Sometimes you must spend time alone, Remember Goals are personal.
یه وقتایی باید در تنهایی وقت بگذرونی، به خاطر بیار اهداف شخصی هستند.
✅ @Rom_Reflection ✅
یه وقتایی باید در تنهایی وقت بگذرونی، به خاطر بیار اهداف شخصی هستند.
✅ @Rom_Reflection ✅
✏
اولين مردی که دختر به او ابراز علاقه میکند پدر اوست. پاسخی که پدر به ابراز علاقه او نشان میدهد برای رشد جنسی دختر بسیار حیاتی است. گرما، بازیگوشی و عشق پدر برای رشد جنسی سالم دختر بسیار مهم است.
پدری که نقش طبیعی خود را به عنوان حامی دختر جوان خود نادیده میگیرد، بیشتر به روحیه دختر آزار میرساند و به علت نیاز به سلطه مذکر، رشد جنسی عادی دختر از طریق معاشرت با محارم متوقف میشود.
چنین دختری باید بقیه عمر خود را صرف بازپسگیری جنسیت خود کند ... دخترانی که در دوران کودکی از بیتوجهی پدر رنج بردهاند در هر رابطهای دنبال آن توجه گمشده میگردند.
📕 ژرفای زن بودن
✍🏻 #مورین_مورداک
✅ @Rom_Reflection ✅
اولين مردی که دختر به او ابراز علاقه میکند پدر اوست. پاسخی که پدر به ابراز علاقه او نشان میدهد برای رشد جنسی دختر بسیار حیاتی است. گرما، بازیگوشی و عشق پدر برای رشد جنسی سالم دختر بسیار مهم است.
پدری که نقش طبیعی خود را به عنوان حامی دختر جوان خود نادیده میگیرد، بیشتر به روحیه دختر آزار میرساند و به علت نیاز به سلطه مذکر، رشد جنسی عادی دختر از طریق معاشرت با محارم متوقف میشود.
چنین دختری باید بقیه عمر خود را صرف بازپسگیری جنسیت خود کند ... دخترانی که در دوران کودکی از بیتوجهی پدر رنج بردهاند در هر رابطهای دنبال آن توجه گمشده میگردند.
📕 ژرفای زن بودن
✍🏻 #مورین_مورداک
✅ @Rom_Reflection ✅
🌀
-گیریم تا آخر عُمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی!
تحمل این موضوع، بسیار آسانتر از آنست که شب و روز با کسی سر و کار داشته باشی، که حتی یکی از هزاران حرف تو را نمیفهمد!
✅ @Rom_Reflection ✅
-گیریم تا آخر عُمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی!
تحمل این موضوع، بسیار آسانتر از آنست که شب و روز با کسی سر و کار داشته باشی، که حتی یکی از هزاران حرف تو را نمیفهمد!
✅ @Rom_Reflection ✅
قویترین دارویی که واسه یه انسان وجود داره
یه انسان دیگهس، ولی جهان خالی شده از انسان!
✅ @Rom_Reflection ✅
یه انسان دیگهس، ولی جهان خالی شده از انسان!
✅ @Rom_Reflection ✅
دقت کردید اکثر مشکلات کشور موقع امتحانات رخ میدن؟
این بچه مدرسهایها معلوم نیست به کدوم درگاه دعا میکنن که جواب میگیرن🤔😂
✅ @Rom_Reflection ✅
این بچه مدرسهایها معلوم نیست به کدوم درگاه دعا میکنن که جواب میگیرن🤔😂
✅ @Rom_Reflection ✅
گاهی لحظه های سکوت
پر هیاهوترین دقایق زندگی هستند
مملو از آنچه میخواهیم بگوییم
ولی نمی توانیم...
✅ @Rom_Reflection ✅
پر هیاهوترین دقایق زندگی هستند
مملو از آنچه میخواهیم بگوییم
ولی نمی توانیم...
✅ @Rom_Reflection ✅
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه خوشحالت میکنه پس وقت تلف کردن نیست!
✅ @Rom_Reflection ✅
✅ @Rom_Reflection ✅
🚺=🚹
زَنهای خانواده ی ما ، همه ، در زنجیره ای اَز خَشم گِرفتارَند
من از مادرَم خَشمگین بودَم
همانطوری که تو اَز مَن خَشمگینی
و هَمانطوری که مادرِ من از مادَرَش خَشمگین بود
این زَنجیره بایَد بریده شَوَد...
این اتفاقات عَجیب ، عَجیب اند!
توی شلوغی های اتوبوس امروز!با مادرم صحبت میکردم ! داشتم در مورد ترسم از آمپول و حس بدم حرف میزدم که یک خانم میانسال دوید بین حرفهام!
گفت : اینقدر حساسی پس چه طوری میخوای بچه بیاری(!!!!)
گفتم : قراره همه بچه بیارن؟ یا ازدواج کنن؟
گفت: پس چه جوری خوشبخت میشن؟
گفتم :شما الان ازدواج کردی و بچه داری خوشبختی؟
مکث کرد ، گفت : بالاخره زندگی دارم!!!
گفتم : زندگی رو منم دارم ! ولی از شما خوشبخت ترم چون بخاطر این افکار پوسیده که ازدواج راهه نجاته خودمو بدبخت نکردم!
همین که وقتی میپرسم خوشبختی و شما مکث میکنی ، یعنی خوشبخت نیستی! چون ابراز این حس خوب ، مکث کردن نمیخواد...
بارون میومد...
توی راه زنی رو دیدم که پشت تلفن فریاد میزند ، نگاهش کردم
گفت بچه م توی شکمم مرد...
سقطش کردم و درد و خونریزی دارم و شوهر بی خیالم نمیاد دنبالم....میگه پیاده بیا تا کم کم برسونم خودمو.....
از کنار یه خانواده سه نفره رد شدم...مرد خانواده که بهش میخورد ۴۰ ساله باشه دست تو دست پسرش بهم چشمک زد...
من به چشمای زنش نگاه کردم...
این فقط یه بخش کوچیک از امروز من بود...
و فکرهایی که درست بعدش توی ذهنم ریشه دووندن...
کاش میشد اینو به خیلی از مردا فهموند...
زنی که امروز کنارت قدم میزنه و تو چشم ازش برمیداری و به دخترجوونی که داره رد میشه چشم میدوزی
اون زن همون آدمیه که سالها پیش بهش گفتی جز تو کسی به چشمم نمیاد ... اما حالا با چروک شدن پوستش و سفید شدن موهاش چشم ازش برداشتی و چه گستاخانه جلوش به بقیه لبخند میزنی
اون زن همونیه که وقتی پسرت رو به دنیا آورد مرگ و به چشماش دید...درد کشید و جیغ زد و تحلیل رفت تا اون پسر قد بکشه و مردی بشه برای خودش....
زنی که امروز کنار خیابون منتظرش گذاشتی تا با دردِ بیرون کشیدنِ یه بچه ی مرده از شکمش
زیر بارون خیس بشه
همونیه که وقتی دختر خوش قد و بالایی بود و هنوز به دستش نیاورده بودی، ثانیه ای معطلش نمیکردی و حالا گذر زمان باعث شده جاذبه های دیگه ای رو پیدا کنی که به راحتی بتونی توی خیابون رهاش کنی....
و فکر میکنم به این معنای خوشبختی! خوشبختی ای که فقط یه واژه س نه یه حس خوب....
به زنهایی که اینطور دلشون شکسته میشه...
به مردهایی که اینطور عوضی تر میشن
و به واژه ی صورت ، سیرت ، بصیرت!!!!
به چیزی که هرگز آدمها نفهمیدن
به حرفی که زدن و یادشون رفت
به کاری که انجام میدن و ندادن
به زنهایی که یکسانن... درست شبیه هم! و مردهایی که همیشه توی زنهای دیگه دنبال چیزهایی گشتن که زنِ خودشونم داره!!!
به آدمهایی که نمیدونن چرا ولی خوشبختی براشون توی بچه دار شدن شکل گرفته! حتی اگه بچه ثمره ی تکرار یک عمل باشه نه عشق
و به مادر های بی عشقی که نتونستن پسرانشون رو جوری تربیت کنن که ارزش عشق و احترام رو بدونن
و به دخترهای بی عشقی که بی عشق و از سره تکرار و اجبار مادر شدن...
که این زنجیره باید بریده شود...
✅ @Rom_Reflection ✅
زَنهای خانواده ی ما ، همه ، در زنجیره ای اَز خَشم گِرفتارَند
من از مادرَم خَشمگین بودَم
همانطوری که تو اَز مَن خَشمگینی
و هَمانطوری که مادرِ من از مادَرَش خَشمگین بود
این زَنجیره بایَد بریده شَوَد...
این اتفاقات عَجیب ، عَجیب اند!
توی شلوغی های اتوبوس امروز!با مادرم صحبت میکردم ! داشتم در مورد ترسم از آمپول و حس بدم حرف میزدم که یک خانم میانسال دوید بین حرفهام!
گفت : اینقدر حساسی پس چه طوری میخوای بچه بیاری(!!!!)
گفتم : قراره همه بچه بیارن؟ یا ازدواج کنن؟
گفت: پس چه جوری خوشبخت میشن؟
گفتم :شما الان ازدواج کردی و بچه داری خوشبختی؟
مکث کرد ، گفت : بالاخره زندگی دارم!!!
گفتم : زندگی رو منم دارم ! ولی از شما خوشبخت ترم چون بخاطر این افکار پوسیده که ازدواج راهه نجاته خودمو بدبخت نکردم!
همین که وقتی میپرسم خوشبختی و شما مکث میکنی ، یعنی خوشبخت نیستی! چون ابراز این حس خوب ، مکث کردن نمیخواد...
بارون میومد...
توی راه زنی رو دیدم که پشت تلفن فریاد میزند ، نگاهش کردم
گفت بچه م توی شکمم مرد...
سقطش کردم و درد و خونریزی دارم و شوهر بی خیالم نمیاد دنبالم....میگه پیاده بیا تا کم کم برسونم خودمو.....
از کنار یه خانواده سه نفره رد شدم...مرد خانواده که بهش میخورد ۴۰ ساله باشه دست تو دست پسرش بهم چشمک زد...
من به چشمای زنش نگاه کردم...
این فقط یه بخش کوچیک از امروز من بود...
و فکرهایی که درست بعدش توی ذهنم ریشه دووندن...
کاش میشد اینو به خیلی از مردا فهموند...
زنی که امروز کنارت قدم میزنه و تو چشم ازش برمیداری و به دخترجوونی که داره رد میشه چشم میدوزی
اون زن همون آدمیه که سالها پیش بهش گفتی جز تو کسی به چشمم نمیاد ... اما حالا با چروک شدن پوستش و سفید شدن موهاش چشم ازش برداشتی و چه گستاخانه جلوش به بقیه لبخند میزنی
اون زن همونیه که وقتی پسرت رو به دنیا آورد مرگ و به چشماش دید...درد کشید و جیغ زد و تحلیل رفت تا اون پسر قد بکشه و مردی بشه برای خودش....
زنی که امروز کنار خیابون منتظرش گذاشتی تا با دردِ بیرون کشیدنِ یه بچه ی مرده از شکمش
زیر بارون خیس بشه
همونیه که وقتی دختر خوش قد و بالایی بود و هنوز به دستش نیاورده بودی، ثانیه ای معطلش نمیکردی و حالا گذر زمان باعث شده جاذبه های دیگه ای رو پیدا کنی که به راحتی بتونی توی خیابون رهاش کنی....
و فکر میکنم به این معنای خوشبختی! خوشبختی ای که فقط یه واژه س نه یه حس خوب....
به زنهایی که اینطور دلشون شکسته میشه...
به مردهایی که اینطور عوضی تر میشن
و به واژه ی صورت ، سیرت ، بصیرت!!!!
به چیزی که هرگز آدمها نفهمیدن
به حرفی که زدن و یادشون رفت
به کاری که انجام میدن و ندادن
به زنهایی که یکسانن... درست شبیه هم! و مردهایی که همیشه توی زنهای دیگه دنبال چیزهایی گشتن که زنِ خودشونم داره!!!
به آدمهایی که نمیدونن چرا ولی خوشبختی براشون توی بچه دار شدن شکل گرفته! حتی اگه بچه ثمره ی تکرار یک عمل باشه نه عشق
و به مادر های بی عشقی که نتونستن پسرانشون رو جوری تربیت کنن که ارزش عشق و احترام رو بدونن
و به دخترهای بی عشقی که بی عشق و از سره تکرار و اجبار مادر شدن...
که این زنجیره باید بریده شود...
✅ @Rom_Reflection ✅