هنر آگاهانه زیستن
مایلید مطالب غالباً درباره کدامیک از موضوعات زیر باشند؟
اگر گزینه مورد نظرتون در بین اینها نبود میتونید کامنت همین نظرسنجی اضافه کنید. ازین به بعد همین نظرسنجی رو مبنا قرار میدم هرکس هم خارج بشه از اینجا دیگه صرفاً دلایل شخصی خودش بوده نه کم کاری یا بی اهمیتی من.
🅾️ خطای علاقه
✍🏼 دکتر علی محمد مصدق راد
◼️ خطای علاقه یا سوگیری دوستداشتن Liking Bias به تمایل ناخودآگاه افراد برای موافقت، اعتماد یا تصمیمگیری به نفع کسانی اشاره دارد که آنها را دوست دارند و با آنها احساس شباهت میکنند. این پدیده توسط رابرت سیالدینی Robert Cialdini مطرح شد. او معتقد بود که جذابیت فردی، شباهتهای ظاهری یا ارزشی، تعریف و تمجید و تعاملات مثبت قضاوت منطقی را تحت تأثیر قرار میدهند.
◻️ در سازمانهای بهداشتی و درمانی، این سوگیری ممکن است در فرایند جذب و ارتقای کارکنان، تخصیص فرصتهای آموزشی، ارزیابی عملکرد یا حتی در تعامل با تأمینکنندگان تجهیزات پزشکی بروز یابد. مدیری که با یکی از کارکنان به دلیل اشتراکات شخصی یا ارتباط عاطفی رابطه گرمتری دارد، ممکن است بهطور ناخواسته عملکرد او را بالاتر ارزیابی کند یا در تخصیص منابع به او اولویت دهد. در کمیتههای تصمیمگیری نیز ممکن است پیشنهاد فردی که بیان شیوا یا شخصیت جذابتری دارد، بیش از پیشنهاد دقیقتر اما کمجاذبهتر مورد پذیرش قرار گیرد.
◼️ آثار این سوگیری در سطح فردی و سازمانی گسترده است. در سطح منابع انسانی، ترجیح دادن افراد محبوب ممکن است به شکلگیری ادراک بیعدالتی، کاهش انگیزه سایر کارکنان و تضعیف فرهنگ شایستهسالاری منجر شود. اگر برخی اعضا احساس کنند معیار تصمیمگیری روابط شخصی به جای شایستگی است، انسجام تیمی و اعتماد متقابل کاهش مییابد. در سطح مدیریتی، سوگیری علاقه موجب انتخاب نادرست مدیران میانی یا سرپرستان میشود. حتی در تصمیمهای بالینی، ارتباط عاطفی با بیمار یا خانواده او ممکن است قضاوت حرفهای را تحت تأثیر قرار دهد و موجب تمایل به اقدامات غیرضروری گردد.
⋉ این سوگیری شبکههای غیررسمی قدرت را تقویت میکند و مسیرهای شفاف پاسخگویی را تضعیف مینماید.
◻️ علل شکلگیری خطای علاقه را میتوان در سازوکارهای تکاملی و اجتماعی انسان جستوجو کرد. انسانها بهطور طبیعی به کسانی گرایش دارند که با آنها شباهت دارند، از آنها تعریف میکنند یا در تعاملات اجتماعی احساس خوشایند ایجاد میکنند. این گرایش موجب تسهیل همکاری و انسجام گروهی در جوامع اولیه شده است، اما در سازمانهای پیچیده امروزی میتواند به انحراف قضاوت منجر شود.
◼️ نیاز به تعلق، ترس از تعارض، تمایل به تأیید اجتماعی و اثر هالهای از دیگر عوامل تقویتکننده این سوگیری هستند. در ساختارهای سلسلهمراتبی، کارکنان ممکن است برای جلب رضایت مدیر، رفتارهایی نشان دهند که جذابیت اجتماعی آنها را افزایش دهد و بهطور ناخودآگاه بر ارزیابی مدیر اثر بگذارد. فرهنگهای سازمانی که شفافیت پایین و معیارهای ارزیابی مبهم دارند، بستر مساعدتری برای بروز این خطا فراهم میکنند، زیرا در غیاب شاخصهای عینی، قضاوتهای شخصی نقش پررنگتری مییابد.
☑️ مدیریت خطای علاقه مستلزم طراحی نظامهای تصمیمگیری شفاف، مبتنی بر معیارهای عینی و قابل ارزیابی است. تدوین شاخصهای روشن برای جذب، ارتقا و ارزیابی عملکرد، استفاده از ارزیابیهای چندمنبعی و مستندسازی تصمیمها میتواند نقش روابط شخصی را کاهش دهد.
🧩 آموزش مدیران درباره سوگیریهای شناختی و اخلاق حرفهای، آنها را نسبت به تمایز میان همدلی حرفهای و جانبداری شخصی آگاه میسازد. ایجاد کمیتههای تصمیمگیری متنوع و چندرشتهای نیز احتمال غلبه ترجیحات فردی را کم میکند. در محیطهای بالینی، تأکید بر راهنماهای مبتنی بر شواهد و تصمیمگیری مشترک با تیم درمان میتواند از اثرگذاری بیش از حد رابطه عاطفی بر قضاوت حرفهای جلوگیری کند. تقویت فرهنگ گفتوگوی باز و امکان طرح نگرانیها درباره بیعدالتی نیز به اصلاح انحرافات کمک میکند. مدیران میتوانند با بازتابدادن مستمر تصمیمهای خود و پرسش از خویش درباره دلایل انتخابها، سطح خودآگاهی شناختی را افزایش دهند و از نفوذ ناخودآگاه علاقه شخصی بکاهند.
📚 مطالعه کتاب «تأثیر: روانشناسی ترغیب» Influence: The Psychology of Persuasion نوشته رابرت سیالدینی Robert Cialdini به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه میشود. این کتاب اصول دوستداشتن، شباهت و جذابیت را در تصمیمگیری انسانها تحلیل میکند. مطالعه این اثر بینشی انتقادی نسبت به فرایندهای قضاوت برای مدیران و کارکنان حوزه سلامت فراهم آورد و آنها را در طراحی سازوکارهای عادلانهتر یاری دهد.
#سوگیری #سوگیری_علاقه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍🏼 دکتر علی محمد مصدق راد
◼️ خطای علاقه یا سوگیری دوستداشتن Liking Bias به تمایل ناخودآگاه افراد برای موافقت، اعتماد یا تصمیمگیری به نفع کسانی اشاره دارد که آنها را دوست دارند و با آنها احساس شباهت میکنند. این پدیده توسط رابرت سیالدینی Robert Cialdini مطرح شد. او معتقد بود که جذابیت فردی، شباهتهای ظاهری یا ارزشی، تعریف و تمجید و تعاملات مثبت قضاوت منطقی را تحت تأثیر قرار میدهند.
◻️ در سازمانهای بهداشتی و درمانی، این سوگیری ممکن است در فرایند جذب و ارتقای کارکنان، تخصیص فرصتهای آموزشی، ارزیابی عملکرد یا حتی در تعامل با تأمینکنندگان تجهیزات پزشکی بروز یابد. مدیری که با یکی از کارکنان به دلیل اشتراکات شخصی یا ارتباط عاطفی رابطه گرمتری دارد، ممکن است بهطور ناخواسته عملکرد او را بالاتر ارزیابی کند یا در تخصیص منابع به او اولویت دهد. در کمیتههای تصمیمگیری نیز ممکن است پیشنهاد فردی که بیان شیوا یا شخصیت جذابتری دارد، بیش از پیشنهاد دقیقتر اما کمجاذبهتر مورد پذیرش قرار گیرد.
◼️ آثار این سوگیری در سطح فردی و سازمانی گسترده است. در سطح منابع انسانی، ترجیح دادن افراد محبوب ممکن است به شکلگیری ادراک بیعدالتی، کاهش انگیزه سایر کارکنان و تضعیف فرهنگ شایستهسالاری منجر شود. اگر برخی اعضا احساس کنند معیار تصمیمگیری روابط شخصی به جای شایستگی است، انسجام تیمی و اعتماد متقابل کاهش مییابد. در سطح مدیریتی، سوگیری علاقه موجب انتخاب نادرست مدیران میانی یا سرپرستان میشود. حتی در تصمیمهای بالینی، ارتباط عاطفی با بیمار یا خانواده او ممکن است قضاوت حرفهای را تحت تأثیر قرار دهد و موجب تمایل به اقدامات غیرضروری گردد.
⋉ این سوگیری شبکههای غیررسمی قدرت را تقویت میکند و مسیرهای شفاف پاسخگویی را تضعیف مینماید.
◻️ علل شکلگیری خطای علاقه را میتوان در سازوکارهای تکاملی و اجتماعی انسان جستوجو کرد. انسانها بهطور طبیعی به کسانی گرایش دارند که با آنها شباهت دارند، از آنها تعریف میکنند یا در تعاملات اجتماعی احساس خوشایند ایجاد میکنند. این گرایش موجب تسهیل همکاری و انسجام گروهی در جوامع اولیه شده است، اما در سازمانهای پیچیده امروزی میتواند به انحراف قضاوت منجر شود.
◼️ نیاز به تعلق، ترس از تعارض، تمایل به تأیید اجتماعی و اثر هالهای از دیگر عوامل تقویتکننده این سوگیری هستند. در ساختارهای سلسلهمراتبی، کارکنان ممکن است برای جلب رضایت مدیر، رفتارهایی نشان دهند که جذابیت اجتماعی آنها را افزایش دهد و بهطور ناخودآگاه بر ارزیابی مدیر اثر بگذارد. فرهنگهای سازمانی که شفافیت پایین و معیارهای ارزیابی مبهم دارند، بستر مساعدتری برای بروز این خطا فراهم میکنند، زیرا در غیاب شاخصهای عینی، قضاوتهای شخصی نقش پررنگتری مییابد.
☑️ مدیریت خطای علاقه مستلزم طراحی نظامهای تصمیمگیری شفاف، مبتنی بر معیارهای عینی و قابل ارزیابی است. تدوین شاخصهای روشن برای جذب، ارتقا و ارزیابی عملکرد، استفاده از ارزیابیهای چندمنبعی و مستندسازی تصمیمها میتواند نقش روابط شخصی را کاهش دهد.
🧩 آموزش مدیران درباره سوگیریهای شناختی و اخلاق حرفهای، آنها را نسبت به تمایز میان همدلی حرفهای و جانبداری شخصی آگاه میسازد. ایجاد کمیتههای تصمیمگیری متنوع و چندرشتهای نیز احتمال غلبه ترجیحات فردی را کم میکند. در محیطهای بالینی، تأکید بر راهنماهای مبتنی بر شواهد و تصمیمگیری مشترک با تیم درمان میتواند از اثرگذاری بیش از حد رابطه عاطفی بر قضاوت حرفهای جلوگیری کند. تقویت فرهنگ گفتوگوی باز و امکان طرح نگرانیها درباره بیعدالتی نیز به اصلاح انحرافات کمک میکند. مدیران میتوانند با بازتابدادن مستمر تصمیمهای خود و پرسش از خویش درباره دلایل انتخابها، سطح خودآگاهی شناختی را افزایش دهند و از نفوذ ناخودآگاه علاقه شخصی بکاهند.
📚 مطالعه کتاب «تأثیر: روانشناسی ترغیب» Influence: The Psychology of Persuasion نوشته رابرت سیالدینی Robert Cialdini به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه میشود. این کتاب اصول دوستداشتن، شباهت و جذابیت را در تصمیمگیری انسانها تحلیل میکند. مطالعه این اثر بینشی انتقادی نسبت به فرایندهای قضاوت برای مدیران و کارکنان حوزه سلامت فراهم آورد و آنها را در طراحی سازوکارهای عادلانهتر یاری دهد.
#سوگیری #سوگیری_علاقه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ یه استاد روانشناسی کودک داشتم می گفت:
✍🏼 محمد وظیفه شناس
#روانشناسی #بغل #آغوش
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
ما فکر می کنیم بغل کردن فقط مال بچه هاست، در حالی که بزرگترها بیشتر بهش احتیاج دارن، از هم دریغ نکنیم
✍🏼 محمد وظیفه شناس
#روانشناسی #بغل #آغوش
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤1
📖 افراد متعصب به ندرت بذلهگو هستند. در واقع آنها طنز را تهدیدی برای یقینهای خودشان میدانند. طنز عموما از یک سو قطعیت را به سخره می گیرد و از سوی دیگر پشتیبان کسی است که با افراد متعصب مخالفند. برای همین است که بازار جوک عمدتا در شرایط سرکوب سیاسی گرم میشود.
☭ اتحاد شوروی و اقمارش بستری مناسب برای انبوه جوکهایی بودند که هم رژیمهای مختلف کمونیست را به سخره میگرفتند و هم حامی مخالفین این رژیمها بودند.
📚 «اعتقاد بدون تعصب»
✍🏼 پیتر برگر و آنتون زایدرولد
♻️مترجم : محمود حبیبی
📇 ناشر: گمان
#برگی_از_یک_کتاب #اعتقاد #تعصب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
☭ اتحاد شوروی و اقمارش بستری مناسب برای انبوه جوکهایی بودند که هم رژیمهای مختلف کمونیست را به سخره میگرفتند و هم حامی مخالفین این رژیمها بودند.
📚 «اعتقاد بدون تعصب»
✍🏼 پیتر برگر و آنتون زایدرولد
♻️مترجم : محمود حبیبی
📇 ناشر: گمان
#برگی_از_یک_کتاب #اعتقاد #تعصب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8❤2👎1
🅾️ لیبرالیسم آنارشیسم نیست
✍🏼 لودویگ فون میزس
♻️ مترجم: آرش جوادینژاد
🧩 گزیدهای است کوتاه از کتاب لیبرالیسم در سنت کلاسیک به قلم فون میزس.
🏛️ دولت (state) نامی است که بر آن دم و دستگاه اجتماعی اجبار و زور میگذاریم که مردم را وا میدارد از قواعد زندگی در جامعه پیروی کنند؛ قانون (law) نام آن قواعدی است که بر مبنای آن دولت به پیش میرود؛ و حکومت (government) نام آن تنوارهای است که مسئولیت ادارهی دمودستگاه اجبار را به عهده دارد. به طور حتم فرقهای وجود دارد بر این باور که میتوان کمابیش با آرامش خیال از هر شکلی از اجبار خلاصی یافت و جامعه را به کلی بر رعایت داوطلبانهی قواعد نانوشتهی اخلاقی بنیاد نهاد. آنارشیستها دولت، قانون و حکومت را نهادهای زائدی در یک نظم اجتماعی میدانند که [خودش به تنهایی] میتواند در خدمت خیر و صلاح همگان عمل کند، بیآنکه در خدمت منافع خاص یک گروه خاص از اندک شماری از صاحبان امتیاز باشد. تنها به این خاطر که نظم اجتماعی فعلی بر مبنای مالکیت خصوصی ابزار تولید بنا شده، توسل به زور و اجبار در دفاع از آن ضروری است. [از نظر آنارشیست،] اگر مالکیت خصوصی برانداخته شده بود، هرکسی، بدون استثناء، از قواعد لازم برای همکاری اجتماعی تبعیت مینمود.
🌀 به این مسأله به طور کامل اشاره شده است که این دکترین تا بدانجا که مربوط به مبحث مالکیت خصوصی بر ابزار تولید میشود، اشتباه است. اما فراتر از این نیز این [دکترین] به کلی غیرقابلدفاع است. آنارشیستها، به درستی، منکر نمیشوند که هر شکلی از همکاری بشری در جامعهای بنا شده بر اساس تقسیم کار مستلزم رعایت برخی از قواعد رفتاری است که همواره مورد توافق همگان نیست—قواعدی که رعایتشان یک از خودگذشتگی را به آنان تحمیل میکند، گرچه موقتی، و از این رو حداقل در همان لحظه رنجی را متوجه ایشان میکند.
🔴 اما آنارشیستها در مفروض گرفتن اینکه همگان، بدون استثناء، تمایل به رعایت این قواعد دارند، اشتباه میکنند. همواره افراد بدمزاجی وجود دارند که با اینکه به خوبی میدانند خوردن یک غذای خاص پس از مدت کوتاهی موجب دردهایی شدید و حتی غیرقابلتحمل برای آنها میشود باز هم با وجود این توان گذشتن از لذت غذای لذیذ را ندارند. روابط متقابل برای زندگی در جامعه به سادگی اثرات فیزیولوژیک یک غذا قابل رهگیری نیست، نتایج آن هم به آن زودی خود را نشان نمیدهد و البته از همهی اینها مهمتر اینکه این عواقب به آن وضوح هم برای فرد خطاکار روشن نیست. بنابراین آیا میتوان این را مفروض گرفت، که به رغم همه اینها هر فردی در یک جامعه آنارشیستی از یک دوراندیشی و قدرت ارادهای قویتر از یک فرد شکمچران بدمزاج برخوردار است، و به دامان یاوهگویی نیفتاد؟ در یک جامعهی آنارشیستی آیا این امکان که کسی از روی تسامح یک کبریت افروخته را جائی اندازد و موجب شروع یک آتشسوزی شود یا از روی خشم و حسد و انتقام موجب صدمه رساندن به همنوعاناش شود، به تمامی منتفی خواهد بود؟
⋉ آنارشیستها در خصوص طبیعت انسان دچار بدفهمی هستند. این [دکترین] عملاً تنها در دنیای فرشتگان و قدیسین قابل اجرا است.
📌لیبرالیسم آنارشیسم نیست، همچنین هیچگونه ارتباط و تقریبی به هیچ وجه منالوجوه با آنارشیسم ندارد. یک لیبرال به روشنی میفهمد که بدون دست یازیدن به اجبار، حیات جامعه به خطر میافتد و اگر قرار باشد که کل ساختمان جامعه هماره در معرض آسیب از جانب هر عضوی از اعضای خود نباشد، باید پشت سر آن قواعد رفتاری که تبعیت از آنها لازمهی همکاری صلحآمیز بشریت است، تهدید زور وجود داشته باشد. کسی باید در موقعیتی باشد [که بتواند] اشخاصی را که تمایل ندارند به زندگی، سلامتی، آزادی فردی، یا دارایی خصوصی سایرین احترام بگذارند، به تن دادن به قواعد جامعه مجبور کند. این کارکردی است که دکترین لیبرال به دولت محول میکند: حفاظت از دارایی، آزادی و صلح.
#لیبرالیسم #آنارشیسم #لودویگ_فون_میزس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍🏼 لودویگ فون میزس
♻️ مترجم: آرش جوادینژاد
🧩 گزیدهای است کوتاه از کتاب لیبرالیسم در سنت کلاسیک به قلم فون میزس.
🏛️ دولت (state) نامی است که بر آن دم و دستگاه اجتماعی اجبار و زور میگذاریم که مردم را وا میدارد از قواعد زندگی در جامعه پیروی کنند؛ قانون (law) نام آن قواعدی است که بر مبنای آن دولت به پیش میرود؛ و حکومت (government) نام آن تنوارهای است که مسئولیت ادارهی دمودستگاه اجبار را به عهده دارد. به طور حتم فرقهای وجود دارد بر این باور که میتوان کمابیش با آرامش خیال از هر شکلی از اجبار خلاصی یافت و جامعه را به کلی بر رعایت داوطلبانهی قواعد نانوشتهی اخلاقی بنیاد نهاد. آنارشیستها دولت، قانون و حکومت را نهادهای زائدی در یک نظم اجتماعی میدانند که [خودش به تنهایی] میتواند در خدمت خیر و صلاح همگان عمل کند، بیآنکه در خدمت منافع خاص یک گروه خاص از اندک شماری از صاحبان امتیاز باشد. تنها به این خاطر که نظم اجتماعی فعلی بر مبنای مالکیت خصوصی ابزار تولید بنا شده، توسل به زور و اجبار در دفاع از آن ضروری است. [از نظر آنارشیست،] اگر مالکیت خصوصی برانداخته شده بود، هرکسی، بدون استثناء، از قواعد لازم برای همکاری اجتماعی تبعیت مینمود.
🌀 به این مسأله به طور کامل اشاره شده است که این دکترین تا بدانجا که مربوط به مبحث مالکیت خصوصی بر ابزار تولید میشود، اشتباه است. اما فراتر از این نیز این [دکترین] به کلی غیرقابلدفاع است. آنارشیستها، به درستی، منکر نمیشوند که هر شکلی از همکاری بشری در جامعهای بنا شده بر اساس تقسیم کار مستلزم رعایت برخی از قواعد رفتاری است که همواره مورد توافق همگان نیست—قواعدی که رعایتشان یک از خودگذشتگی را به آنان تحمیل میکند، گرچه موقتی، و از این رو حداقل در همان لحظه رنجی را متوجه ایشان میکند.
🔴 اما آنارشیستها در مفروض گرفتن اینکه همگان، بدون استثناء، تمایل به رعایت این قواعد دارند، اشتباه میکنند. همواره افراد بدمزاجی وجود دارند که با اینکه به خوبی میدانند خوردن یک غذای خاص پس از مدت کوتاهی موجب دردهایی شدید و حتی غیرقابلتحمل برای آنها میشود باز هم با وجود این توان گذشتن از لذت غذای لذیذ را ندارند. روابط متقابل برای زندگی در جامعه به سادگی اثرات فیزیولوژیک یک غذا قابل رهگیری نیست، نتایج آن هم به آن زودی خود را نشان نمیدهد و البته از همهی اینها مهمتر اینکه این عواقب به آن وضوح هم برای فرد خطاکار روشن نیست. بنابراین آیا میتوان این را مفروض گرفت، که به رغم همه اینها هر فردی در یک جامعه آنارشیستی از یک دوراندیشی و قدرت ارادهای قویتر از یک فرد شکمچران بدمزاج برخوردار است، و به دامان یاوهگویی نیفتاد؟ در یک جامعهی آنارشیستی آیا این امکان که کسی از روی تسامح یک کبریت افروخته را جائی اندازد و موجب شروع یک آتشسوزی شود یا از روی خشم و حسد و انتقام موجب صدمه رساندن به همنوعاناش شود، به تمامی منتفی خواهد بود؟
⋉ آنارشیستها در خصوص طبیعت انسان دچار بدفهمی هستند. این [دکترین] عملاً تنها در دنیای فرشتگان و قدیسین قابل اجرا است.
📌لیبرالیسم آنارشیسم نیست، همچنین هیچگونه ارتباط و تقریبی به هیچ وجه منالوجوه با آنارشیسم ندارد. یک لیبرال به روشنی میفهمد که بدون دست یازیدن به اجبار، حیات جامعه به خطر میافتد و اگر قرار باشد که کل ساختمان جامعه هماره در معرض آسیب از جانب هر عضوی از اعضای خود نباشد، باید پشت سر آن قواعد رفتاری که تبعیت از آنها لازمهی همکاری صلحآمیز بشریت است، تهدید زور وجود داشته باشد. کسی باید در موقعیتی باشد [که بتواند] اشخاصی را که تمایل ندارند به زندگی، سلامتی، آزادی فردی، یا دارایی خصوصی سایرین احترام بگذارند، به تن دادن به قواعد جامعه مجبور کند. این کارکردی است که دکترین لیبرال به دولت محول میکند: حفاظت از دارایی، آزادی و صلح.
#لیبرالیسم #آنارشیسم #لودویگ_فون_میزس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ لیبرال های مسجدی را بهتر بشناسیم [امیرعلی سعیدی، محمدعلی جنت خواه، سید علیرضا صالحی]
👤 آرشام غواصیه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👤 آرشام غواصیه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍9👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ دقیقا ۲۵سال پیش حادثه ۱۱سپتامبر اتفاق افتاد.
🏙 عملیات نجات و آواربرداری این حادثه دلخراش که برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی تخریب شدن، ۸ماه طول کشید.
⋉ شناسایی اجساد این حادثه با دیانای همچنان ادامه داره!
✈️ توی پرواز ۹۳ که تو پنسیلوانیا سقوط کرد، مسافرا از سرنوشت سه هواپیمای دیگه مطلع شدن. بعضیا با خانواده هاشون تماس گرفتن و خداحافظی کردن. به دلیل درگیریای که توی هواپیما پیش اومد، قبل از رسیدن به مقصد سقوط کرد.
9️⃣1️⃣ تر…وریست مسئول عملیات جزو تلفات این حادثه نیستن.
👤 morteza.qiasii
#یازده_سپتامبر
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🏙 عملیات نجات و آواربرداری این حادثه دلخراش که برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی تخریب شدن، ۸ماه طول کشید.
⋉ شناسایی اجساد این حادثه با دیانای همچنان ادامه داره!
✈️ توی پرواز ۹۳ که تو پنسیلوانیا سقوط کرد، مسافرا از سرنوشت سه هواپیمای دیگه مطلع شدن. بعضیا با خانواده هاشون تماس گرفتن و خداحافظی کردن. به دلیل درگیریای که توی هواپیما پیش اومد، قبل از رسیدن به مقصد سقوط کرد.
9️⃣1️⃣ تر…وریست مسئول عملیات جزو تلفات این حادثه نیستن.
👤 morteza.qiasii
#یازده_سپتامبر
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤6👍1
🅾️ حادثه 11 سپتامبر از نگاه سم هریس نویسنده، فیلسوف و عصب شناس آمریکایی
⁉️ چرا نقد بنیادگرایی مذهبی در دنیای امروز به تابو بدل شده است؟
👤 asieh.alikhah
#یازده_سپتامبر #سم_هریس #اسلام_گرایی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
⁉️ چرا نقد بنیادگرایی مذهبی در دنیای امروز به تابو بدل شده است؟
👤 asieh.alikhah
#یازده_سپتامبر #سم_هریس #اسلام_گرایی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
Ⓜ️ مدرسه ی علوم انسانی
▪️با آموختن علوم انسانی بر کیفیت زندگی مان بیافزاییم▪️
Ⓜ️ تاریخ
Ⓜ️ حقوق
Ⓜ️ فلسفه
Ⓜ️ سیاست
Ⓜ️ روانشناسی
Ⓜ️ اقتصاد و....
➕ اگر دوست داشتید ما همراه شما هستیم!
🛜 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
▪️با آموختن علوم انسانی بر کیفیت زندگی مان بیافزاییم▪️
Ⓜ️ تاریخ
Ⓜ️ حقوق
Ⓜ️ فلسفه
Ⓜ️ سیاست
Ⓜ️ روانشناسی
Ⓜ️ اقتصاد و....
➕ اگر دوست داشتید ما همراه شما هستیم!
🛜 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
❤4👎3
🅾️ آیا «شخصیت اعتیادپذیر» واقعاً وجود دارد؟
🔬 پژوهشهای جدید نشان میدهند که شخصیت و ژنتیک هر دو در خطر اعتیاد نقش دارند، اما چیزی به نام یک «شخصیت معتاد» مشخص وجود ندارد. در یک مطالعه ژنتیکی روی بیش از ۱.۱ میلیون نفر، پژوهشگران ارتباط میان بعضی ویژگیهای شخصیتی و مصرف مواد را بررسی کردند. وظیفهشناسی بیشتر با مصرف کمتر مواد مرتبط بود، در حالی که روانرنجوری بیشتر با برخی پیامدهای مرتبط با مصرف مواد، بهویژه وابستگی به الکل، ارتباط داشت. سازگاری نیز در مجموع با خطر کمتر اعتیاد همراه بود.
🔍 مطالعه بزرگ دیگری که روی بیش از یک میلیون نفر انجام شد، نشان داد بخشی از خطر ابتلا به اختلالات مختلف مصرف مواد میان مواد مختلف مشترک است. یعنی ممکن است یک زمینه مشترک برای آسیبپذیری در برابر اعتیاد وجود داشته باشد، اما چیزی به نام «یک ژن اعتیاد» وجود ندارد. مهمتر اینکه این مطالعات نمیتوانند مشخص کنند یک فرد خاص حتماً در آینده معتاد خواهد شد یا نه. عوامل ژنتیکی خطر را تغییر میدهند، اما سرنوشت فرد را تعیین نمیکنند.
💡 ایده «شخصیت اعتیادپذیر» سابقه طولانی دارد. در دورههای مختلف، اعتیاد را به ضعف شخصیت، ناتوانی در کنترل خود، هیجانطلبی یا ویژگیهای دیگری نسبت دادهاند. اما خیلی زود مشخص شد که افراد مختلف میتوانند از مسیرهای کاملاً متفاوتی به یک مشکل مشابه برسند. بعضی افراد برای هیجان و لذت بیشتر به سراغ مواد میروند، در حالی که بعضی دیگر برای فرار موقت از اضطراب، افسردگی، تروما، بیخوابی یا احساسات ناخوشایند از مواد استفاده میکنند.
🌀 این موضوع در نظریه «خوددرمانی» هم مطرح شده است: فرد ممکن است مادهای را انتخاب کند که در کوتاهمدت برای مشکل خاصی که دارد مفید به نظر میرسد. مواد افیونی ممکن است موقتاً خشم یا حال ناخوشایند را آرام کنند، محرکها ممکن است انرژی، اعتمادبهنفس یا تمرکز را بیشتر کنند و الکل یا داروهای آرامبخش ممکن است نگرانی و برانگیختگی شدید را کاهش دهند. اما چیزی که ابتدا راهحلی سریع به نظر میرسد، در ادامه میتواند خودش به مشکل تبدیل شود.
🧬 ژنتیک حدود نیمی از خطر اعتیاد را توضیح میدهد، اما این به معنی قطعی بودن آن نیست. ویژگیهایی مثل هیجانطلبی، اضطراب یا وظیفهشناسی میتوانند احتمال مصرف یا نوع ماده انتخابشده را تحت تأثیر قرار دهند، اما عوامل دیگری مانند نوع ماده، قدرت و مقدار آن، سن اولین مصرف، دسترسی به ماده، تروما، بیماریهای روانی، دوستان و محیط و همچنین تغییرات مغز در اثر مصرف مکرر نیز اهمیت دارند.
⋉ نکته مهم این است که نباید شخصیت فرد قبل از اعتیاد را با رفتار او در دوران مصرف، خماری، ولع شدید یا وابستگی یکی دانست. مثلاً فردی که برای بهدست آوردن هروئین دروغ میگوید، لزوماً ذاتاً فردی دروغگو نیست؛ وابستگی میتواند شرایطی ایجاد کند که فرد برای رسیدن به ماده رفتاری انجام دهد که پیش از اعتیاد از او انتظار نمیرفت.
📌 حتی میزان آسیبپذیری افراد مختلف هم یکسان نیست. ممکن است فردی زمینه ژنتیکی یا شخصیتی بیشتری برای اعتیاد داشته باشد، اما هرگز به دلیل مصرف نکردن ماده دچار اعتیاد نشود. به همین دلیل، ژنها میتوانند منتقل شوند بدون اینکه اعتیاد منتقل شود؛ چیزی که برای ایجاد اعتیاد لازم است، مواجهه و مصرف نیز هست.
✅ بنابراین «شخصیت اعتیادپذیر» بیشتر از آنکه یک واقعیت ساده و قابل تشخیص باشد، برچسبی است که یک مسئله پیچیده را بیش از حد ساده میکند. اعتیاد از مسیرهای مختلفی شکل میگیرد و حاصل تعامل ویژگیهای فردی، ژنتیک، ماده، میزان مصرف، محیط و گذر زمان است.
🧩 در نتیجه یک شخصیت معیوب و مشترک میان همه افراد مبتلا به اعتیاد وجود ندارد. بهتر است به جای تلاش برای درمان یک «شخصیت اعتیادپذیر» خیالی، مسیر منتهی به اعتیاد و خود فرد را بشناسیم و همان عوامل مؤثر را هدف قرار دهیم. این نگاه هم دقیقتر است و هم از برچسبزدن به افراد جلوگیری میکند.
📮منبع: www.psychologytoday.com/us
#روانشناسی #اعتیاد
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔬 پژوهشهای جدید نشان میدهند که شخصیت و ژنتیک هر دو در خطر اعتیاد نقش دارند، اما چیزی به نام یک «شخصیت معتاد» مشخص وجود ندارد. در یک مطالعه ژنتیکی روی بیش از ۱.۱ میلیون نفر، پژوهشگران ارتباط میان بعضی ویژگیهای شخصیتی و مصرف مواد را بررسی کردند. وظیفهشناسی بیشتر با مصرف کمتر مواد مرتبط بود، در حالی که روانرنجوری بیشتر با برخی پیامدهای مرتبط با مصرف مواد، بهویژه وابستگی به الکل، ارتباط داشت. سازگاری نیز در مجموع با خطر کمتر اعتیاد همراه بود.
🔍 مطالعه بزرگ دیگری که روی بیش از یک میلیون نفر انجام شد، نشان داد بخشی از خطر ابتلا به اختلالات مختلف مصرف مواد میان مواد مختلف مشترک است. یعنی ممکن است یک زمینه مشترک برای آسیبپذیری در برابر اعتیاد وجود داشته باشد، اما چیزی به نام «یک ژن اعتیاد» وجود ندارد. مهمتر اینکه این مطالعات نمیتوانند مشخص کنند یک فرد خاص حتماً در آینده معتاد خواهد شد یا نه. عوامل ژنتیکی خطر را تغییر میدهند، اما سرنوشت فرد را تعیین نمیکنند.
💡 ایده «شخصیت اعتیادپذیر» سابقه طولانی دارد. در دورههای مختلف، اعتیاد را به ضعف شخصیت، ناتوانی در کنترل خود، هیجانطلبی یا ویژگیهای دیگری نسبت دادهاند. اما خیلی زود مشخص شد که افراد مختلف میتوانند از مسیرهای کاملاً متفاوتی به یک مشکل مشابه برسند. بعضی افراد برای هیجان و لذت بیشتر به سراغ مواد میروند، در حالی که بعضی دیگر برای فرار موقت از اضطراب، افسردگی، تروما، بیخوابی یا احساسات ناخوشایند از مواد استفاده میکنند.
🌀 این موضوع در نظریه «خوددرمانی» هم مطرح شده است: فرد ممکن است مادهای را انتخاب کند که در کوتاهمدت برای مشکل خاصی که دارد مفید به نظر میرسد. مواد افیونی ممکن است موقتاً خشم یا حال ناخوشایند را آرام کنند، محرکها ممکن است انرژی، اعتمادبهنفس یا تمرکز را بیشتر کنند و الکل یا داروهای آرامبخش ممکن است نگرانی و برانگیختگی شدید را کاهش دهند. اما چیزی که ابتدا راهحلی سریع به نظر میرسد، در ادامه میتواند خودش به مشکل تبدیل شود.
🧬 ژنتیک حدود نیمی از خطر اعتیاد را توضیح میدهد، اما این به معنی قطعی بودن آن نیست. ویژگیهایی مثل هیجانطلبی، اضطراب یا وظیفهشناسی میتوانند احتمال مصرف یا نوع ماده انتخابشده را تحت تأثیر قرار دهند، اما عوامل دیگری مانند نوع ماده، قدرت و مقدار آن، سن اولین مصرف، دسترسی به ماده، تروما، بیماریهای روانی، دوستان و محیط و همچنین تغییرات مغز در اثر مصرف مکرر نیز اهمیت دارند.
⋉ نکته مهم این است که نباید شخصیت فرد قبل از اعتیاد را با رفتار او در دوران مصرف، خماری، ولع شدید یا وابستگی یکی دانست. مثلاً فردی که برای بهدست آوردن هروئین دروغ میگوید، لزوماً ذاتاً فردی دروغگو نیست؛ وابستگی میتواند شرایطی ایجاد کند که فرد برای رسیدن به ماده رفتاری انجام دهد که پیش از اعتیاد از او انتظار نمیرفت.
📌 حتی میزان آسیبپذیری افراد مختلف هم یکسان نیست. ممکن است فردی زمینه ژنتیکی یا شخصیتی بیشتری برای اعتیاد داشته باشد، اما هرگز به دلیل مصرف نکردن ماده دچار اعتیاد نشود. به همین دلیل، ژنها میتوانند منتقل شوند بدون اینکه اعتیاد منتقل شود؛ چیزی که برای ایجاد اعتیاد لازم است، مواجهه و مصرف نیز هست.
✅ بنابراین «شخصیت اعتیادپذیر» بیشتر از آنکه یک واقعیت ساده و قابل تشخیص باشد، برچسبی است که یک مسئله پیچیده را بیش از حد ساده میکند. اعتیاد از مسیرهای مختلفی شکل میگیرد و حاصل تعامل ویژگیهای فردی، ژنتیک، ماده، میزان مصرف، محیط و گذر زمان است.
🧩 در نتیجه یک شخصیت معیوب و مشترک میان همه افراد مبتلا به اعتیاد وجود ندارد. بهتر است به جای تلاش برای درمان یک «شخصیت اعتیادپذیر» خیالی، مسیر منتهی به اعتیاد و خود فرد را بشناسیم و همان عوامل مؤثر را هدف قرار دهیم. این نگاه هم دقیقتر است و هم از برچسبزدن به افراد جلوگیری میکند.
📮منبع: www.psychologytoday.com/us
#روانشناسی #اعتیاد
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ «یه کم الکل برای قلب خوبه»؛ واقعاً؟ 🍷
🫀 سالها این باور وجود داشت که مصرف کم الکل، مخصوصاً شراب، میتونه برای قلب مفید باشه. اما وقتی محققها دادههای جمعیتی بزرگتر رو با دقت بیشتری بررسی کردن، مشخص شد بخش مهمی از این اثر محافظتی میتونه ناشی از خطاهای مقایسه و تفاوتهای سبک زندگی افراد باشه.
🌀 اما داستان وقتی به سرطان میرسه، خیلی روشنتره.
🍷 الکل یک مادهی سرطانزاست و با چندین نوع سرطان ارتباط داره. برای بعضی از این سرطانها هم سطحی از مصرف که بشه گفت «کاملاً بیخطره» مشخص نشده؛ حتی مصرف کم هم میتونه ریسک رو افزایش بده.
⋉ پس جمعبندی علم امروز:
🍺 اگر الکل نمینوشی، برای سلامتی شروع نکن.
و اگر مینوشی، هرچه کمتر، کمخطرتر.
🧩 اون جملهی قدیمیِ «یه کمش خوبه» بیشتر از اینکه توصیهی پزشکی امروز باشه، یادگاری از برداشتهای قدیمیتر از دادههاست.
👤 Doctorfarzam
#الکل #سرطان #سلامتی #پزشکی #سبک_زندگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🫀 سالها این باور وجود داشت که مصرف کم الکل، مخصوصاً شراب، میتونه برای قلب مفید باشه. اما وقتی محققها دادههای جمعیتی بزرگتر رو با دقت بیشتری بررسی کردن، مشخص شد بخش مهمی از این اثر محافظتی میتونه ناشی از خطاهای مقایسه و تفاوتهای سبک زندگی افراد باشه.
🌀 اما داستان وقتی به سرطان میرسه، خیلی روشنتره.
🍷 الکل یک مادهی سرطانزاست و با چندین نوع سرطان ارتباط داره. برای بعضی از این سرطانها هم سطحی از مصرف که بشه گفت «کاملاً بیخطره» مشخص نشده؛ حتی مصرف کم هم میتونه ریسک رو افزایش بده.
⋉ پس جمعبندی علم امروز:
🍺 اگر الکل نمینوشی، برای سلامتی شروع نکن.
و اگر مینوشی، هرچه کمتر، کمخطرتر.
🧩 اون جملهی قدیمیِ «یه کمش خوبه» بیشتر از اینکه توصیهی پزشکی امروز باشه، یادگاری از برداشتهای قدیمیتر از دادههاست.
👤 Doctorfarzam
#الکل #سرطان #سلامتی #پزشکی #سبک_زندگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5❤1