| ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ ̄ |
| just fallow me 💚!!!!!!!!!! |
|___________|
\ (•_•) /
\ /
---
| |
| just fallow me 💚!!!!!!!!!! |
|___________|
\ (•_•) /
\ /
---
| |
زندگی راجع به این نیست که
چقدر محکم میتونی ضربه بزنی
زندگی راجع به اینه که توش
چقدر میتونی ضربه بخوری
و با این حال باز
رو به جلو حرکت کنی!
✅ @Rom_Reflection ✅
چقدر محکم میتونی ضربه بزنی
زندگی راجع به اینه که توش
چقدر میتونی ضربه بخوری
و با این حال باز
رو به جلو حرکت کنی!
✅ @Rom_Reflection ✅
Never force yourself to have a space in anyone's life because if they really know your worth, they'll create space for you.🙂
هیچ وقت خودتو مجبور نکن که جایی تو زندگی کسی داشته باشی، چون اگه واقعا ارزشت رو بدونه برات یه جایی در نظر میگیرن...🍁🔥
✅ @Rom_Reflection ✅
هیچ وقت خودتو مجبور نکن که جایی تو زندگی کسی داشته باشی، چون اگه واقعا ارزشت رو بدونه برات یه جایی در نظر میگیرن...🍁🔥
✅ @Rom_Reflection ✅
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکایت ما شده حکایت اون گرگی که با جمع زندگی میکنه با جمع شکار میکنه اما تنها میجنگه🔱
✅ @Rom_Reflection ✅
✅ @Rom_Reflection ✅
✏
حقیرترین و ضعیف ترین زن کسیه که عشق را گدایی میکند👌
کسی را دوست بدار که دوستت دارد
حتی اگر غلام درگاهت باشد
دست بکش از دوست داشتنِ کسی که دوستت ندارد
حتی اگر سلطان قلبت باشد
فراموش نکن ،
زمان آدم وفادار را مشخص میکند
نه زبان
✅ @Rom_Reflection ✅
حقیرترین و ضعیف ترین زن کسیه که عشق را گدایی میکند👌
کسی را دوست بدار که دوستت دارد
حتی اگر غلام درگاهت باشد
دست بکش از دوست داشتنِ کسی که دوستت ندارد
حتی اگر سلطان قلبت باشد
فراموش نکن ،
زمان آدم وفادار را مشخص میکند
نه زبان
✅ @Rom_Reflection ✅
بدنها متفاوتند اما "من" یکسان است. در همه موجودات یک حقیقت مطلق وجود دارد. بنابراین خودت را آنی که نامتغیر است بشناس نه آنچه زاده شده و میمیرد.
✅ @Rom_Reflection ✅
✅ @Rom_Reflection ✅
سه وضعیت: بیداری، خواب (با رؤیا)، خواب عمیق (بدون رؤیا)
تفاوتی بین وضعیتهای بیداری و خواب وجود ندارد جز اینکه خواب کوتاه است و بیداری طولانی. هر دوی اینها حاصل ذهن هستند. وضعیت حقیقی ما توریا (وضعیت چهارم) نام دارد که آن فراسوی وضعیتهای بیداری و خواب و خواب عمیق بدون رؤیا است.
خویش بهتنهایی وجود دارد و همانگونه که هست باقی میماند. این سه وضعیت وجودشان مدیون عدم تفحص است و تفحص به آنها پایان میدهد. هرچقدر هم که کسی توضیح دهد، این حقیقت شفاف نخواهد شد تا زمانی که فرد به ادراک خویش نائل گردد و متعجب گردد که چطور برای این همه مدت به آن هستی یگانهی آشکار و مبرهن کور بوده است.
✅ @Rom_Reflection ✅
تفاوتی بین وضعیتهای بیداری و خواب وجود ندارد جز اینکه خواب کوتاه است و بیداری طولانی. هر دوی اینها حاصل ذهن هستند. وضعیت حقیقی ما توریا (وضعیت چهارم) نام دارد که آن فراسوی وضعیتهای بیداری و خواب و خواب عمیق بدون رؤیا است.
خویش بهتنهایی وجود دارد و همانگونه که هست باقی میماند. این سه وضعیت وجودشان مدیون عدم تفحص است و تفحص به آنها پایان میدهد. هرچقدر هم که کسی توضیح دهد، این حقیقت شفاف نخواهد شد تا زمانی که فرد به ادراک خویش نائل گردد و متعجب گردد که چطور برای این همه مدت به آن هستی یگانهی آشکار و مبرهن کور بوده است.
✅ @Rom_Reflection ✅
تنها انسان برتر است که میتواند اندیشه های همه موجودات زیر آسمان را دریابد و بر آنها اثر بگذارد.
او این کار را با شناخت سرشت همگی چیزها انجام میدهد.
✅ @Rom_Reflection ✅
او این کار را با شناخت سرشت همگی چیزها انجام میدهد.
✅ @Rom_Reflection ✅
🌷 حکایت
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.» . پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد.
وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟» وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
✅ @Rom_Reflection ✅
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.» . پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد.
وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟» وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
✅ @Rom_Reflection ✅
محبوب من!
عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سرجای خودش باشد؛ عدل این است که شما در دل ما باشید.
✅ @Rom_Reflection ✅
عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سرجای خودش باشد؛ عدل این است که شما در دل ما باشید.
✅ @Rom_Reflection ✅