استاد جلسه قبل وسط ارائه من گوشیش خاموش شد این جلسه تا کلاس تشکیل شد گفت خانم توکلی ادامه بدین ارائه اتون
و فکر کنین من آماده نبودم چون فکر میکردم ارائه منو شنیده بعد قطع شده...
بدون آمادگی و بدبختی و یسری مطالبی که یادم موند ارائه دادم و استاد گفت خانم توکلی خیلی بهتر از هفته قبل گفتین😐
و فکر کنین من آماده نبودم چون فکر میکردم ارائه منو شنیده بعد قطع شده...
بدون آمادگی و بدبختی و یسری مطالبی که یادم موند ارائه دادم و استاد گفت خانم توکلی خیلی بهتر از هفته قبل گفتین😐
سلام، بابا حالت خوبه؟
همونطور که میبینی هیچ حسی ندارم،
کاملا داغونم.
برای اولین بار تو یه مدت طولانی بدون
هیچ دلیلی من دنبال چیزی غیر از پول بودم.
پول نبود. بحث برد و باخت هم نبود.
یه لرزش آروم و عجیب توی قلبم بود.
من دنبالش کردم و وارد یه دنیای جدید شدم.
میخواستم چی بشم؟
چه انتظاراتی داشتم؟
کجای کار رو اشتباه رفتم؟
رفتم دنبال دلم و از یه جای جدید سر در اوردم ولی آخرش، دوباره برگشتم به همون جایی که بودم.
یه قدم هم نزدیک نشدم هیچ پیشرفتی نکردم. برگشتم به همون نقطهای که شروع کرده بودم...
~Lost
همونطور که میبینی هیچ حسی ندارم،
کاملا داغونم.
برای اولین بار تو یه مدت طولانی بدون
هیچ دلیلی من دنبال چیزی غیر از پول بودم.
پول نبود. بحث برد و باخت هم نبود.
یه لرزش آروم و عجیب توی قلبم بود.
من دنبالش کردم و وارد یه دنیای جدید شدم.
میخواستم چی بشم؟
چه انتظاراتی داشتم؟
کجای کار رو اشتباه رفتم؟
رفتم دنبال دلم و از یه جای جدید سر در اوردم ولی آخرش، دوباره برگشتم به همون جایی که بودم.
یه قدم هم نزدیک نشدم هیچ پیشرفتی نکردم. برگشتم به همون نقطهای که شروع کرده بودم...
~Lost
Forwarded from snowdrop | the idol
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from snowdrop | the idol
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
- میخوام بهت بگم ازش پشیمونم.
این یکی از چیزاییه که تو زندگیم خیلی بخاطرش پشیمونم.
نمیتونستم به کسی چیزی بگم چون خیلی شرمنده بودم.
گفتی؛ کلی درس خوندم، تو یه دفتر کار کردم، یه پدر و همسر دارم.
ازم پرسیدی با وجود همه اینا بازم احساس پوچی داشتم؟!
آره.
همش بخاطر اینکه من هیچی نشدم، هیچی.
+ میخواستی چی بشی؟
- همه چی! جوری رفتار میکردم انگار اصلا حریص نیستم.
ادای آدمای فروتنُ در میاوردم درحالیکه کارای زشتی میکردم.
میخواستم همه چیز باشم.
میخواستم بقیه قبولم کنن و منو بخوان.
میخواستم بابامو به همه نشون بدم
میخواستم شوهرم رو به همه نشون بدم
میخواستم خودمو نشون بدم
نشون بدم که چجور آدمی ام. ولی بهش فکر کن نمیخواستم چیز خاصی باشم.
فقط میخواستم یه چیزی باشم و یه هویتی داشته باشم ولی نشد!
+ میخوای چیکار کنی؟
-میخوام فقط صبر کنم.
از زندگی ای که داشتم خیلی شرمنده بودم واسه همین میخواستم تمومش کنم.
ولی الان فقط میخوام صبر کنم تا همه ی اینا بگذره و تموم شه گرچه نمیدونم این همه ای که میگم چی هست اصلا...
~Lost
این یکی از چیزاییه که تو زندگیم خیلی بخاطرش پشیمونم.
نمیتونستم به کسی چیزی بگم چون خیلی شرمنده بودم.
گفتی؛ کلی درس خوندم، تو یه دفتر کار کردم، یه پدر و همسر دارم.
ازم پرسیدی با وجود همه اینا بازم احساس پوچی داشتم؟!
آره.
همش بخاطر اینکه من هیچی نشدم، هیچی.
+ میخواستی چی بشی؟
- همه چی! جوری رفتار میکردم انگار اصلا حریص نیستم.
ادای آدمای فروتنُ در میاوردم درحالیکه کارای زشتی میکردم.
میخواستم همه چیز باشم.
میخواستم بقیه قبولم کنن و منو بخوان.
میخواستم بابامو به همه نشون بدم
میخواستم شوهرم رو به همه نشون بدم
میخواستم خودمو نشون بدم
نشون بدم که چجور آدمی ام. ولی بهش فکر کن نمیخواستم چیز خاصی باشم.
فقط میخواستم یه چیزی باشم و یه هویتی داشته باشم ولی نشد!
+ میخوای چیکار کنی؟
-میخوام فقط صبر کنم.
از زندگی ای که داشتم خیلی شرمنده بودم واسه همین میخواستم تمومش کنم.
ولی الان فقط میخوام صبر کنم تا همه ی اینا بگذره و تموم شه گرچه نمیدونم این همه ای که میگم چی هست اصلا...
~Lost
در این شب حوصله سربر فقط تنها کار مفیدی که تونستم انجام بدم کشیدن چندتا دونه نقاشی تبریک یلدا بود...
³⁰⁴ 魔法
در این شب حوصله سربر فقط تنها کار مفیدی که تونستم انجام بدم کشیدن چندتا دونه نقاشی تبریک یلدا بود...
الان فهمیدم اونایی که انگلیسی نوشتم، زدم Yald و a رو نذاشتم