در دوران نخستین امویان، ارتشهای امپراتوری از نظر اتکا به طیف وسیعی از قبایل عرب، شبیه ارتشهای دوران فتوحات بودند، اگرچه روابط نزدیک معاویه با قبیله سوری کلب، به این قبیله نفوذ غیرمعمولی در دولت بخشید. خلفای بعدی اموی تمایل داشتند که بیشتر به سربازان سوری برای یک ارتش دائمی تکیه کنند و از آنها در فتوحات و حکومت در اسپانیا و ایران استفاده کنند. با این حال، جناحبندی قبیلهای در ارتشهای سوریه، تمام تلاشهای امویان برای تثبیت حکومتشان را پیچیده میکرد. در همان زمان، تعداد فزایندهای از موالی به عنوان سرباز به عملیات نظامی دولت جذب میشدند. به عنوان مثال، سربازان بربر در فتح اسپانیا نقش بزرگی داشتند. به نظر میرسد آخرین اموی، مروان دوم، تلاش کرده است تا واحدهای نظامی جدیدی ایجاد کند که مبتنی بر هویت قبیلهای نبودند و شامل موالیهای متعددی میشدند. ارتشهای اولیه عباسی شامل برخی واحدهای قبیلهای بودند، اما بیشتر از سربازان با اصالت عربی و ایرانی که از استانهای شرقی، به ویژه خراسان، آمده بودند، استفاده میکردند.
📚G. W. BOWERSOCK
PETER BROWN
OLEG GRABAR
LATE ANTIQUITY
A GUIDE TO THE POSTCLASSICAL WORLD
@RewIran
📚G. W. BOWERSOCK
PETER BROWN
OLEG GRABAR
LATE ANTIQUITY
A GUIDE TO THE POSTCLASSICAL WORLD
@RewIran
👍18
در یک نوع تصویر که مهر و موم های تمبر که شمایلنگاری ساسانی را با نمادها، نامها یا کتیبههای مسیحی ترکیب میکنند، یک اشرافزاده ساسانی در کنار محرابی در حالت سنتی دعای زرتشتی ایستاده است؛ اما بر فراز محراب، به جای آتش، یک صلیب معلق است.
مهرهای دیگر مبهمتر هستند، زیرا آنچه را که به نظر میرسد تصاویر یهودی-مسیحی است با عبارت محبوب زرتشتی «به خدایان اعتماد کن» (abestan ō yazdān) ترکیب میکنند.
تعدادی از مهرها از نسخههای مسیحیشدهی چنین عبارات سنتی استفاده میکنند و عباراتی مانند «به عیسی اعتماد کن» یا «به خدا اعتماد کن» را تولید میکنند.
در نهایت، بسیاری از مهرها، شمایلنگاری سنتی زرتشتی را با صلیبهای کوچک ترکیب میکنند، محتوای ترکیبی این مهرها، که توسط مسیحیان ساسانی برای علامتگذاری اسناد خصوصی استفاده میشد، معادل مادی ادغام روایت حماسی مسیحی و ایرانی در افسانهی قرداغ را فراهم میکند.
📚THE LEGEND OF MAR QARDAGH
NARRATIVE AND CHRISTIAN HEROISM IN LATE ANTIQUE IRAQ
JOEL THOMAS WALKER
@RewIran
مهرهای دیگر مبهمتر هستند، زیرا آنچه را که به نظر میرسد تصاویر یهودی-مسیحی است با عبارت محبوب زرتشتی «به خدایان اعتماد کن» (abestan ō yazdān) ترکیب میکنند.
تعدادی از مهرها از نسخههای مسیحیشدهی چنین عبارات سنتی استفاده میکنند و عباراتی مانند «به عیسی اعتماد کن» یا «به خدا اعتماد کن» را تولید میکنند.
در نهایت، بسیاری از مهرها، شمایلنگاری سنتی زرتشتی را با صلیبهای کوچک ترکیب میکنند، محتوای ترکیبی این مهرها، که توسط مسیحیان ساسانی برای علامتگذاری اسناد خصوصی استفاده میشد، معادل مادی ادغام روایت حماسی مسیحی و ایرانی در افسانهی قرداغ را فراهم میکند.
📚THE LEGEND OF MAR QARDAGH
NARRATIVE AND CHRISTIAN HEROISM IN LATE ANTIQUE IRAQ
JOEL THOMAS WALKER
@RewIran
❤14👍2
Bukhara was a tumultuous and bloody place during the eighth century and into the early ninth century with constant rebellion, instability, and displacement. This era of revolts and uprisings extended from the late Umayyad period to the rise of the Tahirids gov-ernors (amirs), an influential family of probably non-Arab and likely Persian ethnic origin who governed Khurasan from 205-259/821-873.
بخارا در قرن هشتم و قرن نهم، جایی آشوبزده و خونین با شورش، بیثباتی و آوارگی مداوم بود. این دوران شورشها و قیامها از پایان دوره امویان تا ظهور امرای طاهری، خانوادهای با نفوذ غیرعرب و پارسیتبار که از سال ۲۰۵-۲۵۹/۸۲۱-۸۷۳ بر خراسان حکومت میکردند.
📚Authority and Identity in Medieval Islamic Historiography
Persian Histories from the Peripheries
Mimi Hanaoka
@RewIran
بخارا در قرن هشتم و قرن نهم، جایی آشوبزده و خونین با شورش، بیثباتی و آوارگی مداوم بود. این دوران شورشها و قیامها از پایان دوره امویان تا ظهور امرای طاهری، خانوادهای با نفوذ غیرعرب و پارسیتبار که از سال ۲۰۵-۲۵۹/۸۲۱-۸۷۳ بر خراسان حکومت میکردند.
📚Authority and Identity in Medieval Islamic Historiography
Persian Histories from the Peripheries
Mimi Hanaoka
@RewIran
👍10
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
همه موافقند که اعراب از نسل سام هستند و سیاهپوستان - گاهی اوقات شامل قبطیها و بربرهای حام نیز میشود؛ اکثر آنها در انتساب ترکها و اسلاوها به یافث اتفاق نظر دارند. با این حال، در مورد پارسیان و بیزانسیها، دو قوم متمدن که اعراب طولانیترین و صمیمیترین آشنایی…
گفت و گو در مورد ویژگیها و استعدادهای قومی ظاهراً با ترجمه عربی قرن نهم از یک متن فارسی پیش از اسلام، نامه تنسر، آغاز شده است. طبیعتاً این شامل ادعایی بر برتری شایستگی پارسیان نیز میشود. جالب توجه است که برتری آنها در این است که بهترین ویژگیهای همه اقوام مختلف همسایه خود را در خود دارند:
📚Race and Slavery in the Middle East
AN HISTORICAL ENQUIRY
BERNARD LEWIS
@RewIran
مردم ما شریفترین و برجستهترین موجودات هستند. سوارکاری ترکها، خرد هند و صنعتگری و هنر یونان، خداوند (که قلمرو او متبرک باد) همه اینها را به مردم ما عطا کرده است، غنیتر از آنچه که در سایر ملل به طور جداگانه یافت میشود. او مراسم مذهبی و خدمت به پادشاهان را که به ما داده بود، از آنها دریغ کرده است. و چهره و رنگ و موی ما را مطابق با اعتدال درست، بدون غلبه سیاهی یا زردی یا سرخی، قرار داده است. و موی ریش و سر ما نه خیلی مجعد مانند سیاهپوستان است و نه کاملاً صاف مانند ترکها.
📚Race and Slavery in the Middle East
AN HISTORICAL ENQUIRY
BERNARD LEWIS
@RewIran
👍18❤2
Parthian and Middle Persian were mutually intelligible owing to their close linguistic relationship.
زبانهای پهلوی و فارسی میانه به دلیل رابطه زبانی نزدیکشان متقابلاً قابل فهم بودند.
📚IRANIAN SYNTAX IN CLASSICAL ARMENIAN
The Armenian Perfect and Other Cases of Pattern Replication
ROBIN MEYER
@RewIran
زبانهای پهلوی و فارسی میانه به دلیل رابطه زبانی نزدیکشان متقابلاً قابل فهم بودند.
📚IRANIAN SYNTAX IN CLASSICAL ARMENIAN
The Armenian Perfect and Other Cases of Pattern Replication
ROBIN MEYER
@RewIran
👍16❤2
در آغاز قرن سوم هنوز تفاوتهای قومی و زبانی بین زرتشتیان و مسیحیان در ایران وجود داشت: اکثر زرتشتیان ایرانی بودند در حالی که اکثر مسیحیان به گروههای قومی دیگر (سریانی، یونانی، ارمنی) تعلق داشتند.
با این حال، بین قرنهای پنجم و هفتم، جوامع مسیحی در مرکز و شرق ایران روندی از «ایرانی شدن» را طی کردند و مؤلفه قومی ایرانی غالب شد.
روابط بین زرتشتیان و مسیحیان را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد. حکومت سکولار ساسانیان نگرشی بسیار عملگرایانه نسبت به مسیحیان نشان داد، سرکوب شدید همزمان با حضور مسیحیان در دربار و حتی پذیرش آنها به عنوان شریک ازدواج.
زرتشتیان آموزههای مسیحی بیگانه را نمیپذیرفتند، اگرچه خصومت آشکاری نسبت به پیروان ادیان دیگر ابراز نمیکردند.
ادبیات سریانی-نسطوری دوره پیش از اسلام، تقریباً از قرن پنجم به بعد، در کنار ادبیات دین رسمی ساسانی تا حد قابل توجهی توسعه یافت. نویسندگان آن عمدتاً ایرانی بودند.
📚History of Civilizations of CENTRAL ASIA
B.A. LITVINSKY
ZHANG GUANG-DA
R. SHABANI SAMGHABADI
@RewIran
با این حال، بین قرنهای پنجم و هفتم، جوامع مسیحی در مرکز و شرق ایران روندی از «ایرانی شدن» را طی کردند و مؤلفه قومی ایرانی غالب شد.
روابط بین زرتشتیان و مسیحیان را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد. حکومت سکولار ساسانیان نگرشی بسیار عملگرایانه نسبت به مسیحیان نشان داد، سرکوب شدید همزمان با حضور مسیحیان در دربار و حتی پذیرش آنها به عنوان شریک ازدواج.
زرتشتیان آموزههای مسیحی بیگانه را نمیپذیرفتند، اگرچه خصومت آشکاری نسبت به پیروان ادیان دیگر ابراز نمیکردند.
ادبیات سریانی-نسطوری دوره پیش از اسلام، تقریباً از قرن پنجم به بعد، در کنار ادبیات دین رسمی ساسانی تا حد قابل توجهی توسعه یافت. نویسندگان آن عمدتاً ایرانی بودند.
📚History of Civilizations of CENTRAL ASIA
B.A. LITVINSKY
ZHANG GUANG-DA
R. SHABANI SAMGHABADI
@RewIran
👍18❤6
متون اسلامی معمولاً تعداد سربازان پارسی را صدها یا دهها هزار نفر و چندین برابر ارتشهای اعراب گزارش میدهند. این یک داستان محض و ادبیاتی لافزن است که هدف آن بزرگنمایی دستاوردهای اعراب مسلمان است، دستاوردهایی که میتوان آن را با روایتهای یونانی از جنگهای یونان و ایران مقایسه کرد.
ارتش ساسانی نمیتوانست چنین نیروی بزرگی را علیه اعراب جمعآوری کند، زیرا بسیاری از آنها به دلیل جنگهای طولانی با امپراتوری روم و اختلافات داخلی کشته شده بودند یا حضور نداشتند. در هر صورت، یزدگرد سوم به پارس گریخت، اما اعراب توانستند تا سال ۶۵۰ میلادی آن منطقه را فتح کنند و او مجبور شد به شرق فرار کند. در آنجا مقامات محلی تمایلی به کمک به او نداشتند. طبق روایات، او در سال ۶۵۱ میلادی در مرو توسط آسیابانی که نمیدانست یزدگرد، شاهنشاه است، کشته شد.
در دوره ساسانیان، به هر حال حضور پارسیان در چین وجود داشت.
📚Besmirching the Denominational Enemy Within and Outside
Counter-history or Its Parody
EPHRAIM NISSAN
YOHANAN PETROVSKY-SHTERN
palgrave macmillan
@RewIran
ارتش ساسانی نمیتوانست چنین نیروی بزرگی را علیه اعراب جمعآوری کند، زیرا بسیاری از آنها به دلیل جنگهای طولانی با امپراتوری روم و اختلافات داخلی کشته شده بودند یا حضور نداشتند. در هر صورت، یزدگرد سوم به پارس گریخت، اما اعراب توانستند تا سال ۶۵۰ میلادی آن منطقه را فتح کنند و او مجبور شد به شرق فرار کند. در آنجا مقامات محلی تمایلی به کمک به او نداشتند. طبق روایات، او در سال ۶۵۱ میلادی در مرو توسط آسیابانی که نمیدانست یزدگرد، شاهنشاه است، کشته شد.
در دوره ساسانیان، به هر حال حضور پارسیان در چین وجود داشت.
📚Besmirching the Denominational Enemy Within and Outside
Counter-history or Its Parody
EPHRAIM NISSAN
YOHANAN PETROVSKY-SHTERN
palgrave macmillan
@RewIran
👍19
دولت ساسانی سیستم اداری و بوروکراسی هخامنشی را اقتباس کرد و آن را از طریق مشارکتهای بدیع خود در نظریه و عمل دولت و حکومت، و در اداره و مدیریت، پیشرفت داد. این کار از طریق چندین سازماندهی مجدد دولتی و اصلاحات اداری انجام شد. مشهورترین پادشاهان اصلاحگر خاندان ساسانی، شاپور و انوشیروان بودند که علاقه زیادی به کارایی اداری دولت نشان دادند. در زیر فهرست کوتاهی از برخی از ویژگیهای بسیار پیشرفته نظام اداری ساسانی آمده است:
📚Public Administration and Public Policy/94
Handbook of Comparative and Development Public Administration
Second Edition, Revised and Expanded
edited by Ali Farazmand
@RewIran
📚Public Administration and Public Policy/94
Handbook of Comparative and Development Public Administration
Second Edition, Revised and Expanded
edited by Ali Farazmand
@RewIran
👍13
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
دولت ساسانی سیستم اداری و بوروکراسی هخامنشی را اقتباس کرد و آن را از طریق مشارکتهای بدیع خود در نظریه و عمل دولت و حکومت، و در اداره و مدیریت، پیشرفت داد. این کار از طریق چندین سازماندهی مجدد دولتی و اصلاحات اداری انجام شد. مشهورترین پادشاهان اصلاحگر خاندان…
1. طبقهبندی رسمی جامعه منجر به تقسیم جمعیت به چهار طبقه شد: طبقات مذهبی، جنگجویان، بوروکراسی و دهقانان.
دین زرتشتی ایران هخامنشی به دین رسمی دولتی تبدیل شد و بوروکراسی و متخصصان جایگاه والایی در جامعه کسب کردند. طبقه اداری بزرگتر شد و در کنار رهبران مذهبی نقش قدرتمندی در امپراتوری ایفا کردند. در حالی که موبد موبدان «کاهن بلندرتبه» بود، وازرگ فرماندار «وزیر بزرگ» یا نخستوزیر بود که از همان «طبقه اداری» حرفهای استخدام میشد.
2. دربار سلطنتی بسیار سازمانیافته و متشکل از افراد متخصص مختلف بود و «شکوه و جلالی که دربار ساسانیان به نمایش میگذاشت با هیچ دربار سلطنتی آن زمان قابل مقایسه نبود». در این دربار چندین ساختار اداری و قانونگذاری جدید ایجاد شد که سپس در سراسر امپراتوری به کار گرفته شدند.
۳. شورای دولتی (کابینه) به عنوان بخشی از سازماندهی مجدد بوروکراسی و همچنین قوانین اصلاحات مالیاتی ایجاد شد که اضافات جدیدی به مدیریت مالی داریوش اضافه کرد. این شورا نقش مشورتی داشت و متشکل از فرمانداران، ژنرالهای عالیرتبه نظامی، نخبگان اداری استراتژیک و شاهزادگان سلطنتی بود که شامل تعدادی از اشراف، اما نه همه آنها، بودند. این به این دلیل بود که بیشتر پادشاهان ساسانی سعی در تضعیف قدرت اشراف مستقل و متمرکز کردن کنترل سیاسی و اداری دولت در سراسر امپراتوری داشتند.
4. بوروکراسی تجدید سازمان یافته، با گسترش امپراتوری و افزایش دامنه، اندازه و پیچیدگی کارکردهای مدیریت عمومی، دامنه خود را گسترش داد. تعداد ادارات یا وزارتخانههای عملکردی افزایش یافت و شامل دفتر نخستوزیر یا رئیس اجرایی، وزورگ فرماندار، وزارت کشور، به ریاست وزیر کشور، و فرمانده کل نیروهای مسلح، ارتشسالار ایران، میشد.
📚Public Administration and Public Policy/94
Handbook of Comparative and Development Public Administration
Second Edition, Revised and Expanded
edited by Ali Farazmand
@RewIran
دین زرتشتی ایران هخامنشی به دین رسمی دولتی تبدیل شد و بوروکراسی و متخصصان جایگاه والایی در جامعه کسب کردند. طبقه اداری بزرگتر شد و در کنار رهبران مذهبی نقش قدرتمندی در امپراتوری ایفا کردند. در حالی که موبد موبدان «کاهن بلندرتبه» بود، وازرگ فرماندار «وزیر بزرگ» یا نخستوزیر بود که از همان «طبقه اداری» حرفهای استخدام میشد.
2. دربار سلطنتی بسیار سازمانیافته و متشکل از افراد متخصص مختلف بود و «شکوه و جلالی که دربار ساسانیان به نمایش میگذاشت با هیچ دربار سلطنتی آن زمان قابل مقایسه نبود». در این دربار چندین ساختار اداری و قانونگذاری جدید ایجاد شد که سپس در سراسر امپراتوری به کار گرفته شدند.
۳. شورای دولتی (کابینه) به عنوان بخشی از سازماندهی مجدد بوروکراسی و همچنین قوانین اصلاحات مالیاتی ایجاد شد که اضافات جدیدی به مدیریت مالی داریوش اضافه کرد. این شورا نقش مشورتی داشت و متشکل از فرمانداران، ژنرالهای عالیرتبه نظامی، نخبگان اداری استراتژیک و شاهزادگان سلطنتی بود که شامل تعدادی از اشراف، اما نه همه آنها، بودند. این به این دلیل بود که بیشتر پادشاهان ساسانی سعی در تضعیف قدرت اشراف مستقل و متمرکز کردن کنترل سیاسی و اداری دولت در سراسر امپراتوری داشتند.
4. بوروکراسی تجدید سازمان یافته، با گسترش امپراتوری و افزایش دامنه، اندازه و پیچیدگی کارکردهای مدیریت عمومی، دامنه خود را گسترش داد. تعداد ادارات یا وزارتخانههای عملکردی افزایش یافت و شامل دفتر نخستوزیر یا رئیس اجرایی، وزورگ فرماندار، وزارت کشور، به ریاست وزیر کشور، و فرمانده کل نیروهای مسلح، ارتشسالار ایران، میشد.
📚Public Administration and Public Policy/94
Handbook of Comparative and Development Public Administration
Second Edition, Revised and Expanded
edited by Ali Farazmand
@RewIran
👍13
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
Ashina eastren Iranian clan mentioned in chinese sources👇 Harvard university✅️ https://t.me/RewIran
تهی کردن قدرت ساسانیان مهم بود، اما واقعیت جدید و تعیینکننده این بود که نیروهای هراکلیوس به عمق قلمرو بسیار گسترشیافتهای که توسط ارتشهای خسرو فتح شده بود، نفوذ کرده بودند و میتوانستند به مراکز حیاتی قدرت ساسانیان که در عراق مرکزی است، حمله کنند.
امپراتوری قطعاً ایرانی بود، اما پایتخت ساسانیان در بینالنهرین، در تیسفون در کنار رود دجله، کمتر از بیست مایلی جنوب بغداد امروزی بود. این شهر قطعاً یکی از بزرگترین شهرهای جهان بود و در معرض حمله بیزانسیها قرار داشت، زیرا پیروزیها و فتوحات گذشته خسرو یک مشکل استراتژیک حلنشدنی ایجاد کرده بود:
ارتشهای ساسانی در یک قوس وسیع از مصر دور تا سوریه و تا آناتولی دوردست پراکنده بودند - همه آنها بسیار دور از دسترس بودند تا به موقع برگردند و به سرعت کافی مداخله کنند تا هراکلیوس را قبل از اینکه آسیب بیشتری وارد کند، متوقف کنند، اگر ساسانیان تا این حد مطمئن نبودند که هراکلیوس دوباره در زمستان عقبنشینی خواهد کرد، همانطور که هر سال تا آن زمان این کار را کرده بود، مطمئناً میتوانستند نیروهای کافی را از مصر و سوریه برای دفاع از قلمرو اصلی خود خارج کنند.
@RewIran
امپراتوری قطعاً ایرانی بود، اما پایتخت ساسانیان در بینالنهرین، در تیسفون در کنار رود دجله، کمتر از بیست مایلی جنوب بغداد امروزی بود. این شهر قطعاً یکی از بزرگترین شهرهای جهان بود و در معرض حمله بیزانسیها قرار داشت، زیرا پیروزیها و فتوحات گذشته خسرو یک مشکل استراتژیک حلنشدنی ایجاد کرده بود:
ارتشهای ساسانی در یک قوس وسیع از مصر دور تا سوریه و تا آناتولی دوردست پراکنده بودند - همه آنها بسیار دور از دسترس بودند تا به موقع برگردند و به سرعت کافی مداخله کنند تا هراکلیوس را قبل از اینکه آسیب بیشتری وارد کند، متوقف کنند، اگر ساسانیان تا این حد مطمئن نبودند که هراکلیوس دوباره در زمستان عقبنشینی خواهد کرد، همانطور که هر سال تا آن زمان این کار را کرده بود، مطمئناً میتوانستند نیروهای کافی را از مصر و سوریه برای دفاع از قلمرو اصلی خود خارج کنند.
@RewIran
👍14❤3