درد هرگز پایان نمییابد؛
تنها یاد میگیریم میان آوارش،
به جستوجوی چراغی کوچک برویم
که وانمود کند هنوز میتوان خندید.
و ما، خسته اما زنده،
با همین چراغهای کوچک
راه را ادامه میدهیم.
تنها یاد میگیریم میان آوارش،
به جستوجوی چراغی کوچک برویم
که وانمود کند هنوز میتوان خندید.
و ما، خسته اما زنده،
با همین چراغهای کوچک
راه را ادامه میدهیم.
👍3❤2🔥1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
رها کن…
آیا تا به حال ندیدی هر دلِ صادقی که در این دنیا اهمیت داد،
سنگینتر از پیش زخم برداشت؟
انگار مهرورزی در سرزمین سرد،
پاداشی جز اندوه ندارد.
آیا تا به حال ندیدی هر دلِ صادقی که در این دنیا اهمیت داد،
سنگینتر از پیش زخم برداشت؟
انگار مهرورزی در سرزمین سرد،
پاداشی جز اندوه ندارد.
🔥4❤1👍1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
تمام واژههای جهان در گلوی من انباشته شدهاند؛
مثل جمعیتی که پشت درِ بستهی یک سکوت گیر کرده باشند.
دلم پر از حرفهاییست که هر کدام میتوانند کوه را بلرزانند،
اما نیرویی برای گفتنشان ندارم،
انگار زبانم در زنجیر افکار خستهام گره خورده باشد.
میخواهم بگویم تا بفهمند چه میگذرد،
اما فقط سکوت از من شنیده میشود؛
سکوتی که از هزار فریاد پرمعناتر است.
مثل جمعیتی که پشت درِ بستهی یک سکوت گیر کرده باشند.
دلم پر از حرفهاییست که هر کدام میتوانند کوه را بلرزانند،
اما نیرویی برای گفتنشان ندارم،
انگار زبانم در زنجیر افکار خستهام گره خورده باشد.
میخواهم بگویم تا بفهمند چه میگذرد،
اما فقط سکوت از من شنیده میشود؛
سکوتی که از هزار فریاد پرمعناتر است.
❤3😢3❤🔥2👍1🔥1😁1🎉1😍1🦄1
اگه قرار باشه فردا نباشی
اخرین جمله خدافظیت چی بود؟!
مطمئن باش که گریه خواهم کرد،اما هرگز نخواهم
گذاشت ناله هایم را بشنوی.غمگین خواهم بود،
اما هرگز نخواهم گذاشت که ناراحتی ام را احساس کنی،بدون
تو شاد نخواهم بود،اما هرگز شادی تو را خراب نخواهم کرد،بدرود. 🤍
اخرین جمله خدافظیت چی بود؟!
مطمئن باش که گریه خواهم کرد،اما هرگز نخواهم
گذاشت ناله هایم را بشنوی.غمگین خواهم بود،
اما هرگز نخواهم گذاشت که ناراحتی ام را احساس کنی،بدون
تو شاد نخواهم بود،اما هرگز شادی تو را خراب نخواهم کرد،بدرود. 🤍
😢3😍2❤1👍1🔥1😁1🎉1❤🔥1💔1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقط من میدانم که در این مسیر چه گذشت، چه چیزهایی را در سکوت پذیرفتم و چطور یاد گرفتم حتی با قلبی زخمی، آرام بمانم.
گاهی زندگی برایمان چهرهی واقعی آدمها را آشکار میکند؛ نه برای اینکه تلخ شویم، بلکه برای اینکه انتخابهایمان دقیقتر شود.
من آموختهام که وفاداری یک انتخاب است، نه یک ادعا… و هرکس که نتواند انتخابش را تا آخر مسیر حفظ کند، جایگاهی در ادامهی داستانم ندارد.
این روزها، قدردان زخمی هستم که مرا به خودم نزدیکتر کرد.
دیگر نه میسوزم، نه میشکنم… فقط عبور میکنم.
گاهی زندگی برایمان چهرهی واقعی آدمها را آشکار میکند؛ نه برای اینکه تلخ شویم، بلکه برای اینکه انتخابهایمان دقیقتر شود.
من آموختهام که وفاداری یک انتخاب است، نه یک ادعا… و هرکس که نتواند انتخابش را تا آخر مسیر حفظ کند، جایگاهی در ادامهی داستانم ندارد.
این روزها، قدردان زخمی هستم که مرا به خودم نزدیکتر کرد.
دیگر نه میسوزم، نه میشکنم… فقط عبور میکنم.
❤1👍1🔥1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تویی که صورتمو دیدی اما ته چشمامو نه…
جایی که نگفتههام، قویتر از گفتههامه.
جایی که نگفتههام، قویتر از گفتههامه.
❤1👍1🔥1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من از آن دسته آدمها نیستم که با زخمشان به گوشهای بخزند و زار بزنند. یاد گرفتهام لبهای بسته، بیشتر از هزار فریاد کار میکنند. اما اگر چشمهایت دقیق باشد، میتوانی رد خستگی را در نگاه من ببینی؛ خستگی از جنگیدن در میدانهایی که حتی انتخابشان نکردهام.
هر روز بلند میشوم، کلمات را مثل زره میپوشم و میروم وسطِ زندگی، بیآنکه کسی بفهمد این زره، چند جای سوراخ دارد.
میگویند قوی هستم. بگذار همین را فکر کنند. کسی چه میداند که این قدرت، همان خستگی است که اسمش را عوض کردهام تا بتوانم ادامه بدهم.
گاهی در نیمهشبهای بیصدا، با خودم مینشینم و از همه داستانهایی که ننوشتهام حرف میزنم. شاید روزی، کسی در میان این واژههای غبارگرفته، منِ درکنشده را پیدا کند؛ همان که فقط بلد بود بایستد، حتی وقتی همهچیز در او فرو میریخت.
هر روز بلند میشوم، کلمات را مثل زره میپوشم و میروم وسطِ زندگی، بیآنکه کسی بفهمد این زره، چند جای سوراخ دارد.
میگویند قوی هستم. بگذار همین را فکر کنند. کسی چه میداند که این قدرت، همان خستگی است که اسمش را عوض کردهام تا بتوانم ادامه بدهم.
گاهی در نیمهشبهای بیصدا، با خودم مینشینم و از همه داستانهایی که ننوشتهام حرف میزنم. شاید روزی، کسی در میان این واژههای غبارگرفته، منِ درکنشده را پیدا کند؛ همان که فقط بلد بود بایستد، حتی وقتی همهچیز در او فرو میریخت.
😁2❤1👍1🔥1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
دیگر به راستی میدانم درد یعنی چه ؟!
درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود !
بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود !
درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم میشکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد ، بدون آنکه رازش را با کسی در میان بگذارد ...
درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود !
بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود !
درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم میشکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد ، بدون آنکه رازش را با کسی در میان بگذارد ...
❤1👍1🔥1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1💔1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1🔥1😁1😢1🎉1😍1❤🔥1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎉2❤1👍1🔥1😁1😢1😍1❤🔥1💔1🦄1