پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
777 subscribers
2.2K photos
154 videos
9 files
1.74K links
جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
Download Telegram
🔹اساس مشروطیّت، به امضاء آخوند، توسّط عدّه‌ای تجّار ظاهر الصلاح … صورت گرفت.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، فصل نهم؛ سیاست، ۹. تائید مشروطیّت توسّط آخوند خراسانی، ص ۱۹۲، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
🔹به هر حال، کثرت “حقیقیّه و وحدت حقیقیّه” مُحالّ است. مگر این‌که کسی بگوید: تناقض مُحالّ نیست.

🔹وقتی خورشید آمد، ستارگان دیده نمی‌شوند؛ امّا واقعاً هستند.

🔹جمع میان برهان و وجدان و آن‌چه به صورت متواتر در کتاب و سنّت آمده است اقتضاء می‌کند که قائل به کثرت حقیقیّه و وحدت حکمیّه شویم.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ص ۳۵۳، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۵)؛

🔹یک بار از طریق ترکیه به سامرّا مشرف شدم. به استانبول که رسیدم، اسدآبادی به دیدنم آمد و گفت: به میرزا بگویید ناصرالدین‌شاه را ابتدا تکفیر و سپس عزل کند.

پرسیدم: «چه کسی را جای او بگذارد؟» جواب داد: «خود مرا!» سئوال کردم: «با چه پشتوانه‌ای؟» پاسخ داد: «با پشتوانه سلطان عبدالحمید!» سخت برآشفتم و با او بگومگو کردم.

🔹در سامرّا که خدمت میرزا رسیدم، ماجرا را تعریف کردم و ایشان گفت: اگر با او موافقت کرده بودی، رابطه‌ام با تو قطع می‌شد! عزل ناصرالدین‌شاه به استقلال تنها کشور شیعه دنیا لطمه می‌زند و باعث می‌شود ایران تبعهٔ دولت عثمانی شود.

🔸شیخ عبدالنبی نوری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۶)؛

🔹اسدآبادی در زمان میرزا به سامرّا می‌رود که از میرزا وقت ملاقات بگیرد، ولی میرزا به او وقت نمی‌دهد! او دو نامه هم به میرزا می‌نویسد که میرزا به آنها هم جواب نمی‌دهد! وقتی میرزا به اسدآبادی وقت ملاقات نداد، اسدآبادی از دیوار خانه ایشان بالا رفت و وارد اتاق ایشان شد و با ایشان ملاقات کرد!

🔸سیّد شهاب‌الدین مرعشی نجفی

https://t.me/ReligiousSchool
🔹آقازاده [فرزند صاحب کفایه] به رضاپالانی گفت: «عمّامهٔ طلبه‌ها را برندارید.»

وی پاسخ داد: «پدرت [هنگامی که مشروطیّت را امضاء کرد]، عمّامهٔ آن‌ها را برداشت.»

به آقازاده گفتند: «بنویس؛ وجه و کَفّین [از حجاب واجب زنان] مستثناست.»

آقازاده گفت: «نمی‌نویسم. من گناهم زیاد است. این کار را نمی‌کنم.»

بالاخره او را کشتند.

🔸محمّدتقی بهجت فومنی

📚زمزم عرفان
؛ محمّد محمّدی ری‌شهری، یادداشت شماره ۲۵، ۱۱- عمّامهٔ روحانیّون را پدرت برداشت. ص ۳۳۶، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۹.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۷)؛

🔹
قتل عرفاء عتباتی؛ از میرزای بزرگ تا شیخ فضل الله نوری؛ به عنوان بزرگترین مانع ترویج عرفان وحدت وجودی و تفکّرات صوفیانه، مرضیّ رضای جریان حسینقلی همدانی و سید علی قاضی و شاگردان آنان بود که با سکوت خود در برابر جنایات عمّال مشروطه، روشن‌فکران، ازلی‌ها و بهائیّت، مهر تائید خود را بر قلع و قمع عرفاء عتباتی زدند.

🔹هر چند گاهی برخی از آن‌ها به نحو تعارف‌گونه، از فجایع مذکور ابراز ناخرسندی کرده‌اند، اما از دیگر دلایل رفتار یکی به نعل یکی به میخ عرفاء وحدت وجودی با مشروطهٔ ملعونه، توجیهی است که از آن و مشروطه می‌توان برای انقلاب سوسیالی پنجاه و هفت ساخت و دست و پا نمود.

🔹انقلابی که در صدر و ذیل و ساق، النعل بالنعل، در مبنا، بِناء، روش و آرمان‌های خود، امتداد مشروطه است.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۷)؛

🔹اصحاب مکتب سامرّا مانند خود میرزا حالت تشکیکی داشته‌اند که این مسأله درست برخلاف اصحاب النجف بوده است.

🔹اصحاب النجف بر خلاف اصحاب السامرا حالتی جزم‌گرایانه داشته‌اند و اگر به عبارات کفایه مراجعه کنید می‌بینید که زبانی که آخوند در کفایه به کار برده است، زبان «این است و جز این نیست» و قطعیّت جزمی است.

🔹بعضی می‌گفتند ممثّل نجفی‌ها «إِنّما» است و ممثّل سامرائی‌ها «لیت و لعلّ» و امثال این‌ها است.

🔸سیّد موسیٰ شبیری زنجانی

https://t.me/ReligiousSchool
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۸)؛

🔹مرحوم سیّد محمّدکاظم یزدی در قم خیلی مقلّد داشت. شاید علّتش این بود که مرحوم سیّد صادق روحانی که در قم بسیار موجّه و مورد ارادت قمی‌ها بود، در ماجرای مشروطه با مرحوم سیّد هم عقیده بود و قهراً او را برای تقلید معرّفی می‌کرد.

🔹سیّد مهدی روحانی از شیخ محمّدحسین نجّار که از افاضل قم بود نقل می‌کرد: من و یکی از افاضل قم نزد مرحوم آخوند درس می‌خواندیم و قهراً طرفدار مشروطه بودیم. وقتی ما از نجف خارج شدیم، من طبق همان اعتقاد وارد قم شدم و چون قمی‌ها طرفدار مرحوم سیّد بودند، من منزوی شدم؛ امّا رفیقم مورد توجّه قرار گرفت.

🔸سیّد موسیٰ شبیری زنجانی

https://t.me/ReligiousSchool
🔹هر قدر در الفاظ و عبارات، طنطنه و بلندپروازی بیش‌تر شد، همان‌قدر از قدرت واقعی سلطنت کاسته گردید.

🔹هر وقت بیش‌تر شاه را ملائک‌سپاه و جمشید‌دستگاه خواندند، روح سلحشوری که از زمان نادرشاه و کریم‌خان و آقامحمدخان در قشون ایران مجدّداً دمیده و ایجاد شده بود، افراد سپاهیان و سرکرده‌های آن‌ها را بیش‌تر ترک گفت.

🔸عبدالله مستوفی

📚شرح زندگانی من
، جلد اول، در سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار، اعطای لقب، ص ۳۰، انتشارات زوّار.

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۸)؛

🔹روحانیّون سنّتی مخالف تشکیل حکومت دینی، بر طبق احادیث گوناگون، نیک می‌دانستند که حکومت دینی، نیست مگر برپایی و رسمیّت‌بخشی به بازار مکّارهٔ نفاق و ریا؛ به کام دین‌فروشان به نام مؤمنان.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۴۹)؛

🔹تعبیر “خروج حسینی” به “انقلاب، قیام و شورش حسینی” با ادبیّات سوسیالیستی، از جمله تحریفاتی بود که توسّط روشن‌فکران و روحانیّون انقلابی، به نهضت حسینی، در شش دههٔ اخیر، به منظور تائیدی بر انقلاب پنجاه و هفت، جهت تشکیل حکومت دینی سوسیالیستی، با هدف توجیه انتقال قدرت و ثروت از طریق غصب و مصادره به آنان، تحمیل شد.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۵۰)؛

🔹عرفاء وحدت وجودی، روشن‌فکران و روحانیّون انقلابی، دست‌کم در فقه‌ستیزی و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، در فقه‌گریزی و اسقاط بعضیّه یا کلّیّهٔ تکالیف فقهی، مشترک‌اند.

🔹نگاه سطحی این جماعت به فقه، به ترتیب از تقدّم کشف و شهود، توسعه و پیش‌رفت و تشکیل حکومت و حفظ آن بر فقه جعفری برمی‌خیزد.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۵۱)؛

🔹در طبیعت، چه شکار و چه شکارچی، عمدتاً به دنبال حفظ حیات‌ خویش و در پی رهایی مقطعی از مرگ‌اند‌.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۵۲)؛

🔹در حالی فرد امروزی، روشن‌فکران و شریعت‌گریزان فقه‌ستیز، ظاهر را در تقابل با باطن، به نحوی قرار می‌دهند و به القاء این مغالطه می‌پردازند که “حفظ ظواهر، لزوماً در گرو بی‌اهمّیّتی و تخفیف بواطِن و عدم اعتقاد به اموری است که ظواهر از آن حکایت دارد” و همین را دستاویزی برای ترویج بی‌توجّهی نسبت به ظواهرِ خصوصاً مورد نظر شریعت قرار می‌دهند و در جایگاه نفی و نهی آن می‌نشینند که صدر و ساق و ذیل آن‌ها، یک ظاهرپرستی تمام عیار است.

🔹به خوبی می‌توان از وفور و ارزش‌بخشی به عناوین پر طُمطُراق بی‌محتوای امروزین، نظیر دکتر، مهندس، …، فعّالیّت‌های پرخورانه‌ای چون بدن‌سازی؛ تحت عنوان ورزش، بازار مکّارهٔ مد در زمینه‌های مختلف، آرایش‌های در حدّ گریم زنان، دست‌کاری‌های ریز و درشت گوناگون دماغ، شکم، بوتاکس، … آن‌هم تحت عنوان جرّاحی پزشکی، … و بسیاری از امور دیگر در عرصه‌های مالی، فرهنگی، … به خوبی پی به ابتذال و بی‌محتوایی همه جانبهٔ انسان‌نمای ظاهرپرست امروزی ‌بُرد.

🔹وجه تعجّب‌برانگیز مسئله این‌که، فرد امروزی، که چهل‌تکّه‌ای است عاری از هر هویّت مثبت، نسبت به کسی که سادگی و مَنِشی غیر از او را انتخاب نموده و به ظاهرپرستی او سر نسپرده است، به نحو تمسخرگونه عنوان اُمُّل و … می‌نهد!!

🔹آری؛ “انسان‌نمای امروزی” مسخ ظواهر است.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۵۳)؛

🔹در کنار کبر و غرور، از یکسان‌انگاری و عدم تمایز همه‌جانبهٔ تمامی امور در مقولهٔ مرگ می‌توان، پوچ‌گرایی را منشاء دیگر نفی معاد محسوب کرد.

🔹ابلیس و شیاطین، امام یکسان‌انگاران پوچ‌‌گرایند.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۲۵۴)؛

🔹انحصار تعیین تمامی احکام و ارزش‌ها در دست انسان؛ که در برابر حاکمیّت الهی می‌ایستد، به عنوان موجودی محبوس در صدر تولّد و ذیل مرگ، چیزی جز محدود نمودن صدق و کذب و ارزشمندیِ ارزش‌ها در بازهٔ بستهٔ جهان مادّی، که از یکسان‌انگاری و پوچ‌دانی سرانجام امور نشأت می‌گیرد، نیست.

🔹در گسترهٔ دین، تبدیل مرگ به “وفات” به این معناست که پایان زندگی دُنیَوی، نه یک دیوار، که یک باب است.

🔹اومانیسم، مکتب هیچ‌انگاری ابدی انسان، با اصالت پوچ‌انگاریِ سرانجامیِ جمیع امور است.

#مصطفی_مطهری


https://t.me/ReligiousSchool