کانال کافه رمان خونه📖
23.5K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😍16👍3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبببب
میرسیم به نقد رمان پر طرفدار این روزها که خیلی سر و صدا کرده و تقریبا هرکسی که خونده قلبشو برده و میشه گفت هیچکس از خوندنش پشیمون نشده😌🤌
اگر از رمانهایی مثل بانوی قصه، جاوید در من، تنهایی، بدخوب، و پادساعتگرد خوشتون اومده، پیشنهاد میکنم این رمان دلبر رو از دست ندید !!!!🥹🫠

رمان:

🦋🔥از لیلیث به آقای ابلیس🔥🦋

ژانر:
#عاشقانه #اجتماعی #طنز #رئیس_کارمندی


🙋🏻‍♀از شخصیت دختر=> ☆افرا☆ یه دختر بینهایت جسور، بی پروا، در عین زبون درازی آرومه، مستقل و خود ساخته، وضع مالی چندان خوبی نداره، توی پرورشگاه بزرگ شده و خانومی به اسم روناک درست عین مادرش دوسش داره و از بچگی ازش مراقبت کرده

🙋🏻از شخصیت پسر=>☆جاوید☆رئیس شرکته، بینهایت بد اخلاق مثل زهرماره اخلاقش، ابلیس به تمام معنا !!!! پسری بوده که از بچگی کار کرده و تونسته با تکیه بر تلاش خودش و همچنین تجربه ی آدمهای اطرافش میلیاردر بشه، یه برادر داشته که از نوجوانی باهم به مشکل خوردن و راهشون از هم جدا شد(پدر مادر اونم فوت شدن)
خلاصه هیچکس حتی چشم دیدنشو نداره و تا جایی که میتونه سعی داره ازش دور بمونه و به پستش نخوره
درست مثل افرای قصه !

❤️‍🔥داستان:
افرا دختری که نزدیک ۲ سال توی شرکت جاوید مشغول به کاره اما تاحالا هیچ ارتباط مستقیمی با جاوید نداشته حتی یک ارتباط کلامی ساده، جوری که جاوید اصلا نمیدونه همچین کسی توی شرکتش وجود خارجی داره...افرا هم از ترس جونش، و هم ترس از دست دادن موقعیت شغلیش تا جایی که تونسته به قول خودش نامرئی باقی مونده
اما آیا دق و دلیش رو از جاوید توی دلش نگه میداره؟
اصلا افرا با این شخصیت دختریه که بتونه ساکت بمونه و حرف زور تو کتش بره؟ قطعا نه
پس‌....

یه اسپویل ریز(اگه دوست دارید بازش نکنید)

پس میاد با هویتی جعلی به نام لیلیث به طور ناشناس برای جاوید نامه میفرسته و تمام اخلاق های گندشو به روش میاره و مدام بهش یادآوری میکنه که هیچکس از اون خوشش نمیاد !

از اونجایی که گفتیم جاوید خان یه برادر داشته که در اثر مصرف زیاد الکل توی جاده با همسرش تصادف میکنه و میمیره، خصومت شخصیش همچنان از بین نرفته و سفت و سخت پابرجاست
خاله ی بچه ها به اسم سوگل که توی سمنان دانشجوی دامپزشکیه نمیتونه از ۳ برادرزاده ی جاوید مراقبت کنه... پس از جاوید میخواد که اونارو مدتی پیش خودش نگهداره اما جاوید حتی برادر زاده هاشم براش مردن و وجود ندارن !
ولی خب چون جاوید نامزدش بازیگره و خودشم شخصیت معروف و بسیار مهمی داره، برای بستن دهن خبرنگارا و جلوگیری از بروز شایعات بیشتر هم که شده مجبوره اینکار رو قبول کنه !
اما آخر سر این افرا خانوم قصه هست که پرستار بچه های دوست داشتنی ما میشه :)🥹🙂‍↔️

و ادامه ی ماجرا و اتفاقات جذاب.... 🤍

نقد قلم:🖋
از نظر حال و هوای این رمان براتون بگم که به دور از حاشیه و تنش های بیخوده( مگر اینکه ترس از عواقب پرروبازیای افرا در مقابل جاوید وحشت به دلتون بندازه🌝😂)
یک روال بینهایت آروم و دلنشین رو در پیش داره درست مثل جذابیت بانوی قصه که به نظرم لیلیث خیلی قوی تره🤷🏻‍♀
هم بخاطر قلم فوق‌العاده هدفمندی که داره هم اتفاقات و عاشقانه های جذاب...
شما توی این رمان محاله حوصلتون سر بره و کسل بشید چون جوری شمارو ترغیب به ادامه دادن میکنه که حتی لحظه ای نذاریدش زمین و مدام به این فکر کنید که بعدش قراره چی بشه
این یعنی هدفمندی قلم !!!!
پس از دستش ندید
خوش بگذره🙂‍↔️🤍

#نقد از: پارمیس جان
👍49❤‍🔥10🥱43👎2😐2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Nabayad Fekr Mikardam
t.me/NoteChnll
👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌸🌸سلام همگی🌸🌸🌸
امیدوارم حال دلاتون عالی باشه
این چندتا رمان از رمانای پیشنهادی هستن ک براتون اینجا ریپلی میکنم اسماشونو
درسته بعضیاشون قدیمی هستن گفتم شاید کسایی هستن ک هنوز نخوندن
امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین

#قرار_ما_پشت_شالیزار
#گل_‌های_باغ_سردار
#انتهاج
#اتهام_واهی جلد دوم رخپاک
#رخپاک جلد اول
#زمرد_سیاه جلد دوم نفوذی
#نفوذی جلد اول
#هم_دوست_هم_دشمن
#زمستان_ابدی
#اکالیپتوس
#جگوار
#از_لیلیث_به_آقای_ابلیس
👍16👎42😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍4
برشی از رمان《دَردَم از یار است و دَرمان نیز هَم》:

- یه چیز خوب بهم بگو.
+ حرف‌های خوبم خیلی وقته ته کشیدن، مثل قوطی رنگ‌هام.
- پس بهم دروغ بگو.
+ هنوز دوستت دارم.
- بازم بهم دروغ بگو.
+ دلم برات تنگ شده بود.
- بهم بیشتر دروغ بگو.
+ اگر نمی‌اومدی می‌مردم معین.


https://t.me/ghesehayemahsapanahi


《دردم از یار است و درمان نیز هم》قصه‌ی یک عشق دیرینه‌ست. عشقی که از شانزده سالگی‌های پناه جوانه می‌زند، همراهش قد می‌کشد و هر روز بیشتر از روز قبل او را در سایه‌ی عظیم خودش حل می‌کند تا جایی که پناه خودش را در این شیفتگی گم می‌کند و درخت پربار علاقه‌اش ثمره‌ای جز درد به او هدیه نمی‌هد. حال باید دید که آیا یار جفا کرده می‌تواند مرهم زخم‌های کهنه و پینه‌بسته‌ی پناه شود و با عشق به آن‌ها نیشتری بزند؟
7👍2👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
7
Ghesse
t.me/NoteChnll
👍5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
giga vpn.apk
77.8 MB
فیلترشکن پرسرعت  ❤️

😄 Giga Vpn

‌ تست شده و متصل تمام نتا

😀بدون محدودیت
حذف تبلیغات برنامه
رایگان و بدون نیاز به اکانت
😀مناسب شبکه های اجتماعی

https://t.me/Roman_Khone_Ch
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
app-ArmitiVpn-releaseV1.4.apk
61 MB
فیلترشکن پرسرعت جدید🚀

😄 Armiti Vpn ❤️

‌ تست شده و متصل تمام نتا

✔️بدون محدودیت
✔️حذف تبلیغات برنامه
✔️رایگان و بدون نیاز به اکانت
✔️مناسب شبکه های اجتماعی

🔹 اشتراک گذاری فراموش نشه!

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍5
برشی از قصه‌ی «دَردَم از یار است و دَرمان نیز هَم»:

لباس‌هایم را داخل رخت‌شور کوچک سرویس طبقه‌ی بالا انداختم و خودم دوش کوتاهی گرفتم که سرما نخورم و با همان حوله‌ای که دورم پیچیده بودم به اتاق برگشتم که معین را خوابیده روی تختم پیدا کردم. لباس‌هایش را با لباس‌های یدکی خانه‌ی پدری عوض کرده بود. تلاش کردم در سکوت کامل کشوی دِراوِر را بیرون بکشم، اما معین چرخید و همراه با دم عمیقی که گرفت، چشم باز کرد:
- عافیت باشه.
بدون حرف تلاش کردم زودتر لباس‌هایم را پیدا کنم که بلند شد و با چند گام بلند کنارم رسید. تصویرمان در آینه‌ی لعنتی را دوست نداشتم. کاش زودتر از اتاقم بیرون می‌رفت.
- معین!
پلک‌هایش را روی هم گذاشت:
- باشه‌باشه میرم بیرون تا لباس بپوشی...
و با این وجود قبل از خروج کامل از اتاق، بینی‌اش را به موهایم چسباند.

https://t.me/ghesehayemahsapanahi
🥰6👍1🤔1