🔹علامه طباطبايى دو برخورد ناجور با آيتاللّٰه بروجردى پيداكرد و هر دو هم، كوتاهى از ايشان و حق با آيةاللّٰه بروجردى بود، …
🔹علامه طباطبائى يكى دو جا در پاورقىهای بحار الانوار، با لحنی تند که مخصوص فلاسفه در برخورد با فقها و محدثين است، علامه مجلسى را در بيان مشرب حكما و فلاسفه و تخطئهٔ آن، مورد انتقاد قرار داده و نوشته است: مجلسى وارد مسائل فلسفى نيست، و لذا به چنین پرتگاهی افتاده است. حق اين است كه لحن تند است، و فقط تناسب با مباحثه خصوصى ميان علما دارد، نه نوشتن و به دست مردم دادن. آن هم از حوزه علميه كه بر اساس حفظ احاديث و اخبار و فقه و احکام دين استوار است؛ نه دانستن فلسفه و افکار حكماى يونان و باليدن به داشتن آن!
🔹هیچ نگفتم و گذاشتم استاد (علامه طباطبایی) كه شايد نمىتوانست با همه كس درددل كند آن قدر بگوید كه تا حدّی آسوده شود. خلاصه سخن ايشان اين بود که علماى نجف به آقاى بروجردى فشار آوردهاند جلو فلانى را بگیرد، و کار به آن جا رسيده كه آقاى بروجردى پیغام داده است: فلانى در مجلدات بعدى “اصول فلسفه و روش رئاليسم” كه روى جلد آن نوشته است: “سيد محمد حسين طباطبائى”، طورى بنویسید که با نام ايشان؛ “حسين طباطبائى”، اشتباه نشود. بعد ايشان (علامه طباطبایی) كه خيلى عصبانى بود گفت: بگو آقاى بروجردى مطمئن باشيد كسى شما را فيلسوف نمیداند تا مطلب بر وِی مشتبه شود.
🔹بر فرض كه علامه مجلسى در مباحث فلسفى، مانند علامه طباطبائى كه رشته تخصصى ايشان بود، وارد نبود، ولى نمىبايد به دفاع از بافندگیهای فلاسفه، عالم دينى بزرگی چون او را بدان گونه تخطئه كرد. اگر هم علامه مجلسى وارد مباحث فلسفى نبوده، كسر شأن او نيست. كار انتقاد از علامه طباطبائى به جائى رسيد كه گفتند آقاى بروجردى گفته است اگر ايشان ادامه دهند ناچارم حرفى بزنم.
من آن روز هیچ نگفتم؛ ولى آمدم به رفقا گفتم آقاى طباطبائى را دريابيد، چون با اعصاب متشنجى كه دارد بيم آن مىرود که بيشتر ناراحت شود.
🔹هنوز ماجراى نوشتن پاورقى ايشان بر بحار فروكش نكرده بود که گفتند آقاى بروجردى فرمودهاند: اين همه فلسفهخوانى در حوزه چه خبر است؟! و چون در اين گونه موارد اطرافيان هم آتش بيار معركه بودند، از آن هراس داشتيم نكند آيتاللّٰه بروجردى سخنى در منبر يا جلسه استفتا بگویند، و آن را کش داده و ماجراى فدائيان اسلام براى علامه طباطبائى هم پیش بيايد.
🔸علی دوانی
📚مفاخر اسلام، جلد دوازدهم، آیتالله العظمی بروجردی، علی دوانی، ص ۲۶۹-۲۶۷، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹.
https://t.me/ReligiousSchool
Telegram
پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✅ جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
اصالت مالکیّت
🔹يك نكتهٔ دیگری هم آقای خمینی نقل كردند، گفتند: ايشان [آقای بروجردی] روحيهای داشتند كه مىتوانستند بر اين زمامدارها حكومت كنند. …
🔹آقای خمینی میگفتند اين روحيه در ساير آقایان به اين صورت نبود و در مورد يكى از آقايان فعلى كه صحبت مرجعيتش بود مىگفتند: ايشان اصلاً از یک پاسبان كنارهگیری مىكند، چه برسد كه بخواهد بر یک دولتى حكومت كند و چون اين روحيه در مرحوم آيتاللّٰه بروجردى بود، من فشار آوردم تا ايشان بيايد قدرتى در دست بگیرد و از قدرتشان استفاده كند تا حكومت اسلامى تشكيل شود تا بتواند رژیم را سركوب يا لااقل كنترل بكند. بعد گفتند: مع الأسف اين كار نشد و اطراف ايشان را بعضىها گرفته بودند، ايشان هم نمىدانست كه چقدر قدرت دارد و به هر حال از قدرت ايشان آن طور كه بايد و شايد به نفع اسلام و مسلمين استفاده نشد.
🔸فضلالله مهدیزاده محلّاتی
📚خاطرات و مبارزات فضلالله مهدیزاده محلّاتی، ص ۸۵، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹در طول مدّتی كه آقای خمینی براى ما درس مىگفتند و انس ما با ايشان بيشتر شد، به خصوص در قسمت اجتهاد و تقليد كه مسائل حكومت اسلامى را تشريح كردند و وظايفى كه براى ولى فقيه است عنوان كردند، فهميديم كه ايشان آن بينش را دارا بودند و اين بينش از همان ابتدا در ايشان وجود داشت و همان طور كه خودشان هم زمانى به من گفتند، نظرشان از اوردن آیتالله بروجردى به قم اين بود كه با رژیم مقابله بكند و من در آن زمان با بينش ايشان آشنا شدم و دريافتم كه ايشان چنین بينشى دارند و در درسشان هم اين مطالب را میفرمودند. در جلسات خصوصى به شاه و به رژیم حمله میکردند و به طور كلّی از اين فكر كه روحانى براى اين ساخته نشده است كه تنها نماز جماعتى يا نماز میّتی بخواند حمايت میكردند و اين نوع بينش در ايشان مشهود بود، …
🔸فضلالله مهدیزاده محلّاتی
📚خاطرات و مبارزات فضلالله مهدیزاده محلّاتی، ص ۸۸، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹آقای كاشانى را، پس از كشتن پسرش؛ مصطفى كاشانى، كه نماينده مجلس شاه بود، به زندان بردند … سرانجام، آقای بروجردی در اثر فشار آقای خمینی و سایر علماى قم و تهران، اقدام نمود و آقاى كاشانى را از زندان آزاد كردند.
🔹شايد دستگاه شاه فهميده بود که مرجع تقليد؛ آيتاللّٰه بروجردى با فداييان اسلام رابطه و میانه خوبى ندارد و لذا آنها را گرفت و اعدام كرد و از اين حيث نگران نبود. همين كارها نيز موجب شد که آقای خمینی از بيت آقاى بروجردى فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را به آنجا عملاً قطع نمود.
🔹چون آقای خمینی و سایر علما در آن زمان، در درجه دوم قرار داشتند، لذا هر چند نامه كه نوشتند و به شاه گوشزد کردند که اين اعدامها به صلاح نیست، شاه به حرف آقايان گوش نكرد؛ زيرا مىدانست كه آقاى بروجردى اقدام جدّى نخواهد كرد.
🔸صادق خلخالی
📚خاطرات صادق خلخالی، تکوین مبارزات در قم، ص ۴۸، موسسه الهادی.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹طلیعه عصر اسلامی طبعاً مساوات و عدالت بسیار با خود همراه آورد؛ زیرا آئین اسلام با هر گونه اجحاف و تحمیلی مخالف بود.
🔸محمدرضا پهلوی
انقلاب سفید، اصلاحات اراضی، ص ۳۶، اردیبهشت ۱۳۴۶.
——————————————-
پ.ن؛ نکته اینکه متأسّفانه جناب سوسیالیست ایشان، با وجود باور به این مطلب، مبادرت به تحمیل تقسیمات اراضی و اجحاف در حقّ ملّاکین میکند!
البته در نگاه چپ و احول ایشان و دیگر سوسیالیستها، ظلم و اجحاف، صرفاً به معنای ظلم و اجحاف در حقّ رعایاست؛ نه ملّاکین!!
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
🔸محمدرضا پهلوی
انقلاب سفید، اصلاحات اراضی، ص ۳۶، اردیبهشت ۱۳۴۶.
——————————————-
پ.ن؛ نکته اینکه متأسّفانه جناب سوسیالیست ایشان، با وجود باور به این مطلب، مبادرت به تحمیل تقسیمات اراضی و اجحاف در حقّ ملّاکین میکند!
البته در نگاه چپ و احول ایشان و دیگر سوسیالیستها، ظلم و اجحاف، صرفاً به معنای ظلم و اجحاف در حقّ رعایاست؛ نه ملّاکین!!
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی به شدت با اصلاحات ارضی مخالف بودند؛ زیرا ایشان مالکیت را به عنوان یک اصل ضروری اسلام به رسمیت میشناختند و قدرت شاه را نالایقتر از آن میدانستند که با دستاندازی به این اصل، به فکر اصلاح حال رعیت باشد.
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
https://t.me/ReligiousSchool
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی در برابر اصلاحات ارضی، موضع شدیدی گرفتند و فرمودند:
«من در این مملکت غصبی، نمیتوانم بمانم. گذرنامه بدهید، میخواهم بروم. شاه هم بلافاصله گذرنامه را فرستاد. در این میان، بین مردم شایع شد، آقا میخواهند بروند و بر اثر سخنرانی یکی از وعاظ در قم در سال ۱۳۳۹، حوزه و بازار تعطیل شد و تهران هم تعطیل شد و دستههای عزاداری و سینهزنی و زنجیرزنی به راه افتاد. مردم مثل روز عاشورا زنجیر زدند! رژیم به وحشت افتاد و کسی را پیش آقا فرستاد و عذرخواهی کرد. از طرفی آقای بروجردی مسائل سیاسی را علنی نمیکردند.»
🔸غلامرضا کرباسچی
📚تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزهی علمیهٔ قم)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۲، چاپ اول، ۱۳۸۰.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹هرگاه بحث از اصلاحات ارضی پیش میآمد، آیتالله بروجردی مخالفت خود را اعلام میکردند و به افرادی که از طرف شاه برای ملاقات با ایشان میآمدند، میفرمود:
«به من گفتهاند منظور شما خدمت نیست و میخواهید از این راه به کشاورزان و منافع مردم زیان برسانید … به طور کلّی تا من زنده هستم، این کار شما عملی نیست.
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
——————————————-
پ.ن؛ با رحلت آقای بروجردی اعلیٰ الله مقامه الشریف، هم تقسیمات اراضی صورت گرفت، هم انقلاب شد.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹لایحه اصلاحات ارضی دولت به مجلس داده شد و در اوایل سال ۱۳۳۹ در مجلس مورد بحث قرار گرفت.
آیتالله بروجردی با ارسال نامهای به آیتالله بهبهانی نوشتند که «به مجلس تذکر دهید که لایحه را تصویب نکنند.» و عدم موافقت طرح اصلاحات ارضی با قوانین اسلام را گوشزد و حتی تهدید کردند که «در مقابل نامههای زیادی که از شهرستانها میرسد، نظر به این که کتمان احکام الهیه جایز نمیباشد، ناچار هستم جواب سؤالات مردم را بنویسم.»
🔹موافقت و مخالفت این فقیه مجاهد به حدّی بود که شاه نمیتوانست آن را نادیده بگیرد و به نقل از احسان نراقی، شاه در اینباره گفته بود: «تا زمانی که او زنده بود، اصلاحات ارضی را به تأخیر انداختیم، چون میدانستیم آن را تأیید نخواهد کرد.. شاه در کتاب انقلاب سفید به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «این برنامه را سالها پیش میخواستم انجام دهم، ولی یک مقام غیرمسئول که اطلاعی از ترقیات دنیا نداشت، سدّ راه بود.»
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹مسيو ايزولسكى [ايسولسكى] جواب داد كه ستارخان اعلان كرده كه حكومت آذربایجان به او واگذار شده است و دولت روسيه اين مطلب را به هیچ وجه نخواهد پذیرفت و به علاوه به توسط فداییها که به لباس پلیس متلبّس هستند، از اهالى جبراً پول گرفته مىشود و همچنین مردم را به هيجان و بر ضد حضور قشون روس تحريک مىکنند.
📚کتاب آبی، گزارشهای محرمانه وزارت خارجه انگلیس دربارهٔ انقلاب مشروطه ایران، به کوشش احمد بشیری، جلد سوم، ص ۶۵۱، نشر نو.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹نكته جالب و عبرتانگیز اين است كه سردمداران سياست رضاخانى در بين خواستههاى علماى متحصّن در قم، شايع ساختند که آنها فقط با نظام اجبارى؛ يعنى بردن جوانان مملكت به سربازى كه براى حفظ نظام و حدود مملكت امرى ضرورى است مخالف هستند، و از خواستههاى مشروع دیگر آنها سخن نمىگفتند!
🔹تازه، همان نظام اجبارى هم در آن زمان خود مسئله مهمى بود.
🔸علی دوانی
📚مفاخر اسلام، جلد دوازدهم، آیتالله العظمی بروجردی، علی دوانی، ص ۱۱۶، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹.
—————————————-
پ.ن؛ نکته اینکه همین “اجباری”، پس از انقلاب سوسیالیستی ۵۷، به “خدمت” مُعَنوَن گردید؛ آنهم از نوع “مقدّس”!
https://t.me/ReligiousSchool
🔹علماى متحصّن قم … خواستههاى خود را در شش مطلب به مهدىقلىخان هدايت و تیمورتاش [وزیر رضاخان] … اطلاع مىدهند، بدینگونه:
اولاً راجع به نظام اجبارى؛ … از دولت تقاضا مىکنند که الغاء قانون نظام اجبارى شود، و در صورت عدم امكان، درخواست مىكنيم كه امر به تعطيل و فکّ مشمولين و مأخوذین نمايند، …
🔸علی دوانی
📚مفاخر اسلام، جلد دوازدهم، آیتالله العظمی بروجردی، علی دوانی، ص ۱۱۹، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹.
https://t.me/ReligiousSchool