🔷 جانشینان شاپور دوم
این اخبار ممکن است نشاندهنده توطئههایی برای سرنگونی دو پادشاه نامحبوب یا ضعیف باشند و به نوعی به درگیریهای داخلی و برادرکشی در دربار ساسانی اشاره داشته باشند که در میان مبارزات سخت با هونها اتفاق میافتاد. اتفاقی که در دربار شاپور سوم با نگرانی فراوانی مواجه شده باشد و به مشکلات سلطنت او افزود:
📚The Last Empire of Iran
@Rew_Iran
اردشیر دوم که برادر کوچکتر شاپور دوم بود و نه پسر او، به مدت چهار سال بر تخت سلطنت نشست. سلطنت او کوتاه و پرآشوب بود و به روایت طبری، این پادشاه نامحبوب، بسیاری از اشراف خود را به قتل رساند و برکنار شد.شاپور سوم (پسر شاپور دوم) و بهرام چهارم (پسر شاپور سوم) هر دو در شکارگاه جان باختند:
گفته میشود شاپور سوم در چادرش وقتی که گروهی از ترورکنندگان باعث فروریختن چادر بر روی او شدند، درگذشت.
بهرام چهارم نیز به طور تصادفی با تیرها هدف قرار گرفت.
این اخبار ممکن است نشاندهنده توطئههایی برای سرنگونی دو پادشاه نامحبوب یا ضعیف باشند و به نوعی به درگیریهای داخلی و برادرکشی در دربار ساسانی اشاره داشته باشند که در میان مبارزات سخت با هونها اتفاق میافتاد. اتفاقی که در دربار شاپور سوم با نگرانی فراوانی مواجه شده باشد و به مشکلات سلطنت او افزود:
جمعیتی از هونها کنترل ضرب سکه در کابل را بهدست گرفته بودند و درهمهایی با یک نوشته باختری در آنجا تولید میشد که اعلام میکرد که هونها قدرت و اعتبار سلسله ساسانی را غصب کرده و آن را به آسیای مرکزی گسترش دادهاند.
📚The Last Empire of Iran
@Rew_Iran
👍16❤1
🔷 یزدگرد اول،کنستانتینِ نسطوریان
ادعا میشود که مسیحیان دوره ساسانی همواره مورد آزار و اذیت بودند،ادعایی که نه تنها اثبات دقیقی ندارد بلکه خلاف آن نیز ثابت شده است.در دوره یزدگرد اول مسیحیان شرق(نسطوری) توانستند در ایران کلیسا و شورا های خود را برپا کنند و آیین خود را ترویج کنند و تمام این ها به لطف یزدگرد بود، او را باید کنستانتین نسطوریان دانست، همانطور که
کنستانتین امپراتور روم مسیحیت را از زیر فشار رومیان در آورد و در نتیجه آنها توانستند به راحتی ابراز وجود کنند. یزدگرد نیز چین نقشی را برای نسطوریان بازی کرد.
📚 A Second Constantine?: The Sasanian King Yazdgard in Christian History and Historiography
@Rew_Iran
ادعا میشود که مسیحیان دوره ساسانی همواره مورد آزار و اذیت بودند،ادعایی که نه تنها اثبات دقیقی ندارد بلکه خلاف آن نیز ثابت شده است.در دوره یزدگرد اول مسیحیان شرق(نسطوری) توانستند در ایران کلیسا و شورا های خود را برپا کنند و آیین خود را ترویج کنند و تمام این ها به لطف یزدگرد بود، او را باید کنستانتین نسطوریان دانست، همانطور که
کنستانتین امپراتور روم مسیحیت را از زیر فشار رومیان در آورد و در نتیجه آنها توانستند به راحتی ابراز وجود کنند. یزدگرد نیز چین نقشی را برای نسطوریان بازی کرد.
📚 A Second Constantine?: The Sasanian King Yazdgard in Christian History and Historiography
@Rew_Iran
👍25🔥4
ادامه فعالیت درباره چه بازه زمانی از تاریخ باشد؟ 🤔
Final Results
63%
برآمدن ساسانیان تا فروپاشی
37%
اواخر ساسانیان تا برآمدن سلجوقیان
🔶واژه «دین» در قرآن دو معنا دارد، یکی با ریشه آرامی/سریانی و دیگری پارسی میانه
نیکولای ساینای از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجسته عصر حاضر و استاد دانشگاه آکسفورد درباره «دین» چنین میگوید:
«دین» در قرآن یک واژه همآوا است که دو معنای متمایز را حمل میکند و هرگز در یک آیه یا حتی سوره، بهطور همزمان وجود ندارند.
دین¹ | داوری، حسابرسی، judgement
یوم الدین | روز رستاخیز
در آیات مکی اولیه، اسم دین به داوری آخرالزمانی اشاره دارد و در قرآن برای آن، هم از «الدین» و هم از «یوم الدین» استفاده میکند(51:6, 70:26, 74:46, 82:9.15.17.18, 83:11, 95:7, 107:1). عبارت عربی «یوم الدین» با کاربردهای پیشین یهودی و مسیحی مرتبط است. معادل هم ریشه آن، یعنی «yawmā d-dīnā»، در عهد جدید سریانی آمده است، به عنوان مثال در انجیل متی 10:15، 11:22.24 یا دوم پطرس 2:9 و 3:7.
هیچ شعر عربی پیش از اسلام که خدا را به عنوان یک داور آخرالزمانی به تصویر بکشد، وجود ندارد. با این حال، عربیسازی yawmā d-dīnā به یوم الدین احتمالاً پیش از قرآن و عمدتاً در میان مسیحیان و یهودیان عرب زبان رخ داده است. در این زمینه، شایان توجه است که عربی اولیه میتواند از فعل دانَ به معنای «محکوم کردن» استفاده کند. این معنی فعل دانَ میتواند از صورت اسمی از dīn < dīnā، «داوری» گرفته شده باشد.
دین² | مذهب، کیش، عبادت مذهبی، پرستش دینی، religion, religious worship
در آیاتی که به دوره مکی متأخر (مثلاً 16:52, 29:65, 30:30.32.43,31:32, 40:14.26.65) یا دوره مدنی (مثلاً 2:132.193.217.256, 3:19.24.73.83.85) مربوط میشوند، کلمه دین به جنبههایی از مفهوم مدرن دین نزدیک میشود. دین به معنای «religion» یا «religious worship» به شکل قانع کنندهای از dēn پارسی میانه مشتق شده است.
حداقل طبق نظر یک محقق، کلمه اوستایی دئنا که دین پارسی میانه از آن گرفته شده است، در دوره اوستایی جوان به عنوان اصطلاحی برای کل نظام آیینها و باورهای زرتشتی به کار میرفته است.
پس از آن، مانی و جانشینان اولیهاش در ایران قرن سوم میلادی واژه دین را به عنوان یک اصطلاح کلی برای طیف وسیعی از اعمال آیینی مختلف ارتقا دادند و بدین ترتیب منجر به «شفاف سازی مفهوم «دین»» [“crystallization of the concept of ‘religion’”] شدند که در نهایت به اسلام به ارث رسید. برخلاف کاهن زرتشتی - یا به طور دقیقتر، مزدیسنی - قرن سوم، کرتیر، که چندین کتیبه از خود به جای گذاشت، مانویان «از فراخواندن سایر سنتها به عنوان دین، حتی در زمینه نقد آنها، اجتناب نمیکردند و بنابراین میتوانستند به صورت جمع از دینان صحبت کنند».
در ادبیات پهلوی، که حداقل بخشی از آن پس از اسلام است، دین به معنای «کل سنت دینی زرتشتی، یک جهانبینی به معنای وسیع آن، و همچنین به معنای مجموعه حکمت و آموزههای مقدس» است. (پست کامل)
در مورد ریشه شناسی واژه عربی دین به معنای religion، یوزف هوروویتز وامگیری مستقیم از فارسی میانه را در نظر میگیرد. در مقابل، آرتور جفری سریانی را به عنوان واسطه احتمالی معرفی میکند. با این حال، هنوز باید ارزیابی شود که دین سریانی واقعاً چقدر رایج است و آیا واقعاً به عنوان یک اصطلاح کلی برای جوامع مذهبی مختلف یا نظامهای اعتقادی و اعمال آیینی به کار میرفته یا بیشتر با «دین مجوسیان» مرتبط بوده است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
نیکولای ساینای از اسلام شناسان و قرآن پژوهان برجسته عصر حاضر و استاد دانشگاه آکسفورد درباره «دین» چنین میگوید:
«دین» در قرآن یک واژه همآوا است که دو معنای متمایز را حمل میکند و هرگز در یک آیه یا حتی سوره، بهطور همزمان وجود ندارند.
دین¹ | داوری، حسابرسی، judgement
یوم الدین | روز رستاخیز
در آیات مکی اولیه، اسم دین به داوری آخرالزمانی اشاره دارد و در قرآن برای آن، هم از «الدین» و هم از «یوم الدین» استفاده میکند(51:6, 70:26, 74:46, 82:9.15.17.18, 83:11, 95:7, 107:1). عبارت عربی «یوم الدین» با کاربردهای پیشین یهودی و مسیحی مرتبط است. معادل هم ریشه آن، یعنی «yawmā d-dīnā»، در عهد جدید سریانی آمده است، به عنوان مثال در انجیل متی 10:15، 11:22.24 یا دوم پطرس 2:9 و 3:7.
هیچ شعر عربی پیش از اسلام که خدا را به عنوان یک داور آخرالزمانی به تصویر بکشد، وجود ندارد. با این حال، عربیسازی yawmā d-dīnā به یوم الدین احتمالاً پیش از قرآن و عمدتاً در میان مسیحیان و یهودیان عرب زبان رخ داده است. در این زمینه، شایان توجه است که عربی اولیه میتواند از فعل دانَ به معنای «محکوم کردن» استفاده کند. این معنی فعل دانَ میتواند از صورت اسمی از dīn < dīnā، «داوری» گرفته شده باشد.
دین² | مذهب، کیش، عبادت مذهبی، پرستش دینی، religion, religious worship
در آیاتی که به دوره مکی متأخر (مثلاً 16:52, 29:65, 30:30.32.43,31:32, 40:14.26.65) یا دوره مدنی (مثلاً 2:132.193.217.256, 3:19.24.73.83.85) مربوط میشوند، کلمه دین به جنبههایی از مفهوم مدرن دین نزدیک میشود. دین به معنای «religion» یا «religious worship» به شکل قانع کنندهای از dēn پارسی میانه مشتق شده است.
حداقل طبق نظر یک محقق، کلمه اوستایی دئنا که دین پارسی میانه از آن گرفته شده است، در دوره اوستایی جوان به عنوان اصطلاحی برای کل نظام آیینها و باورهای زرتشتی به کار میرفته است.
پس از آن، مانی و جانشینان اولیهاش در ایران قرن سوم میلادی واژه دین را به عنوان یک اصطلاح کلی برای طیف وسیعی از اعمال آیینی مختلف ارتقا دادند و بدین ترتیب منجر به «شفاف سازی مفهوم «دین»» [“crystallization of the concept of ‘religion’”] شدند که در نهایت به اسلام به ارث رسید. برخلاف کاهن زرتشتی - یا به طور دقیقتر، مزدیسنی - قرن سوم، کرتیر، که چندین کتیبه از خود به جای گذاشت، مانویان «از فراخواندن سایر سنتها به عنوان دین، حتی در زمینه نقد آنها، اجتناب نمیکردند و بنابراین میتوانستند به صورت جمع از دینان صحبت کنند».
در ادبیات پهلوی، که حداقل بخشی از آن پس از اسلام است، دین به معنای «کل سنت دینی زرتشتی، یک جهانبینی به معنای وسیع آن، و همچنین به معنای مجموعه حکمت و آموزههای مقدس» است. (پست کامل)
در مورد ریشه شناسی واژه عربی دین به معنای religion، یوزف هوروویتز وامگیری مستقیم از فارسی میانه را در نظر میگیرد. در مقابل، آرتور جفری سریانی را به عنوان واسطه احتمالی معرفی میکند. با این حال، هنوز باید ارزیابی شود که دین سریانی واقعاً چقدر رایج است و آیا واقعاً به عنوان یک اصطلاح کلی برای جوامع مذهبی مختلف یا نظامهای اعتقادی و اعمال آیینی به کار میرفته یا بیشتر با «دین مجوسیان» مرتبط بوده است.
📚| Key terms of Qur'an, A Critical
Dictionary
✍| Nicolai Sinai
🏛| Princeton University Press
📅| July 11, 2023
📖| page 292_296
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍26🔥4❤1👏1
🔶مانویان خود را چه میدانستند و چه مینامیدند؟ هویت دینی آنها چگونه بود؟
در این مورد باید مانویان را به ۳ بخشِ ایرانی، لاتین، و مصری، تقسیم کنیم.
ادامه در فرسته بعدی...
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
در این مورد باید مانویان را به ۳ بخشِ ایرانی، لاتین، و مصری، تقسیم کنیم.
ادامه در فرسته بعدی...
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍13👏1
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
Photo
این واقعیت که مانویان لاتینی خود را «مسیحی» مینامیدند و مانویان ایرانی خود را «مزداپرست»¹ میخواندند، البته میتواند اینگونه تفسیر شود که همه آنها در حقیقت فقط خود را مانوی میدانستند، به طوری که سایر خودنامگذاریهایشان فقط به صورت هدفمند و غیرصادقانه استفاده میشد.
حقیقت این است که عنصر ثابت در هویت مانوی همواره احساس تعلق به جمعیت پیروان مانی بوده است (اگرچه این امر به ندرت با واژه «مانوی» بیان میشود)، اما این بدان معنا نیست که تطبیق هویت مانویان با سنتهای دینی مسیحی یا ایرانی فقط هدفمند بوده است. از نظر تاریخی نیز غیرمحتمل است که مانویان توانسته باشند هویتی تغییرناپذیر را در زمینههای فرهنگی کاملاً متفاوت و در طول صدها سال حفظ کنند.
به نظر میرسد که مانویان مصری همانند همدینان لاتینی خود بهندرت از نام و صفت «مانوی» استفاده میکردند. با این حال، برخلاف آنها، شواهد روشنی از استفاده از نام «مسیحی» بهعنوان خودنام (autonym) وجود ندارد. خودنامهای متغیر به نظر میرسد که برای مقاصد داخلی در مانویت مصری کافی بوده است. با این حال، عدم وجود بحثهای جدلی (polemics) علیه مسیحیان این امکان را مطرح میکند که «مسیحی» یکی از این نامهای متغیر بوده باشد، هرچند شواهد قطعی هنوز پیدا نشده است.
¹- واژه māzdēs در پارسی میانه به معنای «پرستندهٔ مزدا»، که هم به عنوان لقبی برای زرتشتیان و هم برای مانویان به کار رفته است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
حقیقت این است که عنصر ثابت در هویت مانوی همواره احساس تعلق به جمعیت پیروان مانی بوده است (اگرچه این امر به ندرت با واژه «مانوی» بیان میشود)، اما این بدان معنا نیست که تطبیق هویت مانویان با سنتهای دینی مسیحی یا ایرانی فقط هدفمند بوده است. از نظر تاریخی نیز غیرمحتمل است که مانویان توانسته باشند هویتی تغییرناپذیر را در زمینههای فرهنگی کاملاً متفاوت و در طول صدها سال حفظ کنند.
به نظر میرسد که مانویان مصری همانند همدینان لاتینی خود بهندرت از نام و صفت «مانوی» استفاده میکردند. با این حال، برخلاف آنها، شواهد روشنی از استفاده از نام «مسیحی» بهعنوان خودنام (autonym) وجود ندارد. خودنامهای متغیر به نظر میرسد که برای مقاصد داخلی در مانویت مصری کافی بوده است. با این حال، عدم وجود بحثهای جدلی (polemics) علیه مسیحیان این امکان را مطرح میکند که «مسیحی» یکی از این نامهای متغیر بوده باشد، هرچند شواهد قطعی هنوز پیدا نشده است.
¹- واژه māzdēs در پارسی میانه به معنای «پرستندهٔ مزدا»، که هم به عنوان لقبی برای زرتشتیان و هم برای مانویان به کار رفته است.
📚 MANICHAEAN: SELF-DESIGNATIONS IN THE WESTERN TRADITION
🏛 Augustine and Manichaean Christianity (Brill)
✍ Nils Arne Pedersen
📖 192, 193
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍22👏1
💢 سکههای اردشیر بابکان با ولیعهد شاپور یا ابرسام وزیر؟!
مردی بیریش، که نشان غنچهای شکل بر روی کلاه خود دارد، در سه نقش برجسته اعطای مقام اردشیر در نقش رجب، فیروزآباد و نقش رستم (🖼3) و همچنین نقش برجسته نبرد سوارکاری در فیروزآباد (🖼4) به تصویر کشیده شده است.
برای مدتی طولانی، بسیاری از محققان او را یک پیشخدمت بادبزن دار میدانستند، اما در نقش برجسته نبرد در فیروزآباد، او به عنوان یک جنگجوی سوارکار ساسانی، بلافاصله پس از اردشیر و شاپور، در نبرد با پارتیان به تصویر کشیده شده است. علاوه بر این، وجود یک نشان بر روی کلاه او، نشاندهنده شخصیتی با اهمیت است، نه یک پیشخدمت.
با توجه به گزارشات اخبار الطول دینور و شاهنامه فردوسی، میتوان این چهره بیریش را ابرسام وزیر اردشیر بابکان تصور کرد.
لوکونین مشاهده کرد که یک سری از سکههای مسی ضرب شده در زمان شاپور (🖼۵ و ۶)، ضرب مجدد سکههای اردشیر بودهاند و احتمالاً دلیل این کار، سقوط ابرسام از چشم دربار به علتی ناشناخته بوده است.
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
مردی بیریش، که نشان غنچهای شکل بر روی کلاه خود دارد، در سه نقش برجسته اعطای مقام اردشیر در نقش رجب، فیروزآباد و نقش رستم (🖼3) و همچنین نقش برجسته نبرد سوارکاری در فیروزآباد (🖼4) به تصویر کشیده شده است.
برای مدتی طولانی، بسیاری از محققان او را یک پیشخدمت بادبزن دار میدانستند، اما در نقش برجسته نبرد در فیروزآباد، او به عنوان یک جنگجوی سوارکار ساسانی، بلافاصله پس از اردشیر و شاپور، در نبرد با پارتیان به تصویر کشیده شده است. علاوه بر این، وجود یک نشان بر روی کلاه او، نشاندهنده شخصیتی با اهمیت است، نه یک پیشخدمت.
با توجه به گزارشات اخبار الطول دینور و شاهنامه فردوسی، میتوان این چهره بیریش را ابرسام وزیر اردشیر بابکان تصور کرد.
لوکونین مشاهده کرد که یک سری از سکههای مسی ضرب شده در زمان شاپور (🖼۵ و ۶)، ضرب مجدد سکههای اردشیر بودهاند و احتمالاً دلیل این کار، سقوط ابرسام از چشم دربار به علتی ناشناخته بوده است.
📚| The so-called ‘Thronfolgerprägungen’ of Ardashīr I reconsidered
✍| Ehsan Shavarebi
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍23
جدل_نگاری_سریانی_شرقی_بر_ضد_دین_زرتشتی_ریچارد_پین.pdf
1.9 MB
#معرفی_مقاله
📚| جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضد دین زردشتی و پسزمینۀ سیاسیِ آن
✍| ریچارد پِین
🔄| بهرام روشن ضمیر
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
📚| جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضد دین زردشتی و پسزمینۀ سیاسیِ آن
✍| ریچارد پِین
🔄| بهرام روشن ضمیر
≠ @Rew_Iran | ریو ایران ≠
👍16
≠ ریو ایران | Rew Iran ≠
Photo
🔶 بهرام چوبین: منجی آخرالزمانی دین زرتشتی
ادامه در پست بعدی... 👇
ادامه در پست بعدی... 👇
👍19👎2