در این شب حوصله سربر فقط تنها کار مفیدی که تونستم انجام بدم کشیدن چندتا دونه نقاشی تبریک یلدا بود...
³⁰⁴ 魔法
در این شب حوصله سربر فقط تنها کار مفیدی که تونستم انجام بدم کشیدن چندتا دونه نقاشی تبریک یلدا بود...
الان فهمیدم اونایی که انگلیسی نوشتم، زدم Yald و a رو نذاشتم
Forwarded from Strabit (𝗇𝗂𝗅𝗂𝖼𝗁𝗎)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
- 𝖧𝖺𝗉𝗉𝗂𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖺𝗇 𝖾𝗏𝖾𝗋
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی میخوام از هانای داستان بگم از هانایی که اگه بهش مجال صحبت کردن بدن میگه: جمله هایی یقه ات را سالها می گیرند مثل این سطرهای بورخس 'در پس آن خداحافظی معمولی جدایی ابدی نهفته بود' یا نه شاید هانای داستان بخواد بخاطر جمله مری و مکس زل بزنه تو چشمای کانگ مو و بگه 'من تو رو می بخشم چون تو کامل نیستی. تو نا کاملی مثل من' ولی هانایی که من میشناسم این جمله حقیقی ناخوشاید وصف حالشه "محال است، چیزی تا ابد بماند، همان بماند که بوده."🍃
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی میخوام از هانای داستان بگم از هانایی که اگه بهش مجال صحبت کردن بدن میگه: جمله هایی یقه ات را سالها می گیرند مثل این سطرهای بورخس 'در پس آن خداحافظی معمولی جدایی ابدی نهفته بود' یا نه شاید هانای داستان بخواد بخاطر جمله مری و مکس زل بزنه تو چشمای کانگ مو و بگه 'من تو رو می بخشم چون تو کامل نیستی. تو نا کاملی مثل من' ولی هانایی که من میشناسم این جمله حقیقی ناخوشاید وصف حالشه "محال است، چیزی تا ابد بماند، همان بماند که بوده."🍃
+چرا انقدر ناراحتی؟
هر بار که میبینمت، غمگینی. به چی فکر میکنی؟
- که من درواقع ناراحتم نه عصبانی.
این چیزیه که بهش فکر میکردم...
من همیشه فکر میکردم عصبانیام. افراد دور و برم همیشه اینجوری باهام رفتار میکردن
"اون همیشه عصبانیه، پس مراقب رفتارت باش."
+ کی اینجوریه؟ پدرت که نیست. منم نیستم.
- ترسیده بودم
+ چرا؟
- گفتی همهی اینا صبح ناپدید میشه.
این جا، این لحظه، همه چیز.
پس، میخواستم صورتت رو لمس کنم؛ قبل از اینکه همه چیز ناپدید بشه...
ممنون. بهخاطر این که گفتی ناراحتم.
~Lost
هر بار که میبینمت، غمگینی. به چی فکر میکنی؟
- که من درواقع ناراحتم نه عصبانی.
این چیزیه که بهش فکر میکردم...
من همیشه فکر میکردم عصبانیام. افراد دور و برم همیشه اینجوری باهام رفتار میکردن
"اون همیشه عصبانیه، پس مراقب رفتارت باش."
+ کی اینجوریه؟ پدرت که نیست. منم نیستم.
- ترسیده بودم
+ چرا؟
- گفتی همهی اینا صبح ناپدید میشه.
این جا، این لحظه، همه چیز.
پس، میخواستم صورتت رو لمس کنم؛ قبل از اینکه همه چیز ناپدید بشه...
ممنون. بهخاطر این که گفتی ناراحتم.
~Lost
³⁰⁴ 魔法
I know I love you🧊💙ࢪ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☃️ Sweet dreams
&
Good night 🎄
&
Good night 🎄
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤: no but beomgyu looks so good even while waking up this early in the morning
🐻: hehe no~
🗣: he’s in his 20s~ how can you compare to someone in their 20s~
🐻: hehe no~
🗣: he’s in his 20s~ how can you compare to someone in their 20s~
همزمان که سر کلاس اقتصاد بودم و گریه هم میکردم، یدفعه استاد تمرین داد و من صرفا برای حضور در فعالیت کلاسی الکی نوشتم r=0.16
حالا همه یهو باهم 0.16 نوشتن :)
حالا همه یهو باهم 0.16 نوشتن :)
Forwarded from Strabit (𝗇𝗂𝗅𝗂𝖼𝗁𝗎)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
- 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝖺𝗒 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗂𝖾
بیاین این یک دقیقه و سی و نه ثانیه رو از یونگرو حرف بزنیم! دانشجوی ادبیات زبانی که بعد از دیدن سوهو مطمعنا معتقده خلاصه و فشرده تمام عاشقانه ها همین سطر از نامه های آلبر کامو هست: 'اگر تو اینجا بودی، همه چیز آسانتر میشد' میگن که زندگی خیلی عجیبه ادمی رو از گل ساخته اند. بارانی تند کارش را میسازد! راست هم میگن مثلا وقتی که بون اوک برگشت با تنفر تو چشمای یونگرو نگاه کرد و حرفاشو زد، یا زمانی که سوهو تفنگ روی شقیقهی یونگرو گذاشته بود؛ تو ذهن دخترک ترسناک ترین و بی رحم ترین پرسش فلاچی مطرح شد 'نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟' ولی نمیشه یونگرو مقصر عاشق شدنش بدونیم! خانم پی سئونگ منظورم اینه که درمورد داستان یونگرو اعتقاد عجیب راسل صدق میکنه: 'انسان اگر واقعا متوجه تنهایی خود و تنهایی همه آدمیان جهان بشود، نوعی پیوند تازه و محبت جان میگیرد. درک تنهایی، آدمها رو قویتر میکنه ' و ایون یونگرو تنها شخصیت دنیای اسنودراپ هست که تنهایی رو درک کرده!🥀
بیاین این یک دقیقه و سی و نه ثانیه رو از یونگرو حرف بزنیم! دانشجوی ادبیات زبانی که بعد از دیدن سوهو مطمعنا معتقده خلاصه و فشرده تمام عاشقانه ها همین سطر از نامه های آلبر کامو هست: 'اگر تو اینجا بودی، همه چیز آسانتر میشد' میگن که زندگی خیلی عجیبه ادمی رو از گل ساخته اند. بارانی تند کارش را میسازد! راست هم میگن مثلا وقتی که بون اوک برگشت با تنفر تو چشمای یونگرو نگاه کرد و حرفاشو زد، یا زمانی که سوهو تفنگ روی شقیقهی یونگرو گذاشته بود؛ تو ذهن دخترک ترسناک ترین و بی رحم ترین پرسش فلاچی مطرح شد 'نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟' ولی نمیشه یونگرو مقصر عاشق شدنش بدونیم! خانم پی سئونگ منظورم اینه که درمورد داستان یونگرو اعتقاد عجیب راسل صدق میکنه: 'انسان اگر واقعا متوجه تنهایی خود و تنهایی همه آدمیان جهان بشود، نوعی پیوند تازه و محبت جان میگیرد. درک تنهایی، آدمها رو قویتر میکنه ' و ایون یونگرو تنها شخصیت دنیای اسنودراپ هست که تنهایی رو درک کرده!🥀