتی به مراتب آزادتر از اینترنت یک بچه انگلیسی دست یابد. کودکی که مجبور است به VPN وصل شود، زیرا تنها سامانه‌ای که نیازهایش را برای ارتباط با دوستانش و یا انجام کارهای مدرسه (مثل تبادل، جزوه و پرسیدن سوال از همکلاسی‌ها) نه شادِ آموزش و پرورش است و نه سروش فلان سازمان رانت خوار، بلکه یک چیز است: تلگرامِ دروف.


https://t.me/Rwriter/557
@Rwriter
بازخوانی یک رشته توییت

به مناسب شهادت سردار قاسم سلیمانی:

1) رابطه من با زنده یادِ شهید، سردار قاسم سلیمانی، نه رابطه عاشق و معشوقی است و نه رابطه مرید و مرادی است. بلکه‌ نسبتی است سرشار از احترام به ژنرالی که می‌دانست دارد چه می‌کند و توانست در سیستم پر از عیب ایران کارهای بزرگی انجام دهد.

فرشاد توماج در مهر 1398، در حساب توییتری خود خلاصه مقاله مفصلی به قلم آرون مرآت تحلیلگر آمریکایی نشریه اکونومیست را منتشر کرد. در اینجا این خلاصه را می‌آورم.


٢)
... سلیمانی یک رهبر نظامی مقتدر و بزرگترین مدافع #ایران است. اساساً آیا #آمریکا انگیزه‌های این فرمانده، که در سطحی بالاتر نماینده سیاست‌های ایران است، را درست درک کرده؟...


۳)
سال۲۰۱۴ داعش شهر "جلالوا" در بیست‌کیلومتری مرز #ایران را تصرف کرد. این حدودا همان مکانی است که خلیفه دوم مسلمین امپراطوری ایران را شکست داد، و جایی که #صدام جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد. برای ایرانی‌ها، اینجا دروازه تهاجم به سرزمین‌شان است
چه اتفاقی افتاد؟ ایران...


۴)
... ایران بلافاصله سردار #سلیمانی را به عراق فرستاد. در آغاز، سلیمانی روزانه ۱۴۰تن تجهیزات نظامی روانه ارتش #عراق و شبه‌نظاميان شیعه کرد: سلاحهای سبک، توپخانه، پهباد...
امریکا کمی دیرتر به دفاع پیوست، منتها آن موقع کمک‌های #ایران تنها عاملی بود که عراق را حفظ کرد...


۵)
رابطه ایران و آمریکا بعد ریاست‌جمهوری ترامپ خطرناک شده: ترامپ فشاری بر #ایران وارد می‌کند و طبقه متوسط ایران را درحال نابود کردن است
متقابلا ایران دست به عملیات نظامی علیه منافع اقتصادی #آمریکا و متحدینش زده: حمله توپخانه‌ای به کارگاه اکسون‌موبیل و حمله به خطوط‌لوله عربستان...


۶)
اگر شرایط فعلی ادامه یابد، احتمالا جنگی درخواهد گرفت که یک‌طرف #آمریکا و سمت دیگر #ایران به فرماندهی سلیمانی است. منتها آیا آمریکا انگیزه‌های این فرمانده، که نماینده سیاست‌های ایران است، را درست درک کرده؟...


۸)
بعد از جنگ و بواسطه اختلافات با رضایی، سلیمانی بنوعی گوشه‌نشین شد: مسئول مبارزه با موادمخدر شد. تعقیب محموله‌هایی که به مقصد اروپا از #ایران عبور می‌کردند. منتها با اخراج رضایی در۱۹۹۷، سلیمانی به فرماندهی قدس منسوب شد و در اولین ماموریت، انتقال تسلیحات به گروه‌های ضدطالبان...


۹)
بعد از ۱۱سپتامبر، ائتلاف ضدطالبان شمال بدل به متحد ناتو علیه طالبان شد. ایران بوسیله سردار سلیمانی متحدین وفادار خود را تشویق به همکاری با آمریکا علیه القاعده و طالبان کرد. منتها این اتحاد و همکاری، با سخنرانی بوش و قرار دادن #ایران در "محور شرارت" به پایان رسید...

https://www.prospectmagazine.co.uk/magazine/iran-us-uk-relations-qasem-soleimani
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
بازخوانی یک رشته توییت به مناسب شهادت سردار قاسم سلیمانی: 1) رابطه من با زنده یادِ شهید، سردار قاسم سلیمانی، نه رابطه عاشق و معشوقی است و نه رابطه مرید و مرادی است. بلکه‌ نسبتی است سرشار از احترام به ژنرالی که می‌دانست دارد چه می‌کند و توانست در سیستم پر…
۱۰)
یکسال بعد آمریکا به عراق حمله کرد و سلیمانی و ایران را با ۳مشکل مواجه کرد:
یک) اشغال: #ایران هراس اینرا داشت که عراق تبدیل به پایگاهی علیه ایران شود که خیلی غیرواقعی نبود. نئوکان‌ها در آن دوره ضرب‌المثلی داشتند که "پسربچه‌ها به عراق حمله می‌کنند، منتها مرد واقعی به ایران"...


۱۱)
دوم) بعثی‌های برکنار شده دوره صدام بود که به شورشیان سنی، علیه آمریکا و اکثریت شیعی عراق پیوسته بودند. سلیمانی از شیعیان و بویژه شورای‌عالی‌انقلاب در #عراق حمایت می‌کرد...


۱۲)
و سومین) مقتدی صدر: روحانی پرنفوذ و جوان که مخالفت نفوذ #ایران بود. خانواده صدر پیوندهای قدرتمندی با انقلاب ایران داشت. اما مقتدی نظر متفاوتی داشت. بعد از اشغال عراق، صدر بدنبال تضعیف آمریکا و بعثی‌ها بود، و به اسلحه نیاز داشت. سلیمانی توانست در این مورد کمک کند...


۱۳)
همزمان با افزایش نفوذ ایران، تلفات امریکا بواسطه فعالیت سنی/بعثی شروع به افزایش کرد. آنها ایران را مقصر می‌دانستند
در نامه‌ای به سفیر آمریکا، سلیمانی نوشت: قسم میخوذم که اجازه شلیک حتی یک گلوله به آمریکایی‌ها را نداده‌ام". این از واقعگرایی‌اش بود. حمله به آمریکایی‌ها پرخطر...


۱۴)
... این نامه از واقعگرایی سلیمانی بود. همزمان با اینکه ایران به گروه‌های ضدآمریکایی اسلحه میداد، برخی گروه‌های دیگر برای همکاری با آمریکا علیه بعثی‌ها تشویق می‌کرد
سردار بیشتر از آنکه تحت‌تأثیر احساست ضدآمریکایی خود و همکارانش باشد، به فکر پیشبرد منافع استراتژیک #ایران بود...



۱۵)
همزمان سلیمانی در #لبنان هم فعال بود: به حزب‌الله لبنان پول و تسلیحات میرساند. سالیانی رابطه خوبی با مغنیه داشت و در سفارت ایران در لبنان به اعضای حزب‌الله آموزش زبان عبری میداد. با حمله اسرائیل به لبنان و مقاومت دهشتناک لبنان، محبوبیت ایران در دنیای عرب بشدت افزایش یافت...


۱۶)
منتها این محبوبیت با بهار عربی تغییر کرد. ابتدا ایران همراه اعتراضات شد، منتها تا زمانی که به سوریه، یگانه کشور متحدش در جنگ عراق رسید. تیم احمدی‌نژاد در شورای‌عالی‌امنیت مخالف کمک به اسد بودند، اما سلیمانی با استدلال که "بعد سوریه نوبت ایران است" #ایران را قانع به حمایت...


۱۷)
سردار سلیمانی و همدانی سال۲۰۱۱ از دمشق دیدن کردند و به اسد هشدار دادند باید از نیروی‌انتظامی، و نه ارتش، برای مدیریت اعتراضات استفاده کند. منتها اسد بر استفاده از ارتش اصرار کرد با چند کشتار، اعتراضات مردم را به یک جنگ خونین داخلی تبدیل کرد...


۱۸)
سال۲۰۱۲ سلیمانی دارد سوریه شد. سلیمانی معتقد بود ارتش #سوریه بی‌مصرف است. پس دست به تاسیس و آموزش نیروی دفاع ملی با کمک حزب‌الله زد. هدف این گروه حفظ اسد، و در صورت سقوط اسد ماندن بعنوان یک گروه قدرتمند بود.
هم‌زمان اما با ظهور داعش در #عراق و سوریه، جبهه جدیدی باز شد...


١٩)
همزمان با ظهور داعش، عربستان و قطر و ترکیه اختلافات را کنار گذاشتند و دست به حمایت از بخشی از شورشیان کردند که پیروزیهای در حمص و درعا کسب کردند. و اینجا بود که ایران احساس، کرد احتیاج به متحد جدیدی دارد
سال۲۰۱۴ سلیمانی وارد مسکو شد تا روسیه را قانع به حمایت کند...



۲۱)
ایران یک سیاست بهم پیوسته سیاسی در دوهه اخیر داشته. با تعریف ثابتی از دشمنان و دوستان. این نگاه ثابت سیاسی و ذهنیت متمرکز سلیمانی، علیرغم تحریم‌ها و جنگها بخوبی کار کرده. خود آمریکایی‌ها هم معترفند سیاست‌هایشان وقتی دربرابر نفوذ #ایران قرار می‌گیرد، مثل باد از هم می‌پاشد...


۲۲ و پایان)
واقعیت: آن سیاست توسعه‌طلبانه صدور انقلاب ایران که آمریکایی صدور تروریسم می‌نامند، بعد جنگ ایران و عراق مرد. همزمان با نوشیدن جام زهر توسط امام‌خمینی بعد جنگ #ایران به کشوری نرمال بدل شده که بدنبال منافعش است. سلیمانی این را درک کرده، اما آمریکا هنوز در گذشته مانده


https://www.prospectmagazine.co.uk/magazine/iran-us-uk-relations-qasem-soleimani
👍1
قانون گذاری در بهشت، اجرا در...

@Rwriter
قانون گذاری در بهشت، اجرا در...

در ادامه دومین یادداشت سیاست گذاری کمی درباره نحوه قانون گذاری مجلس یازدهم با شما صحبت خواهم کرد.

مجلس یازدم، از زمان ورودش به صحن سبز تا اکنون جنجال‌های زیادی داشته است. از طرح قیر رایگان تا ازدواج اجباری و طرح دوفوریتی تغییر نام فرودگاه مهرآباد. در مورد آخری، تعداد طرح‌های دوفوریتی این مجلس در مقایسه با مجالس پیشین به رقم عجیبی رسیده است که معنای طرح دوفوریتی در این مجلس با چالش جدی مواجه شده است.

آنچه که در این یادداشت کوتاه می‌خواهم در بوته نقد بگذارم، شیوه قانون گذاری مجلس یازدهم است. مجلس یازدهم با تمام جنجال‌ها و فعالیت‌های آماتور خود، یک اقدام درست انجام داده و آن به چالش کشیدن بودجه 1400 بوده است. بودجه 1400 که با کسری بودجه بسیار زیاد و با امید به صادرات نفت بالا بسته شده، دارای نقوص زیادی است که مجلس فعلی به درستی بر روی آن دست گذاشته است. اما اقدامات بعدی مجلس و قانون گذاری‌های این دوره، چنان عجیب، غیر واقعی و مبتدی بوده است، که هر انسانی را وا می‌دارد تا در نیت مجلس برای اقداماتش شک کند.

در طول مدت کمتر از یک سالی که نمایندگان این دوره، کار خود را شروع کرده‌اند، قوانینی تصویب شده که از نظر تامین مالی، هیچ منبعی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. از قانون افزایش تجهیزات نیروگاه‌های هسته‌ای ایران ذیل قانون واکنش به تحریم‌های آمریکا گرفته تا قانون وام 100 میلیونی ازدواج و قانون تامین تبلت برای همه دانش آموزان. به زبان ساده، وقتی یک قانون تصویب می‌شود، مجلس موظف است برای آن قانون شیوه‌های تامین مالی درنظر بگیرد. متاسفانه ما در بهشت زندگی نمی‌کنیم تا با اشارتی حوری و شیر عسل برایمان بیاورند و باید برای طرح‌های سیاستی‌مان پول خرج کنیم و منابع گرد آوریم. ولی در قوانین یاد شده، حتی یک خط هم درباره شیوه تامین مالی این قوانین انشاء نشده است و در عوض آن در رسانه‌های مجلس و حاکمیتی مرتب عنوان گشته است که مجلس دولت را موظف کرده تا فلان کار را بکند. گویی جامعه منتظر قانون مجلس بوده است تا برای دانش آموزان تبلت و برای زوج های جوان وام 100 میلیون تومانی درنظر گرفته شود. اگر حرف نگارنده را درباره قوانین باور ندارید، به سایت مرکز پژوهش‌های مجلس سری بزنید و در بخش قوانین و مقررات جستجو کنید چرا که رفرنس دادن به هیچ، کاری پوچ است.

درباره اقدامات فوق، نخست باید دانست که قوانین فوق یا اجرا نمی شوند، یا اگر اجرا شوند - برای مثال در مورد وام 100 میلیونی- بعد از یک بازه کوتاه به بازار تورم تزریق خواهند کرد و هزینه آن با چاپ پول در آینده از جیب مردم تامین خواهد شد. شوربختانه و خوشبختانه، دولت‌ها در ایران به خاطر خلاء قانونی می‌تواند با ابلاغ آیین نامه‌ها و تبصره ها قوانین را کمرنگ کرده و یا حتی بالعکس اجرا کنند و شاید این نقطه ضعف بزرگ، امروز بهترین ترمز است برای قوانین این مجلس.

نکته، اما، نیت و چرایی گرفته شدن چنین تصمیماتی است. اساسا نیت خوانی در ادبیات سیاست گذاری معنایی ندارد و کاری علمی نیست. اما آنچه که مشخص است با توجه به نزدیکی انتخابات 1400، تعارض منافع بسیار زیاد در فضای سیاسی حاکم و مجلسی برخواسته از کمترین مشارکت پس از انقلاب می‌توان تحلیلی ارائه داد و به چرایی تصویب چنین قوانینی رسید. تحلیلی که نگارنده از آن عاجز است، حداقل در این یادداشت!



@Rwriter

https://t.me/Rwriter/561