≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
812 subscribers
615 photos
22 files
197 links
پژوهش‌های دوران باستان پسین و پساباستان ایران(ساسانی و دوران نخستین اسلام در ایران)
Download Telegram
مردم عمدتاً زندگی خود را مانند دوران ساسانیان می‌گذراندند، با کشاورزی و گله‌داری که بر اقتصاد تسلط داشت. زبان فارسی نیز حتی پس از اینکه زبان عربی در سال ۶۹۶ به عنوان زبان رسمی حکومت انتخاب شد، همچنان رایج بود.

اولین سلسله عرب، امویان بودند که از سال ۶۶۱ از دمشق در سوریه حکومت می‌کردند. نفوذ پارسیان در جهان اسلام با ظهور سلسله بعدی، عباسیان، در سال ۷۵۰ افزایش یافت. عباسیان معتقد بودند که امویان با حمایت مردمی حکومت نمی‌کنند و امویان را سرنگون کردند.

عباسیان پایتخت خود را در بغداد قرار دادند. ارتش آنها سربازان زیادی از خراسان، منطقه‌ای از ایران، داشت، از جمله یک سردار ارشد، ابومسلم خراسانی (متوفی ۷۵۵). تلاش‌های نظامی او به عباسیان کمک کرد تا به قدرت برسند و سلسله جدید از حمایت خوبی در ایران برخوردار بود. در زمان حکومت آنها، بسیاری از مردم از روستاها به شهرها نقل مکان کردند، جایی که تجارت خارجی به رونق اقتصاد کمک کرد.

📚GREAT EMPIRES OF THE PAST
EMPIRES OF ANCIENT PERSIA
MICHAEL BURGAN

@RewIran
👍132
سومین برچسب قومی-نژادی که در مباحث بدعت علیه ابوحنیفه به چشم می‌خورد، اصطلاح عجم است. در ادبیات اولیه اسلامی از آن برای نشان دادن پارسیان و هنگامی که از بخش‌های قرن اول صحبت می‌شود، پارسیان نامسلمان استفاده می‌شد.

درگذشته مشاهده کردیم که مخالفان ابوحنیفه برای بی‌اعتبار کردن او به‌عنوان بیگانه‌ای از سرزمین پارس، بر فن نسب‌شناسی تکیه کردند.

مورد البخاری طیف وسیع تری از راهبردها را برای چگونگی و چرایی تأثیر قوم گرایی بر شکل گیری ارتدکس و بدعت در اسلام اولیه ایجاد میکند.اولین و آشکارترین زمینه برای نکوهش بخاری از ارتباط ابوحنیفه با عجم، بحث شعوبیه است.

پدیده شعوبیسم به تلاشی هماهنگ از سوی برخی از نویسندگان در قرون هشتم و دوازدهم برای برجسته ساختن اعتبار پارسیان و به حداقل رساندن تمایز اعراب اشاره دارد.

📚Heresy and the Formation of Medieval Islamic Orthodoxy
The Making of Sunnism, from the Eighth to the Eleventh Century
Ahmad Khan

@RewIran
👍131
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
نگره‌ی دیگری در مورد تبارنامه پارسیان در قرن نهم و دهم رواج داشت.این نگره بر این باور بود که پارسیان از نسل پسر ابراهیم، اسحاق هستند. در دوران باستان، پارسیان برای زیارتی که ابراهیم برای اولین بار برپا کرد، راهی مکه می‌شدند. ابوالحسن الماس عودی در مروج…
همه موافقند که اعراب از نسل سام هستند و سیاه‌پوستان - گاهی اوقات شامل قبطی‌ها و بربرهای حام نیز می‌شود؛ اکثر آنها در انتساب ترک‌ها و اسلاوها به یافث اتفاق نظر دارند. با این حال، در مورد پارسیان و بیزانسی‌ها، دو قوم متمدن که اعراب طولانی‌ترین و صمیمی‌ترین آشنایی را با آنها داشتند، اختلاف نظر وجود دارد. برخی آنها را به یافث نسبت می‌دهند و آنها را خویشاوند ترک‌ها و اسلاوها می‌دانند. با این حال، برخی دیگر آنها را به سام نسبت می‌دهند و بدین ترتیب آنها را خویشاوند اعراب می‌دانند. برخی از نویسندگان با پیشینه پارسی تلاش کردند قهرمانان اسطوره‌ای پارسی مانند فریدون و جمشید را در قوم‌شناسی کتاب مقدس بگنجانند. قرن‌ها بعد، تبارشناسان ترک تلاش کردند همین کار را برای قبایل ترک آسیای مرکزی انجام دهند.

📚Race and Slavery in the Middle East
AN HISTORICAL ENQUIRY
BERNARD LEWIS


@RewIran
👍16🗿3
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
🔶معماری دربار ساسانی معماری دربار ساسانی تفاوت زیادی با معماری دوره‌های هلنیستی و اشکانی داشت که از تعدادی اصول جدید استفاده کرد که در دوران بعدی نیز حفظ شدند. برخی از احتمالا آنها ریشه در سنت معماری فارس دارند که هنوز کمتر شناخته شده است. در برخی موارد،…
🔶اقتصاد ساسانی

از آنجا که بیشتر مردم دهقان بودند، اقتصاد کشور مبتنی بر زمین و کشاورزی بود. بررسی باستان‌شناسی خوزستان و شمال بغداد، علاقه زیاد ساسانیان به آبیاری‌وکشت(کانال‌نهروان) را نشان می‌دهد. بقایای سدهای ساسانی هنوز در ایران دیده می‌شود. این کارها در دوران خسرو یکم، که بسیاری از زمین‌ها زیر کشت رفت، افزایش یافت.
بنابراین، اقتصاد ملی همچنان بر کشاورزی بود. در تجارت، سکه‌های نقره و مس ساسانی، و به ندرت طلا، در گردش بود و برات پدیدار شد. پول بیشتری در شهرها در گردش بود. ولی، در روستاها، دستمزد دهقانان، سربازان و مقامات و حتی برخی از مالیات‌ها به صورت جنسی پرداخت می‌شد. وضع عوارض و مالیات‌های غیرنقدی، دولت را قادر می‌ساخت تا ذخایر بزرگی از کالاهای اساسی را که در زمان قحطی می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد، گردآوری کند.

اگرچه سکه‌های ساسانی یافت‌شده از چین استفاده از نقره ایرانی را نشان می‌دهد، اما این برای اثبات اینکه واردات ساسانیان از چین توسط انبوهی از سکه‌های نقره تأمین مالی می‌شد، کافی نیست.

📚HISTORY OF CIVILIZATIONS OF CENTRAL ASIA
Volume III
The crossroads of civilizations: A.D. 250 to 40


@RewIran
👍13
واحدها و انواع سکه‌هایی که توسط دولت ساسانی ضرب می‌شدند، دینار طلا، درهم نقره، دانگ نقره و پاشیز مسی بودند. استفاده از سکه‌های مسی نشان می‌دهد که در دوره ساسانی، حرکتی به سمت اقتصاد پولی وجود داشته است.

پیش از ظهور نام‌های ضرابخانه روی سکه‌ها، تنها سه ضرابخانه مختلف، در فارس و تیسفون، فعال بوده باشند.

با معرفی علائم ضرب سکه در پشت سکه(سال سلطنت پادشاهی)، ما شروع به درک اینکه کدام ضرابخانه‌ها پربارترین و پایدارترین بوده‌اند، می‌کنیم.

مطمئناً، آنهایی که به مراکز اقتصادی مانند فارس نزدیک بودند، تولید بزرگی داشتند که از تجارت خلیج فارس پشتیبانی می‌کرد، در حالی که ضرابخانه‌های ماد تولید بسیار کمتری داشتند. با این حال، در زمان جنگ، بهره‌وری ضرابخانه افزایش می‌یافت، که عمدتاً برای تأمین مالی جنگ بود.

درهم‌های نقره ساسانی در هند نیز از آنها تقلید می‌شد، که نشان دهنده توان اقتصادی و/یا اعتبار امپراتوری ساسانی در دیدگاه همسایگانش است. خلوص سکه‌های ساسانی نشانه‌هایی در مورد معادن و محل ضرب سکه‌ها به ما می‌دهد. برای نمونه، سکه‌های تولید شده در بخش شمال شرقی امپراتوری خالص‌تر از سکه‌های مناطق دیگر بودند.

@RewIran
👍13
در دوران نخستین امویان، ارتش‌های امپراتوری از نظر اتکا به طیف وسیعی از قبایل عرب، شبیه ارتش‌های دوران فتوحات بودند، اگرچه روابط نزدیک معاویه با قبیله سوری کلب، به این قبیله نفوذ غیرمعمولی در دولت بخشید. خلفای بعدی اموی تمایل داشتند که بیشتر به سربازان سوری برای یک ارتش دائمی تکیه کنند و از آنها در فتوحات و حکومت در اسپانیا و ایران استفاده کنند. با این حال، جناح‌بندی قبیله‌ای در ارتش‌های سوریه، تمام تلاش‌های امویان برای تثبیت حکومتشان را پیچیده می‌کرد. در همان زمان، تعداد فزاینده‌ای از موالی به عنوان سرباز به عملیات نظامی دولت جذب می‌شدند. به عنوان مثال، سربازان بربر در فتح اسپانیا نقش بزرگی داشتند. به نظر می‌رسد آخرین اموی، مروان دوم، تلاش کرده است تا واحدهای نظامی جدیدی ایجاد کند که مبتنی بر هویت قبیله‌ای نبودند و شامل موالی‌های متعددی می‌شدند. ارتش‌های اولیه عباسی شامل برخی واحدهای قبیله‌ای بودند، اما بیشتر از سربازان با اصالت عربی و ایرانی که از استان‌های شرقی، به ویژه خراسان، آمده بودند، استفاده می‌کردند.

📚G. W. BOWERSOCK
PETER BROWN
OLEG GRABAR
LATE ANTIQUITY
A GUIDE TO THE POSTCLASSICAL WORLD


@RewIran
👍18
در یک نوع تصویر که مهر و موم های تمبر که شمایل‌نگاری ساسانی را با نمادها، نام‌ها یا کتیبه‌های مسیحی ترکیب می‌کنند، یک اشراف‌زاده ساسانی در کنار محرابی در حالت سنتی دعای زرتشتی ایستاده است؛ اما بر فراز محراب، به جای آتش، یک صلیب معلق است.

مهرهای دیگر مبهم‌تر هستند، زیرا آنچه را که به نظر می‌رسد تصاویر یهودی-مسیحی است با عبارت محبوب زرتشتی «به خدایان اعتماد کن» (abestan ō yazdān) ترکیب می‌کنند.

تعدادی از مهرها از نسخه‌های مسیحی‌شده‌ی چنین عبارات سنتی استفاده می‌کنند و عباراتی مانند «به عیسی اعتماد کن» یا «به خدا اعتماد کن» را تولید می‌کنند.

در نهایت، بسیاری از مهرها، شمایل‌نگاری سنتی زرتشتی را با صلیب‌های کوچک ترکیب می‌کنند، محتوای ترکیبی این مهرها، که توسط مسیحیان ساسانی برای علامت‌گذاری اسناد خصوصی استفاده می‌شد، معادل مادی ادغام روایت حماسی مسیحی و ایرانی در افسانه‌ی قرداغ را فراهم می‌کند.

📚THE LEGEND OF MAR QARDAGH
NARRATIVE AND CHRISTIAN HEROISM IN LATE ANTIQUE IRAQ
JOEL THOMAS WALKER


@RewIran
14👍2
Bukhara was a tumultuous and bloody place during the eighth century and into the early ninth century with constant rebellion, instability, and displacement. This era of revolts and uprisings extended from the late Umayyad period to the rise of the Tahirids gov-ernors (amirs), an influential family of probably non-Arab and likely Persian ethnic origin who governed Khurasan from 205-259/821-873.

بخارا در قرن هشتم و قرن نهم، جایی آشوب‌زده و خونین با شورش، بی‌ثباتی و آوارگی مداوم بود. این دوران شورش‌ها و قیام‌ها از پایان دوره امویان تا ظهور امرای طاهری، خانواده‌ای با نفوذ غیرعرب و پارسی‌تبار که از سال ۲۰۵-۲۵۹/۸۲۱-۸۷۳ بر خراسان حکومت می‌کردند.

📚Authority and Identity in Medieval Islamic Historiography
Persian Histories from the Peripheries
Mimi Hanaoka


@RewIran
👍10
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
همه موافقند که اعراب از نسل سام هستند و سیاه‌پوستان - گاهی اوقات شامل قبطی‌ها و بربرهای حام نیز می‌شود؛ اکثر آنها در انتساب ترک‌ها و اسلاوها به یافث اتفاق نظر دارند. با این حال، در مورد پارسیان و بیزانسی‌ها، دو قوم متمدن که اعراب طولانی‌ترین و صمیمی‌ترین آشنایی…
گفت و گو در مورد ویژگی‌ها و استعدادهای قومی ظاهراً با ترجمه عربی قرن نهم از یک متن فارسی پیش از اسلام، نامه تنسر، آغاز شده است. طبیعتاً این شامل ادعایی بر برتری شایستگی پارسیان نیز می‌شود. جالب توجه است که برتری آنها در این است که بهترین ویژگی‌های همه اقوام مختلف همسایه خود را در خود دارند:

مردم ما شریف‌ترین و برجسته‌ترین موجودات هستند. سوارکاری ترک‌ها، خرد هند و صنعتگری و هنر یونان، خداوند (که قلمرو او متبرک باد) همه اینها را به مردم ما عطا کرده است، غنی‌تر از آنچه که در سایر ملل به طور جداگانه یافت می‌شود. او مراسم مذهبی و خدمت به پادشاهان را که به ما داده بود، از آنها دریغ کرده است. و چهره و رنگ و موی ما را مطابق با اعتدال درست، بدون غلبه سیاهی یا زردی یا سرخی، قرار داده است. و موی ریش و سر ما نه خیلی مجعد مانند سیاه‌پوستان است و نه کاملاً صاف مانند ترک‌ها.


📚Race and Slavery in the Middle East
AN HISTORICAL ENQUIRY
BERNARD LEWIS


@RewIran
👍182
Parthian and Middle Persian were mutually intelligible owing to their close linguistic relationship.

زبان‌های پهلوی و فارسی میانه به دلیل رابطه زبانی نزدیکشان متقابلاً قابل فهم بودند.

📚IRANIAN SYNTAX IN CLASSICAL ARMENIAN
The Armenian Perfect and Other Cases of Pattern Replication
ROBIN MEYER

@RewIran
👍162
در آغاز قرن سوم هنوز تفاوت‌های قومی و زبانی بین زرتشتیان و مسیحیان در ایران وجود داشت: اکثر زرتشتیان ایرانی بودند در حالی که اکثر مسیحیان به گروه‌های قومی دیگر (سریانی، یونانی، ارمنی) تعلق داشتند.
با این حال، بین قرن‌های پنجم و هفتم، جوامع مسیحی در مرکز و شرق ایران روندی از «ایرانی شدن» را طی کردند و مؤلفه قومی ایرانی غالب شد.

روابط بین زرتشتیان و مسیحیان را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد. حکومت سکولار ساسانیان نگرشی بسیار عمل‌گرایانه نسبت به مسیحیان نشان داد، سرکوب شدید همزمان با حضور مسیحیان در دربار و حتی پذیرش آنها به عنوان شریک ازدواج.

زرتشتیان آموزه‌های مسیحی بیگانه را نمی‌پذیرفتند، اگرچه خصومت آشکاری نسبت به پیروان ادیان دیگر ابراز نمی‌کردند.

ادبیات سریانی-نسطوری دوره پیش از اسلام، تقریباً از قرن پنجم به بعد، در کنار ادبیات دین رسمی ساسانی تا حد قابل توجهی توسعه یافت. نویسندگان آن عمدتاً ایرانی بودند.

📚History of Civilizations of CENTRAL ASIA
B.A. LITVINSKY
ZHANG GUANG-DA
R. SHABANI SAMGHABADI


@RewIran
👍186