نوشته‌های یک نویسنده کوچک
113 subscribers
326 photos
31 videos
7 files
170 links
سلام من صالح رستمی هستم، این کانال قرار است بازتابی باشد بر وبلاگم به همین نام:

salehrostami.blogfa.com

If you are killed because you are a writer, that's the maximum expression of respect, you know.
- Mario Vargas Llosa
Download Telegram
نامجو از نگاه علیزاده

"در کنسرتی که به همراه آقای حدادی در آمریکا داشتیم، وقتی می‌خواستیم روی صحنه برویم اول کسی که چهره‌اش را دیدم نامجو بود. از ایران او را می‌شناختم و چند باری او را در ایران دیده بودم. رسم است اگر دوستی یا هنرمندی در تالار حضور داشته باشد معمولا اعلام می‌کنند. در قسمت پایانی بدون قرار از ایشان دعوت کردم روی صحنه بیایند. اعتقاد داشتم نامجو هنرمند با استعدادی است، ابتکار دارد و از پس این کار برمی‌آید. گفتم من به عنوان موزیسین مخاطب کارهای نامجو نیستم. نه این‌که بخواهم فرار کنم اگر جایی موسیقی‌شان باشد حتما گوش می‌کنم اما در نهایت موسیقی مورد علاقه من نیست. به‌خصوص این اواخر که در صحبت‌هایش کمی در مورد نقشش در موسیقی ایران غلو می‌کند. این موسیقی نوین ایران که را می‌گوید درک نمی‌کنم. به‌هرحال کاری که نامجو می‌کند هم یک شاخه از موسیقی است. نیازی هم به این صحبت‌های قلمبه سلمبه ندارد که بگویند دارند موسیقی ایران را تغییر می‌دهند. گاهی گوینده‌ها یا مجری‌های برنامه‌ها که معمولا چیزی از موسیقی نمی‌دانند، عنوان‌ها و لقب‌های اشتباه به آدم می‌دهند. خود هنرمند باید این عنوان‌های اشتباه را اصلاح کند تا آدم در جایگاه‌اش دچار سوءتفاهم نشود. به نظرم یک مقدار هُلش می‌دهند به سمت صحبت کردن. گفتن این‌که الان در حال هوا کردن یک موشک عجیب و غریب است. ولی در آن لحظه حس خیلی خوبی از حضورش گرفته بودم به همین دلیل روی صحنه دعوتش کردم. به شوخی گفتم معمولا رسم بر این است که برای قطعه انتهای برنامه «مرغ سحر» را اجرا می‌کنند ما هم اینجا«ترکمن» را می‌زنیم."

حسین علیزاده در مصاحبه با "بهار"
سه ایکس و هزاران مجهول دیگر / پورن چگونه ما را به اسارت می‌گیرد؟

قسمت دوم : از مغز تا جامعه

@Rwriter
سه ایکس و هزاران مجهول دیگر / پورن چگونه ما را به اسارت می‌گیرد؟

قسمت دوم مقاله: از مغز تا جامعه


پورن از دیرباز وجود داشته است. با بررسی تاریخ باستان و آثار باستانی گذشتگان بدون شک بدین نتیجه می‌رسیم تاریخ پورن مربوط به صدها سال پیش از اختراع دوربین‌های عکاسی و فیلم برداری است. حتی در ایران نیز نمونه‌هایی از محتوای پورن مشاهده می‌شود. اگر از هزلیات شعرایی مانند سوزنی سمرقندی و سعدی بگذریم، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد محتوای تصویری پورنوگرافیک نیز در ایران وجود داشته است. ویلم فلور اسلام شناس و ایران شناس هلندی در کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران» به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید نقاشی‌هایی با موضوع پورن در حمام‌های اشرافِ صفوی وجود داشته است. اما پورن با گذر زمان پوست اندازی کرده و با ورود تکنولوژی‌های تصویری جدید، روز به روز در حال تغییر شکل است. کلیشه‌ای وجود دارد که می‌گوید هر اختراعی که بشر بدان دست پیدا می‌کند اول وارد پورنوگرافی می‌شود و لطیفه‌ای دراین باره است که می‌گوید وقتی بشر آتش را کشف کرد مردان توانستند در شب راحتتر به زنان نزدیک شوند. اما محتوای امروز پورن، یعنی پورنوگرافی در قرن بیست و یکم، بی شک با پورنوگرافی 50 سال پیش از خود تغییرات عمده‌ای کرده است. اگر کسی می‌خواست در دهه هفتاد قرن بیستم میلادی یک ویدیو ببیند، به سختی می‌توانست آن را مشاهده کند. اما حالا محتوای تصویری به وسیله اینترنت در دسترس همه قرار دارد. tubeسایت‌ها دسترسی به ویدیو را به راحتی برای شما فراهم کرده‌اند و طبق کلیشه یاد شده، محتوای تصویری پورن‌ هم به راحتی در دسترس افراد قرار گرفت.

ادامه را در ویرگول بخوانید:

https://virgool.io/@salehwriter/pornandbrain2-f94lthqkvswp

@Rwriter
آنچه که معلوم است VS آنچه که معلوم نیست
آن چه که معلوم است Vs آن چه که معلوم نیست

خیلی اتفاقی در توئیتر به افاضات موجوداتی چون مسیح علینژاد و رضا حقیقت نژاد و امثالهم برخوردم و به تلاش خستگی‌ناپذیرشان برای این که بگویند حکومت ایران می‌خواهد از کرونا سوء استفاده کند تا تحریم‌ها برداشته شود و پول برای حزب الله و دیگران بفرستد. اگر از حساب سر انگشتی پول نفت بگذریم که سرانه سهم هر ایرانی از فروش نفت (در زمانی که ایران تحریم نبود) چیزی کمتر از 130 هزار تومان است. باید از این دوستان بپرسیم برای ادعاهای خودشان چه سند و مدرکی دارند؟ متاسفانه وقتی قرار باشد یک ایران دوست، یک کسی که دلش برای مملکتش می سوزد، از آن دفاع کند، باید هزاران دلیل و مدرک بیاورد. اما گزافه گویی‌های مسیح علینژاد و سایرین نیاز به دلیل و مدرک ندارد.

حال بیاییم درباره آنچه معلوم هست صحبت کنیم:

🔹 مسیح علینژاد ماهیانه مبلغی معادل 40 هزار دلار (این حداقل است ماه گذشته 120 هزار دلار دریافت شده است.) را از دولت آمریکا دریافت می کند. دقت کنید فقط از دولت آمریکا. این منهای پول‌هایی است که او از شبکه‌های خارجی می‌گیرد و مقالاتی که در روزنامه‌ها می‌نویسد. برای این که بهتر متوجه بشید 40 هزار دلار در ماه یعنی چی، باید بگویم یعنی چیزی در حدود 4 برابر حقوق یک دانشمند علوم داده در ایالات متحده.

🔹 طبق اسنادی که مرحوم خاشقچی سعی داشت منتشرشان کند، شبکه ایران اینترنشنال مستقیما از دولت سعودی تغذیه می‌شود و بسیاری از کارشناسان هم مانند مهدی مهدوی آزاد و رضا حقیقت نژاد از آخور چنین شبکه‌ای نان می‌خورند.

🔹 طبق اسناد منتشر شده توسط سازمان CIA که رند پاول، سناتور جمهوری خواه آمریکا بر طبق آن‌ها پومپئو را به چالش کشید، حامی اصلی داعش، القاعده و طالبان عربستان سعودی و پول‌های این گروه است. اگر شما چنین اسنادی را با چنین کیفیتی در رابطه با ایران و مثلا حزب الله یافتید، من به شما جایزه خواهم داد.

🔹 طبق ایمیل‌هایی لو رفته از کلینتون، یکی از حامیان اصلی تروریستی داعش (و اگر نگویم سازنده آن) خود آمریکا بوده است. کشوری که مسیح علینژاد برایش کار می‌کند و در عین حال نیروی نظامی ایران را تروریست می‌خواند.

راستش اصلا دلم نمی‌خواست درباره بدیهیات و درباره جانوران مطلب بنویسم. ولی دیدم بد نیست کمی مسائل را دقیق‌تر ببینیم و در این روزهای حساس درباره آنچه که هست، صحبت کنیم نه درباره آنچه که نیست.

https://t.me/Rwriter/485
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
آن چه که معلوم است Vs آن چه که معلوم نیست خیلی اتفاقی در توئیتر به افاضات موجوداتی چون مسیح علینژاد و رضا حقیقت نژاد و امثالهم برخوردم و به تلاش خستگی‌ناپذیرشان برای این که بگویند حکومت ایران می‌خواهد از کرونا سوء استفاده کند تا تحریم‌ها برداشته شود و پول…
این هم برای کسانی‌ که می‌گویند ایران چرا پول خرج مسائل نظامی می‌کند. اسرائیل که تولید ناخالص اش از ایران بسیار پایین تر است، بیش از ایران پول صرف نظامی‌گری می‌کند. حال بیایید نسبت خرج نظامی کشورها را در منطقه به تولید ناخالص داخلی‌شان ببینیم:

عربستان: 10.7 درصد
اسرائیل: 4.5 درصد
ایران: 3.5 درصد

قضاوت با شما، چه کسی پول نفت مردمش را بیشتر در منطقه صرف می‌کند؟
از هیچ تعریف و تحسینی، یا فحش و دشنامی خوش یا دردتان نیاید، حتی برای یک لحظه. نه بترس از دست و کار کارشکن‌ها، و نه امید یا پذیرش داشته باش برای درباغ سبز نشان دادن‌های هر کس دیگر... نه گول مدح خارجیان را بخور، نه از کلوخ‌پرانی حقیر حسودان داخلی برنج... اگر در این میانه بد شنیدی و کجی دیدی نگذار حس تلافی و پاسخ ترا بیندازد در چاه فاضلاب... خواستی هم اگر جواب بگویی اجازه نده این جواب دادن بنشیند به جای کار اصلی تو...


بخشی از نامه ابراهیم گلستان به عباس کیارستمی


https://www.asriran.com/fa/news/721212/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF
کرونا شکلِ دنیای ما را چگونه عوض کرده است؟


🔵 آدمی باید در روند مصرفش تجدید نظر کند، امروز می‌فهمیم نیازهای واقعی کدام‌اند و کدام چیزها را از سرعادت یا تبلیغات مصرف می‌کردیم. امروز می‌فهمیم اولویت سلامتی چه‌طور بسیار از شکل‌های مصرف ما را عوض کرده. چند روز است آب‌بطری شده نخریده‌اید، یا شیرینی‌خامه‌ای؟

⚫️ این روزها کتاب می‌خوانیم، خیلی‌ها را می‌بینم که کتاب می‌خوانند، بعد از تمام شدن سریال‌ها و مرورکردن همه‌ی صفحه‌های اینستاگرام عاقبت باید کتاب بخوانند، چون احساس می‌کنند عمق حقیقی در کتاب است، جایی که با خلوت خودشان سر و کار دارند. جایی که دیگر نمی‌شود روی سطحی بودن‌‌مان سرپوش بگذاریم.


🔵 شیوع کرونا شبیه نزدیک شدن به یک هزاره است. نزدیک شدن به زمانی که انتظار تغییرات بزرگ است، انواع خرافه رواج پیداکرده، نه فقط در ایران، دوستی برایم پیغام گذاشته بود که مردم رفته‌اند برای پیشگیری از کرونا همستر خریده‌اند چون ترکیب کلمه‌ی خریدهمستری به معنای کسی که همه‌چیز را زیاد و بی‌جا می‌خرد را بد فهمیده‌اند. انواع ستاره‌شناس‌ها و پیشگو‌ها و توصیه‌کنندگان به شیاف روغن بنفشه در اقصای دنیا زیادشده‌اند. چون انسان فهمیده علم برایش کافی نیست و معنویت دین‌های باستانی هم ته کشیده. مثل نزدیک شدن به هزاره‌ها زمان مدعیان دروغین و شیادها است و انسان تهی گیرکرده میان فرج و شدت.

⚫️ عمیق‌تر زندگی‌کردن از چیزهایی است که کرونا یادمان می‌دهد


از اینستاگرام محمد طلوعی
کرونا و سرنوشت بشر


🔵 کرونا نشان داد ما از آن‌چه فکر می‌کنیم هم‌سرنوشت‌تریم، یک انسان کنار افتاده در گوشه‌ای از این دنیای خاکی می‌تواند حیات کل کره را از بین ببرد یا نجات بدهد، این مختص فیلم‌های آخرالزمانی نیست که یک نفر نجات‌دهنده را در یک قبیله‌ی بدوی نشان بدهد، این واقعیت دارد.

🔵 ما به سمت دنیای سوسیالیست‌تری باید برویم، این باید نه دلخواه کشورهای صاحب‌‌سرمایه است نه روالی است که تا حالا انسان در تاریخ پیش‌گرفته اما ظاهرن تنها راه است، باید سرمایه و سواد تقسیم شود، به قسمت‌هایی برابر حتا برای دولت‌ها و ملت‌های نادارتر، این تنها مسیری است که حیات بشر را بر زمین تضمین می‌کند.

🔵ما باید ارزش‌های والاتر علم به سرگرمی را به رسمیت بشناسیم، باید باورکنیم که ستاره‌های سینما و بازی‌کنان فوتبال دردی واقعی از بشر را نمی‌توانند درمان کنند، باید باورکنیم آن‌ها ارزش کمتری از یک فیزیکدان، بیولوژیست یا یک شاعر دارند. حتا اگر بیشتر پول در‌می‌آورند.

🔵 باید برای بازه‌های کوتاه‌تری از زمان خیال‌پردازی کنیم، کرونا به ما نشان داد که زمان دور آن‌قدر قابل ارزیابی نیست و انسان چندان تسلطی بر آن ندارد.


از اینستاگرام محمد طلوعی
فکر می‌کنم که همه آن‌ها که کار هنری می‌کنند، علتش یا لااقل یکی از علت‌هایش یکجور نیاز ناآگاهانه است به مقابله و ایستادگی در برابر زوال. این‌ها آدم هایی هستند که زندگی را بیشتر دوست دارند و می‌فهمند؛ همین طور مرگ را. کار هنری یک جور تلاش است برای باقی‌ماندن و یا باقی گذاشتن «خود» و نفی مرگ.

گفت و شنود با فروغ، ص 65 آرش شماره 1 دوره دوم.

@Rwriter
Forwarded from کاوش مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به وزیر آمریکایی گفتند تحریم های شما جان هزاران کودک ایرانی را گرفته، پاسخ داد ارزشش را داشت! | همچین آدم هایی دارند زندگی ما رقم می‌زنند!

📍ارنست ولف خبرنگار آلمانی

#کاوش_مدیا
#آلمانی 🇩🇪

🆔 @Kavoshmedia
حدود یک ماه پیش، ویدیوی زیر را دیدم. ویدیویی که در آن مرد خوش صدایی با عباراتی کوتاه و شجاعانه به ارکان‌ها و کارنامه جمهوری اسلامی انتقادات درستی وارد می‌کند و کارنامه 40 ساله جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد. نمی‌دانستم این مرد کیست. پی‌گیرش هم نشدم. امروز فهمیدم ایشان آقای #رضا_بابایی بودند و همین امروز فهمیدم ایشان به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفتند. خوب است بار دیگر ویدیو زیر را به این مناسبت ببینیم.

@Rwriter
https://t.me/Rwriter/494
Well, then, my boy, develop your strategy So that prizes in games won't elude your grasp. Strategy makes a better woodcutter than strength. Strategy keeps a pilot's ship on course When crosswinds blow it over the wine-blue sea. And strategy wins races for charioteers. One type of driver trusts his horses and car And swerves mindlessly this way and that, All over the course, without reining his horses. But a man who knows how to win with lesser horses Keeps his eye on the post and cuts the turn close, And from the start keeps tension on the reins With a firm hand as he watches the leader.

THE ILIAD, By Homer.
اعترافات، یک نغمه باشکوه

@Rwriter
نوشته‌های یک نویسنده کوچک
اعترافات، یک نغمه باشکوه @Rwriter
اعترافات، یک نغمه باشکوه

نگاهی به رمانِ اعترافات، نوشته ربیع جابر، ترجمه فاطمه جعفری، نشر افراز

پیش از همه چیز باید بگویم، ربیع جابر بسیار خوش شانس بوده که مترجمی به خوبی خانم فاطمه جعفری گیرش آمده. ترجمه اعترافات از زبان مبداء یعنی زبان عربی، ترجمه‌ای بس درخشان است. اگر از بعضی ایرادات نگارشی و تایپی بگذریم. در دورانی که حتی مترجمان بزرگ نام بی حوصله شدند و ترجمه‌ها پر است از غلط‌های فاحش و جملات ناموزون. ترجمه‌ای بس شاعرانه، موزون و یک دست جای تبریک دارد. حال بگذارید نگاهی بکنیم به اعترافات.

اعترافات خرده پیرنگی است از یک ماجرای بزرگ و باشکوه. ماجرای خانواده‌ای در لبنان که درگیر جنگ داخلی لبنان هستند. نویسنده که خود لبنانی است، با اختلاط واقعیت و خیال به همراه تجربه‌های دست اول خود به خوبی رمانی واقعی آفریده. ماجراهای رمان کوتاه اعترافات گاه آنچنان نفس گیر می‌شود، که مجبورید کتاب را ببندید و نفس عمیقی بکشید و بعد دوباره به آن ادامه بدهید. اعترافات با تمام غم‌هایش، کتاب باشکوه و امیدوارانه‌ای است. با تمام خون‌ها و دردهایی که در این رمان می‌بینم نویسنده باز جای امید میگذارد.

با وجود کم حجم و خوشخوان بودن اعترافات، خواندن این رمان طول کشید. چون اعترافات به مانند آب نبات طعم‌دار شیرینی می‌ماند که باید آن را گوشه لپت می‌گذاشتی تا ذره ذره آب شود. اگر تند می‌خواندیش و سریع گازش می زدی، لزج و چسبنده می‌شد و آن لذت نهایی را نداشت. برای همین من اعترافات را کم کم، ذره ذره و اندک اندک خواندم. تا آب شود و در وجودم جاری شود.

من معمولا با ساختن فیلم از روی رمان مخالفم و بنظرم فیلم نوشته را نابود می کند، ولی اعترافات من را ناخودآگاه یادِ فیلمی انداخت با بازی تام هنکس و موسیقی توماس نیومن در انتهای آن. و صحنه پایانی که تام هنکس توی یک قنادی کیک شکلاتی غول پیکری را میخورد و به خیابان‌های لبنان می‌نگرد به فکر آینده....

https://t.me/Rwriter/500
از غم نان به غم جان

از اینستاگرام محمد حسن شهسواری

هر کسی حتی یک دانشجوی پزشکی دور و برش باشد می‌داند گرفتن فوق تخصص یعنی چی.
هفت هشت سال با فشار درس می‌خوانی، بعد چند سال می‌روی طرح. بعد با فشاری هولناک، آزمون تخصص می‌دهی. باز بین سه تا پنج سال درس می‌خوانی تا تخصص بگیری. بعد باز می‌روی طرح. بعد یک امتحان بنیان‌افکن دیگر برای فوق تخصص. بعد حداقل دو سال آموزش پرفشار دیگر.
این طوری می‌شود که تا اواسط میانسالی حتی یک روز هم آب خوش از گلویت پایین نمی‌رود.

پریشب با دوستم حرف می‌زدم. تازه شش ماه است فوق تخصصش را گرفته. همراه با رفیقی که در تمام این سال‌ها کنار هم بودند. با هم درس می‌خواندند. کار می‌کردند. چه شب‌ها که بیدار. در شیفت‌های ۴۸ ساعته و شب‌های امتحان و سمینار. انگار کن برادر.

درد از کلمه کلمه‌ی جملات دوستم می‌چکید. روز قبل رفیقش را، برادرش را که از روز اول کرونا در بیمارستان بوده برای نجات جان مردم، از دست داده بود. فقط بعد از شش ماه از گرفتن فوق تخصص. به یادگار دختری دوازده ساله مانده که از زمان تولد تا همین چند ماه پیش دوری‌های پدر را به امید روزهای بازگشت به شهر خودش تحمل می‌کرده.

به دوستم که در آستانه‌ی گریه کردن بود دلداری دادم که به عوضش آن مرحوم الان بهترین جای هستی است. به عوضش همه‌ی ما بهش افخار می‌کنیم. گفتم بدانید ما مردم ایران برای همیشه یادمان زحمات شما را در قلبمان نگه می‌داریم. زحمات همه‌ی کادر درمانی کشور را.

اما امروز که عکس‌های خیابان‌ها و متروی تهران را دیدم توی دلم گفتم کاش دوستم و دخترک رفیقش این‌ها را نبینند. کاش اگر هم می‌بیند برای دلداری گرفتن بهم زنگ نزند.

متعحبم از دوستانی که هنوز تمام‌قد از حکومت دفاع می‌کنند. حاکمیتی که به خاطر بی‌عرضگی، فساد و ایدئولوژی‌زدگی منحط، توان ندارد حداقل یکی دو ماه کمک مالی به مردمش بکند و آن‌ها را به خاطر یک لقمه نان این طور با وقاحت تمام به کام مرگ می‌فرستد. شرم باد. شرمم باد.

یک پدر خسته. دوستِ یک رفیق از دست داده.
چهل و چندمین روز قرنطینه. ایران. تهران.

https://www.instagram.com/p/B-jnPPPJERH/
رمانِ فالوئرز بعد از کرونا

#به_زودی

#پرونده_ادبیات_جنایی در شهرستان ادب

https://b2n.ir/IranianCrimeFictions
فروغ - شماره 14.pdf
8.4 MB
🔰#نسخه‌ی_الکترونیکی شماره‌ی چهاردهم فروغ
در این شماره می‌خوانید:

📝بهداشت زنان موضوعی فرا بیولوژیک! (آموزه‌هایی در خصوص بهداشت جنسی زنان و ایدز)
🖊#نگار_فاضلی

📝روسپید (بررسی پدیده روسپیگری)
🖊#سبا_افقه

📝بررسی یک تصمیم حیات بخش (مروری بر سقط جنین)
🖊#آنیتا_ابراهیمی

📝پریود، از شرم تا آگاهی
🖊#غزال_آقا_علی_طاری

📝کودک همسران آماده زایمان یا نه؟
🖊#سورین_ثابتی

📝ایفوگرافیک: سرطان پستان و سرطان دهانه رحم واقعا وجود دارند!
🖊#صبا_پاشایی ، #علی_فقیهی

📝باکرگی، ارزش یا باور درونی
🖊 #مشکات_سهیلی

📝صیانت و کرامت، یا ضمانت خشونت؟ (بررسی روند تصویب لایحه منع خشونت علیه زنان)
🖊#سوگند_شایان‌فرد

📝فمنیسم و سیاست هویت (بررسی رابطه فمنیسم با سیاست هویتی)
🖊#محمدرضا_نفیسی

📝پاشنه آشیلی به اسم آمار (مروری بر قوانین کشورهای مدعی حامی حقوق زنان در مورد آزار جنسی و مقایسه آن با ایران)
🖊#سجاد_بهرامی‌پاکرو

📝نترس من کنارتم (بررسی روند ثبت شکایت‌های اینترنتی و چگونگی برخورد با آن)
🖊#مهسا_نصیری

@Forough_SUT
@AnjomanSUT
شماره جدید نشریه فروغ، کار بچه‌های باسواد و شجاع انجمن اسلامی شریف
این شماره شاید یکی از بهترین کارایی بوده که من‌ تو فضای دانشجویی دیدم.
تقریبا سعی شده همه موضوعات مربوط به زنان گنجونده بشه.
فروغ بدیهی‌ترین مساُل و حقوق زنان رو پوشش داده و جالبهپ و البته تاسف انگیزه‌ که با تخریب جماعت همیشه در صحنه آتش به اختیار مواجه شده. کسانی که فکر‌ می‌کنند مسئله زن، فقط به مادر بودن و تصویر دروغین آسمانی‌ش قابل تقلیله و نباید براش بدن و بیولوژی قائل شد.
روزنامه نگاری به صورت خلاصه شجاعت مطرح کردن مسائل پس‌زده شده زیر فرش و زدن حرف‌های نزده‌س. بدیهیاتی که نظام ارزشی جامعه، همیشه به صورت تابو باهاش برخورد کرده.
شاید مسائل ما بسیار عقب‌تر از چیزی باشه که جوامع پیشرفته باهاش روبرو هستن، اما آیا چاره ‌ای جز جنگیدن برای اولیه‌ترین حقوق‌مون‌ داریم؟
حل هیچ‌ مسئله ‌ای نباید موکول به حل شدن مسائل مهم‌تر بشه. کسی نمیتونه بگه ما اول باید مشکل سیاسی رو حل کنیم‌ بعد به مسائل زنان بپردازیم. کسی حق ‌نداره بینش خودشو از مسائل به صورت اولویت همه جامعه جا بزنه. مسئله‌ای که حتی باعث رنج یک نفر هم بشه، باید مطرح بشه. چه برسه به مسئله بیش از ۵۰ درصد جمعیت کشور.
عزیزان فروغ، پاینده باشید و صبور، که گاهی به قول مهندس سحابی، صبر و تحمل حرکت تدریجی، از گلوله خوردن سخت تره.