🅾️ تسلیم مرجعیت نشو
خطای مرجعیت
● خطای مرجعیت به تمایل انسان برای پذیرش نظر یا دستور افراد صاحب مقام، شهرت یا تخصص اشاره دارد؛ حتی زمانی که آن افراد اشتباه میکنند. ما معمولاً تصور میکنیم اگر کسی عنوان، جایگاه یا اعتبار بالایی داشته باشد، احتمال خطای او بسیار کم است. اما تاریخ بارها نشان داده که متخصصان و مراجع رسمی نیز میتوانند اشتباهات بزرگی مرتکب شوند. نمونهی آن ناتوانی اکثر اقتصاددانان در پیشبینی بحران مالی ۲۰۰۸ یا اشتباهات گستردهی پزشکی در گذشته است که گاهی درمان را از خود بیماری خطرناکتر میکرد.
○ قدرت مرجعیت در آزمایش مشهور استنلی میلگرام بهخوبی آشکار شد. در این آزمایش، افراد حاضر بودند صرفاً به دلیل دستور یک استاد دانشگاه، شوکهای الکتریکی ظاهراً خطرناک و حتی مرگبار به فرد دیگری وارد کنند. بیشتر شرکتکنندگان با وجود ناراحتی و تردید شخصی، از دستور مرجع بالادست پیروی کردند. این آزمایش نشان داد که انسانها تا چه اندازه آمادگی دارند قضاوت مستقل خود را کنار بگذارند و از یک مرجع اطاعت کنند.
● همین مسئله در دنیای واقعی نیز پیامدهای مهمی دارد. برای سالها در صنعت هوانوردی، خلبانان جایگاهی تقریباً مقدس داشتند و کمکخلبانها به ندرت جرئت میکردند اشتباهات آنها را گوشزد کنند. بعدها مشخص شد که همین فرهنگ اطاعت کورکورانه عامل برخی حوادث هوایی بوده است. به همین دلیل شرکتهای هواپیمایی سازوکارهایی ایجاد کردند تا همهی اعضای تیم بتوانند بدون ترس نظر خود را بیان کنند و اشتباهات احتمالی را به چالش بکشند.
○ در بسیاری از سازمانها هنوز این مشکل وجود دارد. هرچه یک مدیر یا رهبر اقتدار بیشتری داشته باشد، احتمال اینکه اطرافیان سکوت کنند و نظرات مخالف خود را پنهان نگه دارند بیشتر میشود. در نتیجه، تصمیمهای اشتباه بدون هیچ مقاومتی پذیرفته میشوند و هزینههای سنگینی به بار میآورند.
⟁ مرجعیتها همچنین از نمادها برای تقویت نفوذ خود استفاده میکنند؛ از روپوش سفید پزشکان و لباس رسمی مدیران گرفته تا مدالها، عناوین، حضور رسانهای، کتابها و شهرت عمومی. این نشانهها اغلب باعث میشوند پیش از آنکه استدلال فرد را بررسی کنیم، تحت تأثیر جایگاه او قرار بگیریم.
🧩 پیام اصلی فصل این است که اعتبار یک فرد نباید جایگزین ارزیابی منطقی حرفهای او شود. تخصص و تجربه ارزشمندند، اما هیچ مرجعی مصون از خطا نیست. هر زمان که با نظر یک متخصص، مدیر، سیاستمدار یا فرد مشهور روبهرو میشوی، از خودت بپرس آیا استدلال او قانعکننده است یا صرفاً تحت تأثیر مقام و اعتبارش قرار گرفتهای. شفافاندیشی زمانی آغاز میشود که بهجای اطاعت از اشخاص، شواهد و استدلالها را قضاوت کنیم.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #خطای_مرجعیت
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
خطای مرجعیت
● خطای مرجعیت به تمایل انسان برای پذیرش نظر یا دستور افراد صاحب مقام، شهرت یا تخصص اشاره دارد؛ حتی زمانی که آن افراد اشتباه میکنند. ما معمولاً تصور میکنیم اگر کسی عنوان، جایگاه یا اعتبار بالایی داشته باشد، احتمال خطای او بسیار کم است. اما تاریخ بارها نشان داده که متخصصان و مراجع رسمی نیز میتوانند اشتباهات بزرگی مرتکب شوند. نمونهی آن ناتوانی اکثر اقتصاددانان در پیشبینی بحران مالی ۲۰۰۸ یا اشتباهات گستردهی پزشکی در گذشته است که گاهی درمان را از خود بیماری خطرناکتر میکرد.
○ قدرت مرجعیت در آزمایش مشهور استنلی میلگرام بهخوبی آشکار شد. در این آزمایش، افراد حاضر بودند صرفاً به دلیل دستور یک استاد دانشگاه، شوکهای الکتریکی ظاهراً خطرناک و حتی مرگبار به فرد دیگری وارد کنند. بیشتر شرکتکنندگان با وجود ناراحتی و تردید شخصی، از دستور مرجع بالادست پیروی کردند. این آزمایش نشان داد که انسانها تا چه اندازه آمادگی دارند قضاوت مستقل خود را کنار بگذارند و از یک مرجع اطاعت کنند.
● همین مسئله در دنیای واقعی نیز پیامدهای مهمی دارد. برای سالها در صنعت هوانوردی، خلبانان جایگاهی تقریباً مقدس داشتند و کمکخلبانها به ندرت جرئت میکردند اشتباهات آنها را گوشزد کنند. بعدها مشخص شد که همین فرهنگ اطاعت کورکورانه عامل برخی حوادث هوایی بوده است. به همین دلیل شرکتهای هواپیمایی سازوکارهایی ایجاد کردند تا همهی اعضای تیم بتوانند بدون ترس نظر خود را بیان کنند و اشتباهات احتمالی را به چالش بکشند.
○ در بسیاری از سازمانها هنوز این مشکل وجود دارد. هرچه یک مدیر یا رهبر اقتدار بیشتری داشته باشد، احتمال اینکه اطرافیان سکوت کنند و نظرات مخالف خود را پنهان نگه دارند بیشتر میشود. در نتیجه، تصمیمهای اشتباه بدون هیچ مقاومتی پذیرفته میشوند و هزینههای سنگینی به بار میآورند.
⟁ مرجعیتها همچنین از نمادها برای تقویت نفوذ خود استفاده میکنند؛ از روپوش سفید پزشکان و لباس رسمی مدیران گرفته تا مدالها، عناوین، حضور رسانهای، کتابها و شهرت عمومی. این نشانهها اغلب باعث میشوند پیش از آنکه استدلال فرد را بررسی کنیم، تحت تأثیر جایگاه او قرار بگیریم.
🧩 پیام اصلی فصل این است که اعتبار یک فرد نباید جایگزین ارزیابی منطقی حرفهای او شود. تخصص و تجربه ارزشمندند، اما هیچ مرجعی مصون از خطا نیست. هر زمان که با نظر یک متخصص، مدیر، سیاستمدار یا فرد مشهور روبهرو میشوی، از خودت بپرس آیا استدلال او قانعکننده است یا صرفاً تحت تأثیر مقام و اعتبارش قرار گرفتهای. شفافاندیشی زمانی آغاز میشود که بهجای اطاعت از اشخاص، شواهد و استدلالها را قضاوت کنیم.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #خطای_مرجعیت
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤6👍1
🅾️ دوستان سوپرمدل خود را در خانه رها کن
اثر مقایسهای
● اثر مقایسهای به این واقعیت اشاره دارد که ما معمولاً چیزها را بهصورت مطلق ارزیابی نمیکنیم، بلکه آنها را با چیزی که قبل یا کنارشان قرار گرفته مقایسه میکنیم. در نتیجه، ارزش، زیبایی، بزرگی یا ارزانی یک چیز اغلب به خود آن بستگی ندارد، بلکه به نقطهی مرجعی بستگی دارد که ذهن ما برای مقایسه انتخاب کرده است.
○ داستان فروشندهی لباس نمونهی روشنی از این خطاست. وقتی مشتری ابتدا قیمت بسیار بالاتری را میشنود، قیمت واقعی ناگهان معاملهای عالی به نظر میرسد، حتی اگر در شرایط عادی آن را گران بداند. همین اتفاق در آزمایش آب نیز رخ میدهد؛ آب ولرم برای یک دست عادی است، اما برای دستی که قبلاً در آب یخ بوده بسیار گرم احساس میشود. واقعیت تغییر نکرده، فقط نقطهی مقایسه عوض شده است.
● این خطا در زندگی روزمره دائماً بر تصمیمهای ما اثر میگذارد. هنگام خرید یک خودروی گرانقیمت، هزینهی چند هزار دلاریِ آپشنهای اضافی ناچیز به نظر میرسد، در حالی که همان مبلغ در شرایط دیگر ممکن است بسیار قابلتوجه باشد. به همین دلیل شرکتها و فروشندگان ابتدا با اعداد بزرگ ذهن ما را شرطی میکنند و سپس هزینههای کوچکتر را پیشنهاد میدهند.
○ اثر مقایسهای همچنین باعث میشود ارزش پول و انتخابهای خود را بهدرستی ارزیابی نکنیم. بسیاری از افراد برای صرفهجویی اندک در یک خرید ارزان حاضرند زمان زیادی صرف کنند، اما همان مقدار صرفهجویی را در خریدی گران نادیده میگیرند. از نظر منطقی، ارزش زمان و پول در هر دو حالت یکسان است، اما ذهن ما به درصدها و مقایسهها واکنش نشان میدهد، نه به اعداد واقعی.
● در بازارهای مالی و تجارت نیز این خطا فراوان دیده میشود. مردم تصور میکنند کالایی که قبلاً گرانتر بوده و اکنون تخفیف خورده ارزشمندتر است، یا سهامی که از اوج قیمت خود فاصله گرفته الزاماً ارزان شده است. در حالی که گذشته لزوماً چیزی دربارهی ارزش فعلی آن به ما نمیگوید. ذهن ما صرفاً تحت تأثیر مقایسه با یک نقطهی مرجع قرار گرفته است.
⟁ این خطا حتی بر روابط و قضاوتهای شخصی ما نیز اثر میگذارد. جذابیت، موفقیت یا مطلوب بودن افراد اغلب نه به ویژگیهای واقعی آنها، بلکه به کسانی بستگی دارد که در کنارشان قرار میگیرند. به همین دلیل برداشت ما از افراد میتواند با تغییر محیط و مقایسهها کاملاً دگرگون شود.
🧩 پیام اصلی فصل این است که هنگام تصمیمگیری، مراقب نقطهی مرجعی باش که ذهن تو انتخاب کرده است. بسیاری از چیزهایی که گران، ارزان، زیبا یا ارزشمند به نظر میرسند، در واقع فقط در مقایسه با چیزی دیگر چنین جلوه میکنند. شفافاندیشی زمانی شکل میگیرد که بتوانی هر چیز را تا حد ممکن بر اساس ارزش واقعی خودش ارزیابی کنی، نه بر اساس مقایسههایی که دیگران یا ذهنت برایت ساختهاند.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #اثر_مقایسهای
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
اثر مقایسهای
● اثر مقایسهای به این واقعیت اشاره دارد که ما معمولاً چیزها را بهصورت مطلق ارزیابی نمیکنیم، بلکه آنها را با چیزی که قبل یا کنارشان قرار گرفته مقایسه میکنیم. در نتیجه، ارزش، زیبایی، بزرگی یا ارزانی یک چیز اغلب به خود آن بستگی ندارد، بلکه به نقطهی مرجعی بستگی دارد که ذهن ما برای مقایسه انتخاب کرده است.
○ داستان فروشندهی لباس نمونهی روشنی از این خطاست. وقتی مشتری ابتدا قیمت بسیار بالاتری را میشنود، قیمت واقعی ناگهان معاملهای عالی به نظر میرسد، حتی اگر در شرایط عادی آن را گران بداند. همین اتفاق در آزمایش آب نیز رخ میدهد؛ آب ولرم برای یک دست عادی است، اما برای دستی که قبلاً در آب یخ بوده بسیار گرم احساس میشود. واقعیت تغییر نکرده، فقط نقطهی مقایسه عوض شده است.
● این خطا در زندگی روزمره دائماً بر تصمیمهای ما اثر میگذارد. هنگام خرید یک خودروی گرانقیمت، هزینهی چند هزار دلاریِ آپشنهای اضافی ناچیز به نظر میرسد، در حالی که همان مبلغ در شرایط دیگر ممکن است بسیار قابلتوجه باشد. به همین دلیل شرکتها و فروشندگان ابتدا با اعداد بزرگ ذهن ما را شرطی میکنند و سپس هزینههای کوچکتر را پیشنهاد میدهند.
○ اثر مقایسهای همچنین باعث میشود ارزش پول و انتخابهای خود را بهدرستی ارزیابی نکنیم. بسیاری از افراد برای صرفهجویی اندک در یک خرید ارزان حاضرند زمان زیادی صرف کنند، اما همان مقدار صرفهجویی را در خریدی گران نادیده میگیرند. از نظر منطقی، ارزش زمان و پول در هر دو حالت یکسان است، اما ذهن ما به درصدها و مقایسهها واکنش نشان میدهد، نه به اعداد واقعی.
● در بازارهای مالی و تجارت نیز این خطا فراوان دیده میشود. مردم تصور میکنند کالایی که قبلاً گرانتر بوده و اکنون تخفیف خورده ارزشمندتر است، یا سهامی که از اوج قیمت خود فاصله گرفته الزاماً ارزان شده است. در حالی که گذشته لزوماً چیزی دربارهی ارزش فعلی آن به ما نمیگوید. ذهن ما صرفاً تحت تأثیر مقایسه با یک نقطهی مرجع قرار گرفته است.
⟁ این خطا حتی بر روابط و قضاوتهای شخصی ما نیز اثر میگذارد. جذابیت، موفقیت یا مطلوب بودن افراد اغلب نه به ویژگیهای واقعی آنها، بلکه به کسانی بستگی دارد که در کنارشان قرار میگیرند. به همین دلیل برداشت ما از افراد میتواند با تغییر محیط و مقایسهها کاملاً دگرگون شود.
🧩 پیام اصلی فصل این است که هنگام تصمیمگیری، مراقب نقطهی مرجعی باش که ذهن تو انتخاب کرده است. بسیاری از چیزهایی که گران، ارزان، زیبا یا ارزشمند به نظر میرسند، در واقع فقط در مقایسه با چیزی دیگر چنین جلوه میکنند. شفافاندیشی زمانی شکل میگیرد که بتوانی هر چیز را تا حد ممکن بر اساس ارزش واقعی خودش ارزیابی کنی، نه بر اساس مقایسههایی که دیگران یا ذهنت برایت ساختهاند.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #اثر_مقایسهای
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤2👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ توی این ویدیو درباره توجیه، خودفریبی، و قیمتی که برای دروغ به خود میدیم حرف زدم.
⋉ فرق آدم عاقل و خودفریب توی یه چیزه: یکی حقیقت تلخ رو میپذیره، یکی توی دروغهاش خفه میشه.
👤 ego.podcastt
#خودفریبی #روانشناسی #توجیه #خودشناسی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
⋉ فرق آدم عاقل و خودفریب توی یه چیزه: یکی حقیقت تلخ رو میپذیره، یکی توی دروغهاش خفه میشه.
👤 ego.podcastt
#خودفریبی #روانشناسی #توجیه #خودشناسی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4👌1
🅾️ چرا یک نقشهی غلط را به نبود نقشه ترجیح میدهیم؟
خطای در دسترس بودن
● خطای در دسترس بودن به این تمایل ذهن اشاره دارد که ما بر اساس مثالهایی قضاوت میکنیم که سریعتر و راحتتر به یادمان میآیند، نه بر اساس واقعیت آماری. در نتیجه، تصویری که از دنیا میسازیم بیشتر تحت تأثیر چیزهایی است که دیدهایم، شنیدهایم یا اخیراً برایمان رخ داده، نه چیزهایی که واقعاً محتملتر یا مهمترند.
○ به همین دلیل است که داستانهایی مثل «پدربزرگم روزی سه بسته سیگار میکشید و صد سال عمر کرد» یا «دوستم در منهتن در امنیت کامل زندگی میکند» میتوانند برداشت ما از واقعیت را منحرف کنند. این مثالها در ذهن ما پررنگ و قابل دسترساند، اما نمایندهی کل واقعیت نیستند. در واقع، مغز ما به جای تحلیل دقیق آمار، به سراغ نمونههای آماده و در دسترس میرود.
● این خطا باعث میشود ریسکها را اشتباه ارزیابی کنیم. حوادثی که پر سر و صدا و ترسناکاند، مثل سقوط هواپیما یا قتل، بیش از حد واقعیشان خطرناک به نظر میرسند، چون در اخبار و ذهن ما حضور پررنگ دارند. در مقابل، خطرات آرام و تدریجی مثل بیماریها یا افسردگی کمتر دیده میشوند و در نتیجه کمتر از حد واقعی جدی گرفته میشوند.
○ در محیطهای حرفهای هم همین اتفاق رخ میدهد. پزشکان و مشاوران معمولاً به درمانها یا روشهایی تکیه میکنند که بیشتر با آنها آشنا هستند، نه لزوماً بهترین گزینه موجود. سازمانها و مدیران نیز اغلب درباره چیزهایی تصمیم میگیرند که در دسترس اطلاعاتیشان هست، نه آنچه واقعاً اهمیت بیشتری دارد. نتیجه این میشود که تصمیمها به جای اینکه بر اساس دادههای کامل باشند، بر اساس اطلاعات دمدستی شکل میگیرند.
⟁ این خطا حتی میتواند باعث شود ما به «نقشهای غلط» بچسبیم، فقط چون بهتر از نداشتن نقشه است. به جای اینکه بپذیریم اطلاعات ناقص داریم، از همان اطلاعات ناقص و حتی اشتباه استفاده میکنیم و آن را مبنای تصمیم قرار میدهیم. در اقتصاد و بازارهای مالی، این مسئله میتواند به تصمیمهای پرهزینه منجر شود، چون ابزارهای آشنا را حتی زمانی که ناکارآمدند ادامه میدهیم.
🧩 در نهایت، راه مقابله با این خطا این است که آگاه باشیم ذهن ما به طور طبیعی به سمت مثالهای در دسترس متمایل میشود. برای تصمیمگیری دقیقتر باید خودمان را مجبور کنیم به دنبال دادههایی برویم که کمتر دیده میشوند اما مهمترند، و فقط به آنچه راحت به ذهن میآید تکیه نکنیم.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #خطای_دردسترس_بودن
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
خطای در دسترس بودن
● خطای در دسترس بودن به این تمایل ذهن اشاره دارد که ما بر اساس مثالهایی قضاوت میکنیم که سریعتر و راحتتر به یادمان میآیند، نه بر اساس واقعیت آماری. در نتیجه، تصویری که از دنیا میسازیم بیشتر تحت تأثیر چیزهایی است که دیدهایم، شنیدهایم یا اخیراً برایمان رخ داده، نه چیزهایی که واقعاً محتملتر یا مهمترند.
○ به همین دلیل است که داستانهایی مثل «پدربزرگم روزی سه بسته سیگار میکشید و صد سال عمر کرد» یا «دوستم در منهتن در امنیت کامل زندگی میکند» میتوانند برداشت ما از واقعیت را منحرف کنند. این مثالها در ذهن ما پررنگ و قابل دسترساند، اما نمایندهی کل واقعیت نیستند. در واقع، مغز ما به جای تحلیل دقیق آمار، به سراغ نمونههای آماده و در دسترس میرود.
● این خطا باعث میشود ریسکها را اشتباه ارزیابی کنیم. حوادثی که پر سر و صدا و ترسناکاند، مثل سقوط هواپیما یا قتل، بیش از حد واقعیشان خطرناک به نظر میرسند، چون در اخبار و ذهن ما حضور پررنگ دارند. در مقابل، خطرات آرام و تدریجی مثل بیماریها یا افسردگی کمتر دیده میشوند و در نتیجه کمتر از حد واقعی جدی گرفته میشوند.
○ در محیطهای حرفهای هم همین اتفاق رخ میدهد. پزشکان و مشاوران معمولاً به درمانها یا روشهایی تکیه میکنند که بیشتر با آنها آشنا هستند، نه لزوماً بهترین گزینه موجود. سازمانها و مدیران نیز اغلب درباره چیزهایی تصمیم میگیرند که در دسترس اطلاعاتیشان هست، نه آنچه واقعاً اهمیت بیشتری دارد. نتیجه این میشود که تصمیمها به جای اینکه بر اساس دادههای کامل باشند، بر اساس اطلاعات دمدستی شکل میگیرند.
⟁ این خطا حتی میتواند باعث شود ما به «نقشهای غلط» بچسبیم، فقط چون بهتر از نداشتن نقشه است. به جای اینکه بپذیریم اطلاعات ناقص داریم، از همان اطلاعات ناقص و حتی اشتباه استفاده میکنیم و آن را مبنای تصمیم قرار میدهیم. در اقتصاد و بازارهای مالی، این مسئله میتواند به تصمیمهای پرهزینه منجر شود، چون ابزارهای آشنا را حتی زمانی که ناکارآمدند ادامه میدهیم.
🧩 در نهایت، راه مقابله با این خطا این است که آگاه باشیم ذهن ما به طور طبیعی به سمت مثالهای در دسترس متمایل میشود. برای تصمیمگیری دقیقتر باید خودمان را مجبور کنیم به دنبال دادههایی برویم که کمتر دیده میشوند اما مهمترند، و فقط به آنچه راحت به ذهن میآید تکیه نکنیم.
📚 منبع هنر شفاف اندیشیدن
👤 رولف دوبلی
#سوگیری #سوگیری_شناختی #خطای_دردسترس_بودن
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📖 کتاب «دوباره نگاه کن» اثر تالی شروت، پژوهشگر علوم اعصاب شناختی، نگاهی متفاوت به رفتار انسان و مقاومت ما در برابر تغییر دارد. شروت با تکیه بر یافتههای روانشناسی و علوم اعصاب نشان میدهد که انسانها همیشه بر اساس منطق تصمیم نمیگیرند؛ بلکه عادتها، سوگیریهای ذهنی و احساس امنیت ناشی از تکرار، بخش بزرگی از رفتار روزمره ما را شکل میدهند.
📌 ما معمولاً عادت را پدیدهای مثبت میدانیم، چون باعث صرفهجویی در انرژی ذهنی میشود. اما از دیدگاه علمی، عادت میتواند یک نقطه ضعف هم باشد. زمانی که مغز بیش از حد به الگوهای آشنا تکیه میکند، حساسیت ما نسبت به تغییرات محیط کاهش مییابد و احتمال نادیده گرفتن فرصتها یا حتی خطرهای جدید افزایش پیدا میکند. به همین دلیل پژوهشگران گاهی از مفهوم «عادتزدایی» یاد میکنند؛ یعنی خارج شدن آگاهانه از رفتارهای تکراری برای بازگرداندن توجه، کنجکاوی و انعطافپذیری ذهن. گاهی رشد، نه در ساختن یک عادت جدید، بلکه در شکستن یک عادت قدیمی اتفاق میافتد.
🧩 شما آخرین بار چه عادتی را کنار گذاشتید
که زندگیتان را بهتر کرد؟
📮 e.gomade
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
📌 ما معمولاً عادت را پدیدهای مثبت میدانیم، چون باعث صرفهجویی در انرژی ذهنی میشود. اما از دیدگاه علمی، عادت میتواند یک نقطه ضعف هم باشد. زمانی که مغز بیش از حد به الگوهای آشنا تکیه میکند، حساسیت ما نسبت به تغییرات محیط کاهش مییابد و احتمال نادیده گرفتن فرصتها یا حتی خطرهای جدید افزایش پیدا میکند. به همین دلیل پژوهشگران گاهی از مفهوم «عادتزدایی» یاد میکنند؛ یعنی خارج شدن آگاهانه از رفتارهای تکراری برای بازگرداندن توجه، کنجکاوی و انعطافپذیری ذهن. گاهی رشد، نه در ساختن یک عادت جدید، بلکه در شکستن یک عادت قدیمی اتفاق میافتد.
🧩 شما آخرین بار چه عادتی را کنار گذاشتید
که زندگیتان را بهتر کرد؟
📮 e.gomade
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6🕊2
🅾️ پیامرسان دولتی فرانسه هدف حمله قرار گرفت: ادعای سرقت هزاران پیام و فایل
✍️ یونس مرادی
● دولت فرانسه سال گذشته برای کاهش وابستگی به پیامرسانهای خارجی، استفاده از ابزارهایی مثل واتساپ و سیگنال را برای کارمندان دولتی ممنوع کرد و پیامرسان بومی و رمزنگاریشده «تی چپ» (Tchap) را جایگزین آنها کرد؛ پلتفرمی که ثبتنام در آن فقط با ایمیلهای دولتی ممکن است و بیش از ۳۰۰ هزار کاربر فعال دارد.
حالا مقامهای فرانسوی از رخنهای امنیتی در همین پیامرسان خبر دادهاند؛ رخدادی که ممکن است دادههای بخشی از کاربران و محتوای برخی گفتوگوهای عمومی را در معرض دسترسی مهاجم قرار داده باشد.
○ «آژانس امنیت سایبری فرانسه» (ANSSI) وقوع این رخنه را تأیید کرده و همزمان یک هکر در دارکوب مدعی شده ۱۳.۵ گیگابایت داده از این پلتفرم سرقت کرده است. طبق ادعای او، این دادهها شامل اطلاعات بیش از ۷۳ هزار حساب کاربری، حدود ۶۴۳ هزار پیام، ۸۷۶ اتاق گفتوگو (از جمله اتاقهای چندین وزارتخانه کلیدی فرانسه) است؛ هرچند تحقیقات رسمی هنوز ادامه دارد.
⟁ تا اینجا نشانهای از شکستهشدن رمزنگاری یا نفوذ مستقیم به زیرساخت اصلی اعلام نشده است. ماجرا بیشتر شبیه تصاحب یک حساب معتبر و سوءاستفاده از دسترسیهای همان حساب به نظر میرسد؛ مسیری که خود مهاجم هم آن را نتیجه مهندسی اجتماعی دانسته است. نکته مهم اینجاست که اگرچه پیامهای خصوصی تی چپ رمزنگاری سرتاسری دارند، اما اتاقهای گفتوگوی عمومی چنین محافظتی ندارند.
🧩 این رخداد یادآوری میکند که بومی بودن یا اختصاصی بودن یک پلتفرم، بهتنهایی ضامن امنیت نیست. حتی اگر زیرساخت فنی امن باشد، خطای انسانی، مهندسی اجتماعی و ضعف در مدیریت دسترسیها میتواند راه نفوذ را باز کند. برای سازمانها، امنیت فقط انتخاب ابزار نیست؛ آموزش کاربران، محدودکردن دسترسیها و جدی گرفتن سواد دیجیتال هم بخش اصلی ماجراست.
~ NooshDaroo
#حریم_خصوصی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ یونس مرادی
● دولت فرانسه سال گذشته برای کاهش وابستگی به پیامرسانهای خارجی، استفاده از ابزارهایی مثل واتساپ و سیگنال را برای کارمندان دولتی ممنوع کرد و پیامرسان بومی و رمزنگاریشده «تی چپ» (Tchap) را جایگزین آنها کرد؛ پلتفرمی که ثبتنام در آن فقط با ایمیلهای دولتی ممکن است و بیش از ۳۰۰ هزار کاربر فعال دارد.
حالا مقامهای فرانسوی از رخنهای امنیتی در همین پیامرسان خبر دادهاند؛ رخدادی که ممکن است دادههای بخشی از کاربران و محتوای برخی گفتوگوهای عمومی را در معرض دسترسی مهاجم قرار داده باشد.
○ «آژانس امنیت سایبری فرانسه» (ANSSI) وقوع این رخنه را تأیید کرده و همزمان یک هکر در دارکوب مدعی شده ۱۳.۵ گیگابایت داده از این پلتفرم سرقت کرده است. طبق ادعای او، این دادهها شامل اطلاعات بیش از ۷۳ هزار حساب کاربری، حدود ۶۴۳ هزار پیام، ۸۷۶ اتاق گفتوگو (از جمله اتاقهای چندین وزارتخانه کلیدی فرانسه) است؛ هرچند تحقیقات رسمی هنوز ادامه دارد.
⟁ تا اینجا نشانهای از شکستهشدن رمزنگاری یا نفوذ مستقیم به زیرساخت اصلی اعلام نشده است. ماجرا بیشتر شبیه تصاحب یک حساب معتبر و سوءاستفاده از دسترسیهای همان حساب به نظر میرسد؛ مسیری که خود مهاجم هم آن را نتیجه مهندسی اجتماعی دانسته است. نکته مهم اینجاست که اگرچه پیامهای خصوصی تی چپ رمزنگاری سرتاسری دارند، اما اتاقهای گفتوگوی عمومی چنین محافظتی ندارند.
🧩 این رخداد یادآوری میکند که بومی بودن یا اختصاصی بودن یک پلتفرم، بهتنهایی ضامن امنیت نیست. حتی اگر زیرساخت فنی امن باشد، خطای انسانی، مهندسی اجتماعی و ضعف در مدیریت دسترسیها میتواند راه نفوذ را باز کند. برای سازمانها، امنیت فقط انتخاب ابزار نیست؛ آموزش کاربران، محدودکردن دسترسیها و جدی گرفتن سواد دیجیتال هم بخش اصلی ماجراست.
~ NooshDaroo
#حریم_خصوصی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4👎2❤1
📸 مردی که در تصویر میبینید آقای پاول تیبتس هستند. کسی که در سنِ 29 سالگی بر سر مردم هیروشیما بمب اتم فرود آورد.
در سال 2001 در یک مصاحبهای ازش پرسیدن: با توجه به حجمِ افرادی که کُشتی آیا باز هم حاضری دست به چنین کاری بزنی؟
تیپتس که یک پیرمرد 86 ساله شده بود با اعتماد به نفس گفت:
«اگر او شرایط پیش بیاد باز هم اینکار رو انجام میدم. انسانهایی را از بین خواهم برد در عوض انسانهای بیشتری به زندگی ادامه میدن. راستش رو بخواید در طی این 56 سال بعد از بمب باران هیروشیما، یک شب هم عذاب وجدان نداشتم»
#ژاپن #جنگ_جهانی_دوم #هیروشیما #اوپنهایمر
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
در سال 2001 در یک مصاحبهای ازش پرسیدن: با توجه به حجمِ افرادی که کُشتی آیا باز هم حاضری دست به چنین کاری بزنی؟
تیپتس که یک پیرمرد 86 ساله شده بود با اعتماد به نفس گفت:
«اگر او شرایط پیش بیاد باز هم اینکار رو انجام میدم. انسانهایی را از بین خواهم برد در عوض انسانهای بیشتری به زندگی ادامه میدن. راستش رو بخواید در طی این 56 سال بعد از بمب باران هیروشیما، یک شب هم عذاب وجدان نداشتم»
#ژاپن #جنگ_جهانی_دوم #هیروشیما #اوپنهایمر
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤5👍2👎1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ علم و عمر
🎙️ صحبتهای نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان
👤 tanidegi
#علم #عمر #پیشرفت #نیل_دگراس_تایسون
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🎙️ صحبتهای نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان
👤 tanidegi
#علم #عمر #پیشرفت #نیل_دگراس_تایسون
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤8👍1
🅾️ چرا انسانهایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت میزنند؟
✍🏼 حمید مطهری
● هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
○ پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
⋉ پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است:
او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
۱. توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
۳. مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
۴. جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
۵. انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
۶. مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونههایی از این مکانیسم هستند.
#آلمان_نازی #اخلاق #یهود #زنان #الکل
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍🏼 حمید مطهری
● هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
○ پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
⋉ پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است:
افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند.
او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
۱. توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
۳. مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
۴. جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
۵. انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
۶. مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونههایی از این مکانیسم هستند.
#آلمان_نازی #اخلاق #یهود #زنان #الکل
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤5👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 15 ثانیه فقط صبر کن...
📌 اینستاگرام پر از افرادیه که به عمد اطلاعات غلط منتشر میکنن چون جذابه، هر آدمی نمیتونه در تمام موارد آگاه باشه و این افراد با سواستفاده از نا آگاهی تلاش بر دیده شدن دارن
🧩 از وبسایت رسمی خود اسنپ چت هر فردی میتونه فیلتر بسازه و منتشر کنه و اسپانسر بشه
📮 shervin.finance
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
📌 اینستاگرام پر از افرادیه که به عمد اطلاعات غلط منتشر میکنن چون جذابه، هر آدمی نمیتونه در تمام موارد آگاه باشه و این افراد با سواستفاده از نا آگاهی تلاش بر دیده شدن دارن
🧩 از وبسایت رسمی خود اسنپ چت هر فردی میتونه فیلتر بسازه و منتشر کنه و اسپانسر بشه
📮 shervin.finance
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤3👍2
آرین رسولی
جنگ خلیج فارس اینبار رخ داد! عاقبت باک بنزین بر توییت پیروز خواهد شد! ✍ آرین رسولی مقدمه در سال ۱۹۹۱، ژان بودریار فیلسوف فرانسوی، با انتشار مقالاتی مدعی شد که «جنگ خلیج فارس هرگز رخ نداد». نگاه بودریار ناظر به جنگ خلیج فارس در همان سال بود؛ یعنی جنگی که…
🅾️ چند نکته درباره مقاله «جنگ خلیج فارس اینبار رخ داد»
مقاله آرین رسولی را خواندم. به نظرم نکات قابل تأملی در آن وجود دارد، اما در عین حال چند اشکال مهم هم به چشم میخورد که بد نیست دربارهشان فکر کنیم.
نخست اینکه به نظر میرسد نویسنده از بودریار شروع میکند اما در نهایت از بودریار فاصله میگیرد. ایده اصلی بودریار در «جنگ خلیج فارس رخ نداد» این نبود که جنگ واقعی وجود نداشته یا آدمها کشته نشدهاند. مسئله او بیشتر به نحوه بازنمایی جنگ در رسانهها مربوط میشد؛ اینکه چگونه جنگ به مجموعهای از تصاویر کنترلشده و روایتهای از پیش آماده تبدیل میشود و فاصله ما با واقعیت افزایش پیدا میکند.
اما در این مقاله، گاهی چنین به نظر میرسد که بودریار به شکلی تفسیر شده که انگار اساساً وقوع جنگ را انکار میکرده است. در نتیجه وقتی در پایان گفته میشود «اینبار جنگ رخ داد»، این سؤال پیش میآید که دقیقاً کدام بخش از نظریه بودریار رد شده است؟ چون اگر منظور از رخ دادن جنگ، وجود تلفات، ویرانی و آثار واقعی آن باشد، بودریار هم منکر این مسائل نبود.
نکته دوم این است که مقاله در نیمه اول بیشتر حالت تحلیلی دارد اما هرچه جلوتر میرود، رنگ و بوی بیانیه سیاسی پیدا میکند. این موضوع به خودی خود ایرادی ندارد؛ هر نویسندهای حق دارد موضع سیاسی داشته باشد. اما از جایی به بعد تشخیص اینکه کدام بخش تحلیل است و کدام بخش داوری سیاسی دشوار میشود.
مثلاً جایی که گفته میشود هر کس در یک گزاره خاص تردید کند یا «هوش زیر متوسط» دارد یا فریبکار است، عملاً مسیر گفتوگو بسته میشود. در تفکر انتقادی معمولاً تلاش میکنیم استدلالها را نقد کنیم، نه اینکه مخالفان را به دو دسته کمهوش و فریبکار تقسیم کنیم.
نکته سوم به ادعاهای بزرگی برمیگردد که در متن مطرح میشود. مثلاً اینکه «ایماژ ابرقدرتی آمریکا فرو ریخت» یا «حقیقت بر وجدانهای بیدار جهان آشکار شد». ممکن است نویسنده شخصاً چنین برداشتی داشته باشد، اما اینها گزارههایی هستند که برای پذیرفته شدن به شواهد نیاز دارند. بدون ارائه شواهد، بیشتر با یک برداشت سیاسی مواجهیم تا یک نتیجه تحلیلی.
نکته دیگری که به نظرم جای بحث دارد، مسئله «پیروزی» است. نویسنده در بخشهایی از متن، تصویری ارائه میکند که گویی نتیجه جنگ به شکلی روشن و قطعی به سود ایران رقم خورده است. اما این ادعا نیز نیازمند شواهد بسیار بیشتری است. اگر معیار پیروزی را خسارات اقتصادی، آسیب به زیرساختها، کاهش امنیت، تلفات انسانی، فشارهای سیاسی و هزینههای بلندمدت بدانیم، دستکم برای من دشوار است که چنین وضعیتی را «پیروزی» بنامم.
اصلاً یکی از مشکلات رایج در تحلیلهای جنگی همین است که هر طرف تلاش میکند صرفاً به این دلیل که نابود نشده یا ضربه متقابلی وارد کرده، خود را پیروز معرفی کند. در حالی که گاهی واقعیت بسیار تلختر از این روایتهاست. گاهی هر دو طرف هزینههای سنگینی میپردازند و بازنده اصلی مردم عادی هستند. به همین دلیل، روایت پیروزی قاطع ایران در این جنگ برای من چندان قانعکننده نیست و بیش از آنکه یک نتیجه تحلیلی به نظر برسد، شبیه یک داوری سیاسی است.
شاید جالبترین نکته این باشد که مقاله در تلاش برای رد بودریار، ناخواسته بخشی از حرف او را تأیید میکند. بخش مهمی از متن نه درباره خود جنگ، بلکه درباره روایتها، تصاویر، رسانهها و بازنمایی جنگ است؛ یعنی دقیقاً همان موضوعی که بودریار بر آن تمرکز داشت. از این منظر، شاید مسئله اصلی این نباشد که «جنگ رخ داد یا نه»، بلکه این باشد که ما چگونه و از طریق چه روایتهایی آن را تجربه میکنیم.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
مقاله آرین رسولی را خواندم. به نظرم نکات قابل تأملی در آن وجود دارد، اما در عین حال چند اشکال مهم هم به چشم میخورد که بد نیست دربارهشان فکر کنیم.
نخست اینکه به نظر میرسد نویسنده از بودریار شروع میکند اما در نهایت از بودریار فاصله میگیرد. ایده اصلی بودریار در «جنگ خلیج فارس رخ نداد» این نبود که جنگ واقعی وجود نداشته یا آدمها کشته نشدهاند. مسئله او بیشتر به نحوه بازنمایی جنگ در رسانهها مربوط میشد؛ اینکه چگونه جنگ به مجموعهای از تصاویر کنترلشده و روایتهای از پیش آماده تبدیل میشود و فاصله ما با واقعیت افزایش پیدا میکند.
اما در این مقاله، گاهی چنین به نظر میرسد که بودریار به شکلی تفسیر شده که انگار اساساً وقوع جنگ را انکار میکرده است. در نتیجه وقتی در پایان گفته میشود «اینبار جنگ رخ داد»، این سؤال پیش میآید که دقیقاً کدام بخش از نظریه بودریار رد شده است؟ چون اگر منظور از رخ دادن جنگ، وجود تلفات، ویرانی و آثار واقعی آن باشد، بودریار هم منکر این مسائل نبود.
نکته دوم این است که مقاله در نیمه اول بیشتر حالت تحلیلی دارد اما هرچه جلوتر میرود، رنگ و بوی بیانیه سیاسی پیدا میکند. این موضوع به خودی خود ایرادی ندارد؛ هر نویسندهای حق دارد موضع سیاسی داشته باشد. اما از جایی به بعد تشخیص اینکه کدام بخش تحلیل است و کدام بخش داوری سیاسی دشوار میشود.
مثلاً جایی که گفته میشود هر کس در یک گزاره خاص تردید کند یا «هوش زیر متوسط» دارد یا فریبکار است، عملاً مسیر گفتوگو بسته میشود. در تفکر انتقادی معمولاً تلاش میکنیم استدلالها را نقد کنیم، نه اینکه مخالفان را به دو دسته کمهوش و فریبکار تقسیم کنیم.
نکته سوم به ادعاهای بزرگی برمیگردد که در متن مطرح میشود. مثلاً اینکه «ایماژ ابرقدرتی آمریکا فرو ریخت» یا «حقیقت بر وجدانهای بیدار جهان آشکار شد». ممکن است نویسنده شخصاً چنین برداشتی داشته باشد، اما اینها گزارههایی هستند که برای پذیرفته شدن به شواهد نیاز دارند. بدون ارائه شواهد، بیشتر با یک برداشت سیاسی مواجهیم تا یک نتیجه تحلیلی.
نکته دیگری که به نظرم جای بحث دارد، مسئله «پیروزی» است. نویسنده در بخشهایی از متن، تصویری ارائه میکند که گویی نتیجه جنگ به شکلی روشن و قطعی به سود ایران رقم خورده است. اما این ادعا نیز نیازمند شواهد بسیار بیشتری است. اگر معیار پیروزی را خسارات اقتصادی، آسیب به زیرساختها، کاهش امنیت، تلفات انسانی، فشارهای سیاسی و هزینههای بلندمدت بدانیم، دستکم برای من دشوار است که چنین وضعیتی را «پیروزی» بنامم.
اصلاً یکی از مشکلات رایج در تحلیلهای جنگی همین است که هر طرف تلاش میکند صرفاً به این دلیل که نابود نشده یا ضربه متقابلی وارد کرده، خود را پیروز معرفی کند. در حالی که گاهی واقعیت بسیار تلختر از این روایتهاست. گاهی هر دو طرف هزینههای سنگینی میپردازند و بازنده اصلی مردم عادی هستند. به همین دلیل، روایت پیروزی قاطع ایران در این جنگ برای من چندان قانعکننده نیست و بیش از آنکه یک نتیجه تحلیلی به نظر برسد، شبیه یک داوری سیاسی است.
شاید جالبترین نکته این باشد که مقاله در تلاش برای رد بودریار، ناخواسته بخشی از حرف او را تأیید میکند. بخش مهمی از متن نه درباره خود جنگ، بلکه درباره روایتها، تصاویر، رسانهها و بازنمایی جنگ است؛ یعنی دقیقاً همان موضوعی که بودریار بر آن تمرکز داشت. از این منظر، شاید مسئله اصلی این نباشد که «جنگ رخ داد یا نه»، بلکه این باشد که ما چگونه و از طریق چه روایتهایی آن را تجربه میکنیم.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4❤1
Audio
👍4👎3🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ نمایش وحشت، ریتم صفر
🎭 این نمایش مارینا آبراموویچ نشون میده در نبود قانون، وجدان یا ترس از مجازات، بعضی انسانها ممکنه به شدت بیرحم بشن.
📌 وقتی انسان قدرت و ارادهاش رو از دست بده یا جامعه اون رو به عنوان “ابزار” ببینه، دیگران خیلی راحتتر بهش آسیب میزنن.
🧩 هر وقت انسان قدرت یا اختیار خودش رو کامل واگذار کنه، یا خودش رو در برابر جامعه بیدفاع نشون بده، همیشه این احتمال هست که دیگران از اون وضعیت سوءاستفاده کنن و نبود قانون حتی بعضی آدمهای بیآزار رو تبدیل به هیولا میکنه.
برداشت شما از این نمایش چیه؟
Marina abramović/ rhythm0
➕ مقاله ی ریتم صفر
📮 morteza.qiasii
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🎭 این نمایش مارینا آبراموویچ نشون میده در نبود قانون، وجدان یا ترس از مجازات، بعضی انسانها ممکنه به شدت بیرحم بشن.
📌 وقتی انسان قدرت و ارادهاش رو از دست بده یا جامعه اون رو به عنوان “ابزار” ببینه، دیگران خیلی راحتتر بهش آسیب میزنن.
🧩 هر وقت انسان قدرت یا اختیار خودش رو کامل واگذار کنه، یا خودش رو در برابر جامعه بیدفاع نشون بده، همیشه این احتمال هست که دیگران از اون وضعیت سوءاستفاده کنن و نبود قانون حتی بعضی آدمهای بیآزار رو تبدیل به هیولا میکنه.
برداشت شما از این نمایش چیه؟
Marina abramović/ rhythm0
➕ مقاله ی ریتم صفر
📮 morteza.qiasii
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4👌4
🅾️ درود دوستان و همراهان عزیز
پس از مدتی فعالیت، تصمیم گرفتهام انتشار منظم مطالب در کانال را فعلاً متوقف کنم و زمان و انرژی خود را صرف برخی اولویتهای شخصی و حرفهای کنم.
از همراهی همه کسانی که در این مدت مطالب را خواندند، نقد کردند یا حتی بیصدا دنبال کردند سپاسگزارم.
آرشیو کانال همچنان در دسترس خواهد بود و شاید در آینده دوباره فعالیت آن از سر گرفته شود.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
پس از مدتی فعالیت، تصمیم گرفتهام انتشار منظم مطالب در کانال را فعلاً متوقف کنم و زمان و انرژی خود را صرف برخی اولویتهای شخصی و حرفهای کنم.
از همراهی همه کسانی که در این مدت مطالب را خواندند، نقد کردند یا حتی بیصدا دنبال کردند سپاسگزارم.
آرشیو کانال همچنان در دسترس خواهد بود و شاید در آینده دوباره فعالیت آن از سر گرفته شود.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤12🙏3
مبتذل ترین نوع غرور، غرور ملی است زیرا کسی که به ملیت خود افتخار میکند در خود کیفیت با ارزشی برای افتخار ندارد وگرنه به چیزی متوسل نمیشد که با هزاران هزار نفر در آن مشترک است. برعکس، کسی که امتیازات فردی مهمی در شخصیت خود داشته باشد، کمبودها و خطاهای ملت خود را واضح تر از دیگران میبیند، زیرا مدام با اینها برخورد میکند. اما هر نادان فرومایه که هیچ افتخاری در جهان ندارد، به مثابه آخرین دستاویز به ملتی متوسل میشود که خود جزیی از آن است. چنین کسی آماده و خوشحال است که از هر خطا و حماقتی که ملتش دارد، با چنگ و دندان دفاع کند."
📕#درباب_حکمت_زندگی
✍️ #آرتور_شوپنهاور
♻️ ترجمه : محمد مبشری
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👏10❤2👎1
🅾️ آیا داروهای گیاهی عوارض کمتری نسبت به داروهای شیمیایی دارند؟
یکی از رایجترین باورها این است که:
«چون داروی گیاهی طبیعی است، پس بیضررتر از داروی شیمیایی است.»
اما علم با این جمله موافق نیست.
طبیعی بودن، به معنای بیخطر بودن نیست.
بسیاری از گیاهان دارویی حاوی مواد شیمیایی فعالی هستند که میتوانند علاوه بر اثر درمانی، عوارض جانبی، تداخل دارویی و حتی مسمومیت ایجاد کنند.
برای مثال:
- شیرینبیان میتواند فشار خون را افزایش دهد.
- گل راعی (St. John's Wort) با دهها دارو، از جمله داروهای ضدافسردگی، ضدبارداری و رقیقکنندههای خون تداخل دارد.
- آرستولوشیا (Aristolochia) به دلیل آسیب شدید کلیوی و افزایش خطر سرطان در بسیاری از کشورها ممنوع شده است.
از سوی دیگر، داروهای نوین پیش از ورود به بازار معمولاً مراحل گستردهای از آزمایشهای حیوانی، کارآزماییهای بالینی و بررسی عوارض را پشت سر میگذارند؛ به همین دلیل، عوارض شناختهشدهتر و دوز مصرفی آنها دقیقتر است.
✅نتیجه:
هیچ شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد داروهای گیاهی بهطور کلی عوارض کمتری از داروهای نوین دارند. میزان خطر هر دارو به نوع ماده، دوز مصرف، مدت مصرف، کیفیت تولید و وضعیت سلامت فرد بستگی دارد، نه به گیاهی یا شیمیایی بودن آن.
📚
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
یکی از رایجترین باورها این است که:
«چون داروی گیاهی طبیعی است، پس بیضررتر از داروی شیمیایی است.»
اما علم با این جمله موافق نیست.
طبیعی بودن، به معنای بیخطر بودن نیست.
بسیاری از گیاهان دارویی حاوی مواد شیمیایی فعالی هستند که میتوانند علاوه بر اثر درمانی، عوارض جانبی، تداخل دارویی و حتی مسمومیت ایجاد کنند.
برای مثال:
- شیرینبیان میتواند فشار خون را افزایش دهد.
- گل راعی (St. John's Wort) با دهها دارو، از جمله داروهای ضدافسردگی، ضدبارداری و رقیقکنندههای خون تداخل دارد.
- آرستولوشیا (Aristolochia) به دلیل آسیب شدید کلیوی و افزایش خطر سرطان در بسیاری از کشورها ممنوع شده است.
از سوی دیگر، داروهای نوین پیش از ورود به بازار معمولاً مراحل گستردهای از آزمایشهای حیوانی، کارآزماییهای بالینی و بررسی عوارض را پشت سر میگذارند؛ به همین دلیل، عوارض شناختهشدهتر و دوز مصرفی آنها دقیقتر است.
✅نتیجه:
هیچ شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد داروهای گیاهی بهطور کلی عوارض کمتری از داروهای نوین دارند. میزان خطر هر دارو به نوع ماده، دوز مصرف، مدت مصرف، کیفیت تولید و وضعیت سلامت فرد بستگی دارد، نه به گیاهی یا شیمیایی بودن آن.
📚
منابع علمی
- World Health Organization. WHO Global Report on Traditional and Complementary Medicine (2019).
- National Center for Complementary and Integrative Health. Herbal Medicines.
- European Medicines Agency. Herbal Medicinal Products.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ قطعا علم جواب همه سوالات را نمیداند و حتی به نادانی خود افتخار نیز میکند، اما این دلیل نمیشود، جواب سوال هایمان را از جای دیگری بگیریم.
🧩 ریچارد داوکینز در این ویدئو از درسی که چارلز داروین به ما میدهد، میگوید. اینکه تسلیم نشویم و به جای جادو به علم تکیه کنیم.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🧩 ریچارد داوکینز در این ویدئو از درسی که چارلز داروین به ما میدهد، میگوید. اینکه تسلیم نشویم و به جای جادو به علم تکیه کنیم.
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5👏1
📖 لاکپشتها از دریا به ساحل میآیند تا تخم بگذارند و آنجا گرفتار سگهای وحشی میشوند. سگها لاکپشتها را به پشت برمیگردانند و پوستهی زیر شکمشان را از هم میدرند و گوشتشان را زنده زنده میخورند. اما بعد، اغلب پلنگی از راه میرسد و به سگها حمله میکند. حال این همه رنج هزاران و هزاران بار و سال از پیِ سال تکرار میشود.
🧩 پس این لاکپشتها برای این به دنیا میآیند! اما به چه گناهی باید گرفتار چنین عذابی شوند؟ مقصود از کلِ این نمایشِ وحشت چیست؟ واقعا حق با ارسطو است که میگوید: طبیعت الاهی نیست بلکه هیولایی است! چقدر این طبیعتی که ما نیز بخشی از آن هستیم هولناک است.
📚 جهان همچون اراده و تصور
👤 آرتور شوپنهاور
☘️ #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🧩 پس این لاکپشتها برای این به دنیا میآیند! اما به چه گناهی باید گرفتار چنین عذابی شوند؟ مقصود از کلِ این نمایشِ وحشت چیست؟ واقعا حق با ارسطو است که میگوید: طبیعت الاهی نیست بلکه هیولایی است! چقدر این طبیعتی که ما نیز بخشی از آن هستیم هولناک است.
📚 جهان همچون اراده و تصور
👤 آرتور شوپنهاور
☘️ #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6🔥1