دیگر خبری از نوشتن پایاننامه نیست. دیگر خبری از نوشتن مقاله و پروپوزال گرنت هم نیست. چه خوب! 🤖✨
دانشمندان با سرعتی باورنکردنی دارند به سمت استفاده از هوش مصنوعی میروند. استارتاپهای زیادی در حال شکلگیری هستند تا به قول خودشان، «مشکلات فرایند انتشار مقالات علمی» را حل کنند. 🚀📉
اما افراد کمی به پیامدهای این تغییرات فکر میکنند. 🤔📉
اگر هدف از دوره دکتری این است که دانشجو یاد بگیرد تحلیلی و خلاقانه فکر کند… 🧠🎨
پس چطور دانشجویان میتوانند یاد بگیرند فکر کنند، بدون اینکه واقعاً چیزی بنویسند؟ 🤷♂️📝
بدون اینکه مغزتان را به چالش بکشید ــ مغزی که طبیعتاً مقاومت میکند و خسته میشود ــ نمیتوانید یاد بگیرید. 🧠🚫
نوشتن یعنی فکر کردن. ✍️🤔
وقتی مینویسید، در واقع دارید ایدهها را از میان حجم عظیمی از افکار، اطلاعات و دادههایی که دریافت کردهاید، استخراج و صورتبندی میکنید. ⛏️🧩
آنها را دستهبندی، بازبینی، تغییر و اصلاح میکنید. 🛠🔄
و از طریق همین فرایند، یاد میگیرید که افکار خودتان را ساختاربندی کنید. 🏗📚
اگر این مهارت را بهخوبی یاد نگیرید، زندگی در آینده برایتان بسیار سختتر خواهد شد. ⚠️🌪
⸻
گفتوگوی اخیر آکباشف با یکی از متخصصان برجسته حوزه پژوهش خلاقیت، پروفسور کیث ساویر، درباره این موضوع بود که امروزه ــ بهخصوص در محیط دانشگاه ــ چگونه میتوان خلاق ماند و تیمهای خلاق ساخت. 💬🎓✨
دانشمندان با سرعتی باورنکردنی دارند به سمت استفاده از هوش مصنوعی میروند. استارتاپهای زیادی در حال شکلگیری هستند تا به قول خودشان، «مشکلات فرایند انتشار مقالات علمی» را حل کنند. 🚀📉
اما افراد کمی به پیامدهای این تغییرات فکر میکنند. 🤔📉
اگر هدف از دوره دکتری این است که دانشجو یاد بگیرد تحلیلی و خلاقانه فکر کند… 🧠🎨
پس چطور دانشجویان میتوانند یاد بگیرند فکر کنند، بدون اینکه واقعاً چیزی بنویسند؟ 🤷♂️📝
بدون اینکه مغزتان را به چالش بکشید ــ مغزی که طبیعتاً مقاومت میکند و خسته میشود ــ نمیتوانید یاد بگیرید. 🧠🚫
نوشتن یعنی فکر کردن. ✍️🤔
وقتی مینویسید، در واقع دارید ایدهها را از میان حجم عظیمی از افکار، اطلاعات و دادههایی که دریافت کردهاید، استخراج و صورتبندی میکنید. ⛏️🧩
آنها را دستهبندی، بازبینی، تغییر و اصلاح میکنید. 🛠🔄
و از طریق همین فرایند، یاد میگیرید که افکار خودتان را ساختاربندی کنید. 🏗📚
اگر این مهارت را بهخوبی یاد نگیرید، زندگی در آینده برایتان بسیار سختتر خواهد شد. ⚠️🌪
⸻
گفتوگوی اخیر آکباشف با یکی از متخصصان برجسته حوزه پژوهش خلاقیت، پروفسور کیث ساویر، درباره این موضوع بود که امروزه ــ بهخصوص در محیط دانشگاه ــ چگونه میتوان خلاق ماند و تیمهای خلاق ساخت. 💬🎓✨
❤19💔2
❤7🤝2
🧠 آیا موفقیت علمی واقعاً ما را خوشحالتر میکند؟
یک پژوهش جالب دربارهی شادی و رضایت پژوهشگران به نتیجهای رسیده که شاید برای خیلی از ما دانشگاهیها کمی عجیب باشد:
استناد بیشتر، مقاله بیشتر، اعتبار علمی بیشتر و حتی تأثیر علمی بالاتر، لزوماً به معنای زندگی شادتر نیست.
در واقع، موفقیت علمی بیشتر شبیه یک پاداش بیرونی است. به ما اعتبار، شهرت و جایگاه میدهد؛ اما الزاماً نمیتواند نیازهای عمیقتر ما مثل معنا، آرامش، رضایت و احساس خوشبختی را تأمین کند.
نکته جالبتر این است که پژوهش نشان میدهد انگیزه درونی تأثیر بسیار بیشتری بر شادی دارد.
یعنی اگر کاری را صرفاً برای مقاله، استناد، ارتقای رتبه، پرستیژ یا تأیید دیگران انجام دهیم، ممکن است بعد از مدتی حتی با وجود موفقیتهای بیشتر، احساس رضایت چندانی نداشته باشیم.
اما وقتی احساس کنیم کاری که انجام میدهیم برایمان معنا دارد، با ارزشهایمان هماهنگ است و واقعاً خودمان انتخابش کردهایم، احتمال اینکه از مسیرمان احساس رضایت کنیم بیشتر میشود.
شاید به همین دلیل است که گاهی آدمهایی را میبینیم که از نظر علمی بسیار موفقاند، اما خودشان از زندگیشان چندان راضی نیستند.
📌 شاید لازم باشد هر چند وقت یکبار از خودمان بپرسیم:
«من دارم برای موفقیت زندگی میکنم، یا موفقیت قرار است به بهتر زندگی کردن من کمک کند؟»
چون در نهایت، تعداد استنادها، H-index و تعداد مقالات، اگرچه مهماند، اما قرار نیست جای زندگی را بگیرند.
گاهی مهمترین شاخص موفقیت، چیزی است که در هیچ Google Scholar و Scopusی ثبت نمیشود:
اینکه از زندگیای که ساختهایم، واقعاً راضی هستیم یا نه.
یک پژوهش جالب دربارهی شادی و رضایت پژوهشگران به نتیجهای رسیده که شاید برای خیلی از ما دانشگاهیها کمی عجیب باشد:
استناد بیشتر، مقاله بیشتر، اعتبار علمی بیشتر و حتی تأثیر علمی بالاتر، لزوماً به معنای زندگی شادتر نیست.
در واقع، موفقیت علمی بیشتر شبیه یک پاداش بیرونی است. به ما اعتبار، شهرت و جایگاه میدهد؛ اما الزاماً نمیتواند نیازهای عمیقتر ما مثل معنا، آرامش، رضایت و احساس خوشبختی را تأمین کند.
نکته جالبتر این است که پژوهش نشان میدهد انگیزه درونی تأثیر بسیار بیشتری بر شادی دارد.
یعنی اگر کاری را صرفاً برای مقاله، استناد، ارتقای رتبه، پرستیژ یا تأیید دیگران انجام دهیم، ممکن است بعد از مدتی حتی با وجود موفقیتهای بیشتر، احساس رضایت چندانی نداشته باشیم.
اما وقتی احساس کنیم کاری که انجام میدهیم برایمان معنا دارد، با ارزشهایمان هماهنگ است و واقعاً خودمان انتخابش کردهایم، احتمال اینکه از مسیرمان احساس رضایت کنیم بیشتر میشود.
شاید به همین دلیل است که گاهی آدمهایی را میبینیم که از نظر علمی بسیار موفقاند، اما خودشان از زندگیشان چندان راضی نیستند.
📌 شاید لازم باشد هر چند وقت یکبار از خودمان بپرسیم:
«من دارم برای موفقیت زندگی میکنم، یا موفقیت قرار است به بهتر زندگی کردن من کمک کند؟»
چون در نهایت، تعداد استنادها، H-index و تعداد مقالات، اگرچه مهماند، اما قرار نیست جای زندگی را بگیرند.
گاهی مهمترین شاخص موفقیت، چیزی است که در هیچ Google Scholar و Scopusی ثبت نمیشود:
اینکه از زندگیای که ساختهایم، واقعاً راضی هستیم یا نه.
❤24👏3
موفقیت یک شبه اتفاق نمیافتد؛ بلکه نتیجهی تلاشهای کوچک اما مداوم روزانه است. امروز شاید کار سخت و طاقتفرسا به نظر برسد (مانند هل دادن یک مکعب سنگین)، اما با صبر و پشتکار، راههای سادهتر و کارآمدتری پیدا خواهید کرد (تبدیل مکعب به چرخ و سپس دوچرخه).
اگر هر روز، حتی اندکی، بهتر از دیروز عمل کنید، پس از یک سال از دیدن جایگاهی که به آن رسیدهاید شگفتزده خواهید شد (مانند اوج گرفتن یک موشک). تسلیم نشوید و به مسیر خود ادامه دهید، زیرا پیوستگی کلید موفقیت است.
اگر هر روز، حتی اندکی، بهتر از دیروز عمل کنید، پس از یک سال از دیدن جایگاهی که به آن رسیدهاید شگفتزده خواهید شد (مانند اوج گرفتن یک موشک). تسلیم نشوید و به مسیر خود ادامه دهید، زیرا پیوستگی کلید موفقیت است.
❤15⚡1👍1💯1
به خودتان اجازه دهید به کسی تبدیل شوید که دلتان میخواهد باشید و اینکار را به خاطر خودتان انجام دهید، نه به خاطر دیگران.
📚 کتاب : #گم_گشتگی
✍️ اثر : #سارا_کوبریک
📚 کتاب : #گم_گشتگی
✍️ اثر : #سارا_کوبریک
❤28👍1
وقتی دلار ۲۰۰ هزار تومان میشود، پژوهش چند برابر گرانتر میشود
دلار به ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.
شاید برای خیلیها این عدد فقط یک نرخ ارز باشد؛ اما برای یک استاد دانشگاه و پژوهشگر، پشت این عدد یک زنجیرهی طولانی از هزینهها قرار دارد که تقریباً همهی آنها مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابستهاند.
مواد شیمیایی، حلالها، مونومرها، رزینها، نانوذرات، نمکها، مواد اولیهی سنتز، فیلترها و حتی بسیاری از اقلام سادهی آزمایشگاهی یا وارداتی، با افزایش نرخ ارز گران میشوند.
هزینهی آنالیزهایی مثل SEM، XRD، XPS، FTIR، TEM، EIS و دهها تست تخصصی دیگر هم بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار میگیرد.
اما مسئله فقط خرید مواد و انجام آزمایش نیست.
یک پروژهی پژوهشی ممکن است ماهها زمان ببرد. دانشجو باید حقوق و هزینهی زندگی داشته باشد، تجهیزات باید تعمیر و نگهداری شوند، قطعات مصرفی باید خریداری شوند و برای هر آزمایش چندین بار نمونهسازی و تکرار انجام شود.
در چنین شرایطی، بودجهای که شاید چند سال پیش برای یک پروژه «قابل قبول» به نظر میرسید، امروز ممکن است حتی برای خرید مواد اولیهی آن پروژه هم کافی نباشد.
و این فقط مشکل پژوهش نیست.
هزینهی رفتوآمد، اجاره، خوراک، آموزش، کتاب و نرمافزار، اینترنت و تقریباً تمام هزینههای زندگی هم افزایش پیدا کردهاند. بنابراین پژوهشگر و استاد دانشگاه همزمان با افزایش هزینهی اجرای پژوهش، با افزایش هزینهی زندگی شخصی خودش نیز مواجه است.
بهعنوان یک استاد دانشگاه، چیزی که بیش از خودِ عدد ۲۰۰ هزار تومان نگرانکننده است، فاصلهای است که میان هزینهی واقعی پژوهش و بودجهای که برای پژوهش اختصاص پیدا میکند ایجاد شده است.
اگر قرار باشد از دانشگاه انتظار تولید علم، مقالهی باکیفیت، ثبت اختراع، حل مسائل صنعت و تربیت نیروی متخصص داشته باشیم، باید واقعیت اقتصادی انجام پژوهش را هم ببینیم.
پژوهش با «بودجهی روی کاغذ» انجام نمیشود؛
با مواد شیمیایی، دستگاه، نیروی انسانی، زمان و هزینه انجام میشود.
و همهی اینها امروز بسیار گرانتر از گذشتهاند.
شاید بد نباشد وقتی از تعداد مقالات، رتبهی دانشگاهها و شاخصهای علمی صحبت میکنیم، یک سؤال ساده هم بپرسیم:
با چه هزینهای داریم این علم را تولید میکنیم؟
💬 @Hossein_em10
دلار به ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.
شاید برای خیلیها این عدد فقط یک نرخ ارز باشد؛ اما برای یک استاد دانشگاه و پژوهشگر، پشت این عدد یک زنجیرهی طولانی از هزینهها قرار دارد که تقریباً همهی آنها مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابستهاند.
مواد شیمیایی، حلالها، مونومرها، رزینها، نانوذرات، نمکها، مواد اولیهی سنتز، فیلترها و حتی بسیاری از اقلام سادهی آزمایشگاهی یا وارداتی، با افزایش نرخ ارز گران میشوند.
هزینهی آنالیزهایی مثل SEM، XRD، XPS، FTIR، TEM، EIS و دهها تست تخصصی دیگر هم بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار میگیرد.
اما مسئله فقط خرید مواد و انجام آزمایش نیست.
یک پروژهی پژوهشی ممکن است ماهها زمان ببرد. دانشجو باید حقوق و هزینهی زندگی داشته باشد، تجهیزات باید تعمیر و نگهداری شوند، قطعات مصرفی باید خریداری شوند و برای هر آزمایش چندین بار نمونهسازی و تکرار انجام شود.
در چنین شرایطی، بودجهای که شاید چند سال پیش برای یک پروژه «قابل قبول» به نظر میرسید، امروز ممکن است حتی برای خرید مواد اولیهی آن پروژه هم کافی نباشد.
و این فقط مشکل پژوهش نیست.
هزینهی رفتوآمد، اجاره، خوراک، آموزش، کتاب و نرمافزار، اینترنت و تقریباً تمام هزینههای زندگی هم افزایش پیدا کردهاند. بنابراین پژوهشگر و استاد دانشگاه همزمان با افزایش هزینهی اجرای پژوهش، با افزایش هزینهی زندگی شخصی خودش نیز مواجه است.
بهعنوان یک استاد دانشگاه، چیزی که بیش از خودِ عدد ۲۰۰ هزار تومان نگرانکننده است، فاصلهای است که میان هزینهی واقعی پژوهش و بودجهای که برای پژوهش اختصاص پیدا میکند ایجاد شده است.
اگر قرار باشد از دانشگاه انتظار تولید علم، مقالهی باکیفیت، ثبت اختراع، حل مسائل صنعت و تربیت نیروی متخصص داشته باشیم، باید واقعیت اقتصادی انجام پژوهش را هم ببینیم.
پژوهش با «بودجهی روی کاغذ» انجام نمیشود؛
با مواد شیمیایی، دستگاه، نیروی انسانی، زمان و هزینه انجام میشود.
و همهی اینها امروز بسیار گرانتر از گذشتهاند.
شاید بد نباشد وقتی از تعداد مقالات، رتبهی دانشگاهها و شاخصهای علمی صحبت میکنیم، یک سؤال ساده هم بپرسیم:
با چه هزینهای داریم این علم را تولید میکنیم؟
💬 @Hossein_em10
😢19💔18❤7👍7🥴1
وقت انتخاب رشته س، دوس دارید در مورد کدوم مطلب بحث کنیم؟
Anonymous Poll
42%
گرایش ها ی ارشد پلیمر و رنگ
59%
دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و مقایسه شون
22%
ظرفیت ها
32%
اساتید
طبق نظر سنجی انجام شده با «دانشگاهها و پژوهشگاهها و مقایسه شون» شروع میکنیم