This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.الهه آتش.pdf
2.2 MB
🌼نام رمان: #الهه_آتش
🌼نویسنده : #shabnam *sh
و #K0s$@R
🌼خلاصه رمان:
دو تا دختر كه از خواهر به هم نزديك ترند ولي سرنوشت باعث ميشه هردوعاشق يه نفر بشن و يه مثلث عشقي!
حالانميدونند ارزش اين عشق تازه شكوفا شده بيشتره يا پيمان دوستيشون…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🌼نویسنده : #shabnam *sh
و #K0s$@R
🌼خلاصه رمان:
دو تا دختر كه از خواهر به هم نزديك ترند ولي سرنوشت باعث ميشه هردوعاشق يه نفر بشن و يه مثلث عشقي!
حالانميدونند ارزش اين عشق تازه شكوفا شده بيشتره يا پيمان دوستيشون…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. ثریا.pdf
12 MB
❤️🔥رمان: #ثریا
😽جلد اول
💅🏻ژانر: #عاشقانه
🐣نویسنده: #فاطمه_جعفری
🌱خلاصه:
ثریا زنی است بسیار قوی که پنج سال از خانواده خود دور بوده و به دلیل یک سری مشکلات از خانوادهاش طرد شده است. با به ارث رسیدن پنجاه درصد سهام هتل بزرگ شمس که شرط و شروطهایی هم برای او در پی دارد، با آدمهایی آشنا میشود که مسیر زندگی او و خانوادهاش را دستخوش تغییراتی میکند. برای تمام آدمهایی که وارد زندگیاش میشوند نقش نوعی حامی را بازی میکند. گاهی میشکند، فرو میریزد؛ اما او باید قوی باشد؛ چون او یک شانه برای تکیه زدن است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
😽جلد اول
💅🏻ژانر: #عاشقانه
🐣نویسنده: #فاطمه_جعفری
🌱خلاصه:
ثریا زنی است بسیار قوی که پنج سال از خانواده خود دور بوده و به دلیل یک سری مشکلات از خانوادهاش طرد شده است. با به ارث رسیدن پنجاه درصد سهام هتل بزرگ شمس که شرط و شروطهایی هم برای او در پی دارد، با آدمهایی آشنا میشود که مسیر زندگی او و خانوادهاش را دستخوش تغییراتی میکند. برای تمام آدمهایی که وارد زندگیاش میشوند نقش نوعی حامی را بازی میکند. گاهی میشکند، فرو میریزد؛ اما او باید قوی باشد؛ چون او یک شانه برای تکیه زدن است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. پیله بسته.pdf
5.6 MB
🥜رمان: #پیله_بسته
🍻جلد دوم
🍯ژانر: #عاشقانه
🥤نویسنده: #فاطمه_جعفری
🫧خلاصه:
داستان دختری است از جنس زندگی. دختری که شیطنتها و شور و اشتیاقهای دوره سنی خاص خودش را دارد؛ اما زمانی میرسد که با ورود عشقی ناخواسته، حسهای قشنگش سرکوب میشود. حتی خانوادهاش هم با او سر به مخالفت میگذرانند. برای رسیدن به خواستهاش، راه درازی در پیش دارد؛ اما حس شیرینی که جدیداً مهمان خانه قلبش شده، آنقدر قوی است که مانع از پاپسکشیدن او میشود. تلاش میکند و میجنگد تا به خواسته قلبیاش برسد. تا قلب مردی را که جراحت دارد و رو به مرگ است، احیا کند.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🍻جلد دوم
🍯ژانر: #عاشقانه
🥤نویسنده: #فاطمه_جعفری
🫧خلاصه:
داستان دختری است از جنس زندگی. دختری که شیطنتها و شور و اشتیاقهای دوره سنی خاص خودش را دارد؛ اما زمانی میرسد که با ورود عشقی ناخواسته، حسهای قشنگش سرکوب میشود. حتی خانوادهاش هم با او سر به مخالفت میگذرانند. برای رسیدن به خواستهاش، راه درازی در پیش دارد؛ اما حس شیرینی که جدیداً مهمان خانه قلبش شده، آنقدر قوی است که مانع از پاپسکشیدن او میشود. تلاش میکند و میجنگد تا به خواسته قلبیاش برسد. تا قلب مردی را که جراحت دارد و رو به مرگ است، احیا کند.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیوانه_شدم_برگرد
نویسنده: #نسیم_غلامی (مه گل)
ژانر: #عاشقانه #درام
خلاصه:
خیلی سخته،یه دختر بدون خانواده،تو یه دنیا به این بزرگی زندگی کنه،تو هر شرایطی قابل درک نیست اونم واسه منی که با رفتن حسام تنها بچه خونه بودم.آره شاید از دید خیلیا من لوس بودم .دختری وابسته به مامان و باباش، دختری که تمام زندگیش نوازش های مامان و باباش بود،با نفسشون نفس میکشید،با نگاهشون جون میگرفت..
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده: #نسیم_غلامی (مه گل)
ژانر: #عاشقانه #درام
خلاصه:
خیلی سخته،یه دختر بدون خانواده،تو یه دنیا به این بزرگی زندگی کنه،تو هر شرایطی قابل درک نیست اونم واسه منی که با رفتن حسام تنها بچه خونه بودم.آره شاید از دید خیلیا من لوس بودم .دختری وابسته به مامان و باباش، دختری که تمام زندگیش نوازش های مامان و باباش بود،با نفسشون نفس میکشید،با نگاهشون جون میگرفت..
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
رمان #وحشی_اما_دلبر(جلد اول)👆🏻📚
نویسنده:مهلا علی راد
تعداد صفحات:297
خلاصه:
اگر خاندانم نفرین شده...اگر انگشت نمای خاص و عام شدیم...اگر پدرم زنا کار بوده...اگر مادرم خیانتکار بوده....اگر برادرم از دوری یار در خیابان ها نفس های آخرش را کشید...غمینیست...اندوهی نیست...زجری نیست...دردی نیست...اما...خواهرم را ...پاره ی تنم را...تنها دلیل زندگیم را...وجودم را...نابودش کرد...پر پرش کرد..دلش را شکست و او را گرفتش....از من...از منی که جنسم از سنگ است...از منی که بی احساس تر از آهنم...از منی که سنگدل تر از شیطانم...آتشم زد...آتشش میزنم....نابودم کرد...نابودش میکنم...جگرم را خون کرد...جگرش را خون میکنم...پست فطرت امیدم را گرفت ...کمرش را خم میکنم....قلبم را تکه تکه کرد...بند بند وجودم را لرزاند...زمینم زد...بی انصاف..زندگیم را جهنم کرد...پس چرا من نکنم!!
لعنت ...لعنت به تو که چشمانم را از نفرت.. خون کردی...لعنت به تو که خوی وحشی ام را برگرداندی...من شینا...فرزند ارشد خاندان سلطنتی و بزرگ جهانگیر.. قسم میخورم به اجدادم... روزی بر زمینت خواهم زد...تیر من رها میشود...تیری که روزی جگرت را خون میکند...و به جایی نخواهد نشست جز....
قلبـــــــــــــت...
جلد دوم این رمان چاپ شده❌
ژانر: #عاشقانه #انتقامی
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده:مهلا علی راد
تعداد صفحات:297
خلاصه:
اگر خاندانم نفرین شده...اگر انگشت نمای خاص و عام شدیم...اگر پدرم زنا کار بوده...اگر مادرم خیانتکار بوده....اگر برادرم از دوری یار در خیابان ها نفس های آخرش را کشید...غمینیست...اندوهی نیست...زجری نیست...دردی نیست...اما...خواهرم را ...پاره ی تنم را...تنها دلیل زندگیم را...وجودم را...نابودش کرد...پر پرش کرد..دلش را شکست و او را گرفتش....از من...از منی که جنسم از سنگ است...از منی که بی احساس تر از آهنم...از منی که سنگدل تر از شیطانم...آتشم زد...آتشش میزنم....نابودم کرد...نابودش میکنم...جگرم را خون کرد...جگرش را خون میکنم...پست فطرت امیدم را گرفت ...کمرش را خم میکنم....قلبم را تکه تکه کرد...بند بند وجودم را لرزاند...زمینم زد...بی انصاف..زندگیم را جهنم کرد...پس چرا من نکنم!!
لعنت ...لعنت به تو که چشمانم را از نفرت.. خون کردی...لعنت به تو که خوی وحشی ام را برگرداندی...من شینا...فرزند ارشد خاندان سلطنتی و بزرگ جهانگیر.. قسم میخورم به اجدادم... روزی بر زمینت خواهم زد...تیر من رها میشود...تیری که روزی جگرت را خون میکند...و به جایی نخواهد نشست جز....
قلبـــــــــــــت...
جلد دوم این رمان چاپ شده❌
ژانر: #عاشقانه #انتقامی
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام رمان: #رویاهای_طاغی
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #عاشقانه
خلاصه:
گلاره زنی بدکاره و بدنام با ذهن و عکس العملی متفاوت هست که در خونه ی زنی بنام "حریر اجاره" کار میکنه ،مردی بنام حمیدرضا مصّر و با تهدید ،گلاره رو در ازای مبلغی هنگفت برای یک شب اجاره میکنه ،گلاره در طی مسیر میفهمه او پزشک و از یک خانواده سرشناس هست و مردی محترم اما با رازهای ناگفته وپنهان و مشکوک هست، حمید رضا بعد یک شب به گلاره پیشنهادمیده با او به شهر دیگه ای بره و باهم زندگی کنند و از این پس اسمش"دریا" باشه ،اما،فکر میکنید چرا؟
پشت تموم این داستان،رویاهای طاغی نشسته ،رویاهایی سرکش و طغیانگر.
𖨂☆#رویاهای_طاغی╮
╰
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #عاشقانه
خلاصه:
گلاره زنی بدکاره و بدنام با ذهن و عکس العملی متفاوت هست که در خونه ی زنی بنام "حریر اجاره" کار میکنه ،مردی بنام حمیدرضا مصّر و با تهدید ،گلاره رو در ازای مبلغی هنگفت برای یک شب اجاره میکنه ،گلاره در طی مسیر میفهمه او پزشک و از یک خانواده سرشناس هست و مردی محترم اما با رازهای ناگفته وپنهان و مشکوک هست، حمید رضا بعد یک شب به گلاره پیشنهادمیده با او به شهر دیگه ای بره و باهم زندگی کنند و از این پس اسمش"دریا" باشه ،اما،فکر میکنید چرا؟
پشت تموم این داستان،رویاهای طاغی نشسته ،رویاهایی سرکش و طغیانگر.
𖨂☆#رویاهای_طاغی╮
╰
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍11❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. از فرار تا عشق.pdf
2.3 MB
رمان: #از_فرار_تا_عشق
@AVAYEKHIS
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه
نویسنده: #زهرا_ا
خلاصه:
_بهنااااااااااز _هااااااااان _یه کاسه تخمه بیار _نوکر بابات سیاه بود _خب تو هم سیاهی غرق فیلم بودم که یهو یه چیزی خورد تو سرم چنان جیغی زدم که خودم ترسیدم _تا تو باشی به من نگی سیاه _آخه الاغ مگه تو سیاه
برای دانلود رمان های بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید 🔴
https://t.me/Roman_Khone_Ch
زیر پست با لایک و کامنت نظرات خود را با ما و دوستانتان به اشتراک بگذارید 😊
@AVAYEKHIS
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه
نویسنده: #زهرا_ا
خلاصه:
_بهنااااااااااز _هااااااااان _یه کاسه تخمه بیار _نوکر بابات سیاه بود _خب تو هم سیاهی غرق فیلم بودم که یهو یه چیزی خورد تو سرم چنان جیغی زدم که خودم ترسیدم _تا تو باشی به من نگی سیاه _آخه الاغ مگه تو سیاه
برای دانلود رمان های بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید 🔴
https://t.me/Roman_Khone_Ch
زیر پست با لایک و کامنت نظرات خود را با ما و دوستانتان به اشتراک بگذارید 😊
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.تکرار دلبستگی ها.pdf
1.8 MB
رمان: #تکرار_دلبستگی
@AVAYEKHIS
نویسنده: #زهرا_ا
ژانر: #عاشقانه #همخونه_ایی
خلاصه:
دختر قصه مون، تمنّا، عاشق پسری به اسم آرشام می شه. اما آرشام با خاله تمنّا ازدواج می کنه! بعد از گذشت چند سال، شیدا تو یه تصادف از دنیا میره، و تمنّا با وجود مخالفت های مامان و باباش مسئولیت مراقبت از آرشام و دخترش ریحانه رو بر عهده می گیره… اما حالا اون می تونه با گذشت این سالهایی که صرف فراموش کردن حسش کرده، از بیداری دوباره ی اون جلوگیری کنه؟
برای دانلود رمان های بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید 🔴
https://t.me/Roman_Khone_Ch
زیر پست با لایک و کامنت نظرات خود را با ما و دوستانتان به اشتراک بگذارید 😊
@AVAYEKHIS
نویسنده: #زهرا_ا
ژانر: #عاشقانه #همخونه_ایی
خلاصه:
دختر قصه مون، تمنّا، عاشق پسری به اسم آرشام می شه. اما آرشام با خاله تمنّا ازدواج می کنه! بعد از گذشت چند سال، شیدا تو یه تصادف از دنیا میره، و تمنّا با وجود مخالفت های مامان و باباش مسئولیت مراقبت از آرشام و دخترش ریحانه رو بر عهده می گیره… اما حالا اون می تونه با گذشت این سالهایی که صرف فراموش کردن حسش کرده، از بیداری دوباره ی اون جلوگیری کنه؟
برای دانلود رمان های بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید 🔴
https://t.me/Roman_Khone_Ch
زیر پست با لایک و کامنت نظرات خود را با ما و دوستانتان به اشتراک بگذارید 😊
👍3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM