Reflection
221 subscribers
796 photos
295 videos
15 files
7 links
زیبا اندیش که باشی
همه چیز را زیبا میبینی👀
نگاه از درون تو می آید😉
تو زیبا ببین تا زیبا دیده شوی😍
"کانالی بدون تبلیغات"
~~~~~~~~~~~~~~~~~
Download Telegram
مسئولیت پذیری

مشکل کل جامعه ما از همه نظر مشکل این هست که مردم مسئولیت پذیر در قبال زندگی خودشان، جامعه خودشان، و حرف خودشان ندارند.

اگر جامعه ما مسئولیت پذیر بودن هیچ گاه جامعه کشور ما این چنین نمی شد این چنین می شد که حتی خودمان برای کارهای که مسئولیت وجدان کاری لازم هست افغانی ها را میارم سر کار...

خوب عادی و خندار ترین چیز این هست که آدم های آگاه و دانا توانا هم در این جامعه از مسئولیت های خود در قبال خانواده، جامعه شانه خالی می کند و سعی در بهبود شرایط برای دیگران ندارند.
باید به فرزندان خویش بیاموزیم مسئولیت پذیر باشند در برابر خانواده شان در برابر شهرشان در برابر هم نوع شان و کشور شان
و...

@Rom_Reflection
به هیچ وجه، امکان ندارد نقص ها و اشتباهات ناشناخته را حذف کرد. ضروری است آنچه را که می خواهیم از روح و روان مان، جدا کنیم مشاهده کنیم. این نوع کار، بیرونی نیست، بلکه درونی است و هرکسی که فکر می کند کتاب راهنمای رفتاری یا سیستم های بیرونی می تواند او را به موفقیت برساند، در حقیقت کاملا در اشتباه است. این حقیقت مشخص و روشن است که کار درونی با توجه آغاز می شود که در مشاهده کامل خود متمرکز است و دلیل کافی برای نشان دادن، این است که این کار، نیازمند یک تلاش شخصی و ویژه از سوی هر یک از ما می باشد.اگر بخواهیم با صراحت بیشتری بگوییم، تاکید میکنیم که هیچ کسی نمیتواند این کار را برای ما انجام دهد. هیچ تغییری در روح و در روان ما، بدون مشاهده مجموع عواملی که ما در درون خود حمل می کنیم، ممکن نیست. هنگامیکه یک فرد شروع به مشاهده خود از درون، با تمام جزییاتش می کند، از بعدی که او یکی نیست و بسیار است، واضح است که یک کار جدی را روی ماهیت درونی اش آغاز کرده است.

@Rom_Reflection
۸ مارس، روز جهانی زنان را تبریک می‌گوییم؛ اما نه به هرکس که صرفا در بدن زنانه متولد شده-این می‌تواند سخیف‌ترین نوع بزرگداشت این روز باشد، به آنانی که علیه خشونت و نابرابری‌های جنسیت‌بنیاد، می‌ایستند. ۸ مارس، روزی برای تبریک‌های کلیشه‌ای و گل و هدیه دادن نیست، روزی‌ست برای بازنگری در گفتار و رفتار و نگرش‌هامان و پرسیدن این سوال که: من کجا و کِی با سکوت یا خنده‌های بیجا، گسترش صلح و برابری در دنیای کوچک اطراف خودم را به تعویق انداختم؟
به این ترتیب می‌توانیم هرروزمان را به ۸ مارس تبدیل کنیم؛ اینطور نیست؟

@Rom_Reflection
بگذار تا ذهن هر طور که می خواهد بیاید، تو فقط با آن همراه نشو. اگر تو خریدار نباشی، بزرگترین فروشنده در دنیا هم نمیتواند چیزی به تو بفروشد.

@Rom_Reflection
مرز بین رویا و حقیقت

یکی از فیلم های بسیار جالب در زمینه تاثیر رویا بر جهان حقیقت، فیلم "مشت ناگهانی" محصول 2011 می باشد. این فیلم نشان میدهد چطور ما می توانیم با استفاده از رویا پردازی از پس حقیقت های جهان خلاص بشویم.

این فیلم اشاره کامل به استاد راهنما و فرشتگان نگهبان در عالم رویا می کند که چطور انسان را با ایجاد رویا کمک می کند تا بر جهان مادی تاثیر بگذارند.
تاثیر گزار برای افرادی که در مراقبه های خویش رویا بسیار می ببنید...

#فیلم
@Rom_Reflection
چرا مردم اینقدر بد شدن؟
مغز انسان منفی نگره. آدمها اونقدرها عوضی نشدن، فقط بدی‌هاشون به سرعت جلب توجه می‌کنه و مدت‌ها تو‌حافظه میمونن، در حالیکه خفن ترین اتفاقات مثبت، در ثانیه ای از یاد میرن.

به نظرم علت این برداشت بر می‌گرده به یه خصوصیت مهمی که ما تو مغزمون داریم، اینکه ذهن ما آدمها اصولا منفی‌گراست! منظورم اینه که تو مغز ما اطلاعات منفی، سریع‌تر منتقل میشن و مدت بیشتری تو حافظه جا خوش می‌کنن. به عنوان مثال، همه از کیف قاپی سر محل با خبر میشن و تا مدتها یادشون میمونه، اما رفتگری که بچه گربه فسقلی رو نصفه شبی از دستگاه متراکم کننده زباله نجات داده یا پسر فقیری که موفق به دریافت بورسیه از یه دانشگاه خفن شده، چی؟ از این ها با خبر میشید؟ عمرا اگه مطلع بشید! اگر هم به گوش‌تون برسه، شرط می‌بندم سه سوت از یادتون میره.
به همین دلیل، من مخالفم که کارها و اتفاقات خوب به ندرت رخ میدن. برعکس، به نظرم دور و بر ما، پر از این اتفاقاته، منتها وارد دامنه توجه‌مون نمیشه و یا چنان عادی و معمولی به نظر میرسه که اهمیتی برامون نداره و حواسمون نیست که انسانهایی سرتاسر دنیا، هر لحظه به صورت کاملا ارادی، اتفاقات خوبی رو رقم میزنن: میلیونها پرستار در سرتاسر دنیا، معلمی که تا دیر وقت برای دانش آموزانش وقت میذاره تا آموزش مناسبی داشته باشن، راننده اتوبوسی که ترمز می‌کنه و منتظر اونی که بدو بدو سمتش میره، می‌مونه و...
به علاوه، این رو یادتون باشه که آسیب رسوندن و بدی کردن خیلی کار آسونیه، در حالیکه کمک کردن، میتونه خیلی پیچیده و سخت باشه. تو برای اینکه بتونی به کسی کمک کنی، باید از شرایطش آگاه باشی، به نیازها و خواسته‌هاش گوش بدی، مهارت کافی داشته باشی و آدم موثری باشی. پس یادتون باشه ادمها اونقدرها عوضی نشدن، فقط بدی‌هاشون به سرعت جلب توجه می‌کنه و مدت‌ها تو‌حافظه میمونن، در حالیکه خفن ترین اتفاقات مثبت، در ثانیه ای از یاد میرن، این ذات مغزه!

@Rom_Reflection
369

@Rom_Reflection
لیلیث ، منجی شیاطین

@Rom_Reflection
لیلیت (به عبری: לילית) در اساطیر کهن میانرودان، خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت می‌داده‌اند. چنین تصور می‌شد که وی حامل بیماری و مرگ است. نخستین بار چهره لیلیت در میان گروهی از خدایان بادها و طوفان‌های سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم می‌خورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیت را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کرده‌اند. در افسانه‌ها و روایات یهود، لیلیت در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در ترجمه انگلیسی شاه جیمز کتاب اشعیای نبی به عنوان جغد ذکر شده‌است. لغت عبری لیلیت که معادل اکدی لیلیتو است، صفتی منشعب از ریشه لیل (ل ی ل) به معنای شب در زبان سامی اولیه‌است که ترجمه تحت‌اللفظی آن معادل «موجود یا خداوند مؤنث ظاهر شونده در شب» می‌باشد. البته در کتیبه‌های میخی این واژه‌ها به صورت لیلیت و لیلیتو و با معنای «ارواح بادهای بیماری‌زا» آورده شده‌اند. واژه اکدی لیل-ایتو (Lil-itu) به معنای بانوی نسیم (Lady Air) ممکن است اشاره‌ای باشد به الهه سومری نینلیل (Ninlil) که وی نیز به عنوان بانوی نسیم شناخته می‌شود. وی الهه باد جنوب و همسر انلیل (Enlil) است. در عراق قدیم، باد جنوب با هجوم طوفان‌های شنی تابستانه و شیوع بیماری‌ها شناخته می‌شده‌ است.

@Rom_Reflection
نخستین اشاره به لیلیت در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد و به عنوان عضوی از خدایان طوفان‌ها در اساطیر سومری است که موسوم به لیلیتو بودند. سومریان بر این اعتقاد بودند که خدایان لیلیتو شکارچی زنان و کودکان بوده و با شیرها، طوفان‌ها، بیماری‌ها و بیابان‌ها مرتبطند. نخستین تصاویر ترسیم شده از خدایان لیلیتو آنان در حالتی نشان می‌دهد که پاها و بال‌هایی همچون پرندگانی موسوم به زو (Zu) دارند.

آنان تمایلات جنسی شدیدی نسبت به مردان داشتند، ولی قادر نبودند به صورت عادی اعمال جنسی را انجام دهند. چنین تصور می‌شد که آنان در مکان‌های متروک، ویرانه و خالی از سکنه اقامت دارند. چنین تصور می‌شد که خدای مذکری موسوم به پازوزو (Pazuzu) در مقابل آنان مؤثر باشد.

بر اساس این اسناد لیلیت نام یکی از خدایان طبقه مذکور بوده‌است. خدایان و الهه‌هایی دیگر نیز در این ردیف قرار داشته‌اند که از آن میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛ لیلو (Lilu) که نوعی جن یا بختک به‌شمار می‌رفته، آردت لیلی (Ardat Lili) که مستخدمه لیلیت به‌شمار می‌رفته و چنین تصور می‌شده‌است که وی در خواب به سراغ مردان رفته و از آنان باردار می‌شده‌است و همچنین ایردو لیلی (Irdu Lili)، جنی مشابه با آردت لیلی. اینان در اصل خدایان و ارواح بادها و طوفان‌ها بودند، ولی در گذر زمان به عنوان خدایان و شیاطین شب شناخته شدند.

لقب لیلیت "دوشیزه زیبا" بوده‌است. در توصیف وی گفته شده‌است که قادر به داشتن فرزند نبوده و شیری در پستان‌هایش نداشته‌است. در متون بابلی لیلیت به عنوان یکی از فواحش مقدس الهه ایشتار ترسیم شده‌است. در تطبیق با اساطیر بابلی، در اساطیر کهن سومری نیز، لیلیتو را به عنوان خدمتگار ایناننا (Inanna) یا دست ایناننا برشمرده‌اند. این متون بیان می‌دارند که ایناننا باکره زیبارو و فاحشگان اغواگر را به میان مردم می‌فرستاده تا مردان را گمراه سازند" و به همین دلیل است که وی را دست ایناننا نیز خوانده‌اند.

لیلیت مشابه با لیلیتو در اساطیر بابلی-سومری، آردت لیلی در اساطیر اکدی، و همچنین لا بر تو (La-bar-tu) در اساطیر آشوری، بر فحشای مقدس در معابد نظارت داشته‌است. واژه آردت لغتی است برگرفته از واژه آردتو (Ardatu) که به فواحش ومعبد و زنان جوان ازدواج نکرده اطلاق می‌شده و به معنای دوشیزه بوده‌است. آردت لیلی نیز همچون لیلیت، تجسمی از بیماری و ناپاکی بوده‌است.

برخی لیلیت را معادل کی-سیکیل-لیل-لا-که (Ki-sikil-lil-la-ke) دانسته‌اند که شخصیتی مؤنث در مقدمه حماسه گیلگامش است. وی به عنوان پیشکار و معشوقه لیلا (Lila) نام برده شده و به عنوان بانویی توصیف شده‌است که همه قلب‌ها را شاد کرده و همواره در حال جیغ کشیدن است.

معادل دیگری که برای لیلیت برشمرده‌اند، کی-سیکیل-اود-دا-کا-را (Ki-sikil-ud-da-ka-ra) است به معنی بانویی که نور و روشنایی را دزدید یا بانویی که روشنایی را تصرف کرد و غالباً خود را به شکل ماه نشان می‌دهد. لازم است ذکر شود که لغت‌نامه مرجع انجیل تفسیرهای فوق از هویت لیلیت را مخدوش دانسته و منتفی می‌داند.

لیلیت را با نمادهای حیوانی بسیاری مرتبط دانسته‌اند. وی را با پرندگان آنزو (Anzu) (کرامر در ترجمه گیلگامش آنزو را به عنوان جغد ترجمه کرده‌است، ولی اغلب آن را به عنوان عقاب، کرکس و کلاً پرندگان شکاری ترجمه می‌کنند. در برخی از افسانه‌ها این پرندگان دارای سر شیر و به شکل یک عقاب غول‌پیکر توصیف شده‌اند) شیرها، جغدها و مارها در ارتباط دانسته‌اند. احتمالاً تمثیلات دیگر مبنی بر اینکه لیلیت را ماری در بهشت توصیف کرده‌اند نیز از همین‌جا نشات گرفته‌است.
@Rom_Reflection
عکس آدم را نشان می‌دهد که بچه‌ای را گرفته در حالی که لیلیت که در صورت مار یا جن ظاهر شده است که در بالای درخت است.

@Rom_Reflection
کتاب اشعیا نبی در فصل توصیف ویرانی ادوم، تنها منبعی است که به توصیف لیلیت در انجیل عبری پرداخته‌است:

«موجودات وحشی بیابان با موجودات وحشی جزیره دیدار خواهند کرد، و ساتیر (موجودی نیمه انسان و نیمه بز) پیروان خود را فراخواهد خواند؛ لیلیت نیز در آنجا خواهد آرمید و برای خود مکان استراحتی خواهد یافت.»

این بخش از کتاب به روز انتقام یهوه اشاره دارد که در آن زمین به بیابانی متروکه تبدیل خواهد شد؛ بنابراین لیلیت برای یهودیان در هشتصد سال پیش از میلاد شناخته شده بوده‌است. این بخش از کتاب که اشاره دارد که یافتن مأوا توسط لیلیث، به نظر می‌رسد برگرفته از گیلگامش باشد که در آن آمده‌است که لیلیت پس از گریختن به بیابان، در آنجا سکنی یافت. در ترجمه شاه جیمز از انجیل به جای واژه لیلیت، عبارت جغد نالان به کار برده شده که قطعاً ترجمه دقیقی از متن عبری نبوده و هدف آن جایگزین کردن موجودات عجیب و غریب با موجوداتی قابل درک برای عامه بوده‌است. چنین ترجمه‌ای در متون دیگر مسبوق به سابقه نبوده‌است، ولی در بسیاری از ترجمه‌های بعدی تکرار شده. دو تا از انجیل‌های ترجمه شده نسبتاً جدید از خود عبارت لیلیت استفاده کرده‌اند که عبارت‌اند از انجیل اورشلیم، چاپ ۱۹۶۶ و انجیل جدید آمریکا چاپ ۱۹۷۰. شریدر و لوی معتقدند که لیلیت یکی از الهه‌های شب بوده که از زمان تبعید یهودیان در بابل برای آنان شناخته شده بوده‌است. شواهد کمی وجود دارند که نشان دهد لیلیت یک اهریمن نبوده و بلکه یک الهه به‌شمار می‌رفته‌است.
آیین‌ها و سنت‌های یهودی
سنتی عبری وجود دارد که بر اساس آن یهودیان طلسمی را که با نام‌های سه فرشته(Senoy، Sansenoy، and Semangelof) متبرک شده‌است بر گردن نوزادان پسر می‌آویزند تا آنان را تا زمان ختنه شدن از گزند لیلیت در امان بدارد. همچنین سنت عبری دیگری وجود دارد که بر طبق آن موهای نوزادان پسر را تا سه سالگی کوتاه نمی‌کنند تا از این طریق لیلیت وی را با نوزاد دختر اشتباه گرفته و جان وی حفظ شود.

@Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم و حوا و ابلیس، نقش برجسته‌ای در پاریس

@Rom_Reflection
مبادی بن سیرا نخستین کتابی است که در آن از لیلیت به عنوان اولین همسر آدم یاد شده‌است. دانشمندان هیچ نشانه‌ای از اینکه چنین اعتقادی تا پیش از آن نیز وجود داشته‌است در دست ندارند. منشأ و دلیل نگارش کتاب مبادی بن سیرا روشن نیست. این کتاب مجموعه داستان‌هایی در خصوص قهرمانان انجیل و تلمود است. حتی ممکن است که این کتاب مجموعه داستان‌های افواهی مردمی باشد. زمان نگارش این کتاب در حدود قرن هشتم یا دهم میلادی تخمین زده می‌شود و نویسنده حقیقی آن ناشناخته‌است با این حال به باور عمومی به بن سیرای حکیم نسبت داده می‌شود. با این حال طلسماتی که برای محافظت در برابر لیلیت استفاده می‌شده‌اند، عمری به مراتب قدیمی‌تر از این کتاب دارند. هر چند این ایده که حوا دارای سلفی بوده‌است چیز جدیدی به‌شمار نمی‌رود، با این حال این ایده که این سلف لیلیت بوده‌است نسبتاً جدید است.

پیدایش این ایده به تفسیر آیات دوگانه‌ای در کتاب آفرینش بازمی‌گردد. در این کتاب در آیه‌ای خلقت حوا از یکی از دنده‌های آدم تشریح شده‌است. با این حال در آیاتی پیش از آن بیان می‌شود که یک زن نیز آفریده شده‌است.

«بنابراین خداوند انسان را بر صورت خود آفرید؛ او وی را به صورت تصویری از خود آفرید؛ خداوند آن‌ها را زن و مرد آفرید» در این متن آفرینش لیلیت پس از گفتار خداوند در خصوص اینکه «انسان نباید تنها باشد» آورده شده‌است؛ بنابراین خداوند لیلیت را از همان خاکی که آدم را آفریده‌است می‌آفریند، ولی آن دو با هم نزاع می‌کنند. لیلیت مدعی است که چون هر دو آن‌ها از منشأ یکسانی خلق شده‌اند، بنابراین برابرند و به همین خاطر حاضر نمی‌شود که نسبت به آدم تواضع کند. وقتی که لیلیت این وضع را می‌بیند نام ناگفتنی را بر زبان آورده و در هوا پرواز کنان دور می‌شود.

آدم با دیدن این وضع به درگاه خداند دعا کرده و می‌گوید، زنی که به من دادی از من گریخت. خداوند سه فرشته (Senoy، Sansenoy، and Semangelof) را به دنبال لیلیت می‌فرستد و می‌گوید که اگر وی بازگردد، مشکلی نخواهد بود، ولی چنانچه تمرد کند روزی صد عدد از فرزندانش خواهند مرد.

فرشتگان لیلیت را در میانه دریای مقدسی یافتند که مصریان در آن هلاک شدند. آنان سخنان خداوند را به وی گفتند، اما وی از بازگشت امتناع کرد. فرشتگان نیز گفتند پس ما تو را در دریا غرق می‌کنیم؛ ولی لیلیت از آن‌ها خواست که وی را رها کنند و به آن‌ها گفت: «من برای این آفریده شده‌ام که به کودکان نوزاد لطمه بزنم. اگر نوزاد پسر باشد هشت روز و اگر دختر باشد تا بیست روز در حیطه قدرت من است.»

@Rom_Reflection
قلب ما شده بازار، یعنی جایی که در آن خرید و فروش می شود. ایگوها قلب ما را، یعنی معبد خدا را به بازار تبدیل کرده اند، یعنی چیزهای اخروی و الهی را به چیزهای مادی و دنیوی می فروشیم. باید قلب مان را دوباره فتح کنیم. باید معبد الهی وجودمان را با شلاق اراده، از تمام تاجران و فروشندگان و تبدیل کنندگان طلای معنویت به نفره مادیات پاک کنیم و آنها را از قلب مان، بیرون کنیم. قلب، معبد خداست و جایگاه اوست، نه مکانی برای خرید و فروش و داد و ستد ایگوها.

#ایگو
@Rom_Reflection
من ضدی دارم
آنقدر فریبکار که آن را "خود" پنداشته ام
حالا
من از خود شکایت آورده ام...

#فاضل_نظری

@Rom_Reflection