Reflection
221 subscribers
796 photos
295 videos
15 files
7 links
زیبا اندیش که باشی
همه چیز را زیبا میبینی👀
نگاه از درون تو می آید😉
تو زیبا ببین تا زیبا دیده شوی😍
"کانالی بدون تبلیغات"
~~~~~~~~~~~~~~~~~
Download Telegram
زایش الهه خورشید در میان تاریکی شاد باد باشد که به یاری ایزد مهر و آناهیتا بار دیگر این سر زمین به جایگاه مقدس خویش باز گردد 🙏

@Rom_Reflection
در ستایش ایزد مهر

@Rom_Reflection
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جادوگران قدیمی‌ترین ترس‌آفرینان قصه‌ها هستند؛ از گذشته‌های دور تا امروز. در ایران باستان هم می‌توان رد جادوگران را در روایت‌ها یافت. در این فیلم با ترسناک‌ترین آن‌ها آشنا می‌شوید...

@Rom_Reflection
Reflection
جادوگران قدیمی‌ترین ترس‌آفرینان قصه‌ها هستند؛ از گذشته‌های دور تا امروز. در ایران باستان هم می‌توان رد جادوگران را در روایت‌ها یافت. در این فیلم با ترسناک‌ترین آن‌ها آشنا می‌شوید... @Rom_Reflection
حالا دیگر کمتر نام‌شان را می‌شنویم؛ مگر کسی قصه‌ای قدیمی تعریف کند و از جادوگران بگوید؛ کسانی که طبق افسانه‌ها و روایات کهن، خوی پنهانی دارند که آن را از نظرها دور نگه می‌دارند. در کتب باستانی، جادو یکی از عوامل اهریمنی درون انسان دانسته شده و در گذشته عقوبت سختی در انتظار کسانی بوده که جادوگر لقب می‌گرفتند. در متن کهن «بُندَهِش» آمده که آن‌ها مستوجب مجازات‌اند چون رو به اهریمن دارند و نمی‌گذارند باران زمین را سیراب کند تا خشکسالی حاکم شود. البته این مجازات فقط برای جادوگرانی بوده که جادوی سیاه به کار می‌بردند، چراکه ایرانیان باستان تفاوت‌هایی در انواع جادو می‌دیدند.
آن‌طور که در کتاب قدیمی «شهرستان‌های ایرانشهر» آمده؛ جادوگری به نام «بابِل» که شهرستان بابِل را در زمان فرمانروایی «جمشید» ساخته، از جادویی بهره برده که چون در امر خیر به کار رفته، یقینا جادوی سفید بوده؛ «او سیاره تیر را در آن‌جا بست، و طلسم مربوط به هفت سیاره و دوازده برج و قسمت هشتم، آسمان را با جادوگری زیر مهر به مردم بنمود».
جادوگران سیاهی که نام‌شان از متون کهن ایرانی به ما رسیده کم نیستند. کسانی که جادوی سیاه به کار می‌بردند و گفته شده حتی قصد کشتن نوزادان را نیز داشته‌اند، «اَخت‌جادو»، یکی از آن‌هاست. او در درگاه خود بر تختی از لاشه و جمجه و اسکلت می‌نشست. بالش او از پاره‌های گوشت انسان و حیوان بود. به گفته خودش ۹۰۰ موبد را کشته بود. او می‌توانست با اهریمن گفت‌وگو کند. داستان «اَخت‌جادو» در کتابی کهن به‌نام «ماتیکانِ یوشتِ فریان» آمده؛ «چنین گویند در آن زمان که اَخت‌جادو با هفتاد هزار سپاهی درون شهر پرسش‌گزاران شد، او بانگ برآورد شهر پرسش‌گزاران را زیر پاهای پیلانِ تنومندِ خویش، لگدمال خواهم کرد». «اَخت» کسانی که را سن‌شان ۱۵ ساله بود را انتخاب کرده و هرکس که نمی‌توانست جواب او را بدهد، می‌کُشَد. پسری به نام «یوشت» از خاندان «فریان» برای پاسخ حاضر می‌شود و به هر ۳۳ سوال اَخت‌جادو جواب می‌دهد و در آخر او را با چاقو و در حین زمزمه کردن دعا می‌کشد.
«بیدِرَفش» هم همچون «اَخت‌جادو» از سلاح و جادو برای کشتن استفاده می‌کرد. او یکی از جادوگران رزم‌آور لشگر «اَرجاسپ‌شاه» از سرزمین هون‌ها بود؛ جایی در آن سوی ماوراءالنهر که به سوی ایران یورش می‌برند. داستان این جنگجوی جادوگر در کتاب کهن «یادگار زَریران» آمده. «بیدِرَفش» در نبردی رودرو «زَریر» برادر «گُشتاسب» فرمانروای ایرانی بلخ را با نیزه‌ای اهریمنی و جادو شده از خشم و زهرمی‌کشد و خودش به دست پسر «زَریر» که هنوز خردسال است کشته می‌شود.
در متون کهن ایرانی می‌توان کسانی را شبیه به «بیدِرَفش»ِ جادوگر و «اَخت‌جادو»ی اهریمنی یافت، اما مرموز‌ترین آن‌ها را باید «هوشتانه» دانست که برخی او را جادوگر و غیب‌گو و بعضی هم فیلسوف و دانشمند دانسته‌اند. «هوشتانه» که یونانیان او را «اوستَن» یا «اُستانْس» خوانده‌اند، همراه سپاه خشایارشا به یونان آمد و آن‌جا ماند. آن‌طور که «پلینی» طبیعیدان رومی درباره‌اش نوشته؛ او نخستین نویسنده جادو بوده و کسانی چون «فیثاغورث»، «اِمپِدوکلِس»، «دموکریت» و «افلاطون» نزد او آموزش دیده‌اند. «پلینی» مهارت او را عفریتی و هوس یادگیری کارهای او را دیوانگی دانسته؛ «او بذرهای این هنر عفریتی را در هر کجا که می‌رسید، می‌پراکند و همه را مبتلا می‌کرد».
طبق گفته مورخان باستانی آن‌چه «اوستن» یا همان «هوشتانه» آموزش می‌داده، انواع مختلفی از جادو بوده که بر آب، ارواح، هوا و ستاره‌ها تاثیر می‌گذاشته. او خود را غیب‌گویی می‌دانسته که می‌تواند با ارواح و جنازه‌ها صحبت کند. «پلینی» در کتاب «تاریخ طبیعی» خود او را این‌طور خطاب می‌کند: «تو ای اُستانْس، تمام قوانین مرسوم و معمول بشر را پایمال و نقض کردی. تو مخترع و مبدع این وحشی‌گری و هیولاصفتی هستی که انسان‌ها اعضای بدن یکدیگر را بخورند. یقینا بشر نام تو را به خاطر این بدعت کثیف از یاد نخواهد برد»...!

@Rom_Reflection
ما گذر زمان را به ثانیه،دقیقه، ساعت و سال می‌سنجیم. اما این به آن معنا نیست که زمان با آهنگی ثابت جریان دارد. زمان در مکان‌های متفاوت آهنگ‌های گوناگون داردبه بیان دیگر،گذر زمان نسبی است.

@Rom_Reflection
شیر ها که از اولین تمدن های پیشرفته کهکشان هستن بار دیگر در رشد تمدن های نقش آفرینی می کند و ارتعاش های خود را به سمت زمین به خصوص فلات ایران جاری کردن...

دیگر همگان می دانیم علی شیر خداست

امام علی نیز به وجود نژاد شیر آگاه بود و تحت حمایت شیرها هم بود؟...

@Rom_Reflection
بار دیگر خاندان شیر وارد عمل شدن و سعی دارن زمین را تغییر بدهند.

آغاز عصر جدید آغاز دوره شیران و حیات دوباره زمین

شیران را دست کم نگیرید که بر علیه خاندان سلطنتی و حکومت ها انجمن های مخفی قیام کرد و سعی در هم شکستن آنها دارن پیش می رویم برای دوران بسیار جالب حذف تمام اهریمن ها زمین و بازگشت شیر به زمین
و...

@Rom_Reflection
خیلی جالب هست بدانید پایه ریزهای تخت جمشید از نژاد شیر ها بودن و اولین اقدام آنها نابودی تمام نژاد های دورگه که از نژاد شیر بر روی زمین ایجاد شدن کردن.

خدای شیر، خالق زمان، مکان و خورشید شناخته می شود در فرهنگ های گوناگون سراسر جهان
و طبق اسناد تاریخی مردمان ایران از نژاد فرازمینی شیران هستن تا دیگر نژاد ها

@Rom_Reflection
هر چیزي که بتواند از ابعاد جهان ما خارج و وارد بعد پنجم شود قادر خواهد بود یکی از بنیادی ترین اصول نسبیت خاص را زیر پا بگذارد، چنین چیزی قادر است با سرعتی فراتر از سرعت نور حرکت کند.

@Rom_Reflection
روح راهنما: Spirit Guide

هر کدام از ما یک روح راهنما داریم، کسی که وقتی تجربه زندگی روی «زمین» را انتخاب می کنیم، موافقت می کند که رفیق وفادار و مراقب و همراه زندگی ما باشد. همه روح های راهنما حداقل یک «تجسم» داشته اند، بنابراین قادر به درک مشکلات، اشتباهات و وسوسه ها، ترس ها و ضعف های ناگریز زندگی بشری هستند. به یاد داشته باشید که رابطه شما با روح راهنمای تان قبل از تولد شکل گرفته است و این مانع از آن میشود که آنها را در زندگی این دنیا بشناسید. روح های راهنما نمی توانند در انتخاب ها و تصمیماتی که ما می گیریم دخالت کنند، یا ما را از آزادی عملی که داریم محروم کنند. آنها راه را به ما نشان میدهند و به ما هشدار می دهند.
به خاطر اینکه نمی دانید روح راهنمایتان کیست از صحبت کردن با او غفلت نکنید، به یاد داشته باشید که آنها قبلا یک بار «انسان» بوده اند بنابراین از ما انتظار ندارند که آنها را به یاد بیاوریم. اگر صحبت کردن با آنها به آرامش تان کمک میکند اسمی برایشان بگذارید و آنها را به اسم صدا بزنید. روح راهنمای شما به هر اسمی که انتخاب کنید پاسخ خواهد داد. 
روح های راهنمای ما آخرین کسانی هستند که وقتی برای آمدن به زمین، «منزلگاه» را ترک می کنیم، با ما خداحافظی می کنند. آنها در زمانی که ما اینجا هستیم، بزرگترین حامی ما هستند و به ما کمک میکنند تا بفهمیم از زندگی که گذرانده ایم چه نتایجی به دست آورده ایم و ما باید هر روز لحظه ای درنگ کنیم و با به خاطر آوردن نقش شان از آنها تشکر کنیم.

@Rom_Reflection
Reflection
عبور از سیاهچاله یعنی رفتن به دنیای جدید همه میتوانیم کرمچاله و سیاه چاله ایجاد کنیم. Crossing the black hole means going to the new world. We can all create wormholes and holes. @Rom_Reflection
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌟فیلم کوتاه سیاه چاله، حرص سیری ناپذیر انسان را نشان می دهد. واقعا فیلم جالب و قابل تاملی است.
این فیلم کوتاه موفق به گرفتن جایزه بزرگ ویرجین شده است.

@Rom_Reflection
#کینه
رنجش، زیرشاخه ایگوی خشم و همچنین، یکی از عوامل اصلی سازنده خشم است. رنجشی که ادامه دار باشد (دائما آن را با انرژی حیاتی مان تغذیه کرده باشیم) تبدیل می شود به نفرت. بهترین راه برای از بین بردن نفرت، محبتی است که خداوند به ما کرده و دائما ما را بخشیده و ستار العیوب بوده است. کینه و نفرت نداشته باشیم و دیگران را ببخشیم تا مورد بخشش خداوند قرار بگیریم.

#ایگو
@Rom_Reflection
هرچیزی فشرده شود, بُعدِ جدیدی پیدا می کند. مثلا فرشی که روی زمین پهن است در حالتی که فشرده نیست , دوبُعدیست. اما اگر فشرده شود , موج می خورد و ارتفاع نیز پیدا می کند یعنی بُعدِ جدیدی یافته است. یا مانند کوه ها که درحقیقت , چین خوردگی هایِ زمین هستند و...

لذا اگر سرعت زیاد شود, بُعدِ زمان و مکان فشرده میشود و بُعدِ جدیدی می یابد. بعبارت دیگر , زمان, دوبُعدی میشود. یعنی در آن حالت , ذهن می تواند ابدیتی را در لحظه ای زندگی کند.

@Rom_Reflection

مردم وقتي با شرايط مختلف زندگي رو به رو ‌می‌شوند، واضح است كه به صورت مكانيكي عكس‌العمل نشان ‌می‌دهند.
انسان‌هاي ضعيف معمولا قرباني ‌می‌شوند.
وقتي كه از آن‌ها تعريف ‌می‌شود، لبخند ‌می‌زنند؛
وقتي تحقير ‌می‌شوند، رنج ‌می‌برند.
آن‌ها توهين ‌می‌كنند اگر توهين شنيده باشند،
صدمه ‌می‌زنند اگر صدمه ديده باشند.
هرگز آزاد نيستند.
اطرافیان¬شان قدرت اين را دارند كه آن‌ها را از شادي به غم و از اميد به نااميدي ببرند.


@Rom_Reflection
داستان این دنیا خیلی هم پیچیده نیست البته ساده لوحانه است اگر آنرا جدی بگیریم ..
این دنیا مانند یکی از سایت های گوگل کیهانیست که حدودا
۸ میلیارد نفر
بطور شبانه روزی و آنلاین
بازدید کننده دارد!!

@Rom_Reflection
انرژی همیشه از مکان پرانرژی به مکان کم انرژی حرکت می کند ،
،اگر شما سردتان باشد ،کنار آتش گرم می شوید و اشخاصی که پرانرژی هستند ،چون شاد ومعنوی هستند، همان مکان پرانرژی و گرمادهنده به اشخاص و مکان سرد و کم انرژی هستند !!

به همین علت اکثر مواقع ادمای پرانرژی و شاد همیشه ادمای تقریبا ساکت و منزوی جذبشون میشن.

@Rom_Reflection
شهودات ،بیان کردنی نیست، دیدنیست.
فرضا شما ۵۰۰ سال پیش، اگر میخواستید یک هواپیمای جنگنده ،که در شهودات خود دیده اید را برای مردمان آن عصر توصیف کنید ،حتم به یقین می گفتید: اژدهایی بالدار که در آسمان باسرعت زیاد پرواز میکرد که آتش از بدنش به بیرون می پاشید!! برای همین عده ای ره افسانه می زدند.

@Rom_Reflection
تو همه اندیشه ای
من نه به بهشت
و نه به جهنم، اعتقادی ندارم .
من در اندیشه خود، جهان پس از مرگم را ساخته ام .
هر طور تفکر کنی، همانطور زندگی و همانطور می میری، مواظب اعتقادات باش ..
اگر به جهنم باور داشته باشی و با احساس گناه از دنیا بروی، در جهنم و آتش خواهی بود.
اعتقاد و ایمان تو، هیزم جهنم توست . ایمان خطرناک است .

@Rom_Reflection
هرگز با خودت قهر نکن!

خودشناسی برای تو به معنای آگاه شدن از وجود حقیقی‌ات است، احتمالا شخصیتی را که هم اکنون بعنوان خودت پذیرفتی، پر است از ایده آلهای اطرافیانت، آموخته ای که آنچیزی باشی که دیگران دوست دارند ببینند؛ پر از باید ها و نبایدها، هنجارها و ناهنجارها، نقابهایی برای شخصیت خود ساخته‌ای که در هر جمع، به اقتضای سلیقهء اعضای آن جمعیّت، یکی را بر چهره میزنی، زیرا از اینکه دیگران روی حقیقی‌ات را ببینند و نپسندند، بیم داری، غافل از اینکه هرگونه که شخصیت خود را آرایش کنی، باز کسانی هستند که از تو ایراد بگیرند، پس نقابها را بینداز، تتها کسی که باید از وجود تو شادمان باشد خود تو هستی، خود را آنگونه که هستی بپذیر، آنگاه که خود را پذیرفتی و به آنچه که هستی عشق ورزیدی، خواهی دید کسانی به سوی تو می آیند که آنان نیز تو را آنگونه که هستی پذیرفته‌اند، خود را بیاب و در راستای پرورش نقاط قوّت و تقویت نقاط ضعف خود اقدام کن، اگر خطایی کردی با جرات عذر خواهی کن و این شناخت تو از خود است که تو را منحصر بفرد میکند، پس خویش حقیقی‌ات را کشف کن.


مهم‌تر از بیان مستقیم واقعیت، ابزارِ خود است.
آنچه در درونت می‌گذرد را ابراز کن، حتی اگر نادرست باشد. چون آن چیز از درونت می‌آید پس حقیقت است، حتی اگر واقعیت نداشته باشد و اشتباه کرده باشی.
زمانی که خود را ابراز می‌کنی راه را برای حرکتِ جریان آگاهی باز می‌کنی و به مرور آن نسخه‌ی قدیمی از ابرازِ وجودی‌ات رو به اصلاح شدن و صیقل یافتن پیش می‌رود و کامل‌تر و کامل‌تر می‌شود، آشغال در آب راکد جمع می‌شود، و مخفی کردنت احساست درونت را آلوده می کند.

اگرکلامی توهین آمیز،همراه خشم و بی احترامی به تو زدند مسلما حق داری این احساس ناراحتی را ابراز کنی، خودت اولین نفری باشی که از حیثیت ذهن و روحت دفاع کنی،شاید دیگران تو را پراز عقده و خطا ببیند،
ولی آنچه مهم است، اینست آنقدر خوب خودت را بشناسی و از ابراز احساس خود آگاه باشی و با قضاوت دیگران دچار خطای حسی نشوی و هرگز با خودت قهر نکنی.

« قطب نمای درونت اگر قوی باشد عشق را دریافت خواهی کرد »

@Rom_Reflection
معلّمی وارد کلاس شد، تصمیم داشت از علم روانشناسی که آموخته بود استفاده کند. پس رو به کودکان خردسال کرده گفت:
"هر کس که تصوّر می‌کند احمق است، برخیزد بایستد."
کسی تکان نخورد و جوابی نداد.

بعد از لحظاتی، کودکی برخاست. معلّم با حیرت از او پرسید، "تو واقعاً تصوّر می‌کنی احمقی؟"

کودک معصومانه گفت:
"خیر آقا؛ ولی دوست نداشتم شما تنها کسی باشید که ایستاده است! 😁

@Rom_Reflection