رضا نظریان
49 subscribers
10 photos
2 videos
7 links
Download Telegram
به‌نظرم رسید تو خلاصه‌هایی که می‌خوام بنویسم، از امکانات تلگرام‌ بیش‌تر استفاده کنم.

یک برش کوتاه از یک فایل دکتر مکری رو با کمی توضیح می‌ذارم.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکانه‌ای بودنِ شناختی یا Cognitive impulsivity

مکری:
یعنی وقتی افراد ایده‌ای رو می‌شنون، چیزی می‌خونن یا با پدیده‌ای مواجه می‌شن، زود به نتیجه می‌رسن و اون‌ نتایج‌شون رو حفظ می‌کنن.

همون‌طور که رفتارهای تکانه‌ای داریم، شناخت‌های تکانه‌ای هم داریم.
5👌2
دارم فایلی از آذرخش مکری با عنوان «سلامت روان در شرایط پراسترس» رو گوش می‌دم.
تو این بخشی که زمانش رو می‌ذارم، از مزیت‌های تصمیم‌نگرفتن و تعلل می‌گه و از یک استراتژی به نام استراتژی فابیانی صحبت می‌کنه.

استراتژی فابیانی یا استراتژی تعلل:
عدم درگیرشدن با مشکلات و به تأخیرانداختن راه‌حل با این نیت که زمان به نفع شما تموم بشه.

وقتی شرایطت مبهمه و پاسخ‌ها مشخص نیست، وقت‌کُشی، تعلل، بی‌تصمیمی و قاطع‌نبودن می‌تونه یک اقدام مفید باشه و به نفعت تمام بشه و جلوی اقدام نسنجیده‌ات رو بگیره.
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سلامت روان در شرایط پر استرس بخش اول
4
👌6
بالاخره بعد ۳ـ۴ ماه، مطلبی که درباره‌ی ریموند کاروِر نوشته بودم رو تاحدودی مرتب کردم. این نوشته به‌مرور کامل‌تر میشه.

کارور رو از بزرگ‌ترین داستان‌کوتاه‌نویسان دنیا می‌دونند.

تو این لینک می‌تونید بخوانید:

https://rezanazarian.ir/1403/12/03/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%b1/
👍11👌2
چون می‌خوام با carver آشنا بشم، تصمیم گرفتم همه‌ی کتاب‌هایی که ازش ترجمه شده رو جمع‌آوری کنم.

یک مشکل این بود که بخشی از کتاب‌ها، الکترونیکی بودن و نمی‌شد یک‌جا جمع کنم تا ذهنم مرتب بشه.

به نظرم آمد، جلد کتاب‌های الکترونیکی رو روی A6 پرینت بگیرم تا حالت فیزیکی پیدا کنه. پشتش هم بنویسم تو کجا دارمش، مثلاً طاقچه.

کتاب‌هایی که نداشتم رو هم تهیه کردم و مجموعه‌اش تکمیل شد.

احتمالاً این‌کار رو برای بیش‌تر کتاب‌های الکترونیکی انجام بدم.

#دل‌خوشی
👏16👍4👌42
رضا نظریان
بالاخره بعد ۳ـ۴ ماه، مطلبی که درباره‌ی ریموند کاروِر نوشته بودم رو تاحدودی مرتب کردم. این نوشته به‌مرور کامل‌تر میشه. کارور رو از بزرگ‌ترین داستان‌کوتاه‌نویسان دنیا می‌دونند. تو این لینک می‌تونید بخوانید: https://rezanazarian.ir/1403/12/03/%da%a9%d8%a…
امروز حدود ۲ ساعت برای تکمیل این مطلب وقت گذاشتم. تغییر مهمی نداشت فقط داستان‌ها و کتاب‌ها مرتب‌تر شد و هنوز جای کار داره.

جالب بود که فهمیدم داستان‌هایی از کاروِر هست که هنوز ترجمه نشدند.

مثلاً داستانی به نام where is everyone که این‌طور شروع میشه و میشه حدس زد مشکل مجوز چاپ پیدا می‌کرده:

I've seen some things. I was going over to my mother's to stay a few nights, but just as I came to the top of the stairs I looked and she was on the sofa kissing a man. It was summer, the door was open, and the color TV was playing.
13
«احمد اخوت» رو نمی‌شناختم و با معرفی محمدرضا شعبانعلی از «خودِ نوشتن» باهاش آشنا شدم.

خاطرات کتابی، اولین کتابیه که ازش خواندم و کیف کردم.

ویژگی‌های خوب کتابْ زیاده و بعداً تو سایت ازش می‌نویسم، فعلاً چند قسمت خوبش رو این‌جا بگم:

بوی معرکه‌ی کتابِ تازه‌چاپ‌شده؛ محشرتر از آن، رایحه‌ی کتابی قدیمی.

زمانی در جنوب فرانسه در روستا زندگی می‌کرد و کتاب‌خانه‌ای با ۳۵ هزار جلد کتاب داشت و این‌ها را در محلی که ابتدا طویله و بعد انبار بود و سپس خودش آن را به کتاب‌خانه تبدیل کرد، جای داده بود.

هرچند معتقدم دزدی عملی نکوهیده است، اما از شما چه پنهان، بارها هرچه توان اخلاقی که در خود داشته‌ام به کار گرفته‌ام تا با این خواست مبارزه کنم که کتاب دل‌خواهم را از جایی بلند نکنم.

او بر خلاف اغلب پزشکان محترمِ هم‌وطن که افتخار می‌کنند «خط‌شان بسیار بد است» و «فارسی‌شان اصلاً خوب نیست» و «ادبیات نمی‌فهمند» پزشک فرهیخته و اهل کتابی است.
11👍2
تصمیم گرفتم چندتا از کتاب‌هایی که الان برام خواندنی‌تر هستند رو برای سفری که می‌رم، بردارم.

از ابتدا می‌دونستم که ممکنه فرصت و‌ موقعیت خواندن پیش نیاد اما بودن‌شون نوعی دل‌گرمی و حس خوب داشت. این‌که اگر خواستم بخوانم، دم دست هستند.

امروز (به عنوان آخرین روز سفر) می‌خوام یکی‌شون رو بخوانم.

بخشی از کتاب «برچیدنِ کتاب‌خانه‌ام» رو هم این‌جا می‌ذارم.‌ این کتاب نوشته‌ی آلبرتو مانگل است.


پی‌نوشت: ایده‌ی برداشتن کتاب‌ در سفر، از نوع زندگی همین آلبرتو مانگل آمد.
11👏2
من گرفتارِ شوری بی‌پایان شده‌ام که تاکنون نه توانسته‌ام نه خواسته‌ام فروبنشانمش.

حس می‌کنم هیچ‌گاه به قدر کفایتْ کتاب نداشته‌ام.

کتاب‌ها عمق جان‌مان را به شعف می‌آورند، در رگ‌های‌مان جاری‌اند، با صمیمیتی پرشور و التهاب، پندمان می‌دهند و هم‌بسته‌مان می‌شوند؛ اما کتابْ صرفاً جای خود را در جان‌مان باز نمی‌کند، بل‌که برای کتاب‌های بیش‌تر راه می‌گشاید و بالمآل آتشِ اشتیاقِ کتاب‌های دیگر را در جان‌مان شعله‌ور می‌سازد.
181
Audio
تو تروما، به‌جای این‌که تو نقش «قربانی» برید، فکر کنید باعث رشدتون میشه و براتون تجربه میشه.
شبیهِ این جمله‌ها، زیاد شنیده میشه.‌

خیلی نزدیک به همون جمله‌ی نیچه که گفته «هر سختی که مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌‌کند.»

امروز داشتم یک فایل از آذرخش مکری می‌شنیدم که درباره‌ی همین ادعاها صحبت می‌کنه و خیلی برام جالب بود.‌

روی دقیقه‌ای که پایین گذاشتم بزنید تا بره همون‌ قسمت فایل:

👉 01:18:28 👈

(حدود ۶ دقیقه است، تا این‌جا 01:23:59)


🔗 لینک در تلگرام‌ آذرخش مکری
7👏3🙏1
تو این بخش از کتاب #برچیدن_کتاب‌خانه‌ام که دارم می‌خونم، از فرهنگ‌لغت‌هایی که داشته، به عنوان «فرشته‌های نگهبان» کتاب‌خانه‌اش نام برده.

نام‌هایی که گفته رو سرچ کردم تا «یادگیری کریستالی» انجام داده باشم و این‌که موضوعات اضافه‌ای یاد بگیرم و با اسم‌هایی آشنا بشم.
نوشته‌های زیر در حد سرچ تو ویکی‌پدیا است.
7
🔹 پِتی روبِر | petit Robert:
دیکشنری فرانسوی که اولین‌بار در سال ۱۹۶۷ توسط Paul Robert منتشر شده. طبق سایت رسمی این دیکشنری تعداد ۳۰۰ هزار کلمه و معنی و ... داره و ۵۰ ساله که رفرنس زبان فرانسویه. Editor این دیکشنری Alain Rey است.
۲ تا نقل‌قول از این آقای Alain Rey تو ویکی‌پدیا هست که خیلی جالبه:

We believe ourselves to master words, but it is words that master us

ما معتقدیم که بر کلمات تسلط داریم، اما این کلمات هستند که بر ما تسلط دارند.
Language serves not only the task of explanation, but also that of deception, persuasion and exploitation.

زبان فقط وظیفه‌ی توضیح‌دادن را انجام نمی‌دهد، بل‌که وظیفه‌ی فریب، متقاعدکردن و بهره‌کشی را نیز انجام می‌دهد.


🔹 کالینز | Collins
دیکشنری انگلیسی که در سال ۱۹۷۹ منتشر شده. آخرین نسخه‌‌اش بیش از ۷۳۲ هزار کلمه و معنی و ... داره، ۹۵۰۰ اسم مکان‌ها و ۷۳۰۰ بیوگرافی.
این دیکشنری توسط انتشارات HarperCollins منتشر میشه که این انتشارات جزء big five publisher است.

به ۵ ناشر بزرگ آمریکایی Big five publisher می‌گن که حدود ۸۰٪ بازار کتاب امریکا رو دارند و شامل این انتشاراته:

Penguin Random House
Hachette
HarperCollins
Simon and Schuster
Macmillan

🔹سوپنا | sopena
دیکشنری اسپانیایی که البته اطلاعات کمی ازش موجوده.

🔹 وبستر | Webster
به دیکشنری‌هایی که توسط Noah Webster در ابتدای قرن ۱۹ تهیه شده، وبستر می‌گن. انتشارات Merriam-Webster که در سال ۱۸۳۱ تأسیس شده، وارث این دیکشنری‌ها است و الان هم نسخه‌های جدیدش رو چاپ می‌کنه. طبق ادعای سایت رسمی انتشارات، این دیکشنری پرفروش‌ترین دیکشنری امریکا است.
8
کتاب #تاریخ_کتابخوانی رو می‌خوانم.
یک بخشی به نام «در خلوت خواندن» داره و نویسنده درباره‌ی کتاب‌خواندنش در بستر این‌طور جذاب نوشته:

من هم در بستر کتاب می‌خوانم.
...
ترکیب بستر و کتاب، سرپناهی به من عرضه می‌داشت که می‌دانستم می‌توانم شب‌های پی‌درپی و زیر آسمان هر شهری، به آن پناه ببرم. کسی صدایم نمی‌زند تا از من بخواهد این یا آن کار را انجام دهم.
...
فکر نمی‌کنم بتوانم شعفی بزرگ‌تر از این به‌خاطر آورم که وقتی به صفحات پایانی کتاب می‌رسیدم، همان‌جا خواندن را متوقف می‌کردم تا پایان کار -دست‌کم تا فردا- بر من نامعلوم باقی بماند و با این احساس به خواب می‌رفتم که گویی زمان را متوقف کرده بودم.
9💯1
12
رضا نظریان
Photo
این شعر رو مصطفی مستور تو برنامه‌ی «چای با نویسنده» گفت.

بعداً فایلش رو می‌ذارم که بخش‌هایی ازش رو جدا کنم.


https://ketab.tv/video/vue24x8
8👍1
کتاب «اعترافات یک کتاب‌خوان معمولی» رو اتفاقی خریدم، از عنوانش خوشم اومد.

نویسنده خاطراتش از کتاب‌ها و خواندن‌هاش رو با لحن طنز نوشته و کتاب جالبیه.

تازه شروع کردم. بخشی از پیش‌گفتار کتاب:

ویرجینیا وولف در رمان کتاب‌خوان معمولی از «همه‌ی آن اتاق‌هایی» نوشت که «محقرتر از آن‌اند که کتاب‌خانه نام بگیرند، اما پُر از کتاب‌اند، جایی که مردم عادی پی‌گیرِ خواندن می‌شوند.

او گفت «کتاب‌خوان‌ معمولی با منتقد و پژوهش‌گر فرق دارد. کم‌تر تحصیل کرده و طبیعتْ چندان استعدادی به او عطا نکرده است. او برای لذت خود می‌خواند نه برای کسب معرفت یا تصحیح نظرات دیگران.»


🔗 لینک کتاب تو سایت ترجمان
7👍2👏2