داشتم غر میزدم و از ماشین میومدم بیرون
خسته بودم
حالم خوب نبود
حوصله نداشتم
ولی مگه میشد جواب اونو نداد ؟!
گفتم : بلههههههه
گفت : چخبره عسلکم باز حوصله مارو نداری ؟
حالا من وقتی صدای اونو شنیدم کل خستگیم در رفت
فک کردم زیر لب گفتم
اما شنیده بود !
خندید
گفت : فندقم امروزت چطور بود ؟
گفتم : خوب بود
اما ییچیزی ذهنمو درگیر کرده و کل تایم کلاس
ذهنم مشغول اون بود
میدونی به چی فکر میکردم ؟
خندید و گفت : لابد به گل روی ماه من !
جدی شدم گفتم : نخند جدی میگم
جدی شد گفت : ببخشید فندقم بگو ببینم چی شده !؟
گفتم: به این فکر میکردم که بنظرت آدم میتونه یکیو کامل فراموش کنه ؟! که حتی یادت نیاد ی روزی فلان اسم و مشخصات و... تو زندگیت بوده؟!
چند لحظه سکوت شد !
اما نمیدونم چرا اون سکوت انقد دلهره آور و عجیب بود.
گفت : آره میشه حالا کامل هم نه اما اگه یکی رو جایگزین اون آدم کنی تا حدودی فراموشش میکنی .
دستام یخ کرد قلبم تند زد تپش قلب شدیدی گرفتم سرم گیج رفت
رفتم رو یکی از صندلی های پارک رو به روی خونمون نشستم .
با همون حال پرسیدم : یعنی الان ممکنه منو جایگزین یه نفر کرده باشی ک بخوای اونو فراموش کنی ؟!
و بازم سکوت ... سکوت و سکوت و سکوت
فقط صدای نفس هامون بود و تپش زیادی بلند قلب من .!
گفت : اون چیزی ک تو ذهنته درسته فندقکم !
حرفی نداشتم
خندیدم و خدافظی کردم .
ولی از اون به بعد نه سعی کردم بخندم نه اون رو بخندونم .
دور شدم ازش ، خیلی دور ...
فقط یچیزی
نامردِ من اون لحظه هایی ک بهم گفتی دوستت دارم کیو داشتی جای من تصور میکردی ؟!:)
5 صبح 5 اسفند 1401
#ناشناس
شبتون بخیر🎇✨️
خسته بودم
حالم خوب نبود
حوصله نداشتم
ولی مگه میشد جواب اونو نداد ؟!
گفتم : بلههههههه
گفت : چخبره عسلکم باز حوصله مارو نداری ؟
حالا من وقتی صدای اونو شنیدم کل خستگیم در رفت
فک کردم زیر لب گفتم
اما شنیده بود !
خندید
گفت : فندقم امروزت چطور بود ؟
گفتم : خوب بود
اما ییچیزی ذهنمو درگیر کرده و کل تایم کلاس
ذهنم مشغول اون بود
میدونی به چی فکر میکردم ؟
خندید و گفت : لابد به گل روی ماه من !
جدی شدم گفتم : نخند جدی میگم
جدی شد گفت : ببخشید فندقم بگو ببینم چی شده !؟
گفتم: به این فکر میکردم که بنظرت آدم میتونه یکیو کامل فراموش کنه ؟! که حتی یادت نیاد ی روزی فلان اسم و مشخصات و... تو زندگیت بوده؟!
چند لحظه سکوت شد !
اما نمیدونم چرا اون سکوت انقد دلهره آور و عجیب بود.
گفت : آره میشه حالا کامل هم نه اما اگه یکی رو جایگزین اون آدم کنی تا حدودی فراموشش میکنی .
دستام یخ کرد قلبم تند زد تپش قلب شدیدی گرفتم سرم گیج رفت
رفتم رو یکی از صندلی های پارک رو به روی خونمون نشستم .
با همون حال پرسیدم : یعنی الان ممکنه منو جایگزین یه نفر کرده باشی ک بخوای اونو فراموش کنی ؟!
و بازم سکوت ... سکوت و سکوت و سکوت
فقط صدای نفس هامون بود و تپش زیادی بلند قلب من .!
گفت : اون چیزی ک تو ذهنته درسته فندقکم !
حرفی نداشتم
خندیدم و خدافظی کردم .
ولی از اون به بعد نه سعی کردم بخندم نه اون رو بخندونم .
دور شدم ازش ، خیلی دور ...
فقط یچیزی
نامردِ من اون لحظه هایی ک بهم گفتی دوستت دارم کیو داشتی جای من تصور میکردی ؟!:)
5 صبح 5 اسفند 1401
#ناشناس
شبتون بخیر🎇✨️
👍14💔8😢1
Roman_Khone_Ch.اوراکل.pdf
4.8 MB
❤️رمان : #اوراکل
❤️ژانر : #معمایی #عاشقانه
❤️نویسنده : #هما_پوراصفهانی
❤️خلاصه :
اتاق در تاريكي محض فرو رفته بود … نه چراغ خوابي روشن بود و نه پرده زخيم و تيره اتاق اجازه مي داد هيچ نوري از چراغ هاي داخل كوچه به درون اتاق نفوذ كند! طبق عادت هميشگي اش لحاف كلفت را از روي خودش كنار زده و به زور قرص خوابي كه خورده بود به خوابي نيمه عميق فرو رفته و از عالم و آدم بي خبر بود … شايد در كل يك ساعت از خوابيدنش گذشته بود!
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤️ژانر : #معمایی #عاشقانه
❤️نویسنده : #هما_پوراصفهانی
❤️خلاصه :
اتاق در تاريكي محض فرو رفته بود … نه چراغ خوابي روشن بود و نه پرده زخيم و تيره اتاق اجازه مي داد هيچ نوري از چراغ هاي داخل كوچه به درون اتاق نفوذ كند! طبق عادت هميشگي اش لحاف كلفت را از روي خودش كنار زده و به زور قرص خوابي كه خورده بود به خوابي نيمه عميق فرو رفته و از عالم و آدم بي خبر بود … شايد در كل يك ساعت از خوابيدنش گذشته بود!
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. بید مجنون.pdf
9.7 MB
💚 رمان : #بید_بی_مجنون👆
#بید_مجنون
🍀 ژانر : #عاشقانه #خانوادگی
🍀 نویسنده : #الناز_بوذرجمهری
💚 خلاصه :
سید آرمین راد بازیگر و مدل معروف فرانسوی بعد از دوسال دوری به همراه دوست عکاسش بیخبر از خانواده وارد ایران میشه و وارد جمع خانوادهش میشه که برای تحویل سال نو دور هم جمع شدن ....خانواده ای که خیلیهاشون امیدی با آینده روشن آرمین نداشتن و ...آرمین برگشته تا زندگی و آینده شو اینجا بسازه ....
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
#بید_مجنون
🍀 ژانر : #عاشقانه #خانوادگی
🍀 نویسنده : #الناز_بوذرجمهری
💚 خلاصه :
سید آرمین راد بازیگر و مدل معروف فرانسوی بعد از دوسال دوری به همراه دوست عکاسش بیخبر از خانواده وارد ایران میشه و وارد جمع خانوادهش میشه که برای تحویل سال نو دور هم جمع شدن ....خانواده ای که خیلیهاشون امیدی با آینده روشن آرمین نداشتن و ...آرمین برگشته تا زندگی و آینده شو اینجا بسازه ....
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. نظربازان.pdf
2.2 MB
💚 رمان : #نظربازان👆
🍀 ژانر : #عاشقانه
🍀 نویسنده : #moon_shine #مریم_ثروت
💚 خلاصه :
سرمه دلداده است ودلدار ..دلداده به عشق پسردایی مهربونش یاسین ..ودلدار پسر دایی دیگه اش یزدان ..سرمه است وعشق یک طرفه اش به یاسینی که حتی نمیدونه این عشق وجود داره وبا مهربونی های بی شمارش دل سرمه رو بیشتر از قبل مجنون میکنه ..
زندگی عجب بازی هایی داره ..یکی عاشق ویکی فارق ..یکی عاشق ودیگری مشغول اب تنی درحوضچه ی عشق دیگری ..
وبالاخره درمیون تمام این تب وتاب های عاشقانه پای محمد امین به زندگی سرمه باز میشه ..محمد امینی که امین دردهای سرمه میشه ..
باید دید بالاخره سرمه به عشق کدوم یک از مردهای زندگیش لبیک میگه!
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🍀 ژانر : #عاشقانه
🍀 نویسنده : #moon_shine #مریم_ثروت
💚 خلاصه :
سرمه دلداده است ودلدار ..دلداده به عشق پسردایی مهربونش یاسین ..ودلدار پسر دایی دیگه اش یزدان ..سرمه است وعشق یک طرفه اش به یاسینی که حتی نمیدونه این عشق وجود داره وبا مهربونی های بی شمارش دل سرمه رو بیشتر از قبل مجنون میکنه ..
زندگی عجب بازی هایی داره ..یکی عاشق ویکی فارق ..یکی عاشق ودیگری مشغول اب تنی درحوضچه ی عشق دیگری ..
وبالاخره درمیون تمام این تب وتاب های عاشقانه پای محمد امین به زندگی سرمه باز میشه ..محمد امینی که امین دردهای سرمه میشه ..
باید دید بالاخره سرمه به عشق کدوم یک از مردهای زندگیش لبیک میگه!
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.بال های پرسونا.pdf
4.6 MB
📎نام رمان: #بال_های_پرسونا
📎نویسنده: #سایه (#س_مهر)
📎ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
📎خلاصه:
بهار طلوعی کاراتهکار سابق تیم ملی به خاطر یک چک مجبور به کار در محیطی جدید میشود... سالن بیلیارد مجموعهی پرسونا که متعلق به ارشیا سالاری است .
ارشیا دنیا را از پس دوربینهایش حفاظت میکند چون یک کینهی بزرگ از زندگی دارد ولی با ورود بهار اتفاقاتی میافتد که...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎نویسنده: #سایه (#س_مهر)
📎ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
📎خلاصه:
بهار طلوعی کاراتهکار سابق تیم ملی به خاطر یک چک مجبور به کار در محیطی جدید میشود... سالن بیلیارد مجموعهی پرسونا که متعلق به ارشیا سالاری است .
ارشیا دنیا را از پس دوربینهایش حفاظت میکند چون یک کینهی بزرگ از زندگی دارد ولی با ورود بهار اتفاقاتی میافتد که...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤2👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.ثانیه هشتاد و ششم.pdf
5.2 MB
📎نام رمان: #ثانیه_هشتاد_و_ششم
📎نویسنده: #عادله_حسینی
📎ژانر: #عاشقانه_هیجانی
📎خلاصه:
امیرارسلان ناخواسته و برای برداشتن سفتههای رفیقش، شبانه تن به یک دزدی میدهد. یک دزدی به ظاهر ساده که با برداشتن سفتهها ختم بهخیر میشود. اما ماجرای اصلی از زمانی شروع میشود که کیف مدارک امیرارسلان در مکان سرقت جا میماند و به دست دختر صاحب خانه میافتد. دختر برای پس دادن مدارک شرط میگذارد و امیرارسلان مجبور میشود برای پس گرفتن مدارکش تن به خواستهی دختر بدهد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎نویسنده: #عادله_حسینی
📎ژانر: #عاشقانه_هیجانی
📎خلاصه:
امیرارسلان ناخواسته و برای برداشتن سفتههای رفیقش، شبانه تن به یک دزدی میدهد. یک دزدی به ظاهر ساده که با برداشتن سفتهها ختم بهخیر میشود. اما ماجرای اصلی از زمانی شروع میشود که کیف مدارک امیرارسلان در مکان سرقت جا میماند و به دست دختر صاحب خانه میافتد. دختر برای پس دادن مدارک شرط میگذارد و امیرارسلان مجبور میشود برای پس گرفتن مدارکش تن به خواستهی دختر بدهد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.الهه آتش.pdf
2.2 MB
🌼نام رمان: #الهه_آتش
🌼نویسنده : #shabnam *sh
و #K0s$@R
🌼خلاصه رمان:
دو تا دختر كه از خواهر به هم نزديك ترند ولي سرنوشت باعث ميشه هردوعاشق يه نفر بشن و يه مثلث عشقي!
حالانميدونند ارزش اين عشق تازه شكوفا شده بيشتره يا پيمان دوستيشون…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🌼نویسنده : #shabnam *sh
و #K0s$@R
🌼خلاصه رمان:
دو تا دختر كه از خواهر به هم نزديك ترند ولي سرنوشت باعث ميشه هردوعاشق يه نفر بشن و يه مثلث عشقي!
حالانميدونند ارزش اين عشق تازه شكوفا شده بيشتره يا پيمان دوستيشون…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. ثریا.pdf
12 MB
❤️🔥رمان: #ثریا
😽جلد اول
💅🏻ژانر: #عاشقانه
🐣نویسنده: #فاطمه_جعفری
🌱خلاصه:
ثریا زنی است بسیار قوی که پنج سال از خانواده خود دور بوده و به دلیل یک سری مشکلات از خانوادهاش طرد شده است. با به ارث رسیدن پنجاه درصد سهام هتل بزرگ شمس که شرط و شروطهایی هم برای او در پی دارد، با آدمهایی آشنا میشود که مسیر زندگی او و خانوادهاش را دستخوش تغییراتی میکند. برای تمام آدمهایی که وارد زندگیاش میشوند نقش نوعی حامی را بازی میکند. گاهی میشکند، فرو میریزد؛ اما او باید قوی باشد؛ چون او یک شانه برای تکیه زدن است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
😽جلد اول
💅🏻ژانر: #عاشقانه
🐣نویسنده: #فاطمه_جعفری
🌱خلاصه:
ثریا زنی است بسیار قوی که پنج سال از خانواده خود دور بوده و به دلیل یک سری مشکلات از خانوادهاش طرد شده است. با به ارث رسیدن پنجاه درصد سهام هتل بزرگ شمس که شرط و شروطهایی هم برای او در پی دارد، با آدمهایی آشنا میشود که مسیر زندگی او و خانوادهاش را دستخوش تغییراتی میکند. برای تمام آدمهایی که وارد زندگیاش میشوند نقش نوعی حامی را بازی میکند. گاهی میشکند، فرو میریزد؛ اما او باید قوی باشد؛ چون او یک شانه برای تکیه زدن است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM