🔶واژه «دین» در قرآن دو معنا دارد، یکی با ریشه آرامی/سریانی و دیگری پارسی میانه
نیکولای ساینای از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجسته عصر حاضر و استاد دانشگاه آکسفورد درباره «دین» چنین میگوید:
«دین» در قرآن یک واژه همآوا است که دو معنای متمایز را حمل میکند و هرگز در یک آیه یا حتی سوره، بهطور همزمان وجود ندارند.
دین¹ | داوری، حسابرسی، judgement
یوم الدین | روز رستاخیز
در آیات مکی اولیه، اسم دین به داوری آخرالزمانی اشاره دارد و در قرآن برای آن، هم از «الدین» و هم از «یوم الدین» استفاده میکند(51:6, 70:26, 74:46, 82:9.15.17.18, 83:11, 95:7, 107:1). عبارت عربی «یوم الدین» با کاربردهای پیشین یهودی و مسیحی مرتبط است. معادل هم ریشه آن، یعنی «yawmā d-dīnā»، در عهد جدید سریانی آمده است، به عنوان مثال در انجیل متی 10:15، 11:22.24 یا دوم پطرس 2:9 و 3:7.
هیچ شعر عربی پیش از اسلام که خدا را به عنوان یک داور آخرالزمانی به تصویر بکشد، وجود ندارد. با این حال، عربیسازی yawmā d-dīnā به یوم الدین احتمالاً پیش از قرآن و عمدتاً در میان مسیحیان و یهودیان عرب زبان رخ داده است. در این زمینه، شایان توجه است که عربی اولیه میتواند از فعل دانَ به معنای «محکوم کردن» استفاده کند. این معنی فعل دانَ میتواند از صورت اسمی از dīn < dīnā، «داوری» گرفته شده باشد.
دین² | مذهب، کیش، عبادت مذهبی، پرستش دینی، religion, religious worship
در آیاتی که به دوره مکی متأخر (مثلاً 16:52, 29:65, 30:30.32.43,31:32, 40:14.26.65) یا دوره مدنی (مثلاً 2:132.193.217.256, 3:19.24.73.83.85) مربوط میشوند، کلمه دین به جنبههایی از مفهوم مدرن دین نزدیک میشود. دین به معنای «religion» یا «religious worship» به شکل قانع کنندهای از dēn پارسی میانه مشتق شده است.
حداقل طبق نظر یک محقق، کلمه اوستایی دئنا که دین پارسی میانه از آن گرفته شده است، در دوره اوستایی جوان به عنوان اصطلاحی برای کل نظام آیینها و باورهای زرتشتی به کار میرفته است.
پس از آن، مانی و جانشینان اولیهاش در ایران قرن سوم میلادی واژه دین را به عنوان یک اصطلاح کلی برای طیف وسیعی از اعمال آیینی مختلف ارتقا دادند و بدین ترتیب منجر به «شفاف سازی مفهوم «دین»» [“crystallization of the concept of ‘religion’”] شدند که در نهایت به اسلام به ارث رسید. برخلاف کاهن زرتشتی - یا به طور دقیقتر، مزدیسنی - قرن سوم، کرتیر، که چندین کتیبه از خود به جای گذاشت، مانویان «از فراخواندن سایر سنتها به عنوان دین، حتی در زمینه نقد آنها، اجتناب نمیکردند و بنابراین میتوانستند به صورت جمع از دینان صحبت کنند».
در ادبیات پهلوی، که حداقل بخشی از آن پس از اسلام است، دین به معنای «کل سنت دینی زرتشتی، یک جهانبینی به معنای وسیع آن، و همچنین به معنای مجموعه حکمت و آموزههای مقدس» است. (پست کامل)
در مورد ریشه شناسی واژه عربی دین به معنای religion، یوزف هوروویتز وامگیری مستقیم از فارسی میانه را در نظر میگیرد. در مقابل، آرتور جفری سریانی را به عنوان واسطه احتمالی معرفی میکند. با این حال، هنوز باید ارزیابی شود که دین سریانی واقعاً چقدر رایج است و آیا واقعاً به عنوان یک اصطلاح کلی برای جوامع مذهبی مختلف یا نظامهای اعتقادی و اعمال آیینی به کار میرفته یا بیشتر با «دین مجوسیان» مرتبط بوده است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
نیکولای ساینای از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجسته عصر حاضر و استاد دانشگاه آکسفورد درباره «دین» چنین میگوید:
«دین» در قرآن یک واژه همآوا است که دو معنای متمایز را حمل میکند و هرگز در یک آیه یا حتی سوره، بهطور همزمان وجود ندارند.
دین¹ | داوری، حسابرسی، judgement
یوم الدین | روز رستاخیز
در آیات مکی اولیه، اسم دین به داوری آخرالزمانی اشاره دارد و در قرآن برای آن، هم از «الدین» و هم از «یوم الدین» استفاده میکند(51:6, 70:26, 74:46, 82:9.15.17.18, 83:11, 95:7, 107:1). عبارت عربی «یوم الدین» با کاربردهای پیشین یهودی و مسیحی مرتبط است. معادل هم ریشه آن، یعنی «yawmā d-dīnā»، در عهد جدید سریانی آمده است، به عنوان مثال در انجیل متی 10:15، 11:22.24 یا دوم پطرس 2:9 و 3:7.
هیچ شعر عربی پیش از اسلام که خدا را به عنوان یک داور آخرالزمانی به تصویر بکشد، وجود ندارد. با این حال، عربیسازی yawmā d-dīnā به یوم الدین احتمالاً پیش از قرآن و عمدتاً در میان مسیحیان و یهودیان عرب زبان رخ داده است. در این زمینه، شایان توجه است که عربی اولیه میتواند از فعل دانَ به معنای «محکوم کردن» استفاده کند. این معنی فعل دانَ میتواند از صورت اسمی از dīn < dīnā، «داوری» گرفته شده باشد.
دین² | مذهب، کیش، عبادت مذهبی، پرستش دینی، religion, religious worship
در آیاتی که به دوره مکی متأخر (مثلاً 16:52, 29:65, 30:30.32.43,31:32, 40:14.26.65) یا دوره مدنی (مثلاً 2:132.193.217.256, 3:19.24.73.83.85) مربوط میشوند، کلمه دین به جنبههایی از مفهوم مدرن دین نزدیک میشود. دین به معنای «religion» یا «religious worship» به شکل قانع کنندهای از dēn پارسی میانه مشتق شده است.
حداقل طبق نظر یک محقق، کلمه اوستایی دئنا که دین پارسی میانه از آن گرفته شده است، در دوره اوستایی جوان به عنوان اصطلاحی برای کل نظام آیینها و باورهای زرتشتی به کار میرفته است.
پس از آن، مانی و جانشینان اولیهاش در ایران قرن سوم میلادی واژه دین را به عنوان یک اصطلاح کلی برای طیف وسیعی از اعمال آیینی مختلف ارتقا دادند و بدین ترتیب منجر به «شفاف سازی مفهوم «دین»» [“crystallization of the concept of ‘religion’”] شدند که در نهایت به اسلام به ارث رسید. برخلاف کاهن زرتشتی - یا به طور دقیقتر، مزدیسنی - قرن سوم، کرتیر، که چندین کتیبه از خود به جای گذاشت، مانویان «از فراخواندن سایر سنتها به عنوان دین، حتی در زمینه نقد آنها، اجتناب نمیکردند و بنابراین میتوانستند به صورت جمع از دینان صحبت کنند».
در ادبیات پهلوی، که حداقل بخشی از آن پس از اسلام است، دین به معنای «کل سنت دینی زرتشتی، یک جهانبینی به معنای وسیع آن، و همچنین به معنای مجموعه حکمت و آموزههای مقدس» است. (پست کامل)
در مورد ریشه شناسی واژه عربی دین به معنای religion، یوزف هوروویتز وامگیری مستقیم از فارسی میانه را در نظر میگیرد. در مقابل، آرتور جفری سریانی را به عنوان واسطه احتمالی معرفی میکند. با این حال، هنوز باید ارزیابی شود که دین سریانی واقعاً چقدر رایج است و آیا واقعاً به عنوان یک اصطلاح کلی برای جوامع مذهبی مختلف یا نظامهای اعتقادی و اعمال آیینی به کار میرفته یا بیشتر با «دین مجوسیان» مرتبط بوده است.
📚| Key terms of Qur'an, A Critical
Dictionary
✍| Nicolai Sinai
🏛| Princeton University Press
📅| July 11, 2023
📖| page 292_296
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍26🔥4❤1👏1
🔶مانویان خود را چه میدانستند و چه مینامیدند؟ هویت دینی آنها چگونه بود؟
در این مورد باید مانویان را به ۳ بخشِ ایرانی، لاتین، و مصری، تقسیم کنیم.
ادامه در فرسته بعدی...
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
در این مورد باید مانویان را به ۳ بخشِ ایرانی، لاتین، و مصری، تقسیم کنیم.
ادامه در فرسته بعدی...
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍13👏1
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
Photo
این واقعیت که مانویان لاتینی خود را «مسیحی» مینامیدند و مانویان ایرانی خود را «مزداپرست»¹ میخواندند، البته میتواند اینگونه تفسیر شود که همه آنها در حقیقت فقط خود را مانوی میدانستند، به طوری که سایر خودنامگذاریهایشان فقط به صورت هدفمند و غیرصادقانه استفاده میشد.
حقیقت این است که عنصر ثابت در هویت مانوی همواره احساس تعلق به جمعیت پیروان مانی بوده است (اگرچه این امر به ندرت با واژه «مانوی» بیان میشود)، اما این بدان معنا نیست که تطبیق هویت مانویان با سنتهای دینی مسیحی یا ایرانی فقط هدفمند بوده است. از نظر تاریخی نیز غیرمحتمل است که مانویان توانسته باشند هویتی تغییرناپذیر را در زمینههای فرهنگی کاملاً متفاوت و در طول صدها سال حفظ کنند.
به نظر میرسد که مانویان مصری همانند همدینان لاتینی خود بهندرت از نام و صفت «مانوی» استفاده میکردند. با این حال، برخلاف آنها، شواهد روشنی از استفاده از نام «مسیحی» بهعنوان خودنام (autonym) وجود ندارد. خودنامهای متغیر به نظر میرسد که برای مقاصد داخلی در مانویت مصری کافی بوده است. با این حال، عدم وجود بحثهای جدلی (polemics) علیه مسیحیان این امکان را مطرح میکند که «مسیحی» یکی از این نامهای متغیر بوده باشد، هرچند شواهد قطعی هنوز پیدا نشده است.
¹- واژه māzdēs در پارسی میانه به معنای «پرستندهٔ مزدا»، که هم به عنوان لقبی برای زرتشتیان و هم برای مانویان به کار رفته است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
حقیقت این است که عنصر ثابت در هویت مانوی همواره احساس تعلق به جمعیت پیروان مانی بوده است (اگرچه این امر به ندرت با واژه «مانوی» بیان میشود)، اما این بدان معنا نیست که تطبیق هویت مانویان با سنتهای دینی مسیحی یا ایرانی فقط هدفمند بوده است. از نظر تاریخی نیز غیرمحتمل است که مانویان توانسته باشند هویتی تغییرناپذیر را در زمینههای فرهنگی کاملاً متفاوت و در طول صدها سال حفظ کنند.
به نظر میرسد که مانویان مصری همانند همدینان لاتینی خود بهندرت از نام و صفت «مانوی» استفاده میکردند. با این حال، برخلاف آنها، شواهد روشنی از استفاده از نام «مسیحی» بهعنوان خودنام (autonym) وجود ندارد. خودنامهای متغیر به نظر میرسد که برای مقاصد داخلی در مانویت مصری کافی بوده است. با این حال، عدم وجود بحثهای جدلی (polemics) علیه مسیحیان این امکان را مطرح میکند که «مسیحی» یکی از این نامهای متغیر بوده باشد، هرچند شواهد قطعی هنوز پیدا نشده است.
¹- واژه māzdēs در پارسی میانه به معنای «پرستندهٔ مزدا»، که هم به عنوان لقبی برای زرتشتیان و هم برای مانویان به کار رفته است.
📚 MANICHAEAN: SELF-DESIGNATIONS IN THE WESTERN TRADITION
🏛 Augustine and Manichaean Christianity (Brill)
✍ Nils Arne Pedersen
📖 192, 193
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍22👏1
💢 سکههای اردشیر بابکان با ولیعهد شاپور یا ابرسام وزیر؟!
مردی بیریش، که نشان غنچهای شکل بر روی کلاه خود دارد، در سه نقش برجسته اعطای مقام اردشیر در نقش رجب، فیروزآباد و نقش رستم (🖼3) و همچنین نقش برجسته نبرد سوارکاری در فیروزآباد (🖼4) به تصویر کشیده شده است.
برای مدتی طولانی، بسیاری از محققان او را یک پیشخدمت بادبزن دار میدانستند، اما در نقش برجسته نبرد در فیروزآباد، او به عنوان یک جنگجوی سوارکار ساسانی، بلافاصله پس از اردشیر و شاپور، در نبرد با پارتیان به تصویر کشیده شده است. علاوه بر این، وجود یک نشان بر روی کلاه او، نشاندهنده شخصیتی با اهمیت است، نه یک پیشخدمت.
با توجه به گزارشات اخبار الطول دینور و شاهنامه فردوسی، میتوان این چهره بیریش را ابرسام وزیر اردشیر بابکان تصور کرد.
لوکونین مشاهده کرد که یک سری از سکههای مسی ضرب شده در زمان شاپور (🖼۵ و ۶)، ضرب مجدد سکههای اردشیر بودهاند و احتمالاً دلیل این کار، سقوط ابرسام از چشم دربار به علتی ناشناخته بوده است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
مردی بیریش، که نشان غنچهای شکل بر روی کلاه خود دارد، در سه نقش برجسته اعطای مقام اردشیر در نقش رجب، فیروزآباد و نقش رستم (🖼3) و همچنین نقش برجسته نبرد سوارکاری در فیروزآباد (🖼4) به تصویر کشیده شده است.
برای مدتی طولانی، بسیاری از محققان او را یک پیشخدمت بادبزن دار میدانستند، اما در نقش برجسته نبرد در فیروزآباد، او به عنوان یک جنگجوی سوارکار ساسانی، بلافاصله پس از اردشیر و شاپور، در نبرد با پارتیان به تصویر کشیده شده است. علاوه بر این، وجود یک نشان بر روی کلاه او، نشاندهنده شخصیتی با اهمیت است، نه یک پیشخدمت.
با توجه به گزارشات اخبار الطول دینور و شاهنامه فردوسی، میتوان این چهره بیریش را ابرسام وزیر اردشیر بابکان تصور کرد.
لوکونین مشاهده کرد که یک سری از سکههای مسی ضرب شده در زمان شاپور (🖼۵ و ۶)، ضرب مجدد سکههای اردشیر بودهاند و احتمالاً دلیل این کار، سقوط ابرسام از چشم دربار به علتی ناشناخته بوده است.
📚| The so-called ‘Thronfolgerprägungen’ of Ardashīr I reconsidered
✍| Ehsan Shavarebi
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍23
جدل_نگاری_سریانی_شرقی_بر_ضد_دین_زرتشتی_ریچارد_پین.pdf
1.9 MB
#معرفی_مقاله
📚| جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضد دین زردشتی و پسزمینۀ سیاسیِ آن
✍| ریچارد پِین
🔄| بهرام روشن ضمیر
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
📚| جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضد دین زردشتی و پسزمینۀ سیاسیِ آن
✍| ریچارد پِین
🔄| بهرام روشن ضمیر
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍16
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
Photo
🔶 بهرام چوبین: منجی آخرالزمانی دین زرتشتی
ادامه در پست بعدی... 👇
ادامه در پست بعدی... 👇
👍19👎2
🔶 بهرام چوبین: منجی آخرالزمانی دین زرتشتی
استیون شومِیکر از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجستۀ تجدیدنظرطلب و استاد دانشگاه ارگن با توجه ویژه به مقاله قدیمی Czeglédy¹ چنین میگوید:
شکی نیست که در شاهنشاهی ساسانیان به مانند دیگر سرزمینها، همچون روم، دیدگاهها و فضای آخرالزمانی وجود داشت. آنها اقتدار سیاسی خود را عمیقاً با جهانبینی مزدیسنا و نقش کیهانشناسی ایرانشهر پیوند زده بودند.
طبق گاهشماری ساسانی، پایان هزاره زرتشت در قرن هفتم میلادی نزدیک بود و در قرن ششم و هفتم میلادی انتظار شدیدی میرفت که پیشگامانی همچون کی بهرام و پشوتن برای شکست دشمنان و آمادهسازی ظهور منجی بعدی، اوشیدر، قیام کنند.
در همین دوره که بهرام چوبین بر علیه هرمز چهارم شورید، با ادعای احیای شاهنشاهی اشکانیان و ادعای تبار کیانی، خود را با کی بهرام ورجاوند یکی دانست، زیرا ویژگیهای شخصیتی او؛ مانند نامش، زمان قیامش، موقعیت سیاسی و پیروزیهایش، و حتی منطقه نفوذ اولیهاش، با پیشگوییهای مربوط به این شخصیت آخرالزمانی همخوانی داشت. بهرام چوبین برای مدت کوتاهی تاج و تخت را غصب کرد و گویا طرفدارانش او را همان «مسیح موعود زرتشتی» میپنداشتند.
متون زرتشتی مانند «زند بهمن یسن»، «بندهشن» و «جاماسپ نامه» هم دیدگاههای نشأت گرفته از تبلیغات بهرام چوبین، که خود را پیروز و منجی واقعی میداند، و هم دیدگاههای متأثر از تبلیغات سیاسی ساسانی، که او را «مدعی دروغین» میخوانند را ثبت کردهاند. پیروزیهای بعدی خسرو پرویز بر روم پس از شکست بهرام چوبین، به عنوان تحقق پیشگویی زرتشتی «پادشاه پیروز» تفسیر شد و توانست که دوباره الوهیت ساسانیان را بازگرداند.
در نهایت، با توجه به فضای آخرالزمانی مسیحیت، یهودیت و زرتشتیت در آستانه ظهور اسلام، انتظار میرود که این فضا، تاثیر قابل توجهی بر باورهای آخرالزمانی حضرت محمد (ص) و پیروان اولیهاش و همچنین درک آنها از اهمیت مذهبی امپراتوری و پیشبرد فتوحاتشان داشته باشد.²
📍 پیوست:
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
استیون شومِیکر از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجستۀ تجدیدنظرطلب و استاد دانشگاه ارگن با توجه ویژه به مقاله قدیمی Czeglédy¹ چنین میگوید:
شکی نیست که در شاهنشاهی ساسانیان به مانند دیگر سرزمینها، همچون روم، دیدگاهها و فضای آخرالزمانی وجود داشت. آنها اقتدار سیاسی خود را عمیقاً با جهانبینی مزدیسنا و نقش کیهانشناسی ایرانشهر پیوند زده بودند.
طبق گاهشماری ساسانی، پایان هزاره زرتشت در قرن هفتم میلادی نزدیک بود و در قرن ششم و هفتم میلادی انتظار شدیدی میرفت که پیشگامانی همچون کی بهرام و پشوتن برای شکست دشمنان و آمادهسازی ظهور منجی بعدی، اوشیدر، قیام کنند.
در همین دوره که بهرام چوبین بر علیه هرمز چهارم شورید، با ادعای احیای شاهنشاهی اشکانیان و ادعای تبار کیانی، خود را با کی بهرام ورجاوند یکی دانست، زیرا ویژگیهای شخصیتی او؛ مانند نامش، زمان قیامش، موقعیت سیاسی و پیروزیهایش، و حتی منطقه نفوذ اولیهاش، با پیشگوییهای مربوط به این شخصیت آخرالزمانی همخوانی داشت. بهرام چوبین برای مدت کوتاهی تاج و تخت را غصب کرد و گویا طرفدارانش او را همان «مسیح موعود زرتشتی» میپنداشتند.
متون زرتشتی مانند «زند بهمن یسن»، «بندهشن» و «جاماسپ نامه» هم دیدگاههای نشأت گرفته از تبلیغات بهرام چوبین، که خود را پیروز و منجی واقعی میداند، و هم دیدگاههای متأثر از تبلیغات سیاسی ساسانی، که او را «مدعی دروغین» میخوانند را ثبت کردهاند. پیروزیهای بعدی خسرو پرویز بر روم پس از شکست بهرام چوبین، به عنوان تحقق پیشگویی زرتشتی «پادشاه پیروز» تفسیر شد و توانست که دوباره الوهیت ساسانیان را بازگرداند.
در نهایت، با توجه به فضای آخرالزمانی مسیحیت، یهودیت و زرتشتیت در آستانه ظهور اسلام، انتظار میرود که این فضا، تاثیر قابل توجهی بر باورهای آخرالزمانی حضرت محمد (ص) و پیروان اولیهاش و همچنین درک آنها از اهمیت مذهبی امپراتوری و پیشبرد فتوحاتشان داشته باشد.²
📍 پیوست:
¹- Bahrām Čōbīn and the Persian Apocalyptic Literature, K. Czeglédy (بارگیری)
²- برای آشنایی دقیق با فضای آخرالزمانی ادیان در دوران باستان پسین مطالعه کامل این کتاب الزامی است (بارگیری)، همچنین میتوانید به مرور فارسی این کتاب مراجعه کنید (بارگیری).
📚| The apocalypse of empire: imperial eschatology in late antiquity and early Islam
✍| Stephen J. Shoemaker
🏛| University of Pennsylvania Press
📅| 2018
📖| 105_115
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍21👎6
در هیچ موردی، اسیرانی که توسط پارسیان گرفته شده بودند، برخلاف اسیران رومی، به عنوان برده فروخته نشدند. در واقع، پارسیان اسیران خود را نه دشمن، بلکه ساکنان استانهای بازپس گرفته شده ایران میدانستند. از این رو، در سال ۵۰۳، هنگامی که پارسیان آمیدا را فتح کردند، به برخی از ساکنان اجازه زندگی دادند و در نهایت آنها را آزاد کردند.
اگرچه اسیرانی که توسط پارسیان گرفته شده بودند به بردگی تقلیل نیافتند، اما طبق قانون مردمان، آنطور که در روم فهمیده میشد، برده محسوب میشدند.
BYZANTINE SLAVERY AND THE MEDITERRANEAN WORLD
YOUVAL ROTΜΑΝ
TRANSLATED BY JANE MARIE TODD
@RewIran
اگرچه اسیرانی که توسط پارسیان گرفته شده بودند به بردگی تقلیل نیافتند، اما طبق قانون مردمان، آنطور که در روم فهمیده میشد، برده محسوب میشدند.
BYZANTINE SLAVERY AND THE MEDITERRANEAN WORLD
YOUVAL ROTΜΑΝ
TRANSLATED BY JANE MARIE TODD
@RewIran
👍34
🔶بکارگیری القاب اشراف بیزانسی برای پارسیان در مصر
مصریها از دیدگاه مفهومی، پارسیان را در جهان بیزانسی خود ادغام کردند:
برای نمونه، آنها همان القاب افتخاری را که برای اشراف بیزانسی در همان مقام یا رتبه قائل بودند، برای مقامات پارسی به کار میبردند.
این موضوع به خوبی در نامهای یونانی از شهر اکسیریانکوس(Oxyrhynchus) مربوط به سال ۶۲۳ نشان داده شده است که به نام راسبانای پارسی(Persian Rasbanas) توسط یکی از منشیان او نوشته شده است. این نامه به مقام عالی رتبه ساسانی، سارالانوزان(Saralaneozan)، و "پادشاه پادشاهان"، حاکم پارسی اشاره دارد:
BUILDING OF EMPIRE IN THE MIDDLE EAST AND EUROPE (550 ВСЕ-1500 CE)
Edited by
GEORG CHRIST, PATRICK SÄNGER, AND MIKE CARR
ROUTLEDGE
@RewIran
مصریها از دیدگاه مفهومی، پارسیان را در جهان بیزانسی خود ادغام کردند:
برای نمونه، آنها همان القاب افتخاری را که برای اشراف بیزانسی در همان مقام یا رتبه قائل بودند، برای مقامات پارسی به کار میبردند.
این موضوع به خوبی در نامهای یونانی از شهر اکسیریانکوس(Oxyrhynchus) مربوط به سال ۶۲۳ نشان داده شده است که به نام راسبانای پارسی(Persian Rasbanas) توسط یکی از منشیان او نوشته شده است. این نامه به مقام عالی رتبه ساسانی، سارالانوزان(Saralaneozan)، و "پادشاه پادشاهان"، حاکم پارسی اشاره دارد:
در ارسال مانده قسط اول نیز، ظرف سه روز، عجله کنید. زیرا به یاد داشته باشید، شما همچنین دستورالعملهای کتبی در مورد این موضوع از سرور ما، سارالانوزانِ ستودنی، دریافت کردهاید. اکنون خودتان فوراً برای ارسال مانده قسط اول برای ما عجله کنید، زیرا ما میخواهیم حمل طلا را به سرورمان، پادشاه پادشاهان، انجام دهیم.📚MILITARY DIASPORAS
BUILDING OF EMPIRE IN THE MIDDLE EAST AND EUROPE (550 ВСЕ-1500 CE)
Edited by
GEORG CHRIST, PATRICK SÄNGER, AND MIKE CARR
ROUTLEDGE
@RewIran
❤🔥18👍4❤1
🔶 اعراب سنت ساسانیان در حفظ سواره نظام سنگین را به ارث بردند.
سواره نظام سنگین ساسانی به نیزههای سنگین، شمشیر و گرز مجهز بودند و اسبها نیز با زره محافظت میشدند. جان فرانس(John France) مینویسد که سواره نظام سنگین مسلمانان با زره اسب، سربازان جنگ صلیبی اول را غافلگیر کرد. در پایان قرن دوازدهم، ارتشهای غربی در نتیجه تعامل نظامی با نیروهای اسلامی، شروع به پوشاندن اسبهای خود با زره کردند.
چاچ نامه(Chach Nama)، یکی از گزارشهای اصلی حمله اعراب به سند، در مورد سواره نظام محمد بن قاسم در سند به ما میگوید:
📚WARFARE IN PRE-BRITISH INDIA - 1500 BCE TO 1740 CE
Kaushik Roy
ROUTLEDGE
@Rew_Iran
سواره نظام سنگین ساسانی به نیزههای سنگین، شمشیر و گرز مجهز بودند و اسبها نیز با زره محافظت میشدند. جان فرانس(John France) مینویسد که سواره نظام سنگین مسلمانان با زره اسب، سربازان جنگ صلیبی اول را غافلگیر کرد. در پایان قرن دوازدهم، ارتشهای غربی در نتیجه تعامل نظامی با نیروهای اسلامی، شروع به پوشاندن اسبهای خود با زره کردند.
چاچ نامه(Chach Nama)، یکی از گزارشهای اصلی حمله اعراب به سند، در مورد سواره نظام محمد بن قاسم در سند به ما میگوید:
«ارتش عرب تا رسیدن به قلعه بیت(the fort of Bait) پیشروی کرد و همه سواران زره آهنین پوشیده بودند.»
📚WARFARE IN PRE-BRITISH INDIA - 1500 BCE TO 1740 CE
Kaushik Roy
ROUTLEDGE
@Rew_Iran
❤🔥13👍1