سه تکه از نامه سرگشاده کرک داگلاس به دونالد ترامپ به مناسبت تولد 100 سالگیاش/ برای بچههای بچههایمان.
1️⃣ میگویند هیچ چیز جدیدی در دنیا نیست. از وقتی که به دنیا آمدم، سیارهمان صد سال دور خورشید چرخ زد. در هر چرخش، من کشورم و جهانم را دیدم که در زمینههای مختلف تکامل پیدا کرد. در زمینههایی که برای پدر و مادرم غیرقابل صور بودند. تکاملی که هر سال ادامه دارد و شگفت زدهام میکند.
2️⃣ من در زندگیام از یک افسردگی بزرگ و دو جنگ جهانی عبور کردهام. جنگهای جهانیای که دومیاش را مردی شروع کرد که به کشورش قول داد، آن را بار دیگر بزرگ خواهد کرد.
16 سالم بود، وقتی او در سال 1933 قدرت گرفت. به مدت ده سال تا به قدرت رسیدنش، همه به او میخندیدند. فکر میکردند که او دلقکی است که امکان ندارد جمعیت تحصیل کرده و متمدن را با لفاظیهای منزجرکننده و ملیگرایش فریب دهد.
"کارشناسان" جدیاش نگرفتند و فکر میکردند که او یک شوخی است. آنها اشتباه میکردند.
3️⃣ من زندگی طولانی و خوبی را از سر گذراندهام و زنده نخواهم بود تا نتایج رخنه کردن شیطان در سرزمینم را ببینم. اما بچههای تو و من خواهند بود. و بچههایشان. و بچههای بچههایشان.
کرک داگلاس در سن 103 سالگی در 6 فوریه 2020 در گذشت.
منبع: indy100.com
@Rwriter
https://t.me/Rwriter/422
1️⃣ میگویند هیچ چیز جدیدی در دنیا نیست. از وقتی که به دنیا آمدم، سیارهمان صد سال دور خورشید چرخ زد. در هر چرخش، من کشورم و جهانم را دیدم که در زمینههای مختلف تکامل پیدا کرد. در زمینههایی که برای پدر و مادرم غیرقابل صور بودند. تکاملی که هر سال ادامه دارد و شگفت زدهام میکند.
2️⃣ من در زندگیام از یک افسردگی بزرگ و دو جنگ جهانی عبور کردهام. جنگهای جهانیای که دومیاش را مردی شروع کرد که به کشورش قول داد، آن را بار دیگر بزرگ خواهد کرد.
16 سالم بود، وقتی او در سال 1933 قدرت گرفت. به مدت ده سال تا به قدرت رسیدنش، همه به او میخندیدند. فکر میکردند که او دلقکی است که امکان ندارد جمعیت تحصیل کرده و متمدن را با لفاظیهای منزجرکننده و ملیگرایش فریب دهد.
"کارشناسان" جدیاش نگرفتند و فکر میکردند که او یک شوخی است. آنها اشتباه میکردند.
3️⃣ من زندگی طولانی و خوبی را از سر گذراندهام و زنده نخواهم بود تا نتایج رخنه کردن شیطان در سرزمینم را ببینم. اما بچههای تو و من خواهند بود. و بچههایشان. و بچههای بچههایشان.
کرک داگلاس در سن 103 سالگی در 6 فوریه 2020 در گذشت.
منبع: indy100.com
@Rwriter
https://t.me/Rwriter/422
Telegram
نوشتههای یک نویسنده کوچک
برای بچههای بچههایمان
@Rwriter
@Rwriter
الیوم رای دادن بِأَیِ نحوٍ کان
بیش از 100 سال پیش میرزا رضای شیرازی پس از دیدن امتیازات تنباکو به حُکام انگلیسی با فتوایی تاریخی شروعِ یکی از مهمترین نهصتهای مدنی تاریخ ایران را بنیان نهاد. میرزای شیرازی با درایتی که داشت فهمیده بود، امتیاز تنباکو شروعی است برای استعمار ایران.
امروز اما چنین درایتی از مراجع شیعه دیده نمیشود. امتیاز تنباکوی امروز نه به بیگانه که به افراد نالایقی داده شده است که قرار است مملکت را به بیراهه ببرند. #شورای_نگهبان بار دیگر با رد صلاحیتهای دیوانهوار، انتخابات را تبدیل به یک انتصابات کرده اند. افرادی مثل قالیباف که فسادهای آنان در شهرداری توسط شهرداران بعدی رو شد، پاکدست شدند و افرادی مانند محمود صادقی خائن به ایران و غیر مسلمان.
هر انسان آزادهای به نظر من باید بداند که رای دادن در انتخابات مجلس بِأَیِ نحوٍ کان نه مبارزه با امام زمان که مبارزه با خودِ خودِ خودِ خداست.
بیش از 100 سال پیش میرزا رضای شیرازی پس از دیدن امتیازات تنباکو به حُکام انگلیسی با فتوایی تاریخی شروعِ یکی از مهمترین نهصتهای مدنی تاریخ ایران را بنیان نهاد. میرزای شیرازی با درایتی که داشت فهمیده بود، امتیاز تنباکو شروعی است برای استعمار ایران.
امروز اما چنین درایتی از مراجع شیعه دیده نمیشود. امتیاز تنباکوی امروز نه به بیگانه که به افراد نالایقی داده شده است که قرار است مملکت را به بیراهه ببرند. #شورای_نگهبان بار دیگر با رد صلاحیتهای دیوانهوار، انتخابات را تبدیل به یک انتصابات کرده اند. افرادی مثل قالیباف که فسادهای آنان در شهرداری توسط شهرداران بعدی رو شد، پاکدست شدند و افرادی مانند محمود صادقی خائن به ایران و غیر مسلمان.
هر انسان آزادهای به نظر من باید بداند که رای دادن در انتخابات مجلس بِأَیِ نحوٍ کان نه مبارزه با امام زمان که مبارزه با خودِ خودِ خودِ خداست.
بدون شرح/ شرایط سخت زندان اوین از زبان مشتاق فروهر از زندانیان سابق
شرایط اوین را برای آنان که آنجا نبودند می گویم تا ادعاهای غایبان و خاموشی حاضران آن را پاسخ داده باشم. این وضعیت به زمان های سال های نود و اطراف آن برمی گردد. برای اثبات گفته هایم از افراد نام می برم و اگر در این شبکه اجتماعی حضور دارند و مورد خلافی را به عرض رساندم گوشزد بفرمایند.
فروشگاه بند سیصد و پنجاه از یک اتاق تشکیل شده بود و از لباس زیر و مواد بهداشتی گرفته تا انواع مواد غذایی و نوشت افزار می فروخت. برای خرید های کلی مانند خرید گوشت و مرغ برای برگزاری روزهای مذهبی و دادن نذری یا خرید میوه باید از چند روز قبل سفارش داده می شد. مسول فروشگاه فردی بود از خارج از زندان، به نام آقای ایرانی. (کاملا تابلوست که نام مستعار بوده) به نظر من خیلی شبیه امین حیایی بود.
آشپزخانه سیصد و پنجاه دارای هفت گاز بزرگ نذری پزی و شش باربیکیوی بزرگ بود که هر روز و هرروز زندانیان در آنجا غذا می پختند.
اتاق بدنسازی در طبقه همکف قرار داشت که دارای انواع وزنه ها، پرس سینه، پرس بالای سینه، بارفیکس، نیمکت بدنسازی و دستگاه اسکات بود. مسول اتاق بدنسازی سپهر بایرامی از زندانیان بود.
کارگاه معرق سازی در گوشه حیاط قرار داشت که در آن اره مویی و سمباده و گیره و وسایل کار با چوب مهیا بود. مسول کارگاه معرق سازی شاد روان بردیا آذر نیا بود که مدتی پس از آزادی شوربختانه در سانحه رانندگی جان باخت. یادش گرامی.
دو عدد میز پینگ پنگ چرخ دار در اختیار زندانیان بود که تقریبا در تمام مدت روز زندانیان در حال پینگ پنگ بازی بودند. هر چند وقت یکبار هم مسابقات برگزار می شد. مسول میز پینگ پنگ ها فرشید فتحی از زندانیان بود.
بند سیصد پنجاه یک فوتبال دستی بزرگ چرخ دار داشت که همیشه استفاده می شد. مسول فوتبال دستی امید کوکبی از زندانیان بود.
در حیاط بند سیصد و پنجاه یک زمین والیبال بود که تور آن تقریبا استاندارد بود. چند راکت و توپ بدمینتون هم وجود داشت که زندانیان بازی می کردند.همچنین هر کدام از اتاق های بند سیصد و پنجاه دو دست شطرنج استاندارد داشت که زندانیان مرتب بازی می کردند و مسابقه ها برگزار می شد. نیز یک زمین بزرگ فوتبال در خارج از بند قرار داشت که هفته ای یک یا دو بار درخواست کنندگان را به آن سالن می بردند و پس از بازی به بند بازگردانده می شدند.
سازهای موسیقی در بند وجود داشت که کسانی که با آنان آشنایی داشتند استفاده می کردند. از جمله کامران ایازی تار، محسن (آریو) افضلی ارگ، مجید اسدی سه تار و خود من دف می نواختند. علاوه بر این سازها ویلن و تنبک هم وجود داشت.
گلگشت نام برنامه ای بود که در عصر روز جمعه در حیاط برگزار می شد. در این مراسم بلندگوها و سیستم صوتی نمازخانه که بیت العباس نام داشت را به حیاط می آورند و مراسم که شامل اجرای سرود، خواندن شعر، مصاحبه با کسی که در آستانه آزاد شدن بود، و گفتن مطالب طنز بود. مسول گلگشت علی ملیحی از زندانیان بود.
کتابخانه بند سیصد و پنجاه در یک اتاق قرار داشت که نسبتا کتاب زیادی هم داشت. تقریبا تمام روزنامه های هر روز به کتابخانه می آمد و قابل استفاده بود. مسول کتابخانه حسین رونقی ملکی از زندانیان بود.
تمامی اتاق ها فرش شده بود و دارای کولرهای اسپلیت بود. هر اتاقی دارای دو یا سه یخجال فریزر بود که مواد غذایی خریداری شده را در آن نگهداری می کردند.
از فیسبوک مشتاق فروهر
شرایط اوین را برای آنان که آنجا نبودند می گویم تا ادعاهای غایبان و خاموشی حاضران آن را پاسخ داده باشم. این وضعیت به زمان های سال های نود و اطراف آن برمی گردد. برای اثبات گفته هایم از افراد نام می برم و اگر در این شبکه اجتماعی حضور دارند و مورد خلافی را به عرض رساندم گوشزد بفرمایند.
فروشگاه بند سیصد و پنجاه از یک اتاق تشکیل شده بود و از لباس زیر و مواد بهداشتی گرفته تا انواع مواد غذایی و نوشت افزار می فروخت. برای خرید های کلی مانند خرید گوشت و مرغ برای برگزاری روزهای مذهبی و دادن نذری یا خرید میوه باید از چند روز قبل سفارش داده می شد. مسول فروشگاه فردی بود از خارج از زندان، به نام آقای ایرانی. (کاملا تابلوست که نام مستعار بوده) به نظر من خیلی شبیه امین حیایی بود.
آشپزخانه سیصد و پنجاه دارای هفت گاز بزرگ نذری پزی و شش باربیکیوی بزرگ بود که هر روز و هرروز زندانیان در آنجا غذا می پختند.
اتاق بدنسازی در طبقه همکف قرار داشت که دارای انواع وزنه ها، پرس سینه، پرس بالای سینه، بارفیکس، نیمکت بدنسازی و دستگاه اسکات بود. مسول اتاق بدنسازی سپهر بایرامی از زندانیان بود.
کارگاه معرق سازی در گوشه حیاط قرار داشت که در آن اره مویی و سمباده و گیره و وسایل کار با چوب مهیا بود. مسول کارگاه معرق سازی شاد روان بردیا آذر نیا بود که مدتی پس از آزادی شوربختانه در سانحه رانندگی جان باخت. یادش گرامی.
دو عدد میز پینگ پنگ چرخ دار در اختیار زندانیان بود که تقریبا در تمام مدت روز زندانیان در حال پینگ پنگ بازی بودند. هر چند وقت یکبار هم مسابقات برگزار می شد. مسول میز پینگ پنگ ها فرشید فتحی از زندانیان بود.
بند سیصد پنجاه یک فوتبال دستی بزرگ چرخ دار داشت که همیشه استفاده می شد. مسول فوتبال دستی امید کوکبی از زندانیان بود.
در حیاط بند سیصد و پنجاه یک زمین والیبال بود که تور آن تقریبا استاندارد بود. چند راکت و توپ بدمینتون هم وجود داشت که زندانیان بازی می کردند.همچنین هر کدام از اتاق های بند سیصد و پنجاه دو دست شطرنج استاندارد داشت که زندانیان مرتب بازی می کردند و مسابقه ها برگزار می شد. نیز یک زمین بزرگ فوتبال در خارج از بند قرار داشت که هفته ای یک یا دو بار درخواست کنندگان را به آن سالن می بردند و پس از بازی به بند بازگردانده می شدند.
سازهای موسیقی در بند وجود داشت که کسانی که با آنان آشنایی داشتند استفاده می کردند. از جمله کامران ایازی تار، محسن (آریو) افضلی ارگ، مجید اسدی سه تار و خود من دف می نواختند. علاوه بر این سازها ویلن و تنبک هم وجود داشت.
گلگشت نام برنامه ای بود که در عصر روز جمعه در حیاط برگزار می شد. در این مراسم بلندگوها و سیستم صوتی نمازخانه که بیت العباس نام داشت را به حیاط می آورند و مراسم که شامل اجرای سرود، خواندن شعر، مصاحبه با کسی که در آستانه آزاد شدن بود، و گفتن مطالب طنز بود. مسول گلگشت علی ملیحی از زندانیان بود.
کتابخانه بند سیصد و پنجاه در یک اتاق قرار داشت که نسبتا کتاب زیادی هم داشت. تقریبا تمام روزنامه های هر روز به کتابخانه می آمد و قابل استفاده بود. مسول کتابخانه حسین رونقی ملکی از زندانیان بود.
تمامی اتاق ها فرش شده بود و دارای کولرهای اسپلیت بود. هر اتاقی دارای دو یا سه یخجال فریزر بود که مواد غذایی خریداری شده را در آن نگهداری می کردند.
از فیسبوک مشتاق فروهر
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه پدر سوری به دخترش؛ صدای انفجار شنیدی، بلند بلند بخند!
عبدالله ابو سلوا در بحبوبه جنگ و انفجار در سوریه کاری میکند تا دختر ۴ سالهاش را به خنده وا دارد. او به دخترش میگوید هر وقت صدای انفجار شنیدی، بلند بلند بخند.
عبدالله ابو سلوا به وبسایت استوری فول گفت: «این فیلم را روز ۱۵ فوریه در کنار دخترم سلوا گرفتم.»
خانواده این مرد سوری از جنگی که در استان ادلب جریان دارد گریخته و به شهری بنام «سرمدا» در شمال همین استان در نزدیکی مرز ترکیه پناه آوردهاند.
در فیلم پدر از دخترش میپرسد، «این خمپاره است؟» صدای انفجاری به گوش میرسد و سِلوا بلند بلند میخندد. عبدالله به سلوا میگوید: «خنده داره، درسته؟»
سازمان ملل متحد، ۱۷ فوریه اعلام کرد که ۹۰۰ هزار شهروند سوری از دسامبر ۲۰۱۹میلادی و به دنبال درگیری در شمال غرب این کشور آواره شدند. این سازمان نسبت به وقوع بزرگترین فاجعه قرن بیستویکم در سوریه هشدار داده است.
متن از یورو نیوز
@Tavaana_TavaanaTech
عبدالله ابو سلوا در بحبوبه جنگ و انفجار در سوریه کاری میکند تا دختر ۴ سالهاش را به خنده وا دارد. او به دخترش میگوید هر وقت صدای انفجار شنیدی، بلند بلند بخند.
عبدالله ابو سلوا به وبسایت استوری فول گفت: «این فیلم را روز ۱۵ فوریه در کنار دخترم سلوا گرفتم.»
خانواده این مرد سوری از جنگی که در استان ادلب جریان دارد گریخته و به شهری بنام «سرمدا» در شمال همین استان در نزدیکی مرز ترکیه پناه آوردهاند.
در فیلم پدر از دخترش میپرسد، «این خمپاره است؟» صدای انفجاری به گوش میرسد و سِلوا بلند بلند میخندد. عبدالله به سلوا میگوید: «خنده داره، درسته؟»
سازمان ملل متحد، ۱۷ فوریه اعلام کرد که ۹۰۰ هزار شهروند سوری از دسامبر ۲۰۱۹میلادی و به دنبال درگیری در شمال غرب این کشور آواره شدند. این سازمان نسبت به وقوع بزرگترین فاجعه قرن بیستویکم در سوریه هشدار داده است.
متن از یورو نیوز
@Tavaana_TavaanaTech
از چه میخواهی فرار کنی ای قمری سرگشته من؟
آن گاه که از همه فصلها از همه کوهها
از آن شاهین زمخت سیاهِ پیر
از آن عقاب خاکستری کوهستان
از آن جغد چموشِ شب
جستی.
آنجاست که میرسی به یک تکه خاک.
خاکی که دیربازی قمری ای بود در جستجوی فرار.
#گاه_گاهی_شعر_میگویم
آن گاه که از همه فصلها از همه کوهها
از آن شاهین زمخت سیاهِ پیر
از آن عقاب خاکستری کوهستان
از آن جغد چموشِ شب
جستی.
آنجاست که میرسی به یک تکه خاک.
خاکی که دیربازی قمری ای بود در جستجوی فرار.
#گاه_گاهی_شعر_میگویم
Forwarded from سایت پانویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر زنجیر باشد بگسلانند
اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در خصوص زبان فارسی گفت: افغانستان مهد زبان دری است، زبان ایران پهلوی بود؛ آنها زبان دری را از ما دزدیدند و نامش را گذاشتند فارسی و افغانستان را هم ایران شرقی می گویند. دزدی هم حق دارد... (یعنی حد دارد).
--
میگویم: «من»، هویت، شده از یک تکه چوب هم مایهٔ اختلاف و تفرقه میتراشد. تا دیروز خلیج فارس و چیزهای دیگر، امروز هم چیزهای جدید و فردا جدیدترش در راه است.
تا کار به دست این دبنگ است
این قافله تا به حشر لنگ است
نان سیاستمدار و دیپلمات از شکمبهٔ «من» درمیآید.
اگر زنجیر باشد بگسلانند
اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در خصوص زبان فارسی گفت: افغانستان مهد زبان دری است، زبان ایران پهلوی بود؛ آنها زبان دری را از ما دزدیدند و نامش را گذاشتند فارسی و افغانستان را هم ایران شرقی می گویند. دزدی هم حق دارد... (یعنی حد دارد).
--
میگویم: «من»، هویت، شده از یک تکه چوب هم مایهٔ اختلاف و تفرقه میتراشد. تا دیروز خلیج فارس و چیزهای دیگر، امروز هم چیزهای جدید و فردا جدیدترش در راه است.
تا کار به دست این دبنگ است
این قافله تا به حشر لنگ است
نان سیاستمدار و دیپلمات از شکمبهٔ «من» درمیآید.
⚫️🔴شرط بدیهی توسعه
توسعه نهتنها به اکتساب و نوآوری بلکه به خصوص به انباشت و نگهداری نیز نیاز دارد، خواه ثروت باشد یا حق و امتیاز یا دانش و علم. جامعه اروپایی جامعهای درازمدت بود. تغییرات عمده، خواه سقوط فئودالیسم، پیدایش سرمایهداری و ظهور دولت لیبرال، خواه رد فیزیک ارسطویی، کیهان شناسی بطلمیوسی و اندیشه سیاسی یونانی_رمی یا سلطه کلیسای کاتولیک رم_ جملگی در درازمدت و با تلاش و مبارزه فراوان تحقق یافت، اما وقتی سرانجام تحقق یافت دیگر غیرقابل برگشت بود و یک چهارچوب اجتماعی جدید، قانون جدید، علم جدید و حتی مذهب جدید برقرار شد که تغییرات یا حتی اصلاح آن نیز به زمان و تلاش بسیار نیاز داشت
از کتاب ایران جامعه کوتاه مدت؛ نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان؛ ترجمه عبداللهکوثری؛ نشر نی
توسعه نهتنها به اکتساب و نوآوری بلکه به خصوص به انباشت و نگهداری نیز نیاز دارد، خواه ثروت باشد یا حق و امتیاز یا دانش و علم. جامعه اروپایی جامعهای درازمدت بود. تغییرات عمده، خواه سقوط فئودالیسم، پیدایش سرمایهداری و ظهور دولت لیبرال، خواه رد فیزیک ارسطویی، کیهان شناسی بطلمیوسی و اندیشه سیاسی یونانی_رمی یا سلطه کلیسای کاتولیک رم_ جملگی در درازمدت و با تلاش و مبارزه فراوان تحقق یافت، اما وقتی سرانجام تحقق یافت دیگر غیرقابل برگشت بود و یک چهارچوب اجتماعی جدید، قانون جدید، علم جدید و حتی مذهب جدید برقرار شد که تغییرات یا حتی اصلاح آن نیز به زمان و تلاش بسیار نیاز داشت
از کتاب ایران جامعه کوتاه مدت؛ نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان؛ ترجمه عبداللهکوثری؛ نشر نی
🔴سایت عصر ایران پست جالب و امید بخشی را درباره ویروس کرونا گذاشته که جالب دانستم با شما درمیان بگذارم:
۱- کرونا الزاما مبتلایان را نمی کشد. آمارهای جهانی چند هفته اخیر نشان می دهد که تنها ۳ درصد مبتلایان فوت می کنند که اکثرشان بیماری های زمینه ای دیگر داشته اند. پس نباید بیش از حد نگران شویم و دیگران را مشوش کنیم.
با قاطعیت می توان گفت که کرونا، در کشنده بودن در حد آنفلوانزاست؛ سرعت شیوع آن می تواند بالا باشد ولی قدرت کشندگی است پایین است.
یادمان باشد که حتی سرماخوردگی شدید هم گاه کشنده است. بنابراین، مراقبت کنیم ولی وحشت نه!
۲ - نداشتن دارویی برای درمان کرونا، بدان معنا نیست که مبتلایان خوب نمی شوند. در اکثر موارد، افراد مبتنی بر سیستم دفاعی بدن شان خوب می شوند و حتی ممکن است ندانند که آنچه بدان مبتلا شده بودند کرونا بوده است و تصور کنند که آنفلوآنزا گرفته بودند.
۳- راه های کاهش احتمال ابتلا، بسیار ساده است: شستن و ضدعفونی کردن مداوم دست ها، نزدن دست های آلوده به چشم و دهان و بینی، تقویتسیستم ایمنی بدن با میوه و سبزی و دارو، حتی المقدور دوری از ازدحام و ... .
۴- هر چند کمبودهایی داریم و مثلا در خصوص کیت تشخیص کرونا نیازمند خارج هستیم و کرونا نیز داروی خاصی ندارد ولی منصفانه باید گفت که شبکه بهداشت ایران در زمره گسترده ترین و کارآمدترین های جهان است. اگر مردم نیز رعایت کنند می توان امیدوار بود کرونا در ایران از کنترل خارج نشود.
۵ - برای اولین بار میزان بهبودیافتگان از کرونا از مبتلایان جدید در دنیا پیشی گرفته و شیب ابتلا ملایم تر شده است. سازمان بهداشت جهانی هم اعلام کرده که نیازی به افزایش سطح هشدار نیست. این ها خبرهای امیدوار کننده ای است.
🔴بعد از تحریر: سالانه بیش از ۲۰ هزار نفر از ما در تصادفات رانندگی کشته می شوند و تعداد بیشتری نیز بر اثر سکته های قلبی و مغزی از دنیا می روند. نکته اینجاست که اکثر این مرگ های زودرس، قابل پیش گیری اند ولی متاسفانه به آنها عادت کرده ایم. در همین چند روز اخیر که ۲ نفر بر اثر کرونا جان داده اند، دهها برابرش را در جاده ها از دست داده ایم.
۱- کرونا الزاما مبتلایان را نمی کشد. آمارهای جهانی چند هفته اخیر نشان می دهد که تنها ۳ درصد مبتلایان فوت می کنند که اکثرشان بیماری های زمینه ای دیگر داشته اند. پس نباید بیش از حد نگران شویم و دیگران را مشوش کنیم.
با قاطعیت می توان گفت که کرونا، در کشنده بودن در حد آنفلوانزاست؛ سرعت شیوع آن می تواند بالا باشد ولی قدرت کشندگی است پایین است.
یادمان باشد که حتی سرماخوردگی شدید هم گاه کشنده است. بنابراین، مراقبت کنیم ولی وحشت نه!
۲ - نداشتن دارویی برای درمان کرونا، بدان معنا نیست که مبتلایان خوب نمی شوند. در اکثر موارد، افراد مبتنی بر سیستم دفاعی بدن شان خوب می شوند و حتی ممکن است ندانند که آنچه بدان مبتلا شده بودند کرونا بوده است و تصور کنند که آنفلوآنزا گرفته بودند.
۳- راه های کاهش احتمال ابتلا، بسیار ساده است: شستن و ضدعفونی کردن مداوم دست ها، نزدن دست های آلوده به چشم و دهان و بینی، تقویتسیستم ایمنی بدن با میوه و سبزی و دارو، حتی المقدور دوری از ازدحام و ... .
۴- هر چند کمبودهایی داریم و مثلا در خصوص کیت تشخیص کرونا نیازمند خارج هستیم و کرونا نیز داروی خاصی ندارد ولی منصفانه باید گفت که شبکه بهداشت ایران در زمره گسترده ترین و کارآمدترین های جهان است. اگر مردم نیز رعایت کنند می توان امیدوار بود کرونا در ایران از کنترل خارج نشود.
۵ - برای اولین بار میزان بهبودیافتگان از کرونا از مبتلایان جدید در دنیا پیشی گرفته و شیب ابتلا ملایم تر شده است. سازمان بهداشت جهانی هم اعلام کرده که نیازی به افزایش سطح هشدار نیست. این ها خبرهای امیدوار کننده ای است.
🔴بعد از تحریر: سالانه بیش از ۲۰ هزار نفر از ما در تصادفات رانندگی کشته می شوند و تعداد بیشتری نیز بر اثر سکته های قلبی و مغزی از دنیا می روند. نکته اینجاست که اکثر این مرگ های زودرس، قابل پیش گیری اند ولی متاسفانه به آنها عادت کرده ایم. در همین چند روز اخیر که ۲ نفر بر اثر کرونا جان داده اند، دهها برابرش را در جاده ها از دست داده ایم.
⚪️احترام به اعتقادات دیگران
- ما قبول داریم که بعضی از اعتقادات لیاقت احترام را دارند. ولی دربارۀ بت پرستان و آنانی که آفتاب را می پرستند چه می گویی؟
مانی گفت: «آیا فکر می کنید اگر دامن جامۀ پادشاه را ببوسند، پادشاه به دامن خود حسادت خواهد کرد؟ آفتاب چیزی نیست جز پولکی براق بر جامۀ خداوند. آن ها در تلألؤ این پولک درخشان بهتر می توانند روشنایی خداوند را ببینند. مردم می پندارند که الوهیت را می پرستند، در حالی که آن ها هرگز جز تصاویری از او نشناخته اند: چه وقتی او را در بت های چوبی، زرین، مرمرین، و آثار نقاشی می جویند، چه وقتی او را در خلال روایت ها و اندیشه ها جستجو می کنند.»
- دربارۀ آن ها که به هیچ خدایی اعتقاد ندارند چه می گویی؟
مانی گفت: «کسی که نمی خواهد خداوند را در چهره ها و بت های گوناگون به او عرضه دارند، گاه از هر انسانی به او نزدیک تر است.»
از کتاب مانی پیامبر باغهای اشراق
- ما قبول داریم که بعضی از اعتقادات لیاقت احترام را دارند. ولی دربارۀ بت پرستان و آنانی که آفتاب را می پرستند چه می گویی؟
مانی گفت: «آیا فکر می کنید اگر دامن جامۀ پادشاه را ببوسند، پادشاه به دامن خود حسادت خواهد کرد؟ آفتاب چیزی نیست جز پولکی براق بر جامۀ خداوند. آن ها در تلألؤ این پولک درخشان بهتر می توانند روشنایی خداوند را ببینند. مردم می پندارند که الوهیت را می پرستند، در حالی که آن ها هرگز جز تصاویری از او نشناخته اند: چه وقتی او را در بت های چوبی، زرین، مرمرین، و آثار نقاشی می جویند، چه وقتی او را در خلال روایت ها و اندیشه ها جستجو می کنند.»
- دربارۀ آن ها که به هیچ خدایی اعتقاد ندارند چه می گویی؟
مانی گفت: «کسی که نمی خواهد خداوند را در چهره ها و بت های گوناگون به او عرضه دارند، گاه از هر انسانی به او نزدیک تر است.»
از کتاب مانی پیامبر باغهای اشراق
8 ویژگی بازماندگان
یادداشتی به بهانه فاجعه کرونا در ایران
خوشبختانه یا متاسفانه ما در مملکتی زندگی میکنیم که در آن بحران و فجایع زیاد رخ میدهد. درباره "خوشبختانه" بودنش روزی یادداشتی خواهم نوشت. اما درباره بُعد بدبختانهاش، باید گفت دلایل زیادی دارد که قسمتی از آن به خاطر بزرگی ایران است. بخشی از آن به رسانهها مربوط است و مهمترین دلیل آن به نظر من شکاف میان دولت-ملت و ناکارآمدی حکومت است. به هر حال (این دیگر واقعا بدبختانه) فعلا وضعیت این است. میتوانیم در فاجعه غرق شویم و یا میتوانیم نجاتیابیم و بازمنده لقب بگیریم. دو سه سال پیش مقالهای خواندم درباره 8 ویژگی کسانی که در فجایع نجات یافتند. خلاصهای از آن بدین شرح است:
در سال 2015 ژورنال علمی پلوسوان(PLOS One) تحقیقی را منتشر کرد که در آن یک پرسشنامه تهیه کرده و از 1400 نفر از بازماندگان فجایع مختلف (فجایعی مانند زلزله 2011 ژاپن) سوالاتی را پرسیدند. از دل این پرسش نامه 8 ویژگی مهم این افراد بیرون آمد که این هشت ویژگی به شرح زیر است:
1. رهبری: افرادی که سعی میکنند زودتر از بقیه دست به جمع آوری دیگران بزنند و گروهی را برای مقابله با فاجعه ترتیب دهند، احتمالا بازماندگان فجایع هستند. این افراد معمولا جملات زیر را میگویند:
⚪️من اولین نفریام که با دیگران درباره فاجعه صحبت میکنم
⚪️من میتوانم دیگران را متقاعد کنم.
2. توانایی حل مسئله: فاجعه و بحران یک مسئله است که در دل خود مسائل متنوع دارد. این افراد به دنبال حل این مسائل هستند.
3.نوع دوستی: این افراد به فکر خودشان نیستند. دوست دارند به دیگران کمک کنند. در واقع مثل قهرمان فیلم سالی (که شخصیت واقعی) هستند و تا مطمئن نشوند همه سالم اند، به خودشان فکر نمیکنند.
4. کله شقی: بازماندگان عموما آدمهای کله شقی هستند. البته محتاط اند، اما قوی هستند و از این که چیزی از دست بدهند، بیزارند.
5. رعایت حقوق دیگران: بازماندگان فجایع عموما افرادی اند که به حقوق دیگران احترام میگذارند و قوانین را رعایت می کنند.
6. کنترل احساسات و خونسردی: فجایع همواره با تروماهای عصبی مقارن است. بازماندگان سعی میکنند در شرایط سخت آرام بمانند و خونسرد باشند.
7. مسئولیت پذیری و روحیه مهم دانستن خود: بازماندگان میدانند افراد مهمی در جامعه هستند برای همین میدانند که باید نقش خودشان را به خوبی بازی کنند. بازمانندگان بدون ترس و با قوت انسان بودن را تمرین میکنند.
8. سلامت جسمی و روحی: بازماندگان همیشه سعی میکنند سلامت جسمی و روحی خودشان را حفظ کنند. در واقع بازماندگان افراد سالمی هستند. ورزش میکنند و در روزهای سخت به خاطر بالا بودن توانِ ذهنی و بدنی خود همواره در برابر فجایع کمتر آسیب میبینند.
https://t.me/Rwriter/438
یادداشتی به بهانه فاجعه کرونا در ایران
خوشبختانه یا متاسفانه ما در مملکتی زندگی میکنیم که در آن بحران و فجایع زیاد رخ میدهد. درباره "خوشبختانه" بودنش روزی یادداشتی خواهم نوشت. اما درباره بُعد بدبختانهاش، باید گفت دلایل زیادی دارد که قسمتی از آن به خاطر بزرگی ایران است. بخشی از آن به رسانهها مربوط است و مهمترین دلیل آن به نظر من شکاف میان دولت-ملت و ناکارآمدی حکومت است. به هر حال (این دیگر واقعا بدبختانه) فعلا وضعیت این است. میتوانیم در فاجعه غرق شویم و یا میتوانیم نجاتیابیم و بازمنده لقب بگیریم. دو سه سال پیش مقالهای خواندم درباره 8 ویژگی کسانی که در فجایع نجات یافتند. خلاصهای از آن بدین شرح است:
در سال 2015 ژورنال علمی پلوسوان(PLOS One) تحقیقی را منتشر کرد که در آن یک پرسشنامه تهیه کرده و از 1400 نفر از بازماندگان فجایع مختلف (فجایعی مانند زلزله 2011 ژاپن) سوالاتی را پرسیدند. از دل این پرسش نامه 8 ویژگی مهم این افراد بیرون آمد که این هشت ویژگی به شرح زیر است:
1. رهبری: افرادی که سعی میکنند زودتر از بقیه دست به جمع آوری دیگران بزنند و گروهی را برای مقابله با فاجعه ترتیب دهند، احتمالا بازماندگان فجایع هستند. این افراد معمولا جملات زیر را میگویند:
⚪️من اولین نفریام که با دیگران درباره فاجعه صحبت میکنم
⚪️من میتوانم دیگران را متقاعد کنم.
2. توانایی حل مسئله: فاجعه و بحران یک مسئله است که در دل خود مسائل متنوع دارد. این افراد به دنبال حل این مسائل هستند.
3.نوع دوستی: این افراد به فکر خودشان نیستند. دوست دارند به دیگران کمک کنند. در واقع مثل قهرمان فیلم سالی (که شخصیت واقعی) هستند و تا مطمئن نشوند همه سالم اند، به خودشان فکر نمیکنند.
4. کله شقی: بازماندگان عموما آدمهای کله شقی هستند. البته محتاط اند، اما قوی هستند و از این که چیزی از دست بدهند، بیزارند.
5. رعایت حقوق دیگران: بازماندگان فجایع عموما افرادی اند که به حقوق دیگران احترام میگذارند و قوانین را رعایت می کنند.
6. کنترل احساسات و خونسردی: فجایع همواره با تروماهای عصبی مقارن است. بازماندگان سعی میکنند در شرایط سخت آرام بمانند و خونسرد باشند.
7. مسئولیت پذیری و روحیه مهم دانستن خود: بازماندگان میدانند افراد مهمی در جامعه هستند برای همین میدانند که باید نقش خودشان را به خوبی بازی کنند. بازمانندگان بدون ترس و با قوت انسان بودن را تمرین میکنند.
8. سلامت جسمی و روحی: بازماندگان همیشه سعی میکنند سلامت جسمی و روحی خودشان را حفظ کنند. در واقع بازماندگان افراد سالمی هستند. ورزش میکنند و در روزهای سخت به خاطر بالا بودن توانِ ذهنی و بدنی خود همواره در برابر فجایع کمتر آسیب میبینند.
https://t.me/Rwriter/438
Telegram
نوشتههای یک نویسنده کوچک
8 ویژگی بازماندگان
How happy is the little stone
That rambles in the road alone,
And doesnt care about careers,
And exigencies never fears;
Whose coat of elemental brown
A passing universe put on;
And independent as the sun,
Associates or glows alone
Fulfilling absolute decree
In casual simplicity.
-Emily Dickinson
چه شادمان است سنگ کوچک
که میرقصد در جاده تنها.
نگران مشغلههایش نیست
و از بحرانها نمیهراسد.
کت قهوهای اش را جهان گذران بر او پوشانده.
و آزاد و مستقل چون خورشید
تنها خودنمایی کرده یا میدرخشد.
و حکمرانی مطلق میکند
در عین سادگی
- امیلی دیکسن
That rambles in the road alone,
And doesnt care about careers,
And exigencies never fears;
Whose coat of elemental brown
A passing universe put on;
And independent as the sun,
Associates or glows alone
Fulfilling absolute decree
In casual simplicity.
-Emily Dickinson
چه شادمان است سنگ کوچک
که میرقصد در جاده تنها.
نگران مشغلههایش نیست
و از بحرانها نمیهراسد.
کت قهوهای اش را جهان گذران بر او پوشانده.
و آزاد و مستقل چون خورشید
تنها خودنمایی کرده یا میدرخشد.
و حکمرانی مطلق میکند
در عین سادگی
- امیلی دیکسن
هر قدر که خواندم جز حیرتم نیفزود.
این شبها بعد از خستگی حاصل از مطالعه برای کنکور، کار و خانهنشینی زیر سایه کرونا به مطالعه این کتاب میپردازم. باید بگویم فوق العاده است. این کتاب سرگذشت بشر را از دروازه علم میکاود. در واقع تاریخچه مختصری است بر تمام حوزههای علم. حوزههایی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار دادهاند. ترجمه کتاب بسیار روان و هوشمندانه است و نویسندهام با بیانی روایتگونه و داستانی از کل تاریخ علم داستانی زیبا و واحد ساخته است.
نکته بسیار جالب در این کتاب دانشمندان هستند. چه بسیار دانشمندانی که حق زیادی برگردن بشر دارند ولی نه جایزه نوبل بردند و نه اسمی ازشان شما میشنوید و چه بسیار دانشمندایی که کار خاصی نکردن ولی معروف شدند.
@Rwriter
این شبها بعد از خستگی حاصل از مطالعه برای کنکور، کار و خانهنشینی زیر سایه کرونا به مطالعه این کتاب میپردازم. باید بگویم فوق العاده است. این کتاب سرگذشت بشر را از دروازه علم میکاود. در واقع تاریخچه مختصری است بر تمام حوزههای علم. حوزههایی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار دادهاند. ترجمه کتاب بسیار روان و هوشمندانه است و نویسندهام با بیانی روایتگونه و داستانی از کل تاریخ علم داستانی زیبا و واحد ساخته است.
نکته بسیار جالب در این کتاب دانشمندان هستند. چه بسیار دانشمندانی که حق زیادی برگردن بشر دارند ولی نه جایزه نوبل بردند و نه اسمی ازشان شما میشنوید و چه بسیار دانشمندایی که کار خاصی نکردن ولی معروف شدند.
@Rwriter
حمایت از بردهدار
دیروز در سایت POLITICO خواندم که بایدن در میان سیاهپوستان آمریکایی ایالت کارولینای جنوبی از اقبال بیشتری (45 درصد کل سیاهپوستان ایالت) برخوردار است. این دقیقا مثل این است که شما برده باشید و از بردهدارتان حمایت کنید. بایدن معاون اول اوباما بود، فردی که در فاجعه آب شهر Flint، شهری که یکی از مهمترین شهرهای سیاهپوست نشین آمریکا است، نه بحران زایی که بحران آفرینی کرد.
شهر Flint مدتی است که (بیش از 7 سال) به خاطر دسیسه چینی چند شرکت عمرانی آمریکایی آب شرب تمیزی ندارد. در واقع تمیز که چه عرض کنم، آب این شهر آلوده به سرب است. اما برای این شهر کاری نمیکنند، چرا؟ چون اعضای شهر بیش از 90 درصد سیاه اند. حالا در زمان باراک اوباما، اوباما به شکلی خیلی نمادین به این شهر سفر میکند تا مشکل آب را حل کند (درست مثل سفرهای استانی رئیس جمهور حالا و قبلی ایران). اوباما اما برای مردم سیاه پوست Flint فقط یک سخنرانی میکند و در هنگام سخنرانیاش میگوید آب شهر تمیز است و از مردم میخواهد یک لیوان آب به او میدهد. او آب را نمیخورد و فقط به شکلی خیلی نمادین لبانش را با آن تر میکند. بعد از سخنرانی هم سریع سوار هواپیمایش میشود و میرود پیکارش. اما این همه ماجرا نیست. یک هفته بعد به شهر حمله نظامی میشود. چشمانتان را نمالید، درست دیده اید. باورتان میشود؟ حمله نظامی. در واقع تحت عنوان یک مانور، ارتش آمریکا به شهر Flint حمله نظامی میکند و در این حمله چند فعال محیط زیست شهر Flint کشته میشوند. اصلا باورتان میشود؟ فرض کنید این اتفاق در ایران میافتاد. چه میشد؟ منتو و بیبیسی و سایرین در کمترین کار پارهمان میکردند.
خلاصه کلام فکر کنم این فقط ما نیستیم که #حافظه_تاریخی کمی داریم. این درمیان سیاهپوستان آمریکایی هم مشترک است، شاید هم در میان همه مردم جهان. حمایت از جو بایدن مثل حمایت از یک بردهدار کارکشته و یک گانگستر میماند. چیزی که دارد اتفاق میافتد.
@rwriter
https://t.me/Rwriter/442
دیروز در سایت POLITICO خواندم که بایدن در میان سیاهپوستان آمریکایی ایالت کارولینای جنوبی از اقبال بیشتری (45 درصد کل سیاهپوستان ایالت) برخوردار است. این دقیقا مثل این است که شما برده باشید و از بردهدارتان حمایت کنید. بایدن معاون اول اوباما بود، فردی که در فاجعه آب شهر Flint، شهری که یکی از مهمترین شهرهای سیاهپوست نشین آمریکا است، نه بحران زایی که بحران آفرینی کرد.
شهر Flint مدتی است که (بیش از 7 سال) به خاطر دسیسه چینی چند شرکت عمرانی آمریکایی آب شرب تمیزی ندارد. در واقع تمیز که چه عرض کنم، آب این شهر آلوده به سرب است. اما برای این شهر کاری نمیکنند، چرا؟ چون اعضای شهر بیش از 90 درصد سیاه اند. حالا در زمان باراک اوباما، اوباما به شکلی خیلی نمادین به این شهر سفر میکند تا مشکل آب را حل کند (درست مثل سفرهای استانی رئیس جمهور حالا و قبلی ایران). اوباما اما برای مردم سیاه پوست Flint فقط یک سخنرانی میکند و در هنگام سخنرانیاش میگوید آب شهر تمیز است و از مردم میخواهد یک لیوان آب به او میدهد. او آب را نمیخورد و فقط به شکلی خیلی نمادین لبانش را با آن تر میکند. بعد از سخنرانی هم سریع سوار هواپیمایش میشود و میرود پیکارش. اما این همه ماجرا نیست. یک هفته بعد به شهر حمله نظامی میشود. چشمانتان را نمالید، درست دیده اید. باورتان میشود؟ حمله نظامی. در واقع تحت عنوان یک مانور، ارتش آمریکا به شهر Flint حمله نظامی میکند و در این حمله چند فعال محیط زیست شهر Flint کشته میشوند. اصلا باورتان میشود؟ فرض کنید این اتفاق در ایران میافتاد. چه میشد؟ منتو و بیبیسی و سایرین در کمترین کار پارهمان میکردند.
خلاصه کلام فکر کنم این فقط ما نیستیم که #حافظه_تاریخی کمی داریم. این درمیان سیاهپوستان آمریکایی هم مشترک است، شاید هم در میان همه مردم جهان. حمایت از جو بایدن مثل حمایت از یک بردهدار کارکشته و یک گانگستر میماند. چیزی که دارد اتفاق میافتد.
@rwriter
https://t.me/Rwriter/442
Telegram
نوشتههای یک نویسنده کوچک
حمایت از برده دار
@Rwriter
@Rwriter
Forwarded from سایت پانویس
۶۱۶
موضوعات:
مرگ، کرونا، نزدیکی مرگ، غفلت، مشغولیت، شعر عقاب خانلری، واقعیت
موضوعات:
مرگ، کرونا، نزدیکی مرگ، غفلت، مشغولیت، شعر عقاب خانلری، واقعیت
چرا برنیسندرز میترساندت؟
جوابش ساده است، چون برنی علیه تمام اقدامات اهریمنی افرادی است که بعد از ترور جان. اف کندی روی کار آمدند. چون سندرز علیه جهانیسازی غیر منطقی است. چون سندرز علیه پولهای باد آورده و وال استریت است. چون پشت سندرز مردم است. و از همه مهمتر با تمام اینها سندرز یک سفیدِ یهودی است! یعنی نه مثل لوترکینگ میتوانید از شرش خلاص شوید و نه مثل جرمی کوربین میتوانید به او انگ یهودی ستیزی بزنید. آری سندرز برای همین ترسناک است. سندرز برای شیاطین ترسناک است. به خصوص شیاطین مذهبی.
@Rwriter
جوابش ساده است، چون برنی علیه تمام اقدامات اهریمنی افرادی است که بعد از ترور جان. اف کندی روی کار آمدند. چون سندرز علیه جهانیسازی غیر منطقی است. چون سندرز علیه پولهای باد آورده و وال استریت است. چون پشت سندرز مردم است. و از همه مهمتر با تمام اینها سندرز یک سفیدِ یهودی است! یعنی نه مثل لوترکینگ میتوانید از شرش خلاص شوید و نه مثل جرمی کوربین میتوانید به او انگ یهودی ستیزی بزنید. آری سندرز برای همین ترسناک است. سندرز برای شیاطین ترسناک است. به خصوص شیاطین مذهبی.
@Rwriter
Forwarded from عصر ایران
هنگکنگ در جوار چین چگونه کرونا را کنترل کرد؟
🔹هنگ کنگ در همسایگی چین است و بهدلیل وابستگی سیاسیاش به چین، مراوادههای گستردهای با این کشور دارد اما در دو ماهی که ویروس کرونا در چین غوغا کرد، تنها ۹۳بیمار کرونایی در این کشور ثبت شده و تنها دونفرشان جان سپردند.
1- دولت هنگکنگ در نخستین گام، دانشگاهها و ادارههای دولتی را حداقل تا ۲۰آوریل، اول اردیبهشت، تعطیل کرد
2- همچنین همه مسافران چینی یا خارجی که در دو هفته پیشاز ورود به هنگکنگ، به چین سفر کرده بودند، بیهیچ استثنایی – فارغ از اینکه تب دارند یا خیر- قرنطینه شدند.
3- روزنامهها هر روز با انتشار مشخصات بدون اسم بیمار، محل رفتوآمدش، محل کارش، محل رفتوآمدهایاش، محل استفادهاش از حملونقل عمومی را به دقت منتشر میکنند تا مردم پیشاز ضد عفونی محل به آنجاها نروند.
4 -در هنگکنگ قانونی نیز به تصویب رسید که هر گونه سرپیچی از مقررات مربوط به قرنطینه، ششماه حبس و ۳۲۰۰دلار جریمه دارد.
5- برای آن که مردم مجاب شوند که در تعطیلیها کرونا، در خانهشان بمانند، دولت هنگکنگ اعلام کرده قبض برق ماه ژانویه (بهطور میانگین حدود ۱۲۰دلار ) تمام مشترکان خانگی را پرداخت خواهد کرد.
6- دولت همچنین تصمیم گرفت ۱۲۰۰دلار به همه شهرونداناش یارانه پرداخت کند تا خسارت تعطیلی کسبوکارهای خصوصی را جبران کند.
برای جبران خسارت کسبوکارهای بزرگ نیز پرداخت وام کمبهره با ضمانت دولتی برای بنگاههای اقتصادی تا مبلغ دومیلیوندلار هنگ کنگ، کاهش ۱۰۰درصدی مالیات بر سود تا سقف ۲۰هزار دلار هنگکنگ و کاهش ۱۰۰درصدی مالیات بر دستمُزد تا سقف ۲۰هزار دلار هنگکنگ نیز در این کشور به اجرا درآمده.
7- جز دولت، سازمان های مردمنهاد نیز برای توزیع ماسک و کالاهای بهداشتی رایگان میان جمعیت فقیر کارهای زیادی کردند.
8- از همه مهمتر اینکه فورا پساز گزارش وجود این بیماری، همه معاشرتها، رفتوآمدها و... بیمار ردیابی میشود تا به «بیمارِ صفر» یعنی نخستینکسیکه در یک جمع باعث شیوع بیماری شده، دسترسی پیدا شود. با این روش، هنگکنگ عملا اجازه نداده بیماری گسترده شود.
asriran.com/0030Pt
@MyAsriran
🔹هنگ کنگ در همسایگی چین است و بهدلیل وابستگی سیاسیاش به چین، مراوادههای گستردهای با این کشور دارد اما در دو ماهی که ویروس کرونا در چین غوغا کرد، تنها ۹۳بیمار کرونایی در این کشور ثبت شده و تنها دونفرشان جان سپردند.
1- دولت هنگکنگ در نخستین گام، دانشگاهها و ادارههای دولتی را حداقل تا ۲۰آوریل، اول اردیبهشت، تعطیل کرد
2- همچنین همه مسافران چینی یا خارجی که در دو هفته پیشاز ورود به هنگکنگ، به چین سفر کرده بودند، بیهیچ استثنایی – فارغ از اینکه تب دارند یا خیر- قرنطینه شدند.
3- روزنامهها هر روز با انتشار مشخصات بدون اسم بیمار، محل رفتوآمدش، محل کارش، محل رفتوآمدهایاش، محل استفادهاش از حملونقل عمومی را به دقت منتشر میکنند تا مردم پیشاز ضد عفونی محل به آنجاها نروند.
4 -در هنگکنگ قانونی نیز به تصویب رسید که هر گونه سرپیچی از مقررات مربوط به قرنطینه، ششماه حبس و ۳۲۰۰دلار جریمه دارد.
5- برای آن که مردم مجاب شوند که در تعطیلیها کرونا، در خانهشان بمانند، دولت هنگکنگ اعلام کرده قبض برق ماه ژانویه (بهطور میانگین حدود ۱۲۰دلار ) تمام مشترکان خانگی را پرداخت خواهد کرد.
6- دولت همچنین تصمیم گرفت ۱۲۰۰دلار به همه شهرونداناش یارانه پرداخت کند تا خسارت تعطیلی کسبوکارهای خصوصی را جبران کند.
برای جبران خسارت کسبوکارهای بزرگ نیز پرداخت وام کمبهره با ضمانت دولتی برای بنگاههای اقتصادی تا مبلغ دومیلیوندلار هنگ کنگ، کاهش ۱۰۰درصدی مالیات بر سود تا سقف ۲۰هزار دلار هنگکنگ و کاهش ۱۰۰درصدی مالیات بر دستمُزد تا سقف ۲۰هزار دلار هنگکنگ نیز در این کشور به اجرا درآمده.
7- جز دولت، سازمان های مردمنهاد نیز برای توزیع ماسک و کالاهای بهداشتی رایگان میان جمعیت فقیر کارهای زیادی کردند.
8- از همه مهمتر اینکه فورا پساز گزارش وجود این بیماری، همه معاشرتها، رفتوآمدها و... بیمار ردیابی میشود تا به «بیمارِ صفر» یعنی نخستینکسیکه در یک جمع باعث شیوع بیماری شده، دسترسی پیدا شود. با این روش، هنگکنگ عملا اجازه نداده بیماری گسترده شود.
asriran.com/0030Pt
@MyAsriran