🚺=🚹
زَنهای خانواده ی ما ، همه ، در زنجیره ای اَز خَشم گِرفتارَند
من از مادرَم خَشمگین بودَم
همانطوری که تو اَز مَن خَشمگینی
و هَمانطوری که مادرِ من از مادَرَش خَشمگین بود
این زَنجیره بایَد بریده شَوَد...
این اتفاقات عَجیب ، عَجیب اند!
توی شلوغی های اتوبوس امروز!با مادرم صحبت میکردم ! داشتم در مورد ترسم از آمپول و حس بدم حرف میزدم که یک خانم میانسال دوید بین حرفهام!
گفت : اینقدر حساسی پس چه طوری میخوای بچه بیاری(!!!!)
گفتم : قراره همه بچه بیارن؟ یا ازدواج کنن؟
گفت: پس چه جوری خوشبخت میشن؟
گفتم :شما الان ازدواج کردی و بچه داری خوشبختی؟
مکث کرد ، گفت : بالاخره زندگی دارم!!!
گفتم : زندگی رو منم دارم ! ولی از شما خوشبخت ترم چون بخاطر این افکار پوسیده که ازدواج راهه نجاته خودمو بدبخت نکردم!
همین که وقتی میپرسم خوشبختی و شما مکث میکنی ، یعنی خوشبخت نیستی! چون ابراز این حس خوب ، مکث کردن نمیخواد...
بارون میومد...
توی راه زنی رو دیدم که پشت تلفن فریاد میزند ، نگاهش کردم
گفت بچه م توی شکمم مرد...
سقطش کردم و درد و خونریزی دارم و شوهر بی خیالم نمیاد دنبالم....میگه پیاده بیا تا کم کم برسونم خودمو.....
از کنار یه خانواده سه نفره رد شدم...مرد خانواده که بهش میخورد ۴۰ ساله باشه دست تو دست پسرش بهم چشمک زد...
من به چشمای زنش نگاه کردم...
این فقط یه بخش کوچیک از امروز من بود...
و فکرهایی که درست بعدش توی ذهنم ریشه دووندن...
کاش میشد اینو به خیلی از مردا فهموند...
زنی که امروز کنارت قدم میزنه و تو چشم ازش برمیداری و به دخترجوونی که داره رد میشه چشم میدوزی
اون زن همون آدمیه که سالها پیش بهش گفتی جز تو کسی به چشمم نمیاد ... اما حالا با چروک شدن پوستش و سفید شدن موهاش چشم ازش برداشتی و چه گستاخانه جلوش به بقیه لبخند میزنی
اون زن همونیه که وقتی پسرت رو به دنیا آورد مرگ و به چشماش دید...درد کشید و جیغ زد و تحلیل رفت تا اون پسر قد بکشه و مردی بشه برای خودش....
زنی که امروز کنار خیابون منتظرش گذاشتی تا با دردِ بیرون کشیدنِ یه بچه ی مرده از شکمش
زیر بارون خیس بشه
همونیه که وقتی دختر خوش قد و بالایی بود و هنوز به دستش نیاورده بودی، ثانیه ای معطلش نمیکردی و حالا گذر زمان باعث شده جاذبه های دیگه ای رو پیدا کنی که به راحتی بتونی توی خیابون رهاش کنی....
و فکر میکنم به این معنای خوشبختی! خوشبختی ای که فقط یه واژه س نه یه حس خوب....
به زنهایی که اینطور دلشون شکسته میشه...
به مردهایی که اینطور عوضی تر میشن
و به واژه ی صورت ، سیرت ، بصیرت!!!!
به چیزی که هرگز آدمها نفهمیدن
به حرفی که زدن و یادشون رفت
به کاری که انجام میدن و ندادن
به زنهایی که یکسانن... درست شبیه هم! و مردهایی که همیشه توی زنهای دیگه دنبال چیزهایی گشتن که زنِ خودشونم داره!!!
به آدمهایی که نمیدونن چرا ولی خوشبختی براشون توی بچه دار شدن شکل گرفته! حتی اگه بچه ثمره ی تکرار یک عمل باشه نه عشق
و به مادر های بی عشقی که نتونستن پسرانشون رو جوری تربیت کنن که ارزش عشق و احترام رو بدونن
و به دخترهای بی عشقی که بی عشق و از سره تکرار و اجبار مادر شدن...
که این زنجیره باید بریده شود...
✅ @Rom_Reflection ✅
زَنهای خانواده ی ما ، همه ، در زنجیره ای اَز خَشم گِرفتارَند
من از مادرَم خَشمگین بودَم
همانطوری که تو اَز مَن خَشمگینی
و هَمانطوری که مادرِ من از مادَرَش خَشمگین بود
این زَنجیره بایَد بریده شَوَد...
این اتفاقات عَجیب ، عَجیب اند!
توی شلوغی های اتوبوس امروز!با مادرم صحبت میکردم ! داشتم در مورد ترسم از آمپول و حس بدم حرف میزدم که یک خانم میانسال دوید بین حرفهام!
گفت : اینقدر حساسی پس چه طوری میخوای بچه بیاری(!!!!)
گفتم : قراره همه بچه بیارن؟ یا ازدواج کنن؟
گفت: پس چه جوری خوشبخت میشن؟
گفتم :شما الان ازدواج کردی و بچه داری خوشبختی؟
مکث کرد ، گفت : بالاخره زندگی دارم!!!
گفتم : زندگی رو منم دارم ! ولی از شما خوشبخت ترم چون بخاطر این افکار پوسیده که ازدواج راهه نجاته خودمو بدبخت نکردم!
همین که وقتی میپرسم خوشبختی و شما مکث میکنی ، یعنی خوشبخت نیستی! چون ابراز این حس خوب ، مکث کردن نمیخواد...
بارون میومد...
توی راه زنی رو دیدم که پشت تلفن فریاد میزند ، نگاهش کردم
گفت بچه م توی شکمم مرد...
سقطش کردم و درد و خونریزی دارم و شوهر بی خیالم نمیاد دنبالم....میگه پیاده بیا تا کم کم برسونم خودمو.....
از کنار یه خانواده سه نفره رد شدم...مرد خانواده که بهش میخورد ۴۰ ساله باشه دست تو دست پسرش بهم چشمک زد...
من به چشمای زنش نگاه کردم...
این فقط یه بخش کوچیک از امروز من بود...
و فکرهایی که درست بعدش توی ذهنم ریشه دووندن...
کاش میشد اینو به خیلی از مردا فهموند...
زنی که امروز کنارت قدم میزنه و تو چشم ازش برمیداری و به دخترجوونی که داره رد میشه چشم میدوزی
اون زن همون آدمیه که سالها پیش بهش گفتی جز تو کسی به چشمم نمیاد ... اما حالا با چروک شدن پوستش و سفید شدن موهاش چشم ازش برداشتی و چه گستاخانه جلوش به بقیه لبخند میزنی
اون زن همونیه که وقتی پسرت رو به دنیا آورد مرگ و به چشماش دید...درد کشید و جیغ زد و تحلیل رفت تا اون پسر قد بکشه و مردی بشه برای خودش....
زنی که امروز کنار خیابون منتظرش گذاشتی تا با دردِ بیرون کشیدنِ یه بچه ی مرده از شکمش
زیر بارون خیس بشه
همونیه که وقتی دختر خوش قد و بالایی بود و هنوز به دستش نیاورده بودی، ثانیه ای معطلش نمیکردی و حالا گذر زمان باعث شده جاذبه های دیگه ای رو پیدا کنی که به راحتی بتونی توی خیابون رهاش کنی....
و فکر میکنم به این معنای خوشبختی! خوشبختی ای که فقط یه واژه س نه یه حس خوب....
به زنهایی که اینطور دلشون شکسته میشه...
به مردهایی که اینطور عوضی تر میشن
و به واژه ی صورت ، سیرت ، بصیرت!!!!
به چیزی که هرگز آدمها نفهمیدن
به حرفی که زدن و یادشون رفت
به کاری که انجام میدن و ندادن
به زنهایی که یکسانن... درست شبیه هم! و مردهایی که همیشه توی زنهای دیگه دنبال چیزهایی گشتن که زنِ خودشونم داره!!!
به آدمهایی که نمیدونن چرا ولی خوشبختی براشون توی بچه دار شدن شکل گرفته! حتی اگه بچه ثمره ی تکرار یک عمل باشه نه عشق
و به مادر های بی عشقی که نتونستن پسرانشون رو جوری تربیت کنن که ارزش عشق و احترام رو بدونن
و به دخترهای بی عشقی که بی عشق و از سره تکرار و اجبار مادر شدن...
که این زنجیره باید بریده شود...
✅ @Rom_Reflection ✅
#هیولای_درونت_را_بشناس
به سایهات بنگر و دیو انکارشده درونت را بشناس. تفاوت چندانی بین تو و یک قاتل وجود ندارد. در زمان و مکان مناسب تو هم میتوانی تمام آن اعمال را انجام دهی. انکار این ماجرا عملی بزدلانه است. شجاعانه آن است که هیولایی که به آن میتوانی تبدیل شوی را بشناسی و تصمیم بگیری آن نباشی.
✅ @Rom_Reflection ✅
به سایهات بنگر و دیو انکارشده درونت را بشناس. تفاوت چندانی بین تو و یک قاتل وجود ندارد. در زمان و مکان مناسب تو هم میتوانی تمام آن اعمال را انجام دهی. انکار این ماجرا عملی بزدلانه است. شجاعانه آن است که هیولایی که به آن میتوانی تبدیل شوی را بشناسی و تصمیم بگیری آن نباشی.
✅ @Rom_Reflection ✅
مایوس نباش
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
وهنگامی که داشتم
خاکستر میشدم
گر گرفتم...🌻
✅ @Rom_Reflection ✅
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
وهنگامی که داشتم
خاکستر میشدم
گر گرفتم...🌻
✅ @Rom_Reflection ✅
یکی از معدود آدمهایی که
واژهی انسانیت برازندشونه،
کسایی هستند که می دونند ممکنه
محبتشون جبران نشه،
ولی بازم محبت می کنند...
✅ @Rom_Reflection ✅
واژهی انسانیت برازندشونه،
کسایی هستند که می دونند ممکنه
محبتشون جبران نشه،
ولی بازم محبت می کنند...
✅ @Rom_Reflection ✅
پنج چیزی که همین الان باید ترک کنید:
۱- راضی نگه داشتن همه
۲- ترس از تغییر
۳- زندگی کردن در گذشته
۴- کم ارزش کردن خودتان
۵- فکر کردن بیش از حد
✅ @Rom_Reflection ✅
۱- راضی نگه داشتن همه
۲- ترس از تغییر
۳- زندگی کردن در گذشته
۴- کم ارزش کردن خودتان
۵- فکر کردن بیش از حد
✅ @Rom_Reflection ✅
از كل كل با افرادی که اگر دهانشان را باز كنند برای يک سال تيپ قهوه ای ميزنید خودداری كنید🤎
✅ @Rom_Reflection ✅
✅ @Rom_Reflection ✅
🍃
نه کاکتوسا یه دفعه خشک میشن و نه آدما یه دفعه میرن فقط چون بهشون توجه نمیکنیم و حواسمون بهشون نیست فکر میکنیم یه دفعه اتفاق افتادن😌🌵
✅ @Rom_Reflection ✅
نه کاکتوسا یه دفعه خشک میشن و نه آدما یه دفعه میرن فقط چون بهشون توجه نمیکنیم و حواسمون بهشون نیست فکر میکنیم یه دفعه اتفاق افتادن😌🌵
✅ @Rom_Reflection ✅
روزی درخواهی یافت که کل کائنات را میتوانی در درون خودت بیابی و آنگاه یک کیمیاگر خواهی بود و در جهان نخواهی زیست. جهان در تو خواهد زیست! ♻
✅ @Rom_Reflection ✅
✅ @Rom_Reflection ✅
ازدواج بعد از ۳۰ سالگی بازم قشنگه
بچه دار شدن بعد از ۳۵ سالگی همچنان ممکنه
خونه خریدن بعد از ۴۰ سالگی هنوز کار بزرگیه
پس اجازه ندین افکار پوسیده دیگران مسیر زندگی شمارو تعیین کنه✨
✅ @Rom_Reflection ✅
بچه دار شدن بعد از ۳۵ سالگی همچنان ممکنه
خونه خریدن بعد از ۴۰ سالگی هنوز کار بزرگیه
پس اجازه ندین افکار پوسیده دیگران مسیر زندگی شمارو تعیین کنه✨
✅ @Rom_Reflection ✅
✏
وقتي مي گم هيچكس، يعني دقيقا هيچكس.
روزاي زيادي بايد بگذره تا آدم قانع بشه فقط خودش هست و خودش.
تا باورش بشه از بقيه، جز يه اسم و چندتا خاطره ي كوچيك چيزي براش نمي مونه.
بيست سال
چهل سال
هفتاد سال زندگي، فقط براي تلمبار كردن اسم روي اسمه.
براي جايگزين كردن خاطره جاي خاطره. اما حاصل جمع همشون صفره.
يه روز مي شيني عمرت رو ورق مي زني،
سير تا پيازت رو واسه خودت تعريف مي كني...
اينجاس كه مي فهمي،
چقدر براي هيچكس نگران شدي
چقدر براي هيچكس غصه خوردي
چقدر براي هيچكس دلتنگ شدي
چقدر براي هيچكس دعا كردي
چقدر براي هيچكس بووووووودي....
به خودت مياي، به اطرافت نگاه مي كني.
هيچكس نيست...
دقيقا هيچكس
✅ @Rom_Reflection ✅
وقتي مي گم هيچكس، يعني دقيقا هيچكس.
روزاي زيادي بايد بگذره تا آدم قانع بشه فقط خودش هست و خودش.
تا باورش بشه از بقيه، جز يه اسم و چندتا خاطره ي كوچيك چيزي براش نمي مونه.
بيست سال
چهل سال
هفتاد سال زندگي، فقط براي تلمبار كردن اسم روي اسمه.
براي جايگزين كردن خاطره جاي خاطره. اما حاصل جمع همشون صفره.
يه روز مي شيني عمرت رو ورق مي زني،
سير تا پيازت رو واسه خودت تعريف مي كني...
اينجاس كه مي فهمي،
چقدر براي هيچكس نگران شدي
چقدر براي هيچكس غصه خوردي
چقدر براي هيچكس دلتنگ شدي
چقدر براي هيچكس دعا كردي
چقدر براي هيچكس بووووووودي....
به خودت مياي، به اطرافت نگاه مي كني.
هيچكس نيست...
دقيقا هيچكس
✅ @Rom_Reflection ✅
❤1