Reflection
221 subscribers
796 photos
295 videos
15 files
7 links
زیبا اندیش که باشی
همه چیز را زیبا میبینی👀
نگاه از درون تو می آید😉
تو زیبا ببین تا زیبا دیده شوی😍
"کانالی بدون تبلیغات"
~~~~~~~~~~~~~~~~~
Download Telegram
نخستین اشاره به لیلیت در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد و به عنوان عضوی از خدایان طوفان‌ها در اساطیر سومری است که موسوم به لیلیتو بودند. سومریان بر این اعتقاد بودند که خدایان لیلیتو شکارچی زنان و کودکان بوده و با شیرها، طوفان‌ها، بیماری‌ها و بیابان‌ها مرتبطند. نخستین تصاویر ترسیم شده از خدایان لیلیتو آنان در حالتی نشان می‌دهد که پاها و بال‌هایی همچون پرندگانی موسوم به زو (Zu) دارند.

آنان تمایلات جنسی شدیدی نسبت به مردان داشتند، ولی قادر نبودند به صورت عادی اعمال جنسی را انجام دهند. چنین تصور می‌شد که آنان در مکان‌های متروک، ویرانه و خالی از سکنه اقامت دارند. چنین تصور می‌شد که خدای مذکری موسوم به پازوزو (Pazuzu) در مقابل آنان مؤثر باشد.

بر اساس این اسناد لیلیت نام یکی از خدایان طبقه مذکور بوده‌است. خدایان و الهه‌هایی دیگر نیز در این ردیف قرار داشته‌اند که از آن میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛ لیلو (Lilu) که نوعی جن یا بختک به‌شمار می‌رفته، آردت لیلی (Ardat Lili) که مستخدمه لیلیت به‌شمار می‌رفته و چنین تصور می‌شده‌است که وی در خواب به سراغ مردان رفته و از آنان باردار می‌شده‌است و همچنین ایردو لیلی (Irdu Lili)، جنی مشابه با آردت لیلی. اینان در اصل خدایان و ارواح بادها و طوفان‌ها بودند، ولی در گذر زمان به عنوان خدایان و شیاطین شب شناخته شدند.

لقب لیلیت "دوشیزه زیبا" بوده‌است. در توصیف وی گفته شده‌است که قادر به داشتن فرزند نبوده و شیری در پستان‌هایش نداشته‌است. در متون بابلی لیلیت به عنوان یکی از فواحش مقدس الهه ایشتار ترسیم شده‌است. در تطبیق با اساطیر بابلی، در اساطیر کهن سومری نیز، لیلیتو را به عنوان خدمتگار ایناننا (Inanna) یا دست ایناننا برشمرده‌اند. این متون بیان می‌دارند که ایناننا باکره زیبارو و فاحشگان اغواگر را به میان مردم می‌فرستاده تا مردان را گمراه سازند" و به همین دلیل است که وی را دست ایناننا نیز خوانده‌اند.

لیلیت مشابه با لیلیتو در اساطیر بابلی-سومری، آردت لیلی در اساطیر اکدی، و همچنین لا بر تو (La-bar-tu) در اساطیر آشوری، بر فحشای مقدس در معابد نظارت داشته‌است. واژه آردت لغتی است برگرفته از واژه آردتو (Ardatu) که به فواحش ومعبد و زنان جوان ازدواج نکرده اطلاق می‌شده و به معنای دوشیزه بوده‌است. آردت لیلی نیز همچون لیلیت، تجسمی از بیماری و ناپاکی بوده‌است.

برخی لیلیت را معادل کی-سیکیل-لیل-لا-که (Ki-sikil-lil-la-ke) دانسته‌اند که شخصیتی مؤنث در مقدمه حماسه گیلگامش است. وی به عنوان پیشکار و معشوقه لیلا (Lila) نام برده شده و به عنوان بانویی توصیف شده‌است که همه قلب‌ها را شاد کرده و همواره در حال جیغ کشیدن است.

معادل دیگری که برای لیلیت برشمرده‌اند، کی-سیکیل-اود-دا-کا-را (Ki-sikil-ud-da-ka-ra) است به معنی بانویی که نور و روشنایی را دزدید یا بانویی که روشنایی را تصرف کرد و غالباً خود را به شکل ماه نشان می‌دهد. لازم است ذکر شود که لغت‌نامه مرجع انجیل تفسیرهای فوق از هویت لیلیت را مخدوش دانسته و منتفی می‌داند.

لیلیت را با نمادهای حیوانی بسیاری مرتبط دانسته‌اند. وی را با پرندگان آنزو (Anzu) (کرامر در ترجمه گیلگامش آنزو را به عنوان جغد ترجمه کرده‌است، ولی اغلب آن را به عنوان عقاب، کرکس و کلاً پرندگان شکاری ترجمه می‌کنند. در برخی از افسانه‌ها این پرندگان دارای سر شیر و به شکل یک عقاب غول‌پیکر توصیف شده‌اند) شیرها، جغدها و مارها در ارتباط دانسته‌اند. احتمالاً تمثیلات دیگر مبنی بر اینکه لیلیت را ماری در بهشت توصیف کرده‌اند نیز از همین‌جا نشات گرفته‌است.
@Rom_Reflection
عکس آدم را نشان می‌دهد که بچه‌ای را گرفته در حالی که لیلیت که در صورت مار یا جن ظاهر شده است که در بالای درخت است.

@Rom_Reflection
کتاب اشعیا نبی در فصل توصیف ویرانی ادوم، تنها منبعی است که به توصیف لیلیت در انجیل عبری پرداخته‌است:

«موجودات وحشی بیابان با موجودات وحشی جزیره دیدار خواهند کرد، و ساتیر (موجودی نیمه انسان و نیمه بز) پیروان خود را فراخواهد خواند؛ لیلیت نیز در آنجا خواهد آرمید و برای خود مکان استراحتی خواهد یافت.»

این بخش از کتاب به روز انتقام یهوه اشاره دارد که در آن زمین به بیابانی متروکه تبدیل خواهد شد؛ بنابراین لیلیت برای یهودیان در هشتصد سال پیش از میلاد شناخته شده بوده‌است. این بخش از کتاب که اشاره دارد که یافتن مأوا توسط لیلیث، به نظر می‌رسد برگرفته از گیلگامش باشد که در آن آمده‌است که لیلیت پس از گریختن به بیابان، در آنجا سکنی یافت. در ترجمه شاه جیمز از انجیل به جای واژه لیلیت، عبارت جغد نالان به کار برده شده که قطعاً ترجمه دقیقی از متن عبری نبوده و هدف آن جایگزین کردن موجودات عجیب و غریب با موجوداتی قابل درک برای عامه بوده‌است. چنین ترجمه‌ای در متون دیگر مسبوق به سابقه نبوده‌است، ولی در بسیاری از ترجمه‌های بعدی تکرار شده. دو تا از انجیل‌های ترجمه شده نسبتاً جدید از خود عبارت لیلیت استفاده کرده‌اند که عبارت‌اند از انجیل اورشلیم، چاپ ۱۹۶۶ و انجیل جدید آمریکا چاپ ۱۹۷۰. شریدر و لوی معتقدند که لیلیت یکی از الهه‌های شب بوده که از زمان تبعید یهودیان در بابل برای آنان شناخته شده بوده‌است. شواهد کمی وجود دارند که نشان دهد لیلیت یک اهریمن نبوده و بلکه یک الهه به‌شمار می‌رفته‌است.
آیین‌ها و سنت‌های یهودی
سنتی عبری وجود دارد که بر اساس آن یهودیان طلسمی را که با نام‌های سه فرشته(Senoy، Sansenoy، and Semangelof) متبرک شده‌است بر گردن نوزادان پسر می‌آویزند تا آنان را تا زمان ختنه شدن از گزند لیلیت در امان بدارد. همچنین سنت عبری دیگری وجود دارد که بر طبق آن موهای نوزادان پسر را تا سه سالگی کوتاه نمی‌کنند تا از این طریق لیلیت وی را با نوزاد دختر اشتباه گرفته و جان وی حفظ شود.

@Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم و حوا و ابلیس، نقش برجسته‌ای در پاریس

@Rom_Reflection
مبادی بن سیرا نخستین کتابی است که در آن از لیلیت به عنوان اولین همسر آدم یاد شده‌است. دانشمندان هیچ نشانه‌ای از اینکه چنین اعتقادی تا پیش از آن نیز وجود داشته‌است در دست ندارند. منشأ و دلیل نگارش کتاب مبادی بن سیرا روشن نیست. این کتاب مجموعه داستان‌هایی در خصوص قهرمانان انجیل و تلمود است. حتی ممکن است که این کتاب مجموعه داستان‌های افواهی مردمی باشد. زمان نگارش این کتاب در حدود قرن هشتم یا دهم میلادی تخمین زده می‌شود و نویسنده حقیقی آن ناشناخته‌است با این حال به باور عمومی به بن سیرای حکیم نسبت داده می‌شود. با این حال طلسماتی که برای محافظت در برابر لیلیت استفاده می‌شده‌اند، عمری به مراتب قدیمی‌تر از این کتاب دارند. هر چند این ایده که حوا دارای سلفی بوده‌است چیز جدیدی به‌شمار نمی‌رود، با این حال این ایده که این سلف لیلیت بوده‌است نسبتاً جدید است.

پیدایش این ایده به تفسیر آیات دوگانه‌ای در کتاب آفرینش بازمی‌گردد. در این کتاب در آیه‌ای خلقت حوا از یکی از دنده‌های آدم تشریح شده‌است. با این حال در آیاتی پیش از آن بیان می‌شود که یک زن نیز آفریده شده‌است.

«بنابراین خداوند انسان را بر صورت خود آفرید؛ او وی را به صورت تصویری از خود آفرید؛ خداوند آن‌ها را زن و مرد آفرید» در این متن آفرینش لیلیت پس از گفتار خداوند در خصوص اینکه «انسان نباید تنها باشد» آورده شده‌است؛ بنابراین خداوند لیلیت را از همان خاکی که آدم را آفریده‌است می‌آفریند، ولی آن دو با هم نزاع می‌کنند. لیلیت مدعی است که چون هر دو آن‌ها از منشأ یکسانی خلق شده‌اند، بنابراین برابرند و به همین خاطر حاضر نمی‌شود که نسبت به آدم تواضع کند. وقتی که لیلیت این وضع را می‌بیند نام ناگفتنی را بر زبان آورده و در هوا پرواز کنان دور می‌شود.

آدم با دیدن این وضع به درگاه خداند دعا کرده و می‌گوید، زنی که به من دادی از من گریخت. خداوند سه فرشته (Senoy، Sansenoy، and Semangelof) را به دنبال لیلیت می‌فرستد و می‌گوید که اگر وی بازگردد، مشکلی نخواهد بود، ولی چنانچه تمرد کند روزی صد عدد از فرزندانش خواهند مرد.

فرشتگان لیلیت را در میانه دریای مقدسی یافتند که مصریان در آن هلاک شدند. آنان سخنان خداوند را به وی گفتند، اما وی از بازگشت امتناع کرد. فرشتگان نیز گفتند پس ما تو را در دریا غرق می‌کنیم؛ ولی لیلیت از آن‌ها خواست که وی را رها کنند و به آن‌ها گفت: «من برای این آفریده شده‌ام که به کودکان نوزاد لطمه بزنم. اگر نوزاد پسر باشد هشت روز و اگر دختر باشد تا بیست روز در حیطه قدرت من است.»

@Rom_Reflection
قلب ما شده بازار، یعنی جایی که در آن خرید و فروش می شود. ایگوها قلب ما را، یعنی معبد خدا را به بازار تبدیل کرده اند، یعنی چیزهای اخروی و الهی را به چیزهای مادی و دنیوی می فروشیم. باید قلب مان را دوباره فتح کنیم. باید معبد الهی وجودمان را با شلاق اراده، از تمام تاجران و فروشندگان و تبدیل کنندگان طلای معنویت به نفره مادیات پاک کنیم و آنها را از قلب مان، بیرون کنیم. قلب، معبد خداست و جایگاه اوست، نه مکانی برای خرید و فروش و داد و ستد ایگوها.

#ایگو
@Rom_Reflection
من ضدی دارم
آنقدر فریبکار که آن را "خود" پنداشته ام
حالا
من از خود شکایت آورده ام...

#فاضل_نظری

@Rom_Reflection
سی و سه تا انکار داریم. اولی همیشه از کلام شروع می شود: غیبت نکردن، دروغ نگفتن، مسخره نکردن، قضاوت نکردن، اعتراض نکردن، مقایسه نکردن، استراق سمع نکردن و ... وقتی غیبت را کنار می گذاریم، حالا می توانیم دعا بخوانیم و دعایمان برآورده شود، چون چاکرای گلوی مان تصفیه و تمیز شده و در کلام مان، قدرت وجود دارد. زمانی که کلام ما قدرتمند باشد، دعایمان قبول خواهد شد. کسی که چاکرای گلوی اش به طور کامل تمییز و تصفیه شده، مستجاب الدعوه به شمار می رود.

@Rom_Reflection
سه دشمن یا مانع اصلی در مسیرمان وجود دارد:

1.خودمان : ما بدترین دشمن خودمان هستیم، به این خاطر که ایگو را به طور زنده داریم. اشتباهات ما، بدترین دشمنان ما هستند.

2.ناخودآگاه دیگران : دشمن دیگر ما، ناخودآگاه دیگران است که در اطراف ما هستند. استاد سامائل می گوید که ناخودآگاه دیگران، یکی از چهار دشمن اصلی ابرانسان است. ناخودآگاه دیگران در مقابل شناخت درونی خودمان قرار می گیرد به خاطر منافع ایجاد شده اش.

3. کارما : قانون و دادگاه الهی از ما می خواهد که کارما را قبل از اینکه به رهایی نهایی دست پیدا کنیم پرداخت نمائیم و به همین خاطر، دائما ما را متوقف می کند تا آنچه را که از لحاظ کارمایی بدهکاریم، بپردازیم.

#ایگو
@Rom_Reflection
ذهن ما نمی تواند به جواب برسد، ولی از دلیل تراشی لذت می برد. تا زمانیکه استدلال ذهنی داریم، نمی توانیم خدا را درک کنیم، چون خدا در قلب درک می شود نه در ذهن. (به همین خاطر مولوی در مثنوی معنوی می گوید: پای استدلالیون چوبین بود/پای چوبین سخت بی تمکین بود.) چیزی که آن را در ذهن مان از دست داده ایم، حس تازگی و جدید بودن است، اما بچه ها اینگونه نیستند و با همه چیز ذوق می کنند. به همین خاطر، ذهن بچه، در بهترین حالت است و همه چیز برایش تازه و جدید است و با همه چیز ذوق می کند.

#ذهن
@Rom_Reflection
هیپنوتیزم، با اینکه در ظاهر عوارض مثبتی دارد، ولی عوارض منفی بسیاری هم دارد و باعث به خواب رفتن آگاهی ما می شود و کسی که هیپنوتیزم می گردد، آگاهی او مستعد به خواب رفتن می شود و شخص هیپنوتیزم کننده نیز، چون اراده آزاد یک انسان را نقض می کند (با اینکه خود فرد هم راضی باشد، ولی چون با آگاهی خواب راضی به این عمل شده، مورد قبول نیست) کارما می گیرد و کارمای هیپنوتیزم کننده، صرع و بیماری های مرتبط با ذهن است. کسی را هیپنوتیزم نکنیم و اجازه ندهیم کسی نیز ما را هیپنوتیزم کند.

@Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لازم است یاد بگیریم چگونه عاشقانه زندگی کنیم. حس هایمان را تصفیه کنیم. رفتار، افکار و احساسات مان را تصفیه کنیم. کسی که هر چیزی را با ذهنی باز به عنوان چیزی تازه دریافت می کند، کوله بار گذشته، مشغولیات ذهنی، تعصبات، حسادت ها، خیالات و... را کنار می گذارد و با پیروزی در مسیر تهذیب واقعی گام بر می دارد. در حالیکه ذهن انحطاط یافته در گذشته، در تعصبات، در غرور، عزت نفس، پیش داوری ها و ... اسیر است. بله، ذهن انحطاط يافته نمی داند چگونه چيزهای جديد را ببيند. نمی داند چگونه گوش دهد. توسط عزت نفس شرطی سازی شده است. کسانی که یک ذهن پذیرنده، آنی و یکپارچه و هوشیار دارند، در مسیر تهذیب واقعی قدم بر می دارند.

#ذهن
@Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید با دیدن این کلیپ،
احساس کنی که نیاز داری به تغییر....
و اون تغییر از خودت شروع میشه....
امّا شاید هم نه...

@Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان خیلی چیزا رو، نشون میده

مهم تر از هَمه میزانِ راستگویی آدمارو...
بهشون زمان بدید
خیلی زود متوجه میشید آدمهایی که بهشون بها دادید
تظاهر به دوست داشتن میکردن
تظاهر به نگران بودن
تظاهر به دلتنگ بودن
تظاهر به عاشق بودن
شخصیت واقعی یک آدم رو وقتی میبینی که دیگه وجودت براش هیچ منفعتی نداشته باشه.!!!
هیچکس شبیه حرفهاش نیست.

اما تو واقعی ترینم شدی...#

@Rom_Reflection
به‌منظور فکر کردن، شما باید وجود داشته باشید تا فکر کنید. شما ممکن است افکار مختلفی داشته باشید. افکار تغییر می‌کنند اما شما تغییر نمی‌کنید. فکرهای گذرا را رها کنید و به آن خویشِ نامتغیر پایبند باشید. افکار اسارت شما را شکل می‌دهند. اگر آن افکار رها شوند در این صورت رهایی وجود خواهد داشت. نیاز نیست تا فکر کردن را متوقف کنید. فقط به ریشه‌ی افکار فکر کنید. جستجویش کنید و آن را بیابید. خویش خودبه‌خود می‌درخشد. وقتی آن پیدا شد، افکار به خواست خودشان متوقف می‌شوند و این رهایی از اسارت است.

@Rom_Reflection
اکثر درگیری‌ها، پیش‌داوری‌ها و دشمنی‌های این دنیا از زبان منشأ می‌گیرد. تو خودت باش و به کلمه‌ها زیادی بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمی‌راند. عاشق بی‌زبان است.😊

@Rom_Reflection